در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
اسماعیل وفا یغمایی

 

 
 
 
من باب مقدمه
ماه مبارک رمضان است و ابتدا با اجازه دوستان چند خطی از کلام الله مجید سوره واقعه را در رابطه با مطلبی که میخواهم بنویسم میخوانم و بعد توضیح میدهم چرا.
السابقون السابقون أولئك المقربون . في جنات النعيم . ثلة من الأولين . وقليل من الآخرين . على سرر موضونة . متكئين عليها متقابلين . يطوف عليهم ولدان مخلدون . بأكواب وأباريق وكأس من معين . لا يصدعون عنها ولا ينزفون . وفاكهة مما يتخيرون . ولحم طير مما يشتهون . وحور عين . كأمثال اللؤلؤ المكنون . جزاء بما كانوا يعملون . لا يسمعون فيها لغوا ولا تأثيما . إلا قيلا:سلاما سلاما
 
ترجمه و تفسیرکی به روز از سوره واقعه از شخص بنده
با اجازه خود خدا و با توجه به اینکه بنده فارغ التحصیل الهیات و حقوق اسلامی هستم! ودور از چشم شیخ ابو عرعور ترجمه و تفسیرکی به روز از بنده را هم بشنوید و  سابقونند سابقون، (10)آنها مقربانند!چه در دنیا و چه در آخرت چه در خارجه  و لندن و پاریس و ینگه دنیا و چه درخدمت خدا (11)درخانه های بزرگ و محتشم و باغهاى پرنعمت بهشت  خانه دارند! و مواجبشان میرسد(12)گروه زيادى از  نفرات قدیمی اند که بریده اند   (13)و اندكى نفرات کم سابقه! که جدا شده اند اما دور زده اند و برگشته اند و خدمتگذارند(14)آنهادر جلسات تمام دوره ای و میاندوره ای چه در دنیا و چه آخرت روبروی هم روی تختها و صندلیها مینشینند هم رابر و بر نگاه میکنند و صفا میکنند و به به و چه چه میکنند و حرفهای هم را تائید میکنند و چوب در آستین معاند و مخالف و واداده و مزدورهای پدر سوخته  میکنند و می گویند همه مخالفان ما مزدور و اطلاعاتی اند(15)  آنها تكيه زده به پشتی های مشتی و رو به روى يكديگرند! به کوری چشم وادادگان و مخالفان و منتقدان (16) دور و برشان (البته در آن دنیا چون اینجا از سال 1368مگر مخفیانه ودور از چشم حسود ممنوع است)حوریچه ها و پریچه ها ئی مادیچه و نریچه   که پیر نمیشوند و همیشه تر و تازه اند میچرخند و خدمت میکنند (17)با قدحها وکاسه ها و كوزه‏ها و جامهايى از نهرهاى جارى بهشتى و شراب طهور ! که مینوشند و کاسه  و کوزه ها را به اذن حق بر سر منتقدانی امثال قصیم و روحانی و مصداقی و اقبال و یغمائی وجمالی و حیدر نژاد و...میکوبند و متهمشان میکنند که در آن دنیا زمینه ساز جنایات ملاهای سگ پدر بوده اند مینوشند می را (18)اما شرابى كه از آن درد سر نمى‏گيرند و نه مست مى‏شوند!( از خدا میپرسم آخدای خوب من! ای خدای انگور آفرین!.یا شرابت در آن دنیا قلابی است یا بد تفسیر کرده اند. شرابی که مست نکند چه جور شرابی است که اینطوری تمام رودخانه های عالم که سهل است تمام ابریقها و آفتابه ها پراز شرابند که آدم را مست نمی کنند و به د رد عمه شیخ ابو عرعور میخورند و نه فرزندان حافظ و خیام وفردوسی) (19)و ميوه‏هايى از هر نوع ،كه انتخاب كنند، (سوت بزن همینطور آلو وهلو وشفتالو وزرد آلو وخرمالو و البالو و انواع میوه جات است ر که پرمیکشند تا دهان مومن، (20)و گوشت پرنده از هر نوع كه مايل باشند!( خوش بحال آقای خودمان که بخورد تا میتواند) (21)و همسرانى از حور العين دارند، چاق و چله، سفید و گرم و نرم، و همیشه حاضر یراق! لاغر بخواهی در جا وزن کم میکنند، چاق بخواهی سوت بزن درجا چاق میشوند، کله هاشان قابل تعویض است و به هر شکل در می آیند. دست که بهشان بزنی از مساماتشان بوی عطر کریستین دیور بلند میشود و نیشگونشان که بگیری صدای ویلن  پاگانینی میدهند،  لبهاشان بوی چاقاله بادام میپراکند ولپهاشان شیرینی عسل، هوس آبتنی که بکنی نافشان بزرگ میشود و پر از شیر آهو! میتوانی شیرجه بزنی و شنا کنی! همچنین میتوانی اینقدر کوچکش کنی که اویزانش کنی به سویچ ماشینت که خیالت راحت باشد که حوریجانت در دسترس است. نه یکی نه دوتا نه سه تا،که لغت جمع است و همسران است و چند تاست، بگیر بابا تا میتوانی،عقدی و صیغه همینطور گله های حوری است و مومنان که باطناب و کمند و تور حوری و پری و گاهی هم من باب تغییر ذائقه غلام میگیرند و میبرند و میزنند توی رگ مبارک،درخت ویاگرا هم که همینطور میوه هایش را میتکاند و مومنین رفع خستگی میکنند! خدایا ما را هم هدایت بفرما تا از عناد و انتقاد دست برداریم و اقلا در آن دنیاچیزی گیرمان بیاید که تو ارحم الراحمینی و از این اداره اطلاعات آخوندهای دیوث هم خیری نمیرسد!! نه نقدی و نه چنانکه برای بعضی آدمهای خوش شانس جنسی!! (22)این زنان و حوریچهگان و پریچگان همچون مرواريد در صدف پنهانند! آدم نمی داند چه خاکی به سرش کند از دستپاچگی! کدام را باید اول شکست؟ باید صدف را شکست و مروارید را در آورد و یا بالعکس مروارید را شکست و صدف را در آورد یا هر دو را با هم شکست خلاصه دست خودتان است صدف بشکنید و مروارید ببینید(23)اينها پاداشى است در برابر اعمالى كه انجام مى‏دادند! (24)در آن  باغهاى بهشتى  نه لغو و بيهوده‏اى مى‏شنوند نه سخنان گناه آلود؛ یعنی نه سایت آفتابکاران هست نه دریچه زرد نه پژواک و نه بخصوص  افشاگر و همبستگی!!و نه سخنرانیهای صد من یک غاز و جلسات انتقاد از خود و تعریف از بالات و گزارش غسل هفتگی و فحشهای چار واداریر (25)تنها چيزى كه مى‏شنوند «سلام‏» است «سلام‏»! نشسته اند جلوی هم و هی این میگوید سلام و دیگری میگوید سلامون علیکم. خداوند رحم کند که فقط به سرمان نزند چون تحمل دائمی سلام نمیدانم چگونه است(26) پایان تفسیر به روز
 
اما اصل مطلب
اما بعد از این مقدمه اقای حسن حبیبی دوست سابق،مجاهد سابق، و عضو سابق شورا که با سه واسطه از «سابقون»اند! در سایت «محترم و وزین آفتابکاران» مقاله ای تحت عنوان :لینک دلسوزی "هابیلیانی "برای ساکنان لیبرتی! قلمی فرموده که میتوانید ملاحظه بفرمائید. در این مقاله در ابتدا ایشان فامیل خانم هشترودی را هابیلیانی ونام آقای متین دفتری را زمین دوست ذکر فرموده است.
از آنجا که دوست سابق وارجمند در منش و رفتار و اخلاق و نحوه زندگی بسیار بسیار به رهبر عقیدتی نزدیک و مشابه است و این را اکثر برادران و خواهران مجاهد بخصوص دبیران ارجمند شورا تائید میکنند، و از آنجا که ایشان خود به شدت از زمینداری بیزار است و بارها یاری کرده است که خانه های افراد ورشکسته ای که حراج شده حراج نشود و به خود آنان برگردد و در اساس روزگارش به کمک رساندن به فقرا و مستمندان میگذرد،من از خشم انقلابی و توحیدی و فرا انسانی ایشان حیرتی نکردم. دست مریزاد دوست سابق. اما اندکی بپردازم به نوشته گهر بار ایشان.
 
در جستجوی یک پاسخ
این انسان شریف و بزرگوار و پاکیزه خصال در مقدمه نوشته خود مرقوم فرموده اند که حیرت کرده اند که هابیلیان و زمین دوستان و غیره دلشان بحال کسانی بسوزد که«که به خواست مشخص و پیگیر آخوندها در این سالها ،یا در اشرف با چماق فرقشان شکافت و یابا دست بسته قتل عام شدند و یا در لیبرتی با موشک تکه تکه شدند وبه اسارت نگاه داشته شدند تا در فرصت مناسب به صلابه کشیده شوند.». حرفشان درست ولی متاسفانه ناکامل است و برای تکمیل سخن ایشان باید  برای بار صدم خدمت این بزرگوار و همسانان اوتکرار کنم  و بپرسم:
برادرسابق من! بعد از سال 2003 و تغییر اوضاع عراق مگر در آن سرزمین حلوای نذری تقسیم میکردند که اینها آنجا مانده شده شدند.
چه شد که اینها ماندند تا فرقشان شکافته شود و بارها و بارها توسط مالکی و خامنه ای بخاک و خون کشیده شوند؟چرا؟ و مگر از مالکی و ملای خونخوار و رژیم ارتجاعی خونخواری که بر طبل سرنگونی اش حتی با دست خالی کوبیده و میکوبی انتظار هست که فرق نشکافد؟ .
میخواهم از ایشان سئوال کنم ایابهتر نبود که برای   شکافته نشدن فرق این بندگان مظلوم خدا که الان سالهاست بی سلاحند و بی دفاع ، مثلا:
مثل من که  حتما انسان خوبی نیستم و حتما وامانده و اطلاعاتی و هزار کوفت و زهر مار دیگر هستم. - و یا مثل آقای حبیبی که بدون شک انسان درویش و انقلابی و پاکیزه وشریفی است. - و یا مثل رهبر عقیدتی و مهر تابان و بزرگان پیرامون رهبران که همه بیست سال قبل در آن ولایت بودیم، از آن جهنم خارج میشدند تا مالکی حرام لقمه و خامنه ای جلاد نتوانند فرقشان را بشکافند. و امثال من و شما! از سه هزار کیلومتری و وقتی فرقها شکافته میشود و اجساد در خاک و خون میغلتند من و شما در کنار اهل و عیال و فرزندان و یا از پشت میکرفنها و در سالنهای پر شکوه یا مخفیگاه امن نعره «یالیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما» بر آوریم و روح امام حسین را به حیرت آوریم که این چه نوع یا لیتنی گفتن تئوریک و اینترنتی و سایپری است  است که تکرار میشود و تکرار میشود و نعره اش را اینجا  در لندن و پاریس میکشند و شهیدش را در عراق میدهند امیدوارم به این نکته توجه بفرمایندکه شرم و حیا هم اندکی خوبست.
 
 
ادامه تاملات و تدبرات رفیق بزرگوار
 
در سطر چهارم و پنجم و ششم این نوشته پرمغز اشاره به کاسه زیر نیم کاسه مشترک رژیم ملا و سرویسهای جاسوسی فرموده اند که توطئه ای در کار است! .
 
با این فراخوان توطئه ای در کار است
من اضافه میکنم، حتما!! توطئه ای در پی صدها توطئه، از همان سال شصت از جریان چک اطلاعاتی عمومی در سال 63 و چهار در پایگاه منصوری ،تا حالاودر گذر از دهها توطئه!!، که بر روی ریل این توطئه ها، به حول و قوه الهی لکوموتیو پر قدرت مقاومت توانسته به پیش بتازد و با تلق و تلوق گوش کر کن چرخهای مبارک بر روی ریلها صدای وزوز منقدان و مخالفان پیرامون را در زمینه های مختلف سیاسی ، تشکیلاتی، ایدئولوژیک ومخصوصا استراتژیک خاموش بفرماید همیشه توطئه در کار بوده و هر وقت هم مرکب در گل فرو میرود باید درجستجوی توطئه بود پس بجای الهی اعطنی فی کل لیلا عجالتا بخوانیم: :الهی اعطنی فی کل لیل والنهار موامرات جدیده و شدیده و عدیده حتی طلیعه یوم الفتح برحمتک یا الرحم الراحمین.
پروردگارا به من عطا کن در هر روز وشب توطئه های جدید و متعدد و شدید تا روز فتح و ظفر به محبت خود یا ارحم الراحمین.
دادن فراخوان بخاطر تسهیل در فروش زمین
 
اما ایشان چون این مسئله را کافی نمیداند اسب تعقل را میتازاند که شاید دوباره فروش زمینی در کار است و.. بدین سبب و برای تسهیل فروش زمین فراخوانی داده شده است. براستی کاش انیشتین زنده بود!واین نوع تحلیل، واقعا یک نمونه  کامل تفکر سیاسی با کمک علم فیزیک است که میتوان گفت :
چون همه چیز در انفجار بیگ بن از یک جنس بوده است ، همه چیز با همه چیز ربط دارد منجمله خویشاوندی شادروان شقایقی با زنده یاد گودرزی ،و به همین ترتیب دادن یک فراخوان برای نجات جمعی اسیر با فروش زمین! در ارتباط مستقیم اشت ، اما ایشان که اهل شک علمی است دوباره می اندیشد ومیگوید :
نخیر!تمام قضیه نمی تواند این باشد،و پس ازعبور از شک در مورد فتنه رژیم و سازمانهای توطئه گر خارجی، وعبور ازتردید فروش زمین ودادن فراخوان، گذر وعبور علمی میفرماید و به مرحله دیگری از شناخت ما را راهبری میکند. ایشان میگوید :
فرا خوان وعبور از باب تجارت به باب طهارت
قصد از دادن این فراخوان نشاندن نامهائی چون آقای متین دفتری و خانم هشترودی در کنار بزرگانی چون خوئی و آزرم شاعران ارجمند در تبعید و غربت و دیگرانی است که میتوانند موجب تطهیر نام ایشان شوند. پس علت نزول این فراخوان را این بار نه در مبحث «توطئه» ، و «باب مکاسب» و خرید و فروش زمین بلکه در قسمت «مطهرات و باب تطهیر» باید باز جست. به رفیق قدیمی سابق عرض میکنم و نیز در همین جا به او کمک میکنم که برای نقد من نیز در همین اظهار نظر من محملی بجوید و داشته باشد.
رفتن به ایران قابل نقد است، خیانت نیست. همکاری با جلادان خیانت است
این نظر من است . نظر کسی که نه در حکومت خامنه ای و چنانکه قبلا اعلام کرده ام در حکومت فرضی رهبر عقیدتی وعیال که امتحان خود را در مورد دموکراسی! و آزادی!در پروسه ای سی ساله و پیش از حاکمیت با نمره بیست! بلکه بیشتر گذرانده و فارغ التحصیل شده اند، پا به ایران نخواهم گذاشت.
نازنین! نقد افراد مورد نظر سرکار را حتمامیتوان انجام داد و پاسخشان را شنید ولی بگذار از زاویه خود بگویم که قرار نیست که مثل زنان مطلقه پاشکسته پس از طلاق نیزبضع مبارک خود را در حریم شوهر سابق بدانیم و در جدول ارزشی رهبر سابق تنفس بکنیم.
 
سی وچهار سال گذشته است
ایران سرزمین ماست!که توسط مشتی ملای جنایتکار اشغال شده است.رفتن به ایران به دلیل اینکه یک بنده خدای متوهم وعظمت طلب بدون شناخت و شعور سیاسی درست! سی وچهار سال قبل اعلام مبارزه مسلحانه کرده واعلام کرده ششماهه حکومت را سرنگون میکند و خودش یکماه بعد با معراج تاریخساز یا فرار بزرگ تاریخسوز چمدان مبارک را بسته وبه اجبار خارجه نشین شده و رفتن به ایران را معادل خیانت دانسته حرف مفتی است که میلیونها ایرانی حتی شمار زیادی از هواداران این بزرگوار امروز به ریش ان آن میخندند و به درد خودش میخورد .
سی و سه سال گذشته است و انقلاب نوین من در آوردی و خیالی این بزرگوار به سنین پیری رسیده است .انگار انقلاب مقوله ای تئوریک است که به خیال خود میتوانیم ابراز و اعلامش کنیم و نه یک پدیده واقعی که از درون جامعه میجوشد.
سی و چهار سال گذشته است از سه نسل فدا شده: - نسل اول یعنی پدران ما مردند
- ما سالهای پایانی عمر را میگذرانیم و اکثریت ما بین ده تا پانزده سال دیگر نخواهیم بود
- فرزندان در خارج متولد شده ما دارند پا به سالهای میانسالی میگذارند
- یازده سال است رهبر مخفی است و سی وسه سال است هر سال سال آخر است.
جدول این روزگار جدول سال شصت نیست عزیز! همه چیز عوض شده است حتی رهبر ضد امپریالیست، که روزگاری ملک اردن را در دادگاه زنده یاد شاه   سگ زنجیری میخواند و امروز با فرزند او نرد دوستی میبازد و روسای سابق سازمانهای محترمه از رفقای سیاسی ایشانند.تکرار میکنم همکاری با ملایان نه به دلیل علائق پوشالی و جدول ارزشی بی ارزش و نظرات نادرست رهبر عقیدتی بلکه به دلیل اینکه این حکومت ضد مردمی است و بخش عظیمی از ملت ایران را بخاک سیاه نشانده است خیانت است و نه سفر به ایران. من و یا کسانی دیگر اگر به ایران نمیرویم دلایل مشخص خود را داریم و هر کس مختصات خود را دارد. خطر به ایران اگر خطر مرگ داشته باشد بلاهت است و اگر به همکاری با ملایان بیانجامد خیانت است و در اشکال دیگرش ضعف است و قابل نقد و نه خیانت .
 
نشستن با ماموران و روسای سابق سازمانهای جاسوسی و جنگ هم خیانت است یا نه؟
 
میتوانی در این باره مقاله ای قلمی بفرمائی و مرا نیز نقد نمائی ولی این نظر من است. در همین جا میخواهم اضافه کنم خوبست در کنار این مسئله، نششتن بر سر میز با ماموران و روسای سابق سازمانهای جاسوسی و جنگ جهاندار و جهانخوار و به به و چه چه کردن، همانانی که مصدق را به زیر کشیدند و ملتی را به روز سیاه نشاندند همانانی که در ویتنام و کره و ظفار و فلسطین و بسا نقاط جهان دستشان بخون آغشته است را توجه بفرمائی و بررسی کنی که خیانت است یا خدمت.
به رفقا عرض کن:
فلان رئیس سازمان جاسوسی و جنگ یا فلان سیاستمدار مطهر!! بی بی تمیز خالدار نیست که پس از رسیدن به سن پیری در خرابات، توبه کرده و بقیه عمردر دیر و کنشت به خیل پرهیزگاران بپیوندد. آنانی که جهانی را بخون کشیده و منجمله دندان در گوشت ملت فلسطین و ویتنام و غیره چرخانده اند در سنین پیری نیزبا دندانهای آهنین ولی مصنوعی در پس پرده و تا لحظه مرگ به کار خود ادامه میدهند و بیهوده یار سیاسی موحدان!! و مجاهدان!! نمیشوند و نمیشود آزادی ملتی را با یاری آنان به دست آورد.
 
چه شده استی در میان چه شده است؟
رفیق ما اشاره فرموده ان چه شده است که آخوندها آنقدر مهربان شده اند که رئیس کمیسیون زنان را به پیشواز میایند( البته بقول شما) اما بجز این چه شده استهای پایه ای تری هم هست.سئوال این است که: چه شده است که رئیس چند  کمیسیون استعفا میدهند؟
چه شده است که شاعر اکثر سرودهای بنیادی مجاهدین میگذارد و میرود؟
چه شده است که محافظ اول رهبر، مشاور سیاسی طالبانی میشود؟
چه شده است که ششصد رزمنده اشرف نشان از تیف به دامان رزیم پلید ملایان میشتابند؟
چه شده است که مسئول اتاق پذیرائی جنابش  به ایران رفته ودر شمال مشغول پرتغالکاری میشود؟
چه مرضی وجود دارد که این همه بریده و جدا شده تولید میشود؟
مشکل کجاست ؟ شما که تیز بینی، و همه جانبه میبینی، لطفا راز اینها را هم کشف کن و اندکی در میان بگذار.
خود بهتر از من میدانی که چقدر چه شده است و سئوال در این زمینه وجود دارد که هیچگاه پاسخی به آنها داده نشده . لطفا به چه شده استهای اصلی نیز اندکی بیندیش.
 
توهین مستقیم به امضا کنندگان!امضا کنندگان فراخوان فریب خوردگانند!
دوست نازنین در ادامه نوشته اند: تردید ندارم که افراد دیگری نیز در این لیست به عنوان امضاءکننده ردیف شده اند که بهیچ وجه متوجه این ترفند نبوده اند .وگرنه به جز عوامل پیدا و نا پیدای رژیم و باندهایی که بصورت متشکل، همواره پای اینگونه فراخوان ها را ،به فرموده امضا میکنند،کدام ایرانی آزاده و آزادیخواهی حاضراست اسمش در کنار اسامی کسانی ردیف کند که به مردم و مقاومت ایران خیانت کرده و با آخوندها و "هابیلیانش " همسفره شده اند.
این بزرگوار تیز و بز امضا کنندگان را نا وارد، فریب خورده، و نابالغ حساب کرده، و
بقیه را هم یکجاعوامل پیدا و ناپیدای رژیم دانسته اند. من عرضی ندارم. مسئله روشن است. فقط میخواهم بگویم:
ما یعنی امثال من مدتهاست به فتوای فتوا خانه مبارکه، در زمره خائنان به مقاومت مورد نظر سرکار اعلام شده ایم ،اما لطفا بگذارید خود مردم در آینده قضاوت کنند که چه کسی به آنها خیانت کرده است.تاریخ در معبر خود در کار داوری است اگرچه الان هم، قضیه ناروشن نیست.
کسانی که امضایشان را پای فراخوان نگذاشته اند
نکته بعد در نوشته این بزرگواراشاره به کسانی دارد که امضایشان را پای این فرا خوان نگذاشته اند.خب نگذاشته اند ! دلشان نخواسته بگذارند!مگر پولی!یا مواجبی! یا زوری در کار بوده عزیز. هرکس خواست گذاشت و هرکه نخواست نگذاشت، ولی مطمئنا چنانکه خود من در جریان بودم نه جبری در کار بود و نه فریبی. دوستانی چند به دلایل شخصی امضا کردند و بعد تقاضای حذف کردند که به فرمانشان گردن نهاده شد. علت اینکه چرا این فراخوان ساده و بقول رفیقمان پیش پا افتاده برخی ها را آزار داده شاید هراس این باشد که ممکن است تاثیری بر جای نهد و مثلا در امر جابجائی لیبرتی کمکی کند که مورد پسند برخی نیست و من باز هم تاکید میکنم نوشته اگر میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است و نیز و حدیث پیرامونیان هفت حصار! را مطالعه بفرمائید.
 
مشابهت مواضع هابیلیان و قابیلیان!!
 
ایشان اشاره نموده اند رئیس هابیلیان هاشمی در مصاحبه اش اعلام نموده جابجائی لیبرتی به اروپا به نفع ما نیست! شگفتا که در کنار این حضرت من کس یا کسانی دیگر را میبینم و میشناسم که انتقال لیبرتی به نفع آنها هم نیست و در نوشته میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است توضیح داده ام. به نظر رفیق عزیز ما این عجیب نیست؟ .راستی چه مشابهتی بین هاشمی هابیلی وآن دیگری وجود دارد؟ هر دو گویا به خون هم تشنه اند ولی مواضعشان بر سر جابجا نشدن لیبرتی و چماق خوردن ها به نحو غریبی شبیه است.چر اینطور است؟چه رازی وجود دارد؟ و در همین نقطه پس از هندوانه فروش پیدا کنید «آن هابیلی نادرست واقعی را»ایا ذات و خمیر مایه هابیلی و قابیلی یکی نیست و هر دو مثل هابیل و قابیل اصلی در اندیشه دو قلوهای توامان نیستند  ؟ اینجاست که بد نیست شعر خیام را کمی تغییر دهیم و در رابطه با آن شخص دیگر  من و دوست سابق همصدا زمزمه کنیم بگوئیم: هابیل که بیل میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه بیل(البته دسته اش )هابیل گرفت
 
در رابطه باعلت فراخون و کمک از هموطن لر و اما در رابطه با فراخوان احتیاجی به این همه تحلیل و تفسیر نبود. قضیه ساده بودعزیز. احساس مسئولیتی بود شاید احمقانه!! اما انسانی در قبال کشتار ساکنان لیبرتی و پاسخی به ندای وجدان  همین و بس. در این زمینه یاد لطیفه ای میافتم.
می گویند ماموران گشت منکرات رژیم ،همشهری لری رادر تابستان به دلیل پوشیدن پیراهن آستین کوتاه در شهر آبادان  دستگیر کردند و بردند بازجوئی که چرا پیراهن آستین کوتاه پوشیده. لر نازنین سکوت پیشه کرد. شکنجه اش کردند . حرف نزد . زندان وشکنجه چند ماهه شد ولی باز هم لر حرف نزد و فقط با چشمهای گشاده از حیرت بازجویان را نگاه میکرد.
مقامات یکی یکی امدند. امام جمعه، امام جمعه استان، وزیر دادگستری،رئیس کمیسیون قضائی و ضد تروریسم و امثالهم  و سرانجام نماینده امام، ولی لر حرف نزد که نزد انگار از روز اول لال بوده. شکنجه ها ادمه یافت وبالاخره خود حضرت امام آمد تا ببیند چرا این لر حرف نمیزند و مقاومت میکند و چه توطئه و کاسه زیر نیمکاسه و تطهیر و فروش زمین و چیز دیگری در کار است. امام به اتاق بازجوئی آمد و پرسید:
- لکن  بنده رهبر و فرمانده کل و ولی فقیه و امام امتم و از شما سئوال میکنم شما چرا پیراهن آستین کوتاه پوشیدی ؟. چه توطئه ای در کار است! ؟چه تطهیر و فروش زمینی در دستور است؟. چه همکاری با ضد انقلاب و شیاطین کوچک و بزرگ در جریان است؟ یکمرتبه لر پس از دو سه سال به حرف آمد و گفت:
- یعنی تو نمیدانی! تو نمیدانی! تو نمیدانی !چرا استین کوتاه پوشیدم؟
همه صلوات فرستادند که بالاخره معجزه شد و امام او را به سخن آورد
امام با تانی فرمود:
- لکن نه نمیدانم
لر گفت بیشرف آخر تابستان بود!  کله خراب آخر هوا گرم بود!!!
حالا هم بنده عرض میکنم عزیز تابستان بود و هوا گرم. از کشتار مجدد بچه های لیبرتی رنج میبریم همین و بس. به شاخ سبیل شاه عباس کبیرهیچ توطئه ای در کار نبود. نگران نباش و بقول گمانم هادی خرسندی هنرمند ارجمند که اول امضا فرمود وبعد به دلیلی که خود میداند گفت حذف شود و حذف شد.
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی
هر دوتا سنگین تریم
برای آقای حسن حبیبی سلامت و موفقیت آرزو میکنم ونیز آرزو میکنم باب نقد و بررسی درست باز شود و همه، بتوانند نظرات خود را بنویسند و منتشر کنند.
همین و والسلام
اسماعیل وفا یغمائی
چهارده ژوئیه 2014میلادی 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها