بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد
اسماعیل وفا یغمایی

 

 
 
 

بهشت و جهنم دو اهرم بسیار نیرومندی هستند که از آغاز ظهور اسلام توسط محمد برای انگیزه دادن برای جنگیدن و اعتلای اسلام به کار گرفته شد و تا همین امروز چه در میان مسلمانان کوچه و بازار، چه در میان خواص مسلمانان از عالم و صوفی و محقق و دانشمند و روشن اندیش، چه در میان جنگاوران و کشتار گران نیرومندترین پاسداران مدارهای اعتقاد و جاذبه اند.
بهشت و جهنم در طول قرنها در فرهنگ، سنت، امیدها و بیم ها،
روان،هنر و شعر و قصه و داستان، در خوابها و کابوسها،در فلسفه و نگاه ساده فلسفی،در زبان،درهمه چیز و همه جا آمیخته و تبدیل به عنصری درونی شده است.
حتی شکاکان! و حتی بی اعتقادان از کنار دوزخ با بیم و از کنار بهشت با امید میگذرند.
قرنهاست جهنم و بهشت در درون تک تک ما زنده وبیدارند.
محمد با باز آفرینی مجدد وبه مدد اریه بهشت و جهنم به قواره نگاه و خواستهای جامعه پیرامون خود، بهشت و جهنمی که که از دیر باز مسئله تمام ادیان ریز و درشت قبل از او بود و جاودانگی در عذاب و جاودانگی در آسایش ابدی را وعده میداد موفق شد روحیه ای در جنگاوران معتقدخود ایجاد کند که از هیچ چیز نهراسند و مرگ در قاب تقدس و شهادت و کلید بهشت وخود را نشان داد.

بهشت محمدی مقصد نهائی بندگانی است که در برابر صاحب و مالک اصلی ائین محمد مملوکیت و عبد بودن را پذیرفته اند و جهنم سرانجام بردگان فراری وکسانی است که از شیطان تا انسان به هر صورت از فرمان مالک سر بر تافته اند.
مکتب اعلام داشته است که سید قرشی و سیاه حبشی برابرند و سالها ما این را نشان برابری نژادی وعدالت دانستیم و راز نهان این بود که:
آری مساویند به این شرط که عبد و بنده الله باشند. در پهنه بندگی همه بندگان در مقابل بنده دارمساویند ولی در صورت نپذیرفتن عبودیت در محور اصلی ما شاهد سوزاندن تمام افراد از هر نژاد و هر فکر و عقیده در شعله های دوزخ خواهیم بود یعنی:
بهشت بشرط بندگی سالار جهان

و جهنم در اصلی ترین محور خود جایگاه هر آن کس است که بندگی سالار جهان را نمی پذیرد

اینجاست که باید به تعبیر جدیدی از راسیسم فلسفی رسید
و اما مختصات بهشت و جهنم را دریابیم و با این دو جایگاه سیمای سالار جهان را بنگریم

***

محمد در مکه با کلام و پیام در صدد پراکندن مکتب و مرام خود بود. آیه های مربوط به قیامت و بهشت و دوزخ بیشتر در این دوره رخ مینمایندولی در طی سیزده سال تنها کمتر از صد نفر انوار این پیامها را درک کردند سیزده سال بعد در مدینه شمشیرها  بمدت دهسال در هفتاد غزوه و سریه  درخشیدند تا این ایات را تجسم بخشند و درهای جهنم و بهشت را بگشایند. و پس از دهسال بر موج شمشیر و خون درهای مکه به صلح گشوده شد و همراه با پیروزی ارتش ده هزار نفری و آماده کشتن و کشته شدن  بهشت و جهنم بار دیگر در آئینی نو پیروزمندانه با تارک باورها نشستند و سفر تاریخی- اسلامی خود را در سراسر جهان آغاز کردند .

بهشت محمدی در مقایسه با دوزخ محدودترست و در دایره و افق نگاهی است که کمبودهای سرزمینی چون عربستان و افق امال و آرزوهای ساکنان آنرا خوب میشناخت .

اگر چه تن در مذاهب نسبت به جان فروترست اما با یک نگاه لذات و نعمتهای بهشتی لذات تن در افق و چشم انداز انسان ان دوران است. خوردن و نوشیدن و استراحت ولذات جنسی ،همان لذاتی که در زندگی سخت صحراهای خشن و دور دست کمیاب است

آرمیدن و خوردن و نوشیدن وزن و جاودانگی و گپ زدن با رفقا در دایره گسترده و در سایه رضایت الهی چشم انداز بهشت است، اما نقطه اصلی، نقطه فلسفی امید انسانی است که میخواهد رنجهای زندگی را در مقصدی دیگر تبدیل به لذت و آرامش بکند و در پناه خدا باشد، اما دایره دوزخ بسیار گسترده تر و توانمندی خالق آن در خلق چنین جای مهیبی قابل ستایش است .به احتمال زیاد افقها و شرایط نامساعد تاریخی و جغرافیائی محیط و اخلاق و عادات پیرامونیان و اسطورهای هولناکی که نمودی فرا رئالیستی و سورئالیستی داشته است و بسا چیزهای دیگر که وجه ایجابی داشته بر خلاف بهشت که وجه سلبی داشته در خلق دوزخی بسیار گستره یاری رسان بوده است.بهشت و دوزخ دو نگاهبان جاودانه و قدرمند دین اند ولی همین دو نماد شناسنامه مکتب و پدید آورنده اش را در برابر ما میگشایند با دوزخ و بهشت هم ما مکتب اسلام هم نماینده اصلی آن محمد و هم خدای محمد و هم پایه های ذهنی و اسکلت درونی نگاه و اندیشه یک مسلمان معتقد  را میشناسیم.

بهشت و دوزخ را بشناسیم: و نخست بهشت

قیامت فرا میرسد

  وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالأرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (٦٧)وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الأرْضِ إِلا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ (٦٨)وَأَشْرَقَتِ الأرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ (٦٩)وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ (٧٠)وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ (٧١)قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (٧٢)وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ (٧٣)وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الأرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ (٧٤)وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٧٥)   (زمر، 67   75 )

«آنان آن گونه که شایسته است، خدا را نشناخته‌اند. در روز قیامت سراسر زمین یکباره در مشت او قرار دارد و آسمانها با دست راست او در هم پیچیده می‌شود. خدا پاک و منزه از شرک آنان است. در صور دمیده خواهد شد. تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، می‌میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد. سپس بار دیگر در آن دمیده می‌شود. به ناگاه همگی به پا می‌خیزند و می‌نگرند و زمین با نور خداوندگارش روشن می‌شود و کتاب گذاشته می‌شود و پیغمبران و گواهان آورده می‌شوند و راست و درست میان مردم داوری می‌گردد و اصلاً بدیشان ستم نمی‌شود و به تمام و کمال سزا و جزای هر کاری را که انسان کرده است، بدو داده می‌شود و خدا بهتر می‌داند که آنان چه کارهایی را می‌کرده‌اند و کافران به سوی دوزخ گروه گروه رانده می‌شوند و هنگامی که بدانجا می‌رسند، درهای آن به رویشان گشوده می‌گردد و نگهبانان دوزخ بدیشان می‌گویند : آیا پیغمبرانی از جنس خودتان به میانتان نیامده‌اند تا آیه‌های پروردگارتان را برای شما بخوانند و شما را از رویارویی چنین روزی بترسانند؟ می‌گویند : آری ولیکن فرمان عذاب بر کافران ثابت و قطعی است. بدیشان گفته می‌شود : از درهای دوزخ داخل شوید جاودانه در آن می‌مانید. جایگاه متکبران چه بد جایگاهی است و کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند، گروه گروه به سوی بهشت رهنمود می‌شوند تا بدانگاه که به بهشت می‌رسند؛ بهشتی که درهای آن باز است. بدین هنگام نگهبانان بهشت بدیشان می‌گویند : درودتان باد. خوب بوده‌اید و به نیکی زیسته‌اید، پس خوش باشید و داخل بهشت شوید و جاودانه در آن بمانید! و می‌گویند : سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که با ما به وعدة خویش وفا کرد و سرزمین (بهشت) را از آن ما نموده است که هر جا بخواهیم منزل گزینیم و به سر ببریم، پاداش عمل کنندگان چه خوب و جالب است! فرشتگان را خواهی دید که گرداگرد عرش خدا حلقه زده‌اند و به سپاس و ستایش پروردگار خود مشغول‌اند. در میان (بندگان خدا داوری می‌شود) و دادگرانه و واقعی در میانشان داوری می‌گردد و گفته می‌شود: حمد و ستایش، خداوند جهانیان را سزا است.»

بهشت ودراز کشیدن در بستر

  تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (١٦)فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٧) }(سجده، 16 – 17)

پهلوهایشان از بسترها به دور می‌شود. پروردگار خود را با بیم و امید به فریاد می‌خوانند و از چیزهایی که بدیشان داده‌ایم، می‌بخشند. هیچ کس نمی‌دانددر برابر کارهایی که انجام می‌دهند چه چیزهای شادی آفرین و مسرت بخشی برای ایشانپنهان شده است و خداوند نیز سبب این پاداش را چنین بیان نموده است که این به خاطرکارهای بزرگی از قبیل: شب زنده‌داری و انفاق در راه خدا می‌باشد.»

 بهشت طبقاتی است و بالا و پائین دارد

 وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى (٧٥    طه)

  و هر که با ایمان و عمل صالح، پیش پروردگارش رود، چنین کسانی دارایمراتب والا و منازل بالایند.

بهشت و دوزخ .بیم و امید. تهدید و تطمیع

 مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا (١٨)وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا (١٩)كُلا نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا (٢٠)انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلا (٢١)   (اسراء  18-21)

هر کس که دنیای زودگذر را بخواهد، آن اندازه که خود می‌خواهیم و به هرکس که صلاح می‌دانیم هر چه زودتر در دنیا بدو عطا خواهیم کرد؛ سپس دوزخ را بهرة اومی‌کنیم که آتش آن می‌سوزد در حالی که مورد سرزنش و رانده و مانده است و هر کس که آخرت را بخواهد و برای آن تلاش سزاوار را از خود نشان دهد، در حالی که مؤمن باشد این چنین کسانی تلاششان بی‌سپاس نمی‌ماند و ما هر یک از اینان و از آنان را ازبخشش پروردگارت کمک می‌رسانیم. بخشش پروردگارت هرگز ممنوع نگشته است. ببین چگونه برخی را بر برخی دیگر برتری داده‌ایم و در آخرت، درجات بزرگ‌تر و برتریها سترگ‌تر است .

بهشت وجویبارهای شیر و عسل و شراب.دوزخ و نهرهای جوشان و مذاب

مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ (١٥) (محمد، 15)

وصف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است، در آن رودبارهایی ازآبی است که گندیده و بدبو نگشته است و رودبارهایی از شیری است که طعم و مزه آن متغیر نشده است و رودبارهایی از شرابی است که سراپا لذت برای نوشندگان است ورودبارهایی از عسلی است که خاص و پالوده است و در آن جا، آنان هرگونه میوه‌ایدارند و از آمرزش پرودرگارشان برخوردارند (آیا چنین کسانی) همانند کسانی‌اند که درآتش دوزخ جاویدان می‌مانند و از آب داغ و جوشان می‌نوشند که اندرون و روده هایشان را پاره پاره می‌کند و از هم می‌گسلد.  
   إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (٤٥) (حجر، 45 )

 بی‌گمان پرهیزگاران در میان باغها و چشمه‌ساران به سر می‌برند

   إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَعُيُونٍ (٤١) (مرسلات، 41)

 بی‌گمان پرهیزگاران در سایه‌ها و چشمه‌ها به سر می‌‌برند

 فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ (٦٦) (رحمان، 66 )

 «در آن باغها چشمه‌هایی است که قلقل کنان از زمین می‌جوشند

بهشت و چشمه شراب  کافور! 

  إِنَّ الأبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا (٥)عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا (٦) (انسان، 5 – 6)

  نیکان جامهای شرابی را سر می‌کشند و می‌نوشند که آمیخته به کافور است.(این جامها پر می‌شود از) چشمه‌ای که بندگان خدا از آن می‌نوشندو هر کجا که بخواهند، با خود روان می‌کنند و می‌برند.» خداوند خبر داده است که نیکان نوشیدنی مرکبی می‌نوشند، در حالی که برخی از بندگان خدا، آن را خالص می‌نوشند.     

بهشت ومسابقه دو برای شرابهای ویژه و بکرمارک تسنیم

{ إِنَّ الأبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (٢٢)عَلَى الأرَائِكِ يَنْظُرُونَ (٢٣)تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ (٢٤)يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ (٢٥)خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ (٢٦)وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ (٢٧)عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ (٢٨) (مطففین، 22 – 28 )

  بی‌گمان نیکان در میان انواع نعمتهای فراوان بهشت به سر خواهند برد. بر تختهای مجلل تکیه می‌زند و می‌نگرند. خوشی و خرمی و نشاط را در چهره‌هایشان خواهید دید. به آنان از شراب زلال و خالصی داده می‌شود که دست نخورده و سربسته است. مهر در بند آن، از مشک است مسابقه دهندگان باید برای به دست آوردن این با همدیگر مسابقه بدهند و بر یکدیگر پیشی بگیرند. آمیزة آن تسنیم است که مقربان از آن می‌نوشند

بهشت و شراب زنجبیل از چشمه سلسبیل

 { وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلا (١٧)عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلا (١٨)  (انسان، 17 – 18)

  در آن جا جامهای شراب بدیشان می‌دهند که آمیزة آن زنجبیل است، چشمه‌ای که در بهشت است و سلسبیل نامیده می‌شود.

بهشت و سایه سار درخت طوبی و سدره المنتهی

 عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى (١٤)عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى (١٥)إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى (١٦)مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى (١٧) (نجم، 14 – 17)

نزد سدره‌المنتهی که در کنار آن بهشت که منزلگاه است وجود دارد. آن گاه که سدره را فرا گرفت آنچه فرا گرفت. چشم به خطا نرفت و سرکشی نکرد.»

 توضیح:درخت طوبی: طوبی، درخت بزرگی است که لباسهای بهشتیان از آن ساخته می‌شود؛ چنانکه ابوسعید خدری میگوید

 پیامبر    فرمود: «طوبی، درختی است در بهشت که مسیر آن صد سال است و لباسهای اهل بهشت از برگهای آن، ساخته می‌شوند.» یک سوار، سایة آن را صد سال طی می‌نماید. درخت بزرگی است که اندازه آن را کسی جز خدا نمی‌داند. فقط رسول خدا میزان بزرگی آن را در حدیثی که بخاری از ابوهریره نقل کرده، چنین بیان فرموده است: «در بهشت درختی وجود دارد که سوارکار، در صد سال سایه آن را طی می‌نماید.»منبع الگوی هدایت (تحلیل وقایع زندگی پیامبر  ، جلد اول، مؤلف : علی محمّد صلّابی، مترجم: هیئت علمی انتشارات حرمین.   [1]- سلسلة الاحادیث الصحیحه، آلبانی، ج 4، ص 639، شمارة 1985.

 

 و خدا  توصیف این درخت را چنین یاد می‌کند: { وَظِلٍّ مَمْدُودٍ (٣٠)  (واقعه، 30) و در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده.  

بهشت و انواع میوه،و فرصتی تا جاودان

  وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ  (واقعه، 20

  هر نوع میوه‌ای را که برگزینند.

 يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الأنْفُسُ وَتَلَذُّ الأعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  (٧١)  زخرف، 71)

 برایشان کاسه‌ها و جامهای زرین به گردش انداخته می‌شود و هر چه دلشان بخواهد و هر چه چشم از آن لذت ببرد، در بهشت وجود دارد و شما در آن جا جاودانه خواهید بود

 كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ  (حاقه، 24 )

«در برابرکارهایی که در روزگاران گذشته انجام می‌داده‌اید، گوارا بخورید و بنوشید 

بهشت و رود شراب گرداگرد بهشتیان

   يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ (٤٥)بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ (46) لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ (47)  (صافات، 45 – 47)

  قدحهای می برگرفته از رودبار جاری شراب گرداگرد آنان در گردش است. سفیدرنگ است و خوشگوار برای نوشندگان. نه در آن تباهیها و گرفتاریهایی است ونه می‌خواران از آن به حالت تهوع در می‌آیند.

بهشت و ساقیان نوجوان و بچه سال

 يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ (17) بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ (18) لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ  واقعه، 17 – 19

 نوجوانانی همیشه نوجوان   برای آنان می‌گردانند. (و به گردش در می‌آورند) قدحها و کوزه‌هاو جامهایی از رودبار روان شراب را. از نوشیدن آن نه سردرد می‌گیرند ونه عقل و شعورخود را از دست میدهند

بهشت و شراب  رحیق با باندرول مخصوص

يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ (25) خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ (26)}  مطففین، 25 – 26 

به آنان از شراب زلال و خالصی داده می‌شود که دست نخورده و سر بسته است. مهر و در بند آن از مشک است. مسابقه دهندگان باید برای به دست آوردن این باهمدیگر مسابقه بدهند و بر یکدیگر پیشی بگیرند.
رحیق: شرابی است که برای آن دو وصف بیان شده است: اول اینکه شراب سربسته و دست نخورده‌ای است. دوم اینکه وقتی آن را می‌نوشنددر پایان، بوی مسک از آن می‌تراود .

بهشتیان و دستبندهای طلا و لباسهای ابریشمین و ساقیگری پروردگار

  جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ (33)  فاطر، 33

 باغهای اقامتی است که بدانها داخل می‌شوند و در آن جاهها با دستبندهای طلا و مروارید آراسته می‌گردند و لباسشان در آن جا ابریشمی است. 

 عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا (21)    (انسان، 21)

بر تن ایشان، لباسهای ابریشمی نازک و سبز و دیبای ضخیمی است و با دستبندها و النگوهای سیمین، زیب و زینت داده شده‌اند. پروردگارشان بدیشان شراب پاک می‌نوشاند. 

 أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا (31)  (کهف، 31)

«آنان کسانی هستند که بهشت جاویدان از آن ایشان است، بهشتی که در زیر آن جویبارها روان است. آنان در آن جا با دستبندهای طلا آراسته می‌شوند و جامه‌هایسبز حریر نازک و ضخیم می‌پوشند درحالی که بر تختها و مبلمانها تکیه زده‌اند. چه پاداش خوبی است، چه منزل و مقر زیبایی است؟

 بهشتیان بر تخت و مبل مینشینند

وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ .حجر، 47

 و کینه‌توزی و دشمنانگی را از سینه‌هایشان بیرون می‌کشیم و برادرانه بر تختها رویاروی هم می‌نشینند.


 وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ (25)   (طور، 25)

  پرسش‌کنان رو به همدیگر می‌کنند (و از نعمتهای بهشت با یکدیگر سخن می‌گویند

 از جمله در مورد اهل شر، آنهایی که مؤمنان را به شک می‌انداختند و آنها را به کیفر و ناسپاسی فرا می‌خواندند، چنین یاد می‌کندفَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ (50) قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ (51) يَقُولُ أَئِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ (52) أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ (53) قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ  (54) فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ (55) قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِينِ (56) وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ (57) أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ (58) إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ (59) إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ  (60) لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ (61)} (صافات، 50 – 61)

بعضی رو به بعضی دیگر می‌کنند و از یکدیگر می‌پرسند. یکی از آنان می‌گوید:من همنشینی داشتم. می‌گفت آیا تو از زمره کسانی هستی که باور می‌کنند (که بعد ازمرگ، زندگی و رستاخیزی هست) آیا زمانی که مردیم و خاک و استخوان شدیم آیا ما موردبازخواست قرار می‌گیریم و سزا و جزا می‌بینیم. می‌گوید: آیا شما می‌توانید نگاهی بیندازیدو او را بنگرید. پس آن گاه خودش دیده‌ور می‌شود و او را در وسط دوزخ می‌بیند. می‌گوید: به خدا سوگند نزدیک بود مرا، با خود به دوزخ، پرت کنی و هلاکم سازی. اگر نعمتپروردگارم نبود، من هم از احضارشدگان (در دوزخ) بودم. آیا ما دیگر نمی‌میریم. مگرمرگ نخستینی که داشتیم و ما هرگز عذاب داده نمی‌شویم. این نعمت واقعاً پیروزی بزرگ است. برای رسیدن به چنین چیزی، کارکنان باید کار کنند.  

بهشت و بهشتیان همراه با اهل و عیال وخانواده

  جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ  (رعد، 23)

  باغهای بهشت است که جای ماندگاری است و آنان همراه کسانی از پدران و فرزندان و همسران خود بدانجا وارد می‌شوند که صالح باشند و فرشتگان از هر سویی بر آنان وارد می‌شوند.» آنها در بهشت، همراه با همسرانشان از نعمتها بهره‌مند هستند و در زیر سایه‌های درختان بهشت، شاد و خوشحال تکیه می‌زنند: {هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ (56)  (یس، 56)

آنان و همسرانشان در زیر سایه‌های پر فراخ بر تختها تکیه زده‌اند.» {ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ  (زخرف، 70)

«شما و همسرانتان به بهشت درآیید. در آن جا شادمان و شادکام و مکرم و محترم خواهید بود .

بهشت وحوران ترنج پستان و دختران نوجوان بکر

 كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ  (دخان، 54)

) حور از کلمه حورا گرفته شده است؛ یعنی، سفیدی و سیاهی چشم آنان خیلی است «عین» جمع کلمه عیناء، یعنی درشت چشم است و خداوند در قرآن حوران را چنین توصیف می‌نماید که آنها دوشیزگان نوجوان هم‌سن و سالی هستند که پستانهایشان تازه برآمده است؛   

إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا (31) حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا (32) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا (33)  (نبأ، 31 – 33)

  مسلماً برای پرهیزگاران رستگاری، باغهای سرسبز و انواع روزیها بهره ایشان می‌گردد و دختران نوجوان تازه پستان و هم‌سن و سال بهرة ایشان می‌شود.» «کاعب» به زنی گفته می‌شود که زیبا باشد و پستانهایش برآمده باشند و «اتراب» یعنی هم سن و سال. 

{إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء (35) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا (36) عُرُبًا أَتْرَابًا (37)} (واقعه، 35 – 37)

دوشیزه بودن آنان اقتضا می‌نماید که قبلاً هیچ کس با آنها ازدواج نکرده باشد؛ چنانکه خداوند می‌فرماید

 فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (56)} (رحمان، 56)

  در آن (کاخها حوریانی) دیده فروهشته هستند که پیش از آنان دست هیچ انس و جنی به آنها نرسیده است

  وَحُورٌ عِينٌ (22) كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ (23)} (واقعه، 22 –  23)

) و منظور از مکنون، پوشیده و محفوظ است که صفای رنگ آن را نور خورشید وبازی دستها تغییر نداده و در جایی دیگر آنها را به یاقوت و مرجان تشبیه نموده است:

فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (56) فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (57) كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ (58)}(رحمان، 56 – 58 )

در آن (کاخها، حوریانی) دیده فروهشته هستند که پیش از آنان دست هچ انسو جنی به آنها نرسیده است، پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ می‌انگارید؛ گویی آنها یاقوت و مرجان‌اند.»

 فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ (70) فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (71)}    (رحمان، 70 – 71)

  در آن کاخها، زنان برگزیده و زیبایی هستند، پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ می‌انگارید

بهشت و جاودانگی

 بهترین هدیة اهل بهشت   {لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(26)}(یونس26)
کسانی که نیکی کرده‌اند، بهشت از آن ایشان است و افزون بر آن، غبار غم و اندوه بر پیشانی ایشان نمی‌نشیند و خواری و رسوایی نمی‌بینند. آنان اهل بهشتند وجاودانه در آن می‌مانند .

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز.
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی
*ساقي نامه
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.
* غزلهای بی تاریخ
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی
*خدا فروشان
*تجربه
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری
*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها