کی بود کی بود من نبودم
اسماعیل وفا یغمایی

 

بنام آنکه هستی نام از او یافت
فلک جنبش زمین آرام از او یافت
به روز آرنده شبهای تاریک
جواهر بخش فکرتهای باریک
خرد را بی میانجی حکمت اموز
فلک بر پای دار و انجم افروز
همه در توست و تو در لوح اوئی
حروف کاینات ار باز جوئی*
 
چند نکته در آغاز نوشته
نمیدانم «رهبر» و «متابعان صدیق» آیا چند نکته  صمیمانه را در مقدمه این نوشته باور میفرمایند. نکات اولیه این هاست.
یکم: مجادله قلمی من و امثال من، برای من و امثال من با ایشان و پیروان،  واقعی ولی بسیار دردناک است.
ما این مجادله را  «نه می خواستیم»  و «نه میخواهیم».  این مجادله برای ما دردناک و در بسیاری موارد رقت انگیز است،زیرا با تمام هتک حرمتها و دشنامها و توهین های  شما که ماهها ست بیرحمانه و قاطع، نثار ما میشود خوب میدانیم که در حال حاضر به دلیل حاکمیت آخوندها شما مغلوبید و در افتادن با مغلوب دردناک است  بخصوص اگر سی سال با مرده و زنده اوخاطره داشته باشی.
دو دیگر اینکه به نظر من،  فارغ از همه چیز در پایه و ریشه، علیرغم تمام تندی ها و لت و کوبها،کارکردهایتان در رابطه با مخالفان و منتقدان نشان میدهد بسیار  ضعیف ا ید و گاه واقعا رقت انگیز..
سه دیگر  فرصت ما اندک است وما نمی خواهیم بخشهائی از عمر باقیمانده را صرف جدال با نیروئی بکنیم که در حال حاضر و حتی بنظر من در آینده،علیرغم هنوز امکانات فراوانشان، بنا بر ماهیت و محتوا،حتی اگر سودای دور دست رهبر جامعه واقعیت بپوشد و پیروزی و تخت و کرسی مهیا شود بنا بر ماهیت و ساختار محوری،  به نظر من با کارکردهای کنونی جز فسیلی بر راه نیست. کاروان تاریخ تند و تیز دشتهای امروز و فردا را در مینوردد و این فسیل بر جای مانده امروز با تلاشی عبث  و ناتوان از درک نوی ها سعی میکند کهنگی ها و پوسیدگیهای خود را رنگ بزند و این تحفه را با هر محملی که شده بقبولاند  و فردا نیز حکایتی است که باید تماشا کرد.ما نمی خواهیم با این موجودیت در افتیم. بیشتر میخواهیم او را بحال خود گذاریم ولی نمیگذارید.

انگیزه نوشتن این یاداشتغرض از قلمی کردن این یاداشت اما نظاره چند مقاله وزین و چند عکس موزون در سایت مطهر  و وزین آفتابکاران بود.  عمامه بر سر مصداقی گذاشتن، دوباره عکسهای من و مصداقی و قصیم و روحانی و... را بر فرق مقاله ای بعنوان مزدوران اطلاعات نشر دادن و تعدادی مقاله ریز و درشت از نویسندگان اشنا و ناشناس منتشر کردن.

برخی ها عبارتند:

*در شعار «انترناسیونالیست»، در تفکر و نگاه «ناسیونالیست راست»

**زگیل ***آرشیو هفتگی مطبخ تاریخ شماره 6 ****خرمگس معركه - ادامه ****اوج گیری مجدد تحرکات به مُلّا پیوسته ها و ضرورت هوشیاری یاران مقاومت - ادامه ******پژواکیان. ..شهادت غلامرضا خسروی ....اشک تمساح مصداقیان.....از جنایت تا مکافات - ادامه

چرا اینهارا مینویسند 
مدتی بود موج توهین و تهمت، جز بر علیه مصداقی و عاطفه اقبال، گویا فروکش کرده بود اما دوباره شروع شد.

مراسم ویلپنت نزدیک است یازدهمین سالگرد دستگیری رئیس جمهور مقاومت، در آنسو لیبرتی دارد در رنج و درد و خون نفس نفس میزندوبعد از یازده سال میتوان اندیشید که: بسیاری از دوستان رهبر و یاران این سئوال به ذهنشان میزند که چرا باز هم این مراسم؟ چرا روی لیبرتی زوم نمیشوند، چرا و چراها؟ پس باید شیپورها را نواخت،به تجربه روشن است که دشمنی نه دور دست بلکه نزدیک دست لازم است پس بنوازید که:

فواید دشمن و دشمن تراشی

بنوازید که: مزدوران وزارت اطلاعات که بر کاکلشان مصداقی و روحانی و قصیم و یغمائی و اقبال و جمالی و حیدر نژاد و.... نشسته اند مشغول فعالیت اند .هوشیار باشید! بجنبید! بسیج شوید، غافل مباشید، ذهنها را روی این متمرکز کنید و.... اساتید و معلمان و رائدان و راهنمایان در این راه نیز از هیچ چیزی فرو گذار نمی کنند! شک روا نمیدارند! کوتاهی نمیکنند! مهم نیست که باور کردنی است یا نه! واجب است و باید انجام داد چون مساله حل میکند!

چرا دچار تناقض نمیشوند

من بارها فکر کرده ام چطورست که بزرگان دچار تناقض نمیشوند. در جستجو چیزهای مختلفی به ذهنم زده است . مثلا: بدترینش : اینکه رفیقمان ایرج شکری اشاره کرده است. در پی قدرت و در گریز از شکست، فروختن  (وبمدد محمل تاریخی هدف وسیله را توجیه میکند) روح و وجدان و شرف را به شیطان .فروختن. در زمینه همین ماجرا همچنین چرا نباید فکر کرد : وما تسقط من ورقة إلا يعلمها ولا حبة في ظلمت الأرض ولا رطب ولا يابس إلا في كتب مبين  .سورة الأنعام آية 59  برگ بدون اگاهی خدا از درخت نمی افتد و نیست دانه ای در ظلمات زمین و در خشکی مگر اینکه در کتاب روشنگر امده است.. خب! وقتی این چنین است  چرا حاکمیت این همه دیکتاتور و جلاد در طول تاریخ ایران و جهان و حاکمیت کنونی امپریالیزم و ارتجاع و اسارت و بدبختی میلیارها انسان بدون اراده الهی باشد، و او  یعنی حضرت حق با فراز و فرود آوردن اینها ، (یعنی چرخش  اصلی تاریخ نه با خواست ما بلکه اراده حق،)  دارد نقشی را بازی میکند و رقم میزند که ما نمی فهمیم.بنابر این: وقتی مدار چرخش اراده الهی چنین است چرا نباید با بر گزیدگان او امثال ملوک و سید الرئیسها و برادران بازنشسته سازمانهای جاسوسی و جنگ رفاقت بخرج داد، و برسر یک میز نشست و عکس گرفت و صحبت کرد تا اراده الهی بر این قرار گیرد ملتی از زیر بار ستم خمینی و خامنه ای بدر آیدو مهر تابان آزادی بر ایرانزمین بدرخشد. میبینیم ورود نگاه و معرفت مذهبی و دخول آن در امر سیاست و جامعه میتواند ما را به چه فرازهائی! رهنمون شود.

در این دستگاه منتقد و مخالف بطور فلسفی و تاریخی مانع چرخش اراده الهی است. در همین رابطه است که میتوان به این نتیجه رسید که زدن ریشه های منتقد و مخالفی که مانع چرخش اراده الهی است هر که باشد ضرورت تاریخی و انقلابی دارد و دیگر مهم نیست مامور اطلاعات هست یا نیست!  پول میگیرد یا نمی گیرد!  مادرش «مریم عذرا» بوده است یا «بی بی تمیز خالدار».اینها مهم نیست! مهم این است که اینگونه افراد چه مامور باشند یا نباشند یا پول بگیرند و یا نگیرند تحلیلا وتفسیرا مزدورند و مانع انقلاب،خلق، اراده خدا  و چرخش تاریخ. خب وقتی که انسان به مرتبت رهبرعقیدتی هم رسیده باشد، یعنی: سرچشمه و منبع و جائی که همه چیز با او شروع میشود، و با او معیار میگیرد و محک میخورد جای تناقضی وجود ندارد. این دستگاه وقتی که یگانه ویکتاست وپیرامون خود نه هیچ دستگاه دیگری را نمی بیند و قبول ندارد، وهیچ دستگاهی جز خود را برسمیت نمی شناسد تا با او مقایسه شود،به نحو درخشانی بی تناقض است و همین جاست محل نفهمیدنهای ما مخالفان و منتقدان نفهم!!.
اشاره ای برای ضرورت تحلیل روانشناسانه یک شخصیت «ما »مقایسه میکنیم ، شک میکنیم، توزین میکنیم، محک میزنیم و بر میگزینیم ولی «او» نیازی ندارد چیزی است  او در نقطه ای است که از نظر سیاسی و غیره
هو الأول والآخر والظاهر والباطن وهو بكل شيء علیم

من بارها فکر کرده ام که در تحلیل «شخصیتی واقعا شگفت همانند رهبر عقیدتی»،در کنار روشنائی افکندن بر کارکردهای سیاسی و تشکیلاتی وغیره ایشان، جای یک «نگاه روانشناسانه به اعماق روح و منش  این وجود» واقعا خاص خالی است. او یک انسان معمولی نیست. او با کار کردهایش خشت به خشت ساخته شده است . اوانسانی است  که بعنوان مثال: *در زیر پرچم کارکردهای و فرمانها ی  او چند ده هزار نفر جان باخته اند. **در همان هنگام جانباختین و اوج تیربارانها او تصمیم به خروج میگیرد و پرواز تاریخساز را رقم میزند. ***چند ماه پس از جانباختن همسرش با اراده ای آهنین و بی هیچ مشکلی ازدواج میکند واسم این ازدواج را نیز ازدواجی در راستای انقلاب و اسلام میگذارد.. اندک زمانی بعد با آغاز انقلابی که نامش را انقلاب درونی میگذارد با همسر نزدیکترین دوستش ازدواج میکند و سازمانش را بقول خودش از اوج آبشار نیاگارا بزیر می اندازد و نوسازی میکند. **** چند ماهی پس از ازدواج تاریخساز پیشنهاد دهنده اعلام شده این ازدواج را فرو میکشد و اعلام میشود او دشمن شماره یک انقلاب درونی است *****با پرواز تاریخساز دوم به عراق میرود ودر مملکتی که در حال جنگ با مجموعه ایران است ساز مبارزه آزادی بخش را بصدا در می آورد. ****** کشتار و بخاک افتادن یک سوم از نیروهای ارتش ازادی را در عملیات فروغ جویدان فتح می بیند و آن را پیروزی اعلام میکند. ******در امتداد زنجیره انقلابات درونی برجسته ترین یارانش را بی هیچ مشکلی بخاطر منافع خلق و انقلاب بر کنار میکند و زنان را برمیکشد. ******* بخاطر منافع انقلاب و خلق طلاقهای جمعی جاری میشود. ********و سر انجام دوران اختفا شروع میشود و الخ

باید به اعماق روح و روان این وجود شگفت سفر کرد.

برش افقی و عمودی. من در رابطه با توهین و تحقیرهای سایت کارندگان آفتاب کاری به این سایت و نویسندگانش ندارم . شخصا به تمام آنها درود میگویم و برایشان سلامت ارزو میکنم. در این مدار یعنی مدار اصلی است که جواب را میجویم و اعتقاد دارم که برای یافتن پاسخی مناسب برای اینکه چرا ما را اطلاعاتی میخوانند هم، باید به اعماق روح و روان این «وجود» واقعا شگفت باید سفر کرد انجا در کنار پاسخهای بسیار، جواب این سئوال را هم خواهیم یافت : باید «او»را ( با عزت و احترام)   از نظر  شخصی و اجتماعی وسیاسی در طول زمان،با یک برش و گذر افقی و متحرک، از «دوران کودکی»، روی دوران کودکی و حوادث و اتفاقات  دوران کودکی آنجائی که شخصیت انسان نخستین خشتهای محکمش گذاشته میشود   تاکید میکنم،تا «نوجوانی» و«جوانی» و «میانسالی» دنبال کرد. فارغ از ستایشهای فرموله شده گنگ باید دید «او که بوده» ،«چگونه ساخته شده»،

«چه اتفاقاتی در زندگی او افتاده»، «چه چیز آزارش داده ومچاله اش کرده چه چیز او را نواخته و رشدش داده»و«ظرفیتهای خود را از کجا به دست آورده؟ »تا بدین مرحله رسیده است و سپس...
برش عمودی شخصیت او را باید با  یک برش عمودی و ایستا چنانکه رمان نویسان بزرگ،که روان کاوانی نادره و بزرگند ما را به درون روح و روان شخصیتهایشان و آنجا که مرکز چرخش شخصیت قهرمان داستانشان است برش میدهند و ما به تماشای «بابا گوریوی» بالزاک، «ژان والژان» ویکتور هوگو و«پیرمرد خنزر پنزری» هدایت مینشینیم ، باید برش داد و به تماشا نشست ، در او به سفر رفت و کوشش کرد که نقطه اصلی شخصیت این بزرگوار کشف شود، انگاه تعجب های ما تمام خواهد شد و خواهیم دانست که او، این موجودیت شگفت احاطه شده در پیکری متوسط لزومی ندارد روحش را به شیطان فروخته باشد زیرا با چنین ساخت و بافتی: اوهیچ تناقضی در مثلا کار پیش پا افتاده ای مثل اطلاعاتی خواندن مخالفانش و منتقدانش ندارد، آخر در برابر چرخش محوری شخصیت این وجود فرآ انسان (که رسما اعلام شد به هیچکش جز خدا پاسخگو نیست و کارهایش همه هنگامی قابل فهم است که ما در وجود او ذوب شویم) چرا باید تعجب کرد که ما اطلاعاتی نیستیم.با معیار و میزان چنین وجودی است که می شود بعنوان مثال و با بیاد آوردن مثلا شخصیتهائی فرضی:

- با بانوئی اطلاعاتی همنفس شد،

-با دختر خوانده خویش پیمان ازدواج بست

-با اطلاعات همکاری کرد و به ایران رفت و آنجا بچه به دنیا آورد و به خارجه برگشت و انقلابی شد.

- به زن میهماندار خود حمله ور شد

- در زندان با زندانبان همکاری کرد و در خارج زندان علیه شکنجه شدگان مقاله نوشت

- از راه نامشروع ارتزاق کرد.

- ایرانی نبود تایلندی و افریقائی و هندی و پاکستانی بود ولی در کنار چنین وجودی از هر پلیدی شسته شد و در زمره انقلابیون و هواداران انقلابیون قرار گرفت

ولی: چهل سال پنجاه سال در راه آزادی ملت رنج کشید وانتقاد و مخالفت و با دوری از این وجود تاریخی- فلسفی از هضم رابع اطلاعات گذشت! و تبدیل شد به مزدور و جیره خوار.

این را باید خوب خوب خوب فهمید تا سبک و نازل از مساله عبور نکنیم.نه او و نه یاران صدیق با این دستگاه دچار تناقض نمیشوند. که تناقض مرگبار خواهد بود.
مرگبار بودن تناقض مجسم کنید که یک لحظه فقط یک لحظه! چنین وجودی در کار کردهای خود دچار شک شود و از امواج دریای بفرمانی که در آن  بطور ایدئولوزیک و سیاسی شناور است خارج شود، اگر این چنین شود و این وجود،از انچه در آن شناور است دور افتد، بلافاصله به سرنوشت عظیم ترین موجود روی کره زمین یعنی بالن دچار خواهد شد، یعنی زیر وزن خود خرد خواهد شد. میدانید که بالن عظیم ترین و سنگین ترین موجود زمینی است. بالنها گاه که به دلیل جزر و مد دریا بد شانسی می آورند و به ساحل می افتند چندان نمی گذرد که در زیر وزن خود دچار خرد شدن استخوانها میشوند و می میرند. وزن این وجود تاریخی وزن اسماعیل وفا با ده بیست کتاب شعر و سی سال آوارگی داغ برادر و پدر و مادر  و یارانی که در ارتباط با او رنج کشیدند نیست. وزن دکتر کریم قصیم و محمد رضا روحانی با پنجاه سال تلاش سیاسی نیست.وزن مصداقی و جمالی نیست.وزن کار کردهای او شگفت انگیز است دریای پیرامون او (بد نیست بگذاریم رود و دریای خروشان خون و اشک دهها و دهها هزار تن جانباخته و زندانی سیاسی) یعنی آنچه که  به او امکان شناوری و زیست سیاسی و ایدئولوزیک و شخصی و موجه کردن تمام کارکردها را میدهد  و زنده اش میدارد اگر فروکش کند ، آنوقت است که او وزن انچه را که بر او حمل میشود به تنهائی در خواهد یافت ومانند «اولیس» در سفر خود و در حوالی جزیره ارواح در مه و تاریکی نواهای ارواح و اشکال و پدیده های خونینی را که گرداگرد آو سر بر می آورند و میزارند خواهد شنید و واقعیت زمینی کارکردهای خودرا خواهد دید. میدانهای تیر، شکنجه گاهها، جلادان در حال تجاوز، مادران پشت دیوارهای زندانها و گورستانها، زنانی که در تنهائی و غربت پزمردندف کودکانی بی خانواده، انان که به زندگی خود پایان دادند، دهها هزار نوجوان آواره در خیابانها، کودکان بالیده در غربت، آنان که روانه تیمارستانها شدند،فرصتی شش ماهه که سی و سه ساله شد و.... که البته بار تمام این جنایات فقط به گردن جمهوری اسلامی است و بس.
بنابر این باید  مطمئن بود این وجود تاریخی، یک میلیمتر در زاویه شناختی و حرکتی خود تغییری نخواهد داد و تا پایان چنانکه در آخرین پیامش نشان داد همین خواهد بود که بوده است،و پیام و کلامش، پیروزی است، حرمت مرگ و شهادت است و تقدس  خون، ملعنت و تهدید مخالفان ودشمنان با هم،و نیز اطلاعاتی خواندن ما. او سالهاست که خود نیز در کارکردهای دستگاه عظیمی که آفریده است مجبور و اسیر است. در این شک نکنید و به این فکر کنید. در این دستگاه چرخش فرمان و زاویه دیگر گرفتن یعنی تلاشی و ویرانی، پی همچنان به پیش تا آخرین لحظه وتا آخرین نفر و البته تا رستگاری جاوانه اخروی. او و حلقه اولین و دومین پیرامونیان خیلی خوب این حقیقت را میدانند وجبر خویش را میشناسند و از درون همین کار کرد و جبر است که در کنا کارکردهای عظیم این دستگاه ،بعنوان یک جزء ما هم باید اطلاعاتی خوانده شویم. اگر ما اطلاعاتی نباشیم چیستیم؟ منتقدیم؟ قبول منتقد یعنی قبول نقد! و خود میتوانید افق نقد چنین جهانی را مجسم کنید! این دستگاه از چرخش واقعا عاجز است درست مثل برخی کار کردهای شریعت! در مسائل اجتماعی و انسانی و فلسفی.
شریعت در رابطه با برخی مسائل اهل بحث نیست.زیرانمی تواند مساله حل کند و پاسخ بدهد بنابر این فتوا میدهد و می برد وقطع میکند و میکشد.او نمیتواند بحث فلسفی خدا و لاخدا را دریابد و طاقت آورد پس زنده باد فتوای حرمت  خروج از دین یعنی ارتداد، و حکم مرتد مرگ است.چنین است وضعیت بررسی منتقد در این دستگاه.

در باره خودم بعنوان یک تن از اطلاعاتیون!من در باره خود هیچ ابهام و مشکلی ندارم! با توضیحاتی که دادم روشن است که چرا مشکل ندارم و علت را در کجا میبینم اما خدمت تمام آقایان و خانمها و آن جریده طیب و طاهردر عالم ساده و پیش پا افتاده عقل و منطق عرض میکنم. من اگر روزی بخواهم شما را خوشحال سازم و اطلاعاتی بشوم باید بر اساس یک شناخت سیاسی به این نتیجه برسم که: - جمهوری اسلامی وجودش ضروری است، - خامنه ای انسان والائی است - و بنابر این خدمت در اطلاعات چنین سیتم و رهبری خدمت به رستگاری ملت ایران است .

اگر روزی به چنین نتیجه ای رسیدم!! نه یواشکی از خامنه ای« دلار» خواهم گرفت که بعد فیلمش را روی یوتیوب بگذارند و گندش در بیاید و نه رفسنجانی را «برادر همخون» خود اعلام خواهم کرد که شنوندگان شاخ در بیاورند بلکه نامه ای با عنوان «این فقیر» به ولی فقیه خواهم نوشت و رسما و کتبا و بی هیچ شرمی اعلام خواهم کرد  که: التوبه و ان الله تواب رحیم .این فقیر به شرف اطلاعاتی شدن مشرف شده ام بدانید و به دیگران هم اطلاع دهید. این از من اما چرا افراد ناشناس به میدان می ایند و   مسئولین نام و نشاندار این دستگاه در کنار میدان ایستاده اند.
کی بود کی بود من نبودم، بچه بزغاله بوده. نام ونشاندارها بمیدان نمی آیند. مسئولان رسمی و شناخته شده چیزی نمی گویند. باید برادر علیه خواهر بنویسد، پسر علیه پدر،دوست علیه دوست و یا انبوهی نویسنده بی نام و نشان در کنار چند قلمزن پر نفس تازه کار چندان شناخته نشده. دائم بتازند و بنویسند و با قاطعیت تمام منتقد و مخالف را  قاطع و صریح بدون شک اطلاعاتی بخوانند. جریده شریفه مربوطه که کارش کاشتن آفتاب آگاهی است ،ظرفی مناسب برای این جولانهاست . چرا؟ علت اینکه: اینان هر چه میخواهند مینویسند و هر چه میتوانند دشنام میدهند وقتی هم اعتراض بشنوند میگویند ما نیستیم! ما نبوده ایم! یعنی بچه بزغاله بوده!.
فرض کنید بجای این بزرگواران یک یا دو مسئول سازمانی مینوشتند. آنها نمی توانستند این چنین راحت دشنام بدهند. انها می باید اگر وارد میشوند با منطق و مقداری آرامش و مسئولانه ثابت کنند و مدارک لازم را ارائه کنند که این اطلاعاتی و آن مزدور است. در چنین حال و هوائی قاعدتا رشته بحث و فحص و نقد منطقی و زمینی! شروع میشد که نتیجه روشن است یا باید تن به مقداری نقد بدهی که کابوس آنچه در قبل نوشتم یعنی خرد شدن نهنگ در زیر وزن خود در چشم انداز قرار میگرفت و یا باید کار بهمین جائی میکشید که الان کششیده و مثل نقل و نبات فحاشی و هتاکی که باعث آبرو ریزی برای بزرگان بود.
اینجاست که و جود انواع بزغاله ها ضروریست و اینجاست که ذکر

کی بود کی بود من نبودم بچه بزغاله بوده راهگشاست آن سایت وزین که آفتاب میکارد و نور درو میکند این مهم را بر عهده دارد یعنی مامن امنی برای تک و تاز انواع بزغاله جات است و الحق که زحمت میکشد. خداوند این عرصه مناسب و انواع بزغاله جات را در کنف حمایت توحیدی و انقلابی خود موفق بدارد و هر چه بیشتر هدایت کند اسماعیل وفا یغمائی

10 ژوئن 2014 میلادی ----------------------------------------- *نظامی خسرو شیرین و یادی ازصدای مرشد اقای مدیری درزورخانه خواجه خضر یزد که پیش از شیخ و مرشد این با کلام نظامی و ضرباهنگ ضرب چنین از خدا می خواند. یادش بخیر باد.
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها