آنکارا درصدد چنگ اندازي مجدد بر خاورنزديک است؛ پايان «مدل ترک»
شهباز نخعی

رييس جمهوري رجب طيب اردوغان، که مي کوشد قدرت خود را در عرصه داخلي تقويت کند، در بين دو مجادله با رهبران اروپايي، به عربستان سعودي و روسيه نزديک مي شود. اين موضع گيري تازه نشان دهنده وضعيت حساسي است که ترکيه در زيست بوم منطقه اي خود دارد. به نظر مي آيد که زماني که اين کشور برنده بزرگ«بهار عرب» بود سپري شده است.

از سال ٢٠١٤، ترکيه تحت رياست جمهوري آقاي رجب طيب اردوغان مي کوشد سياست خارجي خود را بر مبناي تحول در درگيري سوريه، و نيز وضعيت داخلي خود تنظيم کند. در دوران «بهار عرب» در سال ٢٠١١، تجربه بي سابقه «حزب عدالت و توسعه» (AKP)، تشکل اسلامي- محافظه کاري که از سال ٢٠٠٢ قدرت را دردست دارد، به عنوان نمونه اي دموکراتيک براي منطقه درآمده بود. سياست حسن همجواري که وزير امور خارجه، احمد داود اوغلو به اجرا گذاشت و تحرک اقتصادي نوظهور و پويا تصويري مثبت از اين کشور خاور نزديک به تصوير مي کشيد. افسوس! موضع گيري مبهم آنکارا نسبت به جنبش هاي جهادگر در بحران سوريه، نزديکي آن با دولت هاي اسلامي به وجود آمده از تحولات سياسي درجريان – و مورد اعتراض – در مصر و تونس در بهار سال ٢٠١٣، تظاهرات مردمي در مخالفت با تخريب پارک «گزي» در استانبول اين تصوير را کدر و تار کرده است. از سال ٢٠١٥، ترکيه خود را رودررو با مداخله نظامي روسيه در درگيري سوريه ديد، درحالي که نيروهاي «حزب اتحاد دموکراتيک» (PYD)، يک تشکل کرد سوريه اي وابسته به «حزب کارگران کرد ترکيه» (PKK)، با حمايت غربي ها جايگاهي ممتاز به عنوان حريف قدر «سازمان حکومت اسلامي» (داعش) به دست آورده بودند. ازدياد و تشديد سوء قصدهاي – جهادگران و کردها – در خاک ترکيه به نظر مي آمد بهايي است که اين کشور براي اقدامات جسورانه خود در مرزهاي جنوبي و نفي مطالبات کردهاي ترکيه مي پردازد.

همه اين عوامل آنکارا را به تجديد نظر در موضع ديپلوماتيک و سوق الجيشي خود واداشت و در عرصه تغييرات داخلي، آقاي اردوغان کوشيد جايگاه و قدرت رياست جمهوري خود را تحکيم کند (مقاله ضمیه « تکاپوي وسوسه انگيز ازدياد قدرت» را بخوانيد). ديپلوماسي تازه ترکيه که آقاي بن علي ايلديريم نخست وزير آن را سياست «بيشتر دوست داشته باشيم تا دشمن» (١) توصيف کرده، برآن است که عمل گرا باشد. با اين حال، اين سياست در زمان به قدرت رسيدن آقاي دونالد ترامپ در ايالات متحده، کمي بيشتر تعادل شکننده منطقه را به هم زد.

١ - نزديکي به عربستان سعودي

اين تغيير موضع ديپلوماتيک نزديکي به عربستان سعودي و فاصله گرفتن از ايران را ايجاب مي کرد. يکي از نشانه هاي بارز آن در سال ٢٠١٥، زماني خود را نشان داد که آقاي اردوغان ديداري از کشورهاي آفريقايي را قطع کرد تا در مراسم تشييع شاه عبدالله در رياض شرکت کند و در ترکيه نيز يک روز عزاي ملي اعلام کرد. اين کرنش، که در ترکيه، به ويژه از جانب اپوزيسيون غيرمذهبي «حزب دموکراتيک خلق ها» (HDP) با واکنش منفي روبرو گرديد، از آن پس ترک نشد. در بهار سال ٢٠١٥، رييس جمهوري ترکيه به حمايت موکد از مداخله نظامي سعودي ها در يمن پرداخت و ايران را متهم کرد که مي خواهد بر خاور نزديم «سلطه» يابد (٣). در ژانويه ٢٠١٦، در بازگشت يک سفر عربستان سعودي، اردوغان از محکوم کردن اعدام يک آيت الله شيعه، شيخ نمر باقر النمر توسط مقامات سعودي خودداري کرد. اعدامي که موجب قطع روابط ديپلوماتيک بين رياض و تهران شد.

اين همگرايي ترکيه – سعودي از آنجا تعجب برانگيز بود که تا آن زمان، دولت ترکيه به منطق رودررويي بين شيعه و سني روي خوش نشان نمي داد. در ماه مارس ٢٠١١، اردوغان از سرکوب قيام در بحرين (که بر ضد شيعيان انجام شده ولي منحصر به آنها نبود) توسط نيروهاي «شوراي همکاري خليج» [فارس] (CCG) انتقاد کرده بود. کمي بعد، هنگام يک سفر به عراق، درمقبره حضرت علي [ع] – داماد پيامبر و چهره برجسته شيعه – به نماز ايستاد و به دنياي مسلمان درمورد تفرقه مذهبي هشدار داد. اين تغيير موضع نسبت به رقابت فزاينده سعودي- ايراني تنها منشأ دغدغه هاي مذهبي نداشت، بلکه هدف آن مساعد کردن زمينه بازگشت آنکارا در بحران سوريه نيز بود. موضوعي که بويژه در ديدارهاي مديران ترک و سعودي درباره آن گفتگو مي شود حمايت از بخشي از نيروهاي شورشي سوريه است. اين درست درحالي است که ترک ها مي کوشند آمريکايي ها را ترغيب کنند که از «ارتش آزاد سوريه» (ASL) حمايت بيشتري کند. نيروهايي که از ژوييه ٢٠١١ عليه رژيم بشار اسد مي جنگند و سعي مي کنند خود را از نيروهاي جهادگر تکفيري متمايز کنند (٤).

براي آن که اين تغيير موضع کاملا موجه به نظر رسد، دولت ترکيه بايد خود را از شرّ تصوير ناگوار متحد داعش، از زمان محاصره شهر سوريه اي کوباني توسط جهادگران در سپتامبر ٢٠١٤، خلاص کند. در زمان آن جنگ، درحالي که نيروهاي کرد «حزب اتحاد دموکراتيک» (PYD) و «حزب کارگران کرد ترکيه» (PKK) با حمايت نيروي هوايي غرب از اين شهر دفاع مي کردند، ارتش ترکيه حتي اجازه عبور به يکي از محموله هاي پيشمرگه هاي کردي که براي کمک از عراق مي آمدند نداد. با اين حال، پس از سوء قصد (نسبت داده شده به داعش) در شهر مرزي سوروچ در ٢٠ ژوييه ٢٠١٥، ترکيه اجازه داد که ائتلاف بين المللي در جنگ خود عليه نيروهاي «خليفه» [داعش] از پايگاه هوايي هوايي اينجرليک استفاده کند. اين تغيير موضع سرآغاز روندي بود که مي بايد به ارتش ترک امکان مي داد خود را به عنوان قاطع ترين دشمن داعش بنماياند.

٢ - تداوم موفقيت کردها

در آغاز، اين تغيير موضع به زحمت قانع کننده بود، زيرا نيروهاي ترک بيشتر از نيروهاي داعش، گروه هاي حزب کارگران کرد ترکيه در شمال عراق، يا حزب اتحاد دموکراتيک (PYD) در سوريه را (از پاييز به بعد) هدف قرار مي دادند. با اين حال، ترکيه در پايان سال ٢٠١٥، و به ويژه در سال ٢٠١٦ يکي از نخستين هدف هاي داعش بود. اين کار دولت را واداشت که درعرصه داخلي به اقدام پرداخته و با از هم پاشيدن گسترده سلول هاي جهادگر توسط پليس، و نيز در خارج به مقابله با داعش بپردازد. در ماه مه ٢٠١٦، پرتاب پراکنده راکت هاي کاتيوشا توسط توپخانه داعش بر شهر مرزي کيليس در طي ماه ها ، به آنکارا بهانه لازم براي وارد کردن خودروهاي زرهي خود به خاک سوريه را داد.

در ٢٤ اوت ٢٠١٦، وضعيت شکل ديگري به خود گرفت هنگامي که ارتش ترکيه براي حمايت از شورشيان عرب سوريه، که از سال هاي پيش آنها را آموزش مي داد، بار ديگر در چهارچوب عمليات «سپر فرات» از مرز سوريه گذشت و شهر جرابلس در ساحل غربي فرات را تصرف کرد. اين بار به داعش اعلان جنگ داده شد، اما موضع ضد جهادي آنکارا هنوز قانع کننده نبود زيرا هدف اين کار نيز جلوگيري از پيوستن نيروهاي کرد حاضر درشهرهاي منبج (درشرق) به نيروهاي کرد منطقه عفرين (در غرب) بود.

ترکيه که از سال ٢٠٠٧ متحد دولت خودمختار اقليم کردستان عراق بود، به ايجاد يک منطقه مشابه کردنشين در شمال سوريه (روژاوا) با نگراني مي نگريست، بخصوص که اين منطقه زيرنفوذ «حزب اتحاد دموکراتيک» (PYD) نزديک به حزب کارگران کرد ترکيه نيز بود. با اين حال، ايده برقراري روابطي مشابه دولت خودمختار اقليم کردستان عراق با روژاوا از سال ٢٠١٣ در دستور کار بود، زماني که درعرصه داخلي دولت با حزب کارگران کرد ترکيه درباره صلح گفتگومي کرد. در تابستان سال ٢٠١٣، دو بار آقاي صالح مسلم رهبر حزب اتحاد دموکراتيک به طور غير رسمي به ترکيه رفت، و حتي موضوع گشايش دفتر حزب خود در آنکارا را مطرح کرد. در آن زمان، راهبرد حزب عدالت و توسعه اين بود که کردهاي داخلي را در نظام سياسي ملي مشارکت دهد و با کردهاي خارجي عراق و حتي سوريه سياست حسن همجواري داشته باشد. تحول وضعيت سياسي داخلي اين برنامه را زير سئوال برد و قدرت حاکم را به تغيير روش درمورد مسئله کردها واداشت.

دربهار سال ٢٠١٣، روند صلح با حزب کارگران کرد ترکيه درسايه رويدادهاي سياسي جنبش اعتراضي «گزي» قرار گرفت. پس از آن نيز کشتي آن به گِل نشست و به ويژه قرباني برنامه پرمشغله انتخابات سال ٢٠١٤ (انتخابات محلي و رياست جمهوري) و ٢٠١٥ (قانونگذاري) شد. در عراق و سوريه، تهاجم داعش مرزهاي کشورها را به هم ريخت و موضع ترکيه دچار ابهام شد. در زمينه تدارک انتخابات مجلس، در فوريه سال ٢٠١٥ موقعيت جديدي براي نزديک شدن به «حزب اتحاد دموکراتيک» (PYD) پيش آمد. تامين امنيت منطقه سليمان شاه توسط کردهاي سوريه براي تخليه ارتش ترکيه، امکان ازسرگيري گفتگوها را پديدآورد. اما، در همان زمان، آقاي اردوغان راه را بر جريان روند صلح با حزب کارگران کرد ترکيه که توسط نخست وزيرش آقاي داود اوغلو آغاز شده بود مي بست. موفقيت انتخاباتي «حزب دموکراتيک خلق ها» (HDP) در ژوئن ٢٠١٥، که شمار قابل توجهي کرسي نمايندگي در مجلس نصيبش کرده و مانع از آن شده بود که حزب عدالت و توسعه اکثريت مطلق خود را باز به دست آورد، سرانجام رييس جمهوري ترکيه را متقاعد کرد که دربرابر پيشرفت کردها سد و مانع ايجاد کند. با آن که حزب دموکراتيک خلق ها در انتخابات نوامبر ٢٠١٥ موفق به حفظ حضور خود در مجلس شد، در معرض به حاشيه رانده شدن و سرکوبي سيستماتيک قرارگرفت.

در طي تصفيه هاي پيامد کودتاي نافرجام ١٥ ژوييه ٢٠١٦، شمار زيادي از نمايندگان اين حزب مترقي، به ويژه رهبران آن: آقاي صلاح الدين دميرتاش و خانم فيگن يوکسداق به زندان افتادند و در معرض خطر حبس ابد به اتهام «همکاري با يک سازمان تروريستي» هستند.

٣ - همگرايي با روسيه

در ماه سپتامبر ٢٠١٥، حمايت گسترده نيروي هوايي روسيه از نيروهاي رژيم سوريه و ايران، در رزمايش در مرزهاي جنوبي ترکيه، آنکارا را سرآسيمه کرد بويژه از آنرو که بعضي از متحدان غربي آن (مانند فرانسه) به دنبال نزديکي به مسکو براي مبارزه عليه تروريسم جهادگر بود (٥). در ٢٤ نوامبر ٢٠١٥، ساقط کردن يک هواپيماي اس يو- ٢٤ روسي توسط هواپيماهاي اف- ١٦ ترکيه و حمايتي که سرانجام ايالات متحده از آنکارا در انجام اين کار کرد به اين انزواي فزاينده پايان داد. مناقشه براي مدت شش ماه روابط با روسيه را تيره کرد. بي ترديد دغدغه عواقب اقتصادي در عادي سازي اين روابط نقش داشت.

اما، بهبود روابط دو همسايه دليل ديگري هم داشت و آن وخامت روابط با دستگاه مديريتي آقاي باراک اوباما بود. ترک ها به آمريکايي ها ايراد مي گرفتند که چرا «حزب اتحاد دموکراتيک» (PYD) را از فهرست سازمان هاي تروريستي حذف و کردها را «شريک هاي مسئول» قلمداد کرده است. از پايان ژوئن ٢٠١٦، آقاي ولاديمير پوتين با پذيرش «اظهار تاسف» ترکيه از بدي مناسبات ترکيه و آمريکا استفاده کرد. ١٥ روز بعد، هنگام اقدام به کودتا، او نخستين کسي بود که از همتاي ترک خود حمايت کرد.

در تناقض با اين وضع، متحد آمريکايي که در نشان دادن واکنش نسبت به کودتا تاخير کرده و از استرداد آقاي فتح الله گولن، که آقاي اردوغان او را مغز متفکر کودتاگران معرفي مي کرد خودداري مي نمود، به ديده بدگماني نگريسته مي شد. آقاي مولود چاوش اوغلو، وزير امور خارجه (٦) مي گفت: «ما از مقامات روسيه و به ويژه رييس جمهوري پوتين تشکر مي کنيم. روسيه، به خلاف کشورهاي ديگر، از ما حمايت بي قيد و شرط کرده است».

در ماه اوت ٢٠١٤، آقاي اردوغان به مسکو رفت تا روند آشتي را تحکيم کند. نزديکي دو کشور در ماه ژانويه ٢٠١٧ به نقطه اوج خود رسيد. اين هنگامي بود که روسيه و ترکيه پس از توفيق در برقراري آتش بس در حلب، کنفرانسي در شهر آستانه قزاقستان با حضور ايران سازماندهي کردند. به اين ترتيب، حل بحران سوريه زيرنظر يک کنسرسيوم اروپايي- آسيايي قرار گرفت و براي مدتي از نظرغربي ها دور ماند.

با اين حال، اين روابط روسيه- ترکيه ابدا قابل اعتماد نيست. روند مذاکرات آستانه نه به رقابت ترکيه- ايران پايان بخشيد و نه اختلاف هاي روسيه – ترکيه درمورد بحران سوريه را حل کرد. به زودي به نظر آمد که، با آن که روسيه خواستار يافتن راه حلي سريع براي درگيري سوريه بود، آنکارا در درجه اول مي خواست که فقط خصومت هاي بين کنشگران آن پايان يابد. از سوي ديگر، با آن که روسيه عمليات «سپر فرات» را تاييد کرده بود، اکنون همه راهبرد آن ايجاد مانع در راه مداخله ترک ها در جنوب و به سوي شهر رقه، «پايتخت» خودخوانده داعش بود تا جلوي خطر يک رودررويي کرد- ترک را بگيرد (٧).

درعين حال، دولت ترکيه بي وقفه از تغيير به وجود آمده در ماوراء اتلانتيک [ايالات متحده] استقبال کرد. با اين حال، نخستين تماس ها با آقاي ترامپ به نتايج محسوسي درمورد استرداد آقاي گولن يا قطع روابط آمريکا با «حزب اتحاد دموکراتيک» (PYD) نيانجاميد. در منظر يک حمله به رقه، آنکارا کوشيده است واشنگتن را به رهاکردن کردهاي سوريه و اولويت دادن به شورشياني که خود از آنها حمايت مي کند متقاعد کند. اما به نظر مي رسد که تصرف دشوار شهر الباب (٨) توسط شورشيان مورد حمايت ترکيه نتوانسته دستگاه مديريتي آمريکا را به کارآمدي اين گزينه متقاعد کند. به علاوه، مصالحه اي که در جنوب از راه پيوستن نيروهاي دمشق و «حزب اتحاد دموکراتيک» (PYD)صورت گرفته، مورد استقبال مسکو است.

هرچه که باشد، ايالات متحده به نقشي که «نيروهاي دموکراتيک سوريه» (اتحادي از «حزب اتحاد دموکراتيک» با ديگر نيروهاي شورشي سوريه اي «لاييک») مي تواند در حمله نهايي عليه داعش بازي کند (٩) وابسته است. دراين منظر، اين احتمال هست که مديران جديد آمريکايي، مانند پيشينيان خود بکوشند مواضع گاه آشتي ناپذير متحدان خود (کرد، ترک و ارتش آزاد ترکيه) را آشتي دهند و از رودررويي آنها با نيروهاي رژيم سوريه که توسط روسيه حمايت مي شوند اجتناب کنند.

به نظر مي آيد که سازمان پيمان اتلانتيک شمالي (ناتو) هم به نوبه خود از تغييرات سياسي واشنگتن جان به دربرده و اين در زماني است که روند مذاکرات آستانه هم محدوديت هاي خود را نشان داده و ترکيه به دشواري مي تواند به تحکيم رابطه با همسايه روس خود، چنان که درپايان دوره رياست جمهوري آقاي اوباما انجام داد ، ادامه دهد. ايجاد همگرايي روسي- آمريکايي حتي اين خطر را دارد که استقلال کردهاي «حزب اتحاد دموکراتيک» را بيشتر کند. اين رابطه متقابل بين مسکو و واشنگتن، به دور از اين که يک مزيت باشد، مي تواند به صورت يک بار سنگين براي آنکارا درآيد (١٠). اين درحالي است که بايد منتظر ماند و ديد آيا تيرگي روابط بين ترکيه و برخي از شريک هاي اروپايي، از جمله آلمان، عوارض دراز مدت خواهد داشت؟

١- Cf. Sami Kohen, « “Daha çok dost, daha az düᶊman ” nasil olacak ? » (« Comment comprendre “Plus d’amis, moins d’ennemis ” ? »), Milliyet, Istanbul, 27 mai 2016.

٢- مقاله «مردی که خود را یک سلطان می پندارد» ، لوموند دیپلماتیک ژوئیه ٢٠١٦ http://ir.mondediplo.com/article256...

٣- مقاله « آنکارا و تهران، متحد یا رقیب» ، لوموند دیپلماتیک ژانویه ٢٠١٧ http://ir.mondediplo.com/article268...

٤- مقاله «شورشیان سوریه چه کسانی اند؟» ، لوموند دیپلماتیک دسامبر ٢٠١٦ http://ir.mondediplo.com/article264...

٥- مقاله «قمار همه یا هیچ روسیه در حلب » ، لوموند دیپلماتیک نوامبر ٢٠١٦ http://ir.mondediplo.com/article263...

٦- Interview accordée à la chaîne de télévision Haberturk, 25 juillet 2016.

٧- Cf. Murat Yetkin, « Kurdish autonomy in Syria via Russian hands ? », Hürriyet Daily News, Istanbul, 4 mars 2017.

٨- Cf. Cengiz Çandar, « What’s really happening in Syria’s Al-Bab ? », Al-Monitor, Washington, DC, 21 février 2017.

٩- Amberin Zaman, « Turkey, Kurds project confidence as Pentagon plans next Syria moves », Al-Monitor, 23 février 2017.

١٠- Cf. Cengiz Çandar, « Erdoğan caught between Trump, Putin in Syria war », Al-Monitor, 13 février 2017.

تکاپوی وسوسه انگيز ازدياد قدرت

قانون اساسي مصوب سال ١٩٨٢ ترکيه که درپي يک کودتاي نظامي در سال ١٩٨٠ تصويب شده بود، همواره در ترکيه مورد اعتراض بود زيرا در آن ارتش براي خود نقشي تنظيم کننده سيستم قايل شده بود. ولي اين اعتراض، که تجديد نظر يا لايحه هايي براي اصلاح قانون اساسي جديد را درپي داشت، از زمان به قدرت رسيدن حزب اسلامي – محافظه کار آقاي رجب طيب اردوغان «عدالت و توسعه» تغيير ماهيت داد.

در سال هاي آغاز دهه ٢٠٠٠، منظر آغاز مذاکرات پيوستن به اتحاديه اروپا، قوانين اصلي ترکيه به خاطر اصلاحاتي براي تطبيق با معيارهاي اروپايي، در زمينه احترام به آزادي هاي اساسي تغيير يافت. همچنين، مي بايست از سلطه ارتش بر زندگي سياسي، به ويژه از طريق «شوراي امنيت ملي» نيز کاسته مي شد. ترکيب و نقش اين شورا در بازبيني اکتبر ٢٠٠١ تغيير يافت. با به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه، اين روند ادامه يافت و اين کار با تسهيل کاربرد توافق اروپايي حقوق بشر توسط دستگاه قضايي ترکيه و يا قايل شدن به برابري زن و مرد و نيز لغو مجازات اعدام از طريق تجديدنظر ديگري در قانون اساسي درسال ٢٠٠٤ انجام شد. اين اقدامات مترقي همراه با اصلاحاتي در حقوق مدني و جزايي، و نيز نظامي زدايي از روند قضايي (محدود کردن قدرت قضايي نظامي و مشموليت نظاميان به حقوق عمومي) انجام شد. حزب عدالت و توسعه، با آن که خاستگاه اسلامي داشت، با آزاد سازي نظام سياسي ترکيه شگفتي پديد آورد.

در سال ٢٠٠٧، «حزب جمهوي خواه خلق»، تشکل هوادار کمال آتاترک در (ارتش، دادگاه هاي عالي قضايي، سلسله مراتب دانشگاهي) در راه انتخاب آقاي اردوغان به رياست جمهوري مانع ايجاد کرد و حزب عدالت و توسعه از راه همه پرسي تجديدنظري در قانون اساسي را به تصويب رساند که دوره رياست جمهوري را از ٧ سال به ٥ سال کاهش داد و انتخاب رييس جمهوري را از راه راي گيري عمومي ميسر ساخت. با اين حال، اين اصلاح بلافاصله به اجرا در نيامد و عبدالله گل، رييس جمهوري تازه انتخاب شده نقشي حاشيه اي داشت و آقاي اردوغان به عنوان نخست وزير همچنان دولت را اداره مي کرد.

درسال ٢٠١٠، همه پرسي ديگري اصلاحاتي در قوه قضاييه، به ويژه با تغيير ترکيب دادگاه قانون اساسي و شوراي عالي قضات و دادستان ها به وجود آورد. پس از آن، درسال ٢٠١١ حزب عدالت و توسعه براي سومين بار در انتخابات مجلس قانونگذاري پيروز شد، درحالي که آزادي مطبوعات و استقلال قضايي دستخوش تجاوزهايي بيش از پيش، به ويژه با تحت تعقيب قراردادن روزنامه نگاران و اِعمال سانسور شده بود. در چنين زمينه اي، حزب عدالت و توسعه درصدد برآمد که با مطرح کردن منشأ کودتايي متن قبلي، قانون اساسي تازه اي عرضه کند و دولت به سرعت خواهان يک رژيم رياستي شد. اين برنامه، بيش از آن که تحقق يک خواست پيشين حزب عدالت و توسعه باشد، ترجمان دغدغه آقاي اردوغان براي تامين آينده سياسي خود بود. پس از سه دوره قانونگذاري (دوره حداکثري که در آغاز حزب عدالت و توسعه براي نمايندگان و وزيران خود خواستار بود)، چنين اصلاحي به او امکان مي داد نه فقط در قدرت بماند بلکه سلطه خود را نيز افزايش دهد.

با آن که مجلس اين لايحه قانون اساسي را کنار نهاد، انتخاب آقاي اردوغان با راي گيري عمومي در سال ٢٠١٤، وضعيت را تغيير داد و يک نظام غيررسمي نيمه رياستي برقرارکرد. رييس جمهوري جديد، مانند پيشينيان خود قدرت منسوخ شده رياست جمهوري را زنده کرد، رياست شوراي وزيران را به عهده گرفت و بر سياست احمد داود اوغلو نخست وزير خود نظارت کرد. رياستي کردن نظام همچنان برنامه او بود. او اميد داشت که در انتخابات مجلس قانونگذاري در ماه ژوئن اکثريتي قاطع به دست آورد و با کسب دوسوم کرسي ها بتواند بدون برگزاري همه پرسي تجديد نظر در قانون اساسي را انجام دهد.

حزب عدالت و توسعه در صدر قرار گرفت ولي نه اکثريت مورد نظر را به دست آورد و نه حتي اکثريتي مطلق [١+٥٠] که بتواند مانند سال هاي پس از ٢٠٠٢ به اداره کشور ادامه دهد. حزب حاکم با پايان دادن به روند صلح با کردها، بخشي از راي دهندگان کرد خود را ازدست داد و اين درحالي بود که با اين کار، در جهت مخالف، موجب نارضايتي بيشتر راي دهندگان ملي گراي خود نيز شده بود.

از آنجا که به نظر مي آمد نظام رياستي اثرمنفي بر نتيجه انتخابات داشته باشد، آقاي داود اوغلو سعي در تعديل آن کرد وسرانجام انتخابات زودرس در نوامبر ٢٠١٥ برگزار شد ولي مانند بار قبل نتوانست اکثريت دوسومي موردنظر را به دست آورد. با اين حال ترکيه به حالت نظام پارلماني پيشين بازنگشت، زيرا آقاي اردوغان به سرعت بر اوضاع مسلط شد. تفوق رياست جمهوري با تسويه حساب هاي داخلي، مانند درگيري با جنبش مذهبي گولن و بازسازي عميق حزب حاکم همراه شد. آقاي اردوغان با مهارت به روي کار آمدن نسلي جديد از کادرها در حزب عدالت و توسعه ميدان داد. در ماه مه ٢٠١٦، آقاي داود اوغلو ناگزير شد جاي خود را به يکي از وفاداران به رييس جمهوري، بن علي ايلديريم بدهد که براي اين منصوب شده بود که تبديل نظام به رياستي، که دود اوغلو هرگز آشکارا از آن حمايت نکرده بود، را سامان دهد.

کودتاي نافرجام ١٥ ژوييه ٢٠١٦ تنش هاي امنيتي را تشديد کرد و در مشروعيت بخشيدن به برنامه ازدياد قدرت رياست جمهوري سهم داشت. درچنين حال و هوايي، حزب حاکم توانست «حزب حرکت ملي» (MHP) را به حمايت از برنامه تجديدنظر حداقلي در قانون اساسي متقاعد کند. در دسامبر ٢٠١٦، مجلس اصلاحيه اي در قانون اساسي را تصويب کرد که شامل ١٨ ماده مربوط به حذف سمت نخست وزير و تقويت فوق العاده قدرت رياست جمهوري بود. اين اصلاحيه در شرايط بحراني قدرت هاي مهمي به مقامات عالي رتبه، وزيران و معاون رييس جمهوري مي دهد و رييس جمهوري به آساني مي تواند مجلس را منحل کند. اين برنامه که در ١٦ آوريل به همه پرسي گذارده مي شود، موجب نگراني حزب هاي اپوزيسيون، مطبوعات غيردولتي و انجمن هاي مدافع حقوق بشر شده است. همچنين، اين اصلاحيه شامل تغييراتي در قوه قضاييه (باز هم با تغيير ترکيب دادگاه قانون اساسي و شوراي عالي قضات و دادستان ها) است.

کارزار همه پرسي در عرصه اي تنش آميز برگزار مي شود. وضعيت رسانه ها باز هم به نحوي قابل ملاحظه وخيم تر شده است. در پايان سال ٢٠١٦، سازمان هاي حقوق بشري شمار روزنامه نگاران زنداني در ترکيه را بيش از ٨٠ تن برآورد مي کردند که معادل يک سوم روزنامه نگاران زنداني در سراسر دنيا است (١). از زمان کودتاي نافرجام سال ٢٠١٦، تصفيه هاي بي سابقه اي در دستگاه اداري به ويژه آموزش، دادگستري، پليس و ديپلوماسي انجام شده است. ارتش که براي مدتي طولاني دولتي در دولت بود، اکنون زير ضرب سنگين رژيم است. بنابراين مي توان از آن بيم داشت که ضد قدرت هاي موجود در ايجاد تعادل در سيستم ناتوان باشند و اين در حالي است که چند هفته مانده به برگزاري همه پرسي، پيروزي آقاي اردوغان تضمين شده نيست.

اکنون حتي تکثرگرايي سياسي هم در معرض تهديد است. «حزب حرکت ملي» (MHP) که در گذشته با حزب عدالت و توسعه، به ويژه در زمان لغو ممنوعيت حجاب در دانشگاه ها، همکاري کرده اکنون ديگر واقعا در اپوزيسيون نيست. مخالفت اوليه اين حزب با نظام رياستي جاي خود را به حمايتي قاطع داده زيرا حزب عدالت و توسعه به رييس آن، دولت باچلي، امکان داده که بر انتقادهايي که اقتدارش را تهديد مي کرد فائق آيد. با اين همه، پايه و بخشي از راي دهندگان اين حزب راست افراطي به اين موضع گيري تازه اعتراض مي کنند.

درسوي ديگر صحنه سياسي، «حزب دموکراتيک خلق ها» (HDP) که مترقي و حامي هدف هاي کردها است، زير ضربه سرکوب مداوم قرار دارد. بخشي از مديران و نمايندگان منتخب اين حزب تحت تعقيب قضايي يا در زندان هستند. «حزب جمهوري خواه خلق» (CHP) هوادار کمال آتاترک، نيز با دشواري هايي دست به گريبان است و به سختي مي تواند صداي خود را در بيرون از سپهر نفوذ خود به گوش برساند.

با آن که کنشگران غيردولتي (سنديکاها، سازمان هاي غير دولتي و مطبوعات) فعال هستند ولي زير ضربه اقدامات سرکوبگرانه در چهارچوب وضعيت اضطراري قرار دارند. کانون هاي وکلا، دانشگاهيان و سازمان هاي زنان دست از اعتراض نمي کشند. اخيرا سازمان هاي زنان دولت را وادار کردند که يک لايحه قانوني درمورد تاييد ازدواج اجباري را پس بگيرد. رسانه هاي اپوزيسون، به ويژه وابسته به گروه «دوغان» همچنان کار مي کنند اما روزنامه نگاران آنها گريزي از خودسانسوري و تحمل ارعاب مداوم ندارند. بنابراين، نظام رياستي اي که آقاي اردوغان خواهان آن است، رژيمي اقتدارگرا است که از هم اکنون بر سال هاي دموکرات منشي حزب حاکم عدالت و توسعه خط بطلان مي کشد.

١- Comité de protection des journalistes, 1er décembre 2016. Sur 259 journalistes emprisonnés dans le monde, 81 le sont en Turquie.

گاه شمار رويدادها

٧ ژوئن ٢٠١٥: حزب عدالت و توسعه با کسب ٦٦.٤٠ درصد از آراء در انتخابات برنده شد.

٢٠ ژوييه ٢٠١٥: انفجار يک بمب در سوروچ (٣٣ کشته). اين نخستين سوء قصد «سازمان حکومت اسلامي» (داعش) در ترکيه بود.

ژوييه ٢٠١٥: ترکيه براي نخستين بار به ايالات متحده اجازه استفاده از پايگاه هوايي اينجرليک براي بمباران مواضع داعش را داد.

١٧ سپتامبر ٢٠١٥: يک دادستان براي آقاي فتح الله گولن، متهم به توطئه عليه دولت، درخواست مجازات ٣٤ سال زندان کرد.

١٠ اکتبر ٢٠١٥: سوء قصد تروريستي در جريان برگزاري يک تظاهرات صلح آميز سازماندهي شده توسط «حزب دموکراتيک خلق ها» (HDP) در آنکارا (١٠٢ کشته).

اول نوامبر ٢٠١٥: حزب عدالت و توسعه با کسب ٥.٤٩ درصد آراء برنده انتخابات زودرس شد.

٢٤ نوامبر ٢٠١٥: ساقط کردن يک هواپيماي روسي توسط اف- ١٦ هاي ترکيه.

١٥ ژوييه ٢٠١٦: اقدام به کودتاي نافرجام نظامي (٢٩٠ کشته و ١٤٤٠ مجروح).

٤ اوت ٢٠١٦: صدور حکم بازداشت آقاي گولن، متهم به سازماندهي کودتاي نافرجام ماه ژوييه.

٢٤ اوت ٢٠١٦: ترکيه عمليات «سپر فرات» را عليه داعش و «نيروهاي دموکراتيک سوريه» (FDS) آغاز کرد.

٣١ اکتبر ٢٠١٦: بازداشت چندين روزنامه نگار روزنامه اپوزيسيون «جمهوريت».

٢٠ دسامبر ٢٠١٦: ترکيه، روسيه و ايران برقراري «آتش بس فراگير» در سوريه را اعلام کردند.

٢١ ژانويه ٢٠١٧: مجلس لايحه قانون اساسي جديد مبني بر افزايش قدرت رييس جمهوري را تصويب کرد.

فوريه ٢٠١٧: آغاز محاکمه نظاميان و پليس هايي که در اقدام به کودتاي نافرجام ژوييه ٢٠١٦ شرکت داشتند.

منبع:پژواک ایران


شهباز نخعی

فهرست مطالب شهباز نخعی  در سایت پژواک ایران 

*آنکارا درصدد چنگ اندازي مجدد بر خاورنزديک است؛ پايان «مدل ترک» [2017 Apr] 
*ترجمه کتاب "امپراتوری تفتیش"  [2017 Mar] 
*نبرد عقل و احساس! [2016 Jun] 
*در شیشه کردن غول!  [2016 Jun] 
* امنیت واقعی و توهّم امنیت! [2016 Jun] 
*داد از این همه بیداد! [2016 Jun] 
*«ترکیه لاییک است و لاییک می ماند»!  [2016 May] 
* بهای سنگینِ خیره سری! [2016 May] 
* «مایه شرمساری و نابخشودنی»!  [2016 May] 
*ذهنیت ترفندباز! [2016 Apr] 
* هشدارهای مکرّر و گوش های ناشنوا! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
*پرده ی غبار! [2016 Apr] 
*چرا نمی پرسید چرا؟! [2016 Mar] 
*پا پس کشیدن ناگهانی!  [2016 Mar] 
*پیامد نرمش قهرمانانه!  [2016 Mar] 
*«خُب، به کجا رسیدید؟»! [2016 Mar] 
*در انتظار داوری تاریخ!  [2016 Feb] 
*بیم و امید  [2016 Feb] 
*ولایت مطلقه فقیه منشأ فساد است! [2016 Feb] 
*چشم پوشی بر نقض گسترده حقوق بشر درایران! [2016 Jan] 
* فرجام یا آغاز راه دراز 8 ساله اجرای برجام!  [2016 Jan] 
*پنهان کردن ناتوانی در پوشش سخاوت!  [2016 Jan] 
*رهایی از شرّ حکومت ولایت مطلقه فقیه! [2016 Jan] 
*لاف زنی های ریاکارانه روباه بنفش!  [2015 Dec] 
*جنایت مشروع و قانونی علیه بشریت! [2015 Dec] 
*ترفند بازی حکومت آخوندی! [2015 Dec] 
*اردوغان، نفت، داعش! [2015 Dec] 
*شکرگزاری! [2015 Nov] 
*چرا؟! [2015 Nov] 
*13 کرسی تا سلطان رجب! [2015 Nov] 
*سازمان بی سامان! [2015 Oct] 
* تلنگر مردمی! [2015 Oct] 
*زدوبند روسیه با غرب! [2015 Oct] 
*گام نهایی! [2015 Oct] 
*سوریه در اشغال روسیه! [2015 Oct] 
*تکلیف روشن است! [2015 Sep] 
*روغن روی آش سوریه! [2015 Sep] 
*سیاست مداران دروغگو، خودخواه و فرصت طلب! [2015 Sep] 
*بدتر از دروغ! [2015 Aug] 
*زیر آواز زدن ورشکسته [به تقصیر]! [2015 Aug] 
*«هزاران نکته و سخن ناگفته»! [2015 Aug] 
*کورسوی امید! [2015 Aug] 
*«سوریه، ننگین ترین لکّه بروجدان انسانی جهان»! [2015 Jul] 
*یک نان نسیه و صد گرسنه! [2015 Jul] 
*دو توافق و یک پرسش: فرجام یا آغاز؟! [2015 Jul] 
*«میراث بین المللی افتضاح»! [2015 Jul] 
*نظام برده داری مدرن! [2015 Jul] 
*رسیدن به توافق نهایی؟! [2015 Jun] 
*شکست فاجعه بار ج.ا. ! [2015 Jun] 
*حساب هایی که درست از آب در نیامد! [2015 Jun] 
*رسوایی فساد در فیفا! [2015 Jun] 
*مظلوم نمایی و رجزخوانی های توخالی! [2015 May] 
*داعش، پدیده ای گذرا یا ماندگار؟! [2015 May] 
*زمین لرزه در تهران، احتمالی ضعیف یا رویدادی محتوم با زمان غیرقابل پیش بینی! [2015 May] 
*وجدان ناآرام آقای اوباما! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص شادی و رضایت! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص فلاکت! [2015 Apr] 
*گل سوریه و سبزه یمن! [2015 Apr] 
*آن که فریب می دهد و آن که فریب می خورد [2015 Apr] 
*هردو حق دارند! [2015 Apr] 
*پیشنهاد رهبری خاتمی! [2015 Mar] 
*مسئول مستقیم سرنوشت دردناک یونس ها! [2015 Mar] 
*قمار سیاسی! [2015 Mar] 
*عجیبا! غریبا! شگفتا! [2015 Feb] 
*سکولاریسم اسلامی! [2015 Feb] 
*سر گاو هسته ای در خمره ولایت! [2015 Feb] 
*جنایات بی مکافات! [2015 Jan] 
* گسترش آشفتگی، تنش و آشوب! [2015 Jan] 
*جنگ با معلول! [2015 Jan] 
*جمهوری اسلامی، آری یا نه؟! [2015 Jan] 
*2015، سال تعیین تکلیف؟! [2015 Jan] 
*زهی خیال محال! [2014 Dec] 
*«سبقت گرفتن در شیادی»! [2014 Dec] 
*نشانی بیت رهبری! [2014 Dec] 
* کاهش و افزایش بهای نفت و نان! [2014 Dec] 
* بغض فروخورده! [2014 Nov] 
* گریز از مسئولیت! [2014 Nov] 
*«روز واقعه» برای باراک حسین اوباما! [2014 Nov] 
*روگردانی از اسلام سیاسی! [2014 Oct] 
*مستقیم از بیت رهبری! [2014 Oct] 
*نباید درحد حرف باشد! [2014 Oct] 
*حق زندگی! [2014 Oct] 
*پایان رنج ها! [2014 Oct] 
*ردایی از تار و پود دروغ! [2014 Sep] 
*بان کی مون، عامل سازمان CIA! [2014 Sep] 
*رطب خورده...! [2014 Sep] 
*راهبرد بی عملی و انفعال! [2014 Sep] 
*دور باطل! [2014 Aug] 
*«یک: رهبر نباشد، دو: سپاه نباشد»! [2014 Aug] 
*شمار طرفداران حکومت آخوندی! [2014 Aug] 
*زندانی با 78 میلیون زندانی! [2014 Jul] 
*حد و مرز بیدادگری! [2014 Jul] 
*غزوه ی غزه! [2014 Jul] 
*معنای اعتدال! [2014 Jul] 
*دو خلیفه در یک اقلیم! [2014 Jul] 
*«فروپاشی نظامی پوسیده»! [2014 Jun] 
*رهایی از بن بست! [2014 Jun] 
*حوزه آسیب رسانی توفان! [2014 Jun] 
*اعداد بی پایه و اساس و مغایر منافع ملی! [2014 Jun] 
*نجات دهنده سوریه و کل خاورمیانه! [2014 May] 
* قوطی بگیر و بنشان! [2014 May] 
*بهایی ستیزی؛ ما منزجریم! [2014 May] 
*«آیینه شکستن خطاست»! [2014 May] 
*فارغ شدن از عشق به استبداد یا دگرگونی در بازتولید آن؟! [2014 May] 
*توهین به مقام معظم رهبری! [2014 Apr] 
*بحران عمیق تر و پیامدهای وحشتناک! [2014 Apr] 
*«باید به شدت مراقب بود»! [2014 Apr] 
*شکستن رکورد بیدادگری! [2014 Apr] 
*... که غصّه سرآید! [2014 Mar] 
*باید ازما تشکر کنند! [2014 Mar] 
*خواب آرام آقای اوباما! [2014 Mar] 
*«حرف حساب جواب ندارد»، جنجال دارد! [2014 Mar] 
*پیروزی ایستادگی بر سرکوب! [2014 Feb] 
*جام زهر و این همه ادا! [2014 Feb] 
*بانی واقعی انقلاب!  [2014 Feb] 
*سبد کالا؛ چرا چنین خوار شدیم؟! [2014 Feb] 
*دیپلماسی واقعیت گریز و روان پریش [2014 Jan] 
*عوض کردن آبنبات با سماق! [2014 Jan] 
*قربانی سیاست بازی ها! [2014 Jan] 
*سرباز کوچک و جسور ولایت و جرثومه فساد! [2014 Jan] 
*تئوری توطئه! [2013 Dec] 
* تسویه خرده حساب ها!  [2013 Dec] 
*گنداب ولایی فساد! [2013 Dec] 
*نگاه راهبردی ظریف به ابوموسی!  [2013 Dec] 
*توافق ذلت بار ژنو؛ چاره دیگری نبود!  [2013 Nov] 
*دخیل بستن به امامزاده اوباما! [2013 Nov] 
*مذاکرات کرها! [2013 Nov] 
*کاپیتولاسیون روسی و چینی!  [2013 Nov] 
*کاشت باد و دروی توفان! [2013 Oct] 
*حکایت چوب و پیاز! [2013 Oct] 
*بحران ساز پایان بخش بحران! [2013 Oct] 
*پاک کردن داغ ننگ! [2013 Oct] 
*پایان بخشیدن به کابوس 35 ساله! [2013 Oct] 
*نخورده نباید شکرکرد! [2013 Sep] 
* «آنچه این نامردمان...»! [2013 Sep] 
*تله خود ساخته! [2013 Sep] 
*کوبیدن برطبل رسوایی! [2013 Sep] 
*ترکیب دو رییس جمهوری! [2013 Aug] 
* پرداخت یکجای صورت حساب!  [2013 Aug] 
*هم تقلب بود، هم تدلیس! [2013 Aug] 
*کدام فرقه ضالّه، مضلّه واقعی است؟!  [2013 Aug] 
*مرغ یک پا دارد! [2013 Jul] 
*کشتار در بن بست! [2013 Jul] 
*«ولا[کن] تجسسوا»! [2013 Jul] 
*حال ایران خانم بد است! [2013 Jul] 
*پیروزی جامعه مدنی بر جامعه مدینه النبی! [2013 Jul] 
*زندان یا قتلگاه! [2013 Jun] 
*کله شقی و قانون گریزی یا برگشت براه اعتدال و عقلانیت!  [2013 Jun] 
*عروسک های سپاه! [2013 Jun] 
*«حقوق تعریف شده حزب الله»! [2013 Jun] 
*آیا «روز رهایی نزدیک است»؟! [2013 May] 
*به سوی خلافت اسلامی! [2013 May] 
*رد صلاحیت در پایبندی به قانون!  [2013 May] 
*سیرک انتصخوابات [2013 May] 
*کارنامه سیاه حکومت مدعی حمایت از مستضعفان!  [2013 May] 
*بی یاوری مردم سوریه! [2013 Apr] 
*«سال رسوایی سیاسی و اقتصادی»!  [2013 Apr] 
*جابجایی محمود با محمد یا محسن و یا ...! [2013 Apr] 
*گشودن گره کور! [2013 Mar] 
*پیروزی نوروز! [2013 Mar] 
*پایمال شدن منافع ملی! [2013 Mar] 
*کش بدهید! [2013 Feb] 
*زجرکشی! [2013 Feb] 
*چه چیز «مجرمانه» نیست؟! [2013 Feb] 
*سکّه یک پول! [2013 Feb] 
*شورش پابرهنگان! [2013 Jan] 
*کشت علوفه در جنگل! [2013 Jan] 
*نمایش درماندگی در اپرا! [2013 Jan] 
*پا جای پای ما! [2012 Dec] 
*راه تازه غارت! [2012 Dec] 
*شکست شعار «النصربالرعب»! [2012 Dec] 
*«تصحیح بی عدالتی تاریخی» [2012 Dec] 
*بزنگاه حساس! [2012 Nov] 
*لحاف ملا! [2012 Nov] 
*هرگز چنین مباد! [2012 Nov] 
*«تغییر»؟ حتی یک ذرّه! [2012 Nov] 
*فریب خوار و فریبکار! [2012 Sep] 
*درحال پیشرفت مطلوب! [2012 Sep] 
*نظام ولایی و اصل انصاف! [2012 Sep] 
*«به نام ایرانیان، مردم سوریه را نکشید»! [2012 Sep] 
*بیماری درمان ناپذیر! [2012 Aug] 
*تا هست می کشد! [2012 Aug] 
*خط قرمز یا چراغ سبز! [2012 Aug] 
*دریاچهء بینوای ارومیه!  [2012 Aug] 
*«هان ای دل عبرت بین...»!  [2012 Aug] 
*پشت سر افغانستان! [2012 Jul] 
*«مسیر طبیعی امور»!  [2012 Jul] 
*ترک برداشتن شیشهء عمر!  [2012 Jul] 
*کنگره وصف گل! [2012 Jun] 
*استخوان های لای زخم! [2012 Jun] 
*در صدر فهرست ننگ!  [2012 Jun] 
*کارنامه درخشان برادران قاچاقچی  [2012 Jun] 
*زبان زور!  [2012 May] 
*کند شدن شمشیردودم!  [2012 May] 
*مرحله آخرکلاه گشاد هدفمند!  [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار! [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار!  [2012 Apr] 
*آخرین تیرهای ترکش! [2012 Feb] 
*دیوان بلخ! [2012 Feb] 
* پرسش تلخ! [2012 Feb] 
*ننگ بر روسیه و... [2012 Feb] 
*بار سنگین و ننگین! [2012 Feb] 
*افسارگسیختگی اقتصاد! [2012 Jan] 
* جدایی ج. ا. از سوریه! [2012 Jan] 
*گردنه خطرناک! [2012 Jan] 
*تنگه و تنگنا! [2012 Jan] 
*شرط بندی روی اسب مرده! [2011 Dec] 
*به «جوان آنلاین» سپاه پاسداران و اذنابش! [2011 Dec] 
*واسلاو و کیم! [2011 Dec] 
*حیف و صد حیف! [2011 Dec] 
*انجام کار ناتمام! [2011 Nov] 
*مرگ در بحران! [2011 Nov] 
*نیاز به حمله نظامی نیست! [2011 Nov] 
*محاکمه دردادگاه صالح! [2011 Nov] 
*زایش موش از کوه «بهار عربی»! [2011 Oct] 
*«فکاهی مبتذل»! [2011 Oct] 
*من آدم می کشم، تو آدم می کشی... [2011 Oct] 
*خودش کش می آید! [2011 Oct] 
*آسانی و آرامی! [2011 Sep] 
*حق ناحق! [2011 Sep] 
*نیمه راه ناکجاآباد! [2011 Sep] 
*این مسخره بازی ها برای چیست؟!  [2011 Sep] 
*کویر غیرقابل سکونت! [2011 Aug] 
*لرزه براندام ولی فقیه! [2011 Aug] 
*معیار سنجش بزرگی یک ملت چیست؟ [2011 Aug] 
*علوم انسانی، بر پایهء قرآن-شرعیات! [2011 Aug] 
*استبداد پذیری! [2011 Aug] 
*زندان يا محل شکنجه و کشتار!  [2011 Jul] 
*خودکامگی و نبود آزادی، جواز مبارزه مسلحانه ؟! [2011 Jul] 
*خانه چوبی! [2011 Jul] 
*شهامت اخلاقی یا زدن نعل وارونه! [2011 Jul] 
*ناهمبستگی اسلامی! [2010 Sep] 
*گرفتار در چنبر خودکرده‌ها! [2010 Jun] 
*گندیدگی ریشه! [2010 May] 
*ایستاده بر بلندای قلّهء وقاحت!  [2010 May] 
*آیا واقعا" «این اسلام نیست»؟! [2010 Apr] 
*سرازیری سقوط! [2010 Apr] 
*زبان هرزه درا! [2010 Apr] 
*صداهای انیرانی! [2010 Apr] 
*98 به 2، 2 به 98! [2010 Apr] 
*"در کمرکش چاه"! [2010 Mar] 
*فرصت سوزی! [2010 Feb] 
*مجمع عمومی 22 بهمن! [2010 Feb] 
*ورشکستگی همه جانبه! [2010 Jan] 
*گازانبر ترور و فریب! [2010 Jan] 
*غبارآلود یا تیره وتار؟! [2010 Jan] 
*وبال گردن! [2009 Dec] 
*توفان در فنجان شکستهء ولایت! [2009 Dec] 
*ژرفنای فرومایگی! [2009 Dec] 
*ما دانشجوییم! [2009 Dec] 
*فاسد تا مغزاستخوان! [2009 Nov] 
*فروریزی دیوارهای ننگ و ترس! [2009 Nov] 
*مخلّ مبانی زندگی انسانی! [2009 Nov] 
*جایگاه سبز در رنگین کمان! [2009 Oct] 
*کهریزک: دادگاه جنایتکاران! [2009 Oct] 
*اوباما چه می کند؟!  [2009 Sep] 
*جامعهء پریشان و حاکمان روان پریش! [2009 Aug] 
*تجاوز در نظام تجاوز در تجاوز! [2009 Aug] 
*سردرگم وآشفته! [2009 Aug] 
*دشمنی با هویت ایرانی! [2009 Aug] 
*تلقّی فاشیستی ازآزادی بیان و... [2009 Jul] 
*چه نیاز به دشمن؟! [2009 Jul] 
*به سوی فروپاشی! [2009 Jul] 
*ما نشستیم و... [2009 Jul] 
*ایران غلتیده در خون  [2009 Jun] 
*حماسه شکوهمند رسوایی [2009 Jun] 
*سه رباعی درباره‌ی مقام معظم رهبری [2009 Jun] 
*دود شد و به هوا رفت [2009 Jun] 
*من رأی نمی‌دهم  [2009 Jun] 
*گردونه ی اهریمنی  [2009 Jun] 
*آزادترین کشور دنیا  [2009 May] 
*حکومت بسیجی ـ سپاهی  [2009 Apr] 
*سال اصلاح الگوی مصرف  [2009 Mar] 
*نفت و فرهنگ [2009 Mar] 
*به عمر تا علی بشنود [2009 Mar] 
*نوروزتان پیروز  [2009 Mar] 
*حیا [2009 Feb] 
*ولایت فقیه و حقوق بشر [2009 Feb] 
*آمدن شهسوار ناجی [2009 Feb] 
*بهای آمریکا ستیزی  [2009 Feb] 
*اوبامانیا! [2009 Jan] 
*آلوده چون هوا  [2009 Jan] 
*فروش چاه های نفت  [2009 Jan] 
*عظمت کنفت شدن  [2009 Jan] 
*فاجعه پایان سال، سال پایان فاجعه [2009 Jan] 
*نظام قانون ستیز  [2008 Dec] 
*بخشش از کیسه خلیفه! [2008 Dec] 
*ننگ بر دیکتاتوری [2008 Dec] 
*دنیای پرآشوب [2008 Dec] 
*"YES WE CAN" ! [2008 Nov] 
*دو بازوی بلند و کوتاه  [2008 Nov] 
*دگرگشت یا برگشت  [2008 Nov] 
*کار شما تمام است  [2008 Nov] 
*هم شرقی، هم غربی  [2008 Sep]