سیاست پدر و مادر ندارد
همنشین بهار

 
زمستان سر رسید و باغی را که می‌رفت تا در آن صد گل بشکفد ـــ

سرما زد...

 

جمهوری خواهان اسپانیا، زنان و مردان دلیری که هست و نیست خود را در مبارزه با دیکتاتوری امثال فرانکو در طبَق اخلاص گذاشتند و برای آزادی و آرمان خویش، به کوه و کمر زدند و پروانه وار در آتش زد و بندهای ننگین زمانه خویش، سوختند ــ روز و روزگاری فکر و ذکر همه آزادیخواهان بود.

داستان رنج و شکنج آن انقلابون پاکباز هم اینک نیز شایسته مطالعه و بررسی است. یک دلیلش این است که آنچه امروز ما می‌کِشیم بی شباهت به سرنوشت پُرمرارت آنان نیست...

آنان در پی بهار بودند و برای آزادی و آرمان خویش از کوره راه های بسیار گذشتند اما افسوس که زمستان سررسید... کار خودش را کرد و باغی را که می‌رفت تا در آن روزی، صد گل بشکفد ــ سرما زد...

 

اسپانیا که با هجوم اعراب و...روبرو شده بود، خود نیز رخت متجاوز پوشید.

 

اسپانیا تنها با آسمان آبی و آب‌های نیلگون، با بهترین گیتارهای دست‌ساز در دنیا و رقص شورانگیز فلامنکو، با سبك‌های متنوع معماری و معماران بزرگی همچون آنتونیو گائودی و اسكار نیمه‌میر، با قصرهای معروفی همچون ‌الحمراء، با مسابقات گاوبازی، و با موزه‌های حسرت‌برانگیز و جاذبه‌های تاریخی، خلاصه نمی‌شود.

اسپانیا، یادآور سروانتس، نویسنده دُن‌كیشوت، پیكاسو، سالوادور دالی، فرانچسكو گویا، رافائل آلبرتی، خوان رامون خیمه نز و شاعر شهید فدریكو گارسیا لوركا...هم ـــ هست.

 

چهره‌هایی همچون خولیو ایگلسیاس، لوپه دوگا، میگوئل ارتگاز، پدرو آلمادوار، فیلمساز خارق‌العاده‌ای همچون لوئیس بونوئل، و ترانه خوان کولی خوآنی تو - وال دِراما که در جبهه های نبرد علیه فاشیست ها آواز سر می‌داد ـ نیز، این کشور را نمایندگی می‌کنند.

 

اسپانیا که با هجوم اعراب و...روبرو شده بود، روز و روزگاری خود نیز رخت متجاوز پوشید و حتی سر از فیلیپین و پورتوریکو و کوبا هم، درآورد که البته بعدها سر جایش نشست.

این کشور نیز همانند ما، رنگ و وارنگ بسیار دیده‌است که مهّم ترین آن، جنگ های داخلی و جدال سلطنت طلبان با جمهوری خواهان (پیش از جنگ دوم جهانی) است.

 

آیا سرگذشت جمهوری خواهان اسپانیا، در كنار افكار و عقایدی است كه امروز باید در موزه ها به دنبال آنها گشت؟ نه، این حماسه که در زمانه خودش فکر و ذکر همه جهانیان را مشغول کرده بود هم اینک، و در آینده نیز ــ سراسر عبرت است، بخصوص که از بازی های این روزگار و، از آدم فروشی و خیانت بسیاری از نامداران عرصه سیاست پرده برمی دارد.

 

گذشته هرچه بود گذشته است.

 

گذشته، نگذشته و کوله بار آن بر دوش مان سنگینی می‌کند. چاره ای نداریم جز آنکه بر لب جوی تاریخ بنشینیم و از آن بیاموزیم. ما ایرانیان ــ که به آزادی به مثابه آرمان و نه تجارت ــ نگاه می‌کنیم و در هر کوی و بزن به دنبال این معشوق در زنجیر، می‌گردیم، اینک نیز با گربه رقصانی های مدعّیان صاحب اختیاری جهان و به ویژه با اروپای دوچهره روبرو هستیم. اروپائی که فقط پیشرفت و مدنّیت را نمایندگی نکرده و هنوز در عصر جهانی شدن، خواب دوران استعمار می‌بیند.

آنچه بر سر نیروهای ترقی خواه در اسپانیای عصر فرانکو آمد، (جدا از هر ضعفی که خودشان داشتند) ـــ دوروئی غرب کاسبکار، و سازش ننگینی که اروپا و جهان را به پیچ و تاب انداخت، رو می‌کند.

 

بازی هایی که همین امروز، زمامداران غرب در می‌آورند که به نام دولت های به اصطلاح لائیک و غیرمذهبی، لی لی به لالای استبداد دینی می‌گذارند و ککشان هم نمی‌گزد بر سر نیروهای ترقی خواه میهن ما معامله کنند - یادآور زد و بند ننگین آنان در سال ۱۹۳۸ در مونیخ با هیتلر و موسولینی است که از جمله، توافق شد جمهوری خواهان اسپانیا، تنها و بی یار و یاور بمانند، تا نیروهای ضد انقلابی و امثال ژنرال فرانکو با همکاری ارتش آلمان و ایتالیا و با رضایت فرانسه و انگلیس و کمک اصحاب کلیسا، که به جلد قاتلین مسیح رفته بودند...، حسابی لت و پار شوند.

به دَرَک که جنگ داخلی اسپانیا یک و نیم میلیون کشته و آواره می‌دهد و هزاران هزار انسان به خاک و خون می‌غلطند، چه باک که کوچک و بزرگ آواره کوه و بیابان شده و تمامی عمرشان را دور از میهن محبوب خویش در غربت سپری کنند و همانجا هم بمیرند...

اصلا چه چیزی از این بهتر که فرانکو و دوستانش نزدیک به ۴۰ سال هر اسبی که دارد بتازند مگر سیاست پدر و مادر هم دارد؟

  

مردم تازه می‌خواستند دموکراسی را تجربه کنند که بلای فرانکو نازل شد.

 

نمی‌خواهم به وقایع نگاری تام و تمام بنشینم. بیان زیر و بَم جنگ های داخلی اسپانیا و نقاط ضعف و قوت آن انقلابیون پاکباز، فرصت دیگری می‌طلبد و ریز مسائل، نیاز کنونی ما نیست. در اینجا تنها آنچه را به کار امروزمان می‌آید مرور می‌کنیم.

 

اوّلین جمهورى در کشور اسپانیا سال ۱۸۷۳ پا گرفت اما دو سال بعد سلطنت، سر و کله اش پیدا شد و آش همان آش و کاسه همان کاسه...

دوّمین جمهورى به سال ۱۹۳۱ مربوط می‌شود که مردم تازه می‌خواستند دموکراسی را تجربه کنند امّا بلای فرانکو و جنگ های داخلی، نازل شد.

اگرچه جمهوری خواهان اسپانیا به هیستری ضدمذهبی و کلیساسوزی دامن می‌زدند و مدارس دینی را تخته کردند، و به مرتجعین مذهبی و اصحاب کلیسا که بعدا یار و یاور ژنرال فرانکو شدند، بهانه دادند و حتی به قانونگذاری در باره بود و نبود خداوند پرداختند... ـــ امّا دولت جمهورى که در تسلط سوسیالیست ها بود و به جدائی دین و دولت، نیز باور داشت، به خودمختاری ایالت کاتولونیا و باسک، احترام می‌گذاشت. جانب دهقانان را می‌گرفت، طرحی نو در انداخته بود و به مالکان زورگو روی خوش نشان نمی‌داد.

 

فرانکو و کلیسا، موی دماغ جمهوری خواهان می‌شوند.

 

آغاز جنگ‏های داخلی در اسپانیا، به چند دهه پیش (۱۷ ژوئیه ۱۹۳۶ میلادی)، و استعفای آلْفونْسْ سیزدهم، برمی گردد که تحت فشار جمهوری خواهان، سر جای خود نشست و با برکناری او، سلطنت ظاهرا فاتحه اش خوانده شد و نوبت به جمهوری خواهان رسید. اما چندی بعد، به بهانه نابسامانی‏های سیاسی و اقتصادی، نظامیانِ این کشور به رهبری ژنرال فرانکو با کمک کلیسا و حمایت مالی و تسلیحاتی آلمان و ایتالیا، (و چشم پوشی انگلیس و فرانسه...)، چوب لای چرخ جمهوری خواهان گذاشتند.

 

انگلیس که دریای مدیترانه را میدان نفوذ خود می‌دانست، برای اینکه جمهوری خواهان اسپانیا به کمک كشتیرانان رادیكالی كه گاها دست به شورش می‌زدند، دست از پا خطا نکنند و در دریا، با بستن گلوگاه، رابطه فرانکو را با پشت جبهه اش قطع نکرده و او را به تنگنا نیاندازند، كشتی های جنگی خود را در آن ناحیه برای جلوگیری از چنین اتقاقاتی مستقر كرده بود و اوضاع را زاغ سیاه می‌پائید...

 

با افزایش کمک‏های آلمان و ایتالیا به نیروهای فرانکو، و قطع کمک شوروی به انقلابیون اسپانیا، جمهوری خواهان در منگنه قرار گرفتند و از اواخر سال ۱۹۳۸میلادی در تمام جبهه‏ها با شکست روبرو شدند. شهرهای بزرگ اسپانیا یکی پس از دیگری سقوط کرد و با درهم شکستن مقاومت در مادرید، که ستون پنجم در لباس دوست، ضربات کاری به مردم وارد کرد، عمر حکومت جمهوری در اسپانیا در ۲۸ مارس ۱۹۳۹میلادی، به سر آمد.

خلاصه...ژنرال فرانکو یکّه تاز میدان شد و هَل مَن مبارز، طلبید و بگیر و ببند را شروع کرد.

فرانکو تا زمان مرگ در ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵، با دیکتاتوری تمام بر اسپانیا حکومت نمود و به ریش و سبیل آزادیخواهان خندید

 

ازمابهتران زیر پای فرانکو می‌نشینند.

 

اینکه اصلا چگونه فرانکو، فرانکو شد، باید کمی به عقب برگردیم...

پس از استعفای آلْفونْسْ سیزدهم، وقتی طرفداران جمهوری، سلطنت طلبان را پس می‌زنند، به ارتش پیله کرده و آگاهانه از قدرت آن می‌کاهند. برای مثال، امتیازات قضایی ارتش را که براساس قوانین دادرسی سال ۱۹۰۵ تفویض شده بود بهم زده و دیوان عالی ارتش و نیروی دریایی را مُنحل می‌کنند و قوای مسلح را از جهت قضایی در اختیار دادگاه های معمولی کشور می‌گذارند. سپس هشت فرماندهی ارتش را که تا آن زمان در هشت استان کشور اسپانیا اختیاراتی معادل نیابت سلطنت داشتند، از میان برمی دارند.

 

این وسط، فرانکو که از سال ۱۹۱۲ در شمال مراکش یعنی تنها نقطه ای که ارتش اسپانیا فعالیت چشمگیر داشت، مشغول بود و برای مقابله با شورش های قبیلگی در آنجا، سرش درد می‌کرد! به زودی خود را بالا کشید و درجه سرهنگی گرفت. او در سال ۱۹۲۸ به ریاست دانشگاه نظام رسید و بر سر زبان ها افتاد...

او به درجه سرتیپی و سرلشکری هم رسید اما، اصلاحات جمهوری خواهان که نوک مقامات ارتشی را چیده بودند ناامیدی و سرخوردگی دردناکی را - چه از نظر شخصی و چه از نظر شغلی - برای او به همراه آورد و به همین دلیل فرانکو، این پا و آن پا می‌کرد که به میدان بیاید و کاری بکند کارستان.

در فوریه ۱۹۳۶ وقتی مشخص شد کلاه سلطنت طلبان پس معرکه است، و مردم جانب جمهوری خواهان را گرفته اند ــ رهبران دست راستی زیر پای فرانکو نشستند تا اعلام حکومت نظامی کند و پیروزی نیروهای مترقی را ادب کند!

 

ارتش برای گسترش خرابکاری و دسیسه، کفش و کلاه می‌کند.

 

سرانجام دست های پشت پرده، فرانکو را که معتقد بود: «در امر خطیری مثل جنگ، اشتباهات ناشی از رحم و شفقت دقیقاً بدترین اشتباهات است»، کوک کردند، زیر پَر و بالش را گرفتند و اسپانیا و جهان، سرنوشت دیگری پیدا کرد.

 

فرانکو، دست به کار شد و کشور در خون و آتش افتاد. نبرد خانه به خانه و حتی اتاق به اتاق در جریان بود، علی رغم سرما و گرسنگی و بمب، مقاومت جمهوری خواهان همچنان ادامه داشت.

برای مددرسانی به سلطنت طلبان، هواپیماهای جنگنده بمب افکن و حمل و نقل ارتش آلمان و ایتالیا، بزرگترین ساز و برگ مدرن ارتش آن تاریخ را وارد اسپانیا کردند. با مساعدت بمباران های ایتالیا سّد نیروی دریایی جمهوریخواهان درهم شکست. متحّدین فرانکو، هزاران نیرو، برایش فرستادند، (همچنین ساز و برگ نظامی از همه رقم)

۷۶۳ فروند هواپیما، ۵۰۰۰۰ سرباز، ۱۹۳۰ عراده توپ و بیش از ۲۴۰ هزار اسلحه سبک از کمک های موسولینی به اسپانیا بود. همچنین آلمان نیز با اعزام نیرو و کمک های تسلیحاتی، پشتیبانی خود را نشان داد.

نیروی هوایی آلمان تحت عنوان لژیون کرکس ها، ۱۰۰ فروند هواپیما به اسپانیا اعزام و به دنبال آن سازوبرگ نظامی به طور پیوسته به سوی این کشور سرازیر شد. اضافه براین، مدارس تربیت افسر با دستیاری آلمان ها شروع به کار کرد.

وقتی به صحنه، خوب نگاه می‌کنیم، در می‌یابیم که در واقع اسپانیا به آزمایشگاه مُخرّب ترین سلاح ها که می‌بایست برای جنگ دوّم جهانی توسط هیتلر چک می‌شد ـــ تبدیل شده بود...

 

فرانکو با حمایت های داخلی و خارجی در اول ماه اکتبر ۱۹۳۶ رسماً قدَر قدرتی خود را توی بوق کرد و بلافاصله دولت های فاشیست آلمان و ایتالیا او را به رسمیت شناختند. آمریکا نیز بعدا همین کار را کرد

البته هیتلر پاسخ خدماتش را گرفت. سال ۱۹۳۷ صدور موادمعدنی اسپانیا به صورتی بی سابقه به آلمان افزایش یافت. فرانکو اصلاحیه ای از قانون سرمایه گذاری خارجی را تصویب کرد که در آن شرکت های آلمانی در اسپانیا می‌توانستند در ازای دادن سلاح، تا میزان ۴۰ درصد از سهام چندین معدن اسپانیا را خریداری کنند.

 

موسولینی هم در اسپانیا، از امتیازات بزرگ اقتصادی مشابه آلمان برخوردار شد. این وسط آمریکا نیز سرش بی کلاه نماند مذاکرات رسمی برای تاسیس پایگاه های نظامی آغاز شد...

فراموش نکنیم که وقتی فرانکو، میخش را می‌کوبد، آمریكا برخلاف جامعه جهانی، او را برسمیت می‌شناسد و عجبا که این شناسائی همزمان است با قرار داد عدم تجاوز بین آلمان و شوروی، که به نوعی دیگر، جمهوری خواهان را در تنگنا می‌گذارد.

 

موافقت نامه استالین با هیتلر و بویژه پیوست های سری آن همچون بمبی بر فراز دنیا فرود آمد، این نشست و برخاست، نه تنها نیروهای انقلابی و بخصوص جمهوری خواهان اسپانیا را گیج و ویج می‌کند، عملا راه آلمان برای تجاوز به لهستان را نیز، هموار می‌کند و می‌دانیم جنگ دوم جهانی از آن تاثیر می‌گیرد.

در توجیه این نزدیکی گفته می‌شود چون شوروی نتوانسته بود به پیمانی سه جانبه با فرانسه و انگلیس دست یابد، مجبور شد برای به دست آوردن وقت لازم، توافق با برلن را به جان بخرد تا بتواند بنیه اقتصادی و نظامی خود را برای ادامه جنگ تقویت نماید، بعلاوه شوروی به این جهت تن به این توافق داد که انگلستان و فرانسه مشتاق بودند میان هیتلر و استالین جنگ بشود تا هر دوی آنها به مبارزه با هم سرگرم شوند، از همین رو، استالین رودست نخورد و با توافق با هیتلر، توانست موقتا جلوی این جنگ را بگیرد...

اما آنچه در عمل روی داد این بود که نه تنها جنگ به تعویق نیفتاد که بر عکس، تاکتیک هیتلر مبنی بر انشعاب جبهه ضد فاشیستی، موفق شد و در ۵ سپتامبر ۱۹۳۹ جنگ جهانی دوم اعلام گشت. البته داوری در مورد پیمان شوروی و آلمان هر چه باشد، نمی‌توان نادیده گرفت که مردم شوروی بیشترین بار مقاومت علیه ارتش آلمان را به دوش کشیدند و میلیونها کشته دادند.

فجایعی چون «کشتار کاتین» و قتلعام افسران لهستانی بوسیله پلیس مخفی استالین، که چندی بعد روی داد ـ از فداکاری و ایستادگی مردم شوروی در برابر فاشیستها جدا است.

 

برای اولّین بار، در جنگ‏های داخلی در اسپانیا، از ستون پنجم صحبت شد.

 

ستون پنجم به عناصر و نیروهائی گفته می‌شود كه در درون یك كشور، جبهه جنگ، حزب یا سازمان مخفی هستند و در لباس دوست نقش خرابكاری و جاسوسی از داخل را برای دشمن ایفا می‌كنند.

این اصطلاح برای اولین بار در جریان جنگ‏های داخلی در اسپانیا به كار گرفته شد.

جنگ داخلی اسپانیا در حقیقت زمانی خاتمه یافت كه فرانكو موفق به تصرف مادرید پایتخت این كشور گردید.

وقتی ژنرال فرانكو به سوی مادرید به پیش می‌رفت، یکی از فرماندهان وی جمله‌ای‌ را بر زبان جاری كرد كه واژه ستون پنجم را وارد فرهنگ زبان ها ساخت. او در مصاحبه‌ای به تشریح وضعیت جنگ و موقعیت باقی مانده نیروهای وفادار به دولت چپگرای اسپانیا و همچنین قوای وفادار به فرانكو پرداخت و اظهار داشت:

 مادرید در حال حاضر توسط ۴ ستون نظامی در محاصره قرار دارد، هنگامی که از او سؤال شد که کدام یک از این ۴ ستون،‌در عملیات آزادسازی مادرید، پیشقدم خواهند شد، در پاسخ گفت: ستون پنجم و وقتی مقصود از این کلمه را از وی جویا شدند، گفت:

 ستون پنجم نیروهای وفادار ولی مخفی ما هستند که در داخل شهر زمینه ورود نظامیان را به داخل شهر فراهم می‌آورند.

 

حماسه قهرمانانه اسپانیا، و فداکاری های بریگادهای بین المللی

 

بریگادهای بین المللی INTERNATIONAL BRIGADEs  داوطلبان ضدفاشیست بودند که از سراسر دنیا برای کمک به جمهوری نوپای اسپانیا و مبارزه با فرانکو و متحدینش مبارزه می‌کردند.

برای درهم شکستن فاشیسم، این داوطلبان از ۵۲ کشور جهان راهی اسپانیا شده بودند.

البته برخی پژوهشگران (که شماری از آنان هیستری ضدکمونیستی هم ندارند)، با اینکه معتقدند: کمینترن (بین الملل کمونیست ها) در جهت جمهوری خواهان كمك های مادی و نیرو ها را سازمان می‌داد.،

گرچه می‌گویند: بدون درنظرگرفتن انقلاب جهانی پرولتاریایی، حتی با وجود خط سیاسی صحیح در فرماندهی جنگ داخلی اسپانیا، پیروزی ممکن نبود.، اما با استناد به یافته های تازه از بایگانی های روسیه تاکید می‌کنند کسانی که کمینترن (بین الملل کمونیست ها) را هم، به ابزاری برای سرکوب و به اصطلاح پاکسازی مُبدّل نموده و می‌خواستند سر بعضی از به قول خودشان سخت سران را، زیر آب کنند، جان داوطلبان پُرشوری را که موی دماغشان بودند، به بازی می‌گرفتند و نیروهای مخالف خود را در یورش های بیهوده ی جبهه ها سر به نیست یا به اصطلاح شهید می‌کردند

اینکه آیا «جزمیّت حزبی» در شوروی آنزمان، سر از اینگونه این تله گذاری ها در می‌آورد یا نه، بر من معلوم نیست و راست و دروغ آن را زمان ثابت خواهد کرد...

 

ناقوس‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟

 

وقتی نازی ها روستاهای اسپانیا را بمباران کردند، ایالات متحده, بریتانیا و فرانسه، با اعلام بی طرفی رسوایی آور خود و تحریم ناشی از آن، از رساندن مهمات به ارتش جمهوری خواهان خودداری کردند و علیرغم اعتراضات و تظاهرات سازمان یافته این تحریم را برنداشتند تا رژیم فاشیست فرانکوی دیکتاتور در اسپانیا مستقر شد و بعد از جنگ نیز، هم چنان از کمک های ایالات متحده برخوردار ماند.

·     در مقابله با تصمیم حکومت روزولت، یعنی خود را به کرگوشی زدن و به اصطلاح بی طرفی در مقابل جنایات فرانکو، حدود ۳۰۰۰ آمریکایی، داوطبانه بریگاد آبراهام لینکلن را تشکیل داده و به کمک جمهوری خواهان اسپانیا شتافتند.

·     اینشتین به شدت و عمیقا از نیروهای ضد فرانکو در جنگ های داخلی اسپانیا حمایت کرد و می‌گفت: اگر موسولینی و هیتلر در تلاش برای نشاندن فرانکو بر تخت سلطنت موفق شوند، به‌زودی اروپای غربی را زیر سلطه خواهند کشید.

·     تیتو، که بعدها به رهبری یوگسلاوی رسید، با جمهوری خواهان همکاری کرد،

·     ارنست تولر، نویسنده و صلح‌دوست آلمانی که به خاطر رمان‌ها و اشعارش که بیشتر آن ها را هم در زندان نوشته، از جمله‌ مهم‌ترین نویسندگان پیش از جنگ محسوب می‌شود و همواره از جمهوری‌خواهان اسپانیا دفاع می‌کرد،

·     جورج اورول نویسنده نامدار انگلیسی که کتاب قلعه حیوانات و کتاب ۱۹۸۴،...را نوشته، به باری جمهوری خواهان شتافت، در جنگ های اسپانیا شرکت کرد و زخمی شد.

·     نیکوس کازانتزاکیس، نویسنده شهیر یونانی هم از جنگ‌های داخلی اسپانیا برکنار نبود.

·       آندره مالرو، نویسنده کتاب ضد خاطرات،

·        خوانی تو - وال دراما خواننده فقید اسپانبا،

·        یوریس ایونز، فیلم ساز هلندی که فیلم سرزمین اسپانیا را در سال ۱۹۳۷ با همكاری ارنست همینگوی ساخت و نقش ارزنده ای در حمایت یكی از دو حزب امریكا از جمهوری خواهان اسپانیا داشت،

·        خوآن میرو نقاش معروف اسپانیایی که با کشیدن پوستری گویا و روشنگر، مردم جهان را به کمک اسپانیا فرا خواند،

·        خولیو گونزالز (۱۹۴۲ – ۱۸۷۶) که تحت تاثیر جنگ داخلی نقاشی معروف هیولا

·         (La Minotauromachi) را در سال ۳۷-۱۹۳۶ کشید که اکنون در آمستردام، هلند نگه داری می‌شود،  

·       پیکاسو، که پس از ستم و سرکوب فرانکو، پرده از دروغ ها و جنایاتش برمی دارد و به جانبداری از جمهوری خواهان برمی خیزد،

·        جان هوارد لاوسن، یکی از ده فیلمنامه نویس برتر هالیوود که در فیلم محاصره، از جمهوری خواهان اسپانیا حمایت می‌کند و به همین دلیل در نوک تیز حمله کمیته بررسی فعالیت های ضدامریکایی قرار می‌گیرد و زندانی می‌شود،

·     نویسندگانی  چون خوان میگل دو مورا،  ژان سر، و ژان اوریتزو دومینیک گوتیه، که به ترتیب در کتاب های نبرد من در عبر ، تابستان ۱۹۳۶، جنگ اسپانیا در دو سوی بیداسوا  و فریاد سکوت، گورهای جمعی فرانکیسم ـــ ُمشت متجاوزین را باز کرده و خاطرات خودشان را از صحنه های نبرد بازگو کرده‌اند،

·       پل الوار شاعر بهارها و باورها، که جار می‌زد: شعر باید مردم را یاری دهد تا آزاد شوند و با هم یگانه گردند،

·        خوزه مبارپا جیرونلا، نویسنده برجسته كاتالان زبان اسپانیا صاحب تالیفات مشهوری ازجمله كتاب سه جلدی درمورد جنگ های داخلی اسپانیا به نام سیپرس ها به خدا اعتقاد دارند،

·        كلاوس من، نویسنده آلمانی که بهمراه خواهرش برای تهیه خبر در مورد جنگ های داخلی اسپانیا به آن كشور سفر کرد و با وجود روحیه ی ضد جنگ، به مبارزات مسلحانه ی جمهویخواهان کشیده شد،

·     ارنست همینگوی (دوست مردم کوبا و فیدل کاسترو)، که کتاب

  FOR WHOM THE BELL TOLLS ناقوس‌ها برای که به صدا در می‌‌آیند، را در این باره نوشت.

·       آرتور كوستلر، که گفت و گو با مرگ (شهادتنامه اسپانیا) را نوشته،

·       پابلو نرودا، که باور داشت: فاشیسم، به هنر و هنرمند رحم نخواهد کرد، و به دفاع قاطعانه از انقلابیون پرداخت...و...و...و بسیاری از فرهنگ ورزان جهان ــ در جنگ هاى داخلى اسپانیا شركت نمودند. گویا از ایران ما نیز تعدادی از آزادیخواهان به یاری جمهوری خواهان اسپانیا می‌شتابند.

 

زنان را بلا فاصله بکشید.

 

طرفداران دیکتاتور اسپانیا از او خیلی تعریف می‌کنند و می‌گویند:

فرانکو در ساخت اسپانیا و مدرن کردن ان یک لحظه کوتاه نیامد. او دار و ندارش، تنها دخترش بود که دولت و پارلمان وقت مدّت ها بحث می‌کردند آیا برای این تنها بازمانده فرانکو، می‌توانند خانه ای بخرند یا نه؟

***

من می‌پذیرم که اگر ژنرال فرانکو (و هر کس دیگری) را از مَجرا و منظر تاریخی نگاه کنیم، با پیچیدگی های متعددی در شخصیت وی روبرو می‌شویم و نباید در مورد هیچ شخصی با یک کلمه به قضاوت نشست و حکم داد.

بعضی ها که تمایل دارند جهان را ساده بکنند، به نام مرزبندی، آدم ها را با یک چوب می‌رانند. اما کار یک پژوهشگر، کسی که می‌خواهد حقیقت تاریخ را بشناسد، این نیست. او باید به قول دکارت، همه چیز را از همه چیز، جدا کند و نشان بدهد سایه روشن های هر قضیه کجاست؟

فراموش نکنیم که فرانکو، تنها نیست. مستبدین دیگری را هم می‌شناسیم که جز خاک، چیزی با خود به گور نبردند. بعلاوه فرانکو، فقط یک فرد نیست. جریانی است که استبداد و بگیر و ببند را توجیه ملی و میهنی می‌کند.

واقعش این است که اسپانیای فرانكو در متن دورانی از شكوفایی لیبرالیسم چیزی جز نماد استبداد و سركوب و جز مایه شرمساری باورمندان به ارزش‌های لیبرالی و آزادی‌ نبود. در نیمه دوم سده گذشته از جنبه آگاهی‌ها و ارزش‌های دموكراتیك به هیچ كشوری مانند اسپانیا به دیده منفی نگاه نشده‌است.

 

جنگهای داخلی اسپانیا كه حدود دو سال و نیم بطول انجامید، به عنوان یكی از سیاه ترین جنگ های تاریخ بشریت، هزاران هزار انسان را قربانی كرد. در باور تفنگ به دستان فرانکو، جمهوری خواهی جرم بود و وای به وقتی که زنان هم از آن دم بزنند.

وقتی كه جنگ شروع شد بسیاری از زنان، لباس و اونیفورم میلیشیا را بر تن كرده و برای خود سلاحی یافته به جنگ رفتند. زنان مدت ها نیروی محركه جنبش انقلابی اسپانیا بوده‌اند.

نیروهای فرانكو، بسیاری از مردانی را كه اسیر می‌نمود بخصوص آنهایی را كه فكر می‌كرد به نوعی با رهبران ارتباط دارند، می‌كشت. اما آن ها درمورد زنانی كه اسیر می‌كردند این دستورالعمل را داشتند: زنان را بلا فاصله بکشید.

بگیر و ببندها موجب شد تا بسیاری ‌از روشنفكران وهنرمندان اسپانیایی قتل عام شوند یا جلای وطن كنند و پابلو پیكاسو كه پیش از آن نیز مدتی در فرانسه زندگی كرده بود، یكی از آنها بود.

    

پایه‌گذار مدرنیسم در شعر اسپانیا، «خوان رامون خیمه‌نس» را ظلم فرانکو مجبور كرد به كوبا برود. او بعدها به پورتوریکو رفت و مثل هزاران تبعیدی، در غربت جان داد.

فدریكوگارسیا لوركا در سال ۱۹۳۶ فقط یك ماه پس از آغاز جنگ داخلی اسپانیا همراه سه نفر دیگر، به ضرب گلوله كشته شد. این شاعر بزرگ به جرم شعر عامیانه ای که کشاورزان آن را به هنگام درو زمزمه می‌کردند...جانش را از دست داد.

جالب اینجاست که بعد از هفتاد سال که از آن شاعرکُشی جنایتکارانه می‌گذرد، یک نمایش مربوط به وی كه قرار بود در مادرید اجرا شود، بعد از این كه نویسنده نمایشنامه از سوی برخی گروه های فالانژ در اسپانیا تهدید به مرگ شد، به روی صحنه نرفت.

نمایشنامه «همه آنها لوركا بودند» اثر پپه رابیانز، نمایشنامه نویس و بازیگر تئاتر اسپانیا، هواداران فرانکو را دَمغ و پکر، کرده بود چرا؟ چون نمایشنامه مزبور به اعدام لوركا و هزاران اسپانیایی دیگر توسط نیروهای ژنرال فرانكو اعتراض کرده بود.

  

سلطنت طلبان اسپانیا به مخالفین خود رحم نمی‌کردند.

 

راندا (Ronda ) شهری در كوهستان‌های آندلس است كه معروفیتش به خاطر ُپل مرتفعی است كه در زمان اعراب و در بالای تنگه‌ای ساخته شده كه در زیر آن رودخانه‌ای خروشان جاری است. طی جنگ‌های داخلی اسپانیا، هواداران ژنرال فرانكو از آن به عنوان مكان مناسبی برای اعدام زندانیان استفاده كردند.

آن‌ها زندانیان را، ایستاده در كنار دیوار پل به یكدیگر می‌بستند، سپس گلوله‌ای به گردن نفر اول صف شلیك می‌كردند ـ و همه به دنبال او به پایین سقوط كرده و به صخره‌ها اصابت می‌كردند و جریان تند آب آن‌ها را با خود می‌برد. ارنست همینگوی این داستان را در رمانش ناقوس‌ها برای كه به صدا درمی‌آیند جاودانه كرد.

 

 

 

* جنگ زشت و نارواست و جنگ های داخلی اسپانیا، تیرگی زیاد با خود آورد، حتی موسیقی فلامنکو نیز، مجروح شد و با یک دهه و دوره نا مطلوب روبرو گشت اما، جنگ گاه اسباب خیر هم می‌شود و چه بسا تحقیقات علمی و دست آوردهای تازه را شتاب بخشد...  

جنگ های داخلی اسپانیا فرصت مناسبی برای پیشرفت عکس خبری بود زیرا هیچیک از دو طرف مانع فعالیت خبرنگاران عکاس نمی‌شدند. عکس های بیادماندنی رابرت کاپا، انسان دلیری که از او در لحظه جان دادنش درجنگ های داخلی اسپانیا، عکس خاطره انگیزی موجود است، کتاب عکاسی جنگی قرن بیستم بوده و شعار تا آنجا که میتوانی به صحنه نزدیک شو را برای تمامی نسل آینده عکاسان جنگی بر جا گذاشته است.

 

*می گویند وقتی فرانکو در بستر مرگ بود، هوادارانش در میدان شهر جمع شدند تا با او آخرین دیدار را داشته باشند.

فرانکو وقتی مردم را دید، پرسید اینها برای چه اینجا آمده‌اند؟ گفتند که آمده‌اند با شما خداحافظی کنند.

فرانکو پرسید مگر مردم کجا می‌خواهند بروند که آمده‌اند خداحافظی کنند

* حضور زنان در پیشاپیش صحنه های نبرد را، حتی خود جمهوری خواهان اسپانیا که در میان آنان کمونیست و سوسیالیست کم نبود، چندان تحمل نمی‌کردند.

 دولورس اباروری DOLORES IBARRURI (لاپاسیوناریا) شیرزن مبارز و دلیر اسپانیائی، به جبهه ها می‌رفت تا به زنان بگوید که جای آنها در پشت جبهه ها است و در آنجا آن ها بیشتر در خدمت جنگ قرار خواهند گرفت و کامیون‌ها به راه می‌افتاد تا زنان را برگردانند. درارتش خلق جدید که منطبق بر تصورات کهنه افسران جمهوریخواه و فضای رویهمرفته احترام بنا شده بود، زنان جنگجو جایی نداشتند.

 

* در سال های دهه سی، یوریس ایونس (JORIS IVENS )، که شاخص‌ترین مستندسازِ هلند و یکی از چهره‌های اصلی سینمای مستند جهان است، مستند شاعرانه زمین اسپانیا را در باره جنگ‌های داخلی اسپانیا ساخت.

 زمین اسپانیا شاید مهم‌ترین محصول همکاری ون دانگن عکاس و مستند ساز مشهور هلندی با یوریس ایونس باشد. فیلمی که ارنست همینگوی راوی اش بود و بیشتر صحنه‌های آن در خط مقدم جبهه فیلمبرداری شده و هنوز بعد از هفتاد سال یکی از مهمترین اسنادی است که از جنگ داخلی اسپانیا باقی مانده‌است.

شیوه تدوین این فیلم تاریخی، ایجاد تضاد بین صحنه های خشونت بار و هولناک جنگ، و مناظر طبیعی اسپانیا، یکی از عناصر مهم زیبائی شناسانه این فیلم است.

پیشتر هم گفتم، ارنست همینگوی که اتفاقات مربوط به جنگ های داخلی اسپانیا را از دیدگاه جمهوریخواهان روایت می‌کند، کتاب ناقوس ها برای که به صدا درمی آید را نیز بر اساس کشمکش های اسپانیا به رشته تحریر درآورده‌است. جالب اینجا است که ببیندگان فیلم، پس از هفتاد سالبه تماشای این فیلم مستند نشستند، اثری که در تمام این مدت مخفی نگهداشته شده بود.

 

*  فیلم جاودانه اسب کهر را بنگر (گروگان)، BEHOLD A PALE HORSE  ساخته «فرد زینه مان» FRED ZINNEMANN در باره جنگ های داخلی اسپانیا است،

اشاره من به فیلم زیبائی است که در پایان‌ آن سرانجام، آرتیگز (چریک اسپانیائی که نقش آنرا «گریگوری پک» بازی کرده)،خیانت‌ و پشت‌ کردن‌ به‌ اصول‌ را از جانب‌ یک‌ دوست‌ غیرقابل‌ بخشش‌تر از پلشتی‌ دشمن ترجیح‌ می‌دهد و فردی را که آگاهانه به مبارزین خیانت کرده، از پنجره هدف می‌گیرد.

در این فیلم شاهدیم که عملکرد سیاسی‌ کلیسای‌ اسپانیا ربطی‌ به‌ تمام‌ کشیش های‌ اسپانیایی‌ و اصولاً اعتقادات‌ دینی‌ مسیحیت‌ نداشت. این‌ مسئله‌ را فرد زینه مان با شخصیت‌ پدر فرانسیسکو (عمر شریف) به تصویر می‌کشد.

او وقتی‌ به‌ بستر مادر چریک اسپانیائی می‌رود و مادر‌ به‌ او می‌گوید که‌ کیست، پدر فرانسیسکو واکنش‌ تندی‌ نشان‌ نمی‌دهد و می‌گوید که‌ در نزد خداوند همگی‌ یکسان‌ هستیم. حتی‌ وقتی‌ چریک اسپانیائی با فرانسیسکو بدرفتاری‌ می‌کند، او واکنش‌ تندی‌ نشان‌ نمی‌دهد و در مقابل، با رساندن‌ خبر فوت‌ مادرش و هشدار دادن به‌ او که مواظب پلیس باش، آنها قصد دستگیری و کشتن تو را دارند، عملاً جان‌ خود را به‌ خطر می‌اندازد.

البته همانطور که در فیلم مزبور هم می‌بینیم، رژیم‌ فرانکو در جهل و خرافه غوطه می‌خورد و‌ کلیسای‌ اسپانیا صرفاً دست‌آویزی‌ بود برای‌ توجیه ستم به‌ مردم‌ اسپانیا

 

* با اینکه سال ۲۰۰۴، در اسپانیا، سوسیالیست ها به قدرت رسیده‌اند و کمیسیون رسیدگی به هویت و سرنوشت قربانیان جنگ داخلی(١٩٣٦-١٩٣٩)، هم تشکیل شده‌است، سه دهه پس از مرگ فرانکو و گذار به دمکراسی، هنوز اسپانیا در بررسی گذشته استبدادزده و فاشیستی خود با مشکلات جدّی روبرو است. گوئی دیکتاتورها وقتی حضور ندارند هم، هستند

البته تمامی نمادها و سمبل‌های رایج در دوران فرانکو ممنوع شده‌اند و برچیدن مجسّمه‌ها و تندیس‌های فرانکو ازسطح تمام شهرهای اسپانیا، (که تا کنون فقط در مادرید به اجرا درآمده)، زمزمه می‌شود اما، هنوز نه از نبش قبر ٣٠ هزار جمهوریخواه شهید توسط نیروهای فرانکو و کفن و دفن آبرومندانه آنها خبری هست، و نه از اعاده حیثیت از آنها و نه از پرداخت غرامت به شمار نه چندان زیادی از مخالفان سالمند فرانکو که از خطر اعدام جان سالم به دربرده‌اند.

طرح قانونی کمیسیون یادشده، به ظالم و مظلوم به یک چشم نگریسته و قربانیان هر دو طرف را یکسان در نظر می‌گیرد.

کمیسیون مزبور می‌گوید: برای تداوم آشتی ملی راه دیگری نیست، بازماندگان جمهوریخواهان هم در پاسخ می‌گویند نگرانی از برهم خوردن همین آشتی ملی بوده‌است که در سه دهه گذشته مانع از هر گونه اقدامی در راستای تحقق عدالت بوده و حالا هواداران فرانکو که مشمول همه گونه امتیاز بوده‌اند باز هم مشمول اجرای عدالت در مورد قربانیان حکومت فرانکو می‌شوند.

جالب اینجا است که دولت نخست وزیر ساپاترو ZAPATERO که پدر وی نیز از کشته شدگان جمهوریخواه جنگ داخلی است، در این زمینه به بازماندگان قربانیان کمکی نکرده‌است،

البته گفته می‌شود: بچه های جنگ که پیر و زمین گیر شده‌اند، از حق بازنشستگی بهره مند خواهند شد. درجریان جنگ داخلی اسپانیا، ۳۷ هزار کودک به درخواست دولت جمهوریخواه این کشور به خارج انتقال داده شدند که تنها ۵۴۳ نفر آنها زنده‌اند، و تازه از سرنوشت آنان نیز، خبر دقیقی در دست نیست.

 

* پیکاسو، با آثاری چون (دروغ ها و رویاهای فرانکو) SUEÑO Y MENTIRA DE FRANCO، وی را رسوا می‌کند. او همچنین وحشت ناشی از بمباران های شهر گوارنیکا در اسپانیا را، در تابلوی گوارنیکا - به تصویر می‌کشد.

در اثنای جنگ های داخلی، در سال ۱۹۳۷ شهر مزبور با بمباران های ارتش آلمان نازی ویران می‌شود و ۱۶۰۰ کشته و بسیارانی زخمی بر جای میگذارد.

 

*  آرتور کوستلر، در سال ۱۹۳۷ به دست نیروهای فاشیست طرفدار فرانکو دستگیر و به اعدام محکوم شد. او صد روز در زندان به سر برد و در این مدت هر ساعت در انتظار جوخه آتش بود و می‌دید که چگونه دوستان و همرزمانش دسته دسته تیرباران می‌شوند.

کتاب گفت و گو با مرگ (شهادتنامه اسپانیا)، شرحی است از این تجربه دردناک که در آن گوشه هایی از فاجعه جنگ داخلی اسپانیا را به تصویر کشیده‌است.

 

 * پابلو نرودا بسیار کوشید دولت شیلی را متقاعد کند به نیروهای مترقی در اسپانیا دست یاری بدهد و کسانی که مایل به ترک اسپانیا هستنند، را بپذیرد. او برای سفر جمهوری خواهان به شیلی، کشتی های مسافربری را آماده کرد، وبا این وسیله داوطلبان مهاجرت به شیلی، به این کشور رفتتند.

پابلو نرودا شعری دارد که در مقابله با کشت و کشتار مردم توسط فاشیست ها در جنگ های داخلی اسپانیا سروده که با این ابیات شروع می‌شود:

ظرفی از خون داغ

هر روز صبح بر سر میز صبحانه ژنرال ها

در کنار نان و ظرف پتیر

ظرفی از خون داغ کشتگان

در این شعر، نرودا ظرف خون داغ را بر سر میز تمام جلادان نشانده‌است.

  

----------------------------------------------------------------------------------

 

در باره جمهوری خواهان اسپانیا، که می‌نوشتم که از جور زمانه دلم گرفت و گریستم...

 

آنان مردان و زنان دلیری بودند که قربانی زد و بندهای ننگین غرب دو چهره شدند و در بگیر و ببندهای ژنرال فرانکو، به زندان افتادند، هزار هزار به مسلخ رفتند و یا آواره کوه و بیابان گشتند و در غربت، در اوج بی پناهی جان دادند.

وقتی صدای «خوانی تو - وال دراما»  JUANITO VALDERRAMA  آن کولی دردمند را، (که خود در صفوف رزمندگان با سیاهی و ستم می‌جنگید)، می‌شنیدم، و ناخودآگاه به جای کلمه اسپانیا، میهن دربند و دلبندم، ایران را زمزمه می‌کردم، بی اختیار گریستم...

خوانی تو - وال دراما  JUANITO VALDERRAMA، آن کولی دردمند به میهنش عشق می‌ورزید...

 

 
ترانه مهاجر El Emigrante (اسپانیای دلبند من) اثر جاودانه خوآنی تو - وال دِراما  JUANITO VALDERRAMA ، گویای ستم و سرکوب همه جبارّان است.

 

اسپانیای دلبند من

 

 

 

،‌ باید از عاج دندان‌هایت،

تسبیحی درست کنم

تا بتوانم (در دست بگیرم و) بر آن بوسه زنم...

 

بدرود ای اسپانیای محبوب من.

وقتی از تو دورم.

تو را در جان خویش

با خود اینجا و آنجا می‌کِشم

 تو را درون روحم

با خود حمل می‌کنم...

 

اسپانیای دلبندم

اگرچه مهاجرم

اما هرگز در زندگی نمی‌توانم ترا از یاد ببرم.

وقتی میهنم را ترک می‌کردم

با چشمی اشکبار برگشتم و گریستم

زیرا آنجه را بیش از همه دوست داشتم،

پشت سر گذاشتم...

 

 ***

 

Mi Spana querida 

متن ترانه به زبان اسپانیائی

 

 

 

Tengo que hacer un rosario

con tus dientes de marfil

para que pueda besarlo

cuando esté lejos de ti,

sobre sus cuentas divinas

hechas de nardo y jazmín

rezaré pá que me ampare

aquella que está en San Gil.

Y adiós mi España querida,

dentro de mi alma

te llevo metida,

y aunque soy un emigrante

jamás en la vida

yo podré olvidarte.

Cuando salí de mi tierra

volví la cara llorando

porque lo que más quería

atrás me lo iba dejando,

llevaba por compañera

a mi Virgen de San Gil,

un recuerdo y una pena

y un rosario de marfil.

Y adiós mi España querida (etc.)

Yo soy un pobre emigrante

y traigo a esta tierra extraña

y en mi pecho un estandarte

con los colores de España,

con mi patria y con mi novia

y mi Virgen de San Gil

y mi rosario de cuentas

yo me quisiera morir.

Y adiós mi España querida (etc.)

 

 

ترجمه انگلیسی:

 

 

I must make a rosary

with your ivory teeth

so that it can kiss it

when it is far from you,

on its divine accounts

done of nardo and jazmín

I will say pá that it protects to me

that that is in San Gil.

And good bye my wanted Spain,

within my soul

I take to you put,

and although I am an emigrant

never in the life

I will be able olvidarte.

When I left my earth

I returned the face crying

because what it wanted more

back me it was it leaving,

it took by companion

to my Virgin of San Gil,

a memory and one suffer

and an ivory rosary.

And good bye my dear Spain (etc.)

I am a poor emigrant

and I bring to this strange earth

and in my chest a standard

with the colors of Spain,

with my mother country and my fiancèe

and my Virgin of San Gil

and my rosary of accounts

I was wanted to die.

And good bye my dear Spain (etc.)

 

 

 

> کاتین، استالین، «ورِاگ نارُودا»   

 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۹) Goldsmid Arbitration قرارداد(حَکَمیّتِ) گلدسمید [2018 Dec] 
* ۶۰۰ ویدئو و مقاله... لحظه‌هایِ بودن Moments of Being [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (8) Treaty of Paris 1857 معاهده پاریس [2018 Dec] 
*پای سخن «آذر بی‌بی»(آذر قشقایی) - به یاد بهمن  [2018 Nov] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰  [2018 Nov] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۷) Treaties of Erzurum قرارداد ارزنه‌الروم [2018 Nov] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (66) جنگ جهانی اول یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2018 Nov] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۶) قراردادِ نوامبر ۱۸۱۴ (عهدنامهٔ تهران)  [2018 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی است  [2018 Oct] 
* مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس  [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵) معاهده صلح ترکمانچای [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]