عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day
همنشین بهار

 

 
...

ای عشق همه بهانه از توست   من خامشم این ترانه از توست
من می‌گذرم خموش و گمنام     آوازه‌ی جاودانه از توست
در حالیکه ابرهای بی‌باران جلوی تابش آفتاب را گرفته‌اند و همه جا را نوعی خسوف فرا گرفته، درحالیکه فقر و جنگ و بی‌عدالتی، امان همه را بریده و تاجرپیشگی و فزون‌طلبی به آرمان‌خواهی و فداکاری می‌خندد، درحالیکه بر اساس آمار یکی از بزرگترین گروه‌های بین‌المللی امدادرسانی به نام آکسفام Oxfam نيمی از کل ثروت جهان در دست يک درصد از جمعيت جهان است و بسیاری از مردم، «هشت‌شون» گرو «نُه» است و به درد چه‌کنم چه‌کنم گرفتارند، از عشق گفتن و شنیدن چه ضرورتی دارد؟ «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day دیگر چه صیغه‌ای است و روز عشاق کدام است؟ 
...
انگیزه‌های کاسبکارانه کسانیکه فقط منافع خویش را دنبال می‌کنند، به کنار، آیین‌هایی این چنین، بهانه‌هایی برای فراموش کردن خاطرات تلخ و، شاداب‌کردن زندگی بوده و هست. حالا از نکته فوق می‌گذریم...

بیشتر ما روزانه به چندین و چند وبلاگ و سایت سر زده، فیس بوک، توییتر، تلگرام...همه را ته می‌کشیم. اینجا و آنجا اسکایپ می‌زنیم و پای این رادیو یا آن تلویزیون می‌نشینیم و وقایع ایران و جهان را «تحلیل» می‌کنیم. اما در درون خانه خودمان، صداهایی هست که درست نمی‌شنویم و از درک یار و همدم خویش بازمی‌مانیم و اگر فرزندی داریم هم، با ما غریبه است. این موضوع که غالباً پشت‌گوش انداخته می‌شود و «پیش پاافتاده» و حقیر می‌نماید، خیلی هم بیهوده نیست! بیهوده، روزمرگی و گسستن از خویش است. در چشم عقل، خار مغیلان زدن و در راه نفس، باغ ارم، ساختن است. مرغ خویش و صید خویش و دام خویش شده‌ایم. بیهودگی و الینه‌شدن این است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
عشق گوهر سرودهای زرتشت است
عشق گوهر سرودهای زرتشت است. برای همین در ایران باستان نیاکان ما به آن ارج نهاده و پنجم اسفند(۲۴ فوریه) هر سال را با عنوان «سپندار مذگان» جشن می‌گرفتند که چیزی شبیه روز عشاّق و روز وَلـِنـْتـایـْنْ بود. (سپندار مزد لقب زمین، و زمین نماد تواضع و عشق است.)
...
در متون اوستا و در گاتاها - سرودهای پنجگانه منسوب به زرتشت که از نظر نگارش(و نه مضمون) کهن‌ترین بخش اوستا است، و در آثار بجای مانده از زبان پارسی میانه، بارها سخن عشق به میان آمده‌است. بخشی از داستان‌های شاهنامه، منطق‌الطیر عطار، مثنوی، اشعار نظامی، خواجوی کرمانی، جامی،‌ عیوقی، حکیم سنایی و رودکی و... در باب عشق است. (در اشعار رودکی «آغاشه» اشاره به عشق دارد.)
...
تاریخ‌ ادبیات ایران‌ چه‌ در اشعار کلاسیک‌ و چه‌ در سروده‌های‌ نیمایی‌ و آزاد، سرشار از اشعار عاشقانه‌ با نگاه‌ متفاوت‌ شاعران‌ به‌ مقوله‌ عشق است. سهروردی، حتی غم عشق را نیز می‌ستاید:
گر عشق نبودی و غم عشق نبودی - چندین سخن نغز که گفتی که شنودی؟
...
شاعران و نویسندگان معاصر میهن‌مان نیز از عشق بسیار گفته‌اند. ملک الشعرای بهار، نظام وفا، پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، رهی معیری، هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، مشیری، اخوان، میم آزرم، سیمین بهبهانی، سیاوش کسرائی، رضا مقصدی، مجید نفیسی، اسماعیل یغمائی.. و شاملو که در کنار آیدا، غزل غزل‌ها را می‌سراید...
بزرگ علوی در رمان چشمهایش در قالب عشق فرنگیس، احمد محمود در همسایه‌ها، محمود دولت آبادی در رمان زیبای سلوک و، کلیدر در قالب شخصیت مارال... همه به نوعی به عشق گوشه زده‌اند. داستان‌های ادبیات مدرن مثل بینوایان ویکتورهوگو، زنبق درّه بالزاک، دکتر ژیواگو، جان شیفته، آنا کارنینا، دختری با گوشواره مروارید... و دهها اثر جاودانه دیگر همه موضوعاتی عاشقانه دارند. گوئی هنر و ادبیات بدون عشق می‌میرد. حتی اشعار عامیانه و مَتل‌هائی که از گذشتگان باقی مانده، با این که آفرینشگر بیشتر آنها مشخص نیست و در دورانی سروده شده‌اند، که ادبیات مکتوب مرسوم نبوده، به نوعی بیان و انتقال عشق می‌باشد. همچنین است فیلم های برتر تاریخ سینما، اکثر نمایشنامه‌هائی که در صحنه تئاتر (اپرا بطور خاص) اجراء شده، و عالم پر رمز و راز موسیقی، که از عشق جدا نبوده و در آینده نیز نخواهد بود. 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
همه ترانه‌های عالم به عشق گوشه زده‌اند
بیشتر ما از آواهای زیر خاطره داریم. گوئی آدمی کوله‌بار خاطراتش را نمی‌تواند زمین بگذارد.
• شبی که آوای نی تو شنیدم، چو آهوی تشنه پی تو دویدم. دوان دوان تا لب چشمه رسیدم، نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم...
• تا به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو، شرح دهم غم ترا نکته به نکته مو به مو...
• چه بگویم با من ای دل چه‌ها کردی، تو مرا با عشق او آشنا کردی...
• دو تا چشم سیا داری، دو تا موی رها داری...
• ای عشق من ای زیبا نیلوفر من، در خواب نازی شب‌ها نیلوفر من...
• باز، ای الهه ناز با دل من بساز کاین غم جانگداز برود از برم...
• پرسون پرسون، یواش یواش، اومدم در خونه تون. ترسون ترسون لرزون لرزون، اومدم در خونه تون. یک شاخه گل در دستم...
• از برت دامن‌کشان، رفتم ای نامهربان از من آزرده دل، کی دگر بینی نشان رفتم که رفتم...
• اگر یک شب ترا در خواب بینم، به دریا نقشی از مهتاب بینم...
• آهنگ زیبا و به یادماندنی «دلیله» Delilah «تام جونر»
I saw the light on the night that I passed by her window، I saw the flickering shadows of love... My, my, my, Delilah! Why, why, why, Delilah?...
ٰشب، هنگام گذر از کنار پنجره‌اش نوری دیدم، سایه‌های لرزان عشق را... دلیله...
 
همه ترانه‌های عالم رنگ و بوی عشق دارند.
...
کدام دل شوریده‌ای است که در نی حَسن کسائی، ضربِ حسین تهرانی، تار جلیل شهناز، ویلن یاحقی، پیانوی محجوبی، کمانچه هابیل علی‌اف، سه‌تار سعید هرمزی و آواز مرضیه و تحریرهای بنان... شور عشق نیآبد؟ 

«الهی به مستان جام شهود» که نادر گلچین می‌خواند، ترانه های عماد رام، اذان موذن‌زاده اردبیلی و حتی مناجات سید جواد ذبیحی...مانند ناله چنگ و خروش دف، عاشقانه بود. کدام حماسه و کدام میدان نبرد را شنیده یا دیده‌ایم که انگیزه‌ی عشق و مهر، آن را نیافریده باشد؟ طفیل هستی عشق‌اند آدمی و پری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دانی که کیست ‏زنده، آنکو ز عشق زآید 
هیچ متفّکری را نمی‌شناسیم که گریزی به عشق نزده باشد، حتّی فیلسوف ظاهراً خشکی مانند نیچه، که در کتاب «این چنین گفت زرتشت» از زبان پیرزنی می‌گوید «سراغ زن‌ها که می‌روی، شلاقت را فراموش مکن»، می‌گوید: درعشق راستین، جان، تن را در آغوش می‌کشد و وقتی دوست داشتن دستور می‌دهد محال هم سر تسلیم فرود می‌آورد. همه هنرمندان، فیلسوفان، نویسندگان و شاعران پای عشق را به میان کشیده‌اند. حافظ عشق را ماندگار‌ترین صدا در همه اعصار می‌داند و خود را «بنده عشق» می‌خواند. گوته و شکسپیر و پوشکین و... خیلی‌های دیگر، همه با عشق کلنجار رفته‌اند.
پوشکین در رُمان «یوگنی‌آنگین»[۱] اگرچه گفته: «هرچقدر به طرف مقابلت کمتر توجه کنی او قدر ترا بهتر می‌فهمد»، اما به شکل معکوس نشان می‌دهد، عشق با خودپسندی و کبر میانه‌ای ندارد و نباید با آن بازی کرد.
هنرمندان بزرگی چون «رودن»[۲] و «گوستاو کلیمت»[۳] در نقاشی و تندیس «بوسه»[۴]، مهر و زیبایی عشق را به نمایش گذاشته‌اند. گوته در «رنج‌های ور‌تر جوان» از کششی غبارآلود و بی‌سرانجام سخن می‌گوید، امّا در «دیوان غربی- شرقی» عشق انسانی و آسمانی را به نمایش می‌گذارد، و در اثر بیادماندنی‌اش «فاوست»[۵]، عشق را مایه نجات روح سرگشته آدمی معرفی می‌کند. مولوی همه چیز را با یک سئوال و جواب، روشن می‌کند: «دانی که کیست ‏زنده؟ آنکو، ز عشق زآید.»‏
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
عاشقان سر نهند در شب تار 
شیخ شهاب‌الدین سُهروردی، همو که غم عشق را هم می‌ستود، می‌گوید: محبت چون به غایت رسد آن را عشق خوانند. خواجه نصیرالدین طوسی، عشق را به «مُشاکَلَه بَینَ النُّفوس» تعبیر می‌کند. می‌خواهد بگوید عشق می‌تواند همسانی و هم‌آهنگی عاشق و معشوق را نتیجه دهد. حکیم سنایی در اثر مشهورش «حدیقه الحقیقه»، فصلی با عنوان «فی ذکر العشق و فضیله» دارد و می‌گوید:
دلبر جان رُبای عشق آمد
سر بر و سرنمای عشق آمد
عشق با سر بریده گوید راز
زانکه داند که سر بود غماز
خیز و بنمای عشق را قامت
که مؤذن بگفت قدقامت
عشق گوینده نهان سخن است
عشق پوشیده برهنه تن است
بنده عشق باش تا برهی
از بلاها و زشتی و تبهی
عاشقان سر نهند در شب تار
تو برآنی که چون بری دستار
...
عطار نیشابوری در منطق الطیر از هفت وادی نام می‌برد و وادی دوم، وادی عشق است.
بعد از این وادی عشق آید پدید
غرق آتش شد کسی کانجا رسید
کس در این وادی به جز آتش مباد
و آنکه آتش نیست عیشش خوش مباد
محی‌الدین عربی که در تعلیمات او محوری بودن فلسفه عشق هویداست و دختری به نام «نظام» را دوست می‌داشت، معشوق حقیقی را در درون انسان می‌دید. در شعر زیبایی که منتسب به اوست می‌گوید: 
اُعانِقُها وَ النَّفسُ بَعدُ مَعشوُقه، اِلَیها وَ هَل بَعدَ العِناقِ تَدانی
به مضمون شعر او که فراتر از معانقه(دست در گردن دوست انداختن و بوسیدن) است، اشاره می‌کنم. محبوب خویش را می‌بویم و می‌بوسم و با او می‌آمیزم ولی باز می‌بینم به او اشتیاق دارم. مگر از این نزدیک تر هم چیزی هست؟
کَأَنَّ فُؤَادی لَیسَ یُشفی غَلیلُهُ، سِوی اَن یُری الرّوحانِ یَتَّحدانِ
آتش درونی من همچنان زبانه می‌کشد تا جان ما در هم شود و به یکتایی و یکتویی برسیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق‌ورزی هنر است
از دهه ۱۹۵۰ به بعد که هنجارهای مربوط به مناسبات جنسی در اروپا و آمریکا تغییر کرد و از مباحث و مسائل جنسی تابوزدایی شد، نویسندگانی چون ویلهلم رایش، آلفرد کینزی و هربرت مارکوزه، تلاش زیادی کردند تا نگاه مردم نسبت به برطرف‌سازی نیازهای غریزی واقع‌بینانه باشد تا هی به خودشان سرکوفت نزنند و دریابند عشق جنسی(اروس Ἔρως)، یک مفهوم کلیدی است. 
عشق جنسی فراتر از عمل جنسی و لذت جنسی است و همانطور که گفتم یک ارزش معنوی محسوب می‌شود و از جنس نیایش است.
عشق جنسی دو واژه عربی است و پارسی جایگزین آنها «شْرینگارین»(آمیزش) است.
...
مارکوزه، می‌گفت چرا باید عشق جنسی، ناپسند تلقی شود. چرا به همه چیز مارک بی بند‌ و باری و دین‌ستیزی زده می‌شود. اخلاقی که عشق جنسی در آن نه سرکوب، که امری عادی تلقی گردد تحقق‌پذیر است و می‌تواند به محو ساختارهای مبتنی بر اقتدار و تحکم پنهان و غیرپنهان راه ببرد و راه ایجاد جامعه‌ای واقعاً آزاد را بگشاید. ویلهم رایش هم می‌کوشید تا این موضوع را جا بیاندازد که غرایز جنسی جزئی مهم از ساز و کار جسمی و روانی آدمی است و سرکوب آن تحت هر عنوانی که باشد، راه به جایی نمی‌بَرَد و حاصلی جز ترشیدگی جسم و جان و اختلالات رفتاری و شخصیتی یا دلمردگی و رفتارهای تهاجمی ندارد.

اریک فروم عشق‌ورزی را که مضمون و جوهر آن فداکاری و آشتی است، هنر می‌دانست.
شعار معروف «هیپی‌ها» Make love, not war (عشق بورز، جنگ نکن)، که در دهه‌های شصت و هفتاد قرن بیستم، بر سر زبان‌ها افتاد و توسط مخالفین جنگ ویتنام علیه دولت آمریکا به کار می‌رفت و جان لنون هم در آهنگ Mind Games در سال ۱۹۷۳ به کار برد، معنایش تنها به بستر و خلوت مربوط نمی‌شد. مقصود اصلی آن این بود که اصالت با عشق است نه با کینه. یعنی عشق آنتی‌تز جنگ و کینه است. برداشتی که با آموزه‌های ویلهم رایش و اریک فروم، یا بهتر بگویم مسیح، ارتباط داشت.
در آﻟﻤﺎن نوشته‌های «گوته» ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ جنسی، آهنگی ﻧﻴﻤﻪ‌ﻣﺬهبی دادﻧﺪ. البته جلوتر هم، سر این کلاف باز شده بود. نویسندگانی چون «دﺳﺘﻮت دو ﺗﺮیسی» و «اﺳﺘﺎﻧﺪال» اگرچه ﻋﺸﻖ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻮﺿﻮعی جنسی ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ قرار ندادند اما ﻛﻮشیدند ﺗﺄﺛﻴﺮ آن را ﺑﺮ رﻓﺘﺎر آدمی ﻛﺸﻒ ﻛﻨﻨﺪ.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق فقط یک واکنش شیمیایی نیست 
زیست‌شناسان و روان‌شناسان روی عشق و چیستی آن کار کرده‌اند‌. آنان با نظریه‌های هورمونی و روان‌شناسیِ تحولی و «نجواهای خاموشِ» زیست‌شناسیِ اجتماعی و مطالعه جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی جنسیت، کوشیده‌اند از معمای عشق پرده بردارند.
«هلن فیشر»[۶] در کتاب «اندام شناسی عشق»[۷] نوشته‌، وقتی کسی اسیر عشق می‌شود، مغز او مواد شیمیایی معینی ترشح می‌کند که موجب ازدیاد تپش قلب، تشدید هیجان و مانند آن می‌شود...
آخرین کتاب‌ها در باره عشق، به غریزه و احساس آدمی نگاهی فلسفی و روانشناسانه دارند با اینحال گاه او را در فردیت و جنسیت خلاصه کرده و نمره اصلی را به کارکردهای تن و «هورمون‌ها» می‌دهند. تحقیقات مزبور با استناد به نظرات «داروین»، «پول اکمان»، «ویلیام جیمز»، «والتر کانون»، «زیگموند فروید» و «کارل گوستاو یونگ»، به جای «تبیین عشق»، وارد مکانیزم‌ها شده و صرفاً آنرا «تشریح» کرده‌اند. واقعش این است که تشریح، از تبیین جداست.
اگرچه اندامی که افسار عشق را در دست دارد، مغز(و نه قلب) انسان است. اگرچه در بدن کسانیکه شیفته دیگری می‌شوند و به او عشق می‌ورزند میزان ترشح این یا آن هورمون(مثلاً کورتیزول) بیشتر از دیگران است. اما عشق فقط یک واکنش شیمیایی یا آمیزه‌ای از عملکرد ناقلان عصبی و هورمون‌ها نیست. بعبارت دیگر، چیستیِ عشق صرفاً با بیان مکانیزم‌ها و تغییرات هورمونی، راززدایی نمی‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احساس عشق جنسی پیشینه‌ای دور و دراز دارد
در موزه‌ مصر(المُتحف المصری)، و در کتابخانه اسکندریه، همچنین در موزه ملی سوریه که آثار تمدن‌های ماقبل تاریخ را هم در بردارد، به اشعار عاشقانه‌ای برخوردم که بر پاپیروس‌های کهن و الواح سومری حک شده بود. این نوشته‌ها نشان می‌داد احساس عشق جنسی، نه اح است و نه مخصوص امروز و دیروز. پیشینه‌ای دور و دراز دارد.
...
ﺑﺮای دﺳﺘﻴﺎبی ﺑﻪ ﺑﻴﺎن ﻛﺎملی از ﻣﻔﻬﻮم فلسفی ﻋﺸﻖ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻛﺘﺎب «ﺿﻴﺎﻓﺖ» Συμπόσιο اﻓﻼﻃﻮن رﺟﻮع ﻛﻨﻴﻢ. ضیافت(مهمانی یا سیمپوزیوم)، یکی از مهم‌ترین رساله‌های افلاطون و موضوع آن عشق است. به گونه روایی است و در آن سقراط نقش اول را دارد. اﺣﺘﻤﺎﻻ ﻫﻴﭻ اﺛﺮ دﻳﮕﺮی در ادﺑﻴﺎت اروﭘﺎ، ﭼﻨﻴﻦ اﺛﺮی ﺑﺮ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﺪاﺷﺘﻪاﺳﺖ. در این کتاب (ضیافت)، سقراط سخنان دقیقی در مورد عشق می‌گوید که از آن می‌گذرم. ارسطو نیز آرای اﻓﻼﻃﻮن را در ﺑﺎره ﻋﺸﻖ در ﻛﺘﺎب‌ﻫﺎی ﻫﺸﺘﻢ و ﻧﻬﻢ «اﺧﻼﻗﻴﺎت ﻧﻴﻜﻮﻣﺎﺧﻮس» پی گرفته‌اﺳﺖ.

در قرون وسطی، اوج ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻋﺸﻖ، «زﻧﺪگیناﻣﻪ ﻧﻮ» La Vita Nuova اﺛﺮ داﻧﺘﻪ اﺳﺖ. البته او در ﭘﺎﻳﺎن ﻛﺘﺎب «ﻛﻤﺪی اﻻهی» هم به عشق گوشه می‌زند. دانته دختری به نام «بئاتریس» را دلدار خود می‌داند بی‌آنکه اصلاً با او بوده باشد. «فرانچسکو پترارک» هم که گفته می‌شود نوشته‌هایش آغازگر دوران رنسانس است، دختری به نام «لورا» را دوست داشت درحالیکه جز یکی دو بار او را بیشتر ندیده بود.
در سرزمین گلهای سرخ(شهر زادگاه من، گلپایگان) احوال دهقانی خوب و دوست‌داشتنی‌ را شنیدم که از شدت کار و زحمت دستهایش پر از چین و چروک بود. اینطور که پدرم می‌گفت چشم و دل آن مرد پاک بود و آزارش به کسی نمی‌رسید. بیکار و بیعار هم نبود اما، عاشق بود. می‌گفتند دختری را دوست داشته که همیشه جلوی خانه‌شان پر از کود و پهن(و پَغَر) بود. هر کس از آنجا می‌گذشت بی اختیار بینی‌اش را می‌گرفت و سریع رد می‌شد تا بوی بد کمتر آزارش دهد. ولی آن مرد، به‌یاد کسی که دوستش داشت، همان کوچه و همان محل پر از هیمه و پهن را عطرآگین‌تر از هر جای دیگری می‌دانست و گاه می‌رفت آن محل را بو می‌کشید و مست می‌شد و اصلاً هم دیوانه نبود. گاهی هم می‌گریست.
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذ بالله اگر ره به مقصدی نبری
از «آفاق» همسر نظامی و «شاخ نبات» حافظ و افسانه نیما، تا رکسانا و «گل کو» و «آیدا»ی شاملو و از آن زیباروی که دکتر شریعتی در باغ ابسرواتور پاریس می‌دید و سه سال بی او، بی او نگذشت، تا «فروغ» پر فروغ «ابراهیم گلستان»... همه پر از زیبایی و راز است. آن صدیق شب‌چراغ نیز... که اگر می‌بوسیدمش، نسیم و لاله با هم می‌رقصیدند. وای خدا چقدر او را دوست داشتم. او را که اصلاً ندیدمش...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر کسی در زندگیش «او»یی دارد 
هر کسی در زندگیش «او»یی دارد. همه که «منصور حلاج» و «بایزید بسطامی» و «ابو حمزه ثمالی» نیستند که «او»یشان یا «هو»یشان، را در لاهوت بجویند و با خدا و حق یگانه باشند. گاه «کودک درون» آدمی «او»یش را در خاطره‌ها جستجو می‌کند. با «او» که زنی یا مردی خوش صورت و پاک سیرت است و اخلاق نیکو دارد و پیر و پاتال و چروکیده هم شده باشد زیباترین و رعناترین است، حرف می‌زند و چه بسا «او» را که دیگر نیست و در رؤیاها و آن دوردستهاست، می‌بوید و می‌بوسد و می‌نوازد. با او می‌خندد، اشک می‌ریزد و سر بر شانه‌اش می‌گذارد و برای او خودش را به معنی خوب کلمه لوس می‌کند.
...
همه ما در مقاطعی به کودک درون خویش باز می‌گردیم و به پاکی و صفای او رومی‌آوریم. نیاز داریم خودمان را برای غمخوار خویش لوس کنیم. مثل وقتی‌ که در کودکی خود را به زمین می‌انداختیم تا پدر یا مادرمان نگاهشان بر ما بیافتد آنوقت می‌زدیم زیر گریه، تا دستی به سر و رویمان کشیده شود...
...
گرچه هر «او»یی، «او» نیست اما هر کسی در زندگیش «او»یی دارد. کسانیکه ادا و اطوار درمی‌آورند و با عَلم‌کردنِ سگ نفس و گاو نفس و بد و بیراه به فردیت و جنسیت، توی سر عشق زمینی می‌زنند و خیلی چیزها از جمله «روز وَلـِنـْتـایـْنْ» را هم «اَح» و «مکروه» و قبیح می‌دانند، آنها نیز وقتی به خلوت می‌روند به فراست می‌افتند که عشق عالی‌ترین پدیده حیات است!
در سوره قیامت آمده «بَلِ الْإِنسَانُ عَلَی‏ نَفْسِهِ بَصِیرَه وَلَوْ أَلْقَی‏ مَعَاذِیرَهُ» آدمی خودش را خوب می‌شناسد حتی اگر بازی درآورَد و توجیه کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق یک سامانه است 
عشق در تمام ذرات عالم ساری و جاری است. کافی‌ست فقط هیدروژن و اکسیژن با هم لج کنند و عشقبازی نکنند. ما از تشنگی می‌میریم.
لگام بر سر شیران زند صلابت عشق
چنان کشد که شتر را مهار، در بینی
...
عشق احساس یکی‌شدن با چیزی یا کسی فراتر از خود است. عشق یک سامانه است اما اگر مانند هر سامانه‌ی دیگری، مناسبات قدرت بر آن حاکم شود واویلاست. همدمی و همنشینی به منم‌منم و زورگویی خواهد کشید و سامانه حتی اگر سر پا هم باشد فرو می‌ریزد چون فروریختنی است.
عشق، احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند.
آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می‌ فتاد 
... 
آتش عشق و جوشش آن تنها در «نی» و «می» نمی‌افتد و خیلی چیزهای دیگر را هم از جمله عشق به فرزند و بعکس عواطف او را نسبت به پدر و مادرش و... در برمی‌گیرد. عشق به فرزند، و بعکس نیاز عاطفی و واقعی فرزند(و فرزندان) به مهر پدر و مادر، نشان می‌دهد عشاق تنها شامل کسانی نیست که در خیال، یا عالم واقع تشکیل زندگی می‌دهند. بچه‌ها هم عاشق پدر و مادر خویشند و بعکس، و به همین دلیل قطع این رابطه بسیار جانکاه است و پر رنج. این رنج را کسانیکه بالای سر فرزندانشان بوده‌اند، همچنین کودکان دیروز که در دامان پر محبت پدر و مادر خویش بزرگ شدند حس نمی‌کنند. کسانی متوجه می‌شوند که از این عشق واقعی محروم شده‌ و این سامانه را از دست داده‌اند. پدر یا مادری که هر دو یا یکی از آنان، بالای سر فرزندان خود نتوانستند باشند یا نگذاشتند باشند. همچنین کودکانی که از طفولیت، بین آنان با پدر یا مادرشان فاصله افتاد یا فاصله انداختند...(این عده)، هرگز نتوانستند رنج دوری از پدر یا مادر خودشان را فراموش کنند و هیچ چیز حتی مبارزه با ستمگران نتوانست این فراق را توجیه کند. اینها نیز عاشق بودند و از آنجا که در کوچه باغ‌های عشق بلا می‌بارد به ابتلاء افتادند.
خلاصه، عشاق تنها شامل کسانی نیست که در خیال یا عالم واقع، مزدوج شده و بهمدیگر گل می‌دهند. 
هین میاور این نشان را تو بگفت 
وین سخن را دار اندر دل نهفت 
چند در آتش نشستی همچو عود 
چند پیش تیغ رفتی همچو خود
این نشان در حق او باشد که دید 
آن دگر را کی نشان آید پدید 
این سخن ناقص بماند و بی‌قرار 
دل ندارم بی‌دلم معذور دار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق لذّتی اغلب مثبت است که موضوع آن زیبایی است 
عشق لذّتی اغلب مثبت است که موضوع آن زیبایی است اما لذت و زیبایی چیست؟ لذت، طیف گسترده‌ای از حالات ذهنی است که انسان‌ها و دیگر حیوانات بعنوان چیزی خوشی‌آور، یا با ارزش تجربه می‌کنند. لذت شامل حالات ذهنی مشخص‌تری همچون شادی، تفنن، خوشی، خلسه، و رضامندی می‌باشد...
در سال‌های اخیر، پیشرفت‌های قابل‌توجهی در شناخت مکانیسم‌های مغز که زمینه‌ساز لذت هستند، صورت گرفته‌است...(...)
... 
زیبایی یکی از مفاهیم فلسفی و مفهومی پیچیده و انتزاعی است. زیبایی می‌تواند یکی از خصوصیات فرد، حیوان، مکان، شی، یا ایده باشد که یک تجربه ادراکی از لذت‌بردن و یا رضایت را در دیگران ایجاد می‌نماید. زیبایی به طور سنتی جزو ارزش‌های نهایی از جمله خوبی، حقیقت و عدالت شمرده شده‌است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق و فداکاری خویشاوند همدیگرند 
عشق، فداکاری یک جانبه، داوطلبانه، تمام عیار و بی‌چشمداشت است. از اجبار و استثمار فاصله دارد و به جای خودخواهی و خودبینی، همدلی و همدردی به ارمغان می‌آورد. عشق سینه مردمان را از کینه تهی می‌کند و به محبت می‌آمیزد. آنجا که او فرمانرواست. ادب هست و بی‌ادبی نیست. مهر هست و کین نیست. عشق پاک و زیباست و عاشقی‌کردن اساساً کاری خدایی است. اما هر عشقه و کنش و واکنشی عشق نیست.
عشق جوشد بحر را مانند دیگ
عشق ساید کوه را مانند ریگ
عشق بشکافد فلک را صد شکاف
عشق لرزاند زمین را از گزاف
عشق گسترش دایره وجود از خود به غیر خود، و در واقع توسعه مرزهای وجود خود به موجودات دیگر است. «عشق یک هنر است، باید آنرا آموخت و آنرا آفرید. آهنگی است که با نوازش سرانگشتان دو دست خویشاوند بایدش نواخت...»
عشق با جوشش خون و انقلاب غریزه و عارضه طبیعت و غذاخوردن یک گرسنه بسیار متفاوت است و صرفاً از هورمون‌ها خط نمی‌گیرد. عشق در درجه اول ارتباط با شخصی خاص نیست. یک رهیافت و نگرش است...یک خاطره است...
... 
داستان شمع و پروانه، و نیز حکایت فاخته‌ای که گوشت خود را کَند و به دشمن داد و از بزرگترین کتاب حماسی هند(مهابها راتا)، با تغییراتی جزئی در هزار و یکشب بازگو شده، گویای همین واقعیت است. این داستان شورانگیز، سوختن فاخته ماده را برای فاخته نر اسیر، به تصویر می‌کشد. در پایان، فاخته نر از سوگ فاخته ماده، تن به مرگ می‌دهد تا به جفت خود درآن جهان بپیوندد.
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﻋﺸﻖ را الهه ﻧﻴﺎز ﺧﻠﻖ ﻛﺮده‌است 
انسان علاوه بر «نسی»(به معنای فراموشی)، با «انس» نیز هم‌ریشه و همنشین است، یعنی با خوبی‌ها(و بدی‌ها) خو می‌گیرد و مأنوس می‌شود. آدمی دوست دارد از لاک خویش بیرون بیاید و انیس و مونس جمع باشد. موجودی اجتماعی است و پر از راز و نیاز. از جمله، نیازهای عاطفی و جنسی.
...
آدمی همان «نی»‌ای است که از نیستان‌اش ببریده‌اند. به هر جمعیتی نالان شده‌ و هر کسی به قول مولوی از ظن خود، یارش شده اما از درون پرغوغایش خبر ندارد.
وقتی عَذَب(و مجرد) و تنهاست، می‌کوشد تای خودش را پیدا کند تا از تَجَرّد و عذاب به درآید و اهلی و متاهل شود. 
حکیمان زمانه راست گفتند
که جاهل گردد اندر عشق، عاقل
بعبارت دیگر، وقتی کوپل یا بهتر بگویم «کفو» خود را می‌یابد، با ایجاد رابطه، اهلی می‌شود. (اهلی به‌معنی دقیق کلمه، در برابر وحشی)
...
وقتی از کوره راه تجرّد به شاهراه تاهّل روی می‌آورد، اهل مَحل، دوست و آشنا و فَک و فامیل همه و همه جمع می‌شوند و جشن می‌گیرند. چرا جار می‌زنند؟ چون
این رابطه زیباست و نباید پنهانش کرد. کار خلافی نیست که قاییم قاییمی انجام داد. با ساز و دُهل و پایکوبی به گوش همه می‌رسانند و شایسته جشن و سرور و عروسی‌ست.
القصه، با ایجاد رابطه، با «او»ی خویش مَچ شده یا بهتر بگویم «علاقه-مند» شده و دل می‌سپاریم. علاقه در اصل، رشته نخی است که تابیده شده‌است. این تعلق خاطر بسیار زیباست و چنانچه با گسستن از اصل خویش(الیناسیون) همراه نباشد، رهاییبخش است در غیر اینصورت، غل و زنجیر ارادت(عشق ؟) حاصلی جز بیگانگی نخواهد داشت.
...
به قول پائولو کوئلیو نویسنده‌ی برزیلی «عشق در دیگری نیست. بل‌که در ماست. ما آن را در خود بیدار می‌کنیم. اما برای بیدارکردن آن نیاز به دیگری داریم.»
باهم‌بودن و متعلق-به‌-کسی-بودن از نیازهای جسمی انسان هم سرچشمه می‌گیرد. خودمان را به آن راه نزنیم. آدمی نیاز دارد سر بر شانه‌ای بگذارد و سری بر شانه‌اش گذاشته شود. دوست دارد ببوسد و بوسیده شود. دوست بدارد و دوست داشته شود...
زیبایی شخصی(آن نمی‌دانم چه‌ای که فقط رنگ و رو، و چشم و ابرو نیست و، ما در کسی می‌بینیم و جذبش می‌شویم) + انس زیاد + همدردی و هم‌آوایی و شباهت ذوق و سلیقه و...همه دست به دست هم داده و نقش معین عمل(کاتالیزور) را بازی کرده و دو آشنا را به سمت هم هُل می‌دهد و به آغوش هم می‌اندازد و چه بسا به «وحدت عاطفی ـ جنسی» بین دو فرد کشیده شود. این امر، آیه خداوندی است. «آیت‌الله» به معنی واقعی کلمه، این است. هم زیباست و هم قانونمند. 
سعدی فرمود:
به هیچ صورتی اندر، نباشد این همه معنی
به هیچ سورَتی اندر، نباشد این همه آیت
شورَت=شرف و منزلت
...
فراموش نکنیم که عشق جنسی به عنوان یک ارزش معنوی قابل ستایش است.
ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و به قول یوحنا «آن ﻛﺲ ﻛﻪ در ﻋﺸﻖ ﻧﻴﺴﺖ، در ﺧﺪاوﻧﺪ ﻧﻴﺴﺖ و ﺧﺪاوﻧﺪ درون او ﻧﻴﺴﺖ.» بله، ﻋﺸﻖ را الهه ﻧﻴﺎز ﺧﻠﻖ ﻛﺮده‌است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هیچ منظره‌ای زیباتر از عشق‌ورزی عاشق و معشوق نیست 
گرچه به تمایلات خودخواهانه که نام مقدس عشق را یدک می‌کشد نمی‌شود عشق گفت ولی هر احساسی که با اختیار، احترام، فداکاری و صداقت توأم باشد عشق است و دیگر آسمانی و زمینی ندارد هی خودمان را گول نزنیم و عشق را به تاق آسمان نچسبانیم. عشق دو انسان به هم، که در فرهنگ ارتجاعی از اساس، و در بینش «انقلابی» به شکلی دیگر نفرین شده، هرچند توسط دست‌های نامرئی سرمایه و بازار، و فردیت سلطه‌گر آدمی(که از آن تنها پورنوگرافی و استثمار جنسی می‌فهمد) به منجلاب کشیده شده امّا، هم واقعیت دارد و هم پاک است.
هیچ منظره‌ای زیباتر از عشق ورزی عاشق و معشوق نیست، اصلا زیباتر از این و بالاتر از این محال است...
البته به شرط اینکه «الینه» نشویم. از خود نگسلیم. نه مرد را خدایگان ببینیم، نه زن را، بُت.
...
آمیزش(سکس)، تنها زمانی چرکین و آلوده است که اولاً آدمی برده فردّیت فروبرنده خویش باشد، طرف مقابلش را خدا کند و در ثانی او را شکلات و همبرگر پندارد.
اگر در ریزش برف که زمین و هرچه در آن است سنفونی مساوات می‌نوازد، زیبائی نهفته است،
اگر بارش باران از آسمان، رویش گل در چمن و جوشش آب از چشمه زیباست، اگر شعر رنگ‌ها و رقص آهنگ‌ها، طناز و دل‌انگیز است، اگر هم‌آوایی تار و پیانو و ویلن زیباست، منظره‌های عاشقانه نیز که هستی با تمام برهنگی‌اش دل‌ربائی می‌کند، زیبا و دل‌انگیز است. اما، کاهن درون ما با عَلم‌کردن سگ نفس و گاو نفس، و این ارزش است و آن، ضد ارزش، توی سر عشق زمینی می‌زند و آنرا بخاطر خصلت جسمی و جنسی و فانی بودنش تحقیر کرده، حیوانی می‌نامد. واقعش سُنّت استتار ‌عشق ربطی به پرنسیب‌های اخلاقی ندارد و خاّص کسانی‌ست که فقط تنزه طلبی می‌کنند و به قول حافظ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند. ظاهر و باطنشان یکی نیست و هر موی‌شان یک ساز می‌زند.
این مباحث تا بدینجا گفتنی است
هرچه آید زین سپس بنهفتنی است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق با عَشَقه یکی نیست
ریشه واژه عشق‎ از عشقه گرفته شده‌است. البته برخی‌می‌گویند واژهٔ به ظاهر عربی «عشق» با iška اوستایی به معنی خواست، خواهش و گرایش هم‌ریشه‌ است. نمی‌دانم.
...
عشق با عشقه یکی نیست. عشقه چیست؟ عشقه، پیچک است و آن شبه‌گیاهی است که در ‏باغ پدید آید در بُن درخت. اوّل میخش‌ را در زمین سخت می‌کوبد. ‏پس سَر برآرد. خود را در درخت می‌پیچد و همچنان می‌رود تا همه ‏درخت را فرا گیرد، و چنانش شکنجه کند که نَم در درخت نماند و هر غذا ‏که به واسطه آب و هوا به درخت می‌رسد به تاراج می‌بَرد تا آنگاه که ‏درخت خشک شود.(شیخ شهاب الدین سُهروردی- مونس العشاق یا فی حقیقة العشق ص ۷- با اندکی تغییر)
...
عَشقه بر خلاف دست که پرداخت می‌کند و می‌بخشد، مثل دهان، فقط ‏و فقط دریافت می‌کند و می‌گیرد.
اگر شخصی فقط به یک شخص دیگر عشق و محبت بورزد(تازه بفرض که کشش او از جنس عشقه نباشد)، وقتی نسبت به سایر همنوعان خود بی اعتناست، محبت او چیزی نیست مگر پیوند و تعلق زیستی یا نوعی خود محوری که بزرگتر شده‌است.
پیوند دو انسانی که از خویش می‌گذرند تا به روح مشترک دست یابند، با خود محوری تفاوت دارد. خودبینی خویشاوند نفرت است و به حریم مقدس عشق راه ندارد.
عشق را جز دولت و عنایت نیست
جز گشاد دل و هدایت نیست
عشق را بوحنیفه درس نکرد
شافعی را در او روایت نیست
عشق اگر عشق باشد با رسیدن عاشق به معشوق، متوقف نمی‌شود، بال در می‌آورد. عشق صدای فاصله‌ها نیست. عشق، بقا و حضور معشوق است حتی اگر به فنای عاشق بینجامد. بازی با کلمات نیست. تاب‌بازی و چون پاندول، به این سو و آن سو چرخیدن و «یه دل اینجا، یه دل اونجا» نیست، نه فقط به قول عین القضات، شوریدگی است، بلکه همدمی و هم آوائی، و یکتائی و یکتوئی هم هست.
عشق با شعار عیاشان بی‌غم‌شاد که «همه چیز ممکن است اما هیچ چیز اجباری نیست»[۸] بی‌مرزی و بی‌هویتی و تاق‌زدن معشوق و معشوقه swinging را، به گذار از سّنت به مدرنیته نمی‌چسباند...

عشق اسطرلاب اسرار خدا است و از دلی که چون پاتیل رنگرزان، پر از شائبه و رنگ است، بیزار است...
پالی‌آمِری[۹] و «عشق ضربدری»، یا «بریزرسکس»[۱۰] (ایجاد رابطه در ازای گرفتن یک نوشیدنی شیک و گران...) و موارد مشابه که با عشق مدرن و آزاد توجیه می‌شود، بازی با ارزش معنوی و پاکِ عشق است. در تبلیغات کلوب‌های به اصطلاح پیشرو که زنان و مردان به تاق‌زدن شریک جنسی‌شان ترغیب می‌شوند، تجار سکس، ضمن ستایش از «عشق»، آزادی انتخاب را به رُخ می‌کشند و آنرا به مدرنیته نسبت می‌دهند! بیچاره عشق...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق جاسیگاری و تاکسی نیست 
وقتی شاه تبه کار و شیخ مکاری که درون هر کدام ما است، تنها و تنها ساز خودش را می‌زند و منم منم راه می‌اندازد، از مفاهیم متعالی و با ارزشی چون عشق و فداکاری، چه چیز باقی می‌ماند؟ واقعش این است که دنیای پیرامون ما فاقد معنّویت است و همه ما خودآگاه، یا ناخودآگاه به روابط ستمگرانه، مزورانه و فریبکارانه، کشیده شده‌ایم. به تقلید ناشیانه از روابط و مناسبات بورژوازی، به همه چیز(از جمله شریک زندگی) به چشم ابزار و آچار نگاه می‌کنیم. این نشد، یکی دیگه... همدیگر را آدامس تصور می‌کنیم، تا زیر دندانمان شیرین است می‌جویم. اما بعد...
...
اینکه بگوئیم: گذار از سّنت به مدرنیته است که باعث شده خانواده و عشق، کارکردهای دیرین خود را از دست بدهند همه چیز را توضیح نمی‌دهد.
گویی دوست‌داشتن نیز مانند بسیاری از واژه‌های دیگر به ابتذال کشیده شده و باید گفت ای عشق به جای چهره آبی‌ات، چهره محزون و مغموم‌ات پیداست. نمود این تغییر را اول از همه می‌شود در موسیقی پاپ، و ترانه‌های بازاری دید چرا که ارتباط نزدیکی با جوانان دارد.
خیال نکن نباشی. بدون تو می‌میرم. گفته بودم عاشقم. خب حرفمو پس می‌گیرم...
لیلی فقط تو قصه است. جنون دیگه کدومه ؟... بذار همه بدونن. که عاشقی دروغه
تو... رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست. رفتی و با یکی دیگه دوست شدی، هیچ خیالی نیست، یک روزم نوبت من میشه برات نامه بدم، ببینی با یکی دیگم، جاتم اصلا خالی نیست... حالا چاره چیه؟ درمون چی‌چیه؟... میون اینهمه، عشق من کیه ؟... وا، این یکیه… پس اون چی‌چیه ؟...
...

آیا عشق جاسیگاری و تاکسی است که این نشد، یکی دیگر؟ مگر قلب آدمی سرپیچ است و به هر «لامپ»ی می‌خورد؟ عشق حقیقی و رشد دهنده، عشقی که با شور و شعور همراه است آستانش از این جهالت‌ها بسا بسا رفیع تر است. اگر عشق، فرزند آزادی است، یعنی با وابستگی و به ویژه بی فرهنگی بیگانه است.
...
وقتی سلطه جویی، یعنی میل به تملک دیگری، جای احترام متقابل و مسئولیت پذیری را می‌گیرد، حتی اگر پیوندها ظاهرا برقرار بماند، عشق چاره‌ای جز خداحافظی ندارد و... چه بسیارند باهمان تنهایان.
شاید به قول احمد شاملو روزی مهربانی دست زیبائی را بگیرد. روزی که کمترین سرود بوسه است... روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است... روزی که مهربانی با زیبائی یکسان شود...
 

 
پانویس 
 
داستان وَلـِنـْتـایـْنْ با افسانه قاطی است 
داستان وَلـِنـْتـایـْنْ با افسانه قاطی است و چه بسا در مقابله با اجبارات اصحاب کلیسا ساخته شده و به آن رنگ و لعاب داده‌اند. حداقل سه قدیس به نام وَلـِنـْتـایـْنْ وجود داشته که هر سه هم کشته شده‌اند. روایت غالب مربوط به سده سوم میلادی(اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران) و فرمانروایی کلاودیوس دوم[۱۱] در روم باستان است. گفته شده کلاودیوس ازدواج را منع کرد چون باور داشت در کار نبرد دست و پاگیر است و وَلـِنـْتـایـْنْ در مقابله با حکم وی به زندان افتاد و کشته شد. داستانی که البته واقعی نیست، بر سر زبانها افتاده که وی پیش از کشته‌شدن نامه‌ای برای دختر زندانبان و یا یک دختر نابینا نوشته و ابراز عشق نموده‌است و بیاد وی روز وَلـِنـْتـایـْنْ(روز عشاق) باب شده‌است.
...
به مضمون روز وَلـِنـْتـایـْنْ بسیاری از مردم جهان(البته با اسامی دیگر) توجه نموده‌اند. «شب هفت‌ها» در چین، «تاناباتا» در ژاپن، «روز پِپِرو» در کره جنوبی، روز دوست[۱۲] در فنلاند، روز همه قلبها[۱۳] در سوئد، روز دوستان[۱۴] در ترکیه، روز عشق و دوستی[۱۵] در آمریکای لاتین، روز دوستی و صداقت،[۱۶] در برزیل...
 
یک دسته کلید است به زیرِ بغلِ عشق
در رابطه با مقوله عشق، پیش‌تر(در دانشنامه ویکیپدیا و...) به داستان بسیار قدیمی «کارمن» Carmen و به قصّه‌های «روسلان و لودمیلا»، «اورواس و یوروراس»، «کوراغلو و نگار»، «هیر و رانجها»، «لیلی و مجنون» و داستان منظوم «یوگنی‌آنه‌گین» اشاره داشته‌ام.
از این دست باز هم هست: 
«رستم و تهمینه»، «بیژن و منیژه»، «گشتاسب و کتایون» و «زال و رودابه» (همه در شاهنامه فردوسی است.)، همچنیبن «ویس و رامین» فخرالدین اسعدگرگانی، «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی، عشق «شیخ صنعان و دختر ترسا» در «منطق الطیر» عطار نیشابوری، «وامق و عذرا»، «ورقه و گلشاه»، «محمود و ایاز»، «مولوی و شمس»، و شیفتگی حافظ به «شاخ نبات» که او را بسیار دوست می‌داشت.
در پایان یادی کنم از زیباترین تابلوی عشق که تا کنون دیده‌ام.
تابلوی تیرباران شهیدان[۱۷] در کوه «پرینسیپه پیو»(سوم ماه مه ۱۸۰۸) که فرانسیسکو گویا، نقاش اسپانیایی به تصویر کشیده و در موزه «پرادو» El Prado در شهر مادرید(اسپانیا) نگهداری می‌شود. تابلویی که عشق به آزادی را نشان می‌دهد. رویارویی با ستمگران هم نوعی عشق ورزیدن است و شمعهای شبانه‌‌ای که خوش و بی‌پروا سوختند تا روشنی‌بخش محفل دیگران باشند عاشق‌ترین عاشقان بودند.
سخن عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می‌ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
 
  1. Чем меньше женщину мы любим, Тем легче нравимся мы ей.
  2. Auguste Rodin
  3. Gustav Klimt
  4. The Kiss
  5. Faust
  6. Helen E. Fisher
  7. Anatomy of Love
  8. Alles kann, nichts muss
  9. polyamory
  10. Breezerseks
  11. Claudius II
  12. Ystävänpäivä
  13. Alla hjärtans dag
  14. Sevgililer günü
  15. Día del Amor y la Amistad
  16. Dia dos Namorados
  17. Los fusilamientos de la montaña del Príncipe Pío 
 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عاقبت از ما غبار مانَد و بس [2019 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی [2019 Oct] 
*دایره‌المعارف‌ها، شناسنامه‌های حقیقی یک ملت‌اند یادی از دکتر غلامحسین مصاحب [2019 Oct] 
*گفت و شنود با باقر مومنی، میلیتانت سیاسی (1) مسأله تاریخ، تاریخ مسأله‌هاست  [2019 Oct] 
*دونالد ترامپ و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی آمریکا  [2019 Sep] 
*یکبار دیگر، یازده سپتامبر [2019 Sep] 
* داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است [2019 Sep] 
* بازجویی دکتر علی شریعتی در ساواک (۱) مکتوب چهل صفحه‌ای  [2019 Aug] 
* نشستِ آیت‌الله منتظری با قاتلین زندانیان سیاسی دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۶۷  [2019 Aug] 
*جنبش مشروطه یکی از برجسته ترین رویدادهای تاریخ ایران [2019 Aug] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان - جمعه ۳۱ تیر سال ۶۷  [2019 Jul] 
*چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2019 Jul] 
* در پسِ تابلویِ جیغ  [2019 Jul] 
* گرگها فرمانروایى مى‌کنند ــ دکتر جِکیل و آقای هاید  [2019 Jul] 
* معامله قرن و بازتعریف معنای بحران Deal of the Century [2019 Jul] 
*سازمان ملل و معاهدهٔ منع شکنجه UNCAT  [2019 Jun] 
*داستان پَهپاد آمریکایی حقیقت نباید در بند این پرسش باشد که به نفع کیست  [2019 Jun] 
*تئوری ریسمان String Theory تارهای رقصندهٔ انرژی Dancing Filament of Energy [2019 Jun] 
*خطابه دکتر مصدق در دیوان بین‌المللی دادگستری(دادگاه لاهه) [2019 Jun] 
*نگاهی دوباره به یک استعفا [2019 Jun] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۵) محمدعلی فروغی (ذُکاءالمُلک) سیاست‌ورز چندساحَتی [2019 Jun] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۴) نصرت‌الله فیروز، و داستانِ حذف و قتل وی در سمنان [2019 May] 
*دولتمردان عصر رضاشاه (۳) تیمورتاش، تواناترین چهره سیاسی دوران مدرن  [2019 May] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۲) علی‌اکبر داور نماد مدرنیته اداری در ایران  [2019 Apr] 
* عدالتخانه و ویرانگرانش گفت‌وشنود با ایرج مصداقی  [2019 Apr] 
*سیدحسن تقی‌زاده یک مرد فکور در هیئت یک مرد عمل  [2019 Mar] 
*عَلَمِ دولت نوروز به صحرا برخاست بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند  [2019 Mar] 
*پرونده احمد کسروی، ننگ دادگستری ایران بود  [2019 Mar] 
*تنظیم رابطه نظامهای استبدادی شاه و شیخ با وکلای مستقل [2019 Feb] 
*عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day  [2019 Feb] 
*«بختیارِ» با اختیار، و نامه‌هایش به خمینی  [2019 Feb] 
* نشست تعیین‌کننده سران ارتش شاه صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷  [2019 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷  [2019 Feb] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۲) قرارداد ۱۹۱۹  [2019 Feb] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۱) قرارداد سن پترزبورگ(۱۹۰۷)  [2019 Jan] 
*گفت‌وشنود با مرجان براتی دختری با گوشواره مروارید  [2019 Jan] 
*«آمور میو» Amor mio کجاست عشق که سرود زندگی سر کند؟  [2019 Jan] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۰) پیمان آخال(آخال تِّکه) (1881) Treaty of Akhal [2018 Dec] 
* سیروس نهاوندی، اسب تراوای ساواک  [2018 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی [2018 Dec] 
* نامه تهرانی(بازجوی ساواک) به آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله لاهوتی  [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۹) Goldsmid Arbitration قرارداد(حَکَمیّتِ) گلدسمید [2018 Dec] 
* ۶۰۰ ویدئو و مقاله... لحظه‌هایِ بودن Moments of Being [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (8) Treaty of Paris 1857 معاهده پاریس [2018 Dec] 
*پای سخن «آذر بی‌بی»(آذر قشقایی) - به یاد بهمن  [2018 Nov] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰  [2018 Nov] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۷) Treaties of Erzurum قرارداد ارزنه‌الروم [2018 Nov] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (66) جنگ جهانی اول یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2018 Nov] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۶) قراردادِ نوامبر ۱۸۱۴ (عهدنامهٔ تهران)  [2018 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی است  [2018 Oct] 
* مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس  [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵) معاهده صلح ترکمانچای [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]