پیشنهاد رهبری خاتمی!
 

پیشنهاد رهبری خاتمی!
شهباز نخعی

 
بیشترین مواد اولیه تشکیل دهنده موجودیت حکومت آخوندی توهم است.  توهمی که درطول سال های تبعید در ذهن کینه توز و انتقامجوی آیت الله خمینی به صورت "نمایندگی خدا بر روی زمین" و در قالب "ولایت فقیه" – که بعد به "ولایت مطلقه فقیه" تبدیل شد –شکل گرفت، درجریان خیزش مردمی و ضد استبدادی سال 1357 به دستیاری بیگانگان –ازجمله در نشست گوادلوپ – به انحراف کشیده شد و در همه پرسی 12 فروردین 1358، بدون آن که کیفیت و ماهیت آن برای مردم روشن باشد، مهر مشروعیت و قانون بر آن خورد.
 
توهمی که جنگ تهاجمی و تجاوزگرانه صدام حسین را به جای آن که 19 ماه پس از آغاز، درپی بازپس گیری خرمشهر و بیرون راندن  دشمن متجاوز از خاک ایران با  سربلندی و دریافت خسارت و غرامت جنگی پایان بخشد، با شعارهای توهم آمیزی چون "راه قدس از کربلا می گذرد" و "جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم" 8 سال به درازا کشاند و صدهاهزار کشته و بیش از یک میلیون مجروح و معلول و مفقود و اسیر به جا گذاشت.  توهمی که سید علی خامنه ای اهل شعر و موسیقی را به دیوی هراسناک و جنایتکار بدل ساخته که رأی و نظر خود را بر برآیند نظر نزدیک به80 میلیون ایرانی ارجح می داند.
 
دستگاه عریض و طویل اطلاعاتی- امنیتی نظام ولایت مطلقه فقیه – که همانند رهبری و قوه قضاییه آن باید تحت امر یک آخوند باشد – نیز از این توهم زدگی بری نیست.  درسال های اخیر، وزیران اطلاعات و امنیت نظام بیش از یک بار درباره نیرومند – و حتی نیرومندترین در دنیا – بودن این دستگاه لاف زده اند که می توان آن را برای مصرف داخلی و انداختن ترس در دل مردم دانست.  اما، آنچه که این توهم نیرومندی را به وجود آورده، بیش از آن که قدرت و اقتدار واقعی باشد، ناشی از بافت و ساختار چهل تکه این دستگاه جبار و ستمگر است.  چهل تکه ای که هرپاره از آن، بدون رعایت تناسب جنس و رنگ، از یک گوشه از دنیا، بشتر از دستگاه های مخوف اطلاعاتی – امنیتی نظام های پوسیده استبدادی مانند اتحاد جماهیر شوروی آلمان شرقی، رومانی، کره شمالی و... به عاریت گرفته و کنار  هم چسبانده شده است.  یکی از این تکه ها، که در عملکرد بسیاری از دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی نظام های استبدادی مشترک است، شبیه سازی است. 
دراین شیوه، دستگاه اطلاعاتی – امنیتی برای آن که روی مخالفان و مبارزان قدرت حاکم کنترل داشته باشد، دست به ساخت مخالف و مبارز بدلی می زند و با تمهیداتی آنها را در صف مخالفان و مبارزان واقعی نفوذ می دهد و حتی برایشان درمیان عامه مردم محبوبیت کسب می کد تا در زمان مناسب از آنها به سود مقاصد خود بهره ببرد.  نگاهی به طیف اپوزیسیون صادراتی حکومت آخوندی که عملا بر عرصه رسانه ای برون مرزی – و به ویژه رسانه های فارسی زبان بیگانه – چیرگی یافته اند، به خوبی نشانگر چند و چون شگرد شبیه سازی است.  دراین شیوه، فرد به ظاهر مخالف و مبارز الزاما مزدور و جیره خوار دستگاه اطلاعاتی – امنیتی نیست، بلکه این دستگاه با اشراف به خلق و خو و ذهنیت وی و کنش و واکنش هایش می تواند به بهره برداری مورد نظر خود دست یابد.
 
کمتر کسی است که محمد نوری زاد را نشناسد و تحت تأثیر جسارت، شهامت و صراحت او قرارنگرفته باشد.  او که تا چندسال پیش در زمره ذوب شدگان در ولایت و مریدان رهبر بود، پس از اقامتی چند هفته ای در زندان و برخورداری از عطوفت اسلامی بازپرسان و بازجویان به سلک مخالفان نظام و رهبری پیوست و ازجمله با نوشتن نامه های متعدد – که شمار آنها به 32 رسیده – خطاب به رهبر و کارهایی دیگر مانند بوسیدن پای کودک بهایی و سفر به استان ها و... به شهرتی فراگیر دست یافت.
 
آخرین نامه وی خطاب به رهبر، که در تاریخ 28 اسفند 1393 منتشرشده، نمادی از زبانزد "قسم حضرت عباس و دم خروس" است.  دراین نامه دور و دراز که شامل 23 بند و  یک موخره است، محمد نوری زاد به روشنی ذهنیت و چند و چون نظر خود نسبت به نظام ولایت مطلقه فقیه را به نمایش می گذارد.  در این نامه که عنوان "زهر که نه، شربت سربکشید" دارد، نویسنده ابتدا جامعه را به"منتقدان واقع بین"، که خودش در شمار آنها است، و "متنفران پرسه زن در آسمان آرمان ها" تقسیم می کند و می نویسد: «من شخصا با این متنفران مخالفم.  چرا که این همه تنفر، اگر با پدیده های واقعی همسنگ نباشد، مثل موریانه پیکره روانی جامعه را می جود.  مردمان متنفر، نه برزمین واقعیت ها، که در آسمان آرمان های خود پرسه می زنند.  این مردمان ازهمه فوت و فن مخالفت، تنها تنفرش را آراسته اند.  تنفر را هم در زرورقی از ترس – آنهم در لایه های پنهان درون خود – پیچیده اند.  واقعیت می گوید: شما – رهبر – با تماشای اعتراض مردم، هرگز چون [محمد رضا] شاه پهلوی به گوشه ای از دنیا نخواهید خزید و مردم را به خواست های قانونی شان وانخواهید سپرد.  واقعیت دیگر می گوید: شما به همین سادگی ها دست از دسته ی قدرت نخواهید کشید و برای بقای خود – اگر لازم باشد – پای بر خون مخالفان خود خواهید نهاد».  محمد نوری زاد این "واقعیت" های مرعوب کننده و هراس انگیز را در زمانی به مردم یادآوری و درواقع القاء می کند که موریانه های فساد، دزدی، اختلاس، چپاول، ندانم کاری های مدیریتی کلان و به ویژه خود کرده های بی تدبیر "رهبر" چنان پایه های نظام را سست کرده و ازبین برده که فروپاشی کامل آن تنها درگرو یک خیزش همگانی مردم است.
 
از میان این"خود کرده های بی تدبیر"، می توان از سیاست – یا بی سیاستی – خارجی دشمن تراش مقام معظم رهبری نام برد که نوری زاد خود نیز به آن اذعان دارد و می گوید که قدرت های جهانی درصدد حذف رهبری در آینده سیاسی ایران هستند: «این سیگنال های جهانی برای حذف رهبری در ایران واقعیتی است که هست و انکارش نمی شود کرد».
 
با این حال، نویسنده برشیوه مرعوب کردن مردم پافشاری می کند: «مردمان متنفر براین آرزویند که شما و کل نظام – همینجوری – از قدرت کنار روید و حتی محاکمه و اعدام و ریز ریز شوید.  واقعیت اما می گوید: شما برای ماندن حتما ایران را مثل سوریه شخم خواهید زد و هزار هزار از مردم بی دفاع و معترض را به دم گلوله های پاسداران و بسیجیان خود خواهید سپرد».  نوری زاد خودش هم حس می کند که دم خروس مرعوب سازی و هراس برانگیزی بدجوری از نوشته اش بیرون می زند.  ازاین رو، پیشدستی می کند که: «با انتشار این نامه، مردمان متنفر به سمت من خیز برخواهند داشت و مرا درشمار عملگان نظام جای خواهند داد.  باکی نیست.  گمان مردمان متنفر بر آسمان آرمان های دست نیافتنی است و گمان من بر زمین واقعیت ها، آنها رهایی از آخوند را با هربلایی برسر ایران و ایرانی می خواهند، و من رهایی ایران و ایرانیان را – اگرچه با تحمل آخوند –خواهانم».  دراین فراز، اگرچه نوری زاد با صراحت اعلام می کند که خواهان چیست، اما توضیح نمی دهد که اولا چرا رهایی از دست آخوند جزء "آرمان های دست نیافتنی" است و دوما این که چگونه می توان بر"رهایی ایران و ایرانیان – اگرچه با تحمل آخوند – " که در واقع چیزی جز تحمل و پذیرش تداوم وضعیت اسارت بار کنونی نیست، نام "رهایی" داد؟!
 
فراز بعدی، بیش از آن که امید رهایی برای مردم باشد، قوت قلب برای آخوندهای حاکم است: «شما اگر به پیشنهاد من تن دردهید، به چشم خود خواهید دید که: آخوندها از احترامی درخور برخوردار خواهند شد.  حوزه ها و امام جمعه ها و نمایندگان رهبری سرجایشان خواهند ماند. مگرنه این که شما نگران بساط اینان اید؟ ما برقراری بساط همه اینان را برایتان تضمین می کنیم»!
 
این "ما"ی"تضمین کننده" که معلوم نیست خودش را چه کسی تضمین می کند، چگونه می خواهد این کار را انجام دهد؟  با پذیرش پیشنهاد محمد نوری زاد: «پیش از آن که به آن سوی این دنیا کوچ کنید [می خواهد بگوید مرگ به سراغتان بیاید]، رهبر بعدی را از دل مجلس خبرگان بیرون بکشید.  فرمول این بیرون کشیدن را خود بلدید.  به یک سخن شما و یک تشر شما کارهای نشدنی سامان می گیرد... بیایید و اسم سید محمد خاتمی را از دل مجلس خبرگان خود بیرون بکشید برای رهبری»!
 
و پس از این پیشنهاد شگفت انگیز، نوری زاد می کوشد هرطورکه هست رهبر را به پذیرش پیشنهاد خود ترغیب کند: «رهبر بعد از شما اگر سیدمحمد خاتمی باشد، چرخ های خارج شده ی انسانی به ریل خود بازخواهد گشت»!
 
طبیعی است که معادله دوسو دارد و به فرض پذیرش رهبر، مردم که پیشتر بیچارگی شان زیر عنوان"واقعیت" به نمایش گذاشته شده نیز می باید به این امر رضایت دهند.  برای کسب این رضایت، به همان شگرد شناخته شده انتخاب بین بد و بدتر متوسل می شود: «سید محمد خاتمی، شخصیت آرمانی مردم ایران نیست.  وی، یک واقعیت است.  در خندقی که به اسم نظام اسلامی گرداگرد ایران حفر شده، و رهبر باید طبق موازین این نظام از میان آخوندها انتخاب شود، وی – سید محمد خاتمی – بهترین گزینه واقعی این سرزمین ملازده است»!
 
بنابر درک محمد نوری زاد از "واقعیت"، چنان که سرزمین ایران به جای"ملازده"، "طاعون زده" می بود – که چندان هم بدتر نیست -، مردم می بایست به جای جستجوی چاره و درمان درصدد یافتن نوع خوش خیم تری از بیماری برمی آمدند!
 
به نظر می آید که نوری زاد در درک "واقعیت" وجودی مردم "سرزمین ملازده" دچار خطا شده و یا به عمد می کوشد آن را دگرگون جلوه دهد.  تأکید او بر "واقعیت" ها کاذب است زیرا می پندارد که مردم ایران به چنان درماندگی و فرومایگی دچار شده اند که دربرابر سلطه سرکوبگرانه و جنایتکارانه حکومت آخوندی هیچ گزینه ای جز پذیرش"واقعیت" های او ندارند.  درحالی که، دلیل صبوری و بردباری مردم این است که به چشم خود می بینند که این نظام اهریمنی چنان درگرداب خودکرده های بی تدبیرش غرق شده که سرنوشتی جز فروپاشی و نابودی ندارد.
 
"واقعیت"مسلمی که نوری زاد نمی داند یا لاپوشانی می کند، این است که هیچ مستبدی – هرقدر هم که جنایتکار باشد – تاب ایستادگی دربرابر توفان اراده مردمی که درپی به دست آوردن آزادی و شأن انسانی خویش باشند را ندارد و بی تردید انداختن ترس در دل مردم به دستاویز "واقعیت"ها و تلاش برای واداشتن آنان به پذیرش پیشنهاد مضحکی مانند رهبری خاتمی در راستای خدمت به مردم نیست!
 
 
 
شهباز نخعی
5 فروردین 1394
 
 

منبع:پژواک ایران


شهباز نخعی

فهرست مطالب شهباز نخعی  در سایت پژواک ایران 

*اختیارات بدون پذیرش مسئولیت!‏  [2018 Jun] 
*انتخاب بین ارسنیک و سیانور!‏  [2018 May] 
*ترقی ازابراز «تأسف» و «نگرانی» به «بهت زدگی»! [2018 May] 
*برجام درجام!‏  [2018 May] 
*هنوز فرصت هست! [2018 May] 
*درس چگونگی رهایی از شرّ استبداد!  [2018 Apr] 
*فرار بی مغزها!‏  [2018 Apr] 
*«کارنامه درخشان»!  [2018 Apr] 
*دلار 10 هزارتومانی! [2018 Mar] 
*سال آخر!  [2018 Mar] 
* حرکت در دایره بسته!  [2018 Mar] 
* قطعنامه های بی معنا!  [2018 Feb] 
*«العفو، العفو»! [2018 Feb] 
*دخیل بستن به امامزاده رفراندوم! [2018 Feb] 
* ‏«توبه گرگ...»!‏  [2018 Feb] 
*مسابقه سقوط!‏ [2018 Feb] 
*تبدیل بنگاهداری به سهامداری!‏  [2018 Jan] 
* تَرَک برداشتن دیوار ترس!‏ [2018 Jan] 
* دستاویز واقعیت گریزی!‏  [2018 Jan] 
*فرصت طلایی!‏  [2018 Jan] 
*آنکارا درصدد چنگ اندازي مجدد بر خاورنزديک است؛ پايان «مدل ترک» [2017 Apr] 
*ترجمه کتاب "امپراتوری تفتیش"  [2017 Mar] 
*نبرد عقل و احساس! [2016 Jun] 
*در شیشه کردن غول!  [2016 Jun] 
* امنیت واقعی و توهّم امنیت! [2016 Jun] 
*داد از این همه بیداد! [2016 Jun] 
*«ترکیه لاییک است و لاییک می ماند»!  [2016 May] 
* بهای سنگینِ خیره سری! [2016 May] 
* «مایه شرمساری و نابخشودنی»!  [2016 May] 
*ذهنیت ترفندباز! [2016 Apr] 
* هشدارهای مکرّر و گوش های ناشنوا! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
* پرونده موشکی، جایگزین پرونده هسته ای! [2016 Apr] 
*پرده ی غبار! [2016 Apr] 
*چرا نمی پرسید چرا؟! [2016 Mar] 
*پا پس کشیدن ناگهانی!  [2016 Mar] 
*پیامد نرمش قهرمانانه!  [2016 Mar] 
*«خُب، به کجا رسیدید؟»! [2016 Mar] 
*در انتظار داوری تاریخ!  [2016 Feb] 
*بیم و امید  [2016 Feb] 
*ولایت مطلقه فقیه منشأ فساد است! [2016 Feb] 
*چشم پوشی بر نقض گسترده حقوق بشر درایران! [2016 Jan] 
* فرجام یا آغاز راه دراز 8 ساله اجرای برجام!  [2016 Jan] 
*پنهان کردن ناتوانی در پوشش سخاوت!  [2016 Jan] 
*رهایی از شرّ حکومت ولایت مطلقه فقیه! [2016 Jan] 
*لاف زنی های ریاکارانه روباه بنفش!  [2015 Dec] 
*جنایت مشروع و قانونی علیه بشریت! [2015 Dec] 
*ترفند بازی حکومت آخوندی! [2015 Dec] 
*اردوغان، نفت، داعش! [2015 Dec] 
*شکرگزاری! [2015 Nov] 
*چرا؟! [2015 Nov] 
*13 کرسی تا سلطان رجب! [2015 Nov] 
*سازمان بی سامان! [2015 Oct] 
* تلنگر مردمی! [2015 Oct] 
*زدوبند روسیه با غرب! [2015 Oct] 
*گام نهایی! [2015 Oct] 
*سوریه در اشغال روسیه! [2015 Oct] 
*تکلیف روشن است! [2015 Sep] 
*روغن روی آش سوریه! [2015 Sep] 
*سیاست مداران دروغگو، خودخواه و فرصت طلب! [2015 Sep] 
*بدتر از دروغ! [2015 Aug] 
*زیر آواز زدن ورشکسته [به تقصیر]! [2015 Aug] 
*«هزاران نکته و سخن ناگفته»! [2015 Aug] 
*کورسوی امید! [2015 Aug] 
*«سوریه، ننگین ترین لکّه بروجدان انسانی جهان»! [2015 Jul] 
*یک نان نسیه و صد گرسنه! [2015 Jul] 
*دو توافق و یک پرسش: فرجام یا آغاز؟! [2015 Jul] 
*«میراث بین المللی افتضاح»! [2015 Jul] 
*نظام برده داری مدرن! [2015 Jul] 
*رسیدن به توافق نهایی؟! [2015 Jun] 
*شکست فاجعه بار ج.ا. ! [2015 Jun] 
*حساب هایی که درست از آب در نیامد! [2015 Jun] 
*رسوایی فساد در فیفا! [2015 Jun] 
*مظلوم نمایی و رجزخوانی های توخالی! [2015 May] 
*داعش، پدیده ای گذرا یا ماندگار؟! [2015 May] 
*زمین لرزه در تهران، احتمالی ضعیف یا رویدادی محتوم با زمان غیرقابل پیش بینی! [2015 May] 
*وجدان ناآرام آقای اوباما! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص شادی و رضایت! [2015 May] 
*جایگاه در شاخص فلاکت! [2015 Apr] 
*گل سوریه و سبزه یمن! [2015 Apr] 
*آن که فریب می دهد و آن که فریب می خورد [2015 Apr] 
*هردو حق دارند! [2015 Apr] 
*پیشنهاد رهبری خاتمی! [2015 Mar] 
*مسئول مستقیم سرنوشت دردناک یونس ها! [2015 Mar] 
*قمار سیاسی! [2015 Mar] 
*عجیبا! غریبا! شگفتا! [2015 Feb] 
*سکولاریسم اسلامی! [2015 Feb] 
*سر گاو هسته ای در خمره ولایت! [2015 Feb] 
*جنایات بی مکافات! [2015 Jan] 
* گسترش آشفتگی، تنش و آشوب! [2015 Jan] 
*جنگ با معلول! [2015 Jan] 
*جمهوری اسلامی، آری یا نه؟! [2015 Jan] 
*2015، سال تعیین تکلیف؟! [2015 Jan] 
*زهی خیال محال! [2014 Dec] 
*«سبقت گرفتن در شیادی»! [2014 Dec] 
*نشانی بیت رهبری! [2014 Dec] 
* کاهش و افزایش بهای نفت و نان! [2014 Dec] 
* بغض فروخورده! [2014 Nov] 
* گریز از مسئولیت! [2014 Nov] 
*«روز واقعه» برای باراک حسین اوباما! [2014 Nov] 
*روگردانی از اسلام سیاسی! [2014 Oct] 
*مستقیم از بیت رهبری! [2014 Oct] 
*نباید درحد حرف باشد! [2014 Oct] 
*حق زندگی! [2014 Oct] 
*پایان رنج ها! [2014 Oct] 
*ردایی از تار و پود دروغ! [2014 Sep] 
*بان کی مون، عامل سازمان CIA! [2014 Sep] 
*رطب خورده...! [2014 Sep] 
*راهبرد بی عملی و انفعال! [2014 Sep] 
*دور باطل! [2014 Aug] 
*«یک: رهبر نباشد، دو: سپاه نباشد»! [2014 Aug] 
*شمار طرفداران حکومت آخوندی! [2014 Aug] 
*زندانی با 78 میلیون زندانی! [2014 Jul] 
*حد و مرز بیدادگری! [2014 Jul] 
*غزوه ی غزه! [2014 Jul] 
*معنای اعتدال! [2014 Jul] 
*دو خلیفه در یک اقلیم! [2014 Jul] 
*«فروپاشی نظامی پوسیده»! [2014 Jun] 
*رهایی از بن بست! [2014 Jun] 
*حوزه آسیب رسانی توفان! [2014 Jun] 
*اعداد بی پایه و اساس و مغایر منافع ملی! [2014 Jun] 
*نجات دهنده سوریه و کل خاورمیانه! [2014 May] 
* قوطی بگیر و بنشان! [2014 May] 
*بهایی ستیزی؛ ما منزجریم! [2014 May] 
*«آیینه شکستن خطاست»! [2014 May] 
*فارغ شدن از عشق به استبداد یا دگرگونی در بازتولید آن؟! [2014 May] 
*توهین به مقام معظم رهبری! [2014 Apr] 
*بحران عمیق تر و پیامدهای وحشتناک! [2014 Apr] 
*«باید به شدت مراقب بود»! [2014 Apr] 
*شکستن رکورد بیدادگری! [2014 Apr] 
*... که غصّه سرآید! [2014 Mar] 
*باید ازما تشکر کنند! [2014 Mar] 
*خواب آرام آقای اوباما! [2014 Mar] 
*«حرف حساب جواب ندارد»، جنجال دارد! [2014 Mar] 
*پیروزی ایستادگی بر سرکوب! [2014 Feb] 
*جام زهر و این همه ادا! [2014 Feb] 
*بانی واقعی انقلاب!  [2014 Feb] 
*سبد کالا؛ چرا چنین خوار شدیم؟! [2014 Feb] 
*دیپلماسی واقعیت گریز و روان پریش [2014 Jan] 
*عوض کردن آبنبات با سماق! [2014 Jan] 
*قربانی سیاست بازی ها! [2014 Jan] 
*سرباز کوچک و جسور ولایت و جرثومه فساد! [2014 Jan] 
*تئوری توطئه! [2013 Dec] 
* تسویه خرده حساب ها!  [2013 Dec] 
*گنداب ولایی فساد! [2013 Dec] 
*نگاه راهبردی ظریف به ابوموسی!  [2013 Dec] 
*توافق ذلت بار ژنو؛ چاره دیگری نبود!  [2013 Nov] 
*دخیل بستن به امامزاده اوباما! [2013 Nov] 
*مذاکرات کرها! [2013 Nov] 
*کاپیتولاسیون روسی و چینی!  [2013 Nov] 
*کاشت باد و دروی توفان! [2013 Oct] 
*حکایت چوب و پیاز! [2013 Oct] 
*بحران ساز پایان بخش بحران! [2013 Oct] 
*پاک کردن داغ ننگ! [2013 Oct] 
*پایان بخشیدن به کابوس 35 ساله! [2013 Oct] 
*نخورده نباید شکرکرد! [2013 Sep] 
* «آنچه این نامردمان...»! [2013 Sep] 
*تله خود ساخته! [2013 Sep] 
*کوبیدن برطبل رسوایی! [2013 Sep] 
*ترکیب دو رییس جمهوری! [2013 Aug] 
* پرداخت یکجای صورت حساب!  [2013 Aug] 
*هم تقلب بود، هم تدلیس! [2013 Aug] 
*کدام فرقه ضالّه، مضلّه واقعی است؟!  [2013 Aug] 
*مرغ یک پا دارد! [2013 Jul] 
*کشتار در بن بست! [2013 Jul] 
*«ولا[کن] تجسسوا»! [2013 Jul] 
*حال ایران خانم بد است! [2013 Jul] 
*پیروزی جامعه مدنی بر جامعه مدینه النبی! [2013 Jul] 
*زندان یا قتلگاه! [2013 Jun] 
*کله شقی و قانون گریزی یا برگشت براه اعتدال و عقلانیت!  [2013 Jun] 
*عروسک های سپاه! [2013 Jun] 
*«حقوق تعریف شده حزب الله»! [2013 Jun] 
*آیا «روز رهایی نزدیک است»؟! [2013 May] 
*به سوی خلافت اسلامی! [2013 May] 
*رد صلاحیت در پایبندی به قانون!  [2013 May] 
*سیرک انتصخوابات [2013 May] 
*کارنامه سیاه حکومت مدعی حمایت از مستضعفان!  [2013 May] 
*بی یاوری مردم سوریه! [2013 Apr] 
*«سال رسوایی سیاسی و اقتصادی»!  [2013 Apr] 
*جابجایی محمود با محمد یا محسن و یا ...! [2013 Apr] 
*گشودن گره کور! [2013 Mar] 
*پیروزی نوروز! [2013 Mar] 
*پایمال شدن منافع ملی! [2013 Mar] 
*کش بدهید! [2013 Feb] 
*زجرکشی! [2013 Feb] 
*چه چیز «مجرمانه» نیست؟! [2013 Feb] 
*سکّه یک پول! [2013 Feb] 
*شورش پابرهنگان! [2013 Jan] 
*کشت علوفه در جنگل! [2013 Jan] 
*نمایش درماندگی در اپرا! [2013 Jan] 
*پا جای پای ما! [2012 Dec] 
*راه تازه غارت! [2012 Dec] 
*شکست شعار «النصربالرعب»! [2012 Dec] 
*«تصحیح بی عدالتی تاریخی» [2012 Dec] 
*بزنگاه حساس! [2012 Nov] 
*لحاف ملا! [2012 Nov] 
*هرگز چنین مباد! [2012 Nov] 
*«تغییر»؟ حتی یک ذرّه! [2012 Nov] 
*فریب خوار و فریبکار! [2012 Sep] 
*درحال پیشرفت مطلوب! [2012 Sep] 
*نظام ولایی و اصل انصاف! [2012 Sep] 
*«به نام ایرانیان، مردم سوریه را نکشید»! [2012 Sep] 
*بیماری درمان ناپذیر! [2012 Aug] 
*تا هست می کشد! [2012 Aug] 
*خط قرمز یا چراغ سبز! [2012 Aug] 
*دریاچهء بینوای ارومیه!  [2012 Aug] 
*«هان ای دل عبرت بین...»!  [2012 Aug] 
*پشت سر افغانستان! [2012 Jul] 
*«مسیر طبیعی امور»!  [2012 Jul] 
*ترک برداشتن شیشهء عمر!  [2012 Jul] 
*کنگره وصف گل! [2012 Jun] 
*استخوان های لای زخم! [2012 Jun] 
*در صدر فهرست ننگ!  [2012 Jun] 
*کارنامه درخشان برادران قاچاقچی  [2012 Jun] 
*زبان زور!  [2012 May] 
*کند شدن شمشیردودم!  [2012 May] 
*مرحله آخرکلاه گشاد هدفمند!  [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار! [2012 May] 
*اثر تذکر و هشدار!  [2012 Apr] 
*آخرین تیرهای ترکش! [2012 Feb] 
*دیوان بلخ! [2012 Feb] 
* پرسش تلخ! [2012 Feb] 
*ننگ بر روسیه و... [2012 Feb] 
*بار سنگین و ننگین! [2012 Feb] 
*افسارگسیختگی اقتصاد! [2012 Jan] 
* جدایی ج. ا. از سوریه! [2012 Jan] 
*گردنه خطرناک! [2012 Jan] 
*تنگه و تنگنا! [2012 Jan] 
*شرط بندی روی اسب مرده! [2011 Dec] 
*به «جوان آنلاین» سپاه پاسداران و اذنابش! [2011 Dec] 
*واسلاو و کیم! [2011 Dec] 
*حیف و صد حیف! [2011 Dec] 
*انجام کار ناتمام! [2011 Nov] 
*مرگ در بحران! [2011 Nov] 
*نیاز به حمله نظامی نیست! [2011 Nov] 
*محاکمه دردادگاه صالح! [2011 Nov] 
*زایش موش از کوه «بهار عربی»! [2011 Oct] 
*«فکاهی مبتذل»! [2011 Oct] 
*من آدم می کشم، تو آدم می کشی... [2011 Oct] 
*خودش کش می آید! [2011 Oct] 
*آسانی و آرامی! [2011 Sep] 
*حق ناحق! [2011 Sep] 
*نیمه راه ناکجاآباد! [2011 Sep] 
*این مسخره بازی ها برای چیست؟!  [2011 Sep] 
*کویر غیرقابل سکونت! [2011 Aug] 
*لرزه براندام ولی فقیه! [2011 Aug] 
*معیار سنجش بزرگی یک ملت چیست؟ [2011 Aug] 
*علوم انسانی، بر پایهء قرآن-شرعیات! [2011 Aug] 
*استبداد پذیری! [2011 Aug] 
*زندان يا محل شکنجه و کشتار!  [2011 Jul] 
*خودکامگی و نبود آزادی، جواز مبارزه مسلحانه ؟! [2011 Jul] 
*خانه چوبی! [2011 Jul] 
*شهامت اخلاقی یا زدن نعل وارونه! [2011 Jul] 
*ناهمبستگی اسلامی! [2010 Sep] 
*گرفتار در چنبر خودکرده‌ها! [2010 Jun] 
*گندیدگی ریشه! [2010 May] 
*ایستاده بر بلندای قلّهء وقاحت!  [2010 May] 
*آیا واقعا" «این اسلام نیست»؟! [2010 Apr] 
*سرازیری سقوط! [2010 Apr] 
*زبان هرزه درا! [2010 Apr] 
*صداهای انیرانی! [2010 Apr] 
*98 به 2، 2 به 98! [2010 Apr] 
*"در کمرکش چاه"! [2010 Mar] 
*فرصت سوزی! [2010 Feb] 
*مجمع عمومی 22 بهمن! [2010 Feb] 
*ورشکستگی همه جانبه! [2010 Jan] 
*گازانبر ترور و فریب! [2010 Jan] 
*غبارآلود یا تیره وتار؟! [2010 Jan] 
*وبال گردن! [2009 Dec] 
*توفان در فنجان شکستهء ولایت! [2009 Dec] 
*ژرفنای فرومایگی! [2009 Dec] 
*ما دانشجوییم! [2009 Dec] 
*فاسد تا مغزاستخوان! [2009 Nov] 
*فروریزی دیوارهای ننگ و ترس! [2009 Nov] 
*مخلّ مبانی زندگی انسانی! [2009 Nov] 
*جایگاه سبز در رنگین کمان! [2009 Oct] 
*کهریزک: دادگاه جنایتکاران! [2009 Oct] 
*اوباما چه می کند؟!  [2009 Sep] 
*جامعهء پریشان و حاکمان روان پریش! [2009 Aug] 
*تجاوز در نظام تجاوز در تجاوز! [2009 Aug] 
*سردرگم وآشفته! [2009 Aug] 
*دشمنی با هویت ایرانی! [2009 Aug] 
*تلقّی فاشیستی ازآزادی بیان و... [2009 Jul] 
*چه نیاز به دشمن؟! [2009 Jul] 
*به سوی فروپاشی! [2009 Jul] 
*ما نشستیم و... [2009 Jul] 
*ایران غلتیده در خون  [2009 Jun] 
*حماسه شکوهمند رسوایی [2009 Jun] 
*سه رباعی درباره‌ی مقام معظم رهبری [2009 Jun] 
*دود شد و به هوا رفت [2009 Jun] 
*من رأی نمی‌دهم  [2009 Jun] 
*گردونه ی اهریمنی  [2009 Jun] 
*آزادترین کشور دنیا  [2009 May] 
*حکومت بسیجی ـ سپاهی  [2009 Apr] 
*سال اصلاح الگوی مصرف  [2009 Mar] 
*نفت و فرهنگ [2009 Mar] 
*به عمر تا علی بشنود [2009 Mar] 
*نوروزتان پیروز  [2009 Mar] 
*حیا [2009 Feb] 
*ولایت فقیه و حقوق بشر [2009 Feb] 
*آمدن شهسوار ناجی [2009 Feb] 
*بهای آمریکا ستیزی  [2009 Feb] 
*اوبامانیا! [2009 Jan] 
*آلوده چون هوا  [2009 Jan] 
*فروش چاه های نفت  [2009 Jan] 
*عظمت کنفت شدن  [2009 Jan] 
*فاجعه پایان سال، سال پایان فاجعه [2009 Jan] 
*نظام قانون ستیز  [2008 Dec] 
*بخشش از کیسه خلیفه! [2008 Dec] 
*ننگ بر دیکتاتوری [2008 Dec] 
*دنیای پرآشوب [2008 Dec] 
*"YES WE CAN" ! [2008 Nov] 
*دو بازوی بلند و کوتاه  [2008 Nov] 
*دگرگشت یا برگشت  [2008 Nov] 
*کار شما تمام است  [2008 Nov] 
*هم شرقی، هم غربی  [2008 Sep]