باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
اسماعیل وفا یغمایی

دوستان خواننده. روز بیستم و بیست و یکم خرداد خانم اکرم حبیب‌خانی دو نامه نوشته‌اند که پاسخ نامه نخست او را (که نامه‌ای سیاسی او و خطاب به کمیسرحقوق بشربود) میخوانید. نه صرفا برای پاسخ به او بل اگاهی و داوری مساله‌ای فراتر از من و او یعنی شناخت یک پدیده سیاسی و اجتماعی و ایدئولوژیک. نامه دوم ایشان نامه‌ای سیاسی ایدئولوژیک میباشد که بر روی سایت قابل مطالعه است و پاسخ آن را بزودی خواهید خواند. با تشکر. اسماعیل وفا یغمائی.۲۲ خرداد ۱۳۹۲.دوازده ژوئن ۲۰۱۳

________________

خانم اکرم حبیب‌خانی

با سلام و آرزوی سلامت برای شما و دوستان و همرزمانتان، و با اتکا به خوشبینی و قبول این فرض که این نامه رسا و خوشتراش و کامل از نظر تشکیلاتی را به کمیسر حقوق بشر شما نوشته‌اید می‌خواهم به برخی نکات نادرست مبهم در این نامه اشاره بکنم تا هم شما و هم دوستان شما به آن توجه داشته باشید و هم در صورت لزوم نوشتن چنین نامه‌هائی، در مراحل احتمالی بعدی، از این پس، دقیقتر و درست تر و بی تناقض تر بنویسید و بنویسند و اشکالات موجود در جان و منطق نامه‌ها را برطرف کنید تا بیشتر قابل قبول باشد، زیرا نخستین خصلت مجاهد خلق چنانکه (میگفتند و ادعا داشتند) صداقت و راستی است که طبعا سرچشمه جوشش و فیضان آن از جانب راهبرانی است که همیشه جز به «صداقت و راستی!» سخن نگفته‌اند. همچنین می‌خواهم خوانندگان این نوشته به برخی نکات که در نامه شما وجود دارد توجه کرده و اطلاع حاصل کنند.
**

 

 نامه شما را میخوانم و جلو میروم.

در آغاز تا جائیکه نوشته‌اید برای پیوستن به همرزمانم یا درحقیقت عقب‌نشینی ومهاجرت،  به فرانسه رفتم! اشاره نشده است که پس ازضربات پی در پی و شکست در جنگ چریک شهر‌ی، ما، یعنی ابتدا من و ماهها بعد شما، به کردستان رفتیم وازآنجا درپانزده خرداد سال۶۱ پس از عبوراز ترکیه واتریش به فرانسه آمدیم. در این سر فصل  بسا نکات پایه‌ای از نظر سیاسی وجود دارد و مثلا معلوم نیست چرا ما باید برای پیوستن به همرزمان خود به پاریس برویم وپناهنده شویم وچرا رهبرانقلاب قبل از ما و در پی شروع مبارزه مسلحانه‌ای که قرار بود سه ماهه پیروز شود در حالیکه دهها هزار نیروی علنی سازمان بی جا و پناه در خیابانها بودند و دسته دسته دستگیر و کشتار میشدند در فرانسه پناهنده شده است و مگر قراربود مبارزه مسلحانه درفرانسه ادامه یابد و خیلی مسائل دیگر که قابل بحث است ونکات بسیار مهمی در آن وجود دارد که اگر چه نقطه اصلی حوادث در این سی و سه سال، و راقم سرنوشت امثال ماست، عجالتا حرفی ندارم

 

نامه شما را میخوانم

نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسرعالي حقوق بشر
 
خانم ناوی پيلای كميسرعالی حقوق بشر
 
با آرزوی موفقيت برای شما درپيشبرد حقوق بشردرسطح بين المللی
 

من اكرم حبيب‌خانی تحصيل كرده دانشگاه مشهد وازاعضای سازمان مجاهدين خلق ايران در زندان ليبرتی درعراق هستم كه طبق دوگزارش گروه كار بازداشتهای خودسرانه سازمان ملل، حكومت عراق شرايط  يك  بازداشتگاه و ممنوعيت تردد را برآن حاكم كرده و در فوريه گذشته هدف يك حمله مرگبارموشكی نيز قرار گرفته است. من اخيرا سوژه يك جنگ كثيف روانی از سوي وزارت اطلاعات رژيم ايران بوده‌ام و به همين خاطر برای شما می نويسم. يقين دارم كه شما چه بعنوان عاليترين مرجع مدافع حقوق بشر و چه بعنوان يك زن وضعيت مرا بخوبی درك خواهيد كرد.

من از سال ۱۳۵۵ فعاليت سياسی خود را بعنوان يكي از هواداران سازمان مجاهدين شروع كردم و پس از سرنگوني رژيم شاه، به صورت حرفه‌ای در ارتباط با سازمان مجاهدين خلق قرار گرفتم. از سال ۱۳۶۰ با شروع سركوب وحشيانه مخالفان و بويژه اعضاي سازمان مجاهدين و اعدامهاي دستجمعي از سوي رژيم ملايان، مانند بقيه مجاهدين در معرض دستگيري و شكنجه قرار داشتم، لذا مجبور به زندگي مخفي شدم و پس از مدتي ناچار به ترك ايران شدم. در سال۱۳۶۱ برای پيوستن به همرزمانم در مسيرآزادی كشور خود، به فرانسه رفتم و به همراه همسر سابقم اسماعيل يغمايی كه در سال ۱۳۵۷ با هم ازدواج كرده بوديم در فرانسه پناهنده شدم. متعاقبا در سال ۱۳۶۵ برای ادامه مبارزه به همراه او به پايگاههای مجاهدين درعراق رفتم.

پس از جنگ كويت و محاصره شديد عراق و سخت شدن شرايط در اين كشور،  فرزندم امير را براي اينكه جانش در خطر نباشد با توافق پدرش به سوئد و به نزد يك خانواده ايرانی كه سرپرستی او را برعهده گرفتند، فرستادم.

تا اینجا حرفی نیست اما از اینجا که میگوئید:

از همان ابتدای انتقال به عراق با توجه به شرايط سخت مبارزه  و شرايط سخت عراق، آقای يغمايی برای ادامه مبارزه و باقی ماندن در عراق دچار مشكل بود و مرا برای ترك مبارزه و رفتن به خارج برای يك زندگی عادی تحت فشار ميگذاشت.

 تهمتی است سراپا تهمت که نثار من میشود و کاملا نادرست است و با همین نمونه هاست که اجازه میدهید اندک شکی در من پیدا شود که این نامه را شما نوشته اید؟ یا اینکه نویسنده مشکل حافظه دارد. 
کجا؟ و کی؟ من از ابتدای ورود به عراق شما را تحت فشار گذاشتم. ما در سال ۱۳۶۳ به عراق رفتیم و من در طی این سالها تا سال ۱۳۶۵ عضو مرکزیت سازمان مجاهدین  بودم وقاعدتا هرگز شما را تحت فشار نگذاشته‌ام. پس از این، بار اول در سال ۱۳۶۵ موقعی که من چنانکه مفصل توضیح داده و دلایلش را که با انتقاد تشکیلاتی من شروع شد نوشته‌ام به تنهائی روانه خارج شدم. در این جریان گفتند همسرت با تو می‌آید من قبول نکردم، وگفتم مسائل او مسائل من نیست بماند تا مسائلش حل شود و شما ماندی و چند ماه بعد بطورناگهانی به پاریس آمدید. وقتی من در بنگال کوچکم در اور پرسیدم چرا آمدید؟ شما گفتید به دستورخواهر مریم آمدم. 

چند ماه بعد همانطور که نوشتم من بجز مسافرتهای ماهانه به عراق سرانجام پس از اعلام تشکیل ارتش آزادی خیلی زودتر از شما به عراق رفتم و دور از شما و پسرم  درعراق ماندم و شما در پاریس ماندید وحدود ده ماه بعد پس از اعتصاب غذای گابن به عراق آمدید.

طرف صحبت و گلایه سیاسی و اخلاقی من شما نیستید ولی میپرسم چرا ناراستی باید در این نامه دیده شود؟ شما هیچوقت قبل ازمن خواهان بازگشت به عراق نشدید. مافقط یکبار به فرانسه آمدیم. من در دی ۱۳۶۵ و قبل از شما و به تنهائی، و شما در اسفند سال ۱۳۶۶.  و من ماهها قبل از شما بعد از سی خرداد ۶۶ به عراق برگشتم  و شما تا اوایل ۱۳۶۷ درفرانسه ماندید (همسایه وهمخانه‌مان خانواده آزرش میتوانند این را بیاد آورند) و پس از ان تا سال ۱۳۷۲ هیچ سفری انجام نگرفت. دفعه آخر هم همانطور که قبلا در نوشته مفصلم نوشتم پس از کشاکشهای بسیار و دو بار جدائی موقت این من بودم که بخاطر احترام به آزادی شما و دوست داشتن شما در آن ایام بعنوان همسرم سر انجام تصمیم به طلاق گرفتم. یادم نمیرود در آخرین روز که گمانم باز هم پانزده خرداد بود شما مرا با ماشین وانت به ستاد تبلیغات رساندید بی آنکه بدانید این آخرین باری است که ما بعنوان زن و شوهر با هم صحبت میکنیم.  پس از اعلام طلاق وقتی بمن گفتند همسرت را بردار و به آمریکا برو قبول نکردم زیرا میدانستم نه واقعی است و نمیتواند در اوج جوششها و خروشهای آن هنگام حتی در صورت سفر فرجامی خوش داشته باشد. انصاف دهید! و انصاف دهند من حتی یکبار حتی برای یکبار شما را برای جدائی از سازمان تحت فشار گذاشته‌ام؟. آیا اگر شما این نامه را نوشته‌اید متناقض نیستید.

باز خوانی نامه را ادامه میدهیم

با اينحال من تلاش ميكردم كه اين شرايط را تحمل كنم و سازمان مجاهدين نيز مستمرا به من توصيه ميكرد كه تا جايیكه ممكن است اجازه ندهم رشته‌های خانوادگي از هم گسسته شود. حتي سازمان مجاهدين مدتی برای تسهيل اين وضعيت ما را مجددا از عراق به فرانسه بازگرداند كه من بعد از مدتی خواهان بازگشت به عراق شدم.

همسر سابقم، بخاطر شرايط سخت و پيچيده شدن وضعيت عراق، ديگر كشش ادامه مبارزه را نداشت، بدرخواست خودش توسط مجاهدين به اروپا فرستاده شد. اما من بخاطر ادامه فعاليت در راه آرمانی كه انتخاب كرده بودم ديگر حاضر به بازگشت به اروپا نبودم.

من بخاطر پیچیده شدن شرائط نبود که کشش نداشتم شرایط  به هیچوجه از سال شصت (و پس از پرواز تاریخساز آقای رجوی به خارج کشور آنهم دو سه هفته پس از شروع مبارزه مسلحانه) و کشتارهای صد نفره و دویست نفره روزمره، و خطر دستگیری در خانه‌های تیمی که هر لحظه در معرض مرگ بودیم و نیز در کردستان خطرناکتر نبود. من در زندگیم بدون اینکه ادعای قهرمانی بکنم! از مرگ و از فشار نترسیده‌ام و پروازهای متعدد تاریخساز نکرده‌ام . الان نیز زندگی پر فشاری را میگذرانم ولی مهم نیست. عدم کشش من در عراق نفی و قبول نکردن ایدئولوژی ارائه شده توسط مسعود و مریم رجوی بود و بس و گرنه سالها پس از آن در شورای ملی مقاومت ادامه نمیدادم .

ادامه بدهیم:

بالاخره ۲۰ سال پيش در سال ۱۳۷۲ از او جدا شده و رسما طلاق گرفتم و از آن پس هيچ رابطه‌ای با او ندارم و او نيز سالهاست ساكن اروپا بوده و درآنجا ازدواج كرده وخانواده جديدی دارد.

در سال ۱۳۷۲ شما رسما طلاق نگرفتید وهمانطور که من نوشتم من گام جلو گذاشتم چون می‌دانستم این یک جبر است ودر هر حال همه چیز خواهد گسست پس با تمام فشارهای روحی وعلیرغم خواست خود بخاطر احترام به شما نامه سه طلاقه کردن شما را به خانم سهیلا صادق تسلیم کردم که احتمالا در مجموعه اسناد باید وجود داشته باشد. یعنی بطور سازمانی و شاید بتوان گفت شرعی ما از هم جدا شدیم بطور رسمی در سال ۲۰۰۴ پروسه طلاق شروع و چند ماه بعد انجام شد. آنهم بخاطر اینکه من با همسر کنونی‌ام ازدواج رسمی بکنم و با این محمل بتواند پشتوانه این باشد که امیر را شاید بعنوان فامیل و پسر شوهرش به انگلستان ببرد و گرنه ما در حال زندگی با هم بودیم وضرورتی نه برای طلاق رسمی و نه ازدواج وجود نداشت.

 

ادامه بدهیم

 حال بعد از ۲۰ سال پس از طلاق قطعی ما، يغمايی اقدام به انتشار اخبار مجعولی كرده است مبنی بر اينكه من يا «خودكشی كرده و يا به ‌صورت مشكوكی» درگذشته‌ام و يا با سازمان مجاهدين دچار مشكل شده‌ام، اما مجاهدين از انتشار اين خبر جلوگيری می‌كنند. اين اكاذيب بطور گسترده‌ای در سايتهای وابسته به وزارت اطلاعات درج شده است.

 من به انتشار اکاذیب اقدام نکردم. من در ظرف چها رماه دوبار خبر مرگ شما را شنیدم وهیچ پاسخی نیافتم و برای برداشتن فشار روحی از روی فرزند شما دست به نوشتن یک یاداشت توضیحی زد م تا پاسخی بیابم. تا مجبورشان کنم پاسخ دهند و در این میان بسا چیزهای دیگربر من روشن شد. آری، اینها،  یعنی مردن یا خودکشی شما یا حدس بریدن شما از تشکیلات، حدسیات کسی بود که به نتیجه نرسیده و پاسخی نیافته است و لاجرم می‌اندیشد که شاید به مرگی نامعلوم در گذشته یا خودکشی کرده. مگر خودکشی چیز عجیبی است! مگر خبر خودکشی شوهر خانم هزینه، آقای داوود احمدی را در سال شصت هشت خودتان با تعجب به من نگفتید.مگر مجتبی میر میران(م. باران شاعر) با طناب و سهیل ختار و آلان محمدی با شلیک گلوله و شماری دیگر خودکشی نکرده‌اند. نمی خواهم نام ببرم  و ولی خود بهتر از من میدانید مگر خودکشی چیز غریبی است که شما یا دیگران این چنین مینویسید:

او برای اينكه حرفش را در مورد احتمال خودكشی من موجه كند به خودكشی خواهر بزرگم اشاره كرده و چنين القا كرده است كه گويا خودكشی او خبری جديد و بخاطر فشارهای ناشی از وضعيت من و دوری از من بوده است. در حالی كه خودكشی خواهرم كه يكی از قربانيان رژيم زن ستيز حاكم بر ايران بود متعلق به ۱۰سال پيش است.

در کجای نوشته من این القا وجود دارد که خواهر شما بخاطر شما خودکشی کرده است. بروید و نامه مرا دوباره بخوانید. در سایت وجود دارد.

نوشته اید:

اسماعيل يغمايی چند روز پس از انتشار عكسها و خبر مرگ مشكوك من، با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان «پيام به خانم اکرم حبیب‌خانی» ضمن اهانت بسيار به من، نوشته است: «اين فرض را در مقابل خود دارم که شما نيز پس از سالها از مواضع مجاهدين فاصله گرفته مساله دار، و يا به عبارت سازمانی، بريده‌ايد» و در ادامه به صورت وقيحانه‌ای برای «نجات» من اعلام آمادگی كرده‌ است!

در پیام من به شما در کجایش اهانتی وجود دارد لطفا یکبار دیگر پیا مرا اگر نخوانده اید بخوانید کلمه نجات نیز هوشیارانه ولی به نحوی رقت انگیز در گیومه گذاشته شده است تا انجمن نجات را تداعی کند
نوشته اید:

اسماعيل يغمايی به بهانه اين خبر دروغ به انتشار عكسهای شخصی از من و پخش اكاذيب و اهانت‌های بسيار به سازمان مجاهدين خلق ايران كرده است. اين اقدامات كثيف و شرم آور هم يك شكنجه روانی برای من و هم ترور شخصيت من محسوب ميشود و همچنين افترائاتي است مجرمانه كه از نظر حقوقی قابل تعقيب است.

من فکر میکنم هیچکدام از این عکسها شخصی نبوده.عکسهای شخصی در همان طلاق اول متاسفانه توسط شما تکه تکه شد و به زباله دان ریخته شد. در عرف انسانها و نه عرف تشکیلاتی، انسانها عکسی ر ا که باهمسر سابق یا همسربا طفل کوچکشان دارد حفظ میکنند. در باره اکاذیب باید دست روی تک تک گذاشت و گفت کدام اکاذیب؟ از اکاذیب نام ببرید. در تمام نوشته من حتی یک افترا وجود ندارد و خودتان بهتر این را میدانید. میدانم که حوادثی که در سالهای گذشته اتفاق افتاده و گاه بعلت شگفت بودن فقط بانیانش میتوانند صحت آنرا گواهی کنند ودر خیلی از اوقات قابل اثبات نیست ولی در عمق ضمایر و وجدانها  این حوادث که اتفاق افتاده و زنده است، شماخوب میدانید کدام واقعی و کدام غیر واقعی است و چه خوبست انسان شهامت این را داشته باشد اگر به صحت کارکردهایش اطمینان دارد انها را نپوشاند و دیگران را به نادرستی متهم نکند. کارکردهای افتخار آمیز ایدئولوژیک را که نباید پنهان کرد بلکه با افتخار باید آن را بیان کرد و نشان داد. من ده بار یاداشت مفصلم را خواندم و تصحیح کردم تا یک جمله نادرست در آن نباشد اگر چه اسم نویسنده یک کتاب را نادرست نوشتم و بعد اصلاح کردم.

ادامه میدهیم

۱۰ سال پيش هم برادر او بنام ابوالقاسم يغمايی كه از عوامل وزارت اطلاعات و مسئول انجمن نجات وابسته به اين وزارتخانه در شهر يزد است، به شهر اشرف آمد تا مرا به همين طريق «نجات»! دهد. وی ميخواست مرا تشويق به بازگشت به ايران و تسليم خود به رژيم فاشيسم دينی حاكم بر ايران كند كه من حاضر به ملاقات با او نشدم.

رفت و آمد و نامه نگاری برادر من با انجمن نجات درست است ولی اگر میخواهید بخاطر من مقام او را ارتقا بخشید و سندی دارید که برادر من رئیس انجمن نجات است لطفا ارائه کنید . وقتی در چند اطلاعیه خود مرا به مزدوری  و توابی و نادمی متهم میکنند من حق دارم در باره سایر چیزها هم شک کنم . باید پرسید تواب از چه چیز؟ مگر من زندانی بوده‌ام که تواب باشم؟ ندامت از کدام مسئله؟  کجاست توبه نامه گویا قائد اعظم آنقدر بخود اعتماد دارد که نمیتواند قبول کند غیر توابی حتی اگر زندانی خمینی هم نبوده باشد و غیر نادمی حتی اگر یک کلام ندامت بر زبان نیاورده باشد وجود دارد؟ معیار توابی و نادمی  و خدمت و خیانت در دستگاه فکری رهبر، نه همکاری با رژیم ملاها، بلکه نفی یا اثبات ایشان است و بس و دستگاهی که در ذهن بسیاری از پیروانش کار میکند همین است . کجاست ندامت نامه من؟ من خوشبختانه در زندان خمینی نبوده ام وگرنه بعید نبود دهها نامه و گواهی دلیل بر ندامت من در زندان به نوشته شما الصاق شود تا شر من کم شود و البته راههای دیگری را هم میتوان پیدا کرد.

بگذرم و بروم بر سر مساله برادرم . 

قبلا در این باره نوشته‌ام و نامه او را منتشر کرده‌ام. رئیس انجمن نجات یزد برادر من نیست بلکه تا جائیکه من میدانم شخصی بنام هاشمی است یا شخصی بنام هاشمی بوده که از اعضای پیوسته به رژیم مجاهدین است و این مساله قابل تحقیق است. ولی در هر حال سرنوشت برادر من ربطی به من ندارد. برویم تا ته خط و حرف شما را بپذیریم. در مثل مناقشه نیست. کارکرد برادر من به من چه ارتباطی دارد جز اینکه پس از سالها میخواهید از این پیوند نسبی سود برده و به شیوه تشکیلاتی آن را به یک پیوند سیاسی ایدئولوژیک از طریق برادرم به وزارت اطلاعات ارتقا دهید!! خواهر گرامی من!، در مثل مناقشه نیست، گویا برادرامام باقر هم جعفر کذاب بود که با خلیفه وقت و مسئول وزارت اطلاعات سامره به شرابخواری و عشرت مینشست و به گمانم برادر مرحوم ذاکری پاسدار رژیم  و پسر عموی شهید نقدی از سرداران سپاه است  و پدر مجاهدین شهید گیلانیها، جلاد صدها مجاهد، که به پسرانش هیچ ارتباطی ندارد. اما برادر من چقدر باید احمق باشد که فکر کند زنی مجاهد را دهسال قبل میتواند توسط انجمن نجات نجات دهد. در هر حال من در این زمینه بحثی ندارم چون قبل از این در این باره نوشته‌ام و باز هم در نامه بعدی که پاسخ نامه دوم شما خواهد بود خواهم نوشت.

ادامه میدهیم. نوشته‌اید

انتشار اين اخبار مجعول اعضای خانواده من را بسيار نگران و پريشان ميكند. بخصوص كه پيش از اين وزارت اطلاعات، چند بار به مادر و اعضای خانواده‌ام، خبر دروغ كشته شدن مرا داده بود كه باعث بيماری شديد مادرم شده است. حال می‌توانيد تصور كنيد وقتي اين اكاذيب از سوی اين فرد و با سوء استفاده از فرزندم، بر روی سايتها منتشر ميشود، تاثير آن بر روی اعضای خانواده و مادر بيمار و سالخورده‌ام چه خواهد بود؟

اینکه این خبر اعضای خانواده شما را پریشان میکند ساختگی است شما چند سال است که از خانواده خود در فضای کاملا بسته و بی ارتباط اشرف هیچ خبری ندارید ولاجرم اگر خبری داشته باشید باید ازطریق گسیل کردن آنها از طریق وزارت اطلاعات باشد. آیا این چنین است؟ من هم که با اقوام خود در ارتباطم و سفارش کرده‌ام هر وقت به مشهد میروند سری به خانواده شما بزنند جواب شنیده‌ام که: چند سال است که معلوم نیست پدر و مادر شما به کجا رفته اند بنابراین شما از کجا و توسط  چه کسی از بیماری مادر خود با خبر شده اید؟  آیا نامه وزارت اطلاعات یا ماموران نفوذی تشکیلات؟ تنها یکبارسالها قبل خواهر کوچک شما  الهه برای دیدار شما و امیربه  اشرف آمد که با دشنامهای انقلابی شما روبروشد و فقط توانست با امیر دیداری داشته باشد.

نامه را ادامه میدهیم:

خانم كميسر عالي عزيز

اين اولين بار نيست كه برخي از مردانی كه صفوف مبارزه را ترك كرده و بخدمت رژيم در آمده‌اند به همسرانشان فشار آورده‌اند تا با آنها همره شوند. به عنوان مثال خانمها ليلا قنبری و مهين نظری از اعضای سازمان مجاهدين، در دهه ۹۰ سوژه فشارهای شديد وزارت اطلاعات از طريق هم سران سابق‌شان بودند تا مبارزه را ترك كنند.

 در این فراز، با تاکید، این مساله القا میشود که من نیز صفوف مبارزه را ترک کرده و گویا برای دومین بار به خدمت رژیم در آمده ام. خواهر گرامی! ترک صفوف مبارزه! یا ترک صفوف فدائیان رهبر و بانو توسط شما هیچ سودی برای من ندارد. من ازدواج کرده‌ام و معتقد نیستم که با ترک صفوف مبارزه مثلا میتوانم به قائد اعظم ضربه‌ای بزنم کار کرد او کارکردی تاریخی اجتماعی است و ضربه نیز اگر وارد شود تاریخی اجتماعی وارد میشود و نه ترک صفوف توسط این و آن. باز هم تاکید میکنم  بدون هیچ فشاری اگر روزگاری نیاز به کمکی باشد بازهم دریغ ندارم.

ادامه میدهیم

اما آنچه امروز من با آن مواجه هستم، فراتر از اين موضوعات است، اين جزئی از توطئه گسترده وزارت اطلاعات عليه سازمان مجاهدين و بويژه ساكنان اشرف و ليبرتی است كه در هفته‌های اخير ابعاد بی سابقه‌ای به خود گرفته است. رژيم ايران با پخش اين دروغها در صدد است اقدامات سركوبگرانه دولت عراق و رژيم ايران عليه ليبرتی و اشرف را توجيه كند.

پيش از اين وزارت اطلاعات و عوامل عراقی آن در اشرف ۶۶۷ روز با بيش از ۳۰۰ بلندگو شبانه روز و ۲۴ ساعته مشغول شكنجه روحی و روانی ساكنان اشرف بودند و مستمرا ما را به تسليم دعوت می‌كردند. حالا اين جنگ كثيف روانی شكل جديدی بخود گرفته و جای خود را به اينگونه دروغپردازيها داده است.

در چند سطر بالا سر انجا م نامه راه به مقصد اصلی و مشترک خود با نامه‌های همخونش میبرد و سر و کله توطئه و رژیم و وزارت اطلاعات پیدا میشود. چیزی که گاه از نان شب برای تنفس تشکیلات در شرایط حاضر لازمتر است! و جستجوی ساده من برای یک خبر یعنی سلامتی شما، با شکنجه روحی و روانی توسط این جنگ کثیف پیوند میخورد. باید گفت جل الخالق و اعوذ بالله من «الشیطان» الرجیم روی قسمتهای بعدی صحبتی ندارم ولی تاکید میکنم این مسائل را نه فقط مصاحبه‌های خصوصی و متعدد نيروها و آژانسهای مختلف آمريكايی، صليب سرخ بين‌المللی، وزارت حقوق بشرعراق، كميساريای عالي پناهندگان ملل متحد بلکه سخنا ن بسا افراد دیگر در یک تریبون آزاد باید تائید کند  که حقیقت چیست و در طول سالیان چه اتفاقاتی افتاده است. در پایان وقتی شما میگوئید رژیم ایران یعنی حکومت خونریز ولایت فقیه مستقيم و غير مستقيم و از طريق افرادی مانند اسماعيل يغمايی عليه ما در اشرف و ليبرتی خطوط خود راپيش می‌برد، هم زمينه سازی برای سركوب عموم ساكنان و هم از مصاديق بارز شكنجه روانی است كه هر دو موضوع در چارچوب مسئوليت شما به مثابه كميسرعالی حقوق بشر ملل متحد قرار دارد.

من نیز به شما یا نویسنده نامه تاکید میکنم متهم کردن یک پناهنده سیاسی با کارکردی روشن از نظر زیست و زندگی و فعالیت و وصل او به رژیمی جبار و خونریز، که سی وسه سال با قدم و بعدها با قلم علیه آن جنگیده است، توطئه‌ای بسیارزشت وقابل پیگرد است که من نیازی به آن نمیبینم زیرا بیش از این به دادگاه شعور و وجدان افراد اعتقاد دارم دادگاهی که در خیلی موارد بهتر از هر دادگاهی به عدالت حکم خود را صادر میکند و این دادگاه در درون خود من که روزگاری سرود «ای شرفت با شکوه خلق به پیوند» را برای مسعود، وشعر عاشقانه «در امتداد نام مریم» را برای مریم سرودم قضاوت خود را انجام داده است و به من افقی دیگر را نشان داده است که اگر چه دیر ولی باعث سپاس است. این دادگاه که دادگاه درونی و اصلی دادگاه تاریخ است مطمئنا حکم خود را در باره همه ما و نیز مسعود و مریم رجوی در درون تک تک وجدانها یا صادرکرده یا صادر خواهد نمود. این را مطمئن باشید.

بخش آخر نامه شما را میخوانم

نياز به تاكيد ندارد كه سازمان مجاهدين خلق ايران متشكل از زنان و مردانی است كه با آزادی كامل و داوطلبانه برای مبارزه در راه سرنگونی ديكتاتوری زن ستيز حاكم بر ايران و استقرار دمكراسی و حقوق بشر و برابری زن و مرد در كشورشان گرد آمده‌اند. هيچكس به خلاف ميل خودش وارد اين سازمان نشده و بخلاف ميل خودش در اين سازمان نمانده است. اين حقيقتی است كه مصاحبه‌های خصوصی و متعدد نيروها و آژانسهای مختلف آمريكايی، صليب سرخ بين‌المللی، وزارت حقوق بشر عراق، كميساريای عالی پناهندگان ملل متحد با يك به يك ساكنان اشرف و ليبرتي از جمله من، آنرا به اثبات رسانده و هر كس كمترين حسن نيتی داشته باشد به اين حقيقت اذعان ميكند. ما بارها و بارها شاهد بوده‌ايم كه مسئولان سازمان مجاهدين از كليه ساكنان ازجمله من خواسته اند كه هر كس نمی‌تواند شرايط سخت كمپ اشرف يا ليبرتی را تحمل كند، می تواند با دريافت كمك مالی از سازمان مجاهدين خلق ايران كمپ را ترك كند و به نزد نيروهای آمريكايی و بعدها نيروهای عراقی يا نمايندگان سازمان ملل برود.

خانم پيلای عزيز

مداخله شخص شما برای محكوم كردن و خنثي كردن اين گونه توطئه‌ها عليه ساكنان اشرف و ليبرتی و بخصوص زنان مجاهد در اين كمپها بسيار ضروری است. آنچه رژيم ايران مستقيم و غير مستقيم و از طريق افرادی مانند اسماعيل يغمايی عليه ما در اشرف و ليبرتی پيش مي‌برد، هم زمينه سازی برای سركوب عموم ساكنان و هم از مصاديق بارز شكنجه روانی است كه هر دو موضوع در چارچوب مسئوليت شما به مثابه كميسرعالی حقوق بشر ملل متحد قرار دارد. اقدام شما از اين جهت ضروری تر ميشود كه متاسفانه مارتين كوبلر بدليل جانبداری افراطي‌اش از دولت عراق و رژيم ايران نه تنها كمترين توجهی به نقض حقوق ما ندارد، بلكه خود به اين جنگ رواني و دروغپردازی عليه ساكنان بشدت دامن ميزند.

در باره بخش آخر نامه حرفی ندارم 

باشد و بادا که نامه را خود نوشته و زنده وموفق و سلامت باشید

اكرم حبيب‌خانی

 

۷ ژوئن ۲۰۱۳
 
رونوشت:
 
بانكی مون دبيركل ملل متحد
 
آنتونيو گوترس كميسر عالی پناهندگان ملل متحد
 
نايب رييس پارلمان اروپا دكتر ويدال كوادراس
 
رييس زير كميته خاورميانه كنگره آمريكا خانم رزلهتينن
 
رييس گروه رابطه با عراق در پارلمان اروپا استرون استيونسون

باز هم باشد و بادا که نامه را خود نوشته و زنده وموفق و سلامت باشید. بزودی پاسخ نامه سیاسی ایدئولوژیک دوم شما را نیز خواهم نوشت

اسماعیل وفا یغمائی ۱۱ ژوئن ۲۰۱۳ میلادی

 

منبع:دریچه‌زرد


اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*چهار رباعی وپاسخ به چند انتقاد [2017 Oct] 
*روزگار و سايه روشن هاي زندگي وشعرمهدي اخوان ثالث  [2017 Sep] 
*«پانته آ»،«صفیه»،«محمد»و«کورش» [2017 Aug] 
*‏ حماسه آریو برزن سردار دلاور و میهن پرست ایرانی  [2017 Aug] 
*جهنم در قرآن‎ [2017 Aug] 
*درود بر آزاده نامداری  [2017 Jul] 
* شاملـو شـاعـري جهـانـي [2017 Jul] 
*.تو پایدار بمان ای تمامت ایران  [2017 Jul] 
*تمامیت ارضی !  [2017 Jul] 
*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد [2017 Jul] 
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز. [2017 Jul] 
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام  [2017 Jul] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام [2017 Jun] 
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی [2017 Jun] 
*ساقي نامه  [2017 Jun] 
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات  [2017 May] 
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.  [2017 May] 
* غزلهای بی تاریخ  [2017 Apr] 
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی [2017 Apr] 
*خدا فروشان [2017 Apr] 
*تجربه [2017 Mar] 
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!  [2017 Mar] 
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری [2017 Mar] 
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*  [2017 Mar] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2017 Mar] 
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری [2017 Mar] 
*نعلیات. چند رباعی [2017 Jan] 
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)  [2017 Jan] 
*قصیده سفر [2016 Dec] 
*سمبل رحمت [2016 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2016 Dec] 
*پولاد و فرهنگ [2016 Dec] 
*زنده باد ما! [2016 Dec] 
*دعا [2016 Dec] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 Dec] 
*از رباعی‌ها [2016 Nov] 
*سه عاشقانه [2016 Nov] 
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر [2016 Nov] 
* آنان که تنها نگران خود بودند [2016 Nov] 
*درود بر مردم!زنده باد کورش [2016 Nov] 
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!  [2016 Oct] 
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله  [2016 Oct] 
*کسی جان خود را نمی بوید [2016 Sep] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد  [2016 Sep] 
*با همگان.....(مانیفست) [2016 Aug] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم  [2016 Aug] 
*آیا متناقض نمیشوید؟ [2016 Aug] 
*هیچ ایم ما شاعران!  [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه  [2016 Aug] 
*تمامیت ارضی ! [2016 Aug] 
*به خاطره شاپور بختیار  [2016 Aug] 
*کلمه بی معنای انسانیت  [2016 Jul] 
*جهنم همین جاست باور کنیم [2016 Jul] 
*خمینی مرد ! خمینی زنده است [2016 Jun] 
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید [2016 May] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران. [2016 May] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 May] 
*قـصـیده شـهرها [2016 May] 
*یادداشتی برای یک هموطن آذری  [2016 May] 
*از مادر خویشتن الی مادر خاک [2016 May] 
*تغییر قبله خواهم داد! [2016 May] 
*در ستایش حجاب  [2016 May] 
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب [2016 Apr] 
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه  [2016 Apr] 
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش [2016 Apr] 
*شهیدانیم ما [2016 Apr] 
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال [2016 Apr] 
*مرگ تبعیدی [2016 Apr] 
*پیش از آزادی [2016 Apr] 
*جهان آفرین، شیطان و خدا [2016 Apr] 
*رباعی‌های نوروزی [2016 Mar] 
*بهارانه خزانی [2016 Mar] 
*نوروزی دیگر [2016 Mar] 
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی [2016 Mar] 
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق [2016 Mar] 
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان [2016 Feb] 
*امامزاده [2016 Feb] 
*در ستایش ارتداد  [2016 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2016 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است  [2016 Feb] 
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام! [2016 Jan] 
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا [2016 Jan] 
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان  [2016 Jan] 
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی [2016 Jan] 
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده [2016 Jan] 
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي  [2016 Jan] 
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ. [2015 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2015 Dec] 
*به هیچ وجه تعجب نکنید [2015 Dec] 
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید ! [2015 Dec] 
*غزل های یلدا [2015 Dec] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2015 Dec] 
*غزل.یکشب اگر... [2015 Dec] 
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه [2015 Dec] 
* قصیده کوچه باغی [2015 Dec] 
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت ! [2015 Nov] 
*ظهور دوباره ضعفر جنی [2015 Nov] 
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ [2015 Nov] 
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای [2015 Nov] 
*خدافروشان [2015 Nov] 
* کلاه از سر بر میگیرم [2015 Nov] 
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش  [2015 Nov] 
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول [2015 Nov] 
* با ناخدا [2015 Nov] 
* ملت! ملت! همیشه سردار [2015 Nov] 
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک [2015 Nov] 
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف [2015 Nov] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2015 Nov] 
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت [2015 Oct] 
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست [2015 Oct] 
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف [2015 Oct] 
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛  [2015 Oct] 
* العشق اکبر [2015 Oct] 
* دو غزل پائیزی [2015 Oct] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه  [2015 Oct] 
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز [2015 Oct] 
* سرود مهرگانى [2015 Oct] 
*کعبه منو حاجی [2015 Sep] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Sep] 
*خزانی  [2015 Sep] 
*هنوز هجوم ادامه دارد  [2015 Sep] 
*سرود مهرگانى [2015 Sep] 
*و خویشتن را بنگر..... [2015 Sep] 
*خدا و انسان(غزل) ا [2015 Sep] 
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود [2015 Sep] 
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند [2015 Sep] 
* چه بر جای مانده است؟ [2015 Sep] 
*هیچ ایم ما شاعران! [2015 Sep] 
* چهار رباعی [2015 Aug] 
*العشق اکبر. غزل [2015 Aug] 
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار [2015 Aug] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2015 Aug] 
*در جواب یک رفیق سابق لر [2015 Aug] 
* امامزاده [2015 Aug] 
*قصیده تلخ معرفت [2015 Aug] 
*آخوندها! آخوندها [2015 Jul] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jul] 
*آدمی بسیارست [2015 Jul] 
*حجر الاحمر(سنگ سرخ) [2015 Jul] 
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی  [2015 Jul] 
*دو مرثیه [2015 Jul] 
* کرد را میکشند اما کرد زنده است  [2015 Jul] 
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2015 Jul] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد  [2015 Jul] 
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Jul] 
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته [2015 Jul] 
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی  [2015 Jul] 
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی [2015 Jul] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف  [2015 Jul] 
* بیزارتر از داعشیان.... [2015 Jul] 
*دو ملودی [2015 Jul] 
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من [2015 Jul] 
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی [2015 Jun] 
* غزل رمضان [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است! [2015 Jun] 
*با تمام رهبران [2015 Jun] 
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jun] 
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم  [2015 Jun] 
*اگر پرچم آزادى... [2015 Jun] 
*نعلیات [2015 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما [2015 Jun] 
* غزل. خدای عاشقان [2015 Jun] 
*خدا و انسان(غزل) [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟ [2015 May] 
* در ستایش تاختن [2015 May] 
*ساقي نامه [2015 May] 
*سه عاشقانه [2015 May] 
*اگر عشق گناه است [2015 May] 
*دو سر قافان [2015 May] 
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره [2015 Apr] 
*آینه‌ها (۲) [2015 Apr] 
*آینه [2015 Apr] 
* غزل فراچکیدن [2015 Apr] 
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2015 Apr] 
* زیباترین جنگاور جهان [2015 Apr] 
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست [2015 Apr] 
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2015 Apr] 
*غزل [2015 Apr] 
* عاشقانه در ماهور [2015 Apr] 
*شش عاشقانه  [2015 Apr] 
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم [2015 Mar] 
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار [2015 Mar] 
*نوروزی دیگر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو  [2015 Mar] 
*غزل جهانخدائی [2015 Mar] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2015 Mar] 
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4 [2015 Mar] 
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد [2015 Mar] 
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران [2015 Mar] 
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه [2015 Mar] 
*ترا دوست دارم ای محبوب [2015 Mar] 
*تو زیبائی ای میهن من [2015 Feb] 
*آغاز و پایان جهان [2015 Feb] 
* خدائی تازه خواهد زد هستی [2015 Feb] 
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی [2015 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2015 Feb] 
*لبان تلخ تو  [2015 Feb] 
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا [2015 Feb] 
*مثنوی گربه نامه. [2015 Feb] 
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.  [2015 Jan] 
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است  [2015 Jan] 
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور  [2015 Jan] 
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا [2015 Jan] 
*یادداشتی برای دوستان [2015 Jan] 
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3  [2015 Jan] 
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی  [2015 Jan] 
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !  [2015 Jan] 
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2  [2015 Jan] 
*دایناسورها [2015 Jan] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Jan] 
*ضریح  [2015 Jan] 
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی [2015 Jan] 
*عاشقانه زمستانی [2015 Jan] 
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم  [2015 Jan] 
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)  [2015 Jan] 
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2014 Dec] 
* غزل های یلدا  [2014 Dec] 
*منظومه نيايش نوئل  [2014 Dec] 
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر [2014 Dec] 
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی! [2014 Dec] 
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ [2014 Dec] 
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه  [2014 Dec] 
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش [2014 Dec] 
*پیش از آزادی [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2014 Nov] 
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)  [2014 Nov] 
*بعد از این شبانه ها [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم) [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم) [2014 Nov] 
*عاشقانه [2014 Nov] 
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار [2014 Nov] 
*لبان تلخ تو [2014 Nov] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها  [2014 Nov] 
*درستايش رسالت [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )  [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم ) [2014 Oct] 
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار [2014 Oct] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Oct] 
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Oct] 
*مزموزما جهانست با آیه های روشن [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم) [2014 Oct] 
*غزل تازه. هوای تازه کجاست [2014 Oct] 
*مرگ تبعیدی [2014 Oct] 
*درکارگاه صبح [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم) [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )  [2014 Oct] 
*در این هوا که منم [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم) [2014 Oct] 
*اى آزادى  [2014 Oct] 
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی [2014 Sep] 
*سرود مهرگانى  [2014 Sep] 
*خــزانی [2014 Sep] 
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم) [2014 Sep] 
*لبان تلخ تو  [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم) [2014 Sep] 
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد [2014 Sep] 
*با داعشیان [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم) [2014 Sep] 
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Sep] 
*نیایش [2014 Sep] 
*«خارجه نشین!» [2014 Aug] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول) [2014 Aug] 
*مرثیه [2014 Aug] 
*بیزار تر از داعشیان....  [2014 Aug] 
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم [2014 Aug] 
*آینه [2014 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Aug] 
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه  [2014 Aug] 
*ملت! ملت! همیشه سردار [2014 Aug] 
*عاشقانه [2014 Aug] 
*غثیان (استفراغ) [2014 Aug] 
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل [2014 Aug] 
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2014 Jul] 
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است [2014 Jul] 
*سؤال [2014 Jul] 
*با ناخدا [2014 Jul] 
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان [2014 Jul] 
*دعا [2014 Jul] 
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی» [2014 Jul] 
*شاید آینه ای لازم باشد [2014 Jul] 
*در ستایش ارتداد [2014 Jul] 
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى [2014 Jul] 
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم [2014 Jul] 
*سبیل هم سبیل مقاومت! [2014 Jun] 
*زنده باد شکاف! [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد [2014 Jun] 
*کاردها می‌گریند [2014 Jun] 
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد  [2014 Jun] 
*کی بود کی بود من نبودم  [2014 Jun] 
*یک شب اگر [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد  [2014 Jun] 
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما [2014 Jun] 
*در قلب مردم [2014 Jun] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد [2014 Jun] 
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!  [2014 Jun] 
*خوشاسپیده دم سرخ [2014 May] 
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده [2014 May] 
*با گوش‌های کر [2014 May] 
*«بوي جوي موليانم آرزوست» [2014 May] 
*غزل یک شب اگر... [2014 May] 
*ساقی نامه [2014 May] 
*برای شما متاسف و غمگینم [2014 May] 
*عشق [2014 May] 
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه [2014 May] 
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است [2014 May] 
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی [2014 Apr] 
*طعم روشنائی [2014 Apr] 
*تجربه [2014 Apr] 
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1 [2014 Apr] 
*هوای تازه کجاست [2014 Apr] 
*وقتی همه چیز فراموش میشود [2014 Apr] 
*گوی مقدس [2014 Apr] 
*قصیده سنگشار [2014 Apr] 
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه [2014 Apr] 
*نوروز من توئی [2014 Mar] 
*بسوی بهار [2014 Mar] 
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب [2014 Mar] 
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد [2014 Mar] 
*بهار عبا پوش [2014 Mar] 
*نوروزتان خوش باد [2014 Mar] 
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی  [2014 Mar] 
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده [2014 Mar] 
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش [2014 Mar] 
*در خلوت زاهدان اثنی عشری [2014 Mar] 
*عاشقانه عریان بهاری [2014 Mar] 
*غزل بهاری شماره یک  [2014 Mar] 
*ترس سیاسی [2014 Mar] 
*آواز کولی‌ها [2014 Feb] 
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم [2014 Feb] 
*مکاشفه [2014 Feb] 
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق [2014 Feb] 
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی [2014 Feb] 
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع! [2014 Feb] 
*اگر روزی واقعا انقلاب شد [2014 Feb] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2014 Jan] 
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است [2014 Jan] 
*هوای تازه کجاست  [2014 Jan] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب [2014 Jan] 
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است ! [2014 Jan] 
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس [2014 Jan] 
* در بدرقه رضا مرزبان [2014 Jan] 
*زیرا باد می‌وزد [2014 Jan] 
*نگران مباش! [2014 Jan] 
*اگر مرگ نبود  [2014 Jan] 
*پنج مکاشفه [2014 Jan] 
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد» [2014 Jan] 
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها [2013 Dec] 
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2013 Dec] 
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک [2013 Dec] 
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی  [2013 Dec] 
*سه سروده .طعم روشنائی [2013 Dec] 
*نيايش نوئل  [2013 Dec] 
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي [2013 Dec] 
*غزل های یلدا [2013 Dec] 
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت) [2013 Dec] 
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی ! [2013 Dec] 
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2013 Dec] 
*ابراز نگرانی [2013 Dec] 
*غزل. [2013 Dec] 
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود [2013 Dec] 
*دعا  [2013 Dec] 
*هنوز سرودتان را مى خوانم  [2013 Dec] 
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی  [2013 Dec] 
*در ستایش تاختن [2013 Dec] 
*هفت حصار [2013 Dec] 
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین [2013 Nov] 
*درخواست از دوستان [2013 Nov] 
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو  [2013 Nov] 
*اعتصاب غذا خبر جدید [2013 Nov] 
*دیریست، دریغا [2013 Nov] 
*بیماران عقیدتی [2013 Nov] 
*محبت نیست جز در ده نشینان!  [2013 Nov] 
*اما باران خواهد بارید [2013 Nov] 
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید [2013 Nov] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2013 Nov] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2013 Nov] 
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه [2013 Nov] 
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق [2013 Nov] 
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی  [2013 Oct] 
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا [2013 Oct] 
*اگر مرگ نبود [2013 Oct] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2013 Oct] 
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری [2013 Sep] 
*در خیل خائنان [2013 Sep] 
*آتش تاریک [2013 Sep] 
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده! [2013 Sep] 
*اگر پرچم آزادی... [2013 Sep] 
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد [2013 Sep] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Sep] 
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف [2013 Sep] 
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم [2013 Sep] 
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای  [2013 Aug] 
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی) [2013 Aug] 
*باز هم تهدید [2013 Aug] 
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن [2013 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2013 Aug] 
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند  [2013 Aug] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Aug] 
*اى آزادى… [2013 Jul] 
*دوستان سابق! بخود آئید [2013 Jul] 
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد [2013 Jul] 
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست [2013 Jul] 
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی  [2013 Jun] 
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ! [2013 Jun] 
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید [2013 Jun] 
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری [2013 Jun] 
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات [2013 Jun] 
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته [2013 Jun] 
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر [2013 Jun] 
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر  [2013 Jun] 
*پنج نامه [2013 Jun] 
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی [2013 Jun] 
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲ [2013 May] 
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱ [2013 May] 
*چاووشی [2013 May] 
*دردناک، مضحک، خطرناک  [2013 Apr] 
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران [2013 Mar] 
*معنای کلام هستی [2013 Mar] 
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف [2013 Mar] 
*آیا می شود حرف زد؟ [2013 Feb] 
*  [2013 Feb] 
*مسیح را تعریف کنید [2012 Dec] 
*به پایان میرسد ای دوست هستی [2012 Dec] 
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی [2012 Dec] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2012 Nov] 
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید [2012 Nov] 
*در درگذشت احمد قابل [2012 Oct] 
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود [2012 Oct] 
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2012 Jul] 
*اگر مرگ نبود [2012 Jul] 
*جماع الوداع ووداع الجماع [2012 Jul] 
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم [2011 Nov] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2011 Nov] 
*حقیقت ساده [2011 Oct] 
*تخم اشتباه [2011 Aug] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2011 Jul] 
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت [2011 Jul] 
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی [2011 Jun] 
*با تمام رهبران [2011 Jun] 
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری [2011 Jun] 
*چهار خرداد [2011 May] 
*توجه به چند نکته ساده [2011 May] 
*منظومه کاروان [2011 Apr] 
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی [2011 Apr] 
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران [2011 Apr] 
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی  [2011 Jan] 
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم) [2010 Dec] 
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3) [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)  [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی [2010 Dec] 
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار [2010 Nov] 
*من باب اطلاع [2010 Nov] 
*مرگ می آید که ما را نو کند [2010 Nov] 
*مگر راهی جز مردن؟ [2010 Nov] 
*آی ابراهیم.... [2010 Nov] 
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست  [2010 Nov] 
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت [2010 Nov] 
*خاتون (به یاد مرضیه) [2010 Oct] 
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ [2010 Oct] 
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی [2010 Sep] 
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا [2010 Sep] 
* سفرت خوش ستار! [2010 Sep] 
*تجربه [2010 Sep] 
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده! [2010 May] 
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی [2010 Apr] 
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی [2010 Apr] 
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»! [2010 Mar] 
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم [2010 Feb] 
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم [2010 Feb] 
*مقداری توضیح واضحات... [2010 Feb] 
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال! [2010 Jan] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2010 Jan] 
*یاداشت و توضیحی کوتاه [2009 Dec] 
*ملایان بر لب باغچه نعنا! [2009 Nov] 
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟ [2009 Oct] 
*هفت شعر تازه [2009 Oct] 
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن [2009 Oct] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد [2009 Sep] 
*در زیر قناره های قصابان [2009 Sep] 
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن [2009 Sep] 
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟! [2009 Sep] 
*کجا ایستاده ایم؟ [2009 Aug] 
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات [2009 Aug] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)  [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف [2009 Aug] 
*دو شعر برای شهیدان اشرف  [2009 Jul] 
*قصیده میر حسینیه موسویه [2009 Jul] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم  [2009 Jul] 
*رهبران کجایید  [2009 Jul] 
*این یه انقلابه [2009 Jun] 
*نه ! «ندا» نمرده است [2009 Jun] 
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)  [2009 Apr] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان [2009 Mar] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم  [2009 Mar] 
*اگر روزي واقعا انقلاب شد [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)  [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲) [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱) [2009 Feb] 
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه! [2008 Dec] 
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران [2008 Dec] 
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم [2008 Oct] 
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....  [2008 Mar] 
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است! [2008 Feb] 
*آی آدمها [2008 Feb]