بخشش از کیسه خلیفه!
شهباز نخعی

علی اکبر هاشمی رفسنجانی در میان دولتمردان چند قرن اخیر ایران، در زمینه فساد، پدیده ای کمیاب است. این را با جرأت و با آگاهی از این که در چند قرن اخیر شوربختانه ایران دولت مرد فاسد کم نداشته است می گویم!

هاشمی رفسنجانی خود علاقمند است که تاریخ ایران او را با امیرکبیر مقایسه کند و گویا حتی کتابی نیز درباره زندگی امیرکبیر نوشته است، اما در واقعیت و عمل، در زمینه فساد و مال اندوزی نامشروع گوی سبقت را از کسانی چون میرزا آقاخان نوری ـ صدراعظم ناصرالدین شاه و جانشین میرزاتقی خان امیر کبیر ـ میرزا علی اصغرخان اتابک اعظم ـ صدراعظم ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه ـ و حسن وثوق الدوله ـ نخست وزیر دوران مشروطیت و عاقد قرارداد 1919ـ ربوده و رکوردشکن بوده است!

در عمر سی ساله حکومت آخوندی نیز با آن که فساد دولت مردان امری رایج و پذیرفته شده است و علی کردان جعل کننده مدرک دکترای دانشگاه آکسفورد که بنابر تحقیق و تفحص مجلس ششم پرونده 525 میلیارد تومان سوء استفاده مالی ـ در مقام دستیار و معاون علی لاریجانی ـ رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی ـ در صدا و سیمای ولایت فقیه دارد، به وزارت کشور منصوب و پس از جنجال آفرینی پر سر و صدا برکنار می شود و جای خود را به صادق محصولی ـ که معلوم نیست 160 میلیارد تومان ثروت خود را از چه کسب حلالی به دست آورده ـ می دهد. باز هم هاشمی رفسنجانی با فاصله زیاد از دیگران، بر سکوی قهرمانی فساد مالی ایستاده است!

در زمینه ی فساد مالی، آنچه که هاشمی رفسنجانی را از دیگر دولت مردان ـ چه چند قرن اخیر و چه دوران حکومت آخوندی ـ متمایز می کند، استعداد و توانایی فوق العاده او در پراکندن فساد است. در واقع اگر بتوان گفت که دیگر دولت مردان بر سر سفره فساد و غارت و چپاول منابع و ثروت های عمومی نشسته اند و لقمه های چرب و نرم برمی دارند، هاشمی رفسنجانی این فساد را در تمام سطح جامعه نیز می پراکند و پخش می کند!

من نخستین بار نام هاشمی رفسنجانی را در اواخر پاییز 1357 شنیدم. کارکنان شرکت ملی نفت ایران اعتصاب کرده بودند و آیت الله خمینی از پاریس، هیئتی را به سرپرستی مهندس مهدی بازرگان برای سفر به خوزستان و گفت وگو با کارکنان اعتصابی تعیین کرد. شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از اعضای این هیئت بود!

برای نخستین بار نیز او را در شامگاه 22 بهمن 1357 بر صفحه تلویزیون ملی ایران دیدم. آخوندی مفلوک که بر یک صندلی لهستانی نشسته و دو دست را بر زانوها نهاده بود و درباره "دو چهره انسان" ـ که بین فرشته و هیولا در نوسان است ـ سخن می گفت. در آن زمان با دیدن او به یاد روضه خوان هایی که هر ماهه با دریافت 5 تومان برای خواندن روضه به خانه مادربزرگم می آمدند، افتادم!

هنوز چند هفته بیش تر از 22 بهمن 1357 نگذشته بود که نخستین جلوه فساد مالی هاشمی رفسنجانی چهره کرد: اتحادیه کمونیست های ایران، پشت و روی چکی به مبلغ 15 میلیون دلار از حساب بانک مرکزی را، که توسط هاشمی رفسنجانی وصول شده بود، کلیشه کرد و در نشریه خود به نام "حقیقت" چاپ نمود. هاشمی رفسنجانی یک بار دیگر  بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و با لبخند ملیح معروف و مکش مرگ مای خود گفت که این پول را به دستور حضرت امام! برای خرید اسلحه! گرفته و حساب آن را نیز به خود حضرت امام پس داده است! نشریه "حقیقت" توقیف و تعطیل شد و اتحادیه کمونیست ها نیز به آنجا رفت که عرب نی انداخت!

در مورد هاشمی رفسنجانی ـ با آن که هرگز او را از نزدیک ندیده ام ـ تجربه ای شخصی نیز دارم: در سال 1363، در تهران کارمندی در شرکت خود داشتم که از سالها پیش از انقلاب در آمریکا زیسته و به زبان انگلیسی مسلط بود.

این کارمند بسیار زبر و زرنگ و سر و زبان دار بود به همین خاطر او را برای تماس با دستگاههای دولتی ـ وزارت صنایع، وزارت بهداری، گمرک و . . . گمارده بودم و از کارش نیز بسیار راضی بودم. او همسری داشت که دخترعموی فردی به نام آقای "ر" بود که وکیل مشاور حقوقی و در واقع کار چاق کن هاشمی  رفسنجانی بود. شنیده بودم که پدر آقای "ر" که از مالکان ثروتمند و متدین اراک بوده ـ و در این شهر همه او را می شناسند ـ در سالهای آخر نظام پیشین، زمانی که هاشمی رفسنجانی تحت تعقیب ساواک بوده، مدتی او را پناه داده و در خانه خود مخفی کرده است و هاشمی رفسنجانی برای قدرشناسی، پسر او را که وکیل دادگستری بود، به سمت مشاور حقوقی ـ یا واسطه و کار چاق کن ـ خود برگزیده بود. روزی آن کارمند نزدم آمد و گفت قصد دارد کار خود را ترک کند. هنگامی که دلیل این تصمیم را پرسیدم، توضیح داد که همسرش با پسرعموی خود، آقای "ر" صحبت کرده و قرار شده که او با توجه به تسلطش به زبان انگلیسی، به واسطه گری برای تامین نیازهای دستگاههای دولتی بپردازد. برایش آرزوی موفقیت کردم و او رفت. چند ماه بعد به دیدنم آمد. نونوار و روبراه به نظر می آمد. از حال و روزش پرسیدم، گفت که درآمدش چندین برابر حقوقی است که در شرکت ما می گرفت، اما مشکلات زیادی نیز دارد. پرس و جو کردم. توضیح داد که در عرف بازرگانی بین المللی، پورسانتاژ معاملات ـ که فروشنده پرداخت می کند ـ سه تا پنج درصد و به ندرت ـ در مورد کالاهایی که ضریب ارزش افزوده آنها بالاست ـ حداکثر به ده درصد می رسد، اما اینها ـ بخوانید کارفرماهایش یعنی آقای "ر" و هاشمی رفسنجانی ـ برای هر معامله 50 درصد پورسانتاژ، آن هم به صورت پیش پرداخت ـ یعنی واریز به حساب تعیین شده در خارج از کشور پیش از گشایش اعتبار اسنادی ـ مطالبه می کنند و قبولاندن چنین شرایطی به تولیدکنندگان و فروشندگان خارجی بسیار دشوار است! در همان دیدار، او از قول آقای "ر" گفت که هر کاری در هر کدام از دستگاههای دولتی داشته باشید، به شرط آن که حق العمل آن کمتر از دو میلیون تومان ـ در آن زمان حدود 50 هزار دلار ـ نباشد. هاشمی رفسنجانی می تواند آن را سامان دهد و گرهش را بگشاید!

پیش از این گفتم که تفاوت هاشمی رفسنجانی با دیگر دولت مردان حکومت آخوندی در این است که در عین این که خود مانند همتایانش تا مغز استخوان و بن دندان فاسد است، این فساد را در سطح و عمق جامعه نیز می پراکند. در این زمینه به چند نمونه اشاره می کنم. نمونه اول: در سالهای نیمه دوم دهه  اول حکومت آخوندی، زمانی که هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی بود، در یکی از خطبه های نماز جمعه (نقل به مضمون) گفت که اگر یک کارمند دولت برای تامین کسر مخارجش، از ارباب رجوع وجهی بگیرد، این کار رشوه به حساب نمی آید! با این گفته، هاشمی رفسنجانی به رواج رشوه گیری و همه گیر شدن فساد در دستگاههای دولتی مشروعیت بخشید و وضع ناگواری را پدید آورد که امروز شاهد آن هستیم که سازمان شفافیت بین المللی، ایران را در زمره فاسدترین کشورهای دنیا قلمداد می کند!

نمونه دوم: در نخستین سال پس از سر کشیدن جام زهر توسط آیت الله خمینی و مرگ او، هاشمی رفسنجانی، در آغاز دوره اول ریاست جمهوری اش، بار دیگر در خطبه نماز جمعه دانشگاه تهران، این بار حزب اللهی ها را به نشستن بر سر سفره غارت و چپاول دعوت کرد. نمونه های نتیجه اجابت این دعوت را به صورت روزنامه دار و فیلمساز شدن حسین الله کرم و مسعود ده نمکی شاهد هستیم!

نمونه سوم: در دوره اول ریاست جمهوری اسلامی هاشمی رفسنجانی و منصوب شدن علی فلاحیان به وزارت اطلاعات، این بار سربازان گمنام امام زمان، بدون دعوت عام از طریق خطبه نماز جمعه، به نشستن بر سر سفره غارت و چپاول دعوت شدند. نتیجه این دعوت، رویش قارچ وار شرکتهای وابسته به عناصر وزارت اطلاعات در ایران، دوبی، اروپا، آمریکا و چهار گوشه دنیا بود و این رشد هنوز همچنان ادامه دارد!

نمونه چهارم: پس از سربازان گمنام امام زمان، نوبت فرماندهان از جنگ برگشته سپاه پاسداران بود که هاشمی رفسنجانی آنها را بر سر سفره گسترده غارت و چپاول دعوت کند و اینان نیز انصافا آن چنان بر سر سفره جا خوش کردند که امروز جا را برای خود او تنگ کرده اند! به عنوان نمونه هایی از لقمه برداری این مدعوین خوش اشتها، می توان از وجود 60 اسکله خصوصی در بنادر جنوب ایران، واردات سالانه هفت میلیارد دلار کالای قاچاق ـ بنابر گفته رئیس کل گمرک ایران ـ و پیمانکاری های 10ـ12 میلیارد دلاری بدون مناقصه و . . . و . . . و . . . نام برد. هاشمی رفسنجانی هر گاه که سر و صدایی در مورد دزدی و چپاول گری و ثروت هنگفتش برپا می شود، به مصداق "خرج که از کیسه مهمان ـ بخوانید ملت ایران ـ بود، حاتم طلایی شدن آسان بود." برای آنکه سر و صداها را بخواباند، معترضان را به نشستن بر سر سفره غارت و چپاول دعوت می کند!

هاشمی رفسنجانی در یک مورد دیگر نیز استاد مسلم و قهرمان و رکوردشکن است و آن وقاحت است. با آن که وقاحت صفت مشترک همه آخوندهاست و آن را به طور عملی! در حوزه های علمیه می آموزند، اما باید اذعان کرد که هاشمی رفسنجانی در این هنر! سرآمد همگنان است. این وقاحت گاه جلوه هایی دارد که مرغ پخته را نیز به خنده می اندازد.

چند سال پیش مجله معتبر فوربز  (Forbs)  عکس هاشمی رفسنجانی را روی جلد خود چاپ کرد و او را در  شمار یکی از ثروتمندترین های دنیا معرفی کرد. هاشمی رفسنجانی در جمع طلبه های قم حاضر شد و با لبخند نمکین معروفش درباره میزان ثروت خود مدعی شد که ثروتش از پیش از انقلاب هم کمتر شده و در خانه اجاره ای زندگی می کند و تنها یک قطعه زمین 150 متری در اطراف مشهد دارد که آن را هم به صورت قسطی خریده است!

محمود احمدی نژاد در جریان تبلیغات انتخاباتی خود در بهار 1384، با شعارهای "قطع دست های یک خانواده از منابع نفتی" و "آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم" وارد میدان شد که اشاره این شعارها آشکارا به هاشمی رفسنجانی و خانواده او بود، اما وقتی بر سرکار آمد و پر زروی سنبه ی طرف را دید، آن شعارها را به "محو اسرائیل از نقشه کره زمین" و "آمادگی برای مدیریت جهان" ـ که ظاهرا به نظرش آسان تر و عملی تر از "قطع دست" آمده، تغییر داد!

چهارشنبه هفته گذشته، هاشمی رفسنجانی در همایش علمی ـ کاربردی "اصل 44، موانع و راهکارها" که توسط بسیج دانشجویی دانشگاههای استان تهران برگزار شد، شرکت کرد.

در این همایش، یک بار دیگر مهمان نوازی ـ البته به خرج مردم به فقر کشیده ی شده ی ایران ـ هاشمی رفسنجانی گل کرد و با ژستی سخاوتمندانه بسیجی ها را به حضور بر سر سفره چپاول  و غارت دعوت کرد. او در سخنان خود از بسیجی ها خواست تا با فشار به دولت برای خصوصی سازی ـ بخوانید خودی و اختصاصی سازی ـ خود وارد فعالیتهای اقتصادی شوند و گفت: "اگر کسی به سیاست های اصل 44 و سند چشم انداز عمل نمی کند و مانع اجرای آنها می شود، چه کسی باید وارد این میدان شود. چرا حضورتان در این زمینه جدی نیست؟"!

آنچه که هاشمی رفسنجانی از آن به عنوان "سیاستهای اصل 44" نام می برد، "یکی داستانی پر از آب چشم" و در واقع نقض و لغو اصل 44 قانون اساسی است که با همدستی او و رهبر معظم، نابودی و بر باد دادن گرانبهاترین سرمایه های مردم ایران را هدف قرار داده و یکی از خائنانه ترین برنامه هایی است که در تاریخ  ایران ـ حتی در دوره های اشغال آن توسط اسکندر مقدونی، اعراب و چنگیزخان و تیمور ـ نیز بی سابقه است. شرح این اقدام خائنانه و ایران بر باد ده، در این نوشتار نمی گنجد و نگارنده در نوشتاری دیگر به آن خواهد پرداخت.

 

به هر روی، هاشمی رفسنجانی برای آن که اشتها و طمع بسیجی ها را هر چه بیشتر تحریک کند، در ادامه سخنان خود گفت: "چرا بدنه بسیج اقدام به تشکیل تعاونی نمی کند؟ می توانید اتوبان بسازید و زیر مجموعه های صنعت نفت را به دست بگیرید، چرا که آنجا هزاران صنعت پرسود خوابیده است"!

هاشمی رفسنجانی در حالی که خود در دور دوم به اصطلاح انتخابات تیرماه 1384، طعم دخالت های همین بسیجی ها را در صندوق های رای چشیده و به قول خودش از آنها به دادگاه عدل الهی پناه برده، اکنون با رویکردی مکارانه ـ از جنس مکاری های مردرندانه آخوندی ـ می گوید: "شما را نمی توانند متهم کنند که کار انتخاباتی و سیاسی می کنید (!) به هر حال بسیج در خدمت آقا (خامنه ای) است و موضع آقا را هم همه می دانند"!

این بخش از سخنان هاشمی رفسنجانی به راستی نمایش اوج دورویی و حیله گری اوست. از سویی می کوشد با وعده "اتوبان، نیروگاه و زیر مجموعه های صنعت نفت که آنجا هزار صنعت پرسود خوابیده است" بسیجی ها را بفریبد و به اردوگاه خود بکشاند، و از سوی دیگر با بیان "و موضع آقا  را هم همه می دانند" پرداخت هزینه میهمان های دعوت شده بر سر سفره چپاول و غارت را به گردن "آقا" بگذارد!

این در حالی است که "آقا" تاکنون به دفعات از باند احمدی نژاد و دولت او آشکارا حمایت کرده و چهار روز پس از سخنان رفسنجانی نیز یک بار دیگر با واژه هایی چون "رئیس جمهوری انقلابی، متعهد، کارآمد، فعال و شجاع" از محمود احمدی نژاد یاد کرد. این حیله گری و فریبکاری هاشمی رفسنجانی یک زبانزد مشهور را به یاد می آورد: "بخشش از کیسه خلیفه"!

 

ایمیل نویسنده:

shahbaznakhai@live.ca

 

منبع:پژواک ایران


شهباز نخعی

فهرست مطالب شهباز نخعی  در سایت پژواک ایران 

*اختیارات بدون پذیرش مسئولیت!‏  [2018 Jun] 
*انتخاب بین ارسنیک و سیانور!‏  [2018 May] 
*ترقی ازابراز «تأسف» و «نگرانی» به «بهت زدگی»! [2018 May] 
*برجام درجام!‏  [2018 May] 
*هنوز فرصت هست! [2018 May] 
*درس چگونگی رهایی از شرّ استبداد!  [2018 Apr] 
*فرار بی مغزها!‏  [2018 Apr] 
*«کارنامه درخشان»!  [2018 Apr] 
*دلار 10 هزارتومانی! [2018 Mar] 
*سال آخر!  [2018 Mar] 
* حرکت در دایره بسته!  [2018 Mar] 
* قطعنامه های بی معنا!  [2018 Feb] 
*«العفو، العفو»! [2018 Feb] 
*دخیل بستن به امامزاده رفراندوم! [2018 Feb] 
* ‏«توبه گرگ...»!‏  [2018 Feb] 
*مسابقه سقوط!‏ [2018 Feb] 
*تبدیل بنگاهداری به سهامداری!‏  [2018 Jan] 
* تَرَک برداشتن دیوار ترس!‏ [2018 Jan] 
* دستاویز واقعیت گریزی!‏  [2018 Jan] 
*فرصت طلایی!‏  [2018 Jan] 
*آنکارا درصدد چنگ اندازي مجدد بر خاورنزديک است؛ پايان «مدل ترک» [2017 Apr] 
*ترجمه کتاب "امپراتوری تفتیش"  [2017 Mar] 
*نبرد عقل و احساس! [2016 Jun] 
*در شیشه کردن غول!  [2016 Jun] 
* امنیت واقعی و توهّم امنیت! [2016 Jun] 
*داد از این همه بیداد! [2016 Jun] 
*«ترکیه لاییک است و لاییک می ماند»!  [2016 May] 
* بهای سنگینِ خیره سری! [2016 May] 
* «مایه شرمساری و نابخشودنی»!  [2016 May] 
*ذهنیت ترفندباز! [2016 Apr] 
* هشدارهای مکرّر و گوش های ناشنوا! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
*پرده ی غبار! [2016 Apr] 
*چرا نمی پرسید چرا؟! [2016 Mar] 
*پا پس کشیدن ناگهانی!  [2016 Mar] 
*پیامد نرمش قهرمانانه!  [2016 Mar] 
*«خُب، به کجا رسیدید؟»! [2016 Mar] 
*در انتظار داوری تاریخ!  [2016 Feb] 
*بیم و امید  [2016 Feb] 
*ولایت مطلقه فقیه منشأ فساد است! [2016 Feb] 
*چشم پوشی بر نقض گسترده حقوق بشر درایران! [2016 Jan] 
* فرجام یا آغاز راه دراز 8 ساله اجرای برجام!  [2016 Jan] 
*پنهان کردن ناتوانی در پوشش سخاوت!  [2016 Jan] 
*رهایی از شرّ حکومت ولایت مطلقه فقیه! [2016 Jan] 
*لاف زنی های ریاکارانه روباه بنفش!  [2015 Dec] 
*جنایت مشروع و قانونی علیه بشریت! [2015 Dec] 
*ترفند بازی حکومت آخوندی! [2015 Dec] 
*اردوغان، نفت، داعش! [2015 Dec] 
*شکرگزاری! [2015 Nov] 
*چرا؟! [2015 Nov] 
*13 کرسی تا سلطان رجب! [2015 Nov] 
*سازمان بی سامان! [2015 Oct] 
* تلنگر مردمی! [2015 Oct] 
*زدوبند روسیه با غرب! [2015 Oct] 
*گام نهایی! [2015 Oct] 
*سوریه در اشغال روسیه! [2015 Oct] 
*تکلیف روشن است! [2015 Sep] 
*روغن روی آش سوریه! [2015 Sep] 
*سیاست مداران دروغگو، خودخواه و فرصت طلب! [2015 Sep] 
*بدتر از دروغ! [2015 Aug] 
*زیر آواز زدن ورشکسته [به تقصیر]! [2015 Aug] 
*«هزاران نکته و سخن ناگفته»! [2015 Aug] 
*کورسوی امید! [2015 Aug] 
*«سوریه، ننگین ترین لکّه بروجدان انسانی جهان»! [2015 Jul] 
*یک نان نسیه و صد گرسنه! [2015 Jul] 
*دو توافق و یک پرسش: فرجام یا آغاز؟! [2015 Jul] 
*«میراث بین المللی افتضاح»! [2015 Jul] 
*نظام برده داری مدرن! [2015 Jul] 
*رسیدن به توافق نهایی؟! [2015 Jun] 
*شکست فاجعه بار ج.ا. ! [2015 Jun] 
*حساب هایی که درست از آب در نیامد! [2015 Jun] 
*رسوایی فساد در فیفا! [2015 Jun] 
*مظلوم نمایی و رجزخوانی های توخالی! [2015 May] 
*داعش، پدیده ای گذرا یا ماندگار؟! [2015 May] 
*زمین لرزه در تهران، احتمالی ضعیف یا رویدادی محتوم با زمان غیرقابل پیش بینی! [2015 May] 
*وجدان ناآرام آقای اوباما! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص شادی و رضایت! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص فلاکت! [2015 Apr] 
*گل سوریه و سبزه یمن! [2015 Apr] 
*آن که فریب می دهد و آن که فریب می خورد [2015 Apr] 
*هردو حق دارند! [2015 Apr] 
*پیشنهاد رهبری خاتمی! [2015 Mar] 
*مسئول مستقیم سرنوشت دردناک یونس ها! [2015 Mar] 
*قمار سیاسی! [2015 Mar] 
*عجیبا! غریبا! شگفتا! [2015 Feb] 
*سکولاریسم اسلامی! [2015 Feb] 
*سر گاو هسته ای در خمره ولایت! [2015 Feb] 
*جنایات بی مکافات! [2015 Jan] 
* گسترش آشفتگی، تنش و آشوب! [2015 Jan] 
*جنگ با معلول! [2015 Jan] 
*جمهوری اسلامی، آری یا نه؟! [2015 Jan] 
*2015، سال تعیین تکلیف؟! [2015 Jan] 
*زهی خیال محال! [2014 Dec] 
*«سبقت گرفتن در شیادی»! [2014 Dec] 
*نشانی بیت رهبری! [2014 Dec] 
* کاهش و افزایش بهای نفت و نان! [2014 Dec] 
* بغض فروخورده! [2014 Nov] 
* گریز از مسئولیت! [2014 Nov] 
*«روز واقعه» برای باراک حسین اوباما! [2014 Nov] 
*روگردانی از اسلام سیاسی! [2014 Oct] 
*مستقیم از بیت رهبری! [2014 Oct] 
*نباید درحد حرف باشد! [2014 Oct] 
*حق زندگی! [2014 Oct] 
*پایان رنج ها! [2014 Oct] 
*ردایی از تار و پود دروغ! [2014 Sep] 
*بان کی مون، عامل سازمان CIA! [2014 Sep] 
*رطب خورده...! [2014 Sep] 
*راهبرد بی عملی و انفعال! [2014 Sep] 
*دور باطل! [2014 Aug] 
*«یک: رهبر نباشد، دو: سپاه نباشد»! [2014 Aug] 
*شمار طرفداران حکومت آخوندی! [2014 Aug] 
*زندانی با 78 میلیون زندانی! [2014 Jul] 
*حد و مرز بیدادگری! [2014 Jul] 
*غزوه ی غزه! [2014 Jul] 
*معنای اعتدال! [2014 Jul] 
*دو خلیفه در یک اقلیم! [2014 Jul] 
*«فروپاشی نظامی پوسیده»! [2014 Jun] 
*رهایی از بن بست! [2014 Jun] 
*حوزه آسیب رسانی توفان! [2014 Jun] 
*اعداد بی پایه و اساس و مغایر منافع ملی! [2014 Jun] 
*نجات دهنده سوریه و کل خاورمیانه! [2014 May] 
* قوطی بگیر و بنشان! [2014 May] 
*بهایی ستیزی؛ ما منزجریم! [2014 May] 
*«آیینه شکستن خطاست»! [2014 May] 
*فارغ شدن از عشق به استبداد یا دگرگونی در بازتولید آن؟! [2014 May] 
*توهین به مقام معظم رهبری! [2014 Apr] 
*بحران عمیق تر و پیامدهای وحشتناک! [2014 Apr] 
*«باید به شدت مراقب بود»! [2014 Apr] 
*شکستن رکورد بیدادگری! [2014 Apr] 
*... که غصّه سرآید! [2014 Mar] 
*باید ازما تشکر کنند! [2014 Mar] 
*خواب آرام آقای اوباما! [2014 Mar] 
*«حرف حساب جواب ندارد»، جنجال دارد! [2014 Mar] 
*پیروزی ایستادگی بر سرکوب! [2014 Feb] 
*جام زهر و این همه ادا! [2014 Feb] 
*بانی واقعی انقلاب!  [2014 Feb] 
*سبد کالا؛ چرا چنین خوار شدیم؟! [2014 Feb] 
*دیپلماسی واقعیت گریز و روان پریش [2014 Jan] 
*عوض کردن آبنبات با سماق! [2014 Jan] 
*قربانی سیاست بازی ها! [2014 Jan] 
*سرباز کوچک و جسور ولایت و جرثومه فساد! [2014 Jan] 
*تئوری توطئه! [2013 Dec] 
* تسویه خرده حساب ها!  [2013 Dec] 
*گنداب ولایی فساد! [2013 Dec] 
*نگاه راهبردی ظریف به ابوموسی!  [2013 Dec] 
*توافق ذلت بار ژنو؛ چاره دیگری نبود!  [2013 Nov] 
*دخیل بستن به امامزاده اوباما! [2013 Nov] 
*مذاکرات کرها! [2013 Nov] 
*کاپیتولاسیون روسی و چینی!  [2013 Nov] 
*کاشت باد و دروی توفان! [2013 Oct] 
*حکایت چوب و پیاز! [2013 Oct] 
*بحران ساز پایان بخش بحران! [2013 Oct] 
*پاک کردن داغ ننگ! [2013 Oct] 
*پایان بخشیدن به کابوس 35 ساله! [2013 Oct] 
*نخورده نباید شکرکرد! [2013 Sep] 
* «آنچه این نامردمان...»! [2013 Sep] 
*تله خود ساخته! [2013 Sep] 
*کوبیدن برطبل رسوایی! [2013 Sep] 
*ترکیب دو رییس جمهوری! [2013 Aug] 
* پرداخت یکجای صورت حساب!  [2013 Aug] 
*هم تقلب بود، هم تدلیس! [2013 Aug] 
*کدام فرقه ضالّه، مضلّه واقعی است؟!  [2013 Aug] 
*مرغ یک پا دارد! [2013 Jul] 
*کشتار در بن بست! [2013 Jul] 
*«ولا[کن] تجسسوا»! [2013 Jul] 
*حال ایران خانم بد است! [2013 Jul] 
*پیروزی جامعه مدنی بر جامعه مدینه النبی! [2013 Jul] 
*زندان یا قتلگاه! [2013 Jun] 
*کله شقی و قانون گریزی یا برگشت براه اعتدال و عقلانیت!  [2013 Jun] 
*عروسک های سپاه! [2013 Jun] 
*«حقوق تعریف شده حزب الله»! [2013 Jun] 
*آیا «روز رهایی نزدیک است»؟! [2013 May] 
*به سوی خلافت اسلامی! [2013 May] 
*رد صلاحیت در پایبندی به قانون!  [2013 May] 
*سیرک انتصخوابات [2013 May] 
*کارنامه سیاه حکومت مدعی حمایت از مستضعفان!  [2013 May] 
*بی یاوری مردم سوریه! [2013 Apr] 
*«سال رسوایی سیاسی و اقتصادی»!  [2013 Apr] 
*جابجایی محمود با محمد یا محسن و یا ...! [2013 Apr] 
*گشودن گره کور! [2013 Mar] 
*پیروزی نوروز! [2013 Mar] 
*پایمال شدن منافع ملی! [2013 Mar] 
*کش بدهید! [2013 Feb] 
*زجرکشی! [2013 Feb] 
*چه چیز «مجرمانه» نیست؟! [2013 Feb] 
*سکّه یک پول! [2013 Feb] 
*شورش پابرهنگان! [2013 Jan] 
*کشت علوفه در جنگل! [2013 Jan] 
*نمایش درماندگی در اپرا! [2013 Jan] 
*پا جای پای ما! [2012 Dec] 
*راه تازه غارت! [2012 Dec] 
*شکست شعار «النصربالرعب»! [2012 Dec] 
*«تصحیح بی عدالتی تاریخی» [2012 Dec] 
*بزنگاه حساس! [2012 Nov] 
*لحاف ملا! [2012 Nov] 
*هرگز چنین مباد! [2012 Nov] 
*«تغییر»؟ حتی یک ذرّه! [2012 Nov] 
*فریب خوار و فریبکار! [2012 Sep] 
*درحال پیشرفت مطلوب! [2012 Sep] 
*نظام ولایی و اصل انصاف! [2012 Sep] 
*«به نام ایرانیان، مردم سوریه را نکشید»! [2012 Sep] 
*بیماری درمان ناپذیر! [2012 Aug] 
*تا هست می کشد! [2012 Aug] 
*خط قرمز یا چراغ سبز! [2012 Aug] 
*دریاچهء بینوای ارومیه!  [2012 Aug] 
*«هان ای دل عبرت بین...»!  [2012 Aug] 
*پشت سر افغانستان! [2012 Jul] 
*«مسیر طبیعی امور»!  [2012 Jul] 
*ترک برداشتن شیشهء عمر!  [2012 Jul] 
*کنگره وصف گل! [2012 Jun] 
*استخوان های لای زخم! [2012 Jun] 
*در صدر فهرست ننگ!  [2012 Jun] 
*کارنامه درخشان برادران قاچاقچی  [2012 Jun] 
*زبان زور!  [2012 May] 
*کند شدن شمشیردودم!  [2012 May] 
*مرحله آخرکلاه گشاد هدفمند!  [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار! [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار!  [2012 Apr] 
*آخرین تیرهای ترکش! [2012 Feb] 
*دیوان بلخ! [2012 Feb] 
* پرسش تلخ! [2012 Feb] 
*ننگ بر روسیه و... [2012 Feb] 
*بار سنگین و ننگین! [2012 Feb] 
*افسارگسیختگی اقتصاد! [2012 Jan] 
* جدایی ج. ا. از سوریه! [2012 Jan] 
*گردنه خطرناک! [2012 Jan] 
*تنگه و تنگنا! [2012 Jan] 
*شرط بندی روی اسب مرده! [2011 Dec] 
*به «جوان آنلاین» سپاه پاسداران و اذنابش! [2011 Dec] 
*واسلاو و کیم! [2011 Dec] 
*حیف و صد حیف! [2011 Dec] 
*انجام کار ناتمام! [2011 Nov] 
*مرگ در بحران! [2011 Nov] 
*نیاز به حمله نظامی نیست! [2011 Nov] 
*محاکمه دردادگاه صالح! [2011 Nov] 
*زایش موش از کوه «بهار عربی»! [2011 Oct] 
*«فکاهی مبتذل»! [2011 Oct] 
*من آدم می کشم، تو آدم می کشی... [2011 Oct] 
*خودش کش می آید! [2011 Oct] 
*آسانی و آرامی! [2011 Sep] 
*حق ناحق! [2011 Sep] 
*نیمه راه ناکجاآباد! [2011 Sep] 
*این مسخره بازی ها برای چیست؟!  [2011 Sep] 
*کویر غیرقابل سکونت! [2011 Aug] 
*لرزه براندام ولی فقیه! [2011 Aug] 
*معیار سنجش بزرگی یک ملت چیست؟ [2011 Aug] 
*علوم انسانی، بر پایهء قرآن-شرعیات! [2011 Aug] 
*استبداد پذیری! [2011 Aug] 
*زندان يا محل شکنجه و کشتار!  [2011 Jul] 
*خودکامگی و نبود آزادی، جواز مبارزه مسلحانه ؟! [2011 Jul] 
*خانه چوبی! [2011 Jul] 
*شهامت اخلاقی یا زدن نعل وارونه! [2011 Jul] 
*ناهمبستگی اسلامی! [2010 Sep] 
*گرفتار در چنبر خودکرده‌ها! [2010 Jun] 
*گندیدگی ریشه! [2010 May] 
*ایستاده بر بلندای قلّهء وقاحت!  [2010 May] 
*آیا واقعا" «این اسلام نیست»؟! [2010 Apr] 
*سرازیری سقوط! [2010 Apr] 
*زبان هرزه درا! [2010 Apr] 
*صداهای انیرانی! [2010 Apr] 
*98 به 2، 2 به 98! [2010 Apr] 
*"در کمرکش چاه"! [2010 Mar] 
*فرصت سوزی! [2010 Feb] 
*مجمع عمومی 22 بهمن! [2010 Feb] 
*ورشکستگی همه جانبه! [2010 Jan] 
*گازانبر ترور و فریب! [2010 Jan] 
*غبارآلود یا تیره وتار؟! [2010 Jan] 
*وبال گردن! [2009 Dec] 
*توفان در فنجان شکستهء ولایت! [2009 Dec] 
*ژرفنای فرومایگی! [2009 Dec] 
*ما دانشجوییم! [2009 Dec] 
*فاسد تا مغزاستخوان! [2009 Nov] 
*فروریزی دیوارهای ننگ و ترس! [2009 Nov] 
*مخلّ مبانی زندگی انسانی! [2009 Nov] 
*جایگاه سبز در رنگین کمان! [2009 Oct] 
*کهریزک: دادگاه جنایتکاران! [2009 Oct] 
*اوباما چه می کند؟!  [2009 Sep] 
*جامعهء پریشان و حاکمان روان پریش! [2009 Aug] 
*تجاوز در نظام تجاوز در تجاوز! [2009 Aug] 
*سردرگم وآشفته! [2009 Aug] 
*دشمنی با هویت ایرانی! [2009 Aug] 
*تلقّی فاشیستی ازآزادی بیان و... [2009 Jul] 
*چه نیاز به دشمن؟! [2009 Jul] 
*به سوی فروپاشی! [2009 Jul] 
*ما نشستیم و... [2009 Jul] 
*ایران غلتیده در خون  [2009 Jun] 
*حماسه شکوهمند رسوایی [2009 Jun] 
*سه رباعی درباره‌ی مقام معظم رهبری [2009 Jun] 
*دود شد و به هوا رفت [2009 Jun] 
*من رأی نمی‌دهم  [2009 Jun] 
*گردونه ی اهریمنی  [2009 Jun] 
*آزادترین کشور دنیا  [2009 May] 
*حکومت بسیجی ـ سپاهی  [2009 Apr] 
*سال اصلاح الگوی مصرف  [2009 Mar] 
*نفت و فرهنگ [2009 Mar] 
*به عمر تا علی بشنود [2009 Mar] 
*نوروزتان پیروز  [2009 Mar] 
*حیا [2009 Feb] 
*ولایت فقیه و حقوق بشر [2009 Feb] 
*آمدن شهسوار ناجی [2009 Feb] 
*بهای آمریکا ستیزی  [2009 Feb] 
*اوبامانیا! [2009 Jan] 
*آلوده چون هوا  [2009 Jan] 
*فروش چاه های نفت  [2009 Jan] 
*عظمت کنفت شدن  [2009 Jan] 
*فاجعه پایان سال، سال پایان فاجعه [2009 Jan] 
*نظام قانون ستیز  [2008 Dec] 
*بخشش از کیسه خلیفه! [2008 Dec] 
*ننگ بر دیکتاتوری [2008 Dec] 
*دنیای پرآشوب [2008 Dec] 
*"YES WE CAN" ! [2008 Nov] 
*دو بازوی بلند و کوتاه  [2008 Nov] 
*دگرگشت یا برگشت  [2008 Nov] 
*کار شما تمام است  [2008 Nov] 
*هم شرقی، هم غربی  [2008 Sep]