شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا

همنشین بهار

 

برای خواندن سفیدی ها و حرفهای نانوشته اینگونه مقالات، تنها تأمل کافی نیست. مهربانی هم لازم است.

بدون مهر کینه ها اصالت می‌یابند. بدون مهر، تنها فاصله خالی بین انگشتان دیده می‌شود و،

امتناع انصاف و واقع بینی، چشمان مان را لوچ و قیچ می‌کند.

مهر که باشد در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. مهر که نباشد کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند و خدا نیز به شیطان مبدل می‌شود.

 

آنکه یوغ را بپذیرد کامیاب مى گردد...

من چندین بار به کوبا سفر کرده‌ام.

از هاوانا و ماتانزاس و تری نیداد تا پی‌نار دل‌ریو و سانتاکلارا  و کاماگوئه،

از گوانتانامو و لاس توناس و هولگین تا سانتیاگو و باراکوآ و بایآمو،

از وآرادرو و کاردناس و لاس ترازاس تا وینیالس و اسپری توس و سین فئه گوس... همه جا را گشته‌ام و قاطی مردم شده‌ام.

از هولگین تا سانتیاگو را با دوچرخه هشت شبانه روز پا زدم، به جاهای دورافتاده، مناطق کوهستانی و کوره دهات هم رفته‌ام.

پای صحبت مردم، از استاد دانشگاه و روشنفکر و عضو حزب کمونیست تا کارگر و کشاورز و هنرمند و کشیش و دانشجو و زن خانه دار و دختران زیبایی که روسپی یا «خینه‌تریا» jinetera نبودند اما پی همدمی یا درهمی می‌گشتند، نشسته‌ام.

به یک کنسرت پر از شور و حال هم، با شرکت ملکه‌ی موسیقی کوبا «اومارا پورتوندو» Omara Portuondo (ادیت پیاف کوبا)، رفته و، با هواداران هنرمندان بزرگی چون نوئل نیکولا، Noel Nicola ترانه‌سرا، آهنگساز و خواننده‌ی فقید کوبایی پابلو میلانس، سیلویو رودریگزSilvio Rodríguez ، انریکه خورین Enrique Jorrín خالق موسیقی و رقص چاچاچا و بنی موره Benny Moré که ترانه‌ای «یا سون لاس» YA SON LAS DOCEبا صدای او است ــ گپ زده و نظرشان را در مورد کوبا و ایران...پرسیده‌ام.

 

گذارم به چند موزه و بیمارستان و تعاونی و کلیسا و مزرعه و کارخانه و مدرسه و مرکز سالسا salsa (رقص بومی مردم کوبا) و، «کاسا پارتیکولار» Casa Particular (خانه هایی که مسافر می‌پذیرند)، نیز افتاده و تلخ و شیرین کوبا را تا حدودی می‌شناسم.

کوبا، سرزمین خوزه مارتی است. همو که در شعر ستاره و یوغ گفت:

 

بنگر این دو مظهر زندگانى را که چه دردناک به تو ارمغان مى دهم فرزند.

بنگر و بگزین یکى یوغ است هر که آن را بپذیرد کامیاب مى گردد چونان نر گاوى رام، در خدمت خان بر بسترى از کاه گرم خواهد آرمید و یونجه فراوان خواهد یافت و دومى رمزى است که خویشتنِ من پدید آورده‌است چونان قله اى که با کوه به دنیا مى آید و آن ستاره است که نور مى افشاند و نابود مى کند و چون در دست حاملان خود بدرخشد تباهکاران مى گریزند. آن که نور به همراه دارد همیشه تنها است.

 

کوبا در زمان باتیستا، عشرتکده غربی ها بوده‌است.

در هاوانا مناطقی مثل میرامَر Miramar ، لاپلایا la playa  و کرجاتا querejeta را دیدم که شیک و اعیان نشین است. (و باور نکردم با همه وسعتش صرفاً دیپلمات نشین باشد)

به آلونک ها و به اصطلاح آپارتمان های سر به گریبان و درب و داغون هم که پَسابِ فاضلاب از پله ها سرازیر می‌شد و در هر گوشه اش جُل و پلاس پهن بود و ساکنین آن به طرز عجیبی در هم می‌لولیدند، سر زدم و همآن جا در یک کاسا پارتیکولار (خانه محقری که مسافر می‌پذیرفت)، اتراق کردم.

با آنچه فحشا می‌نامیم تصادف کردم. یکی دوتا نبود و مرا به فکر فرو برد. حضور سنگین فحشا در جامعه شاد و سراسر رقص و آواز کوبا،پرمعنا است. متوجه شدم اگر فحشا هست ما به ازایش، اعتیاد و جیب بری و خشونت نیست و این برایم قابل تأمل بود. البته نمی‌دانم واقعاً فحشا چه هست و چه نیست. دو دختر آلمانی را دیدم که جداگانه به دو مرد کوبایی دلار می‌دهند و همدیگر را می‌بوسند. فردی که کنارم ایستاده بود گفت: این دخترها با دوست پسرشان به هم زده‌اند و آماده‌اند کوبا...

یک زن هلندی هم گفت اصلا برای همین منظور به کوبا آمده و فرد دلخواهش را یافته است. مردی کانادایی را هم دیدم که...

در مناطق توریستی و در حوالی هتل ها و رستوران ها، فحشا (البته نه فقط از سوی کوبایی ها) جریان دارد.

به یاد فیلم ارزشمند «من کوبا هستم»، Soy Cuba [I am Cuba] اثر کارگردان گرجستانی، میخائیل کالاتوزوف მიხეილ კალატოზიშვილი افتادم که ظاهر و باطن کوبا و مسئله فحشا را به تصویر می‌کشد. بخشی از فیلم گرچه به زمان باتیستا اشاره دارد اما انگار آینه تمام نمای امروز کوبا هم هست.

از فیلم من کوبا هستم نیز پیدا است که در زمان باتیستا، کوبا عشرتکده آمریکایی ها بوده‌است. البته انقلاب که شد فحشا از جامعه غیبش زد اما بدجوری دوباره سرک کشیده‌است.

آیا سیخکی و به زور دَگنگ با آن مقابله شد که دوباره سر و کله اش پیدا شده‌است؟ آیا چشم بستن به روی فحشا، همانند رواج دو نوع پزو (واحد پول کوبا) و رواج دوباره شرکتهای خصوصی و امکان مالکیت بر لوازم تولیدی، از پس لرزه های شرایط دشوار حاکم بر کوبا است و با صنعت توریسم رابطه دارد؟

آیا فحشا را، گردشگران بی احساسی که دوست داشتن را غذا خوردن یک گرسنه می‌پندارند و آمیزش و گاز زدن همبرگر را یکی می‌گیرند یا، فقر بیش از حد، این چنین عیان کرده که گاه مادری (مادری واقعی) دختر جوانش را تعارف می‌کند؟

من خودم دو بار این منظره را از نزدیک دیدم. یکبار در هاوانا و بار دیگر در سانتیاگو.

یک شب در هاوانا قدم می‌زدم که دو زن بسیار زیبا سلام کردند و گفتند: شب هاوانا می‌رقصد.

به من فهماندند گرچه ثروتمند نیستند اما پول نمی‌خواهند و اگر بخواهم یکی (و مدام تأکید می‌کردند فقط یکی از ما) می‌تواند همراهم بماند.

چون انگلیسی را خیلی خوب صحبت می‌کردند گفتم ببخشید شما کوبایی هستید؟ هر دو با صدای بلند جواب دادند: سی...سی ... (بله...بله)

اینگونه موارد را ندیده بودم. شگفت زده و وسوسه شدم. تنزه طلبان باید برایشان پیش بیاید تا حس کنند چه می‌گویم.

آنکه مسن تر بود گفت این که گفتیم فقط یکی از ما، برای این است که من مادر، و او دختر من است. دخترم دکتر بیمارستان سالوادور آلنده در هاوانا است. ضمناً ما انقلابمان را دوست داریم و از آنها نیستیم که خودشان را به توریست ها می‌چسبانند تا به تورنتو و مونترآل بروند یا یک مهیتو Mojito (نوشیدنی ویژه کوبا که روی آن چند برگ نعناع می‌گذارند) بنوشند.

از قیافه شان پیدا بود که در پی کلک و مَلک نیستند و قصد دزدی و تیغ زدن ندارند. نمی‌دانم چرا راهم را گرفتم و رفتم اما پاک وسوسه شده بودم. کمی بعد پشیمان شدم و برگشتم. گفتم هرچه باداباد، می‌گویم باشد، گمشان کردم، هرچه گشتم پیدا نکردم و با خودم گفتم ای بابا چه غلطی کردم گفتم نه...

فردا از سر کنجکاوی و شاید هم پستی رفتم بیمارستان و بعد از پرس و جو، خانم دکتر را دیدم. فوری آب پاکی روی دستم ریخت و گفت:

 No se puede entrar dos veces en el mismo río

از یک رودخانه بیش از یکبار نمی‌توان عبور کرد. (برای بار دوم نه رودخانه آن رودخانه است و نه آدم آن آدم...) خیال نکن پیشنهادم را تکرار می‌کنم. دیشب، دیشب بود. گذشت. من روسپی نیستم. فقط انسانم...

 

از بین وابستگی و تنهایی، دومی را انتخاب می‌کنیم.

در کوبا قطع آب و برق و خرابی تلفن های شهری و سیستم حمل و نقل امری کاملاً عادی است. وصل کردن یک مینی بوس به انتهای یک اتوبوس و حرکت به وسیله موتور اتوبوس، ساختن اتاق بسیار بزرگ به روی تریلی هیجده چرخ ارتشی برای حمل مسافر، گاری هایی که به وسیله قاطر کشیده می‌شود...

سه چرخه های قراضه ای که راننده اش عرق ریزان، مسافران را هِن و هَن کنان می‌کشد...همه و همه عادی است. من خودم (اگرچه نباید، چون پلیس اگر ببیند صاحب سه چرخه را جریمه می‌کند) یکبار به جای راننده نشستم و پا زدم تا خستگی در کند. با اینکه کوهنوردی می‌کنم و دوچرخه سوار هستم و چابک، بیچاره شدم و رّب و رُبّ م در آمد. سه چرخه ها مال عهد بوق بود.

البته اگر کسی برای ییلاق و قشلاق راهی کوبا شود، همیشه سوار تاکسی های شیک توریستی و اتوبوس‌های ویژه بشود و سر از هتل های سوپر لوکس ۵ ستاره وآرادرو varadero که در اروپا و آمریکا هم مانندش کم است، در آورَد و میگو و بوقلمون و قرقاول و مُهیتو Mojito نوش جان کند و کنار دریا، ماساژ و ناز و کرشمه های آنچنانی مدهوش‌ش نماید، از کوبا جز بهشتی برین چیزی نمی‌بیند.

 

در شهرها که مردم فقط مواد غذایی سهمیه بندی شده گیرشان می‌آید (و نه روستاها که به مواد غذایی مستقیماً دسترسی دارند) به کودکان زیادی برخوردم که گرسنگی و کمبود پروتئین از چهره اشان نمایان بود.

در هاوانا نزدیک مرکز شهر (در محلی که مثلاً شهر بازی کودکان بود)، بُزی نر (قوچی)، گاری کوچکی را می‌کشید و بچه ها به ترتیب سوار گاری می‌شدند و دور میدان می‌چرخیدند. همانجا به رهگذران آبرومند (و نه گدا) برخوردم که عکس بچه خردسالشان را نشان می‌دادند و از من تقاضای یک سیب یا یک بیسکویت داشتند...

گرچه اغلب گزارش های خبرگزاری های غربی و آمریکایی که هر یک منافع استراتژیکی و عقیدتی خاصی را دارند، اساساً بر سیاه نمایی و یک کلاغ، چهل کلاغ استوار است اما، فقر و رنج مردم کوبا، واقعیتی است که مسقل از گزارشات آنان نیز وجود دارد و نباید مثل کسانی که در مورد کاسترو، خوب را خوبتر می‌بینند، با آمار و ارقام دروغ ماست مالی کرد.

 

فقر و رنج مردم کوبا واقعی تر از تبلیغات نئوفاشیستها و میامی نشینان کوبایی است، اما واقعیت بزرگتر، شدت تحریم‌ها و توطئه ها است و نیز، مردمی که گرچه با درآمد بسیار اندک و در شرایط مسکونی بسیار تأسف بار زندگی می‌کنند اما، روی پاهای خود زندگی می‌کنند و خود را از تا نمی‌اندازند. مردمی که فیدل کاسترو را دوست دارند و از او شنیده‌اند:

«از بین وابستگی و تنهایی، دومی را انتخاب می‌کنیم.»

البته کسانی هم هستند که به او و برادرش رائول بد و بیراه می‌گویند و از ویوا فیدل (زنده با فیدل)... Viva Fidel...Viva Fidel که گاه تلویزیون از عالی‌ترین مرجع دولتی و قانونگذاری كوبا یعنی مجلس ملی پخش می‌کند، بدشان می‌آید.

اینها به طنز و طعنه آواز می‌خوانند:

پدرم کمونیست بود، ولی من نه چندان، پدرم فیدلیست بود، ولی من نه چندان...

گویی ترانه انقلابی ها که «گروه اینتراکتیو» در اعتراض به شرایط موجود خوانده زبان حال شان است:

 

ما باید هر روزه با مشکلات روزمره‌مان بجنگیم

از من مخواه آن‌چه آن‌ها می‌گویند بکنم

که دهنم را ببندم

که دست روی دست بگذارم

که در حاشیه زندگی کنم .

از خودم می‌پرسم آیا فرزند من هم

همین شرایط سختی که در آن زندگی می‌کنیم را

به ارث خواهد برد،...؟

 

کی من بدون به همراه داشتن کارت کوچک شناسایی‌ام

می‌توانم رفت و آمد کنم؟

چه وقتی؟ ما داریم با همین مبارزه می‌کنیم

ما، ما انقلابی‌ها !

انقلابی‌های واقعی ماییم .

که می‌جنگیم تا آشتی را قانونی کنیم .

 

*** 

می خواستم این موارد را بنویسم و ضمن اشاره به عملکرد نفس گیر و نه چندان پویای کاستروها، نقش تحریم دراز مدت کوبا توسط آمریکا (سارق گوانتانامو)، و تأثیر دوز و کلک شرکت‌های چند ملیتی را که عامل اصلی زندگی بخور و نمیر مردم کوبا است، باز کنم اما برای قضاوت همه جانبه، توشه کافی و صلاحیت لازم را ندارم.

نمی توان کشوری را به همراه ایده ها و نظمش به داوری نهاد، هنگامی که با همه وسائل سعی می‌شود از پیشرفت آن جلوگیری به عمل آید و با فشار گرسنگی و بیماری، مجرای تنفسی اش را مسدود سازند و به زانو درآورند.

بهتر دیدم یکی از معماران اصلی انقلاب کوبا، را که در میهن ما ناشناخته است معرفی کنم. کامیلو سینفوئگوس

در مورد فراز و نشیب زندگی وی غیر از مقاله ای که خودم در دانشنامه آزاد ویکی پدیا نوشته‌ام، (به زبان فارسی) مطلبی نیافتم.

 

فیدل، کار تو حرف ندارد.

Camilo Cienfuegos Gorriaran کامیلو سینفوئگوس (۶ فوریه ۱۹۳۲ ـ ۲۸ اکتبر ۱۹۵۹) انقلابی بزرگ کوبا است که به دلیل شهرت ارنستو چه گوارا و فیدل کاسترو ، آنچنان که باید در خارج از کوبا شناخته شده نیست.

از حادثه سقوط هواپیما و مرگ وی بیش از پنجاه سال می‌گذرد اما، هنوز مردم کوبا یادش را گرامی می‌دارند و دولت کوبا نیز خود را به او می‌چسباند و از او تأئیدیه می‌گیرد.

در اکتبر ۲۰۰۹ تندیس صد تُنی عظیمی از کامیلو سینفوئگوس به مناسبت پنجاهمین سال در گذشتش در میدان انقلاب شهر هاوانا نصب شده که زیر آن جمله‌ای از او خطاب به فیدل کاسترو دیده می‌شود: Vas bien, Fidel فیدل، کار تو حرف ندارد!

داستان این جمله از این قرار است:

در هشتم ژانویه سال ۱۹۵۹ وقتی کاسترو گفت به جای زندان، مدرسه ساخته شود نظر کامیلو سینفوئگوس را پرسید که او اینگونه پاسخ داد:

Vas bien, Fidel کار تو حرف ندارد.

 

آیا واقعاً عملکرد رهبری کوبا و شخص فیدل کاسترو، حرف ندارد؟

البته ساختن مدرسه به جای زندان حرف ندارد و کار بسیار درستی است ولی آیا سخن کامیلو سینفوئگوس در همه موارد صادق است؟

· اینکه با کنار زدن ژنرال باتیستا، همهٔ زمین های کشور پس گرفته شد و به برزگران و کارگران کشاورزی منتقل گردید و مردم کوبا خودشان صاحب اختیار منابع طبیعی، صنایع و خدمات اولیه شدند،

· اینکه بیماری های عفونی و مسری تحت کنترل در آمد و کوبا به عنوان یکی از کشورهای جهان سوم، در زمینه بهداشت عمومی با پیشرفته ترین کشورهای جهان قابل مقایسه است،

· اینکه انقلاب کوبا برابری و برادری همه شهروندان را عرضه کرد،

· اینکه در کشور، جوخه های مرگ وجود ندارد و برخلاف انقلاب فرانسه هیچ کشیشی اعدام نشد.

· اینکه بیسوادی، ریشه کن شد و آموزش رایگان برای همه در دستور کار قرار گرفت،

· اینکه شهروندان کوبا این امکان را در اختیار دارند که بدون پرداخت حتی یک سِنت، از کودکستان تا سطح دکترا تحصیل کنند،

· اینکه در رادیو، تلویزیون و رسانه های چاپی کشور، آگهی های تجارتی جای ندارد،

· این واقعیت که کوبا، دو سال بعد از انقلاب، تجاوز سازمان داده شده از سوی دولت آمریکا به خلیج خوک ها را خُرد و نابود کرد و بیش از نیم قرن، از این جزیرهٔ کوچک کارائیب که فاصله چندانی با مراکز توطئه ندارد، به ایستادگی خود ادامه داد،

· این واقعیت که کوبا با غروب اتحاد شوروی و تحولات اروپای شرقی در سالهای( ۱۹۸۹- ۹۱)، هشتاد و پنج درصد تجارت خارجی و ۷۰ درصد از واردات و منابع مالی و اعتباری اش را از دست داد، تولید ناخالص ملی از هشت میلیارد دلار به ۲ میلیارد دلار کاهش یافت، با سقوط بازار شکر که سالانه ۳ بیلیون دلار برای کشور درآمد داشت، و با شدت گرفتن تحریم‌های آمریکایی و از دست رفتن همه بازارها... غرق ماتم شد اما، جان به در برد و دوباره سرپا ایستاد و شادی کرد و رقصید ــ همه و همه نیکو است و حرف ندارد، ولی آیا سخن کامیلو سینفوئگوس در همه موارد صادق است؟

 

از قدیم و ندیم دولت آمریکا در پی ساقط کردن انقلاب کوبا است تا منافع از دست رفته شرکتهای چند ملیتی احیا شود و آب رفته به جوی باز گردد، از حمله به خلیج خوکها و تلاش امثال آیزنهاور و کندی و جانسون و نیکسون، تا کارتر و ریگان و بوش و اوباما...از قانون توریچلی (لایحه دموکراسی برای کوبا، ١٩٩٢) گرفته تا قانون هلمز- برتون (لایحه آزادی و همکاری دموکراتیک برای کوبا، ١٩٩۶) و تا کمسیون کمک رسانی به کوبای آزاد (کمیسیون کمک به کوبای آزاد، مه ٢٠٠٤)...همه و همه، همین آهنگ را می‌نوازند. اما، آیا واقعاً عملکرد رهبری کوبا و شخص فیدل کاسترو، حرف ندارد؟

 

آیا پیروی کوبا از مدل توسعه اقتصادی اتحاد شوروی که بر اساس ارزشهای مادی استوار بود، روحیه خودمحوری را بین مردم دامن نزد و به گسترش بورکراسی کمک نکرد؟ آیا از پشت کردن به نظرات چه گوارا و استراتژی وی برای مدیریت و کنترل اقتصادی، چیزی عاید مردم و انقلاب شد؟

آیا به به و چه چه بیش از حد نسبت به رهبر اعظم (Máximo Lider ) (کاسترو)، در کشوری که قرار نبود هیچ کیش شخصیتی پیرامون انقلابیون زنده، در قالب مجسمه ها، عکس های رسمی، یا نام خیابان ها و مؤسسات وجود داشته باشد و گقته می‌شد رهبران انسان هستند نه خدا ــ به توطئه های آمریکا مربوط است؟

 

آیا به جای صرف آنهمه نیرو در سومالی و اتیوپی...بهتر نبود رهبران کوبا در خط ایجاد کارخانه ها و سیستم های تولید زیربنایی می‌رفتند؟ آیا واردات همه چیز از شوروی و کشورهای سوسیالیستی سابق که روش حکومت کوبا شده بود، نفع مردم را در بر داشت؟

 

خط واردات آنقدر غالب بود که می‌گفتند در گذشته پیشنهاد می‌شد کوبا قطعات بسیار بزرگ یخ را از قطب شمال و سیبری شوروی، وارد کند تا درجه هوای هاوانا عوض شود !

 

آیا زد و بند در تعاونی ها و فروش بخشی از تولیدات به دلالان شهری، حضور دائمی پلیس در هر کوی و برزن، زاغ سیاه زدن همه جا و همه چیز، ممیزی کردن دموکراسی، اطلاع رسانی قطره چکانی، نسبت دادن هر اعتراضی به عوامل نفوذی بیگانه، مرگ معترضینی چون «پدرو لوئیز بویتل» شاعر و رهبر دانشجویی و «اورلاندو زاپاتا تامایو» زندانی سرشناس سیاسی در پی ۸۵ روز اعتصاب غذا، یا رسمیت یافتن فحشا در مراکز توریستی... هم ــ تماماً به بحران اقتصادی جهانی، به دسیسه های آمریکا و به میامی نشینان کوبایی مربوط می‌شود؟

 

چرا بعد از نیم قرن که از انقلاب کوبا می‌گذرد، این انقلاب کادر انقلابی تازه نفس ارائه نداده‌است؟ آمدیم همین فردا هردو کاسترو (فیدل و رائول) غزل خداحافظی را خواندند، آیا علی می‌مانَد و حوضش؟

مگر کاسترو و داداش‌ش، فردگرا و مستبد بودند و سلطنت مابآنه عمل می‌کردند که جلوی رشد نیروهای تازه را بستند؟

آیا انقلاب کوبا زایش کادرهای جدید و تئوریسین نداشته است؟ آیا این نیروها اگر هم وجود داشته باشند، تحلیل جدیدی از اوضاع جهانی دارند؟

معلوم است که ندارند وگرنه چرا وقتی از ۲۳ روشنفکر و استاد دانشگاه و عضو حزب کمونیست از قتلعام زندانیان سیاسی ایران در سال ۶۷ می‌پرسم، هاج و واج نگاه می‌کنند و می‌گویند نکند قتلعام شدگان همانند کسانی که به خلیج خوکها حمله کردند، مزدور C I A بوده‌اند؟!

 

چرا حزب کمونیست کوبا با تمام تجارب پشت سرش، تحلیلی از اوضاع جهانی در اختیار نیروهای علاقمند در سطج جهان قرار نداده‌است؟...

وقنی از قتل عام هولناک سال ۶۷، روشنفکران کوبایی نیز بی خبرند و قاتلین زندانیان سیاسی را ضد امپریالیست تصور می‌کنند...چگونه می‌توان انتظار تحلیل از آنان داشت؟

 

قتلعام شدگان سال ۶۷ همانند کسانی که به خلیج خوکها حمله کردند، مزدور C I A بودند. !

وقتی جوابهای سربالا، و دره وری روبرو شدم، تابستان و پائیز سال پر ابتلاء سال ۶۷... و تاریکی شب های بلند و سیلی سرما با تاک، و همه کسانیکه در زندانهای پیش و بعد از انقلاب همدم بودیم و سر بر دار شدند، جلوی چشمانم ظاهر شد.

 

نه از سر یأس که در من راهی ندارد، از بُهت و حیرت اشک در چشمانم حلقه زد و گریستم. یکی گفت: من تا حالا توریست ندیدم گریه کند. حتماً «مُهیتو» زیاد نوشیدی...

 

در مورد قتلعام ۶۷ از هر که می‌پرسیدم پاسخ‌های مشابه می‌شنیدم.

 

به یاد آنهمه جانهای پاک که از چشمه عشق وضو ساختند و بر هر آنچه که هست چهار تکبیر زدند، افتادم که حتی در سرزمین انقلاب، در دیار «آنتونیو ماسئو»، «خوزه مارتی»، چه گوارا و سینفوئگوس، با مزدوران C I A مقایسه می‌شوند...

اگر چه گوارا که «سیلویو رودریگز» یکی از نامدارترین موزیسین‌های کوبایی نامش را تفنگ در برابر تفنگ گذاشته، زنده بود این چنین قضاوت می‌کرد؟

 

بیش از این مرغ سحر خون به دل ریش مکن

که به کنج قفسم چون تو گرفتار امشب

بودم امید تو آیی به سرم سایه ی مهر

آفتابی شود از سایه پدیدار امشب

بسته شد هر در امید به هرجا که زدیم

چاره جویی کنم از خانه ی خمّار امشب

 

در ماه خبری نیست... خودمان باید آستین‌ها را بالا بزنیم.

 

***

برگردیم به کامیلو سینفوئگوس

 

دیدار کامیلو سینفوئگوس با فیدل کاسترو در مکزیک

کامیلو همرزم فیدل کاسترو، رائول کاسترو، چه گوارا... و هوبر ماتوس Huber Matos است. او در ششم فوریه سال ۱۹۳۲ در منطقه لاوتون Lawton هاوانا در یک خانواده شبه سوسیالیست که در طول جنگهای داخلی اسپانیا مجبور به مهاجرت شده بودند، به دنیا آمد. در هشت سالگی هنر را به عنوان رشته تحصیلی برگزید و در آکادمی هنر (سان آلخاندرو) San Alejandro/ Plastic Arts Academy ثبت نام کرد اما به خاطر مشکلات مالی نتوانست ادامه دهد و در هاوانا به خیاطی... و کار یدی پرداخت.

در ۱۶ سالگی (۱۹۴۸) وارد مسائل سیاسی شد و در تظاهرات مردمی علیه افزایش تعرفه اتوبوس، شرکت نمود.

سال ۱۹۵۴ در جنبش زیرزمینی دانشجویان علیه «فولخنثیو باتیستا ثالدیوار» Fulgencio Batista y Zaldívar به فعالیت پرداخت و در هفت دسامبر سال ۱۹۵۵ در جریان تظاهرات علیه رژیم باتیستا، تیر خورد و زخمی شد.

 

کامیلو در تظاهراتی که به افتخار قهرمان استقلال کوبا Antonio Maceo Grajales «آنتونیو ماسئو» برپا شد، مورد تعرض پلیس قرار گرفت. او در پی این ماجرا به آمریکا رفت و با پایان گرفتن اجازه اقامتش راهی مکزیک شد.

در مکزیک با فیدل کاسترو که در سازماندهی انقلاب کوبا نقش داشت، ملاقات کرد و برای مبارزه اساسی با رژیم باتیستا دست به کار شد. کامیلو سینفوئگوس در شمار هشتاد و دو نفری بود که در سال ۱۹۵۶ با «کشتی گرانما» (Granma yacht ) به کوبا آمد.

دوم دسامبر سال ۱۹۵۶ کشتی گرانما با گذر از مرداب ها و راههای پر پیچ و خم به کوبا رسید اما ارتش باتیستا انقلابیون را غافلگیر کرد و با درگیری متقابل، بسیاری کشته و زخمی شدند. چه گوارا در شمار زخمی‌ها بود.

بدنبال این ماجرا، کسانیکه زنده ماندند (کاسترو، کامیلو، چه‌گوارا و...) از پا ننشستند و دوباره تشکیل گروه داده، برنامه‌ریزی کرده، منظم شده و نبرد طولانی‌ای را با نیروهای نظامی باتیستا آغاز کردند.

در پایان سال ۱۹۵۸ نیروهای شورشی توانستند تا غرب کوبا پیشروی کنند و نیروهای دولتی را از پا درآورند. نیروهای شورشی در دوم ژانویه ۱۹۵۹ به هاوانا، پایتخت کوبا رسیدند.

 

کامیلو سینفوئگوس جزو مردان ریشو Los Barbudos – The Bearded Ones و در شمار دوازده مبارز زنده مانده‌ای بود که در سیرا ماسترا Sierra Maestra و فتح هاوانا نقش بسزایی داشت و با چه گوارا، برای فتح شهر یاگوآخی Yaguajay و سانتاکلارا خیز برداشت. بعد از فرار باتیستا، او در کنار کاسترو و یارانش، در تثبیت نظام جدید کوشید و ارتش انقلاب را فرماندهی کرد.

کامیلو سینفوئگوس در دستگیری انقلابی مشهور هوبر ماتوس Huber Matos (که به کاسترو اعتراض کرده بود) نقش مهمی داشت و برای خود حرف و حدیث بسیار خرید. گفتند به رفقای دیروزش خیانت کرده‌است. برخی او را آنارشیست و ضدکمونیست لقب دادند و بعضی از او به عنوان انقلابی خوشگذران یاد کردند...

 

کامیلو سینفوئگوس ۲۷ سال و ۸ ماه و ۲۲ روز عمر کرد.

مرگ کامیلو در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۹ در یک حادثه هوایی، وقتی با هواپما از شهر کاماگوئه Camagüey به هاوانا برمی‌گشت شایعاتی تازه بر سر زبانها انداخت و مخالفان کاسترو پخش کردند:

«هواداران باتیستا، هواپیما را انداخته‌اند...کامیلو، محبوب تر از کاسترو بود و خود حکومت او را سر به نیست کرده‌است...هوا در روز حادثه طوفانی و نا آرام نبوده، خلبان هواپیمای سیئن فئو گوس هم کار کشته و ماهر بود. دلیلی برای سقوط هواپیما یافت نمی‌شود مگر دسیسه کاسترو و برادرش...»

 

***

 کامیلو سینفوئگوس نزدیک به ۲۸ سال عمر کرد.

او در سال ۱۹۵۸ در شهر یاگوآخی Yaguajayبا نیروهای باتیستا جنگید و پیروز شد و لقب قهرمان گرفت. قهرمان مردم و قهرمان یاگوآخی El heroe de Yaguajay

 

پس از مرگش، در شهر یاگوآخی موزه‌ای برپا شده و زندگی وی با عکسها، تندیسها، اسناد و مجسمه بزرگی (همانند مجسمه چه گوارا در شهر سانتاکلارا )، به نمایش در آمده‌است.

در ۲۸ اکتبر هرسال دانش آموزان از سراسر کوبا با پرتاب گل به دریا و رودخانه از او یاد می‌کنند.

کامیلو سینفوئگوس در آخرین سخنرانی اش (پیش از مرگ)، از انقلاب کوبا حمایت کرد. چه گوارا از او به نیکی بسیار یاد نمود و شجاعت، صمیمیت، وفاداری و هوشیاری اش را ستود و به یاد او، نام فرزندش را کامیلو گذاشت.

چه گوارا در کتاب جنگ چریکی Guerrilla.Warfare تقدیم نامه‌ای مفصل خطاب به کامیلو سینفوئگوس دارد.

 

***

نقش سینفوئگوس روی سکه‌های ۲۰ و ۴۰ سنتی کوبا و نیز روی اسکناس بیست پزویی (Cuban convertible peso ) دیده می‌شود و دانشگاه ماتانزاس Matanzas هم به نام او است.

عکسهای رنگ و رورفته و نه چندان پر زرق و برق کامیلو، در برخی خیابان‌های هاوانا دیده می‌شود و مردم از وی به نیکی یاد می‌کنند و ترانه‌های چندی نیز به یادش خوانده شده‌است.

 

باید یادآوری کنم که نام «شهر سینفوئگوس» Cienfuegos در کوبا، به کامیلو سینفوئگوس ارتباطی ندارد. نام آن شهر پیش از کامیلو نیز، همین بوده‌است.

 

 

به یاد کامیلو 'Dedication to Camilo ' به قلم چه گوارا

قرار ما این بود که خود کامیلو کتاب جنگ‏های پارتیزانی را خوانده، اصلاحات لازم را در آن بنماید ولی سرنوشت این فرصت را به او نداد. این سطور را می‏توان همچون درود ارتش انقلاب به فرماندهٔ بزرگ خود و بهترین سردار چریکی پرورده‏ی انقلاب، به یک انقلابی پاک و دوست صدیق به شمار آورد.

کامیلو سینفوئگوس هم‌رزم نبردهای بی‏شمار، مرد مورد اعتماد فیدل در دشوارترین لحظات جنگ و مبارز ازخودگذشته‏ای بود که با فداکاری خود را آب‌دیده می‏ساخت و خصائل برجسته را در همرزمان پرورش می‏داد. تصور می‏کنم هر گاه موفق به خواندن این رساله که در آن تجریبات خود را دربارهٔ جنگ پارتیزانی گردآورده‏ایم، می‏گشت، آن را می‏پسندید. زیرا این تجریبات محصول زندگی است. ولی او می‏توانست شور و هیجان عمیق سرشتی و هوش و جسارت بی‏مانندش را نیز که جز در نزد پاره‏ای از شخصیت‏های تاریخ به این پایه از کمال نمی‏رسد بر این اوراق بیافزاید. با این همه نباید دربارهٔ کامیلو سینفوئگوس همچون قهرمانان افسانه‏ای که تنها به مدد نبوغ خود موفق به اعمال شگفت‏انگیز می‏گردند، فکر کرد. باید او را همچون زائیدهٔ خلقی که وی را همانند دیگر قهرمانان شهید و سرداران خود در گزینش وسیع نبرد و شرائط دشوار آن پرورش داده‌است در نظر آورد.

نمی‏دانم آیا کامیلو سینفوئگوس با این سخن مشهور دانتون دربارهٔ جنبش‏های انقلابی

جسارت، باز هم جسارت، همواره جسارت Audacity, again Audacity, and always Audacity

آشنا بود یا نه؟ ولی در هر حال آن را در اعمال خود نشان می‌داد در حالی که شرائط لازم برای یک چریک، نظیر قدرت تحلیل سریع و دقیق موقعیت توانائی، پیش‏بینی دربارهٔ مشکلات آینده را بر آن افزوده بود.

با آن که منظور از نگارش این سطور که به سان درود شخصی من و سلام یک ملت بر قهرمان خود می‏باشد بیان زندگانی و شرح اعمال او نیست. باید بگویم که کامیلو سینفوئگوس قهرمانی بود چیره‌دست که به آسانی به آفریدن و یافتن صدها طریق و وسیله برای پیشرفت موفق می‏شد، زیرا گذشته از احترام فراوان‌اش برای ملت و علاوه بر جسارت و دلیری دارای شخصیت ویژهٔ خود بود. خصوصیتی که کمتر بدان توجه کافی مبذول می‏شود و اغلب ناشناس می‏ماند، عاملی که نشانهٔ آن در تمام آثار کامیلو سینفوئگوس نمایان است...

فیدل درباره‏اش چنین می‏گوید: آن چه می‏دانست از کتاب‏ها نیآموخته بود، ادراک او از خواسته‏های ملت ادراکی طبیعی بود. ملتی که او را از میان هزاران فرد دیگری برگزیده، مرتبه‏ای ممتاز بخشید که به بهاء دلیری، پایداری، هوشمندی و پشتکار بی‏نظیر حاصل می‏گردد.

کامیلو سینفوئگوس وفاداری را همچون کیش خود ساخته، زندگانی خویش را وقف آن کرده بود. وفاداری نسبت به ملت وفاداری نسبت به فیدل که اراده‏ی ملت را بهتر از هر کس دیگر در خود جمع ساخته ‌است. برای این جنگجوی شکست ناپذیر این دو اصل همچون فیدل و ملت غیرقابل تفکیک بود.

 

چه کسی کامیلو سینفوئگوس را کشت؟

بهتر است بپرسیم چه کسی ما را از وجود او محروم ساخت زیرا زندگانی افراد و مردانی همچون او با زندگانی ملت ادامه می‏یابد و جز با ارادهٔ ملت به پایان نمی‏رسد.

او را دشمن کشت زیرا نابودی‏اش را خواستار بود. ما نه هواپیماهای قابل‌اطمینان داشتیم و نه خلبانانی که دارای تجربهٔ کافی باشند و او با کار زیادی که بر عهده داشت می‏خواست هر چه زودتر خود را به هاوانا برساند. پاره‏ای از خصائل‌اش نیز در مرگ‌اش موثر بود. کامیلو سینفوئگوس خطر را برآورد نمی‏کرد. خطر برای‌اش همچون بازیچه‏ای بود. خود را با آن مشغول می‏کرد، به جنگ آن می‏رفت، به نبردش می‏خواند و با آن دست و پنجه نرم می‏کرد. با طرز فکر چریکی که داشت هیچ مانع و رادعی نمی‏توانست او را از پیمودن طریقی که برمی‏گزید، بازدارد و یا از آن منحرف سازد. هنگامی شهید شد که همه او را می‏شناختند و مورد ستایش و محبت همه‏ی مردم بود. اگر این حادثه لختی زودتر به وقوع پیوسته بود، داستان او به داستان دیگر فرماندهان ساده‏ی چریک شبیه می‏شد.

فیدل می‏گوید که نظائر کامیلو سینفوئگوس بسیار پیدا خواهند شد، ولی من می‏توانم اضافه کنم که نظائر او در گذشته هم بسیار بوده‏اند و پیش از طی شاه‌راهی که کامیلو سینفوئگوس را وارد تاریخ کرد، بدورد زندگی گفتند. کامیلو و کامیلو‌های دیگر چه آن‌هائی که پیش از او جان سپردند و چه آن‌هائی که پس از او برخواهند ساخت، دلیل و بینه قدرت خلق و بالاترین نمایش نیروئی هستند که ملتی در حال جنگ برای دفاع از عالی‌ترین آرمان‏های خویش و به خاطر ایمان به تحقق برترین هدف‏های‌اش به ظهور می‏رساند.

سعی در ترسیم شخصیت او موجب انطباق آن بر یک قالب خشک خواهد شد و این بدان می‏ماند که ما او را یک بار دیگر بکشیم و ما این کار را نخواهیم کرد. بهتر است به همین توصیف طرح مانند او بس کنیم و برای جهان‏بینی اجتماعی و اقتصادی او که چندان هم مشخص نشده بود، حدودی ترسیم نکنیم. باید تنها به یاد داشته باشیم که در جنگ آزادی‌بخش هیچ سربازی با کامیلو سینفوئگوس برابری نمی‏کرد. او به عنوان یک انقلابی کامل، فدائی خلق و صنعت‏گر رستاخیزی که ملت کوبا به خاطر نجات خویش بر پا کرد، هیچ گاه کمترین اثری از خستگی و نومیدی در مخیلهٔ خود راه نمی‏داد. کامیلو سینفوئگوس رزمنده و مبارز یکی از موضوع‏های صحبت روزانه‌است. کسی که در هر گوشه و کنار اثر و یادی از خود باقی گذاشت. همیشه شنیده می‏شود: این کار اوست.

کسی که تأثیر مشخص و انکارناپذیر خود را بر روی انقلاب باقی گذاشت و همیشه در قلب همگی آن‌ها که پس از او خواهند آمد و آن‌ها که به پایهٔ او نرسیدند، جای خواهد داشت. بازگشت‏های همیشگی و جادوانی خاطره‏ی کامیلو سینفوئگوس او را به تصویری از ملت شبیه می‏کند.

 

*** 

قانون هلمز – برتون

در ١٢ ماه مارس سال ١٩٩٦، کنگره ایالات متحده آمریکا، قانونی را بر اساس تمایلات چرکین سناتور جِس هِلمز Jesse Helms و نماینده اش دان برتون Dan Burton وضع کرد که قانون هلمز برتون Helms–Burton Act نامیده می‌شود و بر اساس آن تحریم هایی بر علیه هر کشوری در دنیا که روابط اقتصادی با کوبا داشته باشد پیش بینی می‌شود.

بیل کلینتون که از شکست دست اندازی هوایی به کوبا و ساقط شدن دو فروند هواپیمای ضد كاسترویی بر فراز کوبا، کفری شده بود، پشت این تحریم نامه رفت و اعلام نمود اگر کنگره این قانون را تصویب نکند از حق وتوی خود برضد آن استفاده خواهد کرد.

هدف اعلام شده قانون هلمز برتون ساقط کردن رژیم فیدل کاسترو است که ایالات متحده دهها بار تلاش کرد رهبرش را از میان بردارد و نتوانست.

 

رکود جهانی و پاشنۀ آشیل اقتصاد کوبا

غیر از فشار دولت روسیه که دائماً طلبش را از کوبا به رخ می‌کشد. رکود جهانی هم قوز بالا قوز شده‌است.

رکود جهانی،Global recessions با ضربه به صادرات اصلی کوبا و کاهش فرصت های لازم برای تأمین مالی خارجی، تهدید های جدیدی را متوجّه اقتصاد کوبا کرده‌است.

بحران جهانی موجب کاهش اعتبارات موجود در نزد وام دهندگان بین المللی و یا افزایش بهای این اعتبارات خواهد شد و کوبا از اثرات ناشی از آن مانند کاهش در واردات موادّ خام برای صنایع، بی نصیب نخواهد ماند.

سقوط قیمت نیکل، به عنوان یکی از صادرات عمدۀ کوبا، موجب شد تا درآمد کشور از این محل، ۲۵۰ میلیون دلار- کمتر از آن چه که پیش بینی می‌شد- باشد. هم چنین، فروش سیگار برگ کوبایی به دنبال رکود، کاهش تعداد توریست ها و... حدوداً سه درصد کاهش داشت.

این کاهش، ناگزیر به روی منابع موجود برای برنامه های اجتماعی و توسعه نیز تأثیر خواهد داشت.

پاشنۀ آشیل دیگر اقتصاد کوبا، هزینۀ بالای واردات موادّ غذایی است. سال ۲۰۰۸، کوبا نزدیک به ۵/۲ میلیارد دلار برای خرید موادّ غذایی از خارج هزینه کرد، یعنی ۹۰۷ میلیون دلار بیشتر از سال ۲۰۰۷.

 

این تفاوت اساساً در نتیجۀ قیمت های رو به رشد خوار و بار در بازارهای بین المللی بود.

www.ipsnews.net/news.asp?idnews=46491

ECONOMY-CUBA: Keeping the Wolf from the Door

 

فیلم ارزشمند Soy Cuba (من کوبا هستم) 

فیلم من کوبا هستم، دارای چهار داستان فرعی (اپیزود) است که هر کدام وجهی از آسیب های اجتماعی جامعه کوبا را در دوره باتیستا روایت می‌کند .

 

داستان نخست از سویی،تصویرگر عیش و نوش گردشگران مرفه آمریکایی در هتل ها، بارها و کازینوهای تجملی هاوانا (پایتخت کوبا)، و از سوی دیگر، زندگی سراسر فلاکت و بدبختی مردم بومی است که آنان را به منجلاب فساد و فحشا می‌کشد .

 

داستان دوم، داستان کشاورزی است که وقتی می‌بیند طلبکارش، زمین و حتی خانه او را فروخته است، همه را به آتش می‌کشد .

 

قیام دانشجویان و راهپیمایی آنان که کاسترو نیز در میانشان است، سومین بخش فیلم است و آخرین قسمت، داستان مرد صلح جویی است که با بمباران هوایی نیروهای ارتش فرزند کوچکش را از دست می‌دهد و به نیروهای انقلابی می‌پیوندد.این فیلم در غرب ممنوع بود.

 

گوانتاناما، در اصل متعّلق به کشور کوبا، است.

 بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر که زندان گوانتاناما بر سر زبان ها افتاد، اسم کشور کوبا زیاد شنیده می‌شود و این سئوال پیش می‌آید که مگر گوانتاناما در کوبای فیدل کاسترو است؟

 

خلیج گوانتانامو (Bahía de Guantánamo) در ایالت گوانتانامو، واقع در آخرین قسمت جنوب شرقی کوبا قرار دارد.

اگرچه یکی از پایگاهای دریایی ایالات متحده (زندان گوانتاناما) در این خلیج واقع شده، و محل کمپ بازداشت شدگان در نبردهای نظامی ای است که از افغانستان و عراق به این مکان منتقل شده اند اما ـ خلیج گوانتاناما گوشه جنوب شرقی، ته کوبا و در ۶۵ کیلومتری شهر سانتیاگو واقع شده و در اصل متعّلق به کشور کوبا، است و با مکزیک و میامی فاصله چندانی ندارد.

 

دولت آمریکا گوانتاناما را صاحب شده است!

حدود ۵ قرن پیش (دقیقا ۳۰ آوریل ۱۴۹۴)، گُذار کریستف کلمب به‌ آنجا افتاد و او نامش را بندر کبیر Puerto Grande گذاشت.

اسپانیا، انگلیس، و آمریکا به کوبا و شهر سانتیاگو طمع داشته‌اند. نیروهای انگلیسی سال۱۷۴۱ به‌ آنجا ریختند...

سالهای دراز کوبا، مستعمره اسپانیا بود.

سال  ۱۸۹۸، به دنبال جنگ آمریکا / اسپانیا، پای ارتش آمریکا هم به‌ کوبا باز شد و کنترل مستعمرات آن زمان اسپانیا در کاراییب و اقیانوس آرام را به دست گرفت.

 

ناوگان آمریکا در حمله به سانتیاگو، برای اینکه جای پای خود را محکم کند و نیز، برای حفظ خود از طوفانهای شدید منطقه به دنبال سرپناه بود. گوانتانامو چشمش را گرفت و آنجا را به پایگاه دریایی مُبدّل کرد.. این پایگاه، که ۱۱۶ کیلومتر مربع را پوشش داده، به نام GTMO  یا Gitmo  هم، نامیده می‌شود.

 

آمریکا از سال ۱۹۰۳تا همین الآن، به اسم اجاره ۹۹ ساله گوانتانامو، خلیج گوانتانامو را صاحب شده‌ و قرارداد دلخواه خودش را به مردم کوبا تحمیل کرده است.

 (با اجاره سالانه ۲۰۰۰ سکه طلا که در مجموع، حدود ۴۰۸۵ دلار حسابش می‌کردند.)

 

دولت متجاوز آمریکا ضمیمه ای را در قانون اساسی کوبا گنجانید که به موجب آن، برای انجام عملیات استخراج ذغال سنگ و ایجاد قرارگاههای نیروی دریایی، دستش باز بوده و اختیار تام قضایی و کنترل کامل خلیج گوانتانامو را هم داشته باشد.

 

جالب اینجا است که قرارداد اجاره، مابین دولت آمریکا و توماس استرادا پالما، Tomás Estrada Palma امضا شده‌است !  نامبرده که شهروندی آمریکا را هم داشت، به ریاست جمهوری کوبا رسیده بود. شاید به همین دلیل بعد از انقلاب کاسترو و یارانش مجسمه وی را پائین کشیدند.

 

در سال ۱۹۰۵ به دلیل وجود ضمایم یکطرفه در قرارداد تحمیلی گوانتاناما، شورش عمومی در کوبا به وجود آمد که به دنبال آن، آمریکا به مدت سه سال کوبا را رسمآ اشغال کرد.  

سال ۱۹۰۶ تئودر روزولت، برای در هم شکستن شورش مردم به ‌آنجا لشکر کشید. سر و کله ‌ارتش آمریکا، سه سال بعد بازهم پیدا شد.

وقتی دولت کوبا برای مبارزه با حقوق خود، آب این پایگاه را قطع کرد، آمریکا ابتدا آب لازم را از جاماییکا وارد نمود. بعد هم یک تصفیه خانه و محلی برای نمک زدایی آب تاسیس کرد. دولت آمریکا گوانتاناما را از خودش می‌داند!

آمریکا با زورگوئی، گوانتاناما را برای خودش برداشته بود و یک چیزی هم دستی می‌خواست.

 

بنابر ماده ۵۲ عهدنامه وین، قرارداد گوانتاناما باطل است.

اهی فکر می‌کنم فرزانگانی چون خوزه مارتی  وقتی می‌دیدند صغیر و کبیر برای قاپیدن و چاپیدن کوبا دوز و کلک می‌چینند، چه خون دل ها می‌خوردند...

 

بالاخره نظام باتیستائی در کوبا کلّه پا شد و امثال کاسترو و چه گوارا و کامیلو سینفوگوس، Camilo Cienfuegos از راه رسیدند و از اوّل اراده کردند بزنند زیر آن قرارداد تحمیلی، اما سُمبه پرزور بود و تیغ‌شان نبرید.

کاسترو و یارانش به حق عارض شدند...

امّا، آیزنهاور که گوشش به‌این حرفها بدهکار نبود. زیر بار نرفت و زور گویی ادامه داشت و حالا هم که سالها از پایان به‌اصطلاح قرارداد و اجاره ۹۹ ساله می‌گذرد، هنوز آش همان آش است و کاسه، همان کاسه....

دولت کوبا این قرارداد را شدیدا محکوم می‌کند زیرا بنابر ماده ۵۲ عهدنامه وین در سال ۱۹۶۹، هر توافقی که با اعمال زور یا تهدید و ارعاب به دست بیاید، باطل خواهد بود.

در گوانتاناما اکنون نه قهوه و موز و نیشکر،بلکه شکنجه و زندان است که کشت می‌شود. 

 

عکسهایی از کامیلو سینفوئگوس و مردان ریشو

 Los Barbudos – The “Bearded Ones

http://www.mopupduty.com/index.php/los-barbudos-the-bearded-ones

 

در مورد هوبر ماتوس Huber Matos (که به کاسترو اعتراض کرده بود)

http://www.en.wikipedia.org/wiki/Huber_Matos

 

مقاله همنشین بهار در ویکیپدیا:

کامیلو سینفوئگوس

 

شهر Cienfuegos سینفوئگوس

http://en.wikipedia.org/wiki/Cienfuegos

 

قانون امپریالیستی هلمز – برتون و انقلاب کوبا

 

به یاد کامیلو، Dedication to Camilo به قلم چه گوارا

http://books.google.co.uk/books?id=vRg2GDIohVcC&printsec=frontcover&dq=Guerrilla 

 

منابع:

Che.Guerrilla.Warfare , 'Dedication to Camilo' page 47,48

Camilo Cienfuegos (Character) by Che Guevara: Part One (2008)

Who was Camilo Cienfuegos? - J.A. Sierram, History of Cuba.

Miguel A. Faria Jr.,M.D., Cuba in Revolution--Escape from a Lost Paradise (2002)

Camilo Cienfuegos History of Cuba by J.A. Sierra

Huber Matos, 2004, DiCrystal Enterprises, Inc  

 

مصاحبه با مخالفین کاسترو و کسانیکه معتقدند کامیلو، به قتل رسیده‌است.

http://www.youtube.com/watch?v=nGiGofskx4M

 

چه گوارایی دیگر، می‌باید ! ارژنگ / آرش شماره ۵۲

گوشه‌ای از رویدادهای کوبا در خلال ۵۵ سال گذشته / نادر ثانی

http://farsi.irancrises.com/chaporast/cuba_sani.pdf

دست در دست/ گشت و گذار در موسیقی کوبا / رضا علامه زاده (از دور بر آتش)

La Autobiografia de Fidel Castro: El Paraiso de los Otros /Norberto Fuentes

سایت Omara Portuondo «اومارا پورتوندو» ادیت پیاف کوبا،

اومارا پورتوندو، ملکه‌ی موسیقی کوبا است.

از سایت او می‌توان بخشهایی از ترانه های شاد و غمگین ش را شنید.

امثال اومارا پورتوندو، بیان دردمندانه و صمیمی تاریخ چند دهه کوبا هستند.

http://www.omaraportuondo.com/main.php?lang=en 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

 
 
 هنرمند فقید کوبا، ( بنی موره ) BENNY MORE
 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]