آمدن شهسوار ناجی
 

آمدن شهسوار ناجی
شهباز نخعی

"روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم. با زن، شش فرزند قد و نیم قد، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک مخروبه زندگی می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند. این اتاق آنقدر کوچک است که شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از درگاه بیرون می ماند. دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست. پیش تو، که مقرب درگاه خدا هستی، آمده ام تا نزد او شفاعت کنی که گشایشی در وضع من و خانواده ام حاصل شود.

آخوند پرسید:

از مال دنیا چه داری؟

روستایی گفت:

همه دار و ندارم یک گاو، یک خر، دو بز، سه گوسفند، چهار مرغ و یک خروس است.

آخوند گفت:

من به یک شرط به تو کمک می کنم و آن این است که قول بدهی هرچه گفتم انجام بدهی.

روستایی که چاره ای نداشت، ناگزیر شرط را پذیرفت و قول داد.

آخوند گفت:

امشب وقتی خواستید بخوابید باید گاو را هم به داخل اتاق ببری. روستایی برآشفت که: آملا، من به تو گفتم که اتاق آنقدر کوچک است که حتی من و خانواده ام نیز در آن جا نمی گیریم. تو چگونه می خواهی که گاو را هم به اتاق ببرم؟!

آخوند گفت: فراموش نکن که قول داده ای هر چه گفتم انجام دهی وگرنه نباید از من انتظار کمک داشته باشی.

صبح روز بعد، روستایی پریشان و نزار نزد آخوند رفت و گفت: دیشب هیچ یک از ما نتوانستیم بخوابیم. سر و صدا و لگداندازی گاو خواب را به چشم همه ما حرام کرد.

آخوند یکبار دیگر قول روستایی را به او یادآوری کرد و گفت:

امشب علاوه بر گاو، باید خر را نیز به داخل اتاق ببری.

چند روز به این ترتیب گذشت و هر بار که روستایی برای شکایت از وضع خود نزد آخوند می رفت، او دستور می داد که یکی دیگر از حیوانات را نیز به داخل اتاق ببرد تا این که همه حیوانات هم خانه روستایی و خانواده اش شدند! روز آخر روستایی با چشمانی گود افتاده، سراپای زخمی و لباس پاره نزد آخوند رفت و گفت که واقعا ادامه این وضع برایش امکان پذیر نیست!

آخوند دستی به ریش خود کشید و گفت: دوره سختی ها به پایان رسیده و به زودی گشایشی که می خواستی حاصل خواهد شد. پس از آن به روستایی گفت که شب گاو را از اتاق بیرون بگذارد!

ماجرا در جهت معکوس تکرار شد و هر روز که روستایی نزد آخوند می رفت، این یک به او می گفت که یکی دیگر از حیوانات را از اتاق خارج کند تا این که آخرین حیوان، خروس نیز بیرون گذاشته شد.

روز بعد وقتی روستایی نزد آخوند رفت، آخوند از وضع او سئوال کرد و روستایی گفت: خدا عمرت را دراز کند آملا، پس از مدتها، دیشب خواب راحتی کردیم. به راستی نمی دانم به چه زبانی از تو تشکر کنم. آه که چه راحت شدیم"!

حکایت بالا را 12 سال پیش، در هفته اول خرداد 1376 و چند روز پس از "حماسه دوم خرداد" در نوشتاری با عنوان "انتصخابات ایران" نوشتم و توضیح دادم که رفتن آن فرد و آمدن این یکی در چهارچوب نظام ولایت مطلقه فقیه هیچ معنای مثبتی نمی تواند داشته باشد. . . توضیح دادم که از میان 238 نامزد به اصطلاح انتخابات، 234 نفر ـ یعنی حدود 98 درصد ـ توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شده اند و آقای خاتمی در واقع منتخب شورای نگهبانی است که خود منصوب ولی فقیه است... توضیح دادم که دل بستن به امثال آقای خاتمی و انتظار "اصلاحات" از او داشتن، در واقع دل بستن به سراب است که ناگزیر به سرخوردگی و یأس و نومیدی می انجامد.

نوشتار آن روز من مخالفت های بسیاری برانگیخت و حتی سردبیر نشریه ای که آن را چاپ می کرد مرا متهم ساخت که به رأی بیش از بیست میلیون رای دهنده به آقای خاتمی توهین می کنم. به او پاسخ دادم که توهین را کسانی می کنند که این نمایش را به عنوان "انتخابات" به خورد مردم می دهند!

گویا کارل مارکس است که درباره "تکرار تاریخ" گفته است: "آری تاریخ تکرار می شود، منتهی یک بار به صورت تراژدی و دیگر بار به  صورت کمدی"!

تکرار تاریخ به صورت کمدی در سال 1380 رخ داد. سید خندان که در چهار سال اول ریاست جمهوری اش حتی نتوانسته بود تعریفی از "اصلاحات" مورد نظر خود به دست دهد (گو این که در چهار سال بعدی هم نتوانست و در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد گفت اشکال جنبش اصلاحات این بود که ما نتوانستیم آن را تعریف کنیم!) گریه کرد، وعده داد، انشاء خواند و در پایان دوره دوم هم 2 لایحه نیم بند به مجلس شورای اسلامی داد که آنها را هم با یک تشر مقام معظم رهبری پس گرفت!

اینک یک بار دیگر تاریخ دارد "مکرر" می شود. اگر از کارل مارکس در مورد مکرر شدن تاریخ پرسش می کردند احتمالا پاسخ می داد که کار به مضحکه و مسخره بازی کشیده می شود!

در چند ماه گذشته، مردم بخت برگشته کشورمان شاهد این مسخره بازی و مضحکه به معنی واقعی کلمه چندش آور بودند و "می آیم نمی آیم"های آقای خاتمی را شنیدند و دندان روی جگر گذاشتند!

نمایشی که آقای سید محمد خاتمی نقش اول آن را داشته و دارد، یک نمایش تک نفره نیست. دار و دسته ی "اصلاح طلب" تا دلتان بخواهد پا منبری، تحلیل گر، مفسر، نظریه پرداز، نویسنده، روزنامه نگار، وب نگار  و ... دارد تا همه مهارتهای خود را در قالب آن بریزند که بازار گرمی کنند و برای نمایش، تماشاچی جلب نمایند. به عنوان نمونه، یکی از وب سایتهای آنان به نام "موج سوم، پویش (کمپین) دعوت از خاتمی" است که شعار آن: "ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم" است. در تارنمای اینان می خوانیم: "اعضا این پویش (کمپین) می کوشند مستقل از احزاب و گروههای سیاسی با انجام فعالیتهای علنی و غیرعلنی (؟!) گوناگون و با رساندن صدای جامعه و نخبگان به گوش سید محمد خاتمی، در حد توان محدود خود احتمال نامزدی او را در دهمین انتخابات ریاست جمهوری افزایش دهند. یکی از فعالیتهای این پویش... جمع آوری امضا برای طومار دعوت از خاتمی است" متن کوتاه این طومار از این قرار است:

"جناب حجت الاسلام و المسلمین، آقای سیدمحمد خاتمی

 صلاح ایران و ایرانیان و رفع بلایای ایران سوز محتمل پیش رو را در نامزدی شما در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می دانیم و از شما می خواهیم بیایید "با همان عهد پیشین" با مهر و توکل بر خدا"!

این پویش (کمپین) تا تاریخ 20/11/1387 از طریق اینترنت 206340 امضا جمع کرده است. حتی اگر این را در نظر نگیریم که در جمع آوری امضا از طریق اینترنت محدودیتی برای چندین و چند بار امضا کردن توسط یک فرد و یک کامپیوتر وجود ندارد، باز هم جمع امضاهای مورد ادعا کمتر از یک درصد آرا، آقای خاتمی در دوره های اول و دوم ریاست جمهوری ایشان است.

به هر حال، روز یکشنبه 20/11/1387، پرده اول نمایش، که مثلا قرار بود تنور به اصطلاح "انتخابات" را روشن کند، به پایان رسید و بلافاصله پرده دوم آغاز شد. آقای خاتمی پس از چند ماه در بیم و امید نگهداشتن امت همیشه در صحنه، سرانجام در مراسم افتتاح پایگاه اطلاع رسانی مجمع روحانیون مبارز، نامزدی خود را برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رسما اعلام کرد: "من در اینجا با جدیت حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام می کنم، اما چند نکته در این میان مهم به نظر می رسد. یکی این که احیانا بیان شده که من دچار تردید بوده ام. من هیچگاه تردیدی نداشته ام، گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه و اینکه چه کسی و به چه صورتی شرکت کند، داشتم"!

آقای خاتمی که در دوره ی اول ریاست جمهوری او 98 درصد و در دوره دوم بیش از 99 درصد نامزدهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان منصوب ولی فقیه رد صلاحیت شدند، در ادامه سخنان خود گفت: "نکته دوم اینکه این حضور جا را برای هیچکس و هیچ جریانی تنگ نمی کند. راه باز است (!) و حضور و شور مردم بسیار مهم. معتقدم حضور افراد با سلایق مختلف می تواند زمینه را پرشور کند و جا برای هیچکس تنگ نیست"!  

حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی که احتمالا فراموش نکرده ـ و مردم نیز قطعا فراموش نکرده اند ـ که گفته بود رئیس جمهوری در نظام ولایت مطلقه فقیه نقش "تدارکاتچی" را دارد، برای این که این بار سطح توقع مردم را از خود بالا نبرد، تعریف تازه ای از نقش و وظیفه رئیس جمهوری به دست می دهد: "خودم را سرباز کوچک برای ملت می دانم و طبعا در هر کجا که باشم بعد از خدا خودم را در برابر  ملت ایران مسئول می دانم و معتقدم کسی که رأس قوه اجرایی کشور قرار میگیرد، به نسبت مساوی با آحاد ملت ایران قرار دارد"!

عبارات آخر را برای آنکه کاملا مفهوم شود یک بار دیگر تکرار می کنم: "معتقدم کسی که رأس قوه اجرایی کشور قرار می گیرد، به نسبت مساوی با آحاد ملت ایران قرار دارد"!

شگفتا! آیا آقای خاتمی با بیان این عبارات می خواهد تلویحا نقش "تدارکاتچی" رئیس جمهوری را نیز پس بگیرد؟! به نظر این طور می آید، زیرا حتی یک "تدارکاتچی" هم در عرصه نقش و وظیفه خود دارای اختیاراتی است که "به نسبت مساوی با آحاد ملت" قرار ندارد!

برای آن که بدانیم "آحاد ملت ایران" از نگاه مقام معظم رهبری چه حق و حقوقی دارند، باید به فتوای دو سه سال پیش ایشان رجوع کنیم. در آن زمان فردی از رهبر معظم پرسیده بود که اگر در موردی فرضی رای 70 میلیون ایرانی در تقابل با رای رهبر معظم قرار گیرد، تکلیف چیست؟ و رهبر معظم با صراحت فتوا دادند: "رای ولی فقیه مقدم است"!

با شناخت عمیقی که از میزان شجاعت، شهامت و جسارت آقای سیدمحمد خاتمی داریم و تعریفی که در بالا از حق و حقوق "رأس قوه اجرایی کشور" کرد، می توان اطمینان داشت که تردیدهایی که ایشان "هیچگاه نداشته"! با اجازه ی مقام معظم رهبری برای اعلام نامزدی در انتخابات برطرف شده است!

فزون بر این، تردیدهایی که ایشان "هیچگاه نداشته"! کسب اجازه از مادرشان را هم شامل بوده است. باور نمی کنید؟! این خبر را بخوانید:

به گزارش (30 آبان 1387) خبرگزاری حکومتی ایلنا: "حکیمه ضیایی اردکانی که در حاشیه مراسم بیستمین سال یاد آیت الله روح الله خاتمی به اصرار تعدادی از افراد شرکت کننده در این مراسم که خواستار ارائه نظرش در خصوص حضور محمد خاتمی در انتخابات آینده شدند گفت، او به من گفته است: فدا شدن من بهتر از این است که کشور از بین برود (!) به همین دلیل من هم که پیشتر راضی به شرکت فرزندم در انتخابات آینده نبودم، بعد از شنیدن صحبت هایش راضی شدم او در انتخابات حضور یابد"!

در صحت گفتار والده مکرمه آقای خاتمی و نقل قولی که از فرزند برومندش کرده: "فدا شدن من بهتر از این  است که کشور از بین برود"، تردید نمی توان کرد. این را نیز به دشواری می توان پذیرفت که آقای خاتمی، با همه شناختی که همگان از ایشان دارند، حتی به مادرش نیز کلک بزند و به او دروغ بگوید. از این رو، می توان قبول کرد که به راستی از دیدگاه آقای خاتمی "از بین رفتن کشور" چنان قطعی است که ایشان برای جلوگیری از آن "بهتر" می داند که خود "فدا" شود!

با وجود اعتماد نسبی به گفته ی مادر محترمه ی آقای سیدمحمد خاتمی، من به نیت خود فدا کردن او به دیده ی سوءظن می نگرم، زیرا به یاد می آورم که آقای خاتمی سالها رئیس سازمان تبلیغات جنگ بود و  در شش سال از 8 سال جنگ، در حالی که ضرورتی برای ادامه جنگ وجود نداشت، با تبلیغات خود صدها هزار جوان را "فدا" کرد و خم هم به ابرو نیاورد.

این را نیز از یاد نمی برم که پس از این که در دو دوره ریاست جمهوری امید و آرزوهای بیش از 40 میلیون رای دهندگان خود را "فدا" کرد، روز 16 آذر ماه 1383 در پاسخ "دروغ بس است" دانشجویان در دانشگاه تهران با صراحت گفت "من آمده بودم که نظام را حفظ کنم"!

با این تفصیل، از خود می پرسم آیا منظور واقعی آقای خاتمی از "از بین رفتن کشور" همان "از بین رفتن نظام" ی که رهبر معظم را "عمود خیمه" آن می داند نیست؟!

اگر این حدس درست باشد ـ که با حساب دو دو تا چهار تا باید باشد ـ آنگاه این پرسش مطرح می شود که آیا "از بین رفتن نظام" که یکبار دیگر آقای خاتمی می آید تا آن را حفظ کند ـ بهتر از آمدن این شهسوار ناجی نظام نیست؟!

 

منبع:پژواک ایران


شهباز نخعی

فهرست مطالب شهباز نخعی  در سایت پژواک ایران 

*اختیارات بدون پذیرش مسئولیت!‏  [2018 Jun] 
*انتخاب بین ارسنیک و سیانور!‏  [2018 May] 
*ترقی ازابراز «تأسف» و «نگرانی» به «بهت زدگی»! [2018 May] 
*برجام درجام!‏  [2018 May] 
*هنوز فرصت هست! [2018 May] 
*درس چگونگی رهایی از شرّ استبداد!  [2018 Apr] 
*فرار بی مغزها!‏  [2018 Apr] 
*«کارنامه درخشان»!  [2018 Apr] 
*دلار 10 هزارتومانی! [2018 Mar] 
*سال آخر!  [2018 Mar] 
* حرکت در دایره بسته!  [2018 Mar] 
* قطعنامه های بی معنا!  [2018 Feb] 
*«العفو، العفو»! [2018 Feb] 
*دخیل بستن به امامزاده رفراندوم! [2018 Feb] 
* ‏«توبه گرگ...»!‏  [2018 Feb] 
*مسابقه سقوط!‏ [2018 Feb] 
*تبدیل بنگاهداری به سهامداری!‏  [2018 Jan] 
* تَرَک برداشتن دیوار ترس!‏ [2018 Jan] 
* دستاویز واقعیت گریزی!‏  [2018 Jan] 
*فرصت طلایی!‏  [2018 Jan] 
*آنکارا درصدد چنگ اندازي مجدد بر خاورنزديک است؛ پايان «مدل ترک» [2017 Apr] 
*ترجمه کتاب "امپراتوری تفتیش"  [2017 Mar] 
*نبرد عقل و احساس! [2016 Jun] 
*در شیشه کردن غول!  [2016 Jun] 
* امنیت واقعی و توهّم امنیت! [2016 Jun] 
*داد از این همه بیداد! [2016 Jun] 
*«ترکیه لاییک است و لاییک می ماند»!  [2016 May] 
* بهای سنگینِ خیره سری! [2016 May] 
* «مایه شرمساری و نابخشودنی»!  [2016 May] 
*ذهنیت ترفندباز! [2016 Apr] 
* هشدارهای مکرّر و گوش های ناشنوا! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
*پرده ی غبار! [2016 Apr] 
*چرا نمی پرسید چرا؟! [2016 Mar] 
*پا پس کشیدن ناگهانی!  [2016 Mar] 
*پیامد نرمش قهرمانانه!  [2016 Mar] 
*«خُب، به کجا رسیدید؟»! [2016 Mar] 
*در انتظار داوری تاریخ!  [2016 Feb] 
*بیم و امید  [2016 Feb] 
*ولایت مطلقه فقیه منشأ فساد است! [2016 Feb] 
*چشم پوشی بر نقض گسترده حقوق بشر درایران! [2016 Jan] 
* فرجام یا آغاز راه دراز 8 ساله اجرای برجام!  [2016 Jan] 
*پنهان کردن ناتوانی در پوشش سخاوت!  [2016 Jan] 
*رهایی از شرّ حکومت ولایت مطلقه فقیه! [2016 Jan] 
*لاف زنی های ریاکارانه روباه بنفش!  [2015 Dec] 
*جنایت مشروع و قانونی علیه بشریت! [2015 Dec] 
*ترفند بازی حکومت آخوندی! [2015 Dec] 
*اردوغان، نفت، داعش! [2015 Dec] 
*شکرگزاری! [2015 Nov] 
*چرا؟! [2015 Nov] 
*13 کرسی تا سلطان رجب! [2015 Nov] 
*سازمان بی سامان! [2015 Oct] 
* تلنگر مردمی! [2015 Oct] 
*زدوبند روسیه با غرب! [2015 Oct] 
*گام نهایی! [2015 Oct] 
*سوریه در اشغال روسیه! [2015 Oct] 
*تکلیف روشن است! [2015 Sep] 
*روغن روی آش سوریه! [2015 Sep] 
*سیاست مداران دروغگو، خودخواه و فرصت طلب! [2015 Sep] 
*بدتر از دروغ! [2015 Aug] 
*زیر آواز زدن ورشکسته [به تقصیر]! [2015 Aug] 
*«هزاران نکته و سخن ناگفته»! [2015 Aug] 
*کورسوی امید! [2015 Aug] 
*«سوریه، ننگین ترین لکّه بروجدان انسانی جهان»! [2015 Jul] 
*یک نان نسیه و صد گرسنه! [2015 Jul] 
*دو توافق و یک پرسش: فرجام یا آغاز؟! [2015 Jul] 
*«میراث بین المللی افتضاح»! [2015 Jul] 
*نظام برده داری مدرن! [2015 Jul] 
*رسیدن به توافق نهایی؟! [2015 Jun] 
*شکست فاجعه بار ج.ا. ! [2015 Jun] 
*حساب هایی که درست از آب در نیامد! [2015 Jun] 
*رسوایی فساد در فیفا! [2015 Jun] 
*مظلوم نمایی و رجزخوانی های توخالی! [2015 May] 
*داعش، پدیده ای گذرا یا ماندگار؟! [2015 May] 
*زمین لرزه در تهران، احتمالی ضعیف یا رویدادی محتوم با زمان غیرقابل پیش بینی! [2015 May] 
*وجدان ناآرام آقای اوباما! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص شادی و رضایت! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص فلاکت! [2015 Apr] 
*گل سوریه و سبزه یمن! [2015 Apr] 
*آن که فریب می دهد و آن که فریب می خورد [2015 Apr] 
*هردو حق دارند! [2015 Apr] 
*پیشنهاد رهبری خاتمی! [2015 Mar] 
*مسئول مستقیم سرنوشت دردناک یونس ها! [2015 Mar] 
*قمار سیاسی! [2015 Mar] 
*عجیبا! غریبا! شگفتا! [2015 Feb] 
*سکولاریسم اسلامی! [2015 Feb] 
*سر گاو هسته ای در خمره ولایت! [2015 Feb] 
*جنایات بی مکافات! [2015 Jan] 
* گسترش آشفتگی، تنش و آشوب! [2015 Jan] 
*جنگ با معلول! [2015 Jan] 
*جمهوری اسلامی، آری یا نه؟! [2015 Jan] 
*2015، سال تعیین تکلیف؟! [2015 Jan] 
*زهی خیال محال! [2014 Dec] 
*«سبقت گرفتن در شیادی»! [2014 Dec] 
*نشانی بیت رهبری! [2014 Dec] 
* کاهش و افزایش بهای نفت و نان! [2014 Dec] 
* بغض فروخورده! [2014 Nov] 
* گریز از مسئولیت! [2014 Nov] 
*«روز واقعه» برای باراک حسین اوباما! [2014 Nov] 
*روگردانی از اسلام سیاسی! [2014 Oct] 
*مستقیم از بیت رهبری! [2014 Oct] 
*نباید درحد حرف باشد! [2014 Oct] 
*حق زندگی! [2014 Oct] 
*پایان رنج ها! [2014 Oct] 
*ردایی از تار و پود دروغ! [2014 Sep] 
*بان کی مون، عامل سازمان CIA! [2014 Sep] 
*رطب خورده...! [2014 Sep] 
*راهبرد بی عملی و انفعال! [2014 Sep] 
*دور باطل! [2014 Aug] 
*«یک: رهبر نباشد، دو: سپاه نباشد»! [2014 Aug] 
*شمار طرفداران حکومت آخوندی! [2014 Aug] 
*زندانی با 78 میلیون زندانی! [2014 Jul] 
*حد و مرز بیدادگری! [2014 Jul] 
*غزوه ی غزه! [2014 Jul] 
*معنای اعتدال! [2014 Jul] 
*دو خلیفه در یک اقلیم! [2014 Jul] 
*«فروپاشی نظامی پوسیده»! [2014 Jun] 
*رهایی از بن بست! [2014 Jun] 
*حوزه آسیب رسانی توفان! [2014 Jun] 
*اعداد بی پایه و اساس و مغایر منافع ملی! [2014 Jun] 
*نجات دهنده سوریه و کل خاورمیانه! [2014 May] 
* قوطی بگیر و بنشان! [2014 May] 
*بهایی ستیزی؛ ما منزجریم! [2014 May] 
*«آیینه شکستن خطاست»! [2014 May] 
*فارغ شدن از عشق به استبداد یا دگرگونی در بازتولید آن؟! [2014 May] 
*توهین به مقام معظم رهبری! [2014 Apr] 
*بحران عمیق تر و پیامدهای وحشتناک! [2014 Apr] 
*«باید به شدت مراقب بود»! [2014 Apr] 
*شکستن رکورد بیدادگری! [2014 Apr] 
*... که غصّه سرآید! [2014 Mar] 
*باید ازما تشکر کنند! [2014 Mar] 
*خواب آرام آقای اوباما! [2014 Mar] 
*«حرف حساب جواب ندارد»، جنجال دارد! [2014 Mar] 
*پیروزی ایستادگی بر سرکوب! [2014 Feb] 
*جام زهر و این همه ادا! [2014 Feb] 
*بانی واقعی انقلاب!  [2014 Feb] 
*سبد کالا؛ چرا چنین خوار شدیم؟! [2014 Feb] 
*دیپلماسی واقعیت گریز و روان پریش [2014 Jan] 
*عوض کردن آبنبات با سماق! [2014 Jan] 
*قربانی سیاست بازی ها! [2014 Jan] 
*سرباز کوچک و جسور ولایت و جرثومه فساد! [2014 Jan] 
*تئوری توطئه! [2013 Dec] 
* تسویه خرده حساب ها!  [2013 Dec] 
*گنداب ولایی فساد! [2013 Dec] 
*نگاه راهبردی ظریف به ابوموسی!  [2013 Dec] 
*توافق ذلت بار ژنو؛ چاره دیگری نبود!  [2013 Nov] 
*دخیل بستن به امامزاده اوباما! [2013 Nov] 
*مذاکرات کرها! [2013 Nov] 
*کاپیتولاسیون روسی و چینی!  [2013 Nov] 
*کاشت باد و دروی توفان! [2013 Oct] 
*حکایت چوب و پیاز! [2013 Oct] 
*بحران ساز پایان بخش بحران! [2013 Oct] 
*پاک کردن داغ ننگ! [2013 Oct] 
*پایان بخشیدن به کابوس 35 ساله! [2013 Oct] 
*نخورده نباید شکرکرد! [2013 Sep] 
* «آنچه این نامردمان...»! [2013 Sep] 
*تله خود ساخته! [2013 Sep] 
*کوبیدن برطبل رسوایی! [2013 Sep] 
*ترکیب دو رییس جمهوری! [2013 Aug] 
* پرداخت یکجای صورت حساب!  [2013 Aug] 
*هم تقلب بود، هم تدلیس! [2013 Aug] 
*کدام فرقه ضالّه، مضلّه واقعی است؟!  [2013 Aug] 
*مرغ یک پا دارد! [2013 Jul] 
*کشتار در بن بست! [2013 Jul] 
*«ولا[کن] تجسسوا»! [2013 Jul] 
*حال ایران خانم بد است! [2013 Jul] 
*پیروزی جامعه مدنی بر جامعه مدینه النبی! [2013 Jul] 
*زندان یا قتلگاه! [2013 Jun] 
*کله شقی و قانون گریزی یا برگشت براه اعتدال و عقلانیت!  [2013 Jun] 
*عروسک های سپاه! [2013 Jun] 
*«حقوق تعریف شده حزب الله»! [2013 Jun] 
*آیا «روز رهایی نزدیک است»؟! [2013 May] 
*به سوی خلافت اسلامی! [2013 May] 
*رد صلاحیت در پایبندی به قانون!  [2013 May] 
*سیرک انتصخوابات [2013 May] 
*کارنامه سیاه حکومت مدعی حمایت از مستضعفان!  [2013 May] 
*بی یاوری مردم سوریه! [2013 Apr] 
*«سال رسوایی سیاسی و اقتصادی»!  [2013 Apr] 
*جابجایی محمود با محمد یا محسن و یا ...! [2013 Apr] 
*گشودن گره کور! [2013 Mar] 
*پیروزی نوروز! [2013 Mar] 
*پایمال شدن منافع ملی! [2013 Mar] 
*کش بدهید! [2013 Feb] 
*زجرکشی! [2013 Feb] 
*چه چیز «مجرمانه» نیست؟! [2013 Feb] 
*سکّه یک پول! [2013 Feb] 
*شورش پابرهنگان! [2013 Jan] 
*کشت علوفه در جنگل! [2013 Jan] 
*نمایش درماندگی در اپرا! [2013 Jan] 
*پا جای پای ما! [2012 Dec] 
*راه تازه غارت! [2012 Dec] 
*شکست شعار «النصربالرعب»! [2012 Dec] 
*«تصحیح بی عدالتی تاریخی» [2012 Dec] 
*بزنگاه حساس! [2012 Nov] 
*لحاف ملا! [2012 Nov] 
*هرگز چنین مباد! [2012 Nov] 
*«تغییر»؟ حتی یک ذرّه! [2012 Nov] 
*فریب خوار و فریبکار! [2012 Sep] 
*درحال پیشرفت مطلوب! [2012 Sep] 
*نظام ولایی و اصل انصاف! [2012 Sep] 
*«به نام ایرانیان، مردم سوریه را نکشید»! [2012 Sep] 
*بیماری درمان ناپذیر! [2012 Aug] 
*تا هست می کشد! [2012 Aug] 
*خط قرمز یا چراغ سبز! [2012 Aug] 
*دریاچهء بینوای ارومیه!  [2012 Aug] 
*«هان ای دل عبرت بین...»!  [2012 Aug] 
*پشت سر افغانستان! [2012 Jul] 
*«مسیر طبیعی امور»!  [2012 Jul] 
*ترک برداشتن شیشهء عمر!  [2012 Jul] 
*کنگره وصف گل! [2012 Jun] 
*استخوان های لای زخم! [2012 Jun] 
*در صدر فهرست ننگ!  [2012 Jun] 
*کارنامه درخشان برادران قاچاقچی  [2012 Jun] 
*زبان زور!  [2012 May] 
*کند شدن شمشیردودم!  [2012 May] 
*مرحله آخرکلاه گشاد هدفمند!  [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار! [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار!  [2012 Apr] 
*آخرین تیرهای ترکش! [2012 Feb] 
*دیوان بلخ! [2012 Feb] 
* پرسش تلخ! [2012 Feb] 
*ننگ بر روسیه و... [2012 Feb] 
*بار سنگین و ننگین! [2012 Feb] 
*افسارگسیختگی اقتصاد! [2012 Jan] 
* جدایی ج. ا. از سوریه! [2012 Jan] 
*گردنه خطرناک! [2012 Jan] 
*تنگه و تنگنا! [2012 Jan] 
*شرط بندی روی اسب مرده! [2011 Dec] 
*به «جوان آنلاین» سپاه پاسداران و اذنابش! [2011 Dec] 
*واسلاو و کیم! [2011 Dec] 
*حیف و صد حیف! [2011 Dec] 
*انجام کار ناتمام! [2011 Nov] 
*مرگ در بحران! [2011 Nov] 
*نیاز به حمله نظامی نیست! [2011 Nov] 
*محاکمه دردادگاه صالح! [2011 Nov] 
*زایش موش از کوه «بهار عربی»! [2011 Oct] 
*«فکاهی مبتذل»! [2011 Oct] 
*من آدم می کشم، تو آدم می کشی... [2011 Oct] 
*خودش کش می آید! [2011 Oct] 
*آسانی و آرامی! [2011 Sep] 
*حق ناحق! [2011 Sep] 
*نیمه راه ناکجاآباد! [2011 Sep] 
*این مسخره بازی ها برای چیست؟!  [2011 Sep] 
*کویر غیرقابل سکونت! [2011 Aug] 
*لرزه براندام ولی فقیه! [2011 Aug] 
*معیار سنجش بزرگی یک ملت چیست؟ [2011 Aug] 
*علوم انسانی، بر پایهء قرآن-شرعیات! [2011 Aug] 
*استبداد پذیری! [2011 Aug] 
*زندان يا محل شکنجه و کشتار!  [2011 Jul] 
*خودکامگی و نبود آزادی، جواز مبارزه مسلحانه ؟! [2011 Jul] 
*خانه چوبی! [2011 Jul] 
*شهامت اخلاقی یا زدن نعل وارونه! [2011 Jul] 
*ناهمبستگی اسلامی! [2010 Sep] 
*گرفتار در چنبر خودکرده‌ها! [2010 Jun] 
*گندیدگی ریشه! [2010 May] 
*ایستاده بر بلندای قلّهء وقاحت!  [2010 May] 
*آیا واقعا" «این اسلام نیست»؟! [2010 Apr] 
*سرازیری سقوط! [2010 Apr] 
*زبان هرزه درا! [2010 Apr] 
*صداهای انیرانی! [2010 Apr] 
*98 به 2، 2 به 98! [2010 Apr] 
*"در کمرکش چاه"! [2010 Mar] 
*فرصت سوزی! [2010 Feb] 
*مجمع عمومی 22 بهمن! [2010 Feb] 
*ورشکستگی همه جانبه! [2010 Jan] 
*گازانبر ترور و فریب! [2010 Jan] 
*غبارآلود یا تیره وتار؟! [2010 Jan] 
*وبال گردن! [2009 Dec] 
*توفان در فنجان شکستهء ولایت! [2009 Dec] 
*ژرفنای فرومایگی! [2009 Dec] 
*ما دانشجوییم! [2009 Dec] 
*فاسد تا مغزاستخوان! [2009 Nov] 
*فروریزی دیوارهای ننگ و ترس! [2009 Nov] 
*مخلّ مبانی زندگی انسانی! [2009 Nov] 
*جایگاه سبز در رنگین کمان! [2009 Oct] 
*کهریزک: دادگاه جنایتکاران! [2009 Oct] 
*اوباما چه می کند؟!  [2009 Sep] 
*جامعهء پریشان و حاکمان روان پریش! [2009 Aug] 
*تجاوز در نظام تجاوز در تجاوز! [2009 Aug] 
*سردرگم وآشفته! [2009 Aug] 
*دشمنی با هویت ایرانی! [2009 Aug] 
*تلقّی فاشیستی ازآزادی بیان و... [2009 Jul] 
*چه نیاز به دشمن؟! [2009 Jul] 
*به سوی فروپاشی! [2009 Jul] 
*ما نشستیم و... [2009 Jul] 
*ایران غلتیده در خون  [2009 Jun] 
*حماسه شکوهمند رسوایی [2009 Jun] 
*سه رباعی درباره‌ی مقام معظم رهبری [2009 Jun] 
*دود شد و به هوا رفت [2009 Jun] 
*من رأی نمی‌دهم  [2009 Jun] 
*گردونه ی اهریمنی  [2009 Jun] 
*آزادترین کشور دنیا  [2009 May] 
*حکومت بسیجی ـ سپاهی  [2009 Apr] 
*سال اصلاح الگوی مصرف  [2009 Mar] 
*نفت و فرهنگ [2009 Mar] 
*به عمر تا علی بشنود [2009 Mar] 
*نوروزتان پیروز  [2009 Mar] 
*حیا [2009 Feb] 
*ولایت فقیه و حقوق بشر [2009 Feb] 
*آمدن شهسوار ناجی [2009 Feb] 
*بهای آمریکا ستیزی  [2009 Feb] 
*اوبامانیا! [2009 Jan] 
*آلوده چون هوا  [2009 Jan] 
*فروش چاه های نفت  [2009 Jan] 
*عظمت کنفت شدن  [2009 Jan] 
*فاجعه پایان سال، سال پایان فاجعه [2009 Jan] 
*نظام قانون ستیز  [2008 Dec] 
*بخشش از کیسه خلیفه! [2008 Dec] 
*ننگ بر دیکتاتوری [2008 Dec] 
*دنیای پرآشوب [2008 Dec] 
*"YES WE CAN" ! [2008 Nov] 
*دو بازوی بلند و کوتاه  [2008 Nov] 
*دگرگشت یا برگشت  [2008 Nov] 
*کار شما تمام است  [2008 Nov] 
*هم شرقی، هم غربی  [2008 Sep]