خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم)
همنشین بهار

 

در قسمت پیش از ماجرای مسجد گوهرشاد در سال ۱۳۱۴، زمزمه کشف حجاب و و واکنش رضا شاه به اعتراض روحانیونی چون سیدیونس اردبیلی و بهلول صحبت شد، و در مورد زندان قصر که بخشی از تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران است، نکاتی را اشاره نمودم. در این بحث به کمون بزرگ زندانیان سیاسی می‌پردازم که از هم پاشیدنش در زندانهای شاه با شقه شقه شدن نیرو‌ها بعد از انقلاب رابطه دارد.

.............................

در گفتمان زندان، کمون یعنی چه؟

ظرف زندگی جمعی برای زندانیان سیاسی، کمون است. کمون مشترکی که ضوابط و مرزبندیهای خاص خودش را دارد.

کمون یک واژه اجتماعی است تا اقتصادی – سیاسی و از نظو لغوی به معنی تجمع است. نوعی سازمان زندگی و کار جمعی است که در آن کسی بر کسی برتری ندارد و افراد به طور یکسان از حاصل کار همگان برخوردار می‌شوند. در کمون سلسله مراتب وجود نداشته و اموال و وسایل آسایش در اختیار عموم قرار می‌گیرد.

از قدیم و ندیم تلاش زندانیان سیاسی این بوده که با فزون طلبی و خودخواهی‌های فردی مرزبندی داشته و به تعاون و زندگی جمعی خو بگیرند.

.............................

نخستین کمون‌ها در عصر جدید

«رابرت آون» Robert Owen اصلاحگر بریتانیایی و «شارل فوریه» Charles Fourier اقتصاددان فرانسوی و «اتین کابه» Étienne Cabet سوسیالیست تخیلی، نخستین کمون‌ها در عصر جدید را پی‌ریزی کردند که البته دوام زیادی نیاورد.

از کمون‌های شهرستان coniurationes در ایتالیا و نظایر آن در قرون وسطی می‌گذریم.

در آمریکا از سال ۱۸۰۴ میلادی کسانی در فکر تاسیس جمعی همنوا و همراه The Harmony Society بودند و سالیان سال این ایده را که خودش نوعی کمون بود، پی گرفتند.

در لانگ ایلند Long Islan آمریکا نیز کمون مانندی از سال ۱۸۵۱ شکل گرفت.

کمون آنارشیست‌ها که از ۱۸۹۵ تا ۱۹۱۹ در تاکوما Tacoma در ایالات متحده دوام یافت و تشکل مهاجرین ایتالیایی در برزیل، The Cecilia Community in Brazil اوایل قرن بیستم، نمونه‌های دیگر کمون هستند.

در روسیه در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۱ کمون‌های جمعی کشاورزی سازمان یافت ولی بعداً با سیاست اقتصادی جدید New Economic Policy (НЭП) که پس از پایان جنگهای داخلی در شوروی اتخاذ شد از میان رفتند.

در چین هم در دوران جهش بزرگ به پیش، کمون‌های بزرگی شکل گرفت.

«مزرعه اشتراکی» (موشاو מושב) و دهکده اشتراکی (קיבוץ کیبوتص)، در اسرائیل نیز، ‏ادّعا می‌شود نوعی کمون است.

در آلمان (Anti fascist urban commune (Berlin, Germany کمونهای ضد فاشیست فعال بود. در نیجریه و کشورهای دیگر هم شبه کمون‌هایی وجود دارد. می‌گویند در ونزوئلا حدود ۲۰۰ کمون سوسیالیستی مستقل از دولت شکل گرفته است. گروه‌هایی که با نظام سرمایه داری مرزبندی دارند نیز، از سالها پیش در کالیفرنیا به تشکیل کمون دست زده‌اند. American commune movement

...

امروز از «کمون هنر» Art commune هم صحبت می‌شود که علاوه بر فرهنگ ورزان، گروههای سیاسی به آن علاقه دارند. به کمون پاریس بعداً اشاره می‌کنم.

.............................

معانی مختلف کمون

واژه کمون commune معانی مختلفی دارد.

 

زمان ورود عامل بیماری‌زا تا ظهور علائم بیماری période d'incubation را کمون می‌گویند که گرچه مصطلح شده، دقیق نیست. (کمون با الفباء و ریشۀ عربی به معنی پنهان شده است و ربطی با ریشۀ لاتین commune ندارد .)

 

ملاصدرا هم در کتاب «عرشیه» و «در باره نفس» سخنی به این مضمون دارد: حیات...از حالت کمون بیرون آمده و به حالت ظهور می‌رسد...

 

•     زمان ورود عامل بیماری‌زا تا ظهور علائم بیماری را کمون می‌گویند.

•     در اسکاندیناوی از قدیم واحد های اجتماعی مردم، مثل دهکده ها، «کمون» نام داشتند که محلی برای تصمیم گیری های کلان در سطح اجتماع بود. این کمون ها هنوز هم در شمال اروپا وجود دارند.

•     کمون اولیه را هم داریم که شالوده‌اش مالکیت جمعی اجتماعات و گروه‌های انسانی است. البته زندگی جمعی آن «امّت واحده»، مادون آگاهی بود و با فزون طلبی برده داران آینده، درهم شکست.

•     کمون پاریس The Paris Commune با پلورالیسم حاکم برآن، اولین حکومت کارگری جهان توصیف می‌شود. منظور از کمون پاریس جنبش انقلابی و دولت شورشی‌ای است که در بهار سال ١٨٧١ میلادی در پاریس و در متن تناقضات اجتماعی عمیق جامعه فرانسه آنروز شکل گرفت و بیرحمانه سرکوب شد.

چند نکته دیگر:

  • * واژه کمون هشت بار در Bible (کتاب مقدس) اشاره شده است. در «کتاب اعمال رسولان» ۲/۴۴ آمده: «مؤمنان با هم زندگی می‌کردند و در همه چیز شریک بودند.»
  • * کمون Commune را فرانسوی‌ها به جای Gemeente بکار می‌برند. گروه های مذهبی در هلند هم به کمون و نشستهای خودشان «خمنته» می‌گویند که غیر از Gemeente به معنای شهرداری است. Gemeente با کمون و با واژه Allgemeine (عمومی) هم ریشه است.
  • * در مراسم سنتی و مذهبی قدیم در اروپای مسیحی مثلاً در مراسم «غسل تعمید» Baptism و... (کومونی) Communie تشکیل می‌‌شد.
  • * در دهه ۶۰ و بعد از آنکه هیپی ها به صحنه آمدند، کمون و زندگی جمعی بیش از پیش بر سر زبانها افتاد. در فیلم سینمایی Together (همه با هم) که به اینگونه زندگی ها می‌پردازد کمون چیزی ساده و بی تکلف و درعین حال خنده دار معرفی می‌شود.
  • * واژه کمون که «جمع» و «همگان» هم معنا می‌دهد، به مضمون واژه باستانی «ویس» نزدیک است. ویس در اوستا و در سنگ نبشه‌های داریوش آمده و تا زمان ساسانیان نیز باقی مانده و پیش از آنکه به ده و قریه و جماعات دهکده‌ای اطلاق شود، جمع باوری و کمون را تداعی می‌کند.
  • * «کَمُون» (با فتح کاف) که به معنی گیاه (زیره) است و در غذا از آن استفاده مى شود، با کُمون Commune که کلمه‌ای فارسی نیست، تفاوت دارد.

 

.............................

پیش‌زمینه‌های کمون مشترک در زندانهای ایران

از سال ۱۳۰۸ که قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی (امثال یوسف افتخاری و ابوالقاسم اسکندانی و...) زندان بودند و در دوره های بعد، همدردی و همدلی بین زندانیان سیاسی رواج داشت. برای مثال در گروه ۵۳ نفر کسانیکه در بند ۷ زندان شماره ۲ بودند و وضع بهتری داشتند، به زندانیان بند ۲‌‌‌‌ همان بخش که اکثراً بی‌پول و بدون ملاقات بودند، ماهیانه کمک می‌کردند و تک و توک کسانیکه در بند ۲ از ملاقاتی‌ها غذا می‌گرفتند تنها نمی‌خوردند و سفره واحدی داشتند. یعنی ایده کمون در رفتار پیشینیان و تجربه زندانیان قدیمی سیاسی وجود داشت. هرچند به پررنگی کمون بزرگ زندان قصر در دهه ۵۰ نبود.

...

از سال ۱۳۴۹ به بعد، که دستگیری آزادیخواهان و روشنفکران اوج گرفت و جّو جدیدی در زندان‌ها پدیدار شد، خیلی ها از «وحدت استراتژیک با گروههای معتقد به مبارزه قهرآمیز» جانبداری کردند و «کمون مشی» در تقدیر بود. کمون کسانی که معتقد به «مشی مسلحانه» بودند و زندانیان صرف‌نظر از هر نوع ایدئولوژی، می‌توانستند عضو آن باشند.

در پیامد اعتصاب غذای یازده روزه زندانیان در اواخر سال ۱۳۵۰ که به عقب نشینی پلیس انجامید، ایده «کمون» تقویت شد،

کمونی که اصالت را به مبارزه با امپریالیسم و تقوای سیاسی بدهد و شعارش «جمع واحد» و «وحدت نیرو‌ها» باشد و انضباط و مرزبندیهای دقیق داشته، از مـقررّات و سازماندهی خاصی پیروی کند.

چریک‌های فدایی، مجاهدین٬ اعضای ستاره سرخ٬ آرمان خلق، گروه ساکا و «بنگلادشی‌ها» (عده‌ای که روز استقلال بنگلادش از گروه ساکا انشعاب کردند)، نیکسونی‌ها (دانشجویانی که در جریان دیدار نیکسون از ایران، به ماشینش سنگ زدند)، کسانی که به خاطر جشن های ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهی دستگیر شده بودند و دیگران، گروه‌های سیاسی کوچک‌تر و حتی منفردین٬ با ایده کمون همراه شدند هرچند شماری از آنان مخالف مشی مسلحانه بودند.

...

آنها که در فکر عفو و رفتن بیرون بودند، همچنین زندانیانی که به جفا یا به خطا بایکوت شده بودند، گِرد کمون نمی‌گشتند و یا به کمون راه داده نمی‌شدند.

توده ای ها جمع ویژه خودشان را داشتند و در کمون بزرگ نبودند.

امثال آیت‌الله انواری و زندانیان مؤتلفه (حبیب الله عسگراولادی٬ حاج هاشم امانی٬ ابوالفضل حاج حیدری٬ حاج احـمد شهاب، اسدالله لاجوردی و دوستانشان) در آغاز مقابله با کمون را مصلحت ندیدند، امّا با آن همدلی هم نکردند. آن‌ها از پیش، جمع خاص خودشان را داشتند، و بیش از حد مسأله نجس و پاکی و آنچه را شرعیات می‌پنداشتند، برجسته می‌کردند و می‌گفتند با غیرمذهبی‌ها قاطی نمی‌شویم. یکبار سید اسدالله لاجوردی عصبانی شد و جمله‌ای به این مضمون گفت که اگر روزی قرار باشه ایران در جبهه کمونیسم بره. ما در جبهه آمریکا خواهیم رفت. شکرالله پاکنژاد از قول عسگراولادی می‌گفت ما می‌توانستیم به جای منصور (نخست وزیر)، خود شاه را بزنیم اما چون به نفع کمونیستها تمام می‌شد، از آن منصرف شدیم.

.............................

کمون مشترک در زندان قصر

سال ۵۱ در زندان قصر هر بند یک کمون بزرگ و چند کمون کوچک‌تر داشت. در زندان شماره ۳ قصر حدود ۴۰۰ نفر کمون بزرگ را تشکیل می‌دادند.

...

از جمله وظایف کمون تنظیم رابطه زندانیان با خودشان و با بیرون خودشان بود. کمون کارهای داخلی زندان را مدیریت می‌کرد. زندانیان پولی که از طرف خانواده‌ها می‌گرفتند به صندوقدار می‌دادند و هیات مدیره، نیازهای اصلی اعضاء کمون را تهیه و در اختیار عموم قرار می‌داد. کمون هر روز چند نفر را (که چرخشی عوض می‌شد)، به نوبت برای کارگری در بند تعیین می‌نمود که مسائل مربوط به آشپزخانه، نظافت زندان، و کارهای جاری را انجام می‌دادند و سفره صبحانه و نهار و شام و تقسیم میوه را به عهده داشتند.

...

نمایندگان رسمی کمون را با شرکت همه زندانیان انتخاب می‌کردند. معمولاً در زندان قصر ۱۰ نفر انتخاب می‌شدند. (۵ نفر از مجاهدین و ۵ نفر از فدائیان)، از گروههای دیگر و منفردین هم،‌گاه گداری کسانی کاندید می‌شدند.

بودند کسانی که هوادار مبارزه چریکی نبودند اما مثل «هادی جفرودی» (طوفان)، «سیامک لطف اللهی» (سازمان انقلابی) و «باقر قلیایی» (مترجم کتاب نقش کار در تبدیل میمون به انسان نوشته انگلس)، با کمون زاویه نمی‌گرفتند.

نمایندگان کمون علاوه بر مسائل صنفی و تنظیم رابطه با بیرون بند، تضادهایی را که زندگی جمعی در عمل با آن مواجه می‌شد حل و فصل می‌کردند.

مسؤولین اصلی (و نه رسمی) کمون رابطه با پلیس و افراد بیرون از کمون را هم تنظیم می‌‌کردند و انتقال اخبار به بیرون از زندان (و برعکس) را هم بنوعی سمت و سو می‌دادند.

البته این مسؤولیت، حساب و کتاب داشت و برای خودش وجهه‌ای به حساب می‌آمد. می‌شد فهمید که با نظارت و هدایت راهبران دو سازمان اصلی ضد رژیم (فدائیان و مجاهدین) افراد انتخاب می‌شوند.

یعنی همینجوری کسی مسؤول نمی‌شد و اگر کسانی کاندید می‌شدند، سمپات‌ها حواسشون بود به کدامیک رأی بدهند.

از شهردار بند گرفته تا مسؤول کتابها و بیماران و پخش جزوه تا حتی مسؤول شیر سماور و روشن و خاموش کردن تلویزیون، وجهه‌ای داشت و دوری و نزدیکی او با خط و خطوط و مشی مسلحانه درنظر گرفته می‌شد.

در زندانهای رژیم پیشین، کمون به مثابه یک واحد صنفی با جریان مخفی پشت آن (کمون به مثابه یک ابزار سیاسی) تفاوت داشت. اگر انتخاب شهردار و کارگران بند، چرخشی و انتخابی بود، انتخاب مسؤولین اصلی بند که خط دهنده بودند به همه زندانیان مربوط نمی‌شد و دموکراتیک نبود.

مسؤولیت کمون در ظاهر انتخابی بود اما در واقع استصوابی بود و شورای نگهبان خاص خودش را داشت.

.............................

فدائیان و مجاهدین ارکان کمون مشترک بودند.

فدائیان و مجاهدین در زندان ارکان کمون مشترک بودند و در موارد بسیار دست همدیگر را می‌گرفتند.

اما این وحدت با تضاد هم همراه بود. در کمون بزرگ‌ گاه تنش‌هایی هم دیده می‌شد و رقابت پنهان بین مجاهدین و فدائیان به اشکال گونه‌گون خود را نشان می‌داد. مجاهدین در شماره ۳ تشکیلات خاص خودشان را داشتند. فدائیان نیز همین طور، و طبیعی است هرکدام می‌خواست از دیگری عقب نماند.

حتی برای شروع عملیات مسلحانه در آغاز نیز هر کدام می‌خواست جلودار بوده و شلیک اول متعلق به او باشد.

هر دو در زندان در صدد تربیت کادرهای تازه بودند و می‌خواستند کسانی را که وقت آزادیشان نزدیک می‌شد، با تجارب خودشان آشنا کنند چه بسا پس از آزادی عضوگیری شود.

گویا در زندان شماره ۳ مجاهدین عنوان می‌کنند می‌خواهیم در بند نماز جماعت بخوانیم. علی رغم مخالفت برخی از زندانیان مارکسیست که برگزاری مراسم مذهبی جمعی را در بند، برنمی‌تافتند مجاهدین در اتاق ۹ زندان شماره ۳، نماز جماعت برگزار می‌کنند.

امثال «بهروز حقی» که اعتقاد دینی هم نداشتند پیشنهاد می‌کنند برای حفظ وحدت و نشان دادن صف متحد در برابر پلیس، مارکسیست‌ها هم در آن نماز شرکت کنند که با پرخاش و واکنش تند شماری از غیرمذهبی ها روبرو می‌شود.

چند نفر با اشاره به ﺑﺤﺚ ﻣﺎﺭﻛﺲ ﺩﺭ «ﻧﻘﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﺔ ﮔﻮﺗﺎ»Kritik des Gothaer Programms معتقد بودند ﻭﺣﺪﺕ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮﺩ. (ﻧﻘﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮔﻮﺗﺎ، ﻳﮑﯽ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﺁﺛﺎر ﻣﺎرﮐﺲ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ رود.)

.............................

برخوردهای ناجور در زندان

این گروه، آن گروه را متهم می‌کرد که برخلاف توافقاتی که باید محترم شمرده شود، زیرپای تازه واردین می‌نشیند و ایدئولوژی خودش را تبلیغ می‌کند، یا فلان جزوه را از جاسازی آن‌ها کش می‌رود و... و می‌خواهد از همه چیز سردرآورد.

نماینده وقت کمون (از فدائیان) متهم می‌شود که به جاسازی مجاهدین دسترسی پیدا کرده و جزوه‌ای در مورد دکتر مصدق را برداشته است. گرچه بعد‌ها در زندان وکیل آباد مشهد، کاظم شفیعی‌ها، بهمن بازرگان و علیرضا تشید از آن فرد دلجویی کردند و گفتند اشتباه شده، اما خاطره تلخ آن باقی ماند.

در مراحل بعد فاصله بین مجاهدین و فدائیان بیشتر هم شد و برخی زمزمه کردند هر گروه آنچه را از ملاقاتی‌ها می‌‌گیرد، اعم از کتاب یا میوه، جداگانه نگهدارد!

در اواخر سال ۵۵ مشاجرات و برخوردهای لفظی به درگیری‌های فیزیکی کشیده شد و ساواک طبق معمول می‌پائید و کیف می‌کرد.

یکی از فدائیان (مرتضی رحمت الهی= عمو) که انسان خوبی هم بود، رفتار دور از انتظار بروز داد، عربده کشی کرد و به مجاهدین توپید و چنین و چنان گفت...

کاش موضوع اختلاف بر سر مسایل نظری و یا سیاسی بود.

.............................

نگاه مسلحانه بیرون از زندان در داخل زندان

سرودخوانی و سرپیچی از مقررات زندان، وظیفه روز شده بود. کمتر کسی به فراست می‌افتاد تا ضربات پی در پی ساواک را به جنبش مسلحانه با واقع‌بینی جمعبندی کند. درعوض لطمات سنگینی که به کادرهای اصلی جنبش وارد آمده بود توجیه می‌شد.

مبارزه در بیرون، همه را از توجه به شرایط داخل زندان غافل کرده بود. با سرودخوانی و بهم زدن نظم دادگاه ارتش توسط شماری از زندانیان، سقف محکومیت‌ها بالا رفته و همین، روحیه تمرد در زندان‌ها را به زیان زندانیان، دامن می‌زد. غافل از اینکه مسایل حاد مبارزه در بیرون با شرایط زندان یکی نیست.

...

غیبت امثال سعید محسن و عباس مفتاحی و همه کسانی که مقاومت و ایستادگی اصولی را با برخوردهای واقعبینانه و منطقی تلفیق می‌کردند، در زندان مشهود بود. دفاع از مشی مسلحانه با تعصب‌های کور و با به اصطلاح مرزبندی قاطع با «سیاسی کار‌ها» همراه بود و‌ گاه به اتهام زنی های زشت می‌کشید.

(طرفداران مشى چریکى از جمله، کسانی را که به حق معتقد بودند مبارزه مسلحانه به جنبش و محیط بازی که در آن کار علنی در جهت آگاه سازی مردم می‌توان کرد، ضربه می‌زند ـ «سیاسى کار» می‌نامیدند.)

............................

تیر «سرگرد هوشیار فرزین» به سنگ می‌خورد.

آبان سال ۵۱ شماری از زندانیان قصر را به زندانهای مشهد و شیراز انتقال دادند.

فدائیان و مجاهدین، با احساس مشترک در زمینه مشی سیاسی مبارزاتی، در زندانهای دیگر نیز، به طورکلی به یکدیگر نزدیک بودند. اما وحدت آنان خالی از تضاد نبود و هر گروه مرز‌ها و برنامه خاص خودشان را داشت.

در زندان مشهد وقتی سرگرد هوشیار فرزین جای «سرهنگ شیروانی» را (که فردی معتدل بود) گرفت و به ریاست زندان رسید، اوضاع قاراش میش شد. سرگرد فرزین پی بهانه می‌گشت تا نسق زندانیان را بگیرد. پلیس در بازرسی بند، (در وکیل آباد) نوشته ای پیدا کرد که به ادعای سرگرد فرزین، متعلق به یکی از مجاهدین بود و اطلاعاتی در مورد سایر زندانیان و مواضعشان را دربرداشت و باعث تعجب شده بود. با تلاش مسؤولین کمون، غائله می‌خوابد و تیر فرزین به سنگ می‌خورد.

پیش و بعد از آن واقعه شماری از زندانیان درست یا غلط، احساس می‌کردند که از سوی مجاهدین پائیده می‌شوند!

وقتی سر و گوش آب دادن‌ها، از حّد خود ‌گذشت، یکی از زندانیان (منوچهر یزدیان) در اعتراض به آنچه کنجکاوی بیجا در کار دیگران می‌نامید، تهدید به اعتصاب غذا کرد.

نشست مسؤولین کمون (رحیم کریمیان، بیژن چهرازی و محمد سیدی کاشانی و محمود احمدی) برای برخورد با این مسأله تشکیل می‌شود. رحیم استدلال می‌کند ما نمی‌توانیم همین جوری هرکسی را که بخواهیم بایکوت کنیم و مقدمتاً باید پای صحبتهای فرد معترض بنشینیم ببینیم به چه دلیل یک زندانی مجبور به اعتصاب غذا می‌شود.

منوچهر یزدیان وقتی تهدیدش موثر واقع نشد چهار روز اعتصاب غذا کرد. اینطور که خودش گفته است با وساطت هواداران فدائی، مهدی ابریشمچی از جانب مجاهدین پذیرفت که کنترل رفت و آمد زندانیان کار پسندیده ای نیست و می‌تواند دیگران را به خطر بیاندازد.

...

رضا شلتوکی هم مدتی به جمع مسؤولین بند می‌پیوندد اما او نمایندگی عسگراولادی و...را هم تقبل می‌کند و فدائیان این عمل را نه به خاطر مسائل انسانی، بلکه برای«مقاصد سیاسی و مبارزه با اتوریته فدائی در زندان» و... ارزیابی می‌کنند و می‌گویند آقای شلتوکی نماینده «ستاد ارتجاع» شده است و اوقات تلخی پیش می‌آید...

............................

زندانیان زندان وکیل آباد (مشهد)

زندانیان معمولاً جابجا می‌شدند. در مقطعی افراد زیر در زندان وکیل آباد مشهد بودند.

نصرالله اسماعیل‌زاده، علیرضا اکبری شاندیز، محمود احمدی، محمد صادق، رحیم کریمیان، نقی حمیدیان، بیژن چهرازی، احمد حنیف‌نژاد، جعفرنجفی، رضا غبرائی، ولی جعفریان، عبدالحسین پوریکتا، رضا پوریکتا، هادی میرمؤیدی، احمد میرمؤیدی، عباس هوشمند، حسن ملارضائی، هادی غبرائی، محمد احمدیان، علی سوادکوهی (ملقب به پلنگ)، محمد حیاتی، نادعلیپور نغمه، ابوتراب باقرزاده، محمود بهکیش، کیانوش توکلی، علی نمدمالزاده، کاکا عنصری، محسن فرزانیان، جهان بخش پایداری، محمد سیدی کاشانی، رشید حسنی، محمد روحی‌پور، رحیم انصاری، ظرار زاهدیان، محمد علی شرف الدین، حسن عزیزی، علیرضا تشید، ژورا انورچیان، کاظم شفیعی‌ها، احمدرضا شعاعی، ابوالفضل خیرزاده، حسین هاشمی، منوچهر یزدیان، مهدی فیروزیان، عماد رضوی، اسماعیل ذوالقدر، یوسف قانع خشکه بیجاری، مهدی ابریشمچی، ابراهیم خیری، حمید ژیان، تقی امینی، محمد امینی، باباپور سعادت، محمدحسن دست پرورده، حسین آلادپوش، بهمن بازرگانی، حسن راهی، ستار کیانی، محمد مفیدی، عباس مظاهری، رضا شلتوکی، هاشم بنی طرفی، حمید فام نریمان، مرتضی باباخانی، حسن پیروزی، حبیب الله عسگراولادی، ابوالفضل حیدری، اسدالله لاجوردی، علی حسینی،...جعفر زاده، لطف الله قوامی، محمد کلاهدوزیان، عزیز محسن...،مهندس عراقی عضو حزب بعث و...

کسان دیگری که نمی‌شنایم.

............................

بهروز نابت، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺭﺍﺩ و دیگر فرزندان مردم ایران

در زندان شاه متاسفانه جریانات معتقد به مشی مسلحانه، با کسانیکه به کار سیاسی بهای بیشتری می‌دادند، برخورد خوبی نداشته و آن‌ها را فلّه‌ای محکوم و بایکوت می‌کردند تا آنجا که حتی انسان شریفی چون «شکرالله پاکنژاد» که یک سر و گردن از راهبران فعلی اپوزیسیون ایران بالا‌تر بود، زندانی مبارز و رنجدیده‌ای چون «بهروز نابت» را که آنهمه شکنجه شد (و بعدها مرتجعین تیربارانش کردند)، ساواکی تصور می‌کرد!

بهروز نابت در سلول های ناپیدا و در عین حال مخوف زندان شاه که خود زندانیان (و نه ساواکی ها) درست کرده بودند، ایزوله و بایکوت شده بود. او که شکنجه ها را تحمل کرده ‏و ساواک هم نتوانسته بود به دنبال او کسی را دستگیر کند، اتهامش در زندان «دگر اندیشی» و ‏آزادی خواهی او بود. بگذریم.

...

بهروز نابت یک مثال است، امثال او که به کار سیاسی اهمیت می‌دادند، پیش‌تر هم بوده‌اند.

 

  • ﮔﺮﻭﻩ ﻛﺎﺩﺭﻫﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻛﻮﺭﻭژﻳﻜﻬﺎ ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ می‌‌شدﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪآً گروه ﺳﺎﻛﺎ ﺭﺍ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ،
  • افرادی چون ﺧﻠﻴﻞ ﻣﻠﻜﻲ ﻭ ﺍﻧﻮﺭﺧﺎﻣﻪ ﺍی که ﺗﺰﻫﺎی ﺗﺤﻤﻴلی ﺷﻮﺭﻭی را زیر سؤال بردند و به فتوای «ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﺎ ﺍﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ ﺍﺳﺖ» خندیدند،
  • «جریان» ی که ﭘﺮﻭﻳﺰ ﺑﺎﺑﺎئی (مترجم تاریخ عرب در قرون جدید) و «ﻓﺨﺎﺭ»، و «ﺳﺮﺷﺎﺭ»، سردمدارش شدند،
  • ﮔﺮﻭﻫﻬﺎیی ﻫﻤﭽﻮﻥ ﭘﻴﻮﻧﺪ، ﺭﺍﻩ ﺍﺭﺍنی، ﺭﺍﻩ ﺗﻮﺩﻩ...
  • ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻧﻘﻼﺑﻲ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻃﻮﻓﺎﻥ (احمد ﻗﺎﺳﻤﻲ- غلامحسین ﻓﺮﻭﺗﻦ) ﻛﻪ ﺩﺭﺧﺎﺭﺝ ﺷکل ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪاً ﺩﺭ ﺍﻭﺍئل ﺍﻧﻘﻼﺏ (۱۳۵۷) ﺑﺎ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺑﺎﻣﺤﺎﻓﻞ ﺩﺍﺧلی ﺑﻪ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺣﺰﺏ ﻛﺎﺭ و...اقدام نمودند.
  • ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺭﺍﺩ، ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺩﺍﻣﻐﺎنی، ﻣﻴﻬﻦ تعلیمی ﻭ ﺳﻮﺩﺑﺨﺶ که در دانشگاه تهران فعالیت می‌کردند و ﺩﺭ ﺗﺪﺍﺭﻙ ﻫﺴﺘﻪ ﻫﺎی ﺳﻴﺎسی ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﻴﺎﻥ ﺑﻮﺩند. (ﺩﺍﻣﻐﺎنی ﺍﺯ ﺟﺮگه ﮔﺮﻭﻩ ﺧﺎﺭﺝ ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﺪﺍﻣﺖ مسیرش عوض شد.)
  • کسانیکه ﻣﺤﻔﻞ ﻭﺳﻴﻊ «ﻛﻤﻮﻧﺎﺭﻫﺎ» ﺭﺍ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ و اوائل انقلاب ﺑﺎ ﻭﺣﺪﺕ ﺑﺎ ﺑﺨشی ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻧﻘﻼبی (ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ) ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ (ﻣﺠﻴﺪ ﺯﺭﺑﺨﺶ ﻭ…..) ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ «ﺁﺫﺭ» ـ ﺣﺰﺏ ﺭﻧﺠﺒﺮﺍﻥ را تشکیل دادند.
  • جریانی که ﺣﻮﻝ دکتر محسن ﻫﺸﺘﺮﻭﺩی ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎی ﻧﻈﺮی ﻭ ﺗﺌﻮﺭیک ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ فلسفه علمی ﻭ ﺭﻭﺵ ﺩﻳﺎﻟﻜﺘﻴﻚ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺟﺰﻭﺍتی ﻋﻠﻨﻲ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﺮﺩ ﺍﻳﻦ ﻣﺘﺪ ﺩﺭ ﻓﻴﺰﻳﻚ، شیمی، ﺑﻴﻮشیمی ﻭ ﺭﻳﺎضی ﻣﻨﺘﺸﺮﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﺮی ﻛﺘﺎﺑﻬﺎی «ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺩﺭ ﻋﻠﻮﻡ» ﻣﻮﺳﻮﻡ ﮔﺮﺩﻳﺪ،
  • جمعی ﻛﻪ ﺣﻮﻝ ﺑﻴﮋﻥ ﭼﻬﺮﺍﺯی ﺑﺎ مشی ﺳﻴﺎسی- ﺗﻮﺩﻩ ﺍی تشکیل شد و بعد از انقلاب گروه هوادار کومله را سازمان داد. (و بعداً به ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﺳﺘﻢ بهمنی، ﺭﺿﺎ عصمتی ﻭ ﺣﺴﻴﻦ ﺧﺴﺮﻭﺷﺎهی ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ)،
  • ﻣﺤﺎﻓﻠﻲ ﻛﻪ ﺣﻮﻝ «ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻧﻮﺵ ﺯﺍﺩ» تشکیل شد. جمشید نوش آذر ﺑﺎ روشنفکران کرد، ﻋﺒﺪﺍﷲ ﻣﻬﺘﺪی، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﻧﺎﺑﺖ ﻭ... ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭﺳﺎﻝ ۵٣، ﺑﻪ فعالیت سیاسی پرداخت.
  • ﻫﺴﺘﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮی – ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮی ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻭﺣﻴﺪی، محمد رضا کلانتری، ﺳﻌﻴﺪ ﻛُﺮﺩ قراچورلو (دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران) که ﺳﺎﻝ ۵۶ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺳﺎﻭﺍﻙ ﺍﻓﺘﺎﺩ و ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﻓﺎﺕ ﺗﻬﺮﺍنی ﺑﺎﺯﺟﻮی کمیته مشترک، ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺍﻧﺪﻥ ﺳﻢ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ رسیدند، در رابطه با جمشید نوش زاد بود. ﺧﻮﺩ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻧﻮﺵ ﺯﺍﺩ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺳﺎﻝ ۵۶ ﺣﻴﻦ ﭘﺎﻙ ﻛﺮﺩﻥ ﺍسلحه ﻛﻤﺮی ﺍﺵ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺑﺎ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺍی ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻠﻮﻳﺶ ﺍﺻﺎﺑﺖ ﻛﺮﺩ ﺟﺎﻥ سپرد و ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺟﺴﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎی ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺧﺎﻙ کردند.

............................

تنگ نظری، به «امتناع انصاف و واقع بینی» می‌کِشد.

در کمون گاه برخی شورش را در می‌آوردند و حتی می‌خواستند لباسهای زیر هم اشتراکی باشد. برای سیگار کشیدن دیگران هم برنامه می‌چیدند که باید چه جور و چه وقت سیگارشان را روشن کنند!

البته بیشتر مواقع اگر مشکلی پیش می‌آمد (که پیش می‌آمد)، با تفهیم و تفاهم حل می‌شد. برای مثال کسانی بودند که روزانه ۱۰ نخ سیگار می‌کشیدند و برخی ۲ نخ سیگار. همه با این توضیح عمومی که کوشش بشه برابری نقض نشود و هزینه کمون هم بالا نرود، همدلی نشان می‌دادند.

یکی از زندانیان فرزندش را اصلاً ندیده بود و از او صحبت می‌کرد، فتوا صادر می‌شد که فلانی ضعف داشته و دارد و خواهد داشت و چه بسا با زیر هشت هم رابطه دارد!

برخی با چپ رویهای براستی کودکانه، از انسان عزیزی چون «حمید توکلی» هم نمی‌گذشتند، درحالیکه او بعد از مدت‌ها تحمل شکنجه‌های هولناک، این یا آن اطلاعات را از امیر پرویز پویان ناچار می‌شود بدهد هر کس هم جای او می‌بود با مقوله بازجویی دگم برخورد نمی‌کرد.

............................

پراتیک، بالاتر از شناخت (تئوریک) است.

در زندان قصر، شماری از مرتبطین با فدائیان، به نوعی از نظرات مسعود احمدزاده، عدول می‌کنند. در نقطه مقابل، کسانی که پشت شعار «اگر خون قادر به بیداری خلق است، بگذار از خون ما رودی خروشان جاری شود» سنگر می‌گرفتند و نظرات بیژن جزنی نسبت به مبارزه مسلحانه را دماغ درنمی‌آوردند.

در آن «جبر جو» کمتر کسی به مسائل جنبش و زندان، برخورد واقعگرایانه داشت. برای برخورد آراء و شکوفائی اندیشه‌ها، می‌بایست زندان محیط آرامی داشته باشد و از تشنج بدور مانَد. می‌بایست خرد بر احساس پیروز بشود و نمی‌شد.

خیلی ها به این کلام لنین می‌چسبیدند که «پراتیک، بالاتر از شناخت (تئوریک) است.»

وقت و بیوقت تکرار می‌کردند پراتیک، پراتیک...

شناخت با پراتیک آغاز می‌گردد، و شناخت تئوریک از طریق پراتیک کسب می‌شود و باید دوباره به پراتیک بازگردد. فقط پراتیک اجتماعی انسان معیار درستی شناخت او از دنیای خارجی محسوب می‌گردد...

ملاک درستی حرف و نظر در زندان هم پراتیک بود، اما عمل، عملاً تندروی، زیرپاگذاشتن منطق و بردباری، و دنباله روی از احساس معنا داشت.

............................

کمون کوچک «مسعود بطحایی» در قصر

در زندان قصر یکبار این گمان تقویت می‌شود که پاسبان‌ها، وقتی بچه‌ها خوابند دستبردهایی می‌زنند. با نظر کمون مدتی دو نفر از زندانیان شب‌ها نگهبانی می‌دادند که البته به پلیس زندان خیلی برخورد و در کل واکنش خوبی نداشت و این پائیدن، دیری نپائید.

سال ۵۳ در قصر (که هنوز کمون بزرگ ازهم نپاشیده بود)، در کنار کمون مشترک همه زندانیان، کمون کوچکی را هم «مسعود بطحایی» با موسی محمد‌نژاد گنجینه کتاب و عبدالحسین پوریکتا و... راه انداخته بود که با توجه به نقش بطحایی، چه بسا هدفش «کمون شکنی» بود. هدفی که جز امثال پرویز ثابتی و شخص مسعود بطحایی کس دیگری از زندانیان در جریانش نبود.

............................

کمون مشترک در زندان قزل قلعه

سالهای ۴۹ - ۵۰ در زندان قزل قلعه هر اتاق سفره خودش را داشت و شرایط برای شکل گیری کمون مشترک مناسب نبود و افکار بیشتر زندانیان، حول و حوش مباحث دیگری می‌گشت.

در جریان دستگیری چریکهای فدایی در سال ۴۹ (واقعه سیاهکل)، یکی از اعضای سابق سازمان بنام «ابراهیم نوشیروان‌پور» نیز دستگیر می‌شود. در قزل قلعه وی و «هادی میرمؤیدی» در مورد غفور حسنپور، داوری زشتی کرده و نوشیروان‌پور از او (حسنپور) با فحشهای بسیار بد (هرزه) یاد می‌کند....

بعضی از زندانیان پشت سر مناف فلکی و علیرضا نابدل هم صفحه می‌گذاشتند که در بازجویی‌ها این یا آن ضعف را داشته‌اند...

آنزمان (در قزل قلعه) خیلی‌ها به جریان فدایی به ناحق بد و بیراه می‌‌گفتند.

تیرباران گروه سیاهکل (از جمله غفور حسنپور) در ۲۶ اسفند ماه ۱۳۴۹ خیلی‌ها را به دیدار خویشتن برد.

...

«کاظم سلاحی» و خیلی های دیگر هم در قزل قلعه بودند. می‌گویند کاظم در زندان ابیات زیر را زیاد زمزمه می‌کرد:

در مکتب عشق جز نکو را نکشند

روبه صفتان زشت خوی را نکشند

گر مرد رهی زمردن نهراس

مردار بود هر آن که او را نکشند

............................

بهرام طاهرزاده و «دایه دایه وقت جنگه»

پس از اطلاع زندانیان از اعدام فدائیان، «بهرام طاهرزاده» ﻣﻌﻠﻢ ﯾﮑﯽ از دور اﻓﺘﺎدﻩ ﺗﺮﯾﻦ روﺳﺘﺎهاﯼ ﺁذرﺑﺎﯾﺠﺎن، شالی به دست می‌گیرد و در حیاط زندان کنار حوض با صدای بلند ترانه «دایه دایه وقت جنگه» را سرمی‌دهد. عملی که در آن ایام پر ابتلاء دل شیر می‌خواست. بهرام طاهرزاده از دوستان همایون کتیرایی بود. او که دایه دایه را خواند بسیاری از زندانیان با او همنوایی کردند.

...

برگردیم به نوشیروان‌پور.

گفته می‌شود نوشیروان‌پور که منع رطب می‌کرد، خودش در شمار «رطب خوردگان» بود و در بازجویی‌هایش با ساواک همکاری ‏نشان داد. کار او البته زشت بود اما بسیار زشت‌تر از خیانت وی، ترور او چند سال بعد از واقعه سیاهکل، توسط یاران دیروزش بود...

همانطور که گفتم زندانیان معمولاً جابجا می‌شدند. در قزل قلعه در مقطعی افراد زیر هم زندان بودند:

اسکندر رحیمی مسچی، ابوالحسن خطیب، همایون کتیرایی، ناصر کریمی، بهرام طاهرزاده، هادی جفرودی، محمد کلاهدوزیان، باباپورسعادت، بهرام قبادی، لطف الله میثمی، مهدی سامع، لطف الله قوامی، صمد بالائی، نقی حمیدیان، پرویز بابائی، حسن جعفری، رحیم کریمیان، جمشید نوائی، فرج سرکوهی، عباس هوشمند، دکتر احمد طباطبائی، انوش مفتاحی، ابولقاسم طاهرپرور، بیژن هیرمندپور (که نابینا بود)، و آیت الله ربانی...

............................

من تو را لو ندادم. تو هم منو لو نده

در زندان عمومی قزل قلعه دو روحانی هم بودند که حین قرائت قرآن وسط آیه‌ها می‌خواندند «من تو را لو ندادم. تو هم منو لو نده» (که البته بازجویان فهمیدند و کار به جاهای باریک کشید.)

...

وقتی تعداد زیادی از گروه ساکا را به قزل قلعه آوردند، شماری از زندانیان پیشین را به جمشید آباد منتقل نمودند. آنجا زندانیان (عید سال ۵۱) باهم سرود بهاران خجسته باد را (برای نخستین بار)، خواندند.

از همین جا همایون کتیرایی را برای اعدام بردند. می‌گویند همایون شطرنج بازی می‌کرد که صدایش زدند. بیشتر زندانیان خوابیده بودند و او خواهش کرد کسی آن‌ها را بیدار نکند.

برگردیم به کمون

در جمشیدآباد کمون بزرگ شکل نگرفت. و بعد از مدتی زندانیان را به «زندان عشرت آباد» و از آنجا به قصر بردند.

زندان عشرت آباد علاوه بر دو اتاق عمومی چندین سلول هم داشت و آنجا همه (هر کس که مخالف حکومت بود)، در یک کمون واحد بودند. اینکه می‌گویم همه، جدا از تک و توک زندانیانی است که به دلائل خاص خودشان قاطی جمع نمی‌شدند.

مثلاً در عشرت آباد، شکری (شکرالله پاکنژاد) یا بیژن جزنی در جلساتی که جمع زندانیان تشکیل می‌دادند و راجع به مسائل روز صحبت می‌شد، شرکت نمی‌کردند. لابد شرکت فردی مثل بیژن در جلسات عمومی دون شأن او بوده و وی به گوشش می‌رسید که بعضی از عدم شرکت او و شکری همین تفسیر را دارند.

برخی زندانیان پخش اعلامیه توسط مسعود احمدزاده و عباس مفتاحی را (پیش از دستگیری) یادآور می‌شدند و می‌گفتند آنان مصرانه براین عقیده بودند که از چریک نباید اسطوره ساخت. از هیچکس نباید اسطوره ساخت. البته پخش اعلامیه توسط مسعود احمدزاده و عباس مفتاحی برای هیچکس قابل قبول نبود و بیشتر زندانیان آنرا به روحیه چپ روانه و عملگرائی حاکم بر آنان نسبت می‌دادند ولی با بیان آن می‌خواستند بگویند هیچکس تافته جدابافته نیست.

............................

آخر عاقبت کمون مشترک

زندگی جمعی و سفره‌های مشترک تا سال ۱۳۵۴ در زندان کم و بیش برقرار بود اما بعد از تحولات زندان و شکافهایی که در صفوف مجاهدین و فدائیان افتاد. شکافهایی که ربطی به بیرون زندان نداشت،

همچنین در پیامد ترور مجید شریف واقفی و صمدیه لباف و ضربات هولناکی که به اعتماد مردم ستمدیده ایران خورد، زبان کسانی هم باز شد که از پیش تبلیغ می‌کردند مارکسیست‌ها و مسلمان‌ها در زندان نمی‌توانند با هم کمون مشترک داشته باشند. داستان فتوا (نقل فتوا) و حکم به نجاست دیگران توسط کسانیکه ناخودآگاه نقشه ساواک را پیش بردند، داستانی است پر آب چشم که در فرصتی دیگر به آن می‌پردازم.

...

در ذهن زندانیان غیرمذهبی، کمون و ایده کمونیزم، مساوات و عدم تبعیض را نوید می‌داد.

مجاهدین و طیف همراه آنان نیز بر آموزه‌ها و تنظیم رابطه راهبران تاریخی و عقیدتی خودشان تکیه داشتند.

مرتجعین به پر و پای کمون می‌پیچیدند. گویی مساوات و عدم تبعیضی که در صدر اسلام، مهاجرین و انصار در عمل نشان دادند و پیامبر، ابوبکر صدیق و علی بن ابیطالب بر آن تأکید داشتند، همه‌اش حرف بوده است. انگار عملکرد انصار که مهاجرین را بر خود ترجیح داده و آنان را در حقوق با خود مساوی قرار دادند، واقعی نبود.

وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَه

آنان را بر خودشان ترجیح می‌‌دهند، هر چند خودشان به آن نیاز داشته باشند. (سوره حشر)

...

پیامبر پس از ورود به مدینه اعلام کرد که همه با هم برادرند و انصار یا مهاجرین بر هم هیچ فضیلتی ندارند.

ابوبکر صدیق نیز تبعیض را نکوهش می‌‏کرد.

چند روز پس از ترور عثمان، مهاجران و انصار و... از علی بن ابیطالب مصرانه خواستند زمام امور را بدست گیرد.

علی گفت از این پس هر کس سر جای خودش خواهد نشست و با آنان که به ناحق برمال و جان مردم دست یافته‌اند، برخورد خواهد شد و همه چیز زیر و زبر می‌شود.

لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَه، وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَه ...

به سختى موردآزمایش قرار مى‏گیرید و غربال مى‏شوید، و همانند محتویات دیگ هنگام جوشش، زیر ورو خواهید شد، آنچنان که بالا، پائین، و پائین، بالا قرار خواهد گرفت

«سهل بن حنیف» پیش آمد و گفت: آیا کسی که تا دیروز برده من بود، امروز با من مساوی است؟ علی پاسخ داد: بله، مساوی است. سهم او نیز همانند تو خواهد بود...

در مقابل جریان راست ارتجاعی، مسلمانان معتقد به زندگی جمعی به نمونه‌های فوق اشاره می‌کردند.

............................

دوباره چشم‌بند، دوباره دست‌بند

پاییز سال ٬۵۴ کمون بزرگ زندانیان ابتدا در بند ۴ و ۵ و ۶ زندان قصر و سپس در سایر بندها و بعد در زندانهای سراسر کشور، ازهم پاشید و هر گروه به کمون و سفره ویژه خودش چسبید. و همه در کمون‌های جداگانه پخش و پلا شدند.

درهم شکستن آن زندگی جمعی و مرزبندیهای پس از آن، از تفرق و پراکندگی نیرو‌ها در آینده و از فردا و فرداهای پر کینه خبر می‌داد.

...

در آغاز همه نیروهای عدالت طلب و آزادیخواه هدف مشترکی داشتند و آن مبارزه با سرکوب و استبداد بود اما دیری نپائید که بسوی هم خنجر کشیدند و هرکدام عَلم انقلاب را بلند کرد و روضه مردم خواند و دیگری را مقصر دانست...

در دهه پرابتلای شصت بهترین فرزندان ایران در مصاف با همدیگر در خون خویش غلطیدند و هرکدام خود را هابیل و دیگری را قابیل پنداشت...

...

از میان زندانیان رژیم شاه بازجویان قهاری برخاست که امثال عضدی و حسین زاده به گردشان هم نمی‌رسیدند و شیطان باید پیششان لنگ می‌انداخت.

روز از نو، چشم‌بند از نو

در آغاز همه نیروهای عدالت طلب و آزادیخواه هدف مشترکی داشتند و آن مبارزه با سرکوب و استبداد بود اما دیری نپائید که بسوی هم خنجر کشیدند.

منبسط بودیم و یک گوهر همه

بی‌سرو بی‌پا بدیم آن سرهمه

متحد بودیم و صافی همچو آب

یک گهر بودیم همچون آفتاب

چون به صورت آمد آن نور سره

شد عدد چون سایه‌های کنگره

*** 

http://www.hamneshinbahar.net 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

* ۶۰۰ ویدئو و مقاله... لحظه‌هایِ بودن Moments of Being [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (8) Treaty of Paris 1857 معاهده پاریس [2018 Dec] 
*پای سخن «آذر بی‌بی»(آذر قشقایی) - به یاد بهمن  [2018 Nov] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰  [2018 Nov] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۷) Treaties of Erzurum قرارداد ارزنه‌الروم [2018 Nov] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (66) جنگ جهانی اول یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2018 Nov] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۶) قراردادِ نوامبر ۱۸۱۴ (عهدنامهٔ تهران)  [2018 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی است  [2018 Oct] 
* مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس  [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵) معاهده صلح ترکمانچای [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]