قتلعام کاتین The Katyn massacre
همنشین بهار

بعد از فیلم سینمایی KATYN اثر کارگردان بزرگ لهستانی «آندژی وایدا» Andrzej Wajda، همچنین پس از سقوط هواپیمای «لخ کاچینسکی» (رئیس جمهور لهستان)، بین هموطنان ما «کاتین» بر سر زبانها افتاد ولی در مورد آن جز اشاراتی کوتاه، مطلبی به فارسی نبود.

من از مدتها پیش در مورد آن واقعه هولناک The Katyn massacre تحقیق می‌کردم و نخستین مقاله به زبان فارسی را هم در مورد آن نوشته ام و از گذشته اخبار مربوط به آن را دنبال می‌کنم.

...

متاسفانه مدتی است امثال «یوگنی نوویکف» و «آندره کارااولوف» این گزارش غیرواقعی را تبلیغ می‌کنند که «دادگاه اروپا اسناد کاتین را جعلی اعلام نموده است» ! 

خبر کذبی که تنها مریدان «گنادی زیوگانف» و وابستگان حزب کمونیست روسیه، گزارش کرده اند.

متن کامل حکم دادگاه اروپا در مورد جنایتی که در کاتین صورت گرفته در آدرس زیر است:

http://hudoc.echr.coe.int/sites/eng/pages/search.aspx?i=001-110513

در هیچ جای این حکم نیست که دولت شوروی (سابق) ربطی به کشتار در کاتین ندارد و اسناد کاتین جعلی است. (به عکس) حکم مزبور بر مسؤولیت دولت شوروی در زمان استالین انگشت گذاشته است.

... 

من همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا در زمان شاه یا بعد از انقلاب، کلمه ای از جنایت کاتین نشنیده بودیم. 

برای اینکه از هزارتوی کاتین سردرآورم و به اطلاعات کامل و حقیقی برسم، زحمات زیادی کشیدم و در آغاز با خودم عهد کردم اگر به نتیجه رسیدم در بند پرسش شیطانیِ «این حقیقت به نفع کیست»، نباشم.

در مورد کاتین شاید چندین هزار صفحه را مرور نموده و دهها سند را زیر و رو کرده ام. پای صحبت تعدادی روسی و لهستانی و آلمانی و...(که به نوعی کاتین برایشان اهمیت دارد) نشسته ام و قتلگاه کاتین و یکی دو جای دیگر را هم از نزدیک دیده و مطالعه میدانی کرده ام... 

………………………………

وقایع نمایی از وقایع نگاری ارزش بیشتری دارد.

کشور لهستان مرا به یاد «رافائل لمکین» پیشاهنگ مبارزه با نسل‌کشی می‌اندازد که واژه «ژنوسید» GENOCIDE را بر سر زبان‌ها انداخت. 

کپلر، کپرنیک، شوپن، ماری کوری، هنریک سینکیه‌ویچ، ولادیسلاو ریمونت، جوزف کنراد، شیمبورسکا، رومن پولانسکی، کاپوشچینسکی و، آندژی وایدا...همه از لهستان برخاسته اند. 

اردوگاههای مرگ «سوبیبور» و «تربلینکا»، آوارگانی که در مقطع زمانی جنگ جهانی دوم راهی ایران شدند، پیمان سرّی هیتلر ـ استالین، و قتلعام کاتین، همه در رابطه با لهستان است.

هروقت به اسیرکُسی سال ۶۷ فکر می‌کنم، (علاوه بر ماجرای یهودیان بنی قریظه که آیه الله خمینی گوشه چشمی‌ به آن داشت)، کشتار کاتین نیز، تمام ذهنم را می‌گیرد. 

البته مضمون آن فتوای هولناک و رنج و شکنج آنهمه جوان رعنا که مظلومانه بر دار شقاوت کشیده شدند، مثل و مانند ندارد و کشتار کاتین، تنها در دَدمنشی و پرده پوشی است که به آن تنه می‌زند.

اما، کاتین چیست و کجا است؟و آیا ربطی هم به دردهای ما هم دارد؟ 

از آنجا که وقایع نمایی بر وقایع نگاری سر است، اجازه می‌خواهم تنها به نکات اصلی ماجرا گریز بزنم. 

فرض را بر این می‌گذارم که خواننده دردمند و فرهیخته اینگونه مقالات، کم و بیش با اصلی ترین وقایع تاریخ معاصر آشنا است (و اگر نیست، با سرنخ هایی که خواهم داد می‌تواند آنرا دنبال کند.)

کلید واژه ها: 

قرارداد ورسای، کنفرانس مونیخ، جنگ جهانی دوم، لهستان، پیمان سّری ریبنتروپ ـ مولوتف، دادگاه نورنبرگ، کیش شخصیت، دشمن خلق Враг народа (وِراگ نارُودا) 

………………………………

فاشیست‌ها فریاد «وا مصییبتا، وا بلشویکا» سر دادند.

کاتین جنگلی است در روستای «گه نیوزدوا» Гнёздово نزدیکی های شهر اسمولِنسْک Смоленск در کشور روسیه، و من از نزدیک آن‌را دیده ام. 

حوالی رودخانه «دِنیـِپـِر» Днепр است که از روسیه آغاز شده و پس از گذشتن از بلاروس و اوکراین به دریای سیاه می‌ریزد.

این رودخانه حدود دو فرسنگ با شهر «اسمولِنسْک» فاصله دارد.

کاتین، کشتارگاه و مشهد هزاران لهستانی در جنگ جهانی دوم است. 

قاتلین چه کسانی بودند؟ هیتلر و گوبلز و گشتاپو؟ همانها که سال ۱۹۴۲، در چکسلواکی (سابق)، وقتی یکی از سرکرده های آلمانی بدست چریکها کشته شد، روستاهای کوچک «لیدیسته» Lidice و Ležáky «لِژاکی» را به خاک و خون کشیدند؟ نه، آنان از جنایت کاتین، برکنار بودند.

البته اگر نیک بنگریم، یعنی سراغ ریشه ها برویم در اصل، فجایعی چون کشتار کاتین به عملکرد خداوندان قدرت و ثروت‌‌ که سّق شان را با جنگ و ویرانگری برداشته اند برمی‌ گردد، همانها که با تحمیل قرارداد وُرسای به آلمان (در ۱۹۱۹) و سپس، با ساخت و پاخت در کنفرانس مونیخ (در ۱۹۳۸) زمینه رشد فاشیسم را فراهم کردند. 

 از این زاویه، مسؤول اول همه کژی‌ها در جنگ جهانی دوم، پدرخوانده های فاشیسم هیتلری و اربابان زر و زور است اما، نمی‌توان و نباید از مسؤولیت دولت شوروی در قتلعام کاتین گذشت و هر واقعیتی را به تبلیغات مسموم ارتجاع جهانی و ولگردان سیاست باز نسبت داد.

انقلابیون شجاع و فرهیخته که آزادی برایشان آرمان است، نباید سلاّخی در کاتین را انکار و توجیه کنند که:

ـ امپریالیست‌ها چنین و چنان کرده اند... زمان استالین با تمام قوا، نظام نوپای سوسیالیستی و کشور شوراها را نشانه گرفتند... ضدیت با کمونیسم از کانال ضدیت با استالین می‌گذرد... 

...

توجیه جنایت، جفا به حقیقت است.

متاسفانه همه اسناد نشان می‌دهد که کشتار کاتین، زیر سر استالین و امثال «لاورنتی پاوالوویچ بریا»ლავრენტიპავლესძებერია است و «مولوتوف» و «وروشیلوف» و «کالینین» و «میکویان» و «کاگانوویج» (اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی) و بازجویانی جون «کوبولف»، «مرکولف»، «واسیلی بولوخین» و «باشتوکف» در آن نقش مستقیم دارند. 

کار پلیس مخفی (نارودنی کامی‌سه‌ریات وونوتره‌نیخ دیه‌ل)یا به اصطلاح «کمیساریای خلق برای امور داخلی» است که مخالفین خودشان را به عنوان «دشمنان خلق» Враги народа (وِراگی نارُودا)، خیلی راحت سربه نیست می‌کردند. 

NKVD Народный Комиссариат Внутренних Дел 

*** 

کشتار روشنفکران و افسران لهستانی در سال ۱۹۴۰ (به احتمال زیاد، ماههای مارس و آوریل) روی داده است. سه سال بعد نظامیان آلمانی اجساد قربانیان را پیدا کرده، پیراهن عثمان می‌کنند و برای پرده پوشی بر رفتار بیدادگرانه گشتاپو و اشغال لهستان و قتل اندیشمندان، تا توانستند در بوق و کرنا دمیدند و جار و جنجال بپا کردند و، «وا مصییبتا، وا بلشویکا» سر دادند.

رادیو برلین سیزدهم آوریل سال ۱۹۴۳ در ساعت ۹ و ۱۵ دقیقه واقعه کاتین را با آب و تاب شرح داد اما کلمه ای از رفتار مشابه نیروهای هیتلر در روستاهای لیدیچه و لِژاکی نگفت.

………………………………

روزولت و چرچیل نیز، در دستگاه استالین رفتند. 

نازی ها برای منحرف ساختن توجه افکار عمومی‌ از جنایات خودشان در مورد کمونیست ها، یهودیان، اسلاوها، کولی ها و دیگر مخالفان، اخبار این کشف را به سرعت پخش کردند و جار زدند: 

بشتابید بشتابید در حوالی جنگل کاتین، گورهای بی نام و نشانی کشف شده که بقایای ٤١٤٣ جسد را در خود دارد، تمام قربانیان لباس افسران لهستانی به تن دارند. بدون تردید مسؤول این جنایت دولت شوروی است. 

مسکو اما، کاسه کوزه ها را بر سر آلمانی ها شکست و نام کاتین را در میان نام‌های سانسورشده چپاند. رفقا و وردست هایش در ورشو نیز، تا روزی که بر سر کار بودند، همین ساز را زدند. کی جرأت می‌کرد از کاتین بنویسد و بگوید...

روزنامه پراودا (پراودا یعنی حقیقت) سه روز بعد، در ۱۶ آوریل سال ۱۹۴۳ از خیمه شب بازی دشمن دم زد و نوشت: خون صدها هزار قربانی به گردن قاتلان نازی است و هیچ لهستانی دروغ آنان را باور نمی‌کند و قاتلان به زودی به سزای جنایات خودشان خواهند رسید...

عجبا که «روزولت» رئیس جمهور وقت ایالات متحده و جناب چرچیل نیز در دستگاه استالین رفتند و همین ساز را نواختند !

در شوروی قلم‌های چاپلوس و نجس، کوچکترین اشاره ای به اصل داستان نمی‌کردند. گویی تنها چیزی که برایشان مطرح نبود همان حقیقت (پراودا) بود. به پرسش پراودا، روزنامه رسمی‌ دولت شوروی نگاه کنیم: 

Катынь. Как и почему гитлеровцы расстреляли польских офицеров?

چرا و چگونه نازی ها، افسران لهستانی ها را (در کاتین) کشتند؟! 

***

ارتش شوروی زندانیان لهستان را به ۳ اردوگاه زیر برده بود: 

1) کوزلسک، در شرق شهر اسمولنسک،

2) ﺳﺘﺎﺭﺍﺑﻠﺴﮏ، در نزدیکی خارکف، و

3) اوستاشکو Ostashkov نزدیک شهر «تو‌ر» (کالینین)

در ژوئیه و اگوست سال ۱۹۴۱ بارها مقامات لهستانی از روسها می‌پرسند هزاران افسر و غیر افسر که زندانی شما بوده اند گم و گور شده اند. چی شدند؟ کجا هستند؟.... و آنان با پاسخ‌های سربالا، دست به سرشان می‌کردند.

در آغاز به دلیل ستم عریان دار و دسته هیتلر، بازی سران شوروی گرفته بود و به زبان خیلی ها انداخته بودند که هیتلر با فرار به جلو، بر جنایات خودش سرپوش می‌گذارد.

خود «گوبلز» گفته دروغ را آنقدر بگوئید و تکرار کنید تا راست جلوه کند. حالا دارند تئوری گوبلز را سر ما پیاده می‌کنند. 

این رفتن در دستگاه دشمن است، هر کس از این حرفها بزند نفوذی بیگانه است... هر کس جنایات فاشیسم را پای کمونیستها بنویسد، همدم و همراز گشتاپو و همکار گوبلز است. مرگ بر هیتلر، مرگ بر گشتاپو.

دولت شوروی به اصطلاح کمسیون تحقیق советская комиссия راه انداخت و با بوق و کرنا بر معصومیت و مظلومیت خود در کاتین تاکید نمود. (البته نتیجه تحقیق بین المللی و دولت در تبعید لهستان، شوروی را مقصر شناخت.)

بعد از جنگ، مقامات شوروی در دادگاه نورنبرگ خیلی زور زدند تا جنایت کاتین را گردن هیتلر بیاندازند و یا از دستور کار دادگاه خارج کنند. 

رودنکو Руденко و، پاکروفسکی Покровский (نمایندگان دولت شوروی) می‌گفتند: 

ما در شوروی، نظام هیتلری را به خاطر جنایت کاتین محکوم می‌کنیم ! نازی‌ها از روستائیان به زور گواهی گرفته و شاهدان از ترس، دروغ آنها را باور کرده اند. اصلاً در سال ۱۹۴۰ در جایی که گفته می‌شود اجساد لهستانی ها به دست آمده چوپانان گوسفندان خود را به چرا می‌بردند و زندگی عادی جریان داشته و این خبرها پوچ و جفنگ است. 

تازه جرم و جنایت در پائیز ۱۹۴۱ روی داده است و نه در بهار سال ۱۹۴۰ که هیتلر و گوبلز بهم بافته اند. قاتلان هم خود نازی ها هستند... از میان جلاد و قربانی، شما جانب جلاد را می‌گیرید؟ (تاریخ جنایت را به عمد به پائیز ۱۹۴۱ می‌کشاندند تا آنرا با عملکرد مشابه فاشیستها در منطقه «خاتین» (نه کاتین) یکی کنند. بعداً در این مورد صحبت می‌کنم.)

مقامات دادگاه امّا، مرعوب جوسازی ها نشدند. پاسخ قضات شجاع و شریف دادگاه این بود:

آقایان شما نمی‌توانید ما را به همدستی با هیتلر و گوبلز متهم کنید. دادگاه اصلاً برای رسیدگی به جرم نازی ها تشکیل شده است. 

کمیسیون پزشکی بین المللی هم تأکید می‌کرد که همه شواهد، دخالت روسها را نشان می‌دهد. دادگاه می‌پرسید چرا از آوریل سال ۴۰ جز یک نفر که او هم ضمن انتقال از دست نیروهای شما گریخته است، تماس زندانیان لهستانی با خانواده هایشان قطع شده است؟ 

از دید استالین و سایر رفقا، مرغ فقط یک پا داشت: جنایت کاتین، کار نازی ها است و هرکس جز این بگوید جانب دشمن را گرفته و همکار گوبلز و هیتلر است. مزدور است و نفوذی... 

……………………………… 

ماه زیر ابر نمی‌ماند. 

اما مگر ماه زیر ابر ماند؟ با مرور زمان دستها رو شد. اگرچه روزولت رئیس جمهور وقت ایالات متحده می‌دانست کاتین ربطی به هیتلر ندارد و با اینکه تحقیقات نماینده اش George Earle نشان داده بود مقصر دولت شوروی است صلاح و مصلحت خودش را در این دید که فقط نازی ها را زیر تیغ ببرد. اما این حقه بازی ها آبی برای استالین گرم نکرد. 

مقامات دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی منطقه «خاتین» KHATYN را که تقریباً مثل کاتین KATYN تلفظ می‌شود و اصلاً ربطی به جنگل کاتین و قتلگاه لهستانی ها ندارد بر سر زبانها انداختند و با مجسمه یادبود قربانیان نازیسم در آنجا، تلاش کردند پی را کور کنند که خاتین KHATYN همآن کاتین KATYN است ! 

توجه کنیم که KHATYN نزدیک شهر «مینسک» پایتخت فعلی بلاروس است و KATYN محل قتلعام در نزدیکی شهر اسمولِنسْک در کشور روسیه !

واقعاً آیا فکر نمی‌کردند روزی، هرچه در دیگ است به چمچه می‌آید؟ 

محاکمات نمایشی در لنینگراد و اعتراف گرفتن اجباری از افراد خلافکاری چون Arno Diere، که بله ما دشمن خلقیم، ما رفتیم به نفع هیتلر و در منطقه کاتین نبش قبر کردیم و جوری وانمود ساختیم که کار، کار شما، یعنی دولت انقلابی شوروی است و... ـ تنها مریدان و بت‌پرستان را قانع کرد.

جالب اینجاست که در سال ۱۹۹۸ روس ها برای اینکه خودشان را در آینه کاتین نبینند، فیل تازه ای هوا کردند و در یک ادعای عجیب «ژنرال یوری چایکا» نامه ای برای مقامات لهستان فرستاد و نوشت در سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۱ هشتاد و سه هزار سرباز روسی در اردوگاههای کار اجباری لهستان سر به نیست شده اند !

***

در سال ١٩۵٣، یک کمیسیون تحقیق دیگر، اثبات کرد سازمان امنیت شوروی، مسؤول این جنایات بوده است. در دادگاه نورنبرگ نیز، (در رابطه با کاتین)، انگشت اتهام به سمت نیروهای هیتلر نرفت.

علاوه بر تحقیقات صلیب سرخ سوئیس، پژوهش های تاریخی، از دهۀ پنجاه به بعد هم نشان داد که نقش دولت شوروی در جنایت کاتین تردید برنمی‌دارد. این پژوهش‌ها فقط از سوی دشمنان سوسیالیسم صورت نگرفته است.

مصاحبه با دو تن از سر بازجویان کمیساریای خلق برای امور داخلی NKVD نیز، گرد و غبار را از پرونده کاتین زدود. من بخشی از این مصاحبه ها را دیده ام.

«دیمیتری ستپانوویج توکارف» Токарев Дмитрий Степанович و «پیوتر کارپوویج ساپروننکو» Сопруненко Петр Карпович که هردو از مقامات اصلی کمیساریای به اصطلاح خلق بودند، نقش دولت شوروی را در جنایت کاتین تأکید و تأئید کردند. (اکنون نام دقیق همه کارمندان و بازجویان NKVD موجود است.) 

***

خلاصه، پیگیری بازماندگان قربانیان نتیجه داد و همه جا پیچید: 

جمعاً ۲۵۷۰۰ نفر لهستانی که در میان آنها علاوه بر افسران ارتش، نویسنده، پزشک، شاعر، هنرمند، آموزگار...هم وجود داشت، توسط سران حزب کمونیست شوروی (با همکاری رفقایشان در لهستان) کشته و سر به نیستشده اند. (نام و مشخصات آنان موجود است.) 

علاوه بر روستای «گه نیوزدوا» Гнёздово، اجساد قربانیان در شهر خارکف (که الآن در کشور اوکراین قرار دارد) و روستای Ymok که نزدیک شهر «تِوِر» Tver (کالنین) در روسیه کنونی است نیز، بدست آمد و ابعاد فاجعه رُخ نمود. 

من علاوه بر روستای «گه نیوزدوا» و شهر اسمولِنسْک، در روستای Ymok هم به رسم «دیوید پاترسون میرامس» David Paterson Mirams پژوهشگر ساکن کشور «نیوزلند» که در مورد کاتین به مطالعات میدانی دست زده، پای صحبت سالخوردگان ده نشستم...

***

کاتین را به این دلیل برای تحقیق برگزیدم که در مورد آن در ایران کار دقیق نشده بود و من نمی‌خواستم تنها روایت دشمنان شوروی را بپذیرم و راستش دلم نمی‌خواست به نتایجی که رسیدم، برسم. 

... 

در آوریل سال ۱۹۹۰ گورباچف از نقش سازمان امنیت دولت شوروی « ان.ک.و.د» یعنی همان «کمیساریای خلق برای امور داخلی» پرده برداشت.

بوریس یلتسین هم، به دست داشتن دولت روسیه در واقعه کاتین اعتراف نمود و رسما مسوولیت شوروی در این حادثه را پذیرفت و حضرت پوتین هم عذر تقصیر خواست ! 

اسنادی که تا کنون از جنایت کاتین تنظیم شده، ۴ جلد است.

در ژوئن سال ۱۹۹۲یلتسین، بخشی از مدارک محرمانه آرشیوهای سازمان های امنیتی روسیه را در اختیار دولت وقت لهستان و رییس جمهور آن، لخ والسا قرار داد. از جمله نامه تاواریش «لاورنتی بریا» L. Beria به استالین در این مورد، با امضای اعضای دفتر سیاسی: 

مولوتف V. Molotov / وروشیلوف K. Voroshilov / میکویان A Mikoyan /، کاگولین M. Kalinin /و، کاگانوویج L. Kaganovich که همه با کشتن اسیران موافقت کرده بودند.) 

……………………………… 

قتل عام کاتین در وقایع سال ١٩٣٩ و اشغال لهستان ریشه دارد.

برای آشنایی با مضمون واقعه کاتین، توجه به نکات زیر لازم است:

۱- لهستان (Polska) هزار و چهل و چند سال بیشتر عمر ندارد. (در سال ۹۶۶ میلادی بنا شده است.)

۲- با توجه به حمله تاتارها، روس ها، وایکینگ ها، پروس، آلمان، صلیبیون و... تاریخ لهستان فراز و نشیب بسیار داشته و، بارها چون گوشت قربانی، تکه تکه شده و اشغالگران، بر سر و رویش ریخته، مرزهایش را به میل خودشان پس و پیش برده اند. زمانی بود که لهستان عملا از نقشه جغرافیا حذف شد !

۳- اگرچه بین قرون ۱۴ تا ۱۶ میلادی «دولت لهستانی - لیتوانیایی» توانست در مقابل قدرت‌های برتر آن زمان مثل شوالیه‌های آلمانی، توتنی‌ها، روس‌ها و ترک‌های عثمانی، سر بلند کند اما بعدها (در سالهای ۱۷۷۲، ۱۷۹۲ و ۱۷۹۵ میلادی)، نیروهای روسیه، پروس و اتریش مثل مور و ملخ به آنجا ریختند و کشور خرد و خمیر شد. لهستانی ها بیش از یک قرن آوارگی و دربدری را تحمل کردند اما تسلیم نشدند و در سال ۱۹۱۸ توانستند آرام و قرار بگیرند و طعم استقلال را بچشند. 

۴- با پایان جنگ جهانی اول جنبش استقلال طلب لهستان به رهبری «ژنرال یوزف پیلسودسکی» موفق به ایجاد جمهوری لهستان گردید که تولد دیگر بار این کشور محسوب می‌شود. این جمهوری نوپا به اعاده مرزهای خویش پیش از تجزیه سال ۱۷۷۲ همت نهاد.

این تلاش در مرزهای شرقی، منجر به «توافق نامه ریگا» با روسیه شد و در نتیجه شهر «ویلنا» (که در اختیار لیتوانی بود) به لهستان برگشت. 

۵- در مرزهای غربی اما، شهر «گدانسک» اسباب دردسر شد... 

از آنجا که گدانسک (دانتزیگ)، دارای اکثریتی آلمانی بود، پس از روی کار آمدن دولت نازی به محل نزاع میان آلمان و لهستان بدل شد.

هیتلر که در سال ۱۹۳۴با دولت لهستان پیمان حسن همجواری بسته بود، مدعی نظارت آلمان بر گدانسگ شد و این دخالت، لهستانی ها را کلافه کرد. با شروع تظاهرات ضد آلمانی در ورشو و به بن بست رسیدن مذاکرات از سوی آلمان، هیتلر یک طرفه پیمان را برهم زد و در عوض با دولت شوروی رویهم ریخت و پیمان معروف «ریبنتروپ – مولوتوف» Molotov -Ribbentrop Pact را بست که به مدت ۱۰ سال هوای همدیگر را داشته باشند !

اسناد نشان می‌دهد که استالین در ۱۹ آگوست ۱۹۳۹ در سخنرانی معروفی رفقایش را آماده این چرخش بزرگ در سیاست شوروی کرد و نهایتا قرارداد مولوتوف ــ ریبن تروپ با آلمان نازی امضا شد. 

 ۶- این قرارداد به داد ارتش متجاوز هیتلر رسید و نازی ها را در حمله به لهستان و آغاز جنگی خانمانسوز (جنگ جهانی دوم)، توش و توان داد. 

بدون تامین سوخت و مواد خام و غذا از شوروی، دست زدن به جنگ بدون اندیشیدن به پیامدهای آن و از جمله محاصره‌ی دریایی توسط بریتانیا، برای آلمان ممکن نبود. چرا که درست همین عامل در جنگ جهانی اول باعث شکست آلمان شده بود...

۷- قرارداد مولوتف ــ ریبن تروپ (پیمان عدم تجاوز) هفت بند دارد و در آن تصریح شده که آلمان و اتحاد شوروی متقابلا به یکدیگر حمله نخواهند کرد و در صورت بروز جنگ میان یکی از این دو کشور با کشور ثالث، بیطرف خواهند ماند. همچنین دو کشور متعهد شده بودند که از پیمان‌های نظامی‌ علیه یکدیگر پشتیبانی نخواهند کرد. پیمان دارای یک «صورتجلسه‌ی الحاقی فوق سری» نیز بود که شرق اروپا را در صورت «تغییر جغرافیای سیاسی» این منطقه، به مناطق تحت نفوذ آلمان و اتحاد شوروی تقسیم می‌کرد. 

۸- با پیمان عدم تجاوز، شوروی اراضی بیشتری نیز بدست آورد و سرحدات خود را به سمت مغرب جلو برد. در ژوئن ۱۹۴۰ استونی و لیتوانی و لتونی را ضبط کرد. برای اتحاد شوروی فرصتی ایجاد شد تا ماشین جنگی خود را آماده‌تر کند. این پیمان همچنین دورنمای بازپس گرفتن سرزمین‌هایی چون فنلاند، کشورهای بالتیک، اوکراین، مولداوی و لهستان شرقی را در مقابل رهبر کرملین گشود، سرزمین‌هایی که زمانی جزو امپراتوری تزارها بودند و در نتیجه‌ی جنگ جهانی اول از دست رفته بودند.... 

۹- جوهر قرارداد هیتلر ـ استالین خشک نشده بود که سران نازی شروع به دبّه درآوردن کردند و هیتلر که می‌دانست آلمانی ها از قرارداد ورسای زخمی‌ هستند دست به کار شد تا آب رفته را به جوی باز گرداند و آلمان جایگاه اصلی خودش را باز یابد.

قرارداد ورسای که توسط متفقین در سال ۱۹۱۹ به آلمان تحمیل شد، رابطه مستقیمی‌ با به قدرت‏ رسیدن حزب نازی داشت و در واقع سرکار آمدن هیتلر به دلیل شرایط نا امیدکننده‏ای بود که این معاهده در آلمان‏ پدید آورده بود. با این پیمان شاخ ارتش آلمان شکست و با تحقیر بسیار مجبور به پرداخت غرامت شد. 

هیتلر برای بیکاری و تورمی‌ که در بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ ریشه داشت، در پی چاره بود و نمی‌خواست در آلمان، دُور، دست کمونیست‌ها بیافتد و آنان بر نارضایتی و فقر جامعه سوار شوند، می‌دانست صاحبان سرمایه و کارخانه داران به ویژه مجتمع صنعتی کروپ Krupp در پی فردی هستند که بتواند نظم و امنیت را برقرار نماید و جلو کمونیستها را بگیرد. پس نقشه کشید تا همه چیز بر وفق مراد باشد. با صحنه سازی و تزویر، کاسه کوزه ها را بر سر مردم لهستان شکست و ادعا کرد شما به ما حمله کرده اید !

نازی ها سپتامبر سال ۱۹۳۹ به لهستان حمله کردند و گدانسک را گرفته، تا مرکز لهستان پیش رفتند. 

خلاصه کلام، جنگ جهانی دوم (که داستان غمبار کاتین به آن ربط دارد) کلید خورد. جنگی که پیشمرگ آن لهستان بود و در نبردی نابرابر به ویرانه مبدل شد. مردم لهستان آواره شدند و بسیاری هم به ایران آمدند. 

………………………………

چشممان را بر رنج و شکنج آزادیخواهان نبندیم، امّا... 

آیا واقعیت دارد که پس از امضای پیمان عدم تجاوز، (بین هیتلر و استالین) شماری از کمونیست‌های آلمانی پناهنده به اتحادشوروی به پلیس مخفی رژیم نازی (گشتاپو) تحویل شده اند؟ یا همه‌اش حرف مفت و تبلیغات ارتجاع جهانی است؟!

آیا از مطامع کشورگشایانه‌ی اتحاد شوروی علیه کشورهای کوچک و بی‌دفاع شرق اروپا، می‌توان دفاع کرد؟ 

مگر نه اینکه در پی تجاوز هیتلر به لهستان، ارتش سرخ نیز، به بهانۀ حمایت از روس تباران مقیم لهستان، بخش دیگری از خاک این کشور را اشغال کرد...؟ 

آیا ارتش لهستان، زیر ضربات دوجانبۀ آلمانی ها و روس ها، از هم نپاشید؟
مگر پس از اشغال لهستان، سازمان امنیت شوروی ادارۀ امور زندانیان لهستانی را به دست نگرفت و مگر پس از جمع آوردن آنها در چندین اردوگاه، بخشی از آنان را به غرب شوروی منتقل نکرد؟

اگرچه هنوز هم، آرشیو کاتین تمام و کمال باز نشده و پوتین و شرکا دودوزده بازی می‌کنند، اگرچه گفته می‌شود در سال ۱۹۵۹ شماری از اسناد غیب شده است !...

اگرچه...اگرچه...اما، همین اسناد باقی مانده نشان می‌دهد (در جنگ جهانی دوم)، سازمان امنیت شوروی سربازان ساده لهستانی را مرخص نمود و سایرین را که حالا می‌دانیم تعدادشان ۲۵۷۰۰ نفر بوده، در بند نگاه داشت. 

اسیران را گروه گروه در کنار گودال می‌خواباندند، دست ها را از پشت می‌بستند و سپس با شلیک گلوله به زندگی شان پایان می‌دادند. متاسفانه اینها تبلیغات فاشیستها و سرمایه داری جهانی نیست.
می‌ دانیم جز معدودی که به دار کشیده شدند، بیشتر قربانیان با سلاح کمری والتر Walther به قتل رسیدند. این سلاح ساخت آلمان بود و تعداد زیادی از آن، در استونی به دست روس ها افتاده بود. عمداً با این سلاح شلیک شده بود. (به نظر شما چرا؟ مگر سلاح قحطی بود؟)

من کمونیست نبوده و نیستم اما می‌دانم که سرمایه داری جهانی دل خونی از سوسیالیسم و کمونیسم دارد. می‌دانم بورژوازی برای کوبیدن کمونیسم، استالین را می‌کوبد. می‌دانم که حمله به استالین همیشه با نیت پاک دفاع از حقیقت صورت نمی‌گیرد و در تکامل خود از دشمنی کینه توزانه به مارکس و حمایت از طالبان نفت و دلار سر درمی‌آورَد.

نمی‌خواهم همانند فاشیست ها و عمله ارتجاع چشمم را بر رنج و شکنج آزادیخواهان ببندم. در ایران و همه جای جهان زنان و مردان دلیری با این چراغ، سراغ تاریکی‌ها رفته اند. از چه گوارا تا برتولد برشت و از رزالوکزامبورگ تا مرضیه اسکویی، از مهرنوش ابراهیمی‌ تا هیبت الله معینی، از سعید سلطانپور تا عباس حجری، و از شکرالله پاکنژاد تا عباس مفتاحی... همه شریف و فرهیخته بودند.

مسئله دوران استالین هم تنها در سایه برخورد دیالکتیکی و همه جانبه ممکن خواهد شد و من با پارادایم «استالین تبه کار» هیچ میانه ای ندارم و ردپای او را در رُمان مزرعه حیوانات اثر جورج اورول جستجو نمی‌کنم و همانند امثال «روی مدودف» و کتاب «در دادگاه تاریخ» Let History Judge بد را بدتر نمی‌بینم و همه کاسه کوزه ها (حتی رهایی سرمایه داری جهانی و امپریالیسم از بحران سالهای ۱۹۲۹-۳۰) را ــ سر استالین نمی‌شکنم.

به همین دلیل سالها این واقعیت را که حزب کمونیست شوروی پشت فاجعه کاتین بوده، نمی‌پذیرفتم.

………………………………

تاریح و شکوفائی شوروی با نام استالین پیوند دارد. چرا در دستگاه امثال گوبلز برویم؟ 

موضوع وقتی پیچیده شد که نازی ها به خاک شوروی تجاوز کردند. می‌دانیم ماه عسل آلمان و شوروی در لهستان دیری نپاید و سال ۱۹۴۱ بین دو کشور جنگ در گرفت.

با خودم می‌گفتم استالین با مقالۀ «درک سوسیال- دمکراسی از مسئلۀ ملی...»، که سال ۱٩۰٤ نوشت، نشان داد صاحب نظر است...همۀ دوره های زندگی‌ش، با تعقیب‌ و زندان و تبعید همراه بوده، با روی کارآمدن او و صنعتی شدن شوروی، فرهنگ کار میلیون‌ها انسان بطور اساسی تغییر یافته، صدها کتابخانه، تئاتر و موزه احداث شده وبرای اولین بار در تاریخ، حقوق نوینی چون حق کار، حق استراحت، حق تحصیلات عالیه، تضمین بازنشستگی، بر سر زبانها افتاده است.

چرا من باید در دستگاه امثال «گوبلز» بروم؟ تازه مگرنه اینکه استالین خدمات بزرگی به شوروی و انقلاب اکتبر کرده است، مگر نه اینکه تحت رهبری او این کشور نقشی حیاتی در شکست آلمان نازی داشت؟ 

مگر نه اینکه اتحاد شوروی در زمان استالین به رشد اقتصادی رسید؟ مگر علم و تکنولوژی در زمان استالین در بعضی زمینه‌ها رشد بسیاری نداشت؟ مگر نسل زمان استالین شاهد رشد موقعیت‌های شغلی، بخصوص برای زنان، نبود؟ مگر دست سرمایه داران و کولاکها از زندگی کارگران و دهقانان فقیر کوتاه نشد؟

مگر ارائه کار، نان، مسکن و همگانی شدن بهداشت، آموزش و فرهنگ به معنی واقعی کلمه تا دورترین نقاط دور افتاده کشور در دستور کار قرار نگرفت؟ 

تاریح و شکوفائی اتحاد شوروی با نام استالین پیوند دارد... خب چرا من باید حرف دستگاه تبلیغاتی نازیسم را بپذیرم؟ و دستهای خونین گشتاپو را شستشو دهم؟

اما... اما، همانگونه که لنین گفت: «حقیقت نباید در بند این پرسش باشد که این حقیقت به نفع کیست»، واقعیت سرسخت تر از آن بود که می‌پنداشتم... جنایت کاتین زیر سر استالین و مریدانش بود و از دست توجیه، هیچ، هیچ کاری ساخته نیست. 

آیا لهستانی ها هم احساس «برتولد برشت» را دارند و برای آنها نیز، استالین مظهر مجسم آرزوهای ستمکشان پنج قاره زمین است؟ و باید قلب‌شان از تپیدن ایستاده باشد لحظه ای که خبر درگذشت استالین را شنیدند؟ 

………………………………

آدم‌ها می‌روند اما، خاک کاتین از خاطره قتل‌عام پاک نمی‌شود. 

راستی انگیزه این کشتار چی بود؟ آیا یک‌نوع تلافی برای شکست شوروی از لهستان در جنگهای پیشین و حوادث سالهای ۱۹۱۹-۲۱ بود؟ آیا هدف شوروی نابود کردن نخبگان لهستان و ایجاد اختلال در عملکرد دولت آن بود؟ آیا مقامات امنیتی شوروی می‌پنداشتند با از میان برداشتن افسران، روشنفکران و کارمندان عالی رتبه، خواهند توانست از شکل گیری مجدد یک دولت مستقل لهستانی پیش گیری نمایند؟... 

آیا کنارآمدن دیگران با هـیتلر و موسولینی، اتحاد شوروی را مجبور کرد کوتاه مدت هم که شده. پر و بال هیتلر را بچیند تا حمله هیتلر به تعویق افتد؟ آیا می‌خواست رفقای اسلاو ساکن سرزمین های اوکرائین غربی و بلاروس غربی، مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد؟ آیا می‌خواست در جبهه واحد امپریالیستی که، اتحاد شوروی را نشانه گرفته بود شکاف بیاندازد.

جواب تراژدی کاتین چیست؟ آن کشتار عظیم چرا؟ خاطره درخت‌ها را هیچ کس پاک نخواهد کرد. آدم‌ها می‌روند اما، خاک کاتین از خاطره قتل‌عام پاک نمی‌شود.

……………………………… 

در جنایت کاتین شوروی مسؤول است. 

کاتین به عنوان جرمی‌ علیه بشریت crime against humanity. در شعر شاعران و قصه نویسندگان راه یافته است. هنرمندان با تندیس و موسیقی و نقاشی و فیلم از آن یاد کرده اند. 

یاتسِک کاچمارسکی Jacek Kaczmarski شاعر لهستانی، در شعر مرثیه کاتین، از زنان و مردانی حرف می‌زند که حتی قبر ندارند.

آهنگساز لهستانی آندژِی پانوفنیک Andrzej Panufnik قطعه زیبای سنگ نبشته کاتین Katyn Epitaph را ساخته است.

کارگردان بزرگ لهستانی آندژی وایدا که پدرش در شمار قربانیان کاتین بوده و خودش در دوران نوجوانی به نهضت مقاومت علیه نازی ها پیوسته، در سن ۸۱ سالگی پشت دوربین کارگردانی فیلم کاتین نشست و آن واقعه را با الهام از کتاب « آندژی مولارچیک» Andrzej Mularczyk به تصویر کشید. 

در فیلم مزبور صحنه های پرمعنا کم نیست.

یکی از سربازان شوروی پرچم لهستان را از بالای ساختمانی پایین می‌کشد، پرچم را پاره پاره می‌کند و قسمت سفید آن را دور پاهایش می‌پیچد. نیمه دیگر پرچم که به رنگ سرخ است. دوباره روی ساختمان قرار می‌گیرد.

پیام واضح است: در جنایت کاتین شوروی مسؤول است.

جایی دیگر، وقتی که مأموران پلیس مخفی شوروی به طور مکانیکی شلیک می‌کنند، در همسرایی با آن‌ها، افسران ارتش لهستان یکی بعد از دیگری در سردابی تاریک با سطل های آب، خون را از زمین می‌شویند... 

داستان داستانها، قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ نیز که بخشی از هویت ایران زمین است، در انتظار پژوهشگرانی است که آن را به تصویر کشند. در انتظار یک آندژی وایدا است. در انتظار «وایدا»ی خویش است.

………………………………

در کاخ ورسای، سران انگلیس و آمریکا و فرانسه و ایتالیا خود دوختند و خود بریدند.

کنفرانس وُرسای The Versai treaty، در هجدهم ژانویه سال ۱۹۱۹ میلادی با حضور نمایندگان بیست و هفت کشور جهان در پاریس آغاز شد.

 «ویلسون» رییس جمهور آمریکا، «لوید جورج» نخست وزیر انگلستان، «کلمنشو» نخست وزیر فرانسه و «ارلاندو» نخست وزیر ایتالیا ـ خودشان بریدند و خودشان دوختند.

مستعمرات آلمان را میان خود تقسیم نمودند و بخشی از قلمرو آن را به اضافه بندر دانزیک DANZIG / GDANSK به لهستان دادند و امرّیه صادر شد آلمان ۲۰ میلیارد مارک طلا به متفقین به عنوان خسارت پرداخت نماید.

کـشـور آلمـان کـه در جـنـگ جـهـانـی اوّل شکست خورده بود، ناچار شد با امضای «دیکته ورسای»، پـیـامـدهـای آن را بـپـذیـرد. تمام متصرفّات مستعمراتی اش را از دسـت داد، بـخـش قـابل توجهی از سرزمین و مردمش را به همسایگان واگذار کرد و ارتش مـتـفـقـیـن بـرای ضـمـانـت اجـرای مـعـاهـده صـلح در خـاکـش مـانـدگـار شـد و حـقـوق یـک دولت مـسـتـقـل ـ از جـمـله تـأسیس ارتش ـ از آن سلب گردید.

چنین تحمیلاتی در حکم تحقیر ملت آلمان بود، ملّتی که با وجود توانایی های بسیار، مجبور بود به عنوان یک دولت ضعیف، تحقیر شـده و شـکـسـت خـورده، نـقـش بـازی کـنـد.

هـیـتـلر و حـزب نازی (نـاسـیـونـال سـوسـیـال) از چنین محیط مساعدی بهره گرفته و سوار بر اسب قدرت شدند.

بعدها که روزگار دگرگون شد و هیتلر هل من مبارز طلبید، فرانسه و انگلستان در برابر او لُنگ انداختند و در سال ۱۹۳۸با پیمان مونیخ که نماد بُزدلی و پستی سیاسی است، لی‌لی به لالای هیتلر گذاشتند و عملاً چاقوی فاشیست‌ها را تیز کردند.

………………………………

روزنامه پراودا، قتلعام کاتین را ماست مالی می‌کند.

بخشی از نوشته روزنامه پرودا Правда (۱۶ آوریل ۱۹۴۳) که در آن جنایت کاتین را به نیروهای هیتلر، نسبت می‌دهد:

صدها هزار لهستانی را فاشیستها به طور سیستماتیک به قتل رسانده اند...حتی یک نفر، دروغ و تهمت نازی ها را باور نمی‌کند...

Патентованным немецко-фашистским убийцам, обагрившим свои руки в крови сотен тысяч невинных жертв, систематически истребляющим население оккупированных  ими стран, не щадя ни детей, ни женщин, ни стариков, истребившим в самой Польше  многие сотни тысяч польских граждан, никого не удастся обмануть своей подлой  ложью и клеветой. Гитлеровские убийцы не уйдут от справедливого и неминуемого  возмездия за свои кровавые преступления . 

چون استالین خواست، مولوتف و همسرش از هم جدا شد

استالین: «رفیق مولوتف که تصمیمات سیاسی را تحت تأثـیر «شراب» می‌گـیرد... چنان احترام عمیقی برای همسر خویش قائل است که هنوز ما در هیئت سیاسی پیرامون این و آن مسئله تصمیم نگرفته، رفـیـق ژمچوژینا، (پولینا ژمچوزینا) از جریان مسائل مطلع می‌شود. چنین استنباط می‌شود که گوئی یک خط نامرئی هیئت سیاسی را با همسر رفـیـق مولوتف و دوستان ایشان پیوند می‌دهد. درحالیکه این خانم در حلقه دوستانی قرار دارند که چندان قابل اعتماد نیستند. روشن است، چنین عملکرد یک عضو هیئت سیاسی قابل قبول نیست.»

***

بعد از این سخنان، مولوتف و همسرش که هر دو تا پایان عمر به استالین وفادار ماندند، چاره ای نداشتند جز اینکه برای همیشه از همدیگر جدا شوند.

………………………………

«جبر جّو» در زمان استالین، جمع چاپلوسان را بر سر نویسندگان آزاده می‌ریخت.

 به وجود آوردن محیطی که کسی جرأت ابراز مخالفت با نظرات آقابالاسر را نداشته باشد و حتی انقلابیون صدیق هم در لاک خود فرو روند، خروشچف‌های متقلب را بار می‌آورَد که حاضرند به هر سازی برقصند.

 جبر جو در زمان استالین، جمع چاپلوسان را بر سر نویسندگان آزاده می‌ریخت و امثال «بوریس باسترناک» و «الکساندر اوستاپوویچ آودینکو» و «اوسیپ ماندلشتام» و «میخائیل بولگاکف» و «پلاتونوف» و «یوگنی آلکساندروویچ یفتوشنکو» Евге́ний Алекса́ндрович Евтуше́нко و... را به توبه و چاپلوسی وامی‌داشت.

 آودینکو که حزب کمونیست اینجا و آنجا دستش را بند کرده بود و در روزنامه پراودا نیز مسؤولیت داشت چون استالین به فیلمنامه «قانون زندگی» Закон жизни (که او نوشته بود)، گیر داده و عصبانی شده بود از همه جا (حزب،اتحادیه نویسندگان، مطبوعات و خانه ای که در مسکو گرفته بود) اخراج شد.

 آودینکو بعداً شعر مشمئزکننده زیر را سرود و عزیز شد. پراودا هم شعر وی به عنوان متن لالایی برای نوباوگان شوروی در سال ۱۹۳۶چاپ کرد. 

 اوه استالین رهبر بزرگ همه خلقها / تو که انسانیت را زندگی بخشیدی

 تو که زمین ها را بارور کردی / تو که قرن را جوان کردی

 تو که بهار را به وجود آوردی / تو که گیتار را به نغمه درمی‌آوری

 تو گل بهاران من هستی / خورشیدی هستی که از هزاران قلب دوباره بیرون می‌زند.

O great Stalin, O leader of the peoples, 
Thou who broughtest man to birth,... 
Thou who restorest the centuries 
Thou who makest bloom the spring, 
Thou who makest vibrate the cords of music... 
Thou, splendour of my spring, O Thou, 
Sun reflected by millions of hearts ...

Hymn to Stalin , Pravda, 1936

 همین نویسنده گفته بود وقتی فرزندم به دنیا می‌آید اولین کلمه ای که در دهانش خواهم گذاشت استالین است...

... когда женщина , которую я люблю , даст мне ребенка , первое слово,

 которое он произнесет , будет : Сталин.

………………………………

حیف که نمی‌شود استالین را با کوه و دریا و ماه و خورشید مقایسه کرد.

در سال ۱۹۴۶ اتحادیه نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی چاپلوسی را به اوج می‌رساند و از زبان یکی از مداحان افسوس می‌خوَرد:

 حیف که نمی‌شود استالین را با کوه و دریا و ماه و خورشید مقایسه نمود.

 می‌خواهم او را با کوه مقایسه کنم اما، کوه در قله اش ختم می‌شود.

 می‌خواهم با دریا مقایسه اش کنم اما دریا هم در ساحلش پایان می‌پذیرد.

 با ماه می‌سنجم ولی ماه نیز تنها در شبها می‌تابد و روز پیدا نیست،

 با خورشید مقایسه می‌کنم اما خورشید غروب می‌کند و در شب غایب است 

I would have compared him to a white mountain – but the mountain has a summit.
I would have compared him to the depths of the sea – but the sea has a bottom.
I would have compared him to the shining moon – but the moon shines at midnight, not at noon.
I would have compared him to the brilliant sun – but the sun radiates at noon, not at midnight.”
 Znamya , Soviet Authors’ Union Monthly , October 1946 .

فراموش نکنیم شخصیت پرستی که یک جریان تاریخی ـ بشری است و با اعتقاد به توده مردم منافات دارد تنها خاص استالین نیست، انقلابیون بزرگی مثل لنین و مائو هم مقام قدوسی داشتند و هم اکنون خیلی های دیگر هم در همین حال و هوا به سر می‌برند 

جدا از مسؤولیت خود فرد، (فرد دوگانه و مشرکی که رضا می‌دهد بادش کنند و تافته جدا بافته‌اش پندارند)، ویژگی های جامعه و حزب و سازمانی را که با «بُت پذیری» چفت است و میانه دارد هم، باید در نظر گرفت. 

آستین چنین جمعی البته و صد البته مار می‌پرورد و آن مار، فردا نه پس فردا نیش خواهد زد. 

………………………………

فردپرستی محصول «جبر جو»، و روابط بوگرفته است.

 فردپرستی محصول نظام و روابط بوگرفته و کپک زده است و متقابلاً فرد بت شده به همان نظام و روابط، چرک تازه می‌ریزد. 

 وقتی کسی به عرش برده می‌شود و او، هوا برَش می‌دارد و خود را طاووس علیّین شده می‌پندارد، البته به محض اینکه میخ‌ش را کوبید و زیر پایش را محکم کرد، با لجن پراکنی و ریختن خلایق بر سر منتقد، جواب کلمه را نه با کلمه، با جوسازی و زندان و خشونت های مرگبار خواهد داد و برای پیشبرد کارش در تاریخچه، و در وقایع اتفاقیه دست خواهد برد، راست ها را نخواهد گفت و به هر وسیله از جمله به دروغ (دروغ انقلابی؟!) متوسل خواهد شد...

 در چنین جبر جو و هوای مه‌آلودی که نفس ها در سینه حبس و سرها در گریبان است ولی مریدان احساس شکفتن و بال درآوردن دارند ــ هر آن‌کس نُطق بکشد بریده نادم و بریده خائن و نفوذی و ضد انقلاب و دشمن خلق Враг народа / « وِراگ نارُودا» است و حسابش با کرام الکاتبین.

………………………………

سربه نیست شدن های فله ای در سیبری و غیر سیبری امر چندان مهمی‌ نیست !

 برخی معتقدندبگیر و ببندها، سیبری فرستادن ها و بیماری شک و تردید در استالین و بریا ها که به هرکس و هرچیزی مشکوک می‌شدند و حتی پیمان سری که مولوتف با وزیر خارجه دولت آلمان امضا کرد، همه و همه به خاطر توطئه های امپریالیست‌ها و ارتجاع جهانی است که نه تنها با کنفرانس مونیخ به حضور هیتلر در صحنه جهانی خوش آمد گفتند، می‌خواستند کشور شوراها را هم از پا درآورند.

در چنین اوضاع و احوالی مسؤولین جز اینکه همه چیز را به چپ حل کنند، چاره دیگری نداشتند. خب البته این وسط اشتباهاتی هم روی می‌دهد. مهم حفظ انقلاب از گزند امپریالیست‌ها بود.

 تیرباران و سربه نیست شدن های فله ای در سیبری و غیر سیبری امر چندان مهمی‌ نیست !

اگر گفته شده دوستان نزدیک لنین و برخی صحنه گردانان انقلاب اکتبر، یا اعضای ایرانی حزب کمونیست عدالت که در انقلاب جنگل مبارزه می‌کردند و به آرمان بلشویک مؤمن بودند در زمان استالین خائن معرفی شدند و جان خود را از دست دادند، شایعه دشمنان استالین است و اگر راست باشد باید در رابطه با توطئه هایی که علیه دولت نوپای شوروی صورت می‌گرفت آنرا فهم نمود و در متن تاریخی آن دید. 

  ***

آیا می‌توانیم با شبه استدلال بالا هر کژی و سقوطی را به بهانه توطئه و تجاوز بیگانه توجیه کنیم؟

مگر نه اینکه شرط خارجی تنها به اعتبار مبنا (مبنای درونی) است که وارد عمل می‌شود؟

………………………………

Враги народа / وِراگی نارُودا

 نام شماری از مغضوبین را مرور کنیم. البته گذشته، گذشته است و از کاتین و ماتین بیش از ۷۰ سال گذشته و همه قربانیان صد کفن پوسانده و به خاک و علف مبدل شده اند.

 هدف از نگریستن به گذشته، زیستن در گذشته نیست و من نمی‌خواهم نمک بر زخمها بپاشم. هدف این است که با کاوش در معنی و جهت گذشته، جهت آینده را دریابیم.

***

  • «آنتونوف اوسه ینکو» Antonov-Ovseyenko طراح قیام پتروگراد و رهبر عملیات تصرف کاخ زمستانی تزار،
  • اسمیرنوف I.N.Smirnov از بلشویک های قدیمی‌ که در جریان انقلاب اکتبر و جنگ داخلی نقش قابل توجهی بازی کرد،
  • ساپرونوف T.Sapronov از بنیانگذاران گروه مرکزیت دمکراتیک،
  • ساسنووسکی L.S.Sosnovsky از روزنامه نگاران بر جسته ی شوروی،
  • واگارشاک واگانیان V Vaganyan از فعالان و رهبران تشکیلات حزب در ارمنستان و رهبر انقلاب شورایی در ارمنستان،
  • بوگوسلاوسکی، M.S.Bogosiavsky از اعضای قدیمی‌ حزب بلشویک،
  • ایوان باکایف Ivan Bakeyov از رهبران انقلاب اکتبر،
  • یودوکیموف G.Yevdokimov از دبیران کمیته مرکزی حزب کمونیست،
  • لئونید پترویچ سِرِبریاکوف، Leonid Petrovich Serebryakov از نزدیکان استالین و عصو کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی
  • گریگوری زینویف G.E. Zinoviev از بنیانگذاران حزب بلشویک و از نزدیکان وهمراهان لنین... 
  • محمد علی مناف زاده (ثابت تبریزی، نویسنده، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار، دوست نزدیک ابوالقاسم لاهوتی)،
  • اﺑﻮاﻟﻘﺎﺳﻢ ﺳﺠﺎدی (ذره)،
  • کریم نیک بین (زردشت)،
  • عبدالحسین حسابی (دهزاد)،
  • نصرالله اصلانی (کامران قزوینی)
  • مرتضی علوی(برادر بزرگ علوی)
  • حسین شرقی (رضایف)
  • داش بنیازاد،
  • علی اکبرزاده،
  • یحیی مولا،
  • حمدالله حسن زاده،
  • ملابابا هاشم زاده،
  • اکبر نصیب زاده،
  • ...آشوری،
  • جعفر کنگاوری،
  • رضا پاشازاده،
  • علی حسین زاده،
  • احسان الله خان دوستدار،
  • لادبن (رضا) اسفندیاری (برادر نیما یوشیج)...
  • حبیب سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان)

 درتاریخ بهت انگیز و غیرقابل دفاع ترورهای استالینی نام بسیاری از کادرهای برجسته جنبش بین المللی کمونیستی به چشم می‌خورد که حبیب سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان) رجل برجسته جنبش آزادی ایران و نویسنده «پایه های اجتماعی اقتصادی سلطنت رضاشاه پهلوی»، یکی از آن بسیاران بود.

آیا سربه‌نیست کردن حبیب سلطانزاده برای این بود که ماهیت استعمارگرایانه‌ی رضا شاه را افشا می‌کرد؟ و جانبداری حکومت شوروی را از او، زیر سئوال می‌بُرد؟ 

آیا می‌بایست همانند دولت شوروی و امثال ایوانف، رضا شاه را «تبلور آرزوهای بورژوازی ملی ایران» معرفی کند و نقش «آزادگرانه»ی کودتایش را ستایش کند تا تصفیه های استالینی راحت‌ش بگذارد؟!

 نکته ها چون تیغ پولاد است تیز... 

***

در جلد چهارم اسناد تاریخی جنبش سوسیال دموکراسی و کمونیستی ایران (انتشارات مزدک) یک رشته از مقالات سلطانزاده ترجمه و به چاپ رسیده است.

……………………………… 

نامه «بریا» به استالین: دشمنان خلق باید نابود شوند.

 نامه زیر که بریا برای استالین می‌نویسد و امضای مولوتوف و وروشیلوف و کالینین و میکویان و کاگانوویج (اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی) و بازجویانی جون کوبولف، مرکولف و باش تو کف،را نیز دارد. همه با اعدام اسرا و به قول خودشان دشمنان اصلاح ناپذیر خلق موافقت می‌کنند و استالین بر تصمیم آنها (یعنی اعدام اسیران) مهر تأئید می‌زند. امضای خودش روی صفحه اول نامه موجود است.

من به مضمون این نامه مهم اشاره می‌کنم و متاسفم که در این مورد چه در زمان شاه و چه بعد از انقلاب آنان که باید، این مسائل را برای مردم ایران بیان نکردند، یا استالین بت بود و به عرش اعلی می‌رفت و یا مستبدترین فرد عالم معرفی می‌شد (که هر دو خطا است.)

یکی از نویسندگان ارجمند ایران (آقای باقر مومنی) به من گفتند: «اصلاً نام کاتین را نشنیده ام.» من به ایشان گفتم متاسفانه قتلعام کاتین و نقش شوروی در آن واقعه، تردید برنمی‌دارد. 

*** 

۵ مارس ۱۹۴۰

 کمیساریای خلق اتحاد شوروی در امور داخلی

مسکو

 رفیق استالین

تعداد زیادی از افسران سابق ارتش لهستان، پرسنل پلیس، ماموران اطلاعاتی، ناسیونالیست ها، ضد انقلابیون، فراری ها و دشمنان قسم خورده و کینه توز نظام شوروی، در اردوگاه های «کمیساریای خلق برای امور داخلی» و در مناطق غربی اوکراین و بلاروس هستند.

 افسران ارتش و پلیس دست از تحریک برنمی‌ دارند و منتظرند آزاد شوند تا به فعالیتهای ضد انقلابی خودشان علیه نظام شوروی ادامه دهند.

کمیساریای خلق برای امور داخلی (NKVD) به شورش و فعالیتهای ضدانقلابی در استانهای غربی اکراین و بلاروس، بو برده است و معلوم شده، افسران سابق لهستان...در آن نقش بارزی دارند. در میان متخلفان بازداشتی تعداد قابل توجهی جاسوس و ضدانقلاب وجود دارد...(بریا در ادامه نامه تعداد اسرا و درجه نظامی‌ آنان را شرح می‌دهد و تأکید می‌کند که زندانیان که در میان آنها کشیش، زمیندار، کارخانه دار، جاسوس، زندانبان، ژاندارم و مهاجر فراری هم دیده می‌شود، همه دشمنان خلق و اتحاد شوروی هستند و باید اعدام شوند. استالین هم موافقت می‌کند...)

[герб СССР]

СОВ.СЕКРЕТНО

СССР

от 5.III.40 г.

НАРОДНЫЙ КОМИССАРИАТ
ВНУТРЕННИХ ДЕЛ

 

„___“ марта 1940 г.

ЦК ВКП(б)

№ 794/Б

 

г. Москва

товарищу Сталину

В лагерях для военнопленных НКВД СССР и в тюрьмах западных областей  Украины и Белоруссии в настоящее время содержится большое количество бывших  офицеров польской армии, бывших работников польской полиции и разведывательных  органов, членов польских националистических к-р партий, участников вскрытых к-р  повстанческих организаций, перебежчиков и др. Все они являются заклятыми врагами  советской власти, преисполненными ненависти к советскому строю.

‎Военнопленные офицеры и полицейские, находясь в лагерях, пытаются  продолжать к-р работу, ведут антисоветскую агитацию. Каждый из них только и ждет  освобождения, чтобы иметь возможность активно включиться в борьбу против  советской власти.

 ‎Органами НКВД в западных областях Украины и Белоруссии вскрыт ряд к-р  повстанческих организаций. Во всех этих к-р организациях активную руководящую  роль играли бывшие офицеры бывшей польской армии, бывшие полицейские и  жандармы.

 ‎Среди задержанных перебежчиков и нарушителей госграницы  также выявлено значительное количество лиц, которые являются участниками к-р  шпионских и повстанческих организаций.

 ‎В лагерях для военнопленных содержится всего (не считая солдат и  унтер-офицерского состава) 14.736 бывших офицеров, чиновников, помещиков, полицейских, жандармов, тюремщиков, осадников и разведчиков, по национальности  свыше 97% – поляки.

 ‎Из них:

Генералов, полковников и подполковников

295

Майоров и капитанов

2.080

Поручиков, подпоручиков и хорунжих

6.049

Офицеров и младших командиров полиции, пограничной охраны и жандармерии

1.030

Рядовых полицейских, жандармов, тюремщиков и разведчиков

5.138

Чиновников, помещиков, ксендзов и осадников

144

‎В тюрьмах западных областей Украины и Белоруссии всего содержится 18.632  арестованных (из них 10.685 – поляки), в том числе:

бывших офицеров

1.207

бывших полицейских, разведчиков и жандармов

5.141

Шпионов и диверсантов

347

Бывших помещиков, фабрикантов и чиновников

465

Членов различных к-р и повстанческих организаций и разного к-р элемента

5.345

Перебежчиков

6.127

[ 3 ] ‎Исходя из того, что все они являются закоренелыми, неисправимыми врагами  советской власти, НКВД СССР считает необходимым:

 ‎I. Предложить НКВД СССР: 

1) дела о находящихся в лагерях для военнопленных 14.700 человек бывших  польских офицеров, чиновников, помещиков, полицейских, разведчиков, жандармов, осадников и тюремщиков,

2) а также дела об арестованных и находящихся в тюрьмах западных  областей Украины и Белоруссии в количестве 11.000 человек членов различных к-р  шпионских и диверсионных организаций, бывших помещиков, фабрикантов, бывших  польских офицеров, чиновников и перебежчиков —

‎ — рассмотреть в особом порядке, с применением к ним высшей меры  наказания — расстрела.

 ‎II. Рассмотрение дел провести без вызова арестованных и без предъявления  обвинения, постановления об окончании следствия и обвинительного заключения в  следующем порядке: 

 ‎а) на лиц, находящихся в лагерях военнопленных, — по справкам , представляемым Управлением по делам военнопленных НКВД  СССР

[ 4 ] 

 ‎б) на лиц, арестованных — по справкам из дел, представляемым НКВД УССР и  НКВД БССР.

 ‎III. Рассмотрение дел и вынесение решения возложить на тройку, в составе  т. т. БЕРИЯ , МЕРКУЛОВА *** и  БАШТАКОВА (начальник 1-го спецотдела НКВД СССР).

НАРОДНЫЙ КОМИССАР ВНУТРЕННИХ ДЕЛ
Союза ССР

...................................

Stalin's order for the KATYN  FOREST  MASSACRE

Top Secret

USSR  People's Commissariat for Internal Affairs

Moscow

To Comrade Stalin

A large number of former officers of the Polish Army, employees of  the Polish Police and intelligence services, members of Polish nationalist , counter-revolutionary parties, members of exposed counter-revolutionary  resistance groups, escapees and others, all of them sworn enemies of Soviet  authority full of hatred for the Soviet system, are currently being held in  prisoner-of-war camps of the USSR NKVD and in prisons in the western provinces  of Ukraine and Belarus.

The military and police officers in the camps are attempting to  continue their counter-revolutionary activities and are carrying out anti-Soviet  agitation. Each of them is waiting only for his release in order to start  actively struggling against Soviet authority.

The organs of the NKVD in the western provinces of the  Ukraine  and  Belarus  have uncovered a number of  counter-revolutionary rebel organisations.

Former officers of the Polish Army and police as well as gendarmes  have played an active role in all of these organisations.

Amongst the detained escapees and violators of the state borders a  considerable number of people have been identified as belonging to  counter-revolutionary espionage and resistance organisations.

14,736 former officers, government officials, landowners, police , gendarmes, prison guards, settlers in the border regions and intelligence  officers [more than 97% are Poles] are being held in prisoner-of-war camps. This  number includes soldiers and junior officers.

Included are:

generals, colonels and lieutenant colonels- 295
majors and  captains- 2080
lieutenants, second lieutenants and ensigns- 6049
officers  and juniors of the police, gendarmes, prison guards and intelligence officers- 1030
rank and file police officers, gendarmes, prison guards and intelligence  personnel- 5138
government officials, land owners, priests, settlers in  border regions- 144
18,632 detained people are being kept in the western  region of the Ukraine and Belarus
[10,685 are Poles]

They include:

former officers- 1207
former intelligence officers of the police  and gendarmerie 5141
spies and saboteurs- 347
former land owners, factory  owners and government officials- 465
members of various counter-revolutionary  and resistance organisations and other counter-revolutionary elements- 5345
escapees- 6127

In view of the fact that all are hardened and uncompromising enemies  of Soviet authority, the USSR NKVD considers it necessary:

[1] To instruct the USSR NKVD that it should try before special  tribunals:

[a] the cases of the 14,700 former Polish officers, government  officials,land owners, police officers, intelligence officers, gendarmes , settlers in the border regions and prison guards being held in prisoner-of-war  camps;

[b] together with the cases of 11,000 members of various  counter-revolutionary organisations of spies and saboteurs, former land owners , factory owners, former Polish officers, government officials, and escapees who  have been arrested and are being held in the western provinces of the Ukraine  and Belarus and apply to them the supreme penalty: shooting.

[2] Examination of the cases is to be carried out without summoning  those detained and without bringing charges, the statements concerning the  conclusion of the investigation and the final verdict should be as follows:

[a] for persons being held in prisoner-of-war camps, in the form of  certificates issued by the NKVD of the USSR NKVD;

[b] for arrested personnel in the form of certificates issued by the  NKVD of the Ukrainian SSR and the NKVD of the Belarus SSR.

[3] The cases should be examined and the verdict pronounced by a  three person tribunal consisting of comrades Merkulov, Kobulov and Bashtakov.

People's Commissar for the Internal Affairs of the  USSR 

L Beria

[Signed by: Stalin, Voroshilov, Molotov, Mikoyan, Kalinin and  Kaganovich]

منابع

  - جنگ جهانی دوم، تالیف سپهبد محمد نخجوان، انتشارات علمی، تهران، ۱۳۳۹

  - تاریخ دول، معظم تالیف ماکسیم مورن، ترجمه شمیم، انتشارات علمی، تهران ۱۳۳۵

  - مجزره کاتین..من تسبب فیها ؟ الحرب العالمیه الثانیه / الجزیره 

  - جریان های بزرگ تاریخ معاصر، ژاک پیرن، ترجمه مشایخی، انتشارات ابن سینا، تهران ۱۳۴۰

  - ظهور و سقوط رایش سوم، ویلیام شایرر، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۴۶

  - تاریخ دیپلماسی عمومی، دکتر محسن عزیزی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۳

  - گفت‌و‌گو با آندره وایدا درباره کاتین مرثیه‌ای برای گذشته دردبار لهستان/ ورا ون کروتزبروک /ترجمه: سپیده جدیری

  - ویلیام شایرر/ ظهور و سقوط رایش سوم

  - هانس اولریخ رودل/ خاطرات خلبان اشتوکا 

  - آدولف گالاند/ خاطرات گالاند 

  - گ. ا. بورین/ رازهای جنگ جهانی دوم

  - نامه نویسنده لهستانی Peter Kuntsevich به پوتین در مورد نقش شوروی در جنایت کاتین

 (Tribune. "03.03.2006) توهین به خانواده اسلاوی، به جهان 

گزارش مجلس ایالات متحده آمریکا در مورد کاتین

www.conservativeclassics.com/books/Katynbk/BK07.PDF 

The Katyn Massacre: An Assesment of its Significance as a Public and Historical Issue in the USA and GB , 1940-1993

 واکنش دولت انگلیس به کاتین 

"British reactions to the Katyn massacre, 1943-2003 ".

 جنایت کاتین

"The Crime of Katyn: Facts and Documents" 5th edition. Polish Cultural Foundation , London 1989. ISBN 0 85065 190 5 

قتلعام کاتین / بعد از نبرد

"The massacre at Katyn", Number 92 of "After the Battle", a quarterly magazine published by Battle of Britain Prints International Ltd, Church House, Church Street, London E15 3JA 1996 

کاتین، جنایتی بی مکافات 

Katyn: A Crime Without Punishment, Edited by Anna M. Cienciala , Natalia S . Lebedeva, and Wojciech Materski. 

کاتین، بررسی عکسهای هوایی با در نظر گرفتن واقعیتها و اسناد

"Katyn: an interpretation of aerial photographs considered with facts and documents." Waclaw Godziemba-Maliszewski, Polskie Towarzystwo Geograficzne, Klub Teledetekcji Srodowiska ul. Krakwskie Predmiescie 30, 00-927, Warszawa 1995 ISN 0071 8076

ساعت شش و نیم صبح زمان ایستاد. 

"Time stopped at 6:30", Thaddeus Wittlin , Bobbs-Merrill Company Inc , New York, 1965. Library of Congress Catalog Card Number 65-25653. 

خاطرات یک زندانی جنگی در اردوگاه کوزلسک 

"Memoirs of a prisoner of war in Kozielsk", Rev Msgr Zdzislaw Peszkowski, Polish Katyn Foundation , Warsaw, 1993.

جاده کاتین 

"The Road to Katyn - A Soldier's Story", Salomon  W. Slowes , Oxford : Blackwell Publishers in association  with the Institute for Polish-Jewish Studies, 1992. 

"Katyn Killings in the record" John H Lauck. The  Kingston Press, Inc  PO Box  2759, Clifton  NJ 07015, USA  ISBN 0 940670 30 5

قصه ناگفته از کشتار لهستانی استالین

"Katyn. The untold story of Stalin's Polish  Massacre", Allen Paul, Charles Scribner's Sons, Macmillan Publishing Company , 866 Third Avenue, New York, NY 10022, 1991, ISBN 0 684 19215 2  

چشم خدا

 "God's Eye: Aerial Photography and the  Katyn  Forest  Massacre", Frank Fox , West Chester  University  Press . 

http://katynbooks.narod.ru/godseye/godseye.htm 

http://katynbooks.narod.ru/godseye/godseye-illustrations.htm

 سال بحران/ اسناد در دو جلد 

ГОД  КРИЗИСА  1938-1939 Документы  и  материалы  в  двух  томах

موضوع کاتین و دولت در تبعید لهستان/بررسی عواقب ناشی از جنایت جنگی 

The Katyn Affair And The Polish Government In Exile. An Investigation  Of the Consequences Of A War Crime .

کاتین گروگان جنگ اعلام نشده

КАТЫНЬ  / Пленники  необъявленной войны  (Под  общей  редакцией  академика  А Н .Яковлевa)

کاتین/مارس ۱۹۴۰- سپتامبر ۲۰۰۰ سرنوشت زنده ماندگان 

КАТЫНЬ  / Март 1940 г. - сентябрь 2000 г. Расстрел. Судьбы живых. Эхо  Катыни.Документы(Ответственный составитель Н.С.Лебедева) 

Amtliches  Material zum Massenmord von KATYN (Deutschen  Informationsstelle) 

اسناد کاتین 

КАТЫНСКИЕ  ДОКАЗАТЕЛЬСТВА (Проф. др. Франтишек Гаек ) 

تراژدی کاتین / سرنوشت افسران لهستان 

КАТЫНСКАЯ  ДРАМА: Козельск, Старобельск, Осташков: судьба интернированных польских  военнослужащих (Составление и общая редакция ЯСНОВА О . В.) 

کاتین، چالش بین روسیه و لهستان 

Катынский  синдром в советско-польских и российско-польских отношениях

کاتین...خاطرات

Катынь/Свидетельства , воспоминания, публицистика 

...گودال مرگ را دیدند 

...и увидел ямы смерти (Ксендз Здзислав  Пешковский) 

اسرار بزرگ قرن بیستم / کاتین کار استالین است یا هیتلر 

Великие  загадки ХХ века  (Ален  Деко) 

کاتین، اسناد نسل‌کشی (بخشی از مدارکی که روسیه به لهستان داده است.) 

"Katyn. Documents of Genocide". Documents and Materials from Soviet  archives turned over to  Poland  on October 14 , W . Materski  ed., 1992 . 

کشتار کاتین 

"Katyn Massacre", Louis Fitzgibbon Corgi Illustrated 1977, [1971]0  552 10455 8.  

"Katyn, triumph of evil", Louis Fitzgibbon, Anna Livia Books, The  Dublin Magazine Press, Elstow, Knapton Road, Dun Laoghaire, Ireland , 1975. 

در سایه کاتین

"In the Shadow of Katyn", Stanislaw Swianiewicz

"The Katyn Wood Murders", Joseph  Mackiewicz,

زمین غیر انسانی

"The inhuman land", Joseph Czapski, Sheed  & Ward Inc , New  York, 1952. 

قاتلان کاتین

"The murderers of Katyn", Vladimir Abarinov , Hippocrene Books Inc , New  York , 1993. ISBN 9 7818 0032 3

 کشتار کاتین، ارزیابی اهمیت آن به عنوان یک موضوع عمومی‌ و تاریخی در آمریکا و بریتانیای کبیر

"The Katyn Massacre; an assessment of its  significance as a public and historical issue in the  United States  and Great Britain, 1940-1993", Louis Robert Coatney, 1993.

 کاتین در بوته اسناد 

"Katyn, an Examination of the Evidence", by Ray  Cowdery  & Josephine Cowdery (Translators). USM, 1995 ISBN: 0910667438

کاتین خارکف 

ХАРЬКОВСКАЯ  КАТЫНЬ  (Владислав  ШВЕД) 

کاتین

МАЦКЕВИЧ  Ю ., "Катынь "

 خاطرات کاتین/ اسمولنسک و زندان ولادیمر سکایا 

МЕНЬШАГИН Б.Г., "Воспоминания: Смоленск... Катынь... Владимирская тюрьма"

چرا و چگونه نازی ها به افسران لهستانی شلیک کردند؟ 

СЛОБОДКИН Ю., "Катынь. Как и почему гитлеровцы  расстреляли польских офицеров"

اسرار کاتین 

ШВЕД В., СТРЫГИН С., "Тайны Катыни" 

در باره کاتین، گزارش دولت آلمان، دولت شوروی و سازمانهای بین المللی + عکس و سند 

http://www.allworldwars.com/Katyn-Files.html 

مصاحبه تاریخی با یوزف ماتسکییویچ در مورد دیدارش از کاتین (من با چشمان خودم دیدم...) 

The historical interview by Jozef Mackiewicz with the journal "Goniec Codzienny" ("Daily  Herald") from 3th of June 1943 about his visit to Katyn 

 مرگ در جنگل/ داستان قتلعام کاتین

Zawodny, Janusz K.Death in the Forest : The Story of the  Katyn  Forest  Massacre , University  of  Notre  Dame Press, 1962 ,

گزیده ای از آرشیو دادگاه نورنبرگ در مورد کاتین

Nizkor.org – Fifty-Ninth Day: Thursday, 14 February 1946 (Part 7 of 15) 

Katyn in Nuremberg 

قتلعام کاتین و پیروزی حقیقت 

Paul, Allen (2010 ). Katyń: Stalin's Massacre and the Triumph of  Truth . Northern  Illinois  University  Press : DeKalb , IL . pp. 447. ISBN 978-0-87580-634-1.

قصه های ناگفته در مورد کاتین

Paul, Allen (1991 ). Katyn: The Untold Story of Stalin's Polish Massacre . New York, Scribner Book Company. ISBN 0-684-19215-2. 

مورخین بایستی مفهوم کشتار کاتین را تعریف کنند

Historians Have Yet to Face Up to the Implications of the  Katyn Massacre by Adam Scrupski 

دروغهای مربوط به کاتین

The Lies of Katyn by  Jamie GlazovFrontPage Magazine

برخی اسناد مربوط به کاتین

A set of copies of Katyn-related documents which were  provided to Lech Walesa on 14 Oct. 1992 (Russian 

شماری از عکسهای مربوط به کاتین

Photos by Alexey Pamyatnykh from exhumations at Mednoe in August 1991

مصاحبه با دو تن از بازجویان که در جنایت کاتین نقش اساسی داشتند.به زبان روسی است. 

Two fragments from the videotaped interrogation of P.K.Soprunenko (former chief of USSR NKVD Board for Prisoners of War and  Internees) about the Katyn massacre, 29.04.1991 (Russian)

جنگ مخفی استالین / نیکولای تولستوی

Nikolai Tolstoy ," Stalin's Secret War" 

وقتی خدا رویش را برگرداند... 

When God looked the other way: an odyssey of war, exile, and redemption By Wesley Adamczyk

………………………………

ادعای «یوگنی نوویکف» و «آندره کارااولوف» که اسناد کاتین جعلی است ! 

Lies about Katyn revealed / Европейский Суд признал документы по Катыни фальшивкой

در جنگل کاتین، در حالیکه دست و پایمان بسته بود، روسها به ما شلیک کردند...

شعری از Jacek Kaczmarski به زبان لهستانی. 

http://www.poema.art.pl/site/itm_3178_katyn.html 

 Katyń 

Ciśnie się do światła niby warstwy skóry
Tłok patrzących twarzy spod ruszonej darni.
Spoglądają jedna znad drugiej - do góry -
Ale nie ma ruin . To nie gród wymarły.

Raz odkryte - krzyczą zatęchłymi usty,
Lecą sobie przez ręce wypróchniałe w środku
W rów, co nigdy więcej nie będzie już pusty -
Ale nie ma krzyży. To nie groby przodków.

Sprzączki i guziki z orzełkiem ze rdzy,
Po miskach czerepów - robaków gonitwy,
Zgniłe zdjęcia , pieczątki, mapy miast i wsi -
Ale nie ma broni. To nie pole bitwy.

Może wszyscy byli na to samo chorzy?
Te same nad karkiem  okrągłe urazy
Przez które do ziemi dar odpłynął boży -
Ale nie ma znaków , że to grób zarazy.

Jeszcze rosną drzewa, które to widziały,
Jeszcze ziemia pamięta kształt buta, smak krwi.
Niebo zna język, w którym komendy padały,
Nim padły wystrzały, którymi wciąż brzmi.

Ale to świadkowie żywi - więc stronniczy.
Zresztą, by ich słuchać - trzeba wejść do zony.
Na milczenie tych świadków może pan ich liczyć -
Pan powietrza i ziemi i drzew uwięzionych.

Oto świat bez śmierci. Świat śmierci bez mordu,
Świat mordu bez rozkazu, rozkazu bez głosu.
Świat głosu bez ciała i ciała bez Boga,
Świat Boga bez imienia, imienia - bez losu.

Jest tylko jedna taka świata strona,
Gdzie coś, co nie istnieje - wciąż o pomstę woła.
Gdzie już śmiechem nawet mogiła nie czczona,
Dół nieominięty - dla orła sokoła...

"O pewnym brzasku w katyńskim lasku
Strzelali do nas Sowieci..."
29.08.1985 

 گزارش لوموند در مورد اسناد کاتین 

در سند بسیار مهم زیر مسؤول اول کا گ ب (کمیته امنیت دولتی) به خروشجف پیشنهاد از بین بردن بخشی از اوراق بازجویی و اسناد کاتین را می‌دهد و در نامه اش می‌نویسد نقشه ما مبنی بر معرفی فاشیستها به عنوان مقصر کاتین، گرفته است و همه باور کرده‌اند...

 http://rusarchives.ru/publication/katyn/05.shtml

ترانه زیبایی با صدای Adam Aston هنرمند محبوب لهستانی در مورد کاتین 

http://www.youtube.com/watch?v=1hh_Fq-XwQ0  

*** 

http://www.hamneshinbahar.net

همنشین بهار 

hamneshine_bahar@yahoo.com

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]