«بختیارِ» با اختیار، و نامه‌هایش به خمینی
همنشین بهار

 


دکتر شاپور بختیار؛ سه نامه برای آیت‌الله خمینی نوشته‌است. اولی به تاریخ هفتم شهریور ۱۳۵۶؛ که از طریق آقای بنی‌صدر به ایشان رسانده‌است. دومین نامه موقعی فرستاده می‌شود که سید جلال تهرانی از طرف شورای سلطنت به پاریس رفت و آنجا استعفا داد. نامه مزبور توسط مهندس مرزبان به احمد خمینی داده می‌شود و به دست آیت‌الله خمینی می‌رسد. سومین نامه در رادیو خوانده شده و اطلاعات و کیهان نیز انتشار داده‌اند. قبل از اشاره به متن نامه‌ها؛ می‌خواهم از دکتر شاپور بختیار، «بختیار»ی که بخت‌یار نبود و در زمانه خودش مهجور و تنها ماند یاد کنم.
وقتی صحبت از وی به میان می‌آید خواه ناخواه به وقایع دوران انقلاب هم برخورد می‌کنیم و خاطرات زیادی زنده می‌شوند. برخی نخست وزیری ایشان را حاصل انقلاب و فرصتی تاریخی که ایران از دست داد ارزیابی می‌کنند. از بختیار با عنوان «کرنسکی» ایران هم یاد شده‌است.
(الکساندر فیودورویچ کرنسکی Александр Керенский سیاست‌مدار روسی پس از انقلاب فوریه ۱۹۱۷ در مقام نخست وزیری بود اما با انقلاب اکتبر به‌وسیلهٔ بلشویکها سرنگون گشت و به فرانسه تبعید شد).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
به زمان باید زمان داد. زمان احکم الحاکمین است
دکتر شاپور بختیار مرا بیاد زندان دستگرد در اصفهان؛ و «سهراب هلاکوئی باغ بهادرانی»، افسر شجاعی که به نظرات وی متمایل بود و در اسیرکشی سال ۶۷ جانش را گرفتند می‌اندازد. همچنین بیاد شُکری(شکرالله پاکنژاد) می‌افتم که سال ۱۳۵۷ در زندان وکیل‌آباد مشهد با ستودن زیرکی بختیار؛ از وی با عنوان «مُحلّل رژیم شاه» نام می‌برد. شکری البته جانب وی را نمی‌گرفت.
(از آنجا که رژیم شاه عملاً سه‌طلاقه شده و «نامحرم» انگاشته می‌شد، «مُحَلِّل»ی لازم بود تا دوباره بتواند رجعت کند.)
...
می‌توانم به‌جرئت بگویم بعد از آزادی زندانیان سیاسی در سال ۵۷ کمتر کسی منکر مرزبندی با شاپور بختیار می‌شد. جا افتاده بود که عامل انگلیس و سرویس‌های بیگانه‌است. اتهامی که بعداً شاه و امثال مظفر بقایی هم تکرار می‌کردند. من نیز مثل بسیاری از زندانیان سیاسی دوران شاه، معتقد بودم او نوکر بی اختیار و مُحلّل رژیم شاه است. در گرماگرم انقلاب می‌شنیدم بختیار پیش از ملی شدن صنعت نفت؛ رئیس اداره کار استان خوزستان بوده و این سابقه‌ در اداره کل استانی که تحت سلطۀ انگلیس‌ها بود، بدون توافق با شرکت نفت ایران و انگلیس امکان نداشت.
...
سلطنت‌طلبان او را متمایل به خمینی تصور نموده و طرفداران آیت‌الله خمینی او را سلطنت‌طلب معرفی می‌کردند. حالا البته خیلی حرفها زده می‌شود اما واقعش حول و حوش انقلاب، گرایش غالب روشنفکری ایران هم، از بختیار حمایت نمی‌کرد. در آن روزگار؛ کمتر کسی می‌توانست از شور و شوق و هیجان انقلاب فاصله گرفته و با دیده عقل نقاد به رویدادها بنگرد.
...
بعد از تجاوز عراق به کشورمان؛ بختیار اگرچه معتقد بود وقتی به ایران حمله‌ای شود هر ایرانی، جدا از هر عقیده و مذهبی که دارد در دفاع از آب و خاک میهن با دیگران هماهنگ می‌شود و هیچ‌کس نمی‌تواند یک جنگ میهنی را جنگ امپریالیستی جلوه دهد، اما در مورد تنظیم رابطه وی با حزب بعث عراق حرف و حدیث کم نیست. یعنی همه چیز در روشنی قرار ندارد. اینکه این سازمان و آن گروه نیز به مناسبات غیرقابل دفاع تن دادند، چیزی را توجیه نمی‌کند. 
...
از حق نگذریم. بختیار در اعلامیه‌ای که ۲۱ مهرماه ۱۳۵۹ در پاریس منتشر نمود به «تحریکات مستمر و مغرضانه رژیم روحانی‌نمایان در تحمیل حکومت خود از یک سو و دخالت در امور سایر کشورها از سوی دیگر که به دولت عراق امکان داده با استفاده از آشفتگی حاکم بر کشور، به خاک میهن عزیز ما حمله ور گردد و مصیبت تازه‌ای برای مردم ستم دیده ایران ببار آورد» - اشاره نمود و بر دفاع از تمامیت ارضی و استقلال میهن انگشت گذاشت. ضمناً شاپور بختیار از معدود شخصیت‌های مخالف حکومت ایران بود که از همان روز اول از تصویب قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت استقبال و بر اجرای آن اصرار ورزیدند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بختیار، دکتر مصدق را راهبر خود می‌دانست
شاپور بختیار که ۴ تیر ۱۲۹۳در شهرکرد به دنیا آمد و ۱۵ مرداد ۱۳۷۰در پاریس به خون خویش غلطید؛ دبیرکل حزب ایران، عضو جبهه ملی، از بنیان‌گذاران نهضت مقاومت پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و آخرین نخست‌وزیر ایران، پیش از انقلاب بزرگ ضدسلطنتی بود. خانوادهٔ او از طوایف ایل بختیاری بودند. پدرش محمدرضا معروف به سردار فاتح بختیاری(در زمان رضا شاه) به جرم شورش مسلحانه، تیرباران شده بود و پدربزرگ مادریش، نجف قلی صمصمام‌السلطنه دو بار در ۱۲۹۱ و ۱۲۹۷ به نخست‌وزیری احمد شاه قاجار رسید. شاپور بختیار با دومین همسر شاه(ثریا اسفندیاری) دختر عمو؛ و با تیمور بختیار که ۴ سال ریاست ساواک را بر عهده داشت، پسر عمو بود. زن دایی خانم فرح پهلوی هم؛ لوئیز صمصام بختیاری، خاله شاپور بختیار می‌شد.
...
شاپور بختیار در ۱۵ دی ۱۳۵۷ با شاه بر سر نخست‌وزیری به توافق رسید و با این کار، هم‌مسلکانش در جبههٔ ملی، رأی به اخراج او و رّد همکاری با دولت وی دادند. البته در پیامد ورود آیت‌الله خمینی به ایران و چندی بعد با اعلام بی‌طرفی ارتش، دولت بختیار در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سقوط کرد. وی پس از آن؛ ۶ ماه در ایران مخفیانه زندگی کرد و در تیرماه ۱۳۵۸ به فرانسه رفت و در قالب نهضت مقاومت ملی ایران به فعالیت علیه جمهوری اسلامی پرداخت. اولین سوءقصد به جانش که البته ناموفق بود و توسط گروهی به رهبری انیس نقاش صورت گرفت؛ در تابستان ۱۳۵۹ رقم خورد. دومین ترور ۱۱ سال پس از آن؛ منجر به قتل بختیار در سن ۷۷ سالگی در پاریس شد.
...
مهم‌ترین ویژگی‌هایش؛ ایستادگی در برابر حکومت دینی، احیای مشروطه، اعتقاد و اصرار به اجرای قانون اساسی مشروطه است. در پیش‌گفتار کتابش؛ «یکرنگی» نوشته‌است پیش از آن‌که خود را ایرانی و پای‌بند مذهب خاصّی بداند، به انسان و انسانیت اعتقاد دارد. وی دکتر محمد مصدق را راهبر خود می‌دانست و به پیروی از او تأکید می‌کرد. عاقبت هم زیر عکس او کشته شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بختیار ۵ سال و ۸ ماه زندانی کشید
شاپور بختیار تحصیلات دورهٔ ابتدایی را در شهرکرد و تحصیلات متوسطه را در اصفهان و سپس در بیروت به پایان رساند و در ۱۳۱۵ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن مشغول تحصیل شد. او در جنگ داخلی اسپانیا در صف مخالفان ژنرال فرانکو فعال بود. با نهضت مقاومت ملی فرانسه نیز همراهی داشت.
سال ۱۳۲۴ دکترای خود را در حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه سوربن دریافت کرد. رسالهٔ دکترایش که در سال ۱۳۲۳ نوشته، دربارهٔ رابطهٔ مذهب با قدرت سیاسی در جوامع باستانی(جدایی دین از سیاست) بود. در رساله مزبور تأکید می‌کند «اسلام در پاکی و بی‌آلایشی آغازینش، نه کلیسا دارد و نه دولت»
...
ایرج پزشکزاد می‌گوید: (بختیار) «با آنچنان ملایمت و ملاطفتی از ادیان و پیغمبران مختلف یاد می‌کند که می‌توان در انتسابش به یکی از مذاهب تردید کرد.»
البته وی در نامه‌هایی که به آیت‌الله خمینی نوشته، به گفتمان حوزوی توسل جسته‌است. به زبان فرانسوی و انگلیسی صحبت می‌کرد و علاوه بر آن با زبان‌های آلمانی و عربی هم آشنایی نسبی داشت.
سال ۱۳۲۵ به ایران بازگشت. ۵ سال بعد به عنوان مدیر ادارهٔ کار استان اصفهان انتخاب شد و به هنگام نهضت ملی‌شدن نفت به سِمَت مدیرکل کار استان خوزستان (مرکز صنعت نفت ایران) ارتقا یافت. در دولت دکتر مصدق، معاون وزارت کار شد و قانون بیمهٔ اجتماعی کارگران را با امضای نخست وزیر تصویب کرد که بعدها این قانون باعث پی‌ریزی سازمان بیمه‌های اجتماعی کارگران شد.
کودتای ۲۸ مرداد که روی داد به صف مخالفان شاه پیوست و چند بار دستگیر شد. در جبههٔ ملی دوم، هم فعال بود و در بهمن ۱۳۴۲ همراه با دیگر رهبران جبههٔ ملی به زندان افتاد. شاپور بختیار در مقطعی با مهندس بازرگان نیز؛ هم بند بود. در زندان شهربانی آن زمان(خیابان باغ ملی که بعداً به کمیته مشترک به‌اصطلاح ضدخرابکاری تبدیل شد) با هم زندانی می‌کشیدند و حتی مهندس بازرگان نام دومین فرزندش «نوید» را در مشورت و با پیشنهاد شاپور بختیار برگزید. در فاصلهٔ سال‌های میان کودتا و نخست‌وزیریِ محمدرضا پهلوی؛ جمعاً ۵ سال و ۸ ماه زندانی کشید و ۷ سال هم ممنوع‌الخروج بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بختیار و نامه سرگشاده به شاه
اواخر سال ۱۳۵۵ دکتر کریم سنجابی؛ دکتر شاپور بختیار، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یداله سحابی و داریوش فروهر و... در تماس‌هایی که با هم داشتند، تصمیم می‌گیرند وضعیت حساس کشور را طی نامه‌ای به شاه گوشزد کنند. این جمع با همفکری یکدیگر نامه‌ای تهیه و تنظیم کردند تا برای شاه بفرستند؛ اما درباره تعداد امضا کنندگان اختلاف نظر پدید آمد، قرار بر امضای محدود بود ولی مهندس بازرگان اعتقاد داشت عده‌ای از دوستان ایشان هم نامه را امضا کنند که مورد موافقت سایرین قرار نگرفت و درنتیجه وی و دکتر سحابی راضی به امضاء نشدند. گویا آیت‌الله سید رضا زنجانی مورد مشورت قرار می‌گیرد و قرار می‌شود برای جلوگیری از تأخیر بیشتر؛ نامه با امضای آقایان دکتر کریم سنجابی، دکتر شاپور بختیار و داریوش فروهر منتشر گردد.
...
۲۲ خرداد ۱۳۵۶ انتشار نامه‌ سرگشاده(توسط سه تن از سران جبههٔ ملی، کریم سنجابی، داریوش فروهر و شاپور بختیار، به محمدرضا پهلوی) بر سر زبانها افتاد. نویسندگان نامه از شاه می‌خواستند که برای نجات کشور به حکومت استبدادی پایان دهد و اصول مشروطیت را تمکین کند. به واقع آن‌ها عامل بحران در ایران را شاه دانسته و او را متهم کردند که به واسطهٔ تورم و بی‌توجهی به کشاورزی؛ اقتصاد ایران را به نابودی کشانده‌است. نحوهٔ مدیریت شاه و عدم احترام و مغایرت آن با قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر از دیگر نکات مورد تأکید نویسندگان نامه بود. آنان در بخش پایانی نامه تنها راه برون رفت از چنین وضعیتی را ترک حکومت استبدادی؛ تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، دادن آزادی مطبوعات و آزادی اجتماع، آزادی زندانیان سیاسی، دادن اجازه بازگشت به تبعیدشدگان سیاسی و استقرار حکومتی که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد، اعلام کردند. در این نامه برخلاف سابق و به عمد تقویم شاهنشاهی و لقب همیشگی آریامهر در کنار نام شاه نیامده بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پذیرش شراط بختیار توسط شاه
در شرایط دَم‌به‌دَم متحول آن دوران؛ آتش‌های زیر خاکستر زبانه می‌کشید و می‌رفت تا شیرازه امور را از هم بگسلد. رژیم شاه به درد چه کنم چه کنم گرفتار شده و کفگیر شریف امامی و ازهاری هم به ته دیگ خورده بود.
... 
کمی به عقب برگردیم.
زمانی که نه کنفرانس گوادلوپ تشکیل شده و نه «هایزر» به ایران آمده بود؛ شاه به
ویلیام سولیوان سفیر وقت آمریکا در ایران، گوشی داده بود که از ایران خواهد رفت. 
ویلیام سولیوان سفیر وقت آمریکا در کشور ما؛ در صفحه ۱۳۴ کتاب «مأموریت در ایران» تصریح کرده‌است: 
«شاه خودش برایم تعریف کرد که در نظر دارد مدتی به بندرعباس برود... چند روز بعد گفت که مایل است به جزیره کیش برود... یک بار هم حرف عجیبی زد و گفت چه طور است سوار کشتی بشود و مدتی در آب‌های بین‌المللی به سیر و سیاحت بپردازد... ولی سرانجام در اواخر ماه دسامبر(اواخر آذر، اوایل دی) که به کلی ناامید شده بود، تصمیم گرفت برای مدت نامعلومی از ایران خارج شود.»
...
جدا از واقعیتی که سولیوان بر آن انگشت نهاد؛ ابر و باد و مه و خورشید و فلک، نیز در کار بود تا او برود. در پی گسترش اعتراضات مردم و انقلاب در تقدیر؛ چاره‌ای هم جز این نبود. شاه؛ قبل از آنکه برود، رفته بود. او می‌رفت اما در جستجوی شخصی بود که با خروجش از ایران در شرایط قابل قبول و محرمانه موافقت کند.
...
بعد از صحبت با احمد بنی‌احمد و کریم سنجابی و مظفر بقایی و غلامحسین صدیقی که هر یک از آنان به دلایلی از پذیرفتن حکومت سرباز زدند؛ در اواخر سال ۱۳۵۷ اعلیحضرت به ناچار از شاپور بختیار خواست که مقام نخست‌وزیری ایران را قبول کند. شاه در این خصوص می‌گوید: «با بی‌میلی و اکراه و به خاطر فشار خارجی، با انتصاب بختیار به سمت نخست‌وزیری موافقت کردم. همیشه او را دوستدار انگلیس و جاسوس پترولیوم انگلیس می‌دانستم. اما بالاخره بعد از دیدار با لُرد جرج براون؛ وزیر امور خارجه وقت انگلیس تصمیم گرفتم نام بختیار را به عنوان نخست‌وزیر اعلام کنم، چرا که دیگر برگ برنده‌ای نداشتم.»
...
بختیار، شرایط زیر را پیش گذاشت تا ریاست یک دولت غیرنظامی را برعهده گیرد:
  • انتخاب وزرا فقط با خودش باشد و شاه دخالت نکند.
  • شاه از کشور خارج شود و تعهد نماید که از این به بعد سلطنت نماید و نه حکومت،
  • ساواک منحل گردد.
  • چهارده تن از نظامیان از جمله غلامعلی اویسی تبعید شوند.
  • زندانیان سیاسی آزاد شوند،
  • شرایط آزادی مطبوعات فراهم گردد،
  • بنیاد پهلوی به دولت منتقل شود،
  • کمسیون شاهنشاهی[در واقع بازرسی شاهنشاهی] که در تمام امور دخالت می‌کند حذف شود.
شاه با قبول تمامی شرایط او در ۹ دی ۱۳۵۷ بختیار را به نخست‌وزیری منصوب کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طرد بختیار از جبهه ملی
دکتر هوشنگ نهاوندی؛ در فصل پایانی کتاب خود(آخرین تلاش‌ها و آخرین دسیسه‌ها) نوشته‌است که علیاحضرت فرح پهلوی مُسّبب اصلی انتصاب شاپور بختیار به ریاست دولت بوده و ۳ ماه قبل از آن‌که شاپور در کاخ نیاوران با شاه ملاقات داشته‌باشد در ویلای محمدعلی قطبی [دائی‌اش] در خفا با او ملاقات کرده‌است. در آن دیدار شهبانو یک مجلّد از اشعار پُل الوار؛ شاعر معاصر معروف فرانسوی را هم به بختیار، هدیه می‌کند...
البته خانم فرح پهلوی به گزارش فوق صحه نگذاشته و در خاطرات خود اولین ملاقات‌اش را با بختیار پس از نخست‌وزیری او؛ در اواخر نیمهٔ آذر ۱۳۵۸ می‌داند.
به اعتقاد شهبانو فرح؛ غلامعلی اویسی و ناصر مقدم، آخرین رئیس ساواک نقش زیادی در معرفی و پیشنهاد بختیار به شاه داشتند.
القصه؛ بختیار علی‌رغم مخالفت جبههٔ ملی و بدون توجه به رأی شورای مرکزی مبنی بر خودداری اعضا از پذیرش نخست‌وزیری، این سمت را قبول کرد. با توجه به عدم تمکین بختیار از این موضوع او از جبههٔ ملی طرد شد و تمامی اعضای آن در رأی‌گیری که در این خصوص به عمل آمده بود(حتی بدون رأی ممتنع) رأی به اخراج وی از جبههٔ ملی و همین‌طور حزب ایران دادند.
...
شماری از دوستان و هم‌حزبی‌های بختیار او را خائن و سلطنت‌طلب هم خواندند و متهمش کردند که با نخست‌وزیر‌شدن اعتبار و حیثیت جبهه ملی و خط مصدق را از بین برده و تک‌روی کرده‌است. اما بختیار؛ معتقد بود وی به هدف حزبی، که کسب قدرت از طریق مخالفت قانونی است، پایبند بوده و اکنون که بالاترین منصب قانونی ممکن در حکومت پهلوی به او پیشنهاد شده‌است، دلیلی برای امتناع از پذیرش آن نمی‌بیند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من مرغ طوفانم نیندیشم ز طوفان
گرچه امثال خانم مهشید امیرشاهی و...به صورت علنی از بختیار حمایت کردند اما هواداران نخست وزیرشدن وی جمع بزرگی را شامل نمی‌شدند. مهشید امیرشاهی در شمارهٔ ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در روزنامهٔ آیندگان مقاله‌ای با عنوان «کسی نیست از بختیار حمایت کند؟» منتشر کرد. او در مصاحبه‌ای بختیار را به عنوان «جلوه و اسوهٔ کمال انسانی و خرد» ستود.
روشنفکران؛ سازمان‌های سیاسی چپ، ملی‌گرا و لیبرال از بختیار حمایت نکردند و وی در دی‌ماه ۱۳۵۷، در انتهای پیام که به مردم ایران داد، بیتی از چکامه مرغ طوفان اثر غلامعلی رعدی آذرخشی را چاشنی کرد که:
من مرغ طوفانم نیندیشم ز طوفان 
موجم، نه آن موجی که از دریا گریزد
اشاره وی به این شعر باعث شد که بعدها؛ هم موافقان و هم مخالفان از او با عنوان مرغ طوفان یاد کنند.
...
در آنزمان اسم بختیار(شاپور) هم؛ ایجاد دافعه می‌کرد و برخی با اقتباس از ضرب‌المثل «قم بهتره یا کاشون، لعنت به هر دوتاشون» درانداختند: «شاه بهتره یا شاپور، اون خنجره، این ساطور»... شاپور را با شاه و شاهزاده‌ها؛ این همانی می‌کردند. برخی هم چون وی؛ قوم و خویش تیمور بختیار بود و تیمور بختیار ۴ سال مسئول اول امنیتی کشور بوده، وی را از آن قماش تبلیغ می‌کردند، در حالیکه از اولین اقدامات شاهپور بختیار انحلال ساواک بود.
...
بختیار به نظام مشروطه(چه مشروطهٔ پادشاهی و چه مشروطهٔ پارلمانی) اعتقاد داشت. گرایش او به حکومت سوسیال دموکرات هم حاوی این طرز نگرش اوست. معتقد بود که نه به نظام آریامهری تن داده و نه با طرح جمهوری اسلامی کنار می‌آید و در تقابل با این دو، راه‌حل سومی را که برقراری نظامی دموکراتیک، دولتی سکولار و قانون‌مند، احیای مشروطهٔ پارلمانی و اجرای تمام و کمال قانون اساسی مشروطه بود، پیش روی ملت قرار خواهد داد. وی با ورود روحانیون به دستگاه دولتی و برقراری حکومت دینی(حکومتی مبتنی بر ولایت فقیه) هیچ میانه‌ای نداشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
رأی مجلس سنا و شورای ملی به بختیار
هنگامی که بختیار به نخست‌وزیری منصوب شد؛ شاه اعضای هیأت رئیسه دو مجلس شورای ملی و سنا را فرا خواند تا علت این انتخاب را توضیح دهد و به آنان توصیه کند که به دولت جدید رأی اعتماد بدهند. به گفته هوشنگ نهاوندی جلسه‌ای در یکی از تالارهای کاخ صاحبقرانیه در نزدیکی دفتر شاه تشکیل شد و طی مذاکرات؛ غالب حاضران به استحضار شاه رساندند که اصولاً شاپور بختیار را نمی‌شناسند و حتی اسم او را هم نشنیده‌اند...

بهرحال، بختیار دولت خود و برنامهٔ آن را در ۲۰ دی ۱۳۵۷ به مجلسین(شورای ملی و سنا) معرفی کرد و در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به همراه وزرایش با ۱۴۹ رأی موافق، ۴۳ رأی مخالف و ۱۳ رأی ممتنع از مجلس رأی اعتماد گرفت. البته مجلس شورای ملی قبلاً به او رأی اعتماد داده بود. پس از اخذ رأی اعتماد؛ اعلیحضرت که در فرودگاه انتظار می‌کشید، به همراه خانم فرح پهلوی از کشور رفت که رفت. بختیار سعی داشت این موضوع را القا کند که وی باعث خروج شاه از ایران شده‌است.
۱۶ بهمن ۱۳۵۷ در مجلس شورای ملی گفت:
دولت او که همواره به اهداف جبههٔ ملی چشم خواهد دوخت ثمرهٔ انقلابی است که از ۲ سال پیش در گرفته و او میراث‌دار ۲۵ سال آشفتگی است که هیچ سهمی در آن جز زندان، تبعید و گوشه‌نشینی نداشته‌است. شاپور بختیار در هنگام معرفی وزیرانش به پادشاه؛ در عین ادب و احترام، بدون دست بوسی و با نگاه به بالا در تلویزیون نمایان شد که عمدی می‌نمود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بختیار بر سر مزار دکتر مصدق
بختیار در همان بدو نخست‌وزیری با حضور در احمدآباد؛ تبعیدگاه مصدق و سوگند‌یاد‌کردن بر مزار او با آرمان‌های راهبر جبهه ملی تجدید میثاق کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ این نخستین بار بود که یک نخست‌وزیر؛ اولین سخنرانی خود را با ادای احترام به مصدق، در کنار تصویر او و ننگین خواندن کودتای ۲۸ مرداد آغاز می‌کرد. بختیار با این اقدام؛ عملاً حقانیت شاه را که مشروعیت خود را از کودتای ۲۸ مرداد می‌دانست زیر سؤال می‌بُرد. وی با تقدیم لایحهٔ قانونی به هیئت رئیسهٔ مجلس؛ خواستار اعادهٔ حیثیت از محکومان دادگاه نظامی از تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این سو و محاکمه همهٔ نخست‌وزیران و وزیران دولت‌های ۲۵ سال اخیر شد. برداشتن تصاویر رسمی شاه از دفاتر سفارتخانه‌های ایران در خارج از کشور از اقدامات او بود.
...
موارد دیگری را هم می‌توان نام برد:
  • وعدهٔ لغو تدریجی حکومت نظامی و برگزاری انتخابات کاملاً آزاد؛
  • انحلال ساواک از نظر قانونی و جایگزین‌کردن آن با یک دستگاه اطلاعاتی که در خدمت استقلال و تأمین امنیت کشور باشد؛
  • آزادی کلیهٔ زندانیان سیاسی از زندان؛ اعادهٔ حیثیت و پرداخت غرامت به آن‌ها(که البته فقط حرف بود)
  • محاکمهٔ متجاوزان به حقوق مردم. دستگیری عده‌ای از سرمایه‌داران و یا مدیران دولتی فاسد رژیم سابق؛ که گمان سوءاستفاده از مقام‌شان در این مورد می‌رفت.
  • پشتیبانی بدون قید و شرط از اصول منشور ملل متحد؛ اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های مربوط به آن
  • قطع پیمان‌های نظامی با ایالات متحده آمریکا؛
  • واگذاری بنیاد پهلوی به عنوان وقف عام؛
  • لغو (به نظر من اشتباه) چند قرارداد تسلیحاتی مهم که با حرف و حدیث بسیار همراه است و گفته می‌شود ایران از این بابت آسیب زیادی دید. (در پانویس توضیح داده‌ام).
  • متوقف ساختن خروج نفت به آفریقای جنوبی و اسرائیل؛
  • اعلام این نکته که ایران از سازمان سنتو خارج شده‌است و دیگر ژاندارم خلیج‌فارس نخواهد بود؛
  • اعطای عنوان شهید به قربانیان انقلاب از طریق گذراندن قانون از مجلسین؛
  • اعلام آزادی بیان مطبوعات و لغو هر نوع سانسور
(به دنبال همین گفتهٔ بختیار بود که اعتصاب ۶۰ روزهٔ مطبوعات شکسته شد.)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تق‌تق نعلین و صدای پای فاشیسم
بختیار مکرر به دموکراسی و اصول دموکراسی ارجاع می‌داد. در ۳۷ روز نخست‌وزیریش پی‌درپی از جایگزینی دیکتاتوری نعلین با دیکتاتوری چکمه حرف می‌زد. به اعتقاد او خطر روی‌کارآمدن و استقرار حکومت دینی؛ از دیکتاتوری چکمه به مراتب بدتر است. او از تق‌تق نعلین روحانیون صدای فاشیسم را می‌شنید.
...
در مصاحبه‌ای اعلام کرد که «هیچ گاه مخالف یک روحانی که کار روحانیت خویش را صرفاً انجام دهد نیست و خلاف این را مغایر با اصول آزادی می‌داند اما با روحانیتی که می‌خواهد بر تمام کشور حکومت کند و در امور سیاسی دخالت ورزد به شدت مخالف است و این جزء موضوعاتی است که به هیچ‌وجه قبول نخواهد کرد.
در مصاحبه با روزنامهٔ لومتن گفت:
جمهوری اسلامی خمینی یک مجهول مطلق است؛ اگر کسی برای فهمیدن این موضوع به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه در می‌آید. نه تعدد گروه‌های سیاسی را می‌پذیرد و نه دموکراسی را؛ می‌خواهد روحانیت قانونی الهی را اجرا کند. همه چیز این‌جا شروع می‌شود و این‌جا تمام می‌شود.
در مقایسه منش سیاسی خود با آیت‌الله خمینی چنین گفت:
ایشان(خمینی)؛ از یک موضعی صحبت می‌کنند که آن چه را که من می‌گویم باید بشود. من از یک موضع دیگر صحبت می‌کنم و آن این است که هرچه من می‌گویم بسنجید با معیار اصول فلسفی و اخلاقی و تعقل؛ بدون هیجان روحی، بدون داد و فریاد(با مشاوره با هر گونه حزب و اجتماعی که دارید) و بعد، راه خودتان را انتخاب کنید...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نامه‌های بختیار به خمینی
همانطور که درآغاز گفتم دکتر شاپور بختیار، سه نامه برای آیت‌الله خمینی نوشته‌است. 
نامه اول
هفتم شهریور ماه ۵۶-
حضرت آیت‌الله خمینی دامت برکاته؛ خاطر مبارک شاید از انتشار اعلامیه مورخ ۲۲ خرداد ۵۶ که با امضای اینجانب و آقایان دکتر کریم سنجابی و داریوش فروهر در تهران انتشار یافته‌است اطلاع حاصل فرموده‌اید. ما در مقابل خلق و خدا بیان این حقایق را ادای وظیفه ملی و دینی خود دانسته‌ایم و اوضاع کشور را همانطوری که هست بگوش هموطنان خود و دنیای خارج رساندیم. در این ایام که برای چند روز اقامت در فرانسه بودم با دوستان و همفکران خود تبادل نظر کردم و اکنون به وسیله دوست مبارز خود آقای ابوالحسن بنی‌صدر این عریضه را به حضور آن حضرت تقدیم می‌دارد. عطف نظر به گذشته و سوابق امضا کنندگان نامه ی مذکور خواستم استدعا نمایم که به منظور وسعت بخشیدن به مبارزات و ایجاد هماهنگی بیشتر بین افراد ملت مسلمان در صورتی که مقتضی بدانید به هر نحو که صلاح باشد ما را در این راه خیر، هدایت و حمایت فرمائید.
باسلام و تهیت [تحیت]، ارادتمند شاپور بختیار
 
نامه دوم
پس از عرض سلام و تقدیم احترام به حضور مقدس آن پیشوای بزرگ روحانی که به الطاف الهی به فضیلت مجاهدت در راه حق آراسته‌است اجازه می‌خواهد به اختصار چند نکته قابل توجه آن رهبر عالیقدر اسلامی را به استحضار خاطر شریف برساند. امیدوارم به یاری خداوند بزرگ بتوانم آنچه را که بعنوان یک ایرانی مسلمان مبارز بعهده دارم به روشنی بیان کنم. مبادا که به سبب تردید در بیان حقیقت نزد بندگان حق پرست و حقیقت جوی خدا شرمسار شوم.
١ - آن حضرت واقفند که برنامه این دولت از صدر تا ذیل کاملاً و جزاً [جزئاً] همان مطالبی است که طی سالیان دراز دوران اخافه و ارعاب و اختناق مورد نظر آن وجود مقدس و سایر مبارزان و شهیدان راه حق و آزادی بوده‌است و به محض تصدی نخست وزیری بلافاصله با توکل به خدای متعال با کمال اشتیاق و اخلاص شروع به اجرای آن کردم. جای هیچگونه تردید نیست که اگر مهلت معقولی داده شود به خاطر صیانت حقوق حقه ملت مسلمان و مبارز ایران به حرمت روان پاک شهیدان راه آزادی و به حکم ٢۵ سال سابقه مبارزات سیاسی و برای حفظ استقلال و تمامیت خاک میهنم به خواست خدای متعال، تمام جرئیات این برنامه را مردانه و مخلصانه به موقع اجرا خواهم گذاشت. این کار البته در گرو توفیق الهی است. امیدوارم در این راه از برکت انفاس قدسیه آن حضرت و دعای خیر همۀ نیک خواهان این مرز و بوم برخوردار شوم.
٢ - هرچند زیارت آن پیشوای بزرگ روحانی سعادتی است که من نیز مانند بسیاری از فرزندان ایران که هواخواه آزادی و استقلال آزادی ایران و مؤدّب به آداب اسلام در تجلیل مقام آیات عظام و علمای اعلام‌اند در آرزوی آنم، ولی اجازه می‌خواهم بعرض‌تان برسانم که به عقیده اینجانب در شرایط کنونی بسبب تحریکات گوناگون و حالت عصیانی که در گروه‌های موافق و مخالف وجود دارد، بازگشت آن وجود مغتنم موجب تشنجات و اختلالاتی خواهد شد که دولت را از ادامه برنامه‌ای که متفق الیه [متفق‌علیه] همه آزادیخواهان خداپرست ایران است باز خواهد داشت. لذا تمنا دارد استدعای ارادتمند را در تأخیر عزیمت به ایران به سمع قبول تلقی فرمایند.
٣ - اگر پس از تشریف فرمائی مبادرت به اعلام یک سازمان سیاسی بفرمایند که با قانون اساسی کنونی سازگار نباشد، یقیناً دولت را در وضع بسیار دشوار و خطرناکی قرار خواهند داد که اینجانب نمی‌خواهد مسئولیت عواقب آن را بپذیرد.
۴ - امیدوارم با توجه به موقعیت اینجانب بحکم درایت حکیمانه و نیت مخلصانه و خیرخواهانه‌ای که برای سعادت مردم ایران داشته و دارید اجازه بفرمائید که هر تغییری در نظام مملکت از راه صحیح و سلم و آرامش بر طبق سنن دموکراتیک مقبول در تمام جهان انجام گیرد. مبادا خدای ناخواسته پس از یک ربع قرن سیطره خودکامگی و درنده‌خوئی مطلق و فساد عام و شامل، دوباره گرفتار مصیبتی عمیق تر و بلائی بزرگتر گردیم که در آن صورت باید بگویم، مسکین من و رنجهای بی حاصل من.
حضرت آیت الله
از خدا دان خلاف دشمن و دوست،
که دل هردو در تصرف اوست.
من بحکم همین ایمان عمیق؛ آرزومندم که آن پیشوای بزرگ در این لحظه خطیر نیز با الهامات ربّانی ملهم شوند تا علیرغم احوال فعلی، صمیمیت و اخلاص من در راه حق و آزادی برای آن وجود مقدس آشکار گردد و به علم‌الیقین موفق گردند که این استدعا صرفاً بخاطر اجتناب از پیش آمدهائی است که در صورت بروز برای من نیز جز نهایت تأسف نتیجه‌ای نخواهد داشت و کوه اندوهی که از آن حوادث بر دل ما فرود خواهد آمد همه مبارزان راه حق و آزادی را سالیان دراز سوگوار خواهد کرد و روح پاک شهدای راه آزادی را تا ابد متألم خواهد ساخت.
والسلام علی من التبع الهدا [الهدی]
 ارادتمند شاپور بختیار
...
نامه مزبور (که بیش از دو نامه دیگر، با گفتمان حوزوی درآمیخته)، در کیهان، شماره ١٠۶٢٣، ص٢ منتشر شده‌است.
 
نامه سوم
هفتم بهمن ۵۷ در ساعت ده و بیست دقیقه شب برنامه عادی رادیو و تلویزیون قطع شد و این متن قرائت گردید:
«آقای نخست وزیر بیانیه زیر را که متن آن مورد قبول حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی در پاریس نیز واقع شده‌است صادر کردند.
...
من به عنوان یک ایرانی وطن‌دوست که خود را جزو کوچکی از این نهضت و قیام عظیم ملی و اسلامی می‌دانم و اعتقاد صادقانه دارم که رهبری و زعامت حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی و رأی ایشان می‌تواند راه‌گشای مشکلات امروزی ما و ضامن شأن و امنیت کشور گردد، تصمیم گرفتم که ظرف ۴۸ ساعت آینده شخصاً به پاریس مسافرت کرده و به زیارت معظم له نایل آیم و با گزارشی از اوضاع خاص کشور و اقدامات خود ضمن درک فیض در‌ باره آینده کشور کسب نظر نمایم.»
 
کسب تکلیف، نه کسب نظر
متن مزبور به تصویب شورای امنیت رسیده بود و مهندس بازرگان و دیگر اعضای شورای انقلاب هم در کل با آن مخالفتی نداشتند. علاوه بر شورای انقلاب، روحانیون مهاجر به پایتخت که در دانشگاه تهران مُتحصّن بودند نیز مورد شور و مشورت اعضای شورای انقلاب قرار گرفته و آنان ضمن موافقت کلی با نامه، گفته بودند در پایان بیانیه بجای «کسب نظر...» حتماً باید ذکر شود «درباره آینده کشور و وضع دولت کسب تکلیف نمایم.‏»
...
بهر حال، مهندس بازرگان موضوع را با آیت‌‌الله خمینی در میان می‌گذارد و ایشان هم اصلاح عبارتی علمای مهاجر به تهران را(که به جای کسب نظر، کسب تکلیف گفته شود) تایید کردند.
نظر آیت‌الله خمینی این بود که اگر بختیار بیاید؛ تا استعفا ندهد اجازه دیدار را نخواهد داشت.
قرار می‌شود متن بیانیه بختیار؛ با اصلاحات مورد نظر روحانیون مهاجر که به تایید امام هم رسیده بود همان شب توسط خود بختیار در رادیو و تلویزیون ایران خوانده شود…
البته گفته می‌شود علی‌رغم اصرار آیت‌الله بهشتی بر نوشتن «کسب تکلیف» به جای «کسب نظر»، بختیار نمی‌پذیرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر عاقل باشد استعفا می‌‏کند و می‌‏آید اینجا توبه می‌کند
صبح روز بعد ورَق برمی‌گردد و حاج مهدی عراقی؛ پیام آیت‌الله خمینی را به عنوان علمای مهاجر مخابره می‏‌کند که در آن آمده بود:
«آنچه ذکر شده که شاپور را با سمت نخست وزیری می‌‏پذیرم دروغ است، بلکه تا استعفا ندهد او را نمی‌‏پذیرم چون او را قانونی نمی‌‏دانم. حضرات آقایان به ملت ایران ابلاغ و اعلام فرمایند که توطئه‏‌ای در دست اجراست و از این امور جاریه گول نخورید. من با بختیار تفاهم نکرده‌‏ام و آنچه گفته‌است که گفتگو بین من و او بوده دروغ محض است. ملت‏ باید موضع خود را حفظ کند و مراقب توطئه‏‌ها باشد.»
...
آیت‌الله خمینی همان شب (۸ بهمن ۵۷) در سخنرانی عمومی به جریان سفر و دیدار احتمالی بختیار بازهم اشاره می‌کند:
«من گفتم اگر رئیس دولت ‏بیاید اینجا؛ به قول خودشان، تا استعفایش را قبلا ننویسد و اعلام نکند، با من ملاقات نمی‌‏تواند بکند. این هم که من می‏‌گویم استعفا نه اینکه این معنای واقعی استعفا دارد، این نیست. این نخست وزیر نیست، نه اینکه نخست وزیر هست و استعفا کند. لکن برای حفظ ظاهر است که حالا ما کلمه استعفا را ذکر می‌‏کنیم و الا استعفایش یعنی چه؟ تو اصلا نخست وزیر نیستی…
اگر عاقل باشد استعفا می‏‌کند و می‌‏آید اینجا توبه می‏‌کند، می‌شود مثل سایر مردم…، اگر چنانچه بیاید توبه کند، می‌‏پذیریم از او و اگر سرسختی کند همین است که بود و پشیمان خواهد شد...»
با انتشار این مطالب در تهران؛ برنامه سفر بختیار به پاریس و استعفای او بکلی برهم خورد.
...
آنروزها شنیده می‌شد اگر بختیار در تهران استعفای خود را منتشر می‌‏ساخت و بعد می‌‏خواست از تهران خارج شود به احتمال قوی در تهران کودتا می‌‏شد. از این گذشته، واقعاً بختیار چگونه می‌‏توانست در تهران استعفای ‏علنی بدهد و بعد به پاریس بیاید؟ اگر او استعفا می‌‏داد که دیگر نخست وزیر نبود و آن وقت دیگر دیدارش با آیت‌الله خمینی فایده و معنائی نداشت…
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تلاش بختیار برای گفتگو با آیت‌الله خمینی
بختیار به نوعی اهل «اپیس‌منت» Appeasement بود. به سیاستِ استفاده از هر نوع فرصت برای مذاکره و چانه زنی اعتقاد داشت. (اپیس‌منت که زدو بند فرانسه و انگلیس با هیتلر را تداعی می‌کند، لزوماً به معنای ساخت و پاخت نیست.)
او به گفتهٔ خودش قصد داشت برای حفظ منافع مملکت و جلوگیری از سقوط جنبش مردم در دست روحانیون؛ در خصوص مسائل و مصائب کشور با خمینی گفتگویی دوبه‌دو ترتیب دهد. وی مقصود خود را از گفتگوی دوبه‌دو این‌طور بیان کرد:
«این ملاقات صرفاً از جانب دو شخص به عنوان شاپور بختیار و روح‌الله خمینی است و من هیچ تعهدی مبنی بر پذیرش استعفا یا پذیرش خمینی به عنوان رهبر ملت ایران نمی‌دهم.»
هوادارانش گفته‌اند او اگر استعفای خود را می‌پذیرفت در واقع بر مشروعیت مقام ولایت فقیه صحه می‌گذاشت و به ۳۰ سال مبارزهٔ خود در راه مصدق خیانت می‌کرد.
...
دکتر شاهپور بختیار در خاطراتش می‌گوید: «من فکر می‌کردم اگر هیچ قدمی به سوی خمینی برندارم ممکن است تاریخ مرا محکوم کند که چرا کوشش نکرد شخصاً او را ببیند؟»
...
خلاصه؛ آیت‌الله خمینی پس از ۱۳ سال تبعید در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و در همان روز در بهشت زهرا اعلام کرد در دهان بختیار و دولت‌اش می‌زند و دولت، تعیین خواهد کرد.
وی در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ با استناد به آنچه «حق شرعی و قانونی خود» می‌دانست، دولتی با نخست‌وزیری مهندس بازرگان تشکیل داد و اعلام کرد که هر دولت منصوب شاه غیر قانونی است و پیروی از بختیار همانند پیروی از ارباب او -شیطان- است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بختیار به درخواست استعفا، نه مطلق گفت
بختیار مشروعیت حکومت خود را صرفاً نه مبتنی بر فرمان شاه یا رأی اعتماد از مجلسینی که نمایندگانشان در انتخابات غیر آزاد تعیین شده بودند؛ بلکه (پشتوانه خودش را)، بیش‌تر بر اساس قانون اساسی مشروطه(که خود حاصل اِعمال حاکمیت ملی در انقلاب مشروطه بود) می‌دانست.
...
مهندس بازرگان پرسیده بود: «مگر قانون اساسی زاییده انقلاب مشروطیت و معرف اراده ملت نیست؟ ملت آمده به شاه گفته که آقا آنچه که ادعا می‌کنی موهبتی است الهی که از مردم؛ از ناحیه ملت به شاه واگذار می‌شود، خوب ما این موهبت را و این واگذاری را پس گرفتیم... آخر این چطور دکتر در حقوق است و آزادیخواه، هزار بار مردم این مملکت این قانون اساسی را با آن زوائدش نفی کردند، لعنت کردند، طرد کردند، پاره پاره کردند حالا ایشون می‌خواهد این را زنده کند.»
...
«عدم مشروعیت ملی شاه به علت نقض مستمر قانون اساسی، و عدم مشروطیت مجلسین به این علت که نمایندگانشان منتخبین واقعی ملت نبودند، از دیگر ادله‌ای بود که در رد مشروعیت ملی دکتر بختیار ارائه می‌شد.»
حتی امثال دکتر کریم سنجابی می‌گفتند اراده ملی تجلی‌گاه خود را در وجود و اراده آیت‌الله خمینی یافته‌است.
به همین دلیل، مهندس بازرگان انتصاب خود توسط «امام» را منشاء مشروعیت مقامش شمرد و دکتر کریم سنجابی هم هرگونه راه حل سیاسی را مشروط به رضایت آیت‌الله خمینی اعلام کرد. گویی جبهه ملی ایران استقلال سیاسی ندارد!
...
در نگاه بختیار قانون اساسی تجلی و معرف اراده ملت بود. وی در ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در سخنرانی در شورای ملی گفت:
افرادی را می‌شناسم که تا دیروز طرفدار جدی قانون اساسی و امروز آن را منسوخ می‌دانند غافل از این‌که قانون گناهی نکرده؛ بلکه مجریان آن گناهکار بوده‌اند...
قانون اساسی که شما و مرا به این‌جا آورده و به آن گرانی تمام شده؛ برای آن مجاهدت‌ها شده، حالا باطل شده؟ چه کسی باطل کرده‌است؟ چگونه مصدق و بقیه نخست‌وزیر شدند و فرمان آن‌ها (از سوی شاه) صحیح بود ولی فرمان من غلط بود... وقتی گفتیم رو به دموکراسی می‌رویم، مقصود این بود که باید با آزادی همراه باشد نه با آزادی یک عده؛ وقتی صحبت از قانون اساسی می‌کنیم، صحبت از اجرای صحیح قانون اساسی می‌کنیم.
...
اگرچه گفته می‌شود از سوی مهندس بازرگان و دوستانش، آقای امیر انتظام با بختیار از اوایل بهمن تا ۲۲ بهمن ۵۷؛ چندین و چند بار وارد گفتگو شده و قرار می‌شود بختیار به پاریس برود و استعفایش را تقدیم کند و سپس به عنوان مامور تشکیل کابینۀ انقلاب به ایران بازگردد...
با اینحال می‌دانیم که بختیار در نهایت از امضای استعفانامه خودداری می‌کند. چه بسا به دلیل مخالفت آیت‌الله منتظری؛ ربانی و خلخالی...، «امام» قرار قبلی را بهم می‌زند و همین مسئله بر مخالفت بختیار با استعفا می‌افزاید و کار به آنجا می‌رسد که به درخواست استعفا از جانب خمینی، نهِ مطلق گفته و هر گونه سازشی را رد کند. این واکنش در شرایطی است که صغیر و کبیر جلوی آیت‌الله لنگ انداخته و مجاهد اعظم خطابش می‌کردند.
...
جبهه ملی در مورد ملاقات دکتر سنجابی با آیت‌الله خمینی نوشته بود:
«آقای دکتر سنجابی پیشنهاد خاصی به حضرت آیت‌الله العظمی خمینی نخواهند داد و به طور کلی جبهه ملی ایران، این اجازه را به خود نمی‌دهد که در موضع گیری‌های معظم‌له در خط آزادی و استقلال کامل ایران دخالتی بکند. کسب فیض از محضر حضرت آیت‌الله العظمی خمینی آرزوی قلبی هر انسان مسلمان است که فرصت آن در سفر پاریس نصیب آقای دکتر کریم سنجابی می‌گردد و خواهند توانست نقطه نظر‌های تعیین‌کننده و با اهمیت معظم‌له را از نزدیک بشنوند و مراتب احترام و اعتقاد کامل جبهه ملی ایران را به آن مرجع عالیقدر یادآور شوند.»
بختیار اما؛ امکان هر گونه تغییر را فقط در چارچوب قانون و از طریق انتخابات آزاد و رأی عدم اعتماد مجلس به او می‌پذیرفت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خروش توده‌های روستایی و کنار شهری
اعتصابات و تظاهرات مردم ایران؛ خروش توده‌های روستایی و کنار شهری و اتحاد طبقهٔ متوسط و طبقهٔ کارگر، بیش از پیش گسترش می‌یافت. مقابله‌جویی ارتش هم، بر اثر ۱۶ ماه درگیری‌ خیابانی،؛ ۶ ماه راهپیمایی توده‌ای و ۵ ماه اعتصاب فلج کننده، تضعیف می‌شد.
بعد از ظهر ۲۲ بهمن ۱۳۵۷؛ رئیس ستاد کل ارتش اعلام کرد در مبارزهٔ میان بختیار و شورای انقلاب، ارتش بی‌طرف می‌ماند و به یگان‌های نظامی دستور داده شده که به پادگان‌های خود برگردند. بختیار اعلام بی‌طرفی ارتش را یک ننگ بزرگ دانست و امیرانی که این فرمان را صادر کرده بودند به خیانت متهم نمود. در یک گفتگوی ویدیویی؛ او از ارتشبد قره‌باغی به عنوان «کثافت» نام برد.
...
آیا بختیار از ارتشی که پیشتر در باره‌اش گفته بود: «یک نیروی اشغالگر که کورکورانه به سوی مردم تیراندازی می‌کند و به کشتار بی گناهان می‌پردازد»، انتظار داشت به همان عملی دست بزند که خودش آنرا زیر سئوال برده بود؟
القصه؛ یک ربع مانده به ساعت ۲ بعدازظهر ۲۲ بهمن سال ۵۷، شاپور بختیار ساختمان نخست‌وزیری را قبل از آنکه مردم به آنجا هجوم آورند ترک کرد و اجل دوران ۳۷ روزهٔ نخست‌ وزریریش به سر رسید....
...
به نظر من بختیار جدا از جبهه ملی هم، هویت داشت.
او «با تجربه دردناکی که از دوران تحصیل در اروپا از چگونگی به قدرت رسیدن نازیسم در آلمان و فجایع نازی‌ها در فرانسه؛ با کمک یک دولت ظاهراً فرانسوی اما متمایل به هیتلر داشت، می‌توانست آینده به قدرت رسیدن چنین افراد تشنه قدرتی را برای ایران نیز پیش بینی کند.»
البته او بچه نبود. می‌دانست تیغش به شاه و شیخ نمی‌بُرد. می‌دانست از پس خروش مردم و انقلابی که چون بهمن در راه بود برنخواهد آمد. انگار می‌دانست برنده شکست خواهد بود، اما می‌خواست دل به دریا بزند. پذیرای نخست‌وزیری حکومتی شد که یقین داشت به ریسمانی بند است. به بیان دیگر، «شم روشنفکرانه‌ شاپور بختیار به او می‌فهماند که تنها شانسِ پیروزی سیاسی‌اش در شکست محتومی است که در سر راهش وجود دارد.»
...
در زندان؛ بازجوها کودتای نوژه را(که ۱۸ تیرماه ۱۳۵۹پیش از آنکه رسما آغاز شده باشد پایان یافت)، به بختیار نسبت داده و می‌گفتند:
- بختیار تلاش می‌کرد با جلب حمایت لندن و واشنگتن، غرب را در زمینه ضرورت کمک به سرنگونی حکومت ایران و روی کار آوردن خودش ترغیب کند.
- او از گذشته می‌کوشید با سفارت آمریکا در تهران حُسن رابطه برقرار کند و حالا هم که گریخته؛ کمک‌های مالی بسیاری از سوی کشورهای منطقه به وی می‌شود.
- طرف مشورت حکومت صدام در حمله به کشور بوده و او گفته ارتش عراق قادر است در کوتاه مدت خاک ایران را اشغال کند...
- تاسیسات مخابراتی برای «رادیو ایران» را که پخش برنامه‌هایش از اردیبهشت ۱۳۵۹ آغاز شده، عراق تدارک دیده‌است...
...
گفته می‌شود موضوع ارتباط بختیار با حکومت بعثی عراق در پرونده‌ها و اسناد رسمی بریتانیا ثبت شده‌است. آیا می‌توانیم با استناد به اسناد منتشر شده توسط دولت انگلستان یا آنچه توسط آمریکایی‌ها منتشر شده، وی را سرسپرده و وابسته بدانیم؟ برای داوری نهایی در اینگونه امور؛ باید به زمان، زمان داد. زمان احکم‌الحاکمین است. واقعش این است که شاپور بختیار ایران را دوست داشت. از اهل سالوس گریزان و از زهد ریایی بیزار بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاردآجین شدن بختیار و منشی‌اش
شیخ محمد صادق گیوی(خلخالی) در خاطرات خود در باره محاکمه‌های پس از انقلاب می‌نویسد: «امام؛ حکومت و قضاوت شرعیه را به اینجانب محول فرمود تا طبق ضوابط شرعی مجرمین طاغوتی را محاکمه و به جزای اعمالشان برسانیم.»
در حکم آیت‌الله خمینی آمده بود: «...به جنابعالی مأموریت داده می‌شود تا در دادگاهی که برای محاکمه متهمین و زندانیان تشکیل می‌شود حضور به هم رسانید و پس از تمامیت مقدمات محاکمه با موازین شرعیه حکم شرعی صادر کنید.»
انگاری این حکم محدود به داخل ایران نمی‌شد. در اردیبهشت ۵۸ خلخالی برای نخستین‌بار، و سپس در مصاحبه‌های متعدد اعلام کرد که شاپور بختیار مفسد‌فی‌الارض است.
...
به روایت محسن رفیقدوست مدتی بعد از پیروزی انقلاب شخصی به نام مهدی نژادتبریزی مراجعه کرده و اعلام می‌کند که آماده است تا بختیار را از بین ببرد.
رفیقدوست می‌گوید «رفتم خدمت آیت‌الله محمدی گیلانی و گفتم گروهی داریم که می‌خواهیم آن‌ها را بفرستیم تا بختیار را اعدام کنند. شما اجازه می‌دهید؟ گفت: بله من حکمش را می‌دهم؛ و نوشت: بختیار مهدورالدم است.» (ص۱۲۹ خاطرات رفیقدوست)
بدین ترتیب مجوز شرعی برای قتل وی صادر شد و انیس نقاش(ابومازن)؛ آرشیتکت لبنانی شیعی مذهب، هم در آن نقش محوری داشت.
در حمله انیس نقاش با مسلسل به آپارتمان مسکونی شاپور بختیار در حومه پاریس؛ روز ۱۸ ژوئیه ۱۹۸۰ (۲۷ تیر ۱۳۵۹) یکی از مأموران پلیس محافظ وی و یکی از ساکنان آن ساختمان کشته شدند.
مأمور دوم هم جراحت سختی دید و تا آخر عمر فلج بود و چند سال پیش درگذشت. انیس نقاش به حبس ابد محکوم شد؛ ولی پس از گذراندن ده سال زندان و در ازای آزادی گروگان‌های فرانسوی در لبنان، مورد عفو قرار گرفت و به ایران بازگشت و از کرده خود دفاع کرد. یک سال از بازگشت انیس نقاش به ایران نگذشته بود که طرح کشتن شاپور بختیار به صورت حرفه‌ای تر و با شرکت یک شبکه تروریستی مستقر در تهران؛ استانبول، ژنو و پاریس دوباره به جریان افتاد. در این ماجرا علاوه بر فریدون بویراحمدی؛ محمد آزادی و علی وکیلی راد، شش تن دیگر نیز، به معاونت در قتل متهم شدند.
...
هفدهم مرداد ۱۳۷۰ نزدیک ظهر؛ جسد شاپور بختیار و منشی او سروش کتیبه در خانه مسکونی بختیار در حومه پاریس، توسط پلیس کشف شد اما پزشکی قانونی پس از معاینه جسدها اعلام کرد که قتل دو روز قبل ۱۵ مرداد ۱۳۷۰اتفاق افتاده و علت آن خفگی و ایراد ضربات متعدد کارد(نان بُری) بر بدن مقتولان بوده‌است.
بر روی سنگ قبر شاپور بختیار نوشته شده:
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم 

پانویس
دو روز بعد از ورود آیت‌الله خمینی و درست در روزی که مهندس بازرگان حکم نخست وزیـری خـود را دریـافت نمود، ژنرال فیلیپ گاست و ژنرال هایزر به همراه سولیوان(سفیر وقت آمریکا در ایران) با دولت دکتر شاپور بختیار موافقتنامه عجیبی به امضا رساندند و خیلی راحت اعتبار یک قرارداد تسلیحاتی را که گفته می‌شود ارزش دلاری بسیار بسیار زیادی داشت(و پیش‌تر امضا شده بود) فسخ نمودند و ایران را در موضعی قراردادند که نتواند از زیربار تعهداتش شانه خالی کند.
این تفاهمنامه به حیثیت سیاسی و نظامی ایـران لطـمه زیادی زد و در محافل آمریکا با شگفتی روبه رو شد. حتی بـرژینسکی بـه دلیـل واهـمه از واکـنش احتمالی ایران امضای آن را یک هفته به تأخیر انداخت؛ اما در ایـران همه گرم انقلاب بودند و هیچ صدای اعتراضی برنخاست.
امضای تفاهمنامه مزبور؛ برای دولت آمریکا این امکـان را فـراهـم می‌کرد تـا از تحویل مقادیر هنگفتی سلاح و تجهیزات سفارش شده دولت ایران خودداری ورزد٬ به علاوه مبلغ قابل توجهی بابت جریمه لغو این قراردادهـا از حسـاب «تـنخواهگـردان ایـران» برداشت نماید. ایران نه اسلحه‌ای دریافت داشت و نه دیناری از باقیمانده آن حساب٬ بازپس گرفت...
دولت بختیار که ساقط شد...
بعدها هم که ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا پیش آمد و اوضاع قمر در عقرب شد و مـذاکـرات مـربوط بـه ایـن موضوع مسکوت ماند...(...)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستی برای من توضیح دادند که فسخ قرارداد فوق بهتر بود. چون اجرای اینگونه قراردادها بدون کمک‌های فنی فروشنده(در این مورد خاص مستشاران آمریکایی) عملی نبود. بعلاوه به لحاظ تکنولوژی پیشرفته سلاحها؛ مشتریان(ارتش ایران در آنزمان، از همه آن تجهیزات) شناخت کافی نداشت. 
...
روزنامه وال استریت ژورنال دوم اگوست ۲۰۱۶ گزارش داد آمریکا... معادل ۴۰۰ میلیون دلار پول نقد را به صورت محرمانه با هواپیما به ایران فرستاده‌است. اینکه ارسال این وجوه بخشی از اختلاف مالی قدیمی میان دو کشور بر سر دارایی‌های بلوکه شده ایران در سال ۱۹۷۹ است، یا بخشی از طلب ایران بوده و به حل اختلاف بر سر عدم تحویل سلاح‌های سفارش داده شده از سوی حکومت پهلوی مربوط می‌شود(یعنی موضوعی که در پانویس اشاره شد)، بر من معلوم نیست. 
منابع
  • یکرنگی، شاپور بختیار، ترجمه‌ مهشید امیرشاهی، نشر رایانه‌ای، مقدمه‌ شاپور بختیار.
  • شاپور بختیار، (خاطرات) به کوشش حبیب لاجوردی، طرح تاریخ شفاهی ایران، مرکز مطالعات خاورمیانه‌ دانشگاه هاروارد.
  • مبانی اندیشه‌های سیاسی و برنامه‌های اجرائی بختیار
  • مجید تفرشی، بختیار گفت عراق قادر است در یک هفته ایران را اشغال کند.
  • صادق خلخالی (خاطرات)، نشر سایه، ۱۳۸۰، جلد اول
  • ابوالحسن بنی‌صدر، درس‌ تجربه، خاطرات اولین رییس جمهوری ایران
  • مقاله دکتر محمود دلخواسته (سه قسمت) با عنوان
    بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی 
  • شاپور بختیار، مقدمه رساله دکترا درباره رابطه دین و قدرت
  • مهشید امیرشاهی، مقاله در دفاع از بختیار در روزنامه آیندگان
  • مصاحبه با شاپور بختیار، از مجموعه تاریخ شفاهی ایران، دانشگاه هاروارد
  • فرح پهلوی، در باره شاپور بختیار و آخرین ماه‌های نظام پادشاهی (گفت و گو)
  • سلیمی‌نمین، بختیار در سقوط دولت امینی نقش داشت
  • لادن برومند، چرا بختیار نمی‌توانست استعفا بدهد؟
  • هومان بختیار، سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم
  • سعید سنجابی، روایت کریم سنجابی از نخست وزیری شاپور بختیار
  • بختیار (مطالعات سياسي؛ موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي)
  • تاریخ ایرانی، ناگفته‌های کودتای نوژه؛ رویای بختیار چگونه ناکام ماند؟
  • منصور کوشان، شاپور بختیار؛ برآمده‌ شکستی محتوم
  • محسن رفیق‌دوست، خاطراتی از ترور ناکام بختیار
  • احمد صدر حاج سیدجوادی، مصاحبه مطبوعاتی وزیر کشو، روزنامه کیهان، مورخ ۱۳ اسفند ۱۳۵۷
  • اسماعیل نوری‌علا، بختیار؛ شخصیت یا نماد تاریخی؟
  • هوشنگ نهاوندی، بختیار چرا و چگونه نخست وزیر شد؟
  • هادی خرسندی، او مرغ طوفان بود و ما طوطی ایوان
  • معین‌فر، نخست‌وزیری بختیار، ناشیگری سیاسی بود
  • فرج سرکوهی، چرا چپ‌ها و روشنفکران از بختیار حمایت نکردند؟
  • علی شاکری‌زند، درباره علت پذیرش پست نخست‌وزیری توسط شاپور بختیار
  • عباس میلانی، سیاستمداری که بخت‌یار نبود
  • عبدالکریم لاهیجی، جزییات پرونده ترور بختیار در دادستانی پاریس
  • ایرج پزشکزاد، بختیار؛ شیفته و شیدای حافظ
  • ابراهیم یزدی، پشت صحنه انقلاب در پاریس، (گفت‌و‌گو)، ایران فردا، شماره ۵۱، بهمن و اسفند ۱۳۷۷
  • احمد صدر حاج سیدجوادی، خاطرات صدر انقلاب، یادداشت‌های زمستان ۱۳۵۷، نشر محبی، ۱۳۸۷


همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
...
همنشین بهار 
 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عَلَمِ دولت نوروز به صحرا برخاست بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند  [2019 Mar] 
*پرونده احمد کسروی، ننگ دادگستری ایران بود  [2019 Mar] 
*تنظیم رابطه نظامهای استبدادی شاه و شیخ با وکلای مستقل [2019 Feb] 
*عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day  [2019 Feb] 
*«بختیارِ» با اختیار، و نامه‌هایش به خمینی  [2019 Feb] 
* نشست تعیین‌کننده سران ارتش شاه صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷  [2019 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷  [2019 Feb] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۲) قرارداد ۱۹۱۹  [2019 Feb] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۱) قرارداد سن پترزبورگ(۱۹۰۷)  [2019 Jan] 
*گفت‌وشنود با مرجان براتی دختری با گوشواره مروارید  [2019 Jan] 
*«آمور میو» Amor mio کجاست عشق که سرود زندگی سر کند؟  [2019 Jan] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۰) پیمان آخال(آخال تِّکه) (1881) Treaty of Akhal [2018 Dec] 
* سیروس نهاوندی، اسب تراوای ساواک  [2018 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی [2018 Dec] 
* نامه تهرانی(بازجوی ساواک) به آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله لاهوتی  [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۹) Goldsmid Arbitration قرارداد(حَکَمیّتِ) گلدسمید [2018 Dec] 
* ۶۰۰ ویدئو و مقاله... لحظه‌هایِ بودن Moments of Being [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (8) Treaty of Paris 1857 معاهده پاریس [2018 Dec] 
*پای سخن «آذر بی‌بی»(آذر قشقایی) - به یاد بهمن  [2018 Nov] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰  [2018 Nov] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۷) Treaties of Erzurum قرارداد ارزنه‌الروم [2018 Nov] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (66) جنگ جهانی اول یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2018 Nov] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۶) قراردادِ نوامبر ۱۸۱۴ (عهدنامهٔ تهران)  [2018 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی است  [2018 Oct] 
* مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس  [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵) معاهده صلح ترکمانچای [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]