سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
اسماعیل وفا یغمایی

 

توضیح.آنچه میخوانید بخشهای یازدهم تا بیست و چهارم سومین مجموعه کار تحقیقی مفصل من بر روی تاریخ اسلام و ایران و تطبیق این دو بر یکدیگر با نام تاریخ مقدس شیعه است . بخشهای یازدهم تا بیست و چهارم اختصاص به روزگار زاد و زیست امام رضا ووقایع تاریخ ایران در این دوران دارد.امام رضااگر نه نامدار ترین بلکه یکی از نامدارترین امامان مقدس شیعه و مزار او پر ازدحام ترین زیارتگاه در سراسر جهان است است.حرم او هفتاد هکتار مساحت دارد و سالانه بیست و پنج میلیون نفر به زیارت او می ایند و در روز تولدش سه میلیون نفر به زیارت او می شتابند. و بیست هزار خادم و مامور تمام وقت کار حفظ و نگهداری حرم را بر عهده دارند. نود درصد زمینهای کشاورزی استان خراسان (استانی بامساحتی معادل 313.335 کیلومتر مربع)کمی کمتر از مساحت فرانسه(40674843کیلومتر مربع) و بیش از دو برابر مساحت انگلستان(130395کیلومتر مربع) متعلق به استانقدس رضوی و باصطلاح در مالکیت امام رضااست.روزگار او معاصر با بسیاری حوادث منجمله بزرگترین جنبش تاریخ ایران یعنی جنبش بابک خرمدین علیه امپراطوری اسلامی است.کوشش میکنیم با چشم تاریخ و در گذر از تاریخ روزگار امام رضا و خود او را بنگریم.خواندن این مجموعه به شما یاری میدهد تا بتوانید دیگر بخشهای تاریخ ایران را بهتر حس کنید..........

مهاجرتهای علویان به ایران در زمان ولایتعهدی امام رضا و بعد از آن.ماجرای کاروان علویان و آمدن کاروانی از علویان و برادران و خواهران امام رضا به ایران

در گوشه دیگری از ایران در شهر قم حرم پر شکوه خواهر امام رضا فاطمه معصومه برگ دیگری از تاریخ سالهای آغاز قرن سوم هجری را باز میگوید. آرامگاه خواهر امام رضادر میان بقعه با بلندی ۲۰/۱ و طول و عرض ۹۵/۲ در ۲۰/۱ متر قرار گرفته و با کاشی‌های نفیس و زرفام (آغاز قرن هفتم پوشیده شده‌است. گرداگرد مرقد ، دیواری به بلندی دو متر و طول و عرض تقریبی (۸۰/۴، در , ۴۰/۴) قرار دارد که در سال ۹۵۰ بنا گردید و با کاشی معرق آراسته شد. که اکنون این دیوار با ضریح مشبک از جنس نقره پوشیده شده‌است. رونق نخستین حرم به قرن هفتم باز میگردد در زیر گنبد بجز چهار شاه صفوی، شاه عباس دوم، شاه صفی،شاه سلیمان ، شاه سلطان حسین و دو شاه و چند شاهزاده قاجار ، فتحعلیشاه و محمد شاه قاجار ومهد علیا مادر ناصر الدینشاه و چند تن دیگر، 5 تن از امام زادگان و همراهان خواهر امام رضا (فاطمه معصومه)در سفر قم مدفون هستند که میمونه، دختر موسی مبرقع نوه امام جواد ، ام محمد دختر موسی مبرقع، قاسم دختر کوکبی از نوادگان امام سجاد ،ام حبیب کنیز ابوعلی نوه امام رضا و ام اسحاق کنیز محمد بن موسی مبرقع از آن جمله آن‌ها هستند.

گروه دیگر که در جوار حرم مدفونند علمای شیعه هستند؛ مشهورترین مزار "آیت‌الله بروجردی" است.

مقابل آن در مسجد بالاسر حرم، چند قبر قرار دارد در اینجا مزار " مرتضا مطهری"، "علامه طباطبائی"، "آیت‌الله بهاءالدینی"، "آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری" (موسس حوزه علمیه قم)، "آیت‌الله بهجت" و ... قرار دارد.

در سمت صحن اتابک وسط حیاط، سنگ قبر مرتفع "قطب‌الدین راوندی"، از علمای شیعی قرن ششم قرار دارد. در حجره‌های صحن اتابک افراد مشهوری دفن هستند؛ در یکی از آنها مزار "دکتر مفتح" واقع شده است.

آن طرف حیاط نیز در یکی دیگر از حجره‌ها مزار "شیخ فضل‌الله نوری" قرار دارد؛

دسته دیگر از افرادی که در این مکان دفن شده اند ؛ "پروین ‌اعتصامی" و پدرش، یوسف اعتصامی است. ازقبر "علی‌اصغر اتابک"، صدر اعظم ایران در زمان ناصرالدین شاه و "مظفرالدین شاه" نیز باید یاد آورد اما سرگذشت اصلی ترین شخصیت این مجموعه فاطمه معصومه خواهر نامدار امام رضاچگونه است.

ماجرای فاطمه معصومه خواهر امام رضا.كاروانى شگفت وسرنوشتى اندوهبار

در كشاكش ماجراهاى مقر فرمانروائى مامون در مرو، وشورش و التهاب مخالفان ولايتعهدى امام رضا در بغداد ، وچرخش سياست مامون، كاروانى متشكل از شمارى از برادران و خواهران امام رضا و علويان و هواداران آنان از مدينه به سوى ايران حركت كرد تا خود را به مقر خلافت مامون و جائى كه برادر و بزرگ خاندانشان به عنوان وليعهد در كنار مامون زندگى مى كرد برساند. سيماى شاخص اين كاروان فاطمه (معصومه) خواهر امام رضا و زنى است كه منابع شيعه او را از زمره محدثان و دانايان شيعه معرفى كرده اند.

براى چه اين كاروان از مدينه حركت كرد؟

.برای چه این کاروان در کشاکش میان مامون و فضل ابن سهل و امام رضا از مدینه به سوی مرو حرکت کرد؟
- آياهمانطور كه منابع شيعى مى نويسند مقصود از اين سفر ديدار خواهر امام رضا با او بوده است ؟

 

    

قم. حرم حضرت معصومه

-آيا چنانكه برخى ديگر نوشته اند، نزديكان امام رضا براى بيعت با او به عنوان وليعهد روانه مرو شده بودند؟
-ایا امام رضا شخصا از آنها دعوت کرده بود تا از مدینه به مرو بیایند؟

آيا اگر از زواياى ديگر، ماجرا را بنگريم نمى توانيم به اين نتيجه برسيم كه:

برادران و خواهران و اصحاب امام رضاپس از شنيدن اخبار:
ــ تعويض سمبل عباسيان(رنگ سياه) به سمبل علويان(رنگ سبز)
ــ اعلام ولايتعهدى على ابن موسى
ــ ازدواج او با خواهر خليفه
وامثال اين قضايا ساده دلانه و فارع از بازیهای خطرناک و خونین سیاسی ،تصميم گرفته اند حال که ستاره اقبال علویان در حال طلوع است به مرو پايتخت اقبال علويان كوچ كنند. كوچ جمعى از اقوام درجه اول امام رضا به اين ظن دامن مى زند. با اين همه علت حركت اين كاروان چندان روشن نيست. منابع شيعى با قرنها تلاش عالمان مذهبى، طبق معمول و سنت، مه و ابرى غليظ از عاطفه و احساس مذهبى را بر اين ماجرا پراكنده اند كه در ميان اين مه و ابر سرگذشت واقعی كاروان گم و بى نشان شده و پى گيرى تاريخى چندان آسان نيست. اما آنچه روشن است اين است كه اين سفر در شرايطى نامناسب و در حاليكه دربار مامون در حال تغيير سياست بود انجام شد و بسيارى از مسافران اين كاروان در نقاط مختلف به دليل بيمارى و يا آنچنان كه برخی منابع مى نويسند به دست عاملان مامون و راهزنان یا عاملان مامون در هیئت و لباس راهزنان جان باختند.
شمارى از ششهزار آمامزاده اى( بنا بر گزارش سازمان مقابر و اماكن متبركه) كه در ايران زندگى را به پايان رسانده اند و فضای ایران را قرنها و تا کنون از غلظت مذهبی و باورهای شگفت پر کرده اند از اعضاى اين كاروان و يا فرزندان و نوادگان اعضاى اين كاروانند كه اصل و نسبشان به موسى ابن جعفر مى رسد . این کاروان اگر چه هرگز به مقصد نرسید اما موجب شد تا امامزادگان بسیاری در گوشه و کنار ایران سر بر آورند و قرنها قبه و بارگاهشان مورد اقبال عموم و نیز رونق بازار ملایان وباعث اقبال مذهب گردد.

 

تعداد کاروانیان

تعداد كاروانيان زياد بود و در منابع مختلف، بخصوص منابع فراوانى كه در باره ، خواهر امام رضا وجود دارد به نام و نشان كاروانيان مى توان دسترسى پيدا كرد. اعضاى اين كاروان در اساس دو دسته بودند.

1- اعضاى علوى و هم خونان امام رضا.

2- اعضائى كه از هواداران و دوستان علويان بودند.

 

    

داخل حرم حضرت معصومه

در مورد گروه نخست ،به همراه خواهر امام رضابيست و سه نفر علوى از خاندان موسى ابن جعفرشامل برادران و برادرزادگان از زمره مسافران كاروان بودند. نام برخى از برادران امام رضا ‏به نقل از ابراهيم ابن حرب فوعى (مولف بحر الانساب ــ نسخه هاى عكسى مركز احياء ميراث اسلامى) عبارتست از:

 

1- فضل 2- على 3- جعفر 4- هادى 5- قاسم 6- زيد
به نظر مى رسد«هادى‏» تصحيف «هارون‏» باشد. چون در کتابهاى مربوط به انساب از هادى به عنوان يكى از فرزندان موسى ابن جعفر نام برده نشده است. بجز اين موسى ابن جعفر به غير از على ابن‏ موسى‏ فرزند ديگرى به نام على نداشته است . همچنين مولف بحر الانساب در مورد زيد النار اشتباه كرده است چون زيد معروف به زيد النار ( زيد اتش افروز) كه در بصره قيام كرده بود وخانه هاى عباسيان و طرفداران آنها را به آتش مى كشيد در آن هنگام دستگير شده و نزدامام رضا به مرو فرستاده شده بود .بدين ترتيب چهار تن ازشش تنافراد فوق همراه كاروان بوده اند. مقبره ای بنام سید ابراهیم فرزند برهان الدین نوه امام زین العابدین در نیمه راه چالوس وجود دارد که به امامزاده سپهسالار معروفست و گویند سرپرست این کاروان بوده است

 

علاوه بر مردان، زنانى نيز از مسافران كاروان بودند.اسامى برخى از آنان عبارتست از :
ميمونه، فاطمه صغرى و خديجه خاتون و... (دختران امام كاظم) و سلطانه موصليه‏ كه خدمتگار و خواهر امام رضا بود. طبيبى بنام سيد مرتضى نيزكه از خاندان علوى بود و كار طبابت كاروان را به عهده داشت كاروان را همراهى مى كرد.

 

در باره فاطمه معصومه خواهر امام رضا

 

فاطمه معصومه خواهر تنی امام رضا ست.آنها از سوی پدر و مادر خواهر و برادر تنی هستند.مادر امام رضا ومعصومه بانوئی سودانی الاصل(اهل نوبه) بنام تکتم بوده که او را نجمه،سُكَن، خيزران، صقره، اروى ، ام البنين و طاهره نیز مینامیده اند. اسامی را بنا بر سنت به دلایل صفات جسمی و روحی اشخاص بر آنها مینهادند یا در رابطه با بردگان به علایق صاحبان آنها مربوط میشد. یعنی در هر بار خرید و فروش نامها بنا بر ذوق صاحب جدید تغییر میکرد و به همین دلیل گاه بردگان چندین نام را با خود داشتند.
نوشته اند نجمه را همسر امام صادق از بازار برده فروشان خریداری نمود و چون اوصاف پسندیده او را دید او رابه ازدواج فرزند خود در آورد و از این پیوند امام رضا
و معصومه زاده شدند. به دلیل اینکه مادر امام رضا اهل سودان بود امام رضا سیمائی سبزه و بقول اعراب سمرا داشت.

    

امامزاده سپهسالار در چالوس

تاریخ تولدفاطمه معصومه به درستی معلوم نیست ولیکتاب «مستدرک سفینه البحار» تاریخ تولد او را طبق اسناد به دست آمده، در روز ۱ ذیقعده سال ۱۷۳(قمری) در شهر [مدینه] نوشته‌است. او هنگام سفر بیست و هفت ساله بود و بیست و سه سال از امام رضا کوچکتر بود. اوپس از درگذشت موسی ابن جعفر مثل سایر اعضای خانواده تحت سر پرستی امام رضا بود. نوشته اند روابط عاطفی مستحکمی بین امام رضا و معصومه وجود داشت و همین یکی از علل سفر می تواند باشد.
فقیهان و محدثان شیعه در مورد دانش و کرامات او بسیار نوشته اند و بر نکات عجیبی تاکید کرده اند که از آن میگذریم و نیز نوشته اند او برای انتشار تشییع به ایران مسافرت کرد تا شهر به شهر سفر کند و بذر تشییع را بپراکند. مساله جالب توجه در باره او و نیز سایر خواهران امام رضا این است که هیچکدام از آنها ازدواج نکردند.

 

چرا خواهران امام رضا ازدواج نکردند

 

مقوله قابل تامل اين كه خواهران امام رضا هيچكدام(مگر يكى ) ازدواج نكردند يا چنانكه برخى منابع اشاره مى كنند موسى ابن جعفر كار ازدواج آنان را به امام رضا واگذاشت تا هر طور كه او مى داند عمل كند.
يعقوبى در تاريخ يعقوبى(جلد 2 صفحه 421 )مى‏ گويد:
موسى بن ‏جعفر وصيت كرد كه دخترانش شوهر نكنند و هيچ يك از آنان شوهر نكر
مگر ام ‏سلمه در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن ‏جعفر بن ‏محمددرآمد و در اين باره ميان قاسم و خويشانش جريان سختى پيش آمد تا آنجا كه قاسم قسم خورد... جز آنكه او را به حج ‏برد، منظورى نداشته است‏.

 

وصيت نامه موسى ابن جعفردر این باره

شيخ صدوق عالم بزرگ شيعه متن كامل وصيت‏نامه اي از موسى ابن جعفر را نقل كرده است كه در اين وصيت نامه به مساله ازدواج يا عدم ازدواج دخترانش اشاره شده است
اگر از كشاكشهائى كه پس از وفات موسى ابن جعفر بر سر امامت امام رضا پيش آمد و ظهور انشعابات مختلف بر سر مساله امامت( كه پيش از اين اشاره شد) بگذريم وامانت عالمان وفقيهان شيعه را در ارائه اسناد مختلف و از جمله وصيت نامه اى كه مطلقا امام رضا را وارث امامتى الهى و امام بر حق شيعه دانسته قبول كنيم،و اين وصيت نامه را سندى براى از دور خارج كردن ساير گروهها و فرقه ها( در دوران شيخ بزرگ صدوق و همفكرانش) ندانيم مى توان بر اين وصيت نامه درنگ و تامل كرد.امام هفتم شيعيان در بخشى از وصيت نامه اش بهازدواج دخترانش اشاره كرده، مى گويد:
...در مورد اموال و خانواده و فرزندانم، او(امام رضا)بمنزله خود من است، و اگر صلاح ديد كه برادرانش را - كه در آغاز اين نوشته از آنها نام برده ‏ام - «به همان صورت كه من در اينجا ذكر مى‏ كنم‏» باقى بگذارد، مى‏تواند اين كار را بكند و اگر نخواست، مى ‏تواند آنها را كنار بگذارد و كسى حق اعتراض به او را ندارد، و اگر كسى از آنها بخواهد خواهر خود را عروس كند، بدون اجازه و دستور او اين حق را ندارد، و هر نيرو و قدرتى بخواهد او را از اختياراتى كه در اينجا ذكر كرده ‏ام، كنار بزند و مانع او بشود، با اين كار از خدا و رسولش فاصله گرفته و بركنار شده است و خدا و رسولش نيز با او رابطه‏ اى نخواهند داشت، و لعنت ‏خداوند و تمام لعنت‏ كنندگان و ملائكه مقرب و انبياء و مرسلين و مؤمنين بر چنين شخصى باد، و هيچ يك از سلاطين و نيز هيچ يك از فرزندانم حق ندارند او را از اموالى كه نزد او دارم بركنار كنند، من نزد او اموالى دارم، و سخنان او در مورد مبلغ آن، كاملا مورد قبول من است چه كم بگويد، چه زياد، و علت ذكر اسامى ساير فرزندانم فقط اين بود كه نام آنها و اولاد صغيرم در اينجا با احترام ذكر شود و آنها شناخته شوند.
آن همسرانم كه ام ولد(كنيز) هستند، هر كدام كه در منزل باقى ماندند، داراى همان حقوق و مقررىخواهند بود كه در زمان حياتم از آن برخوردار بودند، به اين شرط كه او مايل باشد، و آنهايى كه ازدواج كنند ديگر نمى‏توانند بازگردند و مقررى دريافت دارند مگر اينكه«على‏» صلاح بداند، دخترانم نيز همين گونه‏ اند.
امر ازدواج دخترانم بدست هيچ يك از برادران مادريشان نيست و دخترانم نبايد كارى انجام دهند جز با صلاح ديد و مشورت او، و اگر برادران مادرى دخترانم (بدون اجازه «على‏»)در مورد ازدواج آنان كارى انجام دهند خداوند تعالى و رسولش - صلى الله عليه و آله- را مخالفت و نافرمانى كرده ‏اند، او نسبت ‏به مسائل ازدواج قوم خود داناتر است اگر خواست تزويج مى‏كند و اگر نخواست، نمى‏ كند، و من آنان را نسبت ‏به آنچه در اين نوشته ذكر كرده‏ ام وصيت نموده ‏ام و خداوند را بر آنها گواه مى‏گيريم.
(پايان بخشى از وصيت نامه به روايت شيخ صدوق)
در باره اين وصيت نامه، و تاكيد موسى ابن جعفر براين كه: تنها امام رضا حق دارد براى ازدواج خواهرانش تصميم بگيرد، تعبيرها و تفسيرهاى مختلفى شده و مى شود.

تفسير معقول و منطقى اين ماجرا همان است كه پاره اى از اهل فن بر آن تاكيد كرده اند و آنهم روحيات خاص موسى ابن جعفر و كثرت فرزندان دختر و جلوگيرى از اختلاط خاندان خود با افراد ناشايست بود. در كنار اين مى توان حوادث زندگى امام رضا و سفر او به مرو و سرانجام درگذشت وصى موسى ابن جعفر را نيز از عوامل تجرد زنانى دانست كه تمام و وكمال سر در حلقه ارادت برادرى داشتند كه امام آنان نيز بود. انطباق تجرد دختران موسى ابن جعفر با تئورى هاى مبارزاتى و اينكه آنان به خاطر مبارزه تجرد اختيار كرده بودند ما را از واقعيت دور خواهد كرد. به خاطر مبارزه البته مى توان تجرد اختيار كرد ولى در آغاز قرن سوم هجرى ودر توفان شورشهاى خونين علويان زيدى و حسنى، و در حاليكه امام رضا بزرگ خاندان علويان درهيچ شورش و جنبشى شركت نداشت، دختران هفتمين امام شيعيان در رابطه با هيچ جنبشى قرار نداشتند كه بخاطر ضرورتهاى مبارزاتى تجرد اختيار كنند. تاريخ زندگى شمارى از آنان تا آن حدى كه روشن است همين را مى گويد و احترام گذاشتن به آنان در ميان شيعيان نه به خاطرمبارزات سياسى و اجتماعى آنان بلكه به خاطر پيوند خونى با امام رضا و موسى ابن جعفر و نسب رساندن به پيامبر اسلام است.
احتمالات و نظريات مختلفى براى ازدواج نكردن دختران حضرت موسى بن جعفر ذکر شده است.به شماری از انها بطور دقیق تر اشاره میشود.

 

نظریه اول وصيّت موسى بن جعفرو منع ازدواج

به دخترانش وصيت كرده تا ازدواج نكنند ! ابن واضح يعقوبى طرفدار اين نظريه است . سخن او در اين باب چنين است :
موسى بن جعفر را هيجده پسر و 23 دختربود ، پسران عبارت بودند از :
على‌رضا ، ابراهيم ، عباس ، قاسم ، اسماعيل ، جعفر ، هارون ، حسن ، احمد ، محمد ، عبيدالله ، حمزه ، زيد ، عبدالله ، اسحاق ، حسين ، فضل و سليمان

 

اسامی موجود دختران موسی ابن جعفر عبارتند از:
فاطمه کبرا. فاطمه صغرا. رقیه. حلیمه. ام‌ابیها. رقیه صغرا. ام‌جعفر. لبابه. زینب. خدیجه علیّه. آمنه.-حسنه. بریهه. عایشه. ام‌سلمه . میمونه . ام‌کلثوم

 

موسى بن جعفر وصيت كرد كه دخترانش شوهر نكنند و هيچ كس از آنان شوهر نكرد ، مگر ام سلمه كه در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در اين‌باره ميان قاسم و خويشاوندانش جريان سختى پيش آمد تا آنجا كه قاسم قسم خورد كه جامه از وى دور نكرده است و جز آنكه عقد موقتى بسته شده براى محرميّت در مسير رفتن به حج و منظورى نداشته است .
( تاريخ يعقوبى ، احمد بن ابى يعقوب ( ابن واضح ) ، وزارت فرهنگ و آموزش عالى ، ترجمه محمد ابراهيم آيتى ، ج 2 ، ص 42)
در این مورد بايد گفت :
اولا چنين وصيّتى برخلاف سنت پیامبرو امامان شیعه است
ثانياً ، متن وصيت حضرت موسى بن جعفر غير از آن چيزى است كه يعقوبى ادّعا دارد . براى قضاوت در اين زمينه ، ابتدا متن وصيت را مرور مى‌كنيم.
ابراهيم بن عبدالله از موسى بن جعفر نقل كرده كه جمعى را مانند اسحاق بن جعفر ، ابراهيم بن محمد و جعفر بن صالح و . . . را بر وصيت خود شاهد گرفت و فرمود : اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِيَّتى. . . اَوصَيْتُ بها اِلى عَلَىٍّ‌ٍ اِبْنى . . . و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ يُزَوِّجَ أختَهُ فَلَيْسَ لَهُ اَنْ يُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ . . . وَ لا يُزَوِّجَ بَناتى اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأيِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِكَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالى وَ رَسُولَهُ ( ص ) وَ حادُّوهُ فى مُلْكِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ يَزَوِّجَ زَوَّجَ ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ يَتْرَكَ تَرَكَ . . .

( بحارالانوار ، داراحياء التراث العربى ، ج 48 ، ص 276 280 عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 26 عوالم ، ج 21 ، ص 475 اصول كافى ، ج 1 ، ص317 )

 

ترجمه
شاهد مى‌گيرم آنها را كه اين وصيّت من است كه به فرزندم على وصيت كرده‌ام. . . ( از جمله وصيتم اين است ) اگر مردى از شما خواست خواهرش را شوهر دهد ، اين حق را ندارد ، مگر با اجازه و فرمان او ( على ) و نه دختران من ( حق دارند ) كه يكى از خواهران خود را شوهر دهند و يا مادران آنها و نه سلطانى ، و نه كارى براى آنها انجام دهد ، مگر اينكه با نظر و مشورت او ( على ) باشد . اگر بدون اجازه او به چنين كارى اقدام كنند ، به راستى با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه كرده‌اند و او ( حضرت رضا ) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه‌تر است . اگر خواست به كسى شوهر دهد ، شوهر مى‌دهد و اگر خواست رد كند ، رد مى‌كند
در اين وصيت‌نامه ، با صراحت به فرزندان اعلام مى‌دارد که خواهران بايد در هر كارى از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت كنند و هر فردى را كه على بن موسى مناسب ديد ، آنان با او ازدواج كنند چرا كه آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه‌تر و به وضعيت بستگان آشنايان آشناتر است . در اينجا هرگز سخن از ترك ازدواج دختران موسى بن جعفر و خواهران نيست سخن در اين است كه بر ازدواج آنان رضا بايد نظارت داشته باشد
بنابراين نظريه يعقوبى بى‌اساسى است و نمى‌توان بر آن اعتماد كرد و به همين جهت ، برخى محققين صريحاً سخن يعقوبى را مجعول و بى اساس دانسته‌اند

.حياه الامام موسى بن جعفر ، قرشى ، ج 2 ، ص 497

 

نظریه دوم نبودن همسر مناسب

 

نظريه دوم اين است كه دختران مخصوصاً معصومه درحد بالايى قرار داشتند و كسى همسنگ و همسر آنها پيدا نمى‌شد و يكى از امورى كه در تزويج دختر مورد توجه قرار مى‌گيرد ، هم كفو بودن است
در این مورد باید گفت
اين نظريه نيز نمى‌تواند قابل تأييد باشد زيرا سنت اين نبوده كه دختران خود را به جهت پيدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند ، بلكه آنان ، هم در قول ، و هم در عمل خود ، مؤمن و مؤمنه كفو يكديگر مى‌دانستند . از پيامبر نقل شده است كه :
هر گاه كسى به خواستگارى دختر شما آمد كه ديندارى و امانتدارى او را مى‌پسنديد ( هر چند در حد دختر شما نباشد )شوهر دهيد و اگر شوهر ندهيد ، در زمين فتنه و فساد بزرگ بر پا مى‌شود .

( منتخب ميزان الحكمه ، ص 234بحارالانوار ، دارالكتب الاسلاميه ، ج 103 ، ص 237 ، حديث25)

ثانياً ، جوانانی از تبار امام حسن و امام حسین و نيز در ميان شيعيان افرادى وجود داشتند كه مى‌توانستند همسران مناسب براى آنان باشند

نظریه سوم وحشت خواستاران از ازدواج با دختران موسی ابن جعفر

 

نظريه سوم آن است كه اختناق هارون الرشيد و وجود خفقان در آن دوران ، چنان شديد بود كه حتى كسى جرئت نداشت براى پرسيدن مسائل شرعى به در خانه موسى بن جعفر مراجعه كند ، تا چه رسد به اينكه به عنوان داماد رفت و آمد دائمى با خانواده موسى بن جعفر داشته باشد چرا كه همين ارتباط نسبى زمينه‌اى را فراهم مى‌ساخت تا هارون به اذيت و آزار او بپردازد . ازطرفى زندانى شدن امام نيز ، انگيزه خواستگارى از دختران آن حضرت را كاهش مى‌داد .
البته این سئوال بر جا میماند که چگونه امام هفتم علیرغم زندان و بازداشت در طول پنجاه و سه سال زندگی خود موفق به داشتن سی و هشت یاچهل و یک فرزند پسر و دختر گردد.
نوشته اند بعد از وفات امام هفتم وحشت بيشترى بر مردم حاكم شد و امام رضا نيز تحت نظر قرارگرفت . در زمان مأمون به خراسان احضار شد و بعد از يك سال ، خواهرش و جمعى از برادران او به خراسان حركت كردند ، اما در راه ، معصومه
درگذشت وازدواج او هم تحقق نيافت

کاروان وگذر راهی دور و دراز

 

كاروان راهى دور و دراز و صعب را از مدینه به قصد مرو طى كرد و از شهرها و منزلگاههای فراوان گذشت. اسامی این شهرها و منزلگاهها و فاصله ها برجای مانده است:
کاروان از مدينه، راه كوفه و بغداد را انتخاب كرده است.شرح منازل سی گانه قسمت اول اين مسير به اين ترتيب است.

 

1 مدينه تا طرف،27 ميل.

 

2 طرف تا سقره،7 ميل.

 

3 سقره تا بطن‏النخل، 15 ميل. (از طرف تا بطن‏النخل22 ميل مى‏شود)

 

4 بطن‏النخل تا مكحولين.

 

5 مكحولين تا حصين.

 

6 حصين تا عسيله،13 ميل. (از عسيله تا بطن‏النخل‏36ميل است )

 

7 عسيله تا محدث، 28 ميل.

 

8 عسيله تا معدن نقره،43 ميل. (معدن نقره، محل تلاقى راه بصره، كوفه و مدينه است)

 

9 معدن نقره تا حاجر، 34 ميل. (قرورى، استراحتگاه شبانه اين منزل است)

 

10 حاجر تا سميراء، 34 ميل. (استراحتگاه شبانه آن عباسه است)

 

11 سميراء تا توز، 20 ميل (استراحتگاه شبانه آن محقية است)

 

12 توز تا فيد، 31 ميل. (استراحتگاه شبانه آن قرنتين است )

 

13 فيد تا الاجفر،36 ميل. (در آنجا مسجد جامعى است، قرائن استراحتگاه شبانه آن است)

 

14 الاجفر تا خزيمية، 24 ميل. (استراحتگاه شبانه آن اغر)

 

15 خزمية تا ثعلبية، 32 ميل. (استراحتگاه آن عين است)

 

16 ثعلبية تا بطانية، 11 ميل. (استراحتگاه آن بهينة است)

 

17 بطانية تا شقوق،29 ميل (استراحتگاه آن بدرين است)

 

18 شقوق تا زباله، 21 ميل. (استراحتگاه آن تنانير است )

 

19 زباله تا قاع، 24 ميل. (استراحتگاه آن جريسى است)

 

20 قاع تا عقبه، 24 ميل (استراحتگاه شبانه آن جلحاء است)

 

21 عقبه تا واقصه، 20 ميل (استراحتگاه شبانه آن سماء است )

 

22 واقصه تا قرعاء، 24 ميل. (طرف استراحتگاه آن است)

 

23 قرعاء تا مغيثه، 32 ميل. (مسجد سعد استراحتگاه آن است)

 

24 مغيثه تا قادسيه، 30 ميل.

 

25 قادسيه تا كوفه، 15 ميل.

 

26 كوفه تا ساهى،7 ميل.

 

27 ساهى تا بازار اسد،7 فرسخ.

 

28 بازار اسد تا قصر ابن‏هبيره،6 فرسخ.

 

29 قصر ابن‏هبيره تا پل كوثى، 5 فرسخ.

 

30 پل كوثى تا بغداد،7 فرسخ.

 

مهمترين شهرها و منازلى كه كاروان در ادامه مسير از بغداد تا ساوه پيمود عبارتند از:

 

1 از بغداد تا نهروان: 4 فرسخ.

 

2 نهروان تا دير ترمه: 4 فرسخ.

 

3 دير ترمه تا دسكره: 8 فرسخ.

 

4 دسكره تا جولا:7 فرسخ.

 

5 جولاء تا خانقين:7 فرسخ.

 

6 خانقين تا قصر شيرين:6 فرسخ.

 

7 قصر شيرين تا حلوان: 5 فرسخ.

 

8 حلوان تا ماى ذرواستان: 4 فرسخ.

 

9 ماى ذرواستان تا مرج القلعه:6 فرسخ.

 

10 مرج القلعه تا زبيديه:7 فرسخ.

 

11 زبيديه تا خوش كارش:3 فرسخ.

 

12 خوش كارش تا قصر عمر: 4فرسخ.

 

13 قصر عمر تا قرماشين: 8فرسخ.

 

14 قرماشين تا شبديز:3 فرسخ.

 

15 قرماشين تا دكان:6 فرسخ.

 

16 دكان تا قصر اللصوص:7فرسخ.

 

17 قصر اللصوص تا خنداد:7فرسخ.

 

18 خنداد تا همدان: 8 فرسخ.

 

19 همدان تا بوزنجرد:9 فرسخ.

 

20 بوزنجرد تا طرزه: 8 فرسخ.

 

21 طرزه تا روذه:7 فرسخ.

 

22 روذه تا سونقين:7 فرسخ.

 

23 سونقين تا ساوه: 8 فرسخ.

 

در ادامه مسير اصطخرى فاصله ساوه تا قم را 12 فرسنگ ذكر مى‏كند.

 

کاروان مورد حمله راهزنان قرار میگیرد

کاروانیان با رنج و مرارت بسیار سفر میکنند. تعدادی از کاروانیان منجمله فاطمه صغری در مسیر راه فوت میکنند. فاطمه صغرى، دختری نوجوان حدود پانزده ساله بود بود و در مسير كاروان از دنيا رفت و در روستايى از توابع آشتيان به خاك سپرده شد. خديجه خاتون، نیز وفات يافت . سلطان یا سلطانه موصليه نيز در نائين دفن شده است. «سيد مرتضى طبيب کاروان نیز فوت میشود و در قم مدفون میشود و گفته شده است خاندان میرزا محمد طبیب ازتبار همین طبیب است .

وقتی که تاریخ مه آلوده و غیر قابل شناسائی میشود

در رابطه با چهار تن از دختران موسی ابن جعفر اسناد دیگری وجود دارد که گاه گیج کننده است. نوشته اند.
امام موسی كاظم علیه السلام چهار تن از دختران خویش را فاطمه نامیده است:
1. فاطمه كبری -
فاطمه كبری، حضرت فاطمه معصومه است كه در شهر قم به خاك سپرده شده است.
2. فاطمه صغری - فاطمه صغری مشهور به «بی بی هیبت» و «حكیمه خاتون»، در ورودی شهر باكو مدفون است. کشور آذربایجان
3. فاطمه وسطی - فاطمه وسطی در اصفهان مدفون است.
4. فاطمه اخری - فاطمه اخری در شهر رشت مدفون است و به نام خواهر امام معروف است.

سر گذشت شگفت فاطمه صغری یا بی بی هیبت

نوشته اند پس از حذف امام رضا حكومت عباسی چنان عرصه را برای امام زادگان و منسوبین به آنها تنگ كرد كه برخی از آن ها تصمیم به هجرت از شهر و دیار خود گرفتند، از جمله آنها حكیمه خاتون خواهر امام رضا بود كه همراه سه تن از برادرزادگان خود از طریق بندر انزلی به سمت باكو حركت كرد. در آن زمان، جمهوری آذربایجان از ایران جدا نشده بود و در واقع، مسافرت ایشان در محدوده ممالك اسلامی و از شهری به شهر دیگر صورت گرفت.در این مسافرت كه از طریق دریای خزر صورت گرفت، متأسفانه كشتی حامل این بزرگان در دریا آسیب دید و تكه تكه شد. فردی به نام «بابا سوجد» كه او نیز با كشتی مسافرت می كرد، این امام زادگان را نجات داد و با كشتی خود به ساحل خزر و به یك فرسخی باكو رسانید. در باكو آنان را به «حاجی بدری» كه مردی پرهیزگار و متقی و در عین حال از تجار ثروتمند آن دیار محسوب می شد، سپرد. وی این بزرگان را نزد خود نگه داشت و اموال خود را صرف هزینه زندگی آنها كرد و خود، خادم آنان شد
بی بی هیبت مدتی را در شهر باكو زندگی كرد، امّا مدت دقیق آن مشخص نیست. در این مدت حاجی بدری، خدمتكار آن حضرت و برادرزادگانش بود. او به خاطر اینكه درباریان بنی عباس متوجه حضور بی بی هیبت و همراهانش در باكو نشوند، اسم خود را از حاجی بدری به «هیبت» تغییر داد و شایع كرد كه آن حضرت، بی بی و عمه اش است. از این زمان، فاطمه دخترامام موسی بن جعفر به بی بی هیبت مشهور شد و به مرور زمان و در اثر كثرت استعمال كسره بی بی حذف شد و آن حضرت «بی بی هیبت» نامیده شد.
ایشان هنگام آسیب دیدن كشتی در دریا، به آب افتاد و از این رو، مریض شد و مدت زیادی عمر نكرد و در اثر بیماری فوت کرد. ابتدا، حكیمه خاتون و پس از مدتی، دیگر امام زادگان فوت کردند كه یكی از آنها در طرف چپ و دو نفر دیگر در طرف راست او به خاك سپرده شده اند. در طرف چپ، دختری از برادرزادگان كه ظاهراً دختر امام رضا علیه السلام است و در طرف راست، پسران یكی از برادرانش به خاك سپرده شده اند. بر روی مزار این بزرگان نامی از آنها نوشته نشده و آیات قرآنی بر روی سنگ قبرشان حك شده است. تنها بر روی قبر بی بی هیبت، نام حكیمه خاتون دختر حضرت امام موسی كاظم علیه السلام به چشم می خورد.

    

مقبره فاطمه صغری یا بی بی هیبت در باکو

پس از فوت بی بی هیبت در همان منزلی كه در دامنه كوه محل عبادتشان واقع شده بود، به خاك سپرده شد. قبراو و برادرزاده هایش به خاطر اینكه مورد بی احترامی افراد حكومتی و مخالفان اهل بیت علیهم السلام واقع نشود، مخفی نگه داشته شد. تنها تعداد معدودی از شیعیان از جمله حاجی بدری و خانواده اش از این موضوع اطلاع داشتند و به زیارت می رفتند. . در سال 1257 م. شیروان شاه فرخ زال كه تقریباً بر محدوده جمهوری آذربایجان كنونی حكومت می كرد، متوجه این مطلب شد و مسجد و حرمی بر روی مزار بنا كرد و امام زادگان را مورد تجلیل قرار داد.
حرم تا سال 1934 م. پذیرای زائران بود. در نهم سبتامبر 1934 ملادی. به دستور استالین، حرم با دینامیت منفجر و با خاك یكسان شدو بر روی آن جاده ای و طاقی کشیده شد. تا مردم از روی قبرها رد شوند !در تاریخ 21 می 1994 میلادی در عید قربان كه رئیس جمهور وقت حیدر علی اف به این قسمت شهر آمده بود، از وی خواسته شد كه طاق، تخریب و حرم تجدید بنا شود. به همین منظور، بخشی از جاده را كندند و قسمتهایی از حرم كه سالم مانده بود، به حیدر علی اف نشان دادند كه او پس از تبریك عید، موافقت خود را با تخریب طاق اعلام كرد و اظهار داشت كه فرهنگ اصیل ما اینجا مدفون است. او دستور تخریب طاق را صادر كرد. اما 8 ماه طول كشید تا موافقت ادارات جلب شود. پس از طی مراحل قانونی، در طی دو روز، طاق تخریب و قبر بی بی هیبت نمایان گشت.

    

بقعه فاطمه اخری رشت

قبرها و حتی بخشهایی از حرم قبلی، از جمله زیر زمین آن، در زیر آسفالت سالم مانده بود و تنها سنگ قبر بی بی هیبت از وسط شكاف برداشته بود. حكومت كمونیستی هنگام تخریب تنها قسمتهایی از حرم را كه برای ایجاد جاده لازم بود، خاكبرداری كرده و بقیه آن هنوز سالم مانده بود؛ در هر حال بی بی هیبت دوباره احیا شد.
حیدر علی اف پس از تخریب جاده، برای كلنگ زنی احداث ساختمان حرم، در مكان حضور یافت و حرم بر روی 120 پایه كه محیط هر یك 60 سانتی متر و با ارتفاع 28 - 26 متر بنا گردید. وی مبلغ 700 هزار دلار برای ساخت حرم اختصاص داد. بقیه آن نیز از طریق نذورات مردم تأمین شد.


ادامه سفر کاروان و کشتار فجیع کاروانیان

کاروان سرانجام به حوالى ساوه می رسد. كاروانيان خسته و كوفته و شمارى از اعضاى كاروان بيمار بودند . در همين شرايط بود كه كاروان مورد تهاجم قرار میگیرد.اين حادثه چه بود و كاروان از طرف چه كسانى مورد حمله قرار گرفت ؟ به درستى مشخص نيست. منابع موجود اخبار متفاوتى را كه به صورت زير مى توان آنها را دسته بندى كرد ارائه مى كنند:

1ـ كاروان در حوالى ساوه مورد حمله راهزنان قرار گرفت.

2 ــ شمارى از كفار و حراميان كاروان را مورد حمله قرار دادند.

3 ــ به دستور مامون كاروان مورد حمله قرار گرفت.

4 ــ به دستور مامون كاروان مورد حمله قرار گرفت و مردان كشته و زنان از جمله فاطمه معصومه مسموم شدند.

 

ماجرا هر چه بوده است اگر سرنوشت كاروانيان را دنبال كنيم مى بينيم كه سرنوشت اين كاروان (كاروانى كه از مدينه به راه افتاد تا خود را به مرو برساند) از كاروان بازماندگان واقعه كربلا كه روانه پايتخت يزيد بود در مواردى دردناكتر است.

به نظر مى رسد كه نخستين حمله از سوى راهزنان بوده است، ولى با توجه به سرنوشت شمارى از اعضاى كاروان و علويان مهاجرى كه پس از اين واقعه روانه ايران شدند اين گمان در ذهن پر رنگ مى شودكه پس از تغيير سياست مامون وبازگشت به سوى تيره و تبار خونى و سياسى خود، شاید نوعى تصفيه و كشتاراشكار و پنهان، روزگار علويان و نزديكان امام رضا را تيره و تار كرده است .در هر حال پس از ماجراى ساوه شمارى از اهالى قم به يارى كاروان آمدند.

بیست و سه تن از کاروانیان مقتول به خاک سپرده میشوند

قم از سالها قبل و از همان آغاز تصرف و اشغال ايران اتراقگاه قبايل مهاجر عرب و بعدها محل اقامت شمارى از علويان مهاجر و پيروان امامان شيعه بود. گروههاى مختلفى از اعراب همزمان با فتوحات اسلامى در اقصى نقاط ايران اسكان يافتند. برخى از سپاهيان لشكر اسلام بودند كه ايران را بر عراق و حجاز ترجيح داده و ماندگار شدند. بعضى ديگر در طى مهاجرت‏هاى گوناگون به ايران آمدند
. يعقوبى در البلدان در توصيف قم مى‏نويسد، از جمله قم:

«و كسى كه قصد قم دارد، چون كسى كه رو به مشرق مى‏رود از همدان بيرون رود و در روستاهاى همدان پيش رود، و از شهر همدان تا شهر قم پنج منزل راه است و «شهر بزرگ قم‏»، به آن «مينجان‏» گفته مى‏شود و شهرى است جليل ‏القدر كه گويند در آن هزار گذر است و درون شهر دژى است كهن براى عجم، و در كنار آن شهرى است كه به آن «كمندان‏» گفته مى‏شود و آن را رودخانه‏اى است كه در ميان دو شهر آب در آن جارى است و روى آن پلهايى است كه با سنگ بسته شده و روى آنها از شهر «مينجان‏»به شهر «كمندان‏» عبور مى‏كنند.
و اهالى آن كه بر آن چيره‏اند، قومى هستند از«مذحج‏» و سپس از «اشعريان‏» و در آن مردمى از عجمهاى كهن سكونت دارند، و قومى هم از موالى كه خود مى‏گويند كه آنان موالى عبدالله بن ‏عباس عبدالمطلب‏ اند، و اين شهر را دو نهر است، يكى از آندو در بالاى شهر و معروف است‏به «راس المور» و ديگرى در پايين شهر و معروف به «فوروز» و اين دو نهر از چشمه‏ هايى است كه در كاريزهاى حفر شده‏اى جارى مى‏شود، و اين شهر در مرغزار با وسعتى است‏به اندازه ده فرسخ، و سپس به كوههاى آن مى‏رسد، كه از آنها است كوهى معروف به «روستاى سرداب‏»و كوهى معروف به «ملاحه‏» و آن را دوازده روستا است: «روستاى ستاره‏» و «روستاى كرزمان‏» و «روستاى فراهان‏» و «روستاى وره‏» و «روستاى طيرس‏» و «روستاى كوردر» و «روستاى وردراه‏» و «روستاى سرداب‏» و «روستاى براوشتان‏» و «روستاى براحه‏» و «روستاى قارص‏» و «روستاى هندجان‏» و بيشتر آب آشاميدنى اهل شهر در تابستان از چاههاست، و راهها از قم به رى و اصفهان و كرج و همدان از هم جدا مى‏شود و خراج آن چهار ميليون و پانصد هزار درهم است.
***

تشيع در قم از ربع آخر قرن اول هجرى رواج يافت و از سوى امامان شيعه به عنوان پناهگاه شيعيان محسوب شد و خيل عظيمى از پيروان را در خود جاى داد.

دورى قم از مركز خلافت و سابقه تشيع در آن، به راحتى توانست‏ شهر را پناهگاهى براى شیعیان سازدوقتى كاروان مدينه در ساوه مورد هجوم قرار گرفت مردم قم به يارى آنها شتافته و كاروان را به شهر خويش هدايت كردند.

مؤلف تاريخ قم مى‏نويسد:

 

ديگر از سادات حسينيه از فرزندان موسى بن ‏جعفر (عليهماالسلام) كه به قم آمدند فاطمه بود دختر موسى بن ‏جعفر(عليهماالسلام)، چنين گويند بعضى از مشايخ قم كه چون امام على بن ‏موسى‏ الرضا(عليهماالسلام) را از مدينه بيرون كردند تا به مرو رود از براى عقد بيعت ‏به ولايت عهد براى او فى سنة ماتين، خواهر او فاطمه بنت موسى بن‏ جعفر در سنه احدى و ماتين به طلب او بيرون آمد، چون به ساوه رسيد بيمار شد، پرسيد كه:
ميان من و ميان شهر قم چقدر مسافت است؟
او را گفتند كه:
ده فرسخ است.
خادم خود را بفرمود تا او را بر دارد و به قم برد. خادم او را به قم آورد و در سراى موسى بن‏ خزرج بن‏ سعد اشعرى فرود آمد و نزول كرد.

 

اهالى قم اجساد كشتگان را كه بيست و سه تن از مردان همراه كاروان یعنی تقریبا تمام مردان کاروان بودند به خاك سپرده و بقيه را به سوى قم راهنمون شدند و با احترام آنان را به شهر وارد كردند.
فاطمه معصومه در اين هنگام سخت بيمار بود و سرانجام پس از هفده روز فوت كرد و توسط بزرگان شهر در محله بابلان قم به خاك سپرده شد. او در اول ذى القعده سال 173 هجرى متولد شده و دردهم ربيع الثانى سال 201 هجرى در سن بيست و هشت سالگى در گذشت. در ميان شيعيان او سومين بانوى مقدس و مورد احترام بعد از فاطمه همسر، و زينب دختر على ابن ابيطالب است. نوشته اند كه موسى ابن جعفر چهار دختر بنامهاى فاطمه داشت كه نخستين آنان فاطمه كبرى(معصومه) نام داشت. از سرنوشت ساير كاروانيان تصوير روشنى در دست نيست. خواهر كوچكترامام رضا پيش از اين قضايا در آشتيان بيمار شده و در گذشته بود و آرامگاه او در يكى از روستاهاى حوالى آشتيان برجاست.

 

خديجه خواهر ديگر نيز در قم در گذشت. بعدها طبيب كاروان در قم و سلطان موصليه خدمتگار فاطمه معصومه در نائين روزگار را به پايان بردند.

 

مهاجرتهای دیگر راهى پوشيده از اجسادعلويان

در حول و حوش حركت اين كاروان چه مدت زمانى قبل و چه مدتى بعد، شمارى ديگر از تبار و خاندان موسى ابن جعفر و اقوام و نزديكان امام رضا از مدينه، اقامتگاه تاريخى و سنتى علويان روانه ايران شدند كه سرنوشتى شبيه به سر نوشت اعضاى كاروان پيدا كردند و در گوشه و كنار ايران بنا بر آنچه كه منابع برجاى مانده نوشته اند يا به دست عمال حكومت به قتل رسيدند ويا در سختى و اختفا روزگار گذرانده و در گذشتند.

حسن ابن محمد ابن حسن قمى (مؤلف تاريخ قم) از مهاجرت گروهى از فرزندان ابوطالب به اين شهر خبر مى‏دهد كه جز نام برخى از آنها در كتب انساب، هيچ اطلاع ديگرى در دست نيست.به نظر مى رسد كهتمامى اين مهاجرتها پس از سفرامام رضا وخواهرش صورت گرفته باشند.

از ديگر كتابهائى كه از مهاجرت هاى علويان به ايران خبر داده است كتابى است به نام منتقله الطالبيين تاليف ابو اسماعيل ابراهيم ابن ناصر ابن طباطبا كه چگونگى مهاجرت ها را بر اساس نام شهرها تنظيم كرده است.
او به مهاجرت قريب به پنجاه تن از خاندان موسى ابن جعفر به ايران اشاره مى‏كند كه به شهرهايى چون آذربايجان، ارجان (بهبهان)، آبه (از نواحى قم)، آمل، بلخ، بخارا، ترنجه (از نواحى بين آمل و سارى) ترمذ، جندى‏شاپور، جره (از روستاهاى شيراز). خراسان، رامهرمز، رى، شاپور (از نواحى فارس)، سيرجان، شيراز، طبرستان، طوس، فسا، قزوين، قم، نيشابور، همدان و هرات هجرت نموده و در آن شهرها سكنى گزيده‏اند.

دیگر مهاجران علوی که در این دوران به ایران آمدند

 

برخى از مهاجران علوى كه به ايران آمدند عبارتند از:

 

1 ــ احمد

 

    

شاهچراغ. شیراز

سيد ميراحمد بن ‏موسى معروف به «شاه‏چراغ‏»، برادر امام رضا و بزرگترين پسر موسى ابن جعفر، پس از امام رضا است كه بعد از ولايتعهدى امام رضا عزم خراسان نمود و در دو فرسنگى شيراز، خبر مسموم شدنامام رضا به اورسيد و چون مامون دستور قلع و قمع علويان را داده بود، لذا شاهچراغ در شيراز به دست‏ حاكم آنجا به قتل رسيد. نوشته اند كه پس از اين واقعه فرزندش «شاهزاده ابراهيم‏»به قم مهاجرت كرد.

 

2- على ‏اكبر

 

على‏ اكبر كه آرامگاهش در 18كيلومترى شمال شرقى شهرضا (قمشه) واقع است، نيز از برادران امام رضا و شاه‏چراغ دانسته شده است. كه به مناسبت‏ حضور امام رضا به ايران مهاجرت كرده، و قبل از رسيدن به طوس در از دنيا رفته است. اطلاع دقيقى از چگونگى در گذشت وى در دست نيست.

 

3- شهرضا

 

شهرضا به روايتى فرزند موسى ابن جعفر است كه به فرمان امام رضا براى ارشاد مردم به اصفهان (قمشه) رهسپار شده و سپس به دست راهزنان يا عوامل حكومتى در كنار كوه شهرضا جان باخته است.

 

4- صالح

 

مطابق كتيبه بالاى سر در صحن امامزاده صالح ومتن زيارتنامه آز، از برادرانامام رضاست.

 

5- عبدالله

 

از فرزندان موسى ابن جعفر و از مهاجران به ايران است كه آرامگاه او در اسد آباد است.

 

6- عبیدالله

 

او نيز از فرزندان موسى ابن جعفر است كه به عنوان مهاجر به ايران آمد و در دماوند توسط جماعتى ناشناس مورد هجوم قرار گرفت و جان باخت.

 

7ــ اسحاق

 

از فرزندان موسى ابن جعفر است كه در شهر ساوه روزگار را به پايان برد.

 

8 ــ هارون

 

در ده كيلومترى ساوه مزارى موجود است كه به نام امامزاده هارون بن ‏موسى‏ مشهور است.گفته مى‏شود كه ااو بعد از حمله به كاروان و پس از آنكه زخمى شد با جراحات زيادى در داخل زراعات قريه«ورزنه‏» به زمين افتاده ولى راهزنان يا ماموران حكومت او را پيدا كرده و آماج شمشير كردند. در اطراف ساوه و تفرش امامزادهاى زيادى وجود دارد كه به نظر مى رسد شمار زيادى از آنها از همراهان كاروان خواهر امام رضا بوده اند و در حوادثى كه بر كاروان و كاروانيان فرود آمد جان باخته اند.

 

9 ــ محمد

 

محمد ابن موسى درشرق شهر تفرش زندگى را به پايان برد. مزار او مشهد امامزاده محمد ناميده مى شود ونام و نشان مزار خبر از شهادت او به دست ماموران حكومتى مى دهد.

 

10 ــ هادى

 

بقعه‏اى در دهكده جمزقان در دهستان قاهان از بخش خلجستان به نام امامزاده هادى فرزند موسى ابن جعفر وجود دارد كه مردم روستاهاى دور و نزديك به زيارت آن مى‏روند. احتمال اينكه ايناو نيز ازهمراهانكاروان بوده و در حمله راهزنان يانيروهاى بنى‏عباس متوارى وزخمى شده و جانباخته باشد وجود دارد.

 

11- جعفر

 

او نيز از فرزندان موسى ابن جعفر است كه در دهكده گيو از روستاهاى دستگرد روزگار را به پايان برد.

 

12ــ زكريا

 

مزار اينامامزاده بين دهكده عيسى ‏آباد و ميدانك در بخش خلجستان قرار دارد.

 

13 ــ سليمان

 

فرزند موسى ابن جعفر و از همراهان كاروان مهاجران مدينه به مرو بود كه در شهر ساوه در جدال با حاكم شهر جان باخت. و در روستاى آوه به خاك سپرده شد. در منابع اختران تابناك جلد 1 صفحه281 و رد على النقض صفحه 170 نكاتى در باره او وجود دارد.

 

14ــ بى‏ بى

 

در مركز شهر تفرش بقعه اى بنام در بى بى وجود دارد. او از همراهان و از دختران موسى ابن جعفر بوده كه نام واقعى او مشخص نيست و در شهر تفرش زندگى خود را به پايان رسانده. از چگونگى در گذشت و يا شهادت او اطلاعى در دست نيست.

 

15 ــ فاطمه صغرى

 

او درقبل حوالى سال 185 هجرى متولد شده و در سال201 سنين هفده هجده سالگى را مى گذراند . از چگونگى درگذشت و سرنوشت او اطلاعى در دست نيست. تنها در بادكوبه مزارى به نام او وجود دارد. در بحار الانوارجلد 46 صفحه204 و تحفه العالم صفحات 73 به بعد اطلاعاتى در باره او مى توان يافت

 

16 ــ ميمونه

 

او نيز از خواهران امام رضا بود كه از سرنوشت او اطلاعى در دست نيست. در كشف الغمه صفحه 243 نكاتى راجع به او وجود دارد و اشاره شده است كه از مادرى كه كنيز بود متولد شد و از راويان حديث بود.

اينها نام و نشان شمارى از خواهران و برادران امام رضاست كه در ايران ودر تلاطم امواج توفانى آغاز قرن سوم هجرى روزگار را به پايان رساندند.

علاوه بر سادات موسوى، حسينى و حسنى، بعضى از اصحاب امام كاظم(ع) كه از اصحاب امام رضا نيز هستند به ايران مهاجرت نموده‏اند و به طور غالب در قم سكونت نموده‏اند و يا نخست در شهر ديگرى چون اهواز سكونت نموده و سپس به قم منتقل شده‏اند.اصحاب امام كاظم كه هجرت اختيار نموده‏اند، به قرار زير است:

 

- ابراهيم بن‏ محمد اشعرى

 

- ابراهيم بن ‏هاشم

 

- ابوحرير قمى (زكرياى ادريس

 

- احمد بن‏ اسحاق بن‏ عبدالله اشعرى، ابوعلى قمى

 

- حسين بن ‏سعيد اهوازى

 

- حسين بن‏ مالك قمى

 

- ريان بن ‏شبيب

 

- ريان بن صلت

 

- زكريا بن‏ آدم

 

- سعد بن ‏سعد اشعرى قمى

 

- سهل بن‏ يسع

 

- عبدالعزيز بن‏ مهتدى

 

- عبدالله بن‏ صلت

 

- على بن‏ ريان بن‏صلت

 

- محمد بن‏ حسن اشعرى

 

- محمد بن ‏سهل قمى

 

- محمد بن‏ على بن‏ عيسى اشعرى قمى

 

- مرزبان بن‏ عمران بن‏ عبدالله بن ‏سعد اشعرى

 

البته ممكن است‏ برخى از اين اصحاب در طى مسافرتهاى عديده‏ اى كه به حجاز و عراق داشته ‏اند از امام كاظم حديث آموخته باشند و موطن اصلى آنها قم بوده باشد
ادامه دارد.

---------------------------------------

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها