در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند

همنشین بهار

 
این بحث در مورد Open letter یعنی «نامه سرگشاده» است و گرچه در ظاهر به زندان و «خاطرات خانه زندگان» ربط ندارد اما از آن جدا هم نیست. به گذشته گوشه می‌زند و گذشته پیش درآمد اکنون است.
... 
نامه‌های پیشینیان، اسناد فرهنگی و اجتماعی است.
با خواندن نامه‌های نیاکانمان می‌توانیم تا حدودی از گذشته سر درآوریم و چَم و خَم آنرا بشناسیم.
قدیما تلفن و تلگراف و ایمیل و فیسبوک و آی‌پاد و مای‌پاد نبود، نامه حرف اول را می‌زد. (نامه واژه‌ای است پارسی که در پهلوی بصورت نامک تلفظ می‌شده)
...
نامه‌ها و خط پیشینیان، گذشته را روایت می‌کند چه روی سنگ‌نبشته‌ها و ساقه پاپیروس و چوب درختان باشد و چه روی کاغذ (که بعد‌ها با فشردن الیاف موادی چون خمیر چوب و برنج و کتان و خیزران درست شد.)
امروزه اگرچه فیلم‌ها و تصاویر ضبط شده، جلودار است اما شماری از نامه‌هایی که نوشته می‌شوند هم، فردا و پس فردا دست مورخین را خواهد گرفت و کوچه پس کوچه‌ها و کورسو‌ها را نشان خواهد داد.
نامه‌های پیشینیان، اسناد فرهنگی و اجتماعی است و بخشی از تاریخ گذشته فقط با رجوع به آن‌ها معلوم می‌شود.
_________________  
نامه سرگشاده تنها یک «نوشتار» نیست.
از قدیم و ندیم شماری از نامه‌ها محدود به فرستنده و گیرنده آن نبوده و حکم سرگشاده داشته است.
«نامه سرگشاده» و به قول تاجیکان «مکتوب سرگشاده»، اگرچه ظاهراً شخص یا گروه خاصی را منظور دارد اما مخاطبش عموم مردم و همه کسانی است که اکنون و در آینده با موضوع آن درگیرند. معمولاً نامه سرگشاده وقتی نوشته می‌شود که نویسنده پیش‌تر، حرف‌هایش را زده اما گوش شنوایی نیافته و جز جواب‌های سربالا نشنیده است...
نامه سرگشاده اگر با پرسشهای تازه، پاسخهای کهنه را دور بزند، چنانچه آینه درد‌ها و رنج‌ها باشد و با نیت پاک و قلمی دیکته ناپذیر نوشته شود و اگر حرف دل همه کسانی باشد که یک سینه سخن دارند و بیان نکرده‌اند، (آن نامه) از نویسنده‌اش عبور کرده، عمر نوح می‌کند.
...
نامه سرگشاده (به معنی دقیق کلمه)، تنها یک نوشتار (Letter) نیست.
«آوای کولی» زیگونروایزن Zigeunerweisen ،
اورتور «ویلهم تل» (روسینی)،
تار دل انگیز فرهنگ شریف،
تابلوی «تیرباران شهیدان در کوه پرینسیپه پیو» اثر فرانسیسکو گویا، و
«جیغ» «ادوارد مونک»...
همه نامه ای سرگشاده است. چرا؟ چون خالق آن، آنرا در معرض دید و توجه دیگران گذاشته و دارای پیام است.
از این نظر، باران که می‌بارد، نسیم که می‌وزد و آفتاب که می‌تابد همه نامه‌هایی سرگشاده هستند.
حالا به نامه به معنی متعارف آن برگردیم.
_________________ 
اینجا ایستاده‌ام، بدون اینکه کار دیگری از من ساخته باشد.
از نامه‌های یهودا و پطرس و یوحنا و... همچنین از نامه‌های منوچهر (منوچهر پسر گُشْنْ‌جَم) که سال ۸۸۱ میلادی در رّد بدعت‌های برادرش در مورد آئین زرتشتی نوشته و خطابش بهدینان زرتشتی است، همچنین از نامه‌های پیامبر اسلام به هرقل پادشاه روم و خسروپرویز و نجاشی و حاکم بحرین و فرمانروای مصر می‌گذریم.
...
در میان نامه‌های سرگشاده «رساله پولس رسول» The Pauline epistles عمری به درازای آفتاب دارد.
زینهار تا کلام را به خاطر نان نفروشی و روح را به خدمت جسم در نیاوری. به هر قیمتی، گر چه به گرانی گنج قارون، زرخرید انسان مشو.
اگر می‌فروشی‌‌‌‌ همان به که بازوی خود را، اما قلم را هرگز! حتی تن خود را و نه هرگز کلام خود را.
...
همچنین است نامه سرگشاده «مارتین لو‌تر» که بر جهل و جمود کلیسا شورید و همه طعن و لعن‌ها را هم به جان خرید.
مارتین لو‌تر در آستانهٔ سال ۱۵۱۷ میلادی نامه سرگشاده یا متن ۹۵ ماده‌ای اعتراض خودش را به کلیسای کاتولیک که از درون گرفتار فساد و ریاکاری بود به در و دیوار چسباند و کم‌کم موج گستردهٔ اعتراض و تحول خواهی در بخش‌های وسیعی از اروپا علیه کلیسای روم پدید آمد.
کشیشان مرتجع، مارتین لو‌تر معتقد به خداوند و مسیح را تکفیر نمودند و از او خواستند حرفش را پس بگیرد.
اما لو‌تر سازش با کلیسای رسمی را رد کرد و از نامه سرگشاده‌اش کوتاه نیامد و گفت:
Hier stehe, ich kann nicht anders
«من اینجا ایستاده‌ام، بدون اینکه کار دیگری از من ساخته باشد.»
_________________ 
خوی وحشی زوزه کشیدن برای یکدیگر
در داستان «دریفوس» (افسر یهودی فرانسوی که به اشتباه متهم به جاسوسی شد و زندان رفت)، «امیل زولا» نماد وجدان بیدار شهروندی فرانسه به نامه سرگشاده متوسل شد و سنت اعتراض در شرایط سخت را بنیاد نهاد. زولا نشان داد تهمت و افترا از پس قلمهای پاک دیکته ناپذیر برنمی آید.
عنوان یکی از نامه‌های او «حقیقت در راه ‏است»، ‏‎ La Vérité en marche‎‏ و دیگری «من متهم می‌کنم» J_accuse بود.
...
بعد از انقلاب کبیر فرانسه ناپلئون بناپارت جدایی کلیسا از حکومت را که دستاورد مهم انقلاب ۱۷۸۹ بود، نادیده ‏گرفت و حکومت فرانسه، از همه لحاظ به طرف کلیسا خزید و پای پاپ‌ها بیش از پیش به مراکز قدرت سیاسی و مدنی در فرانسه باز شد.
پیش‌تر، در جمهوری نوپای فرانسه، حکومت‌ وابسته به گرایش‌های مذهبی نبود و اجرای ‏منشور حقوق بشر و قانون اساسی فرانسه در مورد تساوی شهروندی از ضمانت اجرایی برخوردار بود.
میل زولا که دغدغه آزادی داشت می‌دید رنج و شکنج انقلابیونی چون «دانتون» و یارانش هدر رفته و درافتادن با امثال «دریفوس» به بهانه اینکه یهودی و جاسوس است همه را از مسائل اصلی انقلاب بازداشته است. به دفاع از دریفوس برخاست و خطاب به دولتمردان در نامه سرگشاده‌اش نوشت:
تاریخ اقوام ‏زمین، چیزی جز درس گیری در زمینۀ مدارا با یکدیگر نیست و یکی از اهداف همه تمدن‌ها این بوده که خوی وحشی زوزه کشیدن برای یکدیگر را از میان ببرند. اینقدر به دیگران تهمت نزنید و بحث خودی و ناخودی راه نیاندازید.
...
امیل زولا گفت حرکتی که اکنون از من سر می‌‏زند، تنها ابزاری انقلابی برای به جلو انداختن حقیقت و عدالت است و من حرف خودم را می‌زنم. اگر شما مرا به به خیال خودتان لکه دار کنید و زمین هم بزنید، تنها نتیجه‌اش قد برافراشتن بیشتر من خواهد ‏بود... شما به من تهمت می‌زنید. ولی به فراز و نشیب زندگی من نگاه کنید، آیا به خود فروختگان شباهت دارم؟ آیا من دروغگو و خائن و مزدورم؟...
آیا این فرانسه،‌‌ همان فرانسۀ انقلاب و منشور حقوق بشر است که انقلابیون آنهمه برایش رنج کشیدند و جان دادند؟... چشمانتان را ‏بازکنید و دست از تهمت زدن بردارید. آیا نمی‌بینید هر پیروزی که تاکنون به دست آورده‌ایم در خطر نابودی است؟
_________________ 
شرم، گونه‌ای از انقلاب است.
از نامه‌های سرگشاده «کارل مارکس» به «آرنولد روگه» و دیگران که در یکی از آن‌ها یادآور می‌شود شرم گونه‌ای از انقلاب است (و به اشتباه ترجمه شده شرم احساسی انقلابی است) می‌گذرم...
...
سال ۱۹۱۷ میلادی در اوج جنگ جهانی اول که هر روز صد‌ها نفر تکه تکه می‌شدند شاعر انگلیسی «زیگفرید ساسون» در نامه سرگشاده‌اش نوشت این جنگ عمداً توسط کسانی‌که می‌توانند آن را پایان دهند، دارد ادامه می‌یابد.
جنگی که ابتدا به‌عنوان نبردی در راه آزادی آغاز شده بود به تجاوز و پلیدی آلوده شده و من به چشم خودم درد و رنج سربازان را می‌بینم و بیش از این قادر به تحمل این مصیبت نیستم.
...
نامه سرگشاده‌ ساسون اگرچه درآغاز داد جنگ افروزان را درآورد و او را آزردند اما نظام حکومتی وقت بریتانیا را تحت تاثیر قرار داد.
...
هیچ وجدان پاکی نمی‌تواند جهل و تیرگی را تحمل کند. پیش از آنکه جنگ جهانی دوم قربانیهای بیشتری بگیرد مهاتما گاندی نامه سرگشاده‌ای خطاب به هیتلر نوشت و از او خواست آتش جنگ را بخواباند، گرچه برای جریانی که هیتلر در رأس آن بود، مرغ همیشه یک پا داشت و استدلال و خواهش گاندی بزرگ اثری نکرد اما حالا از او به نیکی تمام یاد می‌شود. نوشتن آن نامه خودش عمل بود. عملی بزرگ که دل شیر می‌خواست.
‌ _________________ 
بی‌عدالتی در یک جا، بی عدالتی در همه جا است.
یکی دیگر از نامه‌های سرگشاده متعلق به «مارتین لوترکینگ» رهبر سیاه‌پوست جنبش حقوق مدنی ایالات متحده است که از زندان «بیرمنگام» نوشته است.
مارتین لوترکینگ نمی‌دانست جانش را می‌گیرند. ظاهراً مصل زغالی که در کرسی یا شومینه می‌سوزد تمام شد و غبار شد اما نامه سرگشاده‌اش تا همیشه باقی است.
در نامه سرگشاده اش نوشته بود: بی‌عدالتی در هرکجا که باشد تهدیدی است برای استقرار عدالت در همه جا...
پس پرسش این نیست که آیا ما افراطی هستیم یا نیستیم، بلکه افراطی از چه منظری؟ آیا ما افراطی در مسیر ایجاد نفرتیم، یا افراطی در راه دوست داشتن یکدیگر؟ از این زاویه که بنگریم، شاید وقت آن رسیده باشد که اعلام کنیم جنوب این سرزمین، سراسر این کشور، و شاید تمامی جهان، به سختی نیازمند افراطیون شریف و خلاق‌اند.
نامه مارتین لوترکینگ از زندان بیرمنگام را آقای عبدی کلانتری به فارسی ترجمه کرده اند.
...
نامه سیصد نفره Письмо трёхсот که اکتبر سال ۱۹۵۵ میلادی دانشمندان شوروی سابق به رهبران حزب کمونیست نوشتند، نمونه‌ای دیگر از نامه های سرگشاده است.
دانشمندان شوروی در نامه خودشان به دستکاری در نظریات علمی توسط امثال «لیسنکو» اعتراض کردند. لیسنکو در آکادمی علوم همه کاره بود و بفرموده، با عینک استالین علم را هم ممیزی می‌کرد.
...
در شوروی آن ایام، نامه سرگشاده دیگری هم بر سر زبانها است.
۲۵ دانشمند در فوریه ۱۹۶۶ میلادی به برژنف نوشتند با همه انتقاداتی که به دوران استالین شده، اوضاع بر‌‌ همان منوال سابق است و در بر‌‌‌ همان پاشنه می‌چرخد.
«آندره ساخاروف» در شمار امضاء کنندگان این نامه سرگشاده بود.
...
نامه واسلاو هاول به دبیر کل حزب کمونیست چکسلواکی سابق (گوستاو هوساک که آقای رضا ناصحی به فارسی ترجمه کرده اند) یکی از دقیق‌ترین نامه‌های سرگشاده تاریخ معاصر است و هرکدام ما باید چندین و چندبار بخوانیم.
_________________ 
مکتوب سرگشاده حبیب سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان)
بعد از گزارش خروشچف به کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی (سابق) که زیرآب استالین را زد، این یا آن حزب کمونیست در اروپا، چین، هند، آلبانی، نپال یا در خود شوروی نامه های سرگشاده Открытое письмо منتشر می‌کردند.
نام‍ه‌ س‍رگ‍ش‍اده‌ ک‍م‍ی‍ت‍ه‌ م‍رک‍زی‌ ح‍زب‌ ک‍م‍ون‍ی‍س‍ت‌ ات‍ح‍اد ش‍وروی‌ ب‍ه‌ س‍ازم‍ان‍ه‍ای‌ ح‍زب‍ی‌ و ت‍م‍ام‌ ک‍م‍ون‍ی‍س‍ت‍ه‍ای‌ ش‍وروی‌ (۱۴ ژوئ‍ی‍ه‌ ۱۹۶۳) و نامه سرگشاده حزب کمونیست مائوئیست هند به حزب کمونیست نپال علیه رویزیونیزم و...از این نمونه است.
...
به نامه سرگشاده، «مکتوب سرگشاده» هم گفته شده است.
حبیب سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان) رجل برجسته جنبش آزادی ایران و نویسنده «پایه‌های اجتماعی اقتصادی سلطنت رضاشاه پهلوی» که در تصفیه‌های استالین سربه نیست شد، در نخستین شماره مجله ستاره سرخ، مطلبی با عنوان «مکتوب سرگشاده کمیته مرکزى حزب کمونیست ایران به اعضاى حزب»، انتشار داد و عبدالحسین حسابى (دهزاد) و حسین شرقى از اعضاى کمیته مرکزى حزب را اپورتونیست معرفی نمود.
...
نگارش مکتوب سرگشاده جهت گزارش بدون واسطه وضعیت و اقدامات صورت گرفته به امام عصر، هم که مدتهاست در جمکران و غیرجمکران باب شده است.
...
تامه سرگشاده به عربی رسالة مفتوحة است و آیت الله منتظری هم کتابی به زبان عربی در پاسخ به اتهام‌های مطروحه علیه شیعیان دارد با عنوان: رسالة مفتوحة (ردا علی دعایات شنیعة علی الشیعة و تراثهم)
_________________
نامه تنسر . تمیز حقیقت از میان برخاسته است.
در ایران برای بررسی نامه‌هایی که درواقع سرگشاده بودند و عمر طولانی داشتند باید از «نامهٔ تنسر» اسم ببرم.
نامهٔ تنسر رسالهٔ کوچکی است که آن را «ابن مقفع» از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده‌است.
تنسر (بهرام خورزاد) موبد موبدان در زمان اردشیر بابکان به شاه طبرستان نامه نوشته و او را به موافقت با اردشیر بابکان دعوت کرده است. متن اصلی آن از بین رفته اما ترجمه فارسی اش در کتاب تاریخ طبرستان اثر «ابن اسفندیار» آمده و جداگانه هم چاپ شده است.
...
در نامه مزبور آمده:
مردم به گونه‌یی با ستم خو گرفته‌اند که زیانِ ستم را نشناسند...گویی تمیز حقیقت از میان برخاسته و سیرت انسانی‌‌ رها گشته است...
هر پادشاه که برای خوش‌آمدِ امروزِ خویش قانون جهانداری را فروگذارد و خوش خیال باشد که اثر فساد این کار صدسال دیگر ظاهر خواهد شد و من بدان عهد نرسم پس امروز کامِ خویش برآورَم...
باید بداند که زبان خلایقِ آن عهد اگر همه خویش و تبار او هم باشند بر انتقاد ازاو دراز‌تر ازآن باشد که به روزگار او...
...
گفته شده شاه طبرستان به بعضی از اقدامات اردشیر به دیدهٔ انتقاد می‌نگریسته و در نامه‌ای به تنسر از او خواسته‌است که دلیل چنین اقداماتی برای او بیان گردد.
اینکه تنسر وجود خارجی و تاریخی داشته‌ یا افسانه‌ای است که موبدان ساسانی ساخته‌اند بر من معلوم نیست. چه بسا در زمان انوشیروان و در سال‌های بین ۵۵۷ تا ۵۷۰ میلادی شخصی به قصد آشنا ساختن معاصرین خویش با مسائل سیاسی و دینی، نامهٔ تنسر را به وجود آورده و به دورهٔ اردشیر بابکان ربط داده است.
_________________
نامه رستم فرخزاد به برادرش
رستم فرخزاد سردار ساسانی عصر یزدگرد در رابطه با حمله اعراب به ایران نامه پرمعنایی به برادرش نوشته که در شاهنامه فردوسی ثبت شده و یکی ازبرجسته‌ترین اسناد فرهنگی و تاریخی ایران است.
شرح حمله اعراب به ایران که نهاد دین و دولت را در شخصیت خلفا و سلاطین تمرکز داد و علاوه بر به کرسی نشاندن یأس و دوچهرگی و مشیت گرائی کور، بنده پروری و چاکرمنشی و روحیه قبیله‌ای را باب کرد، فرصت دیگری می‌طلبد.
تنها اشاره کنم که با حمله اعراب (عرب منهای اسلام)، «تحمیل اسلام برهمه» جای «دعوت همه به اسلام» (که ادعا می‌شد) را گرفت و فرهنگ بدوی عرب با اشراقیت دوران ساسانی گره خورد و جامعه ما را دچار تناقضات سهمگین روانی و فرهنگی سیاسی کرد که هنوز کمر راست نکرده است.
... 
رستم فرخزاد در نامه به برادرش با اشاره به اینکه برای ایران جان خود را خواهد داد داد وی را پند می‌دهد که به اندیشه حفظ جان خویش نباشد زیرا مانند ما انسان‌ها بسیار در این جهان سپنج می‌آیند و می‌گذرند و سرزمین نیاکان است که بایستی پایدار باقی بماند.
هشدار می‌دهد اگر ایستادگی نکنیم آیندگان ما را نخواهند بخشید.
رستم فرخزاد با برادرش وداع کرده و در نامه‌اش تا حدودی آینده را پیش بینی می‌کند.
چو با تخت منبر برابر شود
همه نام «بوبکر» و «عمٌر» شود
ز پیمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی
به گیتی نماند کسی را وفا
روان و زبان‌ها شود پر جفا
از ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
سخن‌ها به کردار بازی بود
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش...
_________________
«نی‌نامه» مولوی
نامه سرگشاده دیگر که به صورت شعر است «نی نامه» مولوی است در دفتر اول مثنوی. نی نامه چکیده‌ای از مفهوم شش دفتر مثنوی است
بشنو از نِی چون حکایت می‌کند              
از جُدایی‌ها شکایت می‌کند
کَز نیستان تا مرا بُبریده‌اند              
از نَفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شَرحه‌شَرحه از فِراق          
تا بگویم شرحِ دردِ اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش         
بازجوید روزگارِ وصلِ خویش
الی آخر...
...
مولوی «مکتوبات» هم دارد اما نامه‌های آن کتاب گرچه آثار و شخصیت او را برای مخاطب روشن‌تر می‌کند و از نظر تحقیق در تاریخ سلجوقیان ارزشمند است. اما در باب مسائل معمولی است. نامه سرگشاده او، نی نامه است که گفتم.
...
یادآوری کنم که نامه های سرگشاده علمی (مثلاً برای استیون هاوکینگ Stephen Hawking و ماکس پلانک و چارلز تونز و دکتر محس هشترودی و دکتر علی جوان کاشف لیزر گازی و...) نوشته شده است که بحثی دیگر می‌طلبد.
غیاث الدین جمشید کاشانی فیزیکدانی که علاقهٔ اصلی‌اش متوجه ریاضیات و اخترشناسی بود و در سمرقند جانش را نوکران «الغ بیگ» گرفتند و او را کشتند، نامه سرگشاده ای به پدرش که وی نیز دانشمند بوده نوشته که نکته ها دارد و امیدوارم روزی از آن سخن بگویم.
_________________
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند.
فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو که زبان چون شکر فارسی را با واژه های عربی قاطی کرده، درواقع نامه‌ای سرگشاده بود.
«بسم‌الله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است. حرره الاقل محمد‌حسن الحسینی».
از شرح و بیان آن فتوا می‌گذریم.
...
نامه سرگشاده سید جمال الدین اسدآبادی.
زمستان سال ۱۸۹۷ میلادی از زندان «باب عالی» در آنکارا سید جمال نامه سرگشاده ای نوشته است که بخشی از آن را می‌اورم.
«در موقعی این سطور را می‌نویسم که در محبس محبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم. نه انتظار نجات دارم و نه امید حیات، نه از گرفتاری متألم و نه از کشته شدن متوحش. خوشم بر این حبس و خوشم بر این کشته شدن. حبسم برای آزادی نوع است، کشته می‌شوم برای زندگی قوم. ولی افسوس می‌خورم از اینکه کشته‌های خود را ندرویدم. به آرزویی که داشتم کاملا نایل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینم. دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم امم مشرق بشنوم.
ای کاش تمام بذر خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود تخم‌های بارور و مفید خود را در زمین شوره‌زار سلطنت فاسد نمی‌نمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم، به نمو رسید. هر چه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید. در این مدت هیچ یک از تکالیف خیرخواهانه من، به گوش سلاطین مشرق فرو نرفت.
امیدواری‌ها به ایرانم بود. اجر زحماتم را به فراش غضب حواله کردند. البته صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند...
شما که میوه رسیده ایران هستید و برای بیداری ایرانی دامن همت به کمر زده‌اید، از حبس و قتال نترسید، از جهالت ایرانی خسته نشوید، از حرکات مذبوحانه ستمگران متوحش نگردید، با ‌‌‌‌نهایت سرعت بکوشید با کمال چالاکی کوشش کنید، طبیعت با شما یار است و خالق طبیعت، مددکار. سیل تجدد (هم)، به سرعت به طرف مشرق جاری است.»
_________________
پاره‌های‌ جگر فرو ریزی‌. دامنش را اگر بیفشاری‌
نامه های سرگشاده ستارخان نشان می‌دهد انسان واقعاً چقدر تنها و غریب است. ستارخانی‌ که‌ روزی‌ از وجود مبارک‌ و دلیرش دشمنان‌ آزادی‌ به‌ دنبال ‌سوراخی‌ بودند تا در آن‌ بخزند، وقتی گلوله اش زدند و آفتابش به لب بام رسید در حالیکه از زخم دشمن رنج می‌برد و می‌لنگید، بیکس و تنها در خانه‌ایی‌ اجاره‌ایی‌ در محله‌ جنت‌ گلشن‌ تهران‌ جان داد و چه‌ مظلومانه‌ و غریبانه‌.
...
به نامه های سرگشاده آخوندوف هم باید اشاره کنم.
میرزا فتحعلی آخوندزاده (آخوندوف) نمایشنامه‌نویس آزادی‌خواه آذربایجانی از پیشگامان جنبش ترقی‌خواهی که ایده هایش بر اندیشمندان جنبش مشروطیت از جمله میرزا آقاخان کرمانی، میرزا ملکم خان، طالبوف، میرزا آقا تبریزی و دیگران تاثیر گذاشته، نامه های سرگشاده زیادی دارد (مکتوبات)
...
آخوندوف در یکی از نامه هایش گفته است:
دین و ایمان با علم و حکمت متناقض است. اگر آدم دین و ایمان داشته باشد، عالم و حکیم شمرده نمی‌شود و اگر علم و حکمت داشته باشد، دین دار و مؤمن نخواهد بود.
البته ارزیابی به نظر من شتابزده او تازه نبود خیلی پیشتر ابوالعلا معری می‌گفت آنکه عقل دارد دین ندارد و آنکه دین دارد عقل ندارد. آزادانه می‌گفت و امثال ابن رشد با استدلال پاسخش را می‌دادند.
_________________
نامه سرگشاده میرزا کوچک خان به لنین
میرزا کوچک در نامه ای به لنین نوشته است:
...پیش از ورود ارتش سرخ به انزلی، من و همکارانم در جنگلهای گیلان به ضد مظالم انگلیس و دولت سرمایه‌داری ایران می‌جنگیدیم و تنها قدرت واقعی و ذیصلاح بودیم که توانستیم به نام آزادی ایران، پرچم سرخ مقاومت را برافرازیم....
به اطلاع شما می‌رسانم که پروپاگاندهای اشتراکی (تبلیغات کمونیستی) در ایران، عملاً تاثیرات سوء می‌بخشد، زیرا پروپاگاندچی‌ها از شناسایی تمایلات ملت ایران عاجزند. من به نمایندگان شما گفتم که این کار عملی نیست و ملت را به طرف دشمن سوق می‌دهد. نمایندگان شما هم با من هم عقیده شدند
ولی رفیق «ابوکف» من و رفقایم را آلت دست سرمایه‌داران معرفی و کار انقلاب را به تخریب کشانده‌است...
قدم اول را برای آزادی ایران برداشته‌ایم، لیکن خطر، از جانب دیگر به ما روی آورده و اگر از مداخله خارجی در امور داخلی جلوگیری نشود، معنی‌اش این است که هیچوقت به مقصود نخواهیم رسید، زیرا به جای مداخله یک دولت خارجی که تاکنون وجود داشت، مداخله دولت خارجی دیگر شروع شده است...
من به وسیله این نامه، روسای ملت آزاد روسیه را مخاطب قرارداده، از آن‌ها می‌خواهم که به آثار مظالم و تعدیات دولت جبار تزاری که هر وقت به نحوی به وسیله عمالش جلوه‌گر شده، حالا برای همیشه خط بطلان بکشند و همه (و نه برخی)، همه قراردادهای منحوسه را لغو و لغوشان را یکباره اعلام نمایند.
_________________
بر رسولان پیام باشد و بس
نامه مهم قوام السلطنه به شاه ۲۶ اسفند سال ۱۳۲۸ که اعلیحضرت را از اینکه در اصول قانون اساسی دست ببرد برحذر داشته قابل تأمل است.
قوام می‌گوید این راه به استبداد مطلقه می‌برد و تغئیر اصل ۴۹ بی‌شبهه به خشم و غضب ملی و مقاومت شدید عامه منتهی خواهد شد و آن روز است که سرنیزه و حبس و زجر مدافعین حقوق ملت علاج پریشانی‌ها و پشیمانی‌ها را نخواهند نمود.
شاه از طریق ابراهیم حکیمی (حکیم الملک) جواب تندی به قوام می‌دهد و او را به تملق و ریا و ندانم کاری متهم کرده واقعه آذربایجان و دخالت بیگانگان را یادآور شده، اشاره می‌کند او می‌بایست در زندان می‌بود.
قوام دوباره پاسخ مستدلی می‌دهد و در پایان نامه دومش می‌نویسد:
ما نصیحت به جای خود کردیم
چند وقتی در این به‌سر بردیم
گر نیاید به گوش رغبت کس
بر رسولان پیام باشد و بس
امیدوارم فرصتی پیش بیاید و اینگونه وقایع را با تفصیل بیشتر شرح دهم.
...
نامه سرگشاده دیگر مربوط است به ۳۴ تن از شخصیت‌های طرفدار نهضت مقاومت ملی که به تشکیل کنسرسیوم نفت اعتراض نمودند و خطاب به ملت ایران زیان این قرارداد ننگین را برشمردند. (۲۱ اسفند سال ۱۳۳۲)
در میان کسانیکه آن نامه سرگشاده را نوشتند ۱۲ استاد دانشگاه تهران از جمله آشنا و همشهری من دکتر عبدالله معظمی که در یک دوره رئیس مجلس شورا شد، بودند.
مهندس مهدی بازرگان، دکتر عبدالله معظمی، مهندس خلیلی، دکتر یدالله سحابی، دکتر اسدالله بیژن، دکتر کمال‌الدین جناب، دکتر محمد قریب، دکتر نعمت‌الهی، دکتر رحیم عابدی، مهندس عباس امیرانتظام، دکتر می‌ربابائی و مهندس منصور عطائی در شمار امضاکنندگان آن نامه سرگشاده بودند.
اربابان کنسرسیوم نفت پنج شرکت آمریکایی نیوجرسی، سوکوئی، کالیفرنیا، گلف و تکزاس و نیز شرکت نفت انگلیس، شرکت شل و شرکت نفت فرانسه بودند.
چند روز بعد از انتشار نامه سرگشاده مزبور با دستور مستقیم اعلیحضرت، ۱۲ استاد از دانشگاه اخراج شدند.
_________________ 
خلیل ملکی و «رنجنامه»‌اش 
از نامه‌های سرگشاده خلیل ملکی (به دکتر مصدق و مردم ایران) هم باید یاد کنیم. 
خلیل ملکی برای برقراری سوسیال دموکراسی در ایران می‌کوشید و با جزمیت فلسفه حزبی در سطح نظری مبارزه می‌کرد. او در کشوری که فلسفه سنتی‌اش زیر سایه دیدگاه‌های مانوی رشد کرده، و در فرهنگی که مذهبش هیچ اشتباهی را تحمل نمی‌کند، از آشتی و مدارا دم می‌زد.
خلیل ملکی بعد از جدایی از حزب توده که بنا بر نظر او در تحجر و عقب ماندگی دست کمی از حکومت نداشت، با ترور شخصیت و با اتهامات سخیف حزب توده روبرو شد اما از میدان به در نرفت.
در نامه تاریخی‌اش به مصدق در سال ۱۳۴۳ با اشاره به فداکاری همسر خود (صبیحه گنجی)، وقایع زندان و مرگ فرزندش را که او را فقط پشت میله‌های زندان دیده بود، شرح می‌دهد.
در نامه سرگشاده‌ای برای مردم ایران نیز با حمله به ایالات متحده، انگلستان و شوروی بخاطر دست داشتن در سرنگونی مصدق از پیروانش می‌خواهد جنبش را زنده نگه دارند و بخاطر تندروی کودکانه چپی‌ها و یا قساوت وحشیانه دست راستی‌ها جا نخورند.
... 
رنجنامه خلیل ملکی (اوایل سال ۱۳۲۷) خطاب به عبدالحسین نوشین ، چون «جبر جو» را نشان می دهد برای ما بسیار قابل تأمل است.
«جبر جو»، عبدالحسین نوشین نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئا‌تر و شاهنامه‌پژوه ایرانی را هم به تأئید آنچه خود می‌دانست نارواست واداشت و آن انسان عزیز هم اعلامیۀ افتراآمیز حزب توده علیه خلیل ملکی را امضا نمود.
خلیل ملکی از این همراهی ناروا بسیار آزرده شد و نوشت: بی‌شخصیتیِ باشخصیت‌ترین روشنفکران مرا رنج می‌دهد...
 ...
عبدالحسین نوشین پس از آزادی خلیل ملکی از زندان به همراه جمع دیگری از روشنفکرانِ حزب توده به دیدن او رفته و اصرار کردند تا به حزب توده بپیوندد و برای اصلاحِ راه و روش و رهبری آن حزب، آنان را یاری دهد. ملکی به دلیلِ رفتارهایی که از برخی رفقایش (که اکنون در دستگاه رهبری حزب توده بودند) در دوران زندان پنجاه و سه نفر دیده بود، از این کار اکراه داشت. امّا بالاخره در برابر اصرار آنان تسلیم شد و دعوت نوشین و دیگران را جهت پیوستن به حزب توده پذیرفت. نوشین که مانند بعضی دیگر از اصلاح‌طلبان، انشعاب را صلاح نمی‌دانست با رضایت ملکی و دیگرِ انشعابیون، در حزب توده ماند. چندی بعد اما «جبر جو» برای محکوم کردن انشعاب ملکی، نوشین را نیز ناگزیر کرد تا علی‌رغم میل خود، ساز رهبری حزب  را بزند و اعلامیۀ پر از تهمت حزب توده علیه ملکی را (که خود می‌دانست چقدر ناروا است) امضا کند.
_________________
صدای شکستن سقف رژیمِ را احساس می‌کنم.
از ۱۵ خرداد سال ۴۲ و بعد، انقلاب سفید و برخورد راست روانه آیات عظام و نامه‌های سرگشاده آنان که متاسفانه شیپور را از سر گشادش می‌نواختند و با نفی دیکتاتوری که حق بود زیر سؤال برود، با اصلاحات برخوردی مرتجعانه داشتند می‌گذرم.
درست است که اصلاحات شاهانه «کِندی» خواسته بود ولی نمی‌بایست دربست زیر سؤال می‌رفت.
جلو‌تر بیآئیم.
...
نامه سرگشاده دکتر علی شریعتی به آیت الله ناصر مکارم شیرازی در سال ۱۳۵۱(این نامه در واکنش به نوشته ای در مجله مکتب اسلام  پیرامون کتاب اسلام شناسی چاپ مشهد بود که به تعبیر دکتر شریعتی با غرض و...آلوده بود.)
در آن نامه دکتر شریعنی به کتاب «فیلسوف نماها» که بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ نوشته شده و آقای مکارم جایزه سلطنتی سال را به خاطر نگارش آن برده اند گوشه زده و می‌نویسد: 
شما برنده جایزه سلطنتی بهترین کتاب سال علیه «مارکسیستها» و سردبیر مجله ارگان رسمی حوزه دینی قم و مرد کتاب و مدافع «نسل جوان» و مترجم و ناشر و ناقد، چگونه نمی‌دانید که اصلاً «نقد» خوردنی است یا پوشیدنی؟ که لااقل بتوانید «تظاهر به نقد» کنید...
شما مرد زیرک و روز مگر نمی‌دانید که امروز غیر از عهد بوق است و غیر از قرون وسطی که یک کشیش فقط به اعتبار مقام مذهبی و لباس روحانیون کافی بود که فتوی بدهد که «ژوردانو» بی‌دین است و مردم هم او را بی‌دین بدانند...
دکتر شریعتی آخر آن نامه نوشته بود:
برای مردم ما که همیشه بازیچه مصلحت بازی‌ها بوده‌اند امروز هیچ سخنی جز حقیقت مصلحت نیست... 
...
حول و حوش انقلاب بزرگ ضدسلطنتی نامه سرگشاده به شاه از علی اصغر حاج سیدجوادی بر سر زبانها افتاد.
حاج سیدجوادی نوشته بود:
«من صدای شکستن سقف رژیمِ را با تمام هوش و حواسم احساس می‌کنم و بعد از آن معلوم نیست که نظام دچار چه حوادث هولناکی در رابطه با مناسبات خارجی و آشفتگی نتایج استبداد و فساد شود.»
نامه‌ها دو تا بود. دی ۵۴ و خرداد ۵۵ که دومی ۲۳۰ صفحه داشت.
...
نامه تاریخی شاهپور بختیار، کریم سنجابی و داریوش فروهر به محمد رضا شاه پهلوی ۲۲ خرداد ۱۳۵۶، نکته ها داشت.
تنها راه باز گشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملی و خلاصی از تنگنا‌ها و دشواریهایی که آیندهٔ ایران را تهدید می‌کند ترک حکومت استبدادی (است)
تمکین مطلق به اصول مشروطیت و احیای حقوق ملت و احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر (است.)
انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسؤول اداره مملکت بداند.
_________________
نامه «میشل فوکو» به مهندس بازرگان
نامه سرگشاده میشل فوکو به مهندس بازرگان در رابطه با محاکمه و اعدام‌های اول انقلاب سند قابل تأملی است. این نامه را آقای «احسان شریعتی» ترجمه کرده اند.
میشل فوکو نوشته بود:
...هیچ چیز در تاریخ یک ملت مهم‌تر از لحظات نادری نیستند که طی آن برای برانداختن رژیمی که دیگر تاب تحملش را ندارند، همه بپا می‌خیزند...
هیچ چیز برای زندگی روزانه ملتی اما، مهم‌تر از لحظاتِ بالعکس بس رایجی نیستند که قدرت حاکم در برابر یک فرد می‌ایستد، او را دشمن خویش می‌خواند و قصد از بین بردنش را می‌کند...
من شخصا نسبت به اینکه حکومت‌ها خود بخود، وظایف و الزامات خویش را مراعات کنند، کمی تردید دارم. خیر آنست که حکومت شوندگان بتوانند برخیزند و گوشزد کنند که حقوق خویش را بسادگی به حکومتگران واگذار نکرده‌اند، بلکه قصد دارند وظایف را بر آن‌ها تحمیل کنند...
هیچ حکومتی نمی‌تواند از این وظایف اساسی سرباز زند. از این منظر، محاکماتی که امروز در ایران جریان دارند، جای نگرانی دارد...
...
نامه سرگشاده هیات اجرایی جبهه دموکراتیک ملی به آیت الله خمینی ۱۳ خرداد ۱۳۵۸ با چالش گرفتن او، استبداد دینی را در حاکمیت نشانه گرفت.
...
نامه سرگشاده شیخ علی تهرانی (علی‌مراد خانی ارنگه) در مورد «جلال الدین فارسی» که ایرانی الاصل نیست و بنا براصل‏ یکصد و پانزدهم قانون اساسی، نمی‌تواند کاندید ریاست جمهوری ایران باشد، نقشه حزب جمهوری اسلامی را بهم زد. جلال الدین فارسی نخستین نامزد حزب جمهوری اسلامی در اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود که پس از مشخص‌شدن دارا بودن ملیت افغانی از سوی شیخ علی تهرانی ناچار به کناره‌گیری شد. 
شیخ علی تهرانی در نامه‌ای که در این مورد برای آیت الله خمینی نوشت و بهمن سال ۵۸ انتشار عمومی داد، ضمن انتقاد از سران حزب جمهوری اسلامی یادآور می‌شود که سید علی خامنه‌ای گفته است: «اگر فارسی انتخاب نشود انقلاب اسلامی برای تداوم خود تضمینی ندارد.» تهرانی در آن نامه انتخاب خامنه‌ای را برای امامت جمعه زیر سؤال می‌برد و رفسنجانی را هم متهم می‌کند که در مورد فارسی به دروغ و پرده پوشی دست زده است. واقعش اظهارات شیخ علی تهرانی خالی از ارزیابیهای شتابزده نبود.
...
نامه‌های مهندس بازرگان و نهضت آزادی، همچنین نامه های سرگشاده سید ابوالحسن بنی صدر و گروههای سیاسی، حزب توده، فدائیان و... و مجاهدین به آیت الله خمینی، همه از اسناد انقلاب بزرگ ضدسلطنتی است.
_________________
امام خمینی را تنها نخواهیم گذاشت...
مهر ماه سال ۵۸ سازمان مجاهدین خلق (شعبه قم) نامه سرگشاده ای خطاب به «حجت الاسلام احمد خمینی» انتشار داد. در قسمتهایی از این نامه (که کیهان ۱۷ مهر ۵۸ در صفحه ۳ چاپ نموده) ضمن اشاره به بیانات وی که گفته بود یک انقلابی باید پیوسته بدون چشمداشت به حرکت جامعه نگاه کرده و انحرافها را بدون پرده پوشی بیان کند (و اینکه شما احمد خمینی) پیوسته برخلاف مسیر آب شنا کرده و با لباس مبدل مرزهای شاهنشاهی را درنوردیده تا گیرنده و یا رساننده پیامی باشید...

یادآور می‌شود که اسلام ما اسلام ضیاءالحق و ملک فیصل نیست...و اصالت مکتب در میدان «آزادی» سنجیده می‌شود. در آن نامه با اشاره به اینکه دستگاههای نظامی و امنیتی و اطلاعاتی از ایادی آمریکا و ساواک پاک نشده ، از شورا که معنایی جز قدرت توده ها ندارد، صحبت شده و تصریح می‌کند راه حل کردستان راه حل نظامی نیست...

ما نمی‌خواهیم که انقلاب نیمه تمام امروز ما در تاریخ آینده نیز همچنان انقلابی ناتمام و ناقص معرفی شود که خدای ناکرده در نیمه راه شکست خورده باشد. انقلابی که در نخستین گامها فرزندان راستینش را بلعیده و هم به رهبری اش خیانت شده باشد.

در نامه مزبور مجاهدین می‌نویسند: ما هرگز روحانیت مبارز و در صدر همه نیروها، حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی را تنها نخواهیم گذاشت و تا آخرین قطره خون نیز در کنارشان خواهیم بود.
_________________
اسلحه را در دست گرفته‌اید و می‌خواهید ما را گول بزنید.
مجاهدین در نامه‌ای که تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۶۰ را دارد، از جمله نوشته اند:
«ما گلوله‌ای علیه هیچ کس الا تجاوزگران عراقی شلیک نکرده‌ایم و تا آنجا که به ما مربوط است از جنگ و دعوا و اختلافات داخلی استقبال نکرده و نمی‌کنیم و تا آنجا که انضباط آهنین تشکیلاتی ما کشش داشته باشد، تلاش خواهیم نمود که همچون گذشته به بهای جان خواهران و برادرانمان تا وقتی راه‌های مسالمت آمیز مطلقاً مسدود نشده و به اصطلاح حجت تمام نگردیده است، از عکس العمل‌های خشونت بار و قهرآمیز بپرهیزیم... از این حیث در برابر تکلیفی که گوشزد فرمودید چه چاره‌ای جز نوشتن و تقدیم وصیت نامه‌ها باقی می‌ماند؟
...
آیت الله خمینی، ۹ روز بعد واکنش نشان داد و گفت مادامی که شما تفنگ‌ها را در مقابل ملت کشیده‌اید نمی‌توانیم صحبت کنیم. اسلحه‌ها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید...

شما در آن نوشته‌ای که نوشته‌اید در عین حالی که اظهار مظلومیت زیاد کرده‌اید لکن باز ناشی‌گری کردید و ما را تهدید به قیام مسلحانه کردید. ما چطور با کسانی که قیام مسلحانه ضد اسلام می‌خواهند بکنند می‌توانیم تفاهم داشته باشیم...

شما اسلحه را در دست گرفته‌اید و می‌خواهید ما را گول بزنید....

من اگر در هزار احتمال یک احتمال می‌دادم که شما دست بردارید آن کارهایی که می‌خواهید انجام دهید حاضر بودم که با شما تفاهم کنم و من پیش شما بیایم لازم هم نبود شما پیش من بیایید...
_________________
چرا بچه‌های «شانه چی» را کشتید؟
احمد علی بابایی که از همان ابتدای نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق بدان پیوست و تا پایان عمر همچنان بر سر این پیمان، باقی ماند بعد از بگیر و ببندهای سال ۶۰ و...در نامه سرگشاده ای به آیت‌الله خمینی نوشت:
«برای من دیگر مسجل شده است که ماموریت شما جز در قتل و خون ریزی، آنهم قتل کسانی که هنگام ورود شما به ایران آن همه شادی کردند و در بهشت زهرا شما را روی دستان خود بردند نیست...
در قضیه امجدیه احمد (فرزند) خودتان گفتند:
«من به چشم خودم دیدم که این حزب اللهی‌ها بچه‌های مردم را شل و پل کردند.»
خودتان هم جریان را از تلویزیون نظاره کردید. بعد گفتید این منافقین کاری کردند که افرادی از بیت من را هم گول زدند. پناه می‌برم به خدا که رسما دروغ گفتید…
آقای خمینی شاید قیامتی هم باشد! … راستی بچه‌های شانه چی را چرا کشتید همان‌هایی که برای خامنه‌ای خودتان بارها سفره پهن کرده بودند و برای غنودنش در شب بستر گسترانیده بودند؟
احمد علی بابایی نامه های سرگشاده‌ای هم برای مسؤول شورای ملی مقاومت نوشته که با عنوان «نصایحی که به جایی نرسید» چاپ شده است.
از نامه آیت الله مرتضی پسندیده (برادر آیة الله خمینی به ایشان) در خمینی، ۱۵ مرداد ۱۳۶۲ که نوشته بود: «با سیاست‌های غلط جمعی منبری و مدرس که از اداره خانه خودشان هم عاجرند، امروز ایران به نهایت ذلت و خواری در دنیا افتاده است...» می‌گذرم.
_________________
داستان شما و آیت الله شریعتمداری با خدا و تاریخ است.
بخشی از نامه همراه با اعتراض آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی در مورد آیت الله شریعتمداری که تاریخ ۱۵ فروردین سال ۶۵ را دارد، این است:
حضرت مستطاب آیت الله آقای خمینی دامت برکاته
با ابلاغ سلام مزید توفیقات را مسئلت دارم.
آنچه بین حضرتعالی و آیت الله شریعتمداری طاب ثراه واقع شده، حکومت واقعی با خداوند متعال و ظاهر هم با تاریخ می‌باشد... لازم دانستم ضمن ابراز نگرانی و تسلیت از جریان تجهیز که بدون تشییع و احترامات لازمه و تدفین مخفیانه در محل غیر مناسب واقع شده ابراز تاسف شدید نمایم. انتظار دارم اکنون هم در حد ممکن اهانتهائی را که به ایشان و مقام مرجعیت شده شخصا تدارک فرمائید‎...
_________________
جنگ بین دو ملت مظلوم
اوايل مهر سال ١٣۶۵ نهضت آزادی جزوه‌ای ١۶ صفحه‌ای با عنوان «پیام نهضت آزادی به رهبر انقلاب اسلامی ایران» منتشر نمود و کوشید مخالفت خود را با ادامه جنگ «مستدل به آیات قرآن و سیره امامان نماید.
...
مهندس بازرگان خطاب به آیت‌الله خمینی نوشت: شعار «جنگ جنگ تا پیروزی در حال تبدیل شدن به «جنگ جنگ تا نابودی کامل است. شما از پیامبر که در جنگ با نزدیکانش مشورت کرد، بالا‌تر نیستید. این درگیری نه جنگ اسلام بر علیه کفار است و نه جنگ مظلوم بر علیه ظالم بلکه جنگ بین دو ملت مظلوم است که با یکدیگر قتال می‌کنند.»
... 
آنچه بعداً آیت الله خمینی در مورد دلائل پذیرش آتش‌بس جنک ۸ ساله نوشت، همچنین نامه‌های سرگشاده آیت الله منتظری در مورد اعدامهای سال ۶۷ که از جمله استاد تاریخ معاصر ایران است جای بحثش اینجا نیست و از آن می‌گذرم.
...
بعد از اعدامهای سال ۶۷ نهضت آزادی طی نامه سرگشاده ای شدیداً آنرا محکوم کرد. متاسفانه این شایعه دروغ راه افتاد که مهندس بازرگان و دوستانش گفته اند: «از ملیون کسی اعدام نشده»!
واقعاً پخش اخبار غیرواقعی در شأن نیروهای صادقی است که برای آزادی قیام کرده اند؟ سند این به اصطلاح «خبر» که مهنذس بازرگان (و نهضت آزادی) جانب قتل عام سال ۶۷ را گرفته و گفته اند: «از ملیون کسی اعدام نشده»، کجا است؟
...
در نامه نهضت آزادی آمده بود: آیا مسئولیتی در قبال انقلاب ایران وجود دارد یانه؟ آیا هر کس، در هر مقام که باشد، فقط به دلیل لباس روحانیتی که بر تن دارد مجاز به هر نوع موضع گیری در قبال مسائل سیاسی مهم است آیا اهمیتی ندارد که این نوع موضع گیری‌ها چه عواقبی ممکن است برای ما داشته باشد؟...
...
از نامه آیت الله خمینی به گورباچف که هیئت منصوب وی چندین ماه بعد از کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ به مسکو بردند. (۱۱ دیماه ۶۷) و متن آنرا آیت الله جوادی آملی نوشته است می‌گذرم. 
_________________
همسرم مریم را آنقدر شلاق زدند که هنوز...
نامه سرگشاده «نورالدین کیانوری» به آیت‌الله خامنه‌ای ۱۴ مرداد ۱۳۶۸ افشاگر استبداد زیر پرده دین است.
بخشی از آن نامه:
هجده شب پشت سر هم مرا ساعت ۸ بعدازظهر به اطاقی واقع در اشکوب دوم می‌‌بردند و دستبند قپانی می‌‌ز‌دند و این جریان تا ساعت ۵ – ۶ صبح یعنی ۹ تا ۱۰ ساعت طول می‌‌کشید. تنها هر ساعت مامور مربوطه می‌‌آمد و دست‌ها را عوض می‌‌کرد. همسرم مریم را آنقدر شلاق زدند که هنوز پس از ۷ سال، شب هنگام خوابیدن کف پا‌هایش درد می‌‌کند. البته این تنها شکنجه «قانونی» بود که به انواع توهین و با رکیک‌ترین ناسزا‌گویی‌‌ها تکمیل می‌‌شد (فاحشه، رئیس فاحشه‌ها و...)
آنقدر سیلی و توسری به او زده‌اند که ‌گوش چپ او شنوائیش را از دست داده است. یادآور می‌‌شوم که او در آن زمان پیرزنی ۷۰ ساله بود...
...
نامه سرگشاده علی اکبر سعیدی سیرجانی (۸ آبان ۱۳۷۱) به آیت الله خامنه‌ای هم فراموش نمی‌شود.
در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند. ‏
...
از نامه سرگشاده مهندس عزت الله سحابی:
«شرم‌ام می‌آید در زمانه‌ای زندگی می‌کنم که به نام خدا و دین، دختران و پسران و زنان و مردان این جامعه را به جرم حق‌گویی و حق‌خواهی زیر شدید‌ترین فشارهای جسمی و روحی می‌گیرند، وقیحانه‌ترین کلمات را برای بانوان به کار می‌برند و اعترافات دروغ از آن‌ها می‌خواهند...
‌ای خدای بزرگ، ‌ای تغییر دهنده قلب‌ها و فکر‌ها، یا حال و روز ما را دگرگون کن یا مرگ مرا برسان.
رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا»
...
در سال ۱۳۷۳ نامهٔ سرگشاده ۱۳۴ نویسنده بر سر زبان‌ها افتاد. آنان خواستار آزادی اندیشه، بیان و نشر آثار خود شده و به سانسور اعتراض کردند
_________________
من آردم را بیخته و غربالم را آویخته‌ام.
آیت الله طاهری ۱۷ تیر ماه سال ۸۱ در نامه سرگشاده ای نوشت که از امامت جمعه استعفا می‌دهد. آیت الله طاهری جامعه و مردم را به کویر تفتیده و مزرعه خشکیده‌ای تشبیه کرد که به آب شعور و باران نور نیاز دارد. او نوشت من آردم را بیخته و غربالم را آویخته‌ام و عمرم را آفتاب لب بام می‌بینم اما هنگامی که از وعده‌ها و قول و قرارهای اول انقلاب یاد می‌آورم، همچون بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم. این بود آنچه را با مستضعفین پیمان بستیم؟
...
آنچه آیت‌الله طاهری از آن سخن گفت، «خلق‌الساعه» که پیش نیآمده بود. من خودم یاد دارم که بارها ایشان به زندان دستگرد اصفهان آمد و حتماً پاهای زخمی زندانیان سیاسی را دید و از خویشاوند خودش زنده یاد «سید فخر طاهری» و خانواده آن انسان شریف، آنچه باید شنیده باشد، شنید.
...
پرسش سرگشاده خودم از آیت‌الله منتظری که آیا واقعیت دارد به فتوای شما قبل از اعدام زندانیان سیاسی خونشان را گرفته اند و به دوشیزگان باکره هم تجاوز شده است؟ و پاسخ ایشان:
خیر این تهمت محض است که پخش کرده اند. از اول هم با اعدامها مخالف بودم منتها «لا رأی لمن لایطاع»... ۱۴/۱۲/۱۳۸۱
...
لا رأی لمن لایطاع یعنی کسی که «مقبولیت» ندارد رأی و نظری هم نخواهد داشت!

آیت الله منتظری فقط نزد مرتجعین بود که مقبولیت نداشت. آنان باقیات صالحات ایشان (نامه های افشاگرانه بعد از اعدام های سال ۶۷) را برنتافتند. آنچه به نام «رنجنامه حاج احمد خمینی» خطاب به آیت‌الله منتظری منتشر شده نیز، این موضوع را نشان می دهد.

...

نامه سرگشاده احمد قابل به آیت‌الله خامنه‌ای مورخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۴ و نامه‌های سرگشاده دکتر سروش از جمله: «جشن زوال حکومت دینی»، نامه مهندس میرحسین موسوی، حجت الاسلام مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی به آیت‌الله خامنه‌ای (۱۹ خرداد ۱۳۸۸) همه نکته ها دارد. رفسنجانی آخر نامه‌اش شعر زیر را نوشته بود:

سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
...
سال ۱۳۸۸پس از انتخابات ریاست جمهوری، ۲۹۳ نفر از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی در نامه‌ای سرگشاده مراجع تقلید را به همراه هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، در کنار دو رهبر جنبش سبز به «مقاومت در برابر کودتا» فرا خواندند.
از نامه‌های سرگشاده فاطمه کروبی و عطا الله مهاجرانی و محسن کدیور و کاظمینی بروجردی و ابراهیم نبوی و محسن مخملباف و دکتر پیام فاضل و عبدالله مومنی و عبدالعلی بازرگان و «آزاد آزاده» (ع. خ) و نامه‌های ادامه دار محمد نوری زاد... و نامه دکتر شجاع الدین شفا، (۲۳ تیرماه ۸۸) (به آیت الله خامنه‌ای) و... می‌گذرم. مصطفی تاج‌زاده و احمد منتظری هم نامه سرگشاده‌ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته اند.
بیست و هفت استاد دانشگاه (شهریور ۸۸) و چهار تشکل دانشجویی خارج از کشور هم (اسفند ۸۹) به آیت الله خامنه‌ای نامه سرگشاده نوشتند و سیاستهای ایشان را زیر سؤال بردند.
_________________
دوست آن نیست که فقط تعریف و تمجید کند.
ایرج مصداقی نویسنده کتاب ارزشمند «نه زیستن نه مرگ» که همچون «تاریخ بیداری ایرانیان» اثر «ناظم الاسلام کرمانی» در آینده نیز مورد استناد قرار خواهد گرفت پیش‌تر، خطاب به خانم‌ها (زهرا رهنورد و فائزه رفسنجانی) و آقایان (کروبی و موسوی و نوری زاد و...) نامه‌های سرگشاده‌ای نوشته است.
این نویسنده دردمند اخیراً نامه ‌سرگشاده جدیدی در رابطه با مجاهدین خطاب به آقای مسعود رجوی انتشار داده و حرفهایی را که خیلی‌ها اینجا و آنجا درگوشی می‌زنند مطرح کرده است، حرفهایی که خود زدنش عمل است. حرفهایی که از دل برآمده و لاجرم بر دل خواهد نشست.
...
یک ضرب المثل کردی می‌گوید: «دۆس ئه‌وه‌یه بم‌گرینێ نه‌ک بم‌که‌نینیێ»
دوست واقعی آن کسی است که مرا بگریاند نه مرا بخنداند.
ما وقتی دشمن شاد می‌شویم که قدر دوست (دوست به معنی واقعی کلمه) را ندانیم و در دستگاه مداحان و چاپلوسان برویم که فقط تعریف و تمجید می‌کنند.
...
دوست آن نیست که فقط به به و چه چه کند و شور و فتور راه بیاندازد. دوست آن است که با ما راست گوید نه آنکه ناراستی‌هایمان را راست انگارد. دوست آن است که بگریاند دشمن آن است که بخنداند.
_________________ 
نردبان‌ خلق‌، این‌ ما و منی‌ است‌. عاقبت‌ این‌ نردبان‌، افتادنی‌ است.
متاسفانه این سر سفره با آن سر سفره قهر است و دل‌ها بهم نزدیک نیست. آرزو کنیم اینگونه امور به خیر و زیبایی بگذرد تا همه توجهات، قاتلین زندانیان سیاسی و دشمنان حرث و نسل میهنمان و طالبان نفت و دلار را نشانه بگیرد.
...
لودویگ ویتگنشتاین Ludwig Wittgenstein فیلسوف اتریشی قرن بیستم که باب‌های زیادی را در فلسفهٔ ریاضی، فلسفهٔ زبان، و فلسفهٔ ذهن گشود، در مورد یکی از آثارش که حکم نامه سرگشاده دارد (رساله منطقی- فلسفی
 Tractatus Logico-Philosophicus تراکتاتوس) گفته بود:
اگر این رساله، چنان‌که باید و شاید، درک شود باید به دورش افکند. مانند کسی که برای رسیدن به بام از نردبان بالا می‌رود. چون به بام رسید دیگر دلبستگی و نیازی به نردبان نخواهد‌داشت.
گزاره‌های نامه سرگشاده هم حکم پله‌های نردبان را دارد. چه بسا بعد از آنکه از آن بالا رفتیم، نردبان را دور بیاندازیم و قدرش را ندانیم.
چون شوی بر بام‌های آسمان
سرد گردد جستجوی نردبان
...
ای کاش اگر بر گزاره‌ها خط می‌کشیم شوری را به کوری نرسانیم و پا روی خرد و انصاف نگذاریم.
نردبان‌ خلق‌، این‌ ما و منی‌ است
عاقبت‌ این‌ نردبان‌، افتادنی‌ است.
...
My propositions serve as elucidations in the following way: anyone who understands me eventually recognizes them as nonsensical, when he has used them—as steps—to climb beyond them. He must, so to speak, throw away the ladder after he has climbed up it. 
گزاره هاي من بدين راه روشن کننده اند: آن کس که نگريسته مرا دريابد، هنگامي که طي گزاره هاي من يعني برپايه آنها از گزاره هاي من بالا رود، آنها را بي معنا مي يابد. (به يک تعبير او پس از بالا رفتن از نردبان، بايد نردبان را به دور افکند)
ویتگنشتاین رساله منطقی فلسفی : فقره 6.54
 
سایت همنشین بهار
ایمیل
...
 
 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]