در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
اسماعیل وفا یغمایی

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم

و جای یک اصل را خالی یافتم
و اصل دیگری را به آن افزودم
عزیز من
اصل سی و یکم :
هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد.
پابلو نرودا

**
سفر عباس رحیمی را تسلیت نمی گویم!  
عباس نمرده است، او به سفر رفت، آنچنان که شایسته یک جوانمرد، یک پهلوان و یک عیار پاکدل بود. تن و ا نهاد و جان با خود برد که این سرنوشت تمام ماست. چنانکه لذتهای جوانی بیادمان می آورد جوانیم رخوتهای سالخوردگی اشاره میکند که راه در مسافری که ما باشیم به انتهائی دیگر میرسد،دیر یا زود و اندوهی نیست. چند سال زودتر یا دیرتر.
در سفر عباس این چند بیت حافظ را با صدای گرم استاد قوامی در گوش دارم که:

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
 
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
 
تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست
و نیز این رباعی مولوی  را
بازی بودم پریده از عالم راز
تا بو که برم ز شیب صیدی بفراز
اینجا چه نیافتم کسی را دمساز
زان در که بیامدم برون رفتم باز
من برخلاف دوران جوانی و آغاز میانسالی دیگر با تمام افکار و اندیشه های مولانای بزرگ موافق نیستم، بی آنکه علاقه ای به ملائک شدن داشته باشم[چون آدمی بودن را با تمام ماهیت تراژیک زندگیش و نیز به دلیل امکان شورش و گناه وسر تافتن حتی از فرمان خدا بیشتر میپسندم و نیزبدون علاقه به ذوب در چیزی که مولانا و عطار و... به آن معتقدند]  در این ابیات جهشهای ذهن تیز پرواز این اندیشمند بزرگ روزگار خویش را خوش میپسندم و استخوانبندی شناختی و معرفتی این ابیات را دوست دارم.
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله‌ی دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شو
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون
مرگ دان آنک اتفاق امتست
کاب حیوانی نهان در ظلمتست
همچو نیلوفر برو زین طرف جو
همچو مستسقی حریص و مرگ‌جو
در  زمینه این اعتقاد هر چند گاه و بیگاه مورد نقد رفقای غیر مذهبی وفهیم و اهل خرد و شناخت دیالکتیکی قرار دارم، با بدور افکندن تمام مذاهب روزگار و مزاحم دانستن آنها برای زندگی انسانهای روشن و از تابوها عبور کرده، نیستی راباور ندارم، بی آنکه چشم طمعی به هستی پس از مرگ و جاودانگی داشته باشم.  با خود صمیمانه می اندیشم :
ما فقط و فقط پاره ای از جهانیم.جهانی بی مرز و پایان 
 کس ز آغاز و زانجام جهان بی خبر است
اول و آخر این کهنه کتاب افتاده ست
کلیم کاشانی 
این جهان که سیزده و واندی میلیارد سال قبل، می گویند: با انفجار بیگ بنگ آغازی دیگر رانوید داد و بعدها از درون همین آتش: کبوتر بال گشود و موزارت کلاویه های پیانو را قشرد و کسائی در نی دمید و ویوالدی بر آرشه کشید و سیب بر درخت روئید و خورشید در افق بر آمد و ماه ، وقلب و مغز آدمی و گیاه و حیوان تپیدن گرفت وزیبائی انسانی پدید آمد ومفهوم عشق و انسانیت و آزادی و بوسه و اشک و امید و... زاده شد و از درون همین انفجار شعرها و این شعر نرودا از عاطفه ای زاده شدند که روزی گمشده در شعله های آتش میلیون فرسنگی انفجار آغازین بودند.

در آرزوي لبانت،صدايت
و گيسوانت
آرام و گرسنه
به کمين تو در خيابان ها پرسه مي زنم
نان مرا سير نمي کند اي صبحانه خورشيد
من در پي شکار
شکار ميزان وضوح گام هاي توام
من در پي شکار
در اشتياق لبخند ساده تو
در اشتياق سرانگشتانت
که يکي بوسه از آن
از مَنَش ، جاودانه اي خواهد ساخت
دلم مي خواهد تنت را به تمامي
چون بادامي کامل
با لب و زبانم لمس کنم
مي خواهم پرتو آفتاب را گاز بگيرم
آنگاه که بر اندام تو مي گسترد
و آن بيني سربالاي چهره مغرور تو را
آه
مي خواهم طعم شلاق هايت را بچشم
پس گرسنه
در گرگ و ميش کوچه ات
سنگفرش خيابانت
قدم مي زنم
در پي شکار تو و قلب داغت
چونان يوزپلنگي در سرزميني لم يزرع
در «کوئيتراتو»
پابلو نرودا
این جهان عظیم و بی نهایت اگر چه در افق اندیشه مشتی امام و پیامبر  تقریباعقب افتاده و رقت انگیزو مزاحم (به نظر من و در روزگار معاصر و نه عصر خود)جز برای نادانان و یا کسانی که هنوز «بیم نیمسوز» و «وصل حور» و یا تنبلی ذهنی ریششان را گیر انداخته،  قابل تفسیر نیست اما باز هم  به نظر من، واگر صرفا در حصار مشکلات سیاسی و اجتماعی و شخصی خود متوقف نشویم و علیرغم تناقضات ذهنی من و ما، جهانی است قانونمند و بسامان و پر شکوه
 چرا درخت‌ها
ریشه‌های شکوهمندشان را پنهان می‌کنند؟ 
درخت از زمین چه آموخت که قادر به گفت‌و‌گو با آسمان شد؟
 _ با کدامین ستاره گلایه می‌کنند 
آن رودخانه‌هایی که هرگز به دریا نمی‌رسند؟
 
- آیا حقیقت دارد که درون خاکریز مورچه‌ها 
رویا دیدن یک وظیفه است؟
کتاب سئوالات پابلو نرودا
 که اگر چه چیز زیادی از آن نمیدانیم اما میشود اندیشید که چیزی در آن گم نمیشود حتی اگر تصمیم بگیرد ما تنها وجودی بین دو عدم باشیم!.
هیچ موجودی به عرض شوق ناقص جلوه نیست
ذره هم در رقص موهومی که دارد کامل است
بیدل دهلوی 
این چنین است و بر پایه این شناخت که بیشتر از شاعران آموخته ام وطبیعت تا کتابهای مقدس! که می اندیشم، رفیق و همدرد و همرزم و هموطن شریف ما عباس، نه مرده است و نه گم شده است. 
عباس نه جسدی بیجان است که جانی است بی جسد و رها، و شاید قطره ای که در تمامیت جهان باز چکیده تا جزئی از اقیانوس بی پایان جهان باشد. 
و من خود بارها در دهها شعر در شناخت مرگ و روشنائی بخشیدن به این بخش از سیمای زندگی سروده ام:
نه مرگ
نه زندگی
ما تمام خدائیم
تمام جهان
مائیم که طلوع میکنیم و غروب
می باریم و میروئیم و میخشکیم
 وفرو میریزیم
و میروئیم 
**
چشمهایت را ببند و بازوان بگشا
بازوانت را ببند و چشم بگشا و ببین
نه مرگ  و نه زندگی
تو در آغوش جهانی
و جهان در آغوش تو
روان و بی پایان و جاودان
مائیم و بس... نه مرگ و زندگی
وچه مضحکند قدیسان
با مکاتیب شان......
اسماعیل وفا یغمائی
عباس نمادی پر رنگ از یک تن از نسل روزگار ماست
 و در پناه تصویر او می توانیم هزاران تصویر گمشده در بادها و یادها را ببینیم. نسلی که در تحول موسوم به انقلاب پنجاه و هفت جنگید وخنجر خورد اما دوباره، بپا خاست و بخاطر آزادی مبارزه کرد، به زندان شیخان حاکم افتاد و سالها زنجیر و زندان را تجربه کرد،چون از زندان رها شد بار سفر بر بست تا به آنان بپیوندد و برای دموکراسی و آزادی  که معنا و مفهوم زندگی را را در آنها میجست مبارزه کند اما چون هوشیاری دانستن این را د اشت که بفهمد:
 نشانی از مبارزه و آزادی خواهی در این مدعیان گریخته از مبارزه و برپا کنندگان ولایت فقیهی نوین نیست دوباره قد راست کرد وتهمتهای بریدگی وادادگی را بجان خرید ودر حالیکه خانواده اش متلاشی شده بود راه غربت در پیش گرفت. 
عباس این بار سیما، و مشکلات یک پناهنده سیاسی به اجبار را ،و تمام رنجها و مشکلات یک پناهنده سیاسی به اجبار را در کنار فرزندخردسالش داشت
 اما اگر واپسین آزمون تلخ نسل او ما:
 نظاره زندگی بین دو شمشیر تاریک و بیرحم ارتجاع و استبداد غالب و مغلوب، اما ایستادن بر پرنسیبهای این بار شخصی – سیاسی یک انسان تبعیدی است عباس بر این آزمون پا فشرد و روزها و راههای غربت را سپرد تا هنگامی که دانست که سقری است و باید بر دروازه بی دروازه بان کوبه بکوبد.

درآن سوي درخت غبار آلود 
و چشمه زمزمه گر

سهم من از آفتاب و آسمان تمام ميشود،
سيب ترد
ونارنج هاي نمناك
ديوانه‌ي فرزانه!
در آنسوي زمان نيامده و سپري شده
جائي كه سايه ها تمام ميشود
بر جمجمه‌ي خود ايستاده ام
تهي از رؤياهاست
تهي از سيب ترد
نارنج هاي نمناك
و آفتاب بي پايان. 
اسماعیل وفا یغمائی. مجموعه ترانه هائی برای مرگ

با درک این واقعیت بود که عباس بعنوان تقاضای آخرین درخواست کرد «همسر سابق شده »را ببیند. این عبارت را کاملا به عمد بکار میبرم و کسانی این را واقعی میبینند که در کشاکش این ماجرا که سراسر در جبرها ی «درون هفت حصار» رخ نمود تا جستجو گران قدرت به هر قیمت را چند صباحی از زوال دور کند از این ماجرا گذشته باشند. آنان که نگذشته اند تنها میتوانند به حرف مفت دلخوش باشند.

عشق و محبت گناه نیست
خواست عباس درخواست یک انسان بر دروازه مرگ ایستاده بود. میتوان گفت و فرض کرد عباس همسر سابق خود را که به مقراض سیاست و خواست رهبر ونه شرع و عرف و اراده انسانی آزاد،از او جدا شده بود دوست داشت مگر این گناه است؟کسانی که بی انکه کلمه ای از شعر حافظ را بدانند از شعر او و سقف نو در افکندن در جهان سخن میگویند آیا میدانند حافظ بزرگترین مدافع و شاعر عشق انسانی ،عشق میان زن و مرد   است و کسانی که کارشان خرد کردن عاشقان و گسستن رشته عواطف عاشقانه میان آنانست  در جهان حافظ جائی ندارند. خواست عباس اگر حتی خواستی عاشقانه در واپسین روزهای حیات بود شایسته لعنت و نفرین و تهمت نبود.
 
می توانم امشب غمناک ترین سطرها را بنویسم.
برای درکِ این که ندارم اش، برای حسِ این که گم اش کرده ام.
می شنوم این شب بلند را، که بی او طولانی تر.
بر روح می نشیند این سطرها، مثل شبنم که بر علف.
پابلو نرودا 

 در سرزمینی که احترام به عشق یک فرهنگ کهن است

عباس نیز چون همه ما بود، و شاید درد و داغ همسری و محبوبی را که دوست داشت هنوز بر دل داشت. چرا با معیارهای آن موجود بیمار گریخته از میدان که همه چیز منجمله عواطف انسانی و عاشقانه همه ما را پایمال بلاهت و خودخواهی کرد خجالت بکشیم . گیرم که عباس تا آخرین روز عمر عاشق بود.آیادر سرزمینی و فرهنگی که قرنها قبل عین القضات در مورد عاشقی چنین نوشته، مگر عاشقی، مگر دوست داشتن معشوقی که  همچنین همسر انسان است  گناه است.
«ای عزیز این حدیث را گوش دار که مصطفی- علیه السلام- گفت: «مَنْ عَشِقَ وَعَفَّ ثُمَّ کَتَمَ فماتَ ماتَ شهیداً». هرکه عاشق شود و آنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بمیرد شهید باشد. اندر این تمهید عالم عشق را خواهیم گسترانید هرچند که میکوشم که از عشق درگذرم، عشق مرا شیفته و سرگردان میدارد؛ و با این همه او غالب میشود و من مغلوب. با عشق کی توانم کوشید؟!
 
کارم اندر عشق مشکل می‌شـــود
 
خان و مانم در سر دل می‌شــــود
 
هرزمان گویم که بگریزم زعشق 
 
عشق پیش از من به منزل می‌شود
 
دریغا عشق فرض راه است همه کس را. دریغا اگر عشق خالق نداری باری عشق مخلوق مهیا کن تا قدر این کلمات ترا حاصل شود. دریغا از عشق چه توان گفت! و از عشق چه نشان شاید داد، و چه عبارت توان کرد! در عشق قدم نهادن کسی را مسلم شود که با خود نباشد و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق آتش است هرجا که باشد جز او رخت دیگری ننهد. هرجا که رسد سوزد، و به رنگ خود گرداند.
 
عین القضات همدانی تمهیدات

  آیا در سرزمینی که برترین شاعر ازل و ابدش چنین  بی پروا از عشق  و عاشقی سروده از عشق میان خود و معشوق ،عاشقی فرضی عباس گناه بود؟ 
 ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش

نگاری چابکی شنگی کلهدار
ظریفی مه وشی ترکی قباپوش

ز تاب آتش سودای عشقش
به سان دیگ دایم می‌زنم جوش

چو پیراهن شوم آسوده خاطر
گرش همچون قبا گیرم در آغوش

اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرت از جانم فراموش

دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش

دوای تو دوای توست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش


اگر حافظ زنده بود! 
 حافظ اگر امروز زنده بود در کادر اندیشه شما هم فردی بود سرشار جنسیت و فاسد و زن پرست و نیز مطمئنا مارک خائن و اطلاعاتی بر پیشانیش میخورد بخصوص که سابقه رفاقتش با شاه شجاع مظفری نیز در تاریخ ثبت شده است و من بعنوان دوستداری از دوستداران آن بزرگ، افتخار این را داشتم که همراه با او مزبله نشین باشم.
 
 عشق منکر است وگشتهای درونی 
براستی اگر گشتهای امر بمعروف و نهی از منکر خامنه ای در کوی و خیابان میگردند تا کاکل بیرون آفتاده ای را بهانه قرار دهند و یا دو نامحرم را مورد عتاب و خطاب قرار دهند و در صورت لزوم حد بزنند شما کوشش کردید گشتهای امر بمعروف و نهی از منکر خود را به هزار بهانه واهی به درون قلبها و مغزها برانید و حتی به شرع و عرف و احساس انسانی میان زن و مردی که زن و شوهر اند  تاختید و فراتر از این حتی در آستانه مرگ یک انسان والا و مبارزو رنجدیده از زدن هیچ تهمت و توهینی خود داری نکردید.جدا مرحبا و خوبا که گفتار آن انسان ناشریف هرگز بوقوع نپیوست و نخواهد پیوست که  پس از پیروزی انقلاب  بخاطر حل مسئله جنسیت  کوره انقلاب را در تمام خانه هاروشن خواهیم کرد و خانه های فساد! راویران و ایدئولوژی رهائی بخش را در همه جا برای ساخت انسان ایدئولوژیک مورد نظر بکار خواهیم بست. امیدوارم فراموش نکرده باشید که چه گفته اید .
 
 از خود بگویم و جدالی میان دو تکه از یک دل
از عباس بگذرم و برای روشن شدن قضیه از خود بگویم. در طلاقهای اجباری و برنامه ریزی شده من نیز از رنج جدا شدن از زنی که دوست داشتم و با منطقی در نهایت غیر قابل قبول از او جدا شده بودم و او را رسما سه طلاقه کرده بودم می سرودم و قریب به دهسال طول کشید تا توانستم خود را باز سازم ودل را آزاد .
من شاعر بودم و میسرودم ولی صدها عباس در سکوت دندان بردل بسته بودند.
بخوانید. این یکی از بیش از صد غزل دردناکی است که برای همسر جدا شده سروده ام واحتمالا اگر عباس هم می توانست این چنین می سرود.
هنوز هم بهانة مني
سرود عاشقانه مني
هنوز هم اگر چه بي توام
تمام شب به خانة مني
هنوز هم در اين سكوت سرد
تو آتش و زبانة مني
هنوز هم اگر جوانه اي
زند دلم، جوانة مني
تو آن حضور غايبي مرا
كه عطر آشيانه مني
به هر سفركه ميروم هنوز
تو آخرين كرانة مني
هنوز هم بهانه مني
سرودعاشقانة مني
سال 1369 یکسال پس از جدائی 

در کشاکش روحی و عاطفی مرگبار و خرد کننده ای که در فاصله سالهای 1368 تا 1372  بر همه  به بهانه انقلاب و ایدئولوزژی تحمیل شد و من نیز مثل همه در دل و جان درگیر آن بودم بخشی از غزلهای من یا در یاد همسر سابق شده بود و یا تلاش برای قبول اینکه عشق همسر «استفراغ خشکیده» است و زن «عفریته» و مرد «ملعون» و همسر داشتن یعنی «خون شهدا را خوردن و خیانت به آرمان انقلاب و خدمت به خمینی» و جانشین کردن مهر و محبت و عشق «مهر تابان» بجای همسر سابق شده ،  این یک نمونه   از غزلهائیست که باز هم از دل و جان برای «مهر تابان» سروده شد و سخت در آن هنگام گل کرده بود و شب و روز از بلند گوها پخش میشد. اقرار میکنم که در آن هنگام این غزل را با احساسی خالصانه سرودم.
تو در تمامي عالم شبيه خويشتني 

در اين شبانه يلدا فروغ انجمني 
اميد من به وجود تو نيست زنده بدان 
اميد زنده درآئينه بين كه خويشتني 
چو بينمت زجگر خون به ديده ايد ، چون 
تمام خون دل باغبان اين چمني 
نبود گر به دو چشمت عيان حقيقت عشق 
چه بود عشق مگر ياوه‌اي كه بر دهني 
بهل كه فاش بگويم پس از هزار سكوت 
ز مهرت اي همه خوبي كلامي و سخني 
من از تمامي عالم مگر به باد و به گل 
و عطر چشمه و نخلي و بوئي از سمني 
نبسته بود دلم اينك اي تمامت ماه 
تو عطر چشمه ونخل و شميم ياسمني 
توئي ستاره دنياي بيكرانه من 
ميان باد پيامي به برگ نسترني 
زآب و خاك كدامين وطن جمال ترا 
سرشت دست طبيعت خوشا چنين وطني 
چه گويمت كه نگنجد تو نيز ميداني 
حديث همچو توئي در كلام هكچو مني 
ولي ز همچو مني ميتوان شنيد اين راز

 تو در تمامي عالم شبيه خويشتني
سال 1370 

 بدون تعارف و با تکیه بر اعتماد به رهبر با تمام تلاش می کوشیدم مهر تابان را جانشین کنم تا در راه رهائی خود از چنگ عشقی مزاحم رهائی مردم نجات یابم، و اما در چند روزی دیگر و ساعتی دیگر از آنجا که تئوری ارائه شده جز یک فریب نبود باز سودای محبت همسر جدا شده خود را مینمود
تو مه جبين منستي و نازنين جهاني
هرآنچه هست زخوبي در اين جهان به از اني
نه آرزوست به دل، كارزو تمامت دل شد
مگر زبعد شبي اين چنين سپيده دماني
رسد زراه و بيائي زراه و سر بگذارم
به شانه تو و گريم ز شوق وصل زماني
مگر به عشق نباشد مرا تحمل عالم
جز اين مبر به دل من تو هيچ وهم و گماني
هزار تير جفا بر دلم زدند و در اين دل
تو اي كبوتر زيبا هنوز در طيراني
(وفا) زعشق چه گوئي كه شرح عشق نگنجد
به هيچ شعر و سرودي به هيچ شرح و بياني
 1370
 بی هیچ پروائی می گویم در این کشاکش شاید بیش از صد غزل درد آلود در دفتر شعرهای من برجاست که بخشی از آنها در دوری یار و بخشی در کوشش برای ادراک عشق مهر تابان بود. کشاکشی دردناک و خرد کننده که شب و روز ادامه داشت و اینها را بی هیچ خجالتی برای این مینویسم که دراز گوشانی که بی هیچ تجربه و تحمل رنجی و دانستن مکانیزم جدائیها علیه عباس  مقاله نوشتند  ومینویسند و او را دشمن آزادی و اراده انسانی زن دانستند   شاید بدانند در آن اجبار چگونه قلب و روح ما را به دو تکه کرده بودند و چه کشاکش دردناکی در روانهای ما برای پیش برد فقط و فقط اهداف سیاسی و حفظ تشکیلات ایجاد کرده بودند. 
ما از زن و مرد آمده و آماده بودیم تا جان خود را برای آزادی مردم بدهیم و این را تا همان هنگام بر خلاف مراد گریخته از میدان،و سه بار ظرف چهار سال ازدواج کرده، نشان داده بودیم ولی این ماجرای بی ریشه حکایتی بود که تن دادن به آن در گرو مسخ کامل و تمام عیار انسانی ما بود و ما یانتوانستیم و یا تن به دگرگون شدنی دادیم که نامش تحول بود ولی چیزی جز ویران کردن پایه ای و خطرناک عواطف و احساسات انسانی نبود و همین جاست که میتوان در کنار این ویرانی هولناک دستگاه عواطف و احساسات انسانی فهمید چرا این همه بریدند، یا به دشمن پیوستند و یاسر در گریبان فرو بردند و... این را تنها روانشناسان میتوانند دریابند وروشن کنند که چه میشود یک چریک مسلح و جنگاور پس از پنج، ده، یا بیست سال مبارزه چنان ویران میشود که به ندای آخوندهای خونریز حاکم لبیک میگوید و در خدمت او در میاید یا پس از بالا بردن دستها به دنبال زندگی معمول و دردناکش میرود.
من هیچ خجالت نمیکشم که بگویم آری من عاشق بوده ام و عباس حق داشت، حتی اگر میخواست در هنگام مرگ یکبار دیگر سیمای همسر و محبوب و مادر فرزندش را ببیند و بمیرد. 
من میخواهم تاکید کنم حتی یکطرفه مهر ورزیدن شایسته این همه تهمت و رذالت نیست و باشد تا روزگاری همه بدانند در این کشاکش چه گذشت و چه خون دلها خورده شد و چه بغضها در گلو ماند تا مهر تابان بر فراز هفت آسمان بمثابه سمبل عشق بدرخشد.
میتوان آخرین درخواست عباس را به نقد کشید ولی...
 میتوان آخرین درخواست عباس را پذیرفت و یا نپذیرفت و به نقد کشید و جواب رد داداما پاسخ سکانداران مقاومت ملت ایران!! بانیان رحمت و رهائی، تکرار کنندگان دمادم واژه های انسانیت و آزادی و دموکراسی، نوید دهندگان جامعه آزاد و رهای فردابراستی گامی فراتر از آخوند مستبد و خونریز خمینی و جانشینش خامنه ای بود. 
این واقعیتی است که از این پس ، پس از سفر عباس هر روز و هر شب در برابرچشمان آنان که عباس رحیمی را در آستانه مرگ کوبیدند و به رگبار تهمت بستند خواهد رقصید و از دست آن رهائی نخواهید داشت.تمام شما از رهبرانتان تا مقاله نویسان بی نام و نشان و با نام و نشان از این واقعیت رهائی نخواهید داشت زیرا بیشرمی ورذالت را نسبت به یک مبارز در حال جان دادن به مرزهای عقیدتی مورد قبولتان رساندید.
ظرفی شکسته و تلخ
ظرفی برای
براده های آهن 
با خاکستر٬ با اشک 
ظرفی گود٬ با بغض ها و دیوارهای فروریخته 
... ظرفی از خون 

هر روز صبح٬ هر صبح تیره ی زندگی تان 
آن را بخار کنان و داغ 
بر سر میزهاتان خواهید یافت 
با دستان ظریف تان کمی کنارش خواهید زد 
تا نبینیدش٬ تا نبلعیدش این همه بار 
کمی کنارش خواهید زد از میان نان و انگور 
اما این ظرف خاموش خون 
هر روز همان جا خواهد بود٬ هر روز. 
تا ببینیدش لرزان و سرد بر فراز جهان. 
آری٬ ظرفی برای تمام شمایان 
برای هر روز صبح 
برای هر هفته 
برای همیشه تا ابد 
ظرفی از خون آلمریا 
پیش رویتان 
برای ابد! 
فرازهائی از شعر آلمریا. پابلو نرودا


تهمت مزدوری به انسانی در بستر مرگ 
عباس بر آستانه مرگ ایستاده را نه به نقد ،به صد مقاله و هزار زبان آلوده و شرر بار مزدور، خائن، مامور اطلاعات و ...به صلابه رحمت و رهائی کشیدند و نشان دادند در قلب و محتوای این اندیشه و تفکر اگر چه در جدال خونین با اندیشه تاریک ملایان حاکم، چیزی جز ارتجاع و استبداد و سرکوب و بیرحمی وجود ندارد.
 بعنوان یک تن از همرزمان عباس و نیز همدردان او در ناکجا آباد غربت، حدود بیست و چند سال عمر من سپری شد، تا غبار آلوده و خسته ی راههای تاریخ و تحقیق و گرد پیری بر سر و صورت نشسته، جرئت ورود به قلمروی را د اشته باشم که پرده ها به کنار میرود و افتاب حقیقت میتابد تا بدانم خمینی و خمینیت و پلیدی و خباثت حکومت آخوند در شکل و عمامه و عبا و ریش و تسبیح نیست که در محتواست محتوائی فاسد و گندیده و مرگ آور که تکرار شده است و می تواند بزک شده  تکرار شود. 
آخرین صحنه و واپسین ماههای زندگی عباس این کار کارستان را در عمل چنان بروشنی نشان داد که کار تحقیقی من و امثال من درطول سالها و سالها نمیتواند آنرا به این روشنی نشان و انجام دهد.بقول شاملوی بزرگ:
با چشمها، ز حيرت اين صبح نابه جاي
خشكيده بر دريچه خورشيد چارتاق
بر تارك سپيده اين روز پا به زاي
دستان بسته ام را آزاد كردم از زنجيرهاي خواب
فرياد بركشيدم: "اينك چراغ معجزه مردم!
تشخيص نيم شب را از فجر
در چشم هاي كوردلي تان
سويي به جاي اگر مانده ست آن قدر،
تا از كيسه تان نرفته تماشا كنيد خوب 
احمد شاملو . با چشم ها
اینک عباس سرافراز و سربلند از دروازه میگذرد
 نه بمثابه «جسدی بی جان» 
بل بمثابه «جانی رها از جسد»
بالبخندی بر لب.با سیمائی روشن. 
بر موجودیت جانش دیگر هیچ خنجری نه برجاست و نه کارائی دارد.
 روسیاهان خود را در آینه بنگرند! حقیقت با روشنی تمام میدرخشد و سیمای دولت- سفلگان را می نمایاند که:
اوج ِ دولت سفله گان را دو روزی بیش نیست
خاک اگر امروز بر چرخ است فردا زیر پاست
بیدل دهلوی
عباس ورزشکاری جوانمرد بود و پهلوان منش ، که این را در پیکر و رفتار وگفتارش نشان میداد.داستان عباس به نظر من بسیار شبیه داستان پهلوان داستانی واساطیری ایرانزمین رستم وبرادر ناجوانمردش شغاد است. 
رستم در چاه خیانت و ناجوانمردی شغاد اگر چه شغاد را به مجازات رساند وبا خدنگ آخرین بر درخت دوخت امااین کار را در رابطه با شغادانی که عباس را بر تخت بیمارستان تا توانستند به تیرهای زهر آگین تهمت و بیشرمی بستند، کمانکش حقیقت انجام خواهد داد.
 آفتاب حقیقت، آفتاب بی زوال حقیقت که  به نظر من همان روشنای پاکیزه پروردگاری است و همان نورهای سحرگاهی که به بیان «مانی» جانهای پاکان به آن میپیوندند، تمام چهره ها را در روشنی قرار خواهد داد و قرار داده است. عباس خود اینک از پرتوهای  ستونهای بامدادان همان آفتاب است ... 
بگذرم که سخن بسیارست و برخیزیم و به عباس سلام کنیم و بیادش چند بیتی از فرجام رستم را در شاهنامه در گوش شغادان نامرد و نا زن زمانه بخوانیم . عباس را در ایران آزاد و دموکراتیک فردا و در اراده ملت بزرگ ایران باز خواهیم یافت و باز جوئیم . عباس را هنگامیکه حکومت استبدادی و ارتجاعی حاکم بر ایران در زیر گامهای ملت ایران و فقط ملت ایران و نمایندگان راستینش خرد میشود سرود خوان باز خواهیم یافت و در آغوشش خواهیم کشید. 
نخستین بشستندش از خون گرم 
بر و یال و ریش و تنش نرم‌نرم 
همی عنبر و زعفران سوختند 
همه خستگیهاش بردوختند 
همی ریخت بر تارکش بر گلاب 
بگسترد بر تنش کافور ناب 
به دیبا تنش را بیاراستند 
ازان پس گل و مشک و می خواستند 
کفن‌دوز بر وی ببارید خون 
به شانه زد آن ریش کافورگون 
هرانکس که بود از پرستندگان 
از آزاد وز پاکدل بندگان 
همی مشک باگل برآمیختند 
به پای گو پیلتن ریختند 
همی هرکسی گفت کای نامدار 
چرا خواستی مشک و عنبر نثار 
نخواهی همی پادشاهی و بزم 
نپوشی همی نیز خفتان رزم 
نبخشی همی گنج و دینار نیز 
همانا که شد پیش تو خوار چیز 
کنون شاد باشی به خرم بهشت 
که یزدانت از داد و مردی سرشت 
در دخمه بستند و گشتند باز 
شد آن نامور شیر گردن‌فراز 
چه جویی همی زین سرای سپنج 
کز آغاز رنجست و فرجام رنج 
بریزی به خاک از همه ز آهنی 
اگر دین‌پرستی ور آهرمنی 
تو تا زنده‌ای سوی نیکی گرای 
مگر کام یابی به دیگر سرای 
مرگ رستم. شاهنامه
 اسماعیل وفا یغمائی.
 هفده زانویه 2016 میلادی

منبع:پژواک ایران


اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*چهار رباعی وپاسخ به چند انتقاد [2017 Oct] 
*روزگار و سايه روشن هاي زندگي وشعرمهدي اخوان ثالث  [2017 Sep] 
*«پانته آ»،«صفیه»،«محمد»و«کورش» [2017 Aug] 
*‏ حماسه آریو برزن سردار دلاور و میهن پرست ایرانی  [2017 Aug] 
*جهنم در قرآن‎ [2017 Aug] 
*درود بر آزاده نامداری  [2017 Jul] 
* شاملـو شـاعـري جهـانـي [2017 Jul] 
*.تو پایدار بمان ای تمامت ایران  [2017 Jul] 
*تمامیت ارضی !  [2017 Jul] 
*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد [2017 Jul] 
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز. [2017 Jul] 
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام  [2017 Jul] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام [2017 Jun] 
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی [2017 Jun] 
*ساقي نامه  [2017 Jun] 
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات  [2017 May] 
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.  [2017 May] 
* غزلهای بی تاریخ  [2017 Apr] 
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی [2017 Apr] 
*خدا فروشان [2017 Apr] 
*تجربه [2017 Mar] 
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!  [2017 Mar] 
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری [2017 Mar] 
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*  [2017 Mar] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2017 Mar] 
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری [2017 Mar] 
*نعلیات. چند رباعی [2017 Jan] 
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)  [2017 Jan] 
*قصیده سفر [2016 Dec] 
*سمبل رحمت [2016 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2016 Dec] 
*پولاد و فرهنگ [2016 Dec] 
*زنده باد ما! [2016 Dec] 
*دعا [2016 Dec] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 Dec] 
*از رباعی‌ها [2016 Nov] 
*سه عاشقانه [2016 Nov] 
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر [2016 Nov] 
* آنان که تنها نگران خود بودند [2016 Nov] 
*درود بر مردم!زنده باد کورش [2016 Nov] 
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!  [2016 Oct] 
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله  [2016 Oct] 
*کسی جان خود را نمی بوید [2016 Sep] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد  [2016 Sep] 
*با همگان.....(مانیفست) [2016 Aug] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم  [2016 Aug] 
*آیا متناقض نمیشوید؟ [2016 Aug] 
*هیچ ایم ما شاعران!  [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه  [2016 Aug] 
*تمامیت ارضی ! [2016 Aug] 
*به خاطره شاپور بختیار  [2016 Aug] 
*کلمه بی معنای انسانیت  [2016 Jul] 
*جهنم همین جاست باور کنیم [2016 Jul] 
*خمینی مرد ! خمینی زنده است [2016 Jun] 
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید [2016 May] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران. [2016 May] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 May] 
*قـصـیده شـهرها [2016 May] 
*یادداشتی برای یک هموطن آذری  [2016 May] 
*از مادر خویشتن الی مادر خاک [2016 May] 
*تغییر قبله خواهم داد! [2016 May] 
*در ستایش حجاب  [2016 May] 
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب [2016 Apr] 
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه  [2016 Apr] 
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش [2016 Apr] 
*شهیدانیم ما [2016 Apr] 
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال [2016 Apr] 
*مرگ تبعیدی [2016 Apr] 
*پیش از آزادی [2016 Apr] 
*جهان آفرین، شیطان و خدا [2016 Apr] 
*رباعی‌های نوروزی [2016 Mar] 
*بهارانه خزانی [2016 Mar] 
*نوروزی دیگر [2016 Mar] 
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی [2016 Mar] 
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق [2016 Mar] 
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان [2016 Feb] 
*امامزاده [2016 Feb] 
*در ستایش ارتداد  [2016 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2016 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است  [2016 Feb] 
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام! [2016 Jan] 
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا [2016 Jan] 
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان  [2016 Jan] 
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی [2016 Jan] 
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده [2016 Jan] 
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي  [2016 Jan] 
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ. [2015 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2015 Dec] 
*به هیچ وجه تعجب نکنید [2015 Dec] 
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید ! [2015 Dec] 
*غزل های یلدا [2015 Dec] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2015 Dec] 
*غزل.یکشب اگر... [2015 Dec] 
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه [2015 Dec] 
* قصیده کوچه باغی [2015 Dec] 
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت ! [2015 Nov] 
*ظهور دوباره ضعفر جنی [2015 Nov] 
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ [2015 Nov] 
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای [2015 Nov] 
*خدافروشان [2015 Nov] 
* کلاه از سر بر میگیرم [2015 Nov] 
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش  [2015 Nov] 
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول [2015 Nov] 
* با ناخدا [2015 Nov] 
* ملت! ملت! همیشه سردار [2015 Nov] 
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک [2015 Nov] 
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف [2015 Nov] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2015 Nov] 
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت [2015 Oct] 
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست [2015 Oct] 
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف [2015 Oct] 
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛  [2015 Oct] 
* العشق اکبر [2015 Oct] 
* دو غزل پائیزی [2015 Oct] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه  [2015 Oct] 
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز [2015 Oct] 
* سرود مهرگانى [2015 Oct] 
*کعبه منو حاجی [2015 Sep] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Sep] 
*خزانی  [2015 Sep] 
*هنوز هجوم ادامه دارد  [2015 Sep] 
*سرود مهرگانى [2015 Sep] 
*و خویشتن را بنگر..... [2015 Sep] 
*خدا و انسان(غزل) ا [2015 Sep] 
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود [2015 Sep] 
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند [2015 Sep] 
* چه بر جای مانده است؟ [2015 Sep] 
*هیچ ایم ما شاعران! [2015 Sep] 
* چهار رباعی [2015 Aug] 
*العشق اکبر. غزل [2015 Aug] 
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار [2015 Aug] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2015 Aug] 
*در جواب یک رفیق سابق لر [2015 Aug] 
* امامزاده [2015 Aug] 
*قصیده تلخ معرفت [2015 Aug] 
*آخوندها! آخوندها [2015 Jul] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jul] 
*آدمی بسیارست [2015 Jul] 
*حجر الاحمر(سنگ سرخ) [2015 Jul] 
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی  [2015 Jul] 
*دو مرثیه [2015 Jul] 
* کرد را میکشند اما کرد زنده است  [2015 Jul] 
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2015 Jul] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد  [2015 Jul] 
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Jul] 
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته [2015 Jul] 
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی  [2015 Jul] 
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی [2015 Jul] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف  [2015 Jul] 
* بیزارتر از داعشیان.... [2015 Jul] 
*دو ملودی [2015 Jul] 
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من [2015 Jul] 
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی [2015 Jun] 
* غزل رمضان [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است! [2015 Jun] 
*با تمام رهبران [2015 Jun] 
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jun] 
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم  [2015 Jun] 
*اگر پرچم آزادى... [2015 Jun] 
*نعلیات [2015 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما [2015 Jun] 
* غزل. خدای عاشقان [2015 Jun] 
*خدا و انسان(غزل) [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟ [2015 May] 
* در ستایش تاختن [2015 May] 
*ساقي نامه [2015 May] 
*سه عاشقانه [2015 May] 
*اگر عشق گناه است [2015 May] 
*دو سر قافان [2015 May] 
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره [2015 Apr] 
*آینه‌ها (۲) [2015 Apr] 
*آینه [2015 Apr] 
* غزل فراچکیدن [2015 Apr] 
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2015 Apr] 
* زیباترین جنگاور جهان [2015 Apr] 
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست [2015 Apr] 
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2015 Apr] 
*غزل [2015 Apr] 
* عاشقانه در ماهور [2015 Apr] 
*شش عاشقانه  [2015 Apr] 
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم [2015 Mar] 
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار [2015 Mar] 
*نوروزی دیگر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو  [2015 Mar] 
*غزل جهانخدائی [2015 Mar] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2015 Mar] 
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4 [2015 Mar] 
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد [2015 Mar] 
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران [2015 Mar] 
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه [2015 Mar] 
*ترا دوست دارم ای محبوب [2015 Mar] 
*تو زیبائی ای میهن من [2015 Feb] 
*آغاز و پایان جهان [2015 Feb] 
* خدائی تازه خواهد زد هستی [2015 Feb] 
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی [2015 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2015 Feb] 
*لبان تلخ تو  [2015 Feb] 
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا [2015 Feb] 
*مثنوی گربه نامه. [2015 Feb] 
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.  [2015 Jan] 
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است  [2015 Jan] 
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور  [2015 Jan] 
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا [2015 Jan] 
*یادداشتی برای دوستان [2015 Jan] 
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3  [2015 Jan] 
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی  [2015 Jan] 
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !  [2015 Jan] 
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2  [2015 Jan] 
*دایناسورها [2015 Jan] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Jan] 
*ضریح  [2015 Jan] 
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی [2015 Jan] 
*عاشقانه زمستانی [2015 Jan] 
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم  [2015 Jan] 
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)  [2015 Jan] 
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2014 Dec] 
* غزل های یلدا  [2014 Dec] 
*منظومه نيايش نوئل  [2014 Dec] 
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر [2014 Dec] 
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی! [2014 Dec] 
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ [2014 Dec] 
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه  [2014 Dec] 
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش [2014 Dec] 
*پیش از آزادی [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2014 Nov] 
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)  [2014 Nov] 
*بعد از این شبانه ها [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم) [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم) [2014 Nov] 
*عاشقانه [2014 Nov] 
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار [2014 Nov] 
*لبان تلخ تو [2014 Nov] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها  [2014 Nov] 
*درستايش رسالت [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )  [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم ) [2014 Oct] 
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار [2014 Oct] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Oct] 
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Oct] 
*مزموزما جهانست با آیه های روشن [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم) [2014 Oct] 
*غزل تازه. هوای تازه کجاست [2014 Oct] 
*مرگ تبعیدی [2014 Oct] 
*درکارگاه صبح [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم) [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )  [2014 Oct] 
*در این هوا که منم [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم) [2014 Oct] 
*اى آزادى  [2014 Oct] 
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی [2014 Sep] 
*سرود مهرگانى  [2014 Sep] 
*خــزانی [2014 Sep] 
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم) [2014 Sep] 
*لبان تلخ تو  [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم) [2014 Sep] 
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد [2014 Sep] 
*با داعشیان [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم) [2014 Sep] 
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Sep] 
*نیایش [2014 Sep] 
*«خارجه نشین!» [2014 Aug] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول) [2014 Aug] 
*مرثیه [2014 Aug] 
*بیزار تر از داعشیان....  [2014 Aug] 
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم [2014 Aug] 
*آینه [2014 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Aug] 
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه  [2014 Aug] 
*ملت! ملت! همیشه سردار [2014 Aug] 
*عاشقانه [2014 Aug] 
*غثیان (استفراغ) [2014 Aug] 
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل [2014 Aug] 
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2014 Jul] 
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است [2014 Jul] 
*سؤال [2014 Jul] 
*با ناخدا [2014 Jul] 
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان [2014 Jul] 
*دعا [2014 Jul] 
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی» [2014 Jul] 
*شاید آینه ای لازم باشد [2014 Jul] 
*در ستایش ارتداد [2014 Jul] 
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى [2014 Jul] 
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم [2014 Jul] 
*سبیل هم سبیل مقاومت! [2014 Jun] 
*زنده باد شکاف! [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد [2014 Jun] 
*کاردها می‌گریند [2014 Jun] 
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد  [2014 Jun] 
*کی بود کی بود من نبودم  [2014 Jun] 
*یک شب اگر [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد  [2014 Jun] 
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما [2014 Jun] 
*در قلب مردم [2014 Jun] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد [2014 Jun] 
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!  [2014 Jun] 
*خوشاسپیده دم سرخ [2014 May] 
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده [2014 May] 
*با گوش‌های کر [2014 May] 
*«بوي جوي موليانم آرزوست» [2014 May] 
*غزل یک شب اگر... [2014 May] 
*ساقی نامه [2014 May] 
*برای شما متاسف و غمگینم [2014 May] 
*عشق [2014 May] 
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه [2014 May] 
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است [2014 May] 
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی [2014 Apr] 
*طعم روشنائی [2014 Apr] 
*تجربه [2014 Apr] 
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1 [2014 Apr] 
*هوای تازه کجاست [2014 Apr] 
*وقتی همه چیز فراموش میشود [2014 Apr] 
*گوی مقدس [2014 Apr] 
*قصیده سنگشار [2014 Apr] 
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه [2014 Apr] 
*نوروز من توئی [2014 Mar] 
*بسوی بهار [2014 Mar] 
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب [2014 Mar] 
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد [2014 Mar] 
*بهار عبا پوش [2014 Mar] 
*نوروزتان خوش باد [2014 Mar] 
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی  [2014 Mar] 
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده [2014 Mar] 
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش [2014 Mar] 
*در خلوت زاهدان اثنی عشری [2014 Mar] 
*عاشقانه عریان بهاری [2014 Mar] 
*غزل بهاری شماره یک  [2014 Mar] 
*ترس سیاسی [2014 Mar] 
*آواز کولی‌ها [2014 Feb] 
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم [2014 Feb] 
*مکاشفه [2014 Feb] 
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق [2014 Feb] 
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی [2014 Feb] 
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع! [2014 Feb] 
*اگر روزی واقعا انقلاب شد [2014 Feb] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2014 Jan] 
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است [2014 Jan] 
*هوای تازه کجاست  [2014 Jan] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب [2014 Jan] 
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است ! [2014 Jan] 
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس [2014 Jan] 
* در بدرقه رضا مرزبان [2014 Jan] 
*زیرا باد می‌وزد [2014 Jan] 
*نگران مباش! [2014 Jan] 
*اگر مرگ نبود  [2014 Jan] 
*پنج مکاشفه [2014 Jan] 
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد» [2014 Jan] 
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها [2013 Dec] 
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2013 Dec] 
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک [2013 Dec] 
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی  [2013 Dec] 
*سه سروده .طعم روشنائی [2013 Dec] 
*نيايش نوئل  [2013 Dec] 
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي [2013 Dec] 
*غزل های یلدا [2013 Dec] 
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت) [2013 Dec] 
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی ! [2013 Dec] 
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2013 Dec] 
*ابراز نگرانی [2013 Dec] 
*غزل. [2013 Dec] 
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود [2013 Dec] 
*دعا  [2013 Dec] 
*هنوز سرودتان را مى خوانم  [2013 Dec] 
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی  [2013 Dec] 
*در ستایش تاختن [2013 Dec] 
*هفت حصار [2013 Dec] 
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین [2013 Nov] 
*درخواست از دوستان [2013 Nov] 
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو  [2013 Nov] 
*اعتصاب غذا خبر جدید [2013 Nov] 
*دیریست، دریغا [2013 Nov] 
*بیماران عقیدتی [2013 Nov] 
*محبت نیست جز در ده نشینان!  [2013 Nov] 
*اما باران خواهد بارید [2013 Nov] 
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید [2013 Nov] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2013 Nov] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2013 Nov] 
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه [2013 Nov] 
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق [2013 Nov] 
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی  [2013 Oct] 
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا [2013 Oct] 
*اگر مرگ نبود [2013 Oct] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2013 Oct] 
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری [2013 Sep] 
*در خیل خائنان [2013 Sep] 
*آتش تاریک [2013 Sep] 
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده! [2013 Sep] 
*اگر پرچم آزادی... [2013 Sep] 
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد [2013 Sep] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Sep] 
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف [2013 Sep] 
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم [2013 Sep] 
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای  [2013 Aug] 
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی) [2013 Aug] 
*باز هم تهدید [2013 Aug] 
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن [2013 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2013 Aug] 
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند  [2013 Aug] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Aug] 
*اى آزادى… [2013 Jul] 
*دوستان سابق! بخود آئید [2013 Jul] 
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد [2013 Jul] 
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست [2013 Jul] 
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی  [2013 Jun] 
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ! [2013 Jun] 
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید [2013 Jun] 
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری [2013 Jun] 
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات [2013 Jun] 
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته [2013 Jun] 
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر [2013 Jun] 
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر  [2013 Jun] 
*پنج نامه [2013 Jun] 
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی [2013 Jun] 
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲ [2013 May] 
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱ [2013 May] 
*چاووشی [2013 May] 
*دردناک، مضحک، خطرناک  [2013 Apr] 
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران [2013 Mar] 
*معنای کلام هستی [2013 Mar] 
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف [2013 Mar] 
*آیا می شود حرف زد؟ [2013 Feb] 
*  [2013 Feb] 
*مسیح را تعریف کنید [2012 Dec] 
*به پایان میرسد ای دوست هستی [2012 Dec] 
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی [2012 Dec] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2012 Nov] 
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید [2012 Nov] 
*در درگذشت احمد قابل [2012 Oct] 
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود [2012 Oct] 
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2012 Jul] 
*اگر مرگ نبود [2012 Jul] 
*جماع الوداع ووداع الجماع [2012 Jul] 
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم [2011 Nov] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2011 Nov] 
*حقیقت ساده [2011 Oct] 
*تخم اشتباه [2011 Aug] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2011 Jul] 
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت [2011 Jul] 
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی [2011 Jun] 
*با تمام رهبران [2011 Jun] 
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری [2011 Jun] 
*چهار خرداد [2011 May] 
*توجه به چند نکته ساده [2011 May] 
*منظومه کاروان [2011 Apr] 
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی [2011 Apr] 
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران [2011 Apr] 
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی  [2011 Jan] 
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم) [2010 Dec] 
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3) [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)  [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی [2010 Dec] 
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار [2010 Nov] 
*من باب اطلاع [2010 Nov] 
*مرگ می آید که ما را نو کند [2010 Nov] 
*مگر راهی جز مردن؟ [2010 Nov] 
*آی ابراهیم.... [2010 Nov] 
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست  [2010 Nov] 
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت [2010 Nov] 
*خاتون (به یاد مرضیه) [2010 Oct] 
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ [2010 Oct] 
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی [2010 Sep] 
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا [2010 Sep] 
* سفرت خوش ستار! [2010 Sep] 
*تجربه [2010 Sep] 
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده! [2010 May] 
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی [2010 Apr] 
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی [2010 Apr] 
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»! [2010 Mar] 
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم [2010 Feb] 
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم [2010 Feb] 
*مقداری توضیح واضحات... [2010 Feb] 
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال! [2010 Jan] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2010 Jan] 
*یاداشت و توضیحی کوتاه [2009 Dec] 
*ملایان بر لب باغچه نعنا! [2009 Nov] 
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟ [2009 Oct] 
*هفت شعر تازه [2009 Oct] 
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن [2009 Oct] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد [2009 Sep] 
*در زیر قناره های قصابان [2009 Sep] 
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن [2009 Sep] 
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟! [2009 Sep] 
*کجا ایستاده ایم؟ [2009 Aug] 
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات [2009 Aug] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)  [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف [2009 Aug] 
*دو شعر برای شهیدان اشرف  [2009 Jul] 
*قصیده میر حسینیه موسویه [2009 Jul] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم  [2009 Jul] 
*رهبران کجایید  [2009 Jul] 
*این یه انقلابه [2009 Jun] 
*نه ! «ندا» نمرده است [2009 Jun] 
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)  [2009 Apr] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان [2009 Mar] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم  [2009 Mar] 
*اگر روزي واقعا انقلاب شد [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)  [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲) [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱) [2009 Feb] 
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه! [2008 Dec] 
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران [2008 Dec] 
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم [2008 Oct] 
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....  [2008 Mar] 
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است! [2008 Feb] 
*آی آدمها [2008 Feb]