عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا»
همنشین بهار

عاقبت، از ما غُبار مانَد

«گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا»

 
 

شب‌های سیاه سپری خواهد شد.

«انقلاب بزرگ ضّدِ سلطنتی» دوستِ نازنین‌ی بود، برایِ دیدارش و اینکه همنشین‌ش باشیم سر از پا نمی‌شناختیم... برای زنده ماندن‌ش خود را به آب و آتش زده، زندان‌ها و شکنجه‌ها را با آغوش باز می‌پذیرفتیم و هیچ «خارِ مُغیلان»ی جلودارمان نبود.

به او عشق می‌ورزیدیم...برایش اشک می‌ریختیم، شعر و طرح و تابلو و فیلم و نمایشنامه و سرود... و قصه و آهنگ و ترانه می‌ساختیم.

زیبا و نازنین بود، امّا...  امّا،  افسوس که چهرهِ پاک و معصوم‌ش را دُمَلِِ چرکینِ بیداد، آلود و از ریخت انداخت. بعضی وقت‌ها نمی‌شود به آن نگاه کرد!

 

ای آبِ زلال، بعد از «گذشتن از هزار رود خشک» به تو رسیدم...تو که مُرداب نبودی. چگونه باورکنم «زیباترین دروغ جهان» بودی؟

شبی که آوای نی تو شنیدم، چو آهوی تشنه پی تو دویدم. دوان دوان تا لب چشمه رسیدم، نشانه ای از نی و نغمه ندیدم ...

ای دوست! ... چرا سَر از عهد بوق درآوردی؟ چرا به داغ و دَرفش کشیده شدی؟ تو با چشم‌بند و دست‌بند چه نسبتی داشتی؟ چرا خونِ آن همه جانِ شیفته را بر زمین ریختی؟... نه، نه «این»،  تو نیستی. بَر سَرت چه آمد  ای یار؟ کجا غیب ات زد؟ من از این خسته‌ام که می‌بینم تیرگی هست و شب چراغی نیست.

دلم می‌خواهد دوباره در آغوش‌ت گیرم و سَر بَر شانه‌هایت بگذارم...«روزهایِ قدسیِ ایثار» را به یادت آوَرم. خاطرت هست کرور کرور مردم، مردمِ ایران، برای دیدارت سر و دست می‌شکستند و حتا مرگ را به هیچ می‌گرفتند؟ یادت هست ترس و سكوت و مرگ مرده بود و مُحال هم سر تسلیم فرود ‌آو‌‌رد؟ 

 خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته... سال ۱۳۵۳ بود. در سلول‌ انقرادی از شدت درد و تنهایی به خود می‌لرزیدم و خدا خدا می‌کردم دوباره به «اتاقِ تمشیت» نروم، ‌طاقتم طاق شده بود.  

کودکِ درون‌م زمزمه می‌کرد: یه شب مهتاب، ماه میاد تو خواب...

خودم را دلداری می‌دادم که مشعل توحید بر شبهای سیاه خواهد تابید... چه می‌دانستم جای یگانگی و برابری و آزادی، دروغ و دوگانگی و بیداد می‌نشیند... چه می‌دانستم آسمانی که غرق ستاره بود، پُر از ظلمات می‌شود. چه می‌دانستم هرکه سوار است بی رحمانه می‌تازد...چه می‌دانستم خدا و پیامبر و ائمه اطهار هم،کنار داغ و درفش می‌نشینند...

چه دانستم که این سودا مرا زين سان کند مجنون
دلم را دوزخي سازد دو چشمم را کند جيحون...

آخ...کاش پیش از انقلاب مُرده بودم...این را نه از سرِ یأس، از سرِ درد می‌گویم.

***

ای آبِ زلال، بعد از «گذشتن از هزار رود خشك» به تو رسیدم... دلم می‌خواهد دوباره در آغوش‌ت گیرم و سَر بَر شانه‌هایت بگذارم... هنوز و تا همیشه خاطره‌ات زنده است و هرز رفتن آنهمه فداکاری و ازخودگذشتگی و ضربه هولناکی که از هر سو به اعتمادِ یک خلق وارد شد، نفسِ مبارزه علیهِ ستم را زیر سئوال نمی‌بَرد...

باور ندارم جهل و تیرگی عمرِ جاودان دارد، باور ندارم اصالت با تاریکی است....

شب‌های سیاه سپری خواهد شد. « َرویداً یسفِرُالظَّلاَمُ »

 

صحنه‌گردانِ اصلیِ انقلاب، فقط مردم بپاخاستهِ ایران بود.

از زندان شاه و نیز از لحظه‌ای که به همّتِ مردم آزاد شدم مثل بسیاری دیگر، رویداد هایِ انقلاب را مو به مو دنبال می‌کردم و شهادت می‌دهم برخلافِ آنچه اینجا و آنجا پخش کرده‌اند، صحنه‌گردانِ اصلیِ انقلاب،  فقط مردم بپاخاستهِ ایران بود و بس. آنان بودند که بر ظلمتِ شبانه شوریدند.

یاد استادِ بزرگوارم «دکتر جلال صمیمی» بخیر، همو که پس از بیست سال تحقیق درباره کهکشان راه شیری، موفق به کشف پنج چشمه گاما در مرکز این کهکشان شد. مدّتی از ۲۲ بهمن سال ۵۷  گذشته بود. صحبت از نقش هایزر و گوادلوپ شد. در آزمایشگاه بودیم. به او گفتم از آسمان و کهکشان بیائیم روی زمین. صحنه‌گردانِ اصلیِ انقلاب، فقط مردم بپاخاستهِ ایران بود...

الآن هم معتقدم:

«کنفرانسِ گوادلوپ» و مذاکرات در آن «آلاچیقِ كنارِ دریا»،

  گفتگوی دکتر ابراهیم یزدی با «وارن زیمرمن» رئیس قسمت سیاسی سفارت آمریکا در فرانسه (در رستوران کوچکی نزدیک نوفل نوتاشو)،

نامه صادق قطب زاده (که آیت‌الله خمینی ضرورت ارائه آنرا به نماینده دولت فرانسه، برای عرضه در کنفرانس مزبور تایید كرده بود)،

سخن «آندرویانگ» نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد که آیت الله خمینی را یك «قدیس» خوانده بود و آشكارا از جنبش او طرفداری می‌كرد،

فرستادن «ژنرال هایزر» و «فیلیپ گاست» به ایران،

گفتگوهای امثال «ویلیام سولیوان» و «استمپل» با این و آن،

اخبار بخش فارسیِ بی بی سی...

همه و همه معلول، بله «معلول» (و نه علّتِ) انقلاب بود.

ضمناً در آن شرایط مردم ایران نه به چریک‌های فلسطینی و نه به هیچ گروه خارجی نیاز نداشتند که به جای آنان کاری بکنند! هر چه بود، خوب یا بد، حاصل چند دهه تلاش و مبارزه مردم ایران بود و بس.

 ***

«جیمی کارتر» و همفکرانش هم، گرچه خطِ کمسیونِ سه جانبه (Trilateral Commission ) کمسیونِ نخبگانِ آمریکا، اروپا و ژاپن، را پیش می‌بردند، با اینکه بر خلاف امثال «نیکسون» و «جرالد فورد» با عَلم کردن «سیاستِ حقوق بشر»، به دیکتاتورهای خودی (مثل شاه در ایران و ساموزا در نیکاراگوئه) تَشر می‌زدند و نصیحت‌شان می‌کردند کمتر بگیر و ببند کنند، اما خط قرمزشان حفظ سیستم وابسته بود و هرگز فروپاشی تمام عیار رژیم شاه را تصّور نمی‌کردند.

آخر چگونه ممکن بود در «جزیره ثبات» و به قول «جیمی کارتر» Island of stability  بی اجازه! زلزله ای پیش بیاید که آن سَرش ناپیدا است؟!

مگر سازمان سیا در مرداد سال ۵۷ گزارش نداد که:

«ایران نه تنها در یك موقعیت انقلابی قرار ندارد، بلكه حتی آثار و علائمی از نزدیك بودن شرایط انقلاب هم در آن به چشم نمی‌خورد.»؟!

و مگر «سازمان تحلیل اطلاعات دفاعی آمریكا» نیز در مهرماه همان سال اعلام نكرد:

«انتظار می‌رود شاه تا ده سال دیگر به طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد.»؟!

***

خاطرات «جارلز کورزمان»، «گری سیک»،‌ «جان استمپل»، «چارلز دبلیوناس»، گزارشات «ویلیام سولیوان»، «سایروس ونس»، «ژنرال هایزر»، «جورج بال»... و خاطرات «هنری پرچت»، (مدیر بخش ایران در وزارت امور خارجه امریكا)،...نشان می‌دهد، کسانی که ظاهراً باید سرِ نخ‌ها را در دست می‌داشتند از آنچه در دوران انقلاب روی داده، رودست خورده و به معنی واقعی کلمه به دردِ «چکنم چکنم» گرفتار شده‌اند‌...

امثال «ژنرال هایزر» و «ژنرال گاست» نمی‌دانستند به «سایرونس ونس» گوش کنند كه دیدگاه‌های «ویلیام سولیوان» را منعكس می‌كرد... یا به ساز «برژینسکی» و «جیمز شلزینگر» برقصند که وقت و بی‌وقت از کودتا دَم زده و بی‌عرضگی شاه و  نظامیان را به رُخ می‌کشیدند.

گزارشات «آنتونی پارسونز»، سفیر وقت بریتانیا در تهران و اسناد وزارت خارجه بریتانیا نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها نیز حتا تا بهمن ۵۷ خواهان حمایت از شاه بوده‌اند و به هر دری زده‌اند!

نوبت زنده یاد شاهپور بختیار هم که رسید، تلاش «هایزر»، «گاست» و سران ارتش برای سر پا نگه داشتن دولتِ وی نتیجه نداد که نداد. واقعش این است که بر خلاف تبلیغاتِ دروغ نوکرانِ استعمار و ارتجاع، قدرت‌های غربی چیزی در حمایت همه‌جانبهِ خود از رژیم شاه كم نگذاشتند. آنان برای حفظ وضع موجود تلاشی نبود که نکنند  اما تیغ‌شان نبرید. برژینسکی به شاه گرا داده بود که:

«در قرن نوزدهم، پادشاهانی كه مماشات كردند  از بین رفتند، اما آنها كه در برابر  موج اعتراض‌ها، از سركوب استفاده كردند، باقی ماندند.» سرکوب کم نبود، کارگر نیافتاد.»

به نظر من اگرچه شاه نیّتِ شّر نداشت، اما با خودشیفتگی و «ندانم‌کاری»، خود را به زمین زد. او پیش از آنکه برود، رفته بود!

انقلاب، آن آهویِ زخمی...

به یاد انقلاب و آن آهویِ زخمی که آنزمان هرکسی از «ظّنِ» خویش، یارِ خود می‌دید و اینک همه بر او می‌تازند و مرگ و پایان‌ش را جار می‌زنند، با نگاهُ دوباره به مأمورّیتِ «هایزر» و «گاست» GENERAL PHILIP C. GAST  ، و نیز «کنفرانس گوادلوپ»،GUADELOUPE SUMMIT MEETING ، یاد آن بهمنِ بهاری و خاطره انگیزرا زنده کنیم.

اشاره‌ام به نشستی غیر رسمی است که اوائل ژانویه ۱۹۷۹ در جزیره گوادلوپ (شرق دریای كارائیب) تشکیل شد و سران آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان آنجا به بحث نشستند تا در مورد  بحران‌های بین‌المللی فکرشان را روی همدیگر بگذارند. غیررسمی به این معنا که توافق‌نامه‌ای نوشته نشد و به امضا نرسید و شرکت کنندگان تنها دیدگاه خودشان را مطرح کردند.

گرچه والری‌ ژیسكاردستن در کتاب  "La Rencontre"    Le Pouvoir et la Vie  «قدرت‌ و زندگی»، که مسائل کوناگون (انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، جنگ سرد، مسائل لهستان، دخالت شوروی در افغانستان، اقتصاد فرانسه...) در آن مطرح شده ـ بحث گوادلوپ را هم به میان کشیده است امّا، «آنتونی  پارسونز»، (سفیر انگلستان) در کتاب خاطراتش كوچك‌ترین اشاره‌ای به این نشست نمی‌كند، «ویلیام سولیوان» (سفیر آمریكا)،  هم جز یکی دو سطر به آن نپرداخته است.

اصلاً برخلاف تصّور، کمتر روی آن بحث شده و برخی هموطنان ما که آنرا در انقلاب ایران خیلی خیلی تأثیرگذار می‌بینند یادشان می‌رود که «شرطِ» خارجی به اعتبارِ «مبنا» است که وارد عمل می‌شود. اصل خروش مردم بپاخاسته ایران بود. 

نشستِ گوادلوپ (آلاچیقِ كنارِ دریا!)

۱- کنفرانس گوادلوپ که به اشتباه گمان می‌رود تنها برای کنار زدنِ شاه برگزار شده، پیش‌تر، در دستور کار سران غرب بوده است.

پانزدهم دسامبر سال ۱۹۷۸، «جیمز كالاهان» نخست وزیر انگلیس، به آن اشاره دارد: (پرسش و پاسخ در پارلمان انگلیس)

HC Deb 15 December 1978 vol 960 c642W

Mr. Robert  Adley:

asked the Prime Minister if  he will make a statement on his talks in Guadeloupe with the heads of the French, West German and United States Governments.

The Prime Minister: (James Callaghan)

I hope to make a statement to the House tomorrow.

 ۲- در کنفرانس مزبور مسائل زیر هم به بحث گذاشته شد:

خشونت‌های فزاینده‌نژادی در آفریقای جنوبی و مشکل واردات نفت،

قرارداد محدود سازی سلاح های استراتژیک (Strategic Arms Limitiations 

تقویت نیروی دفاعی اروپا از طریق استقرار موشك های كروز و پرشینگ،

اشغال  نظامی كامبوج توسط ارتش ویتنام،

   راههای جلوگیری از نفوذ فزاینده شوروی به خلیج فارس،

تنظیمِ رابطه با چین،

كودتای افغانستان و یمن جنوبی به نفع هواداران مسكو...

موضوع ایران بخش ناچیزی از نشست مزبور بود و اشتباه است تصور کنیم خروج شاه اولین بار در گوادلوپ مطرح شده است.  نخستین بار شخص اعلیحضرت در صحبت با «سولیوان»، موضوع رفتن از ایران را پیش می‌کشد، آنهم زمانی که نه گوادلوپ تشکیل شده و نه «هایزر» به ایران آمده است.

 ویلیام سولیوان سفیر آمریكا در کشور ما، صفحه ۱۳۴ کتاب «مأموریت در ایران» نوشته است:

«شاه خودش برایم تعریف کرد كه در نظر دارد مدتی به بندرعباس برود... چند روز بعد گفت كه مایل  است به جزیره كیش برود... یك بار هم حرف عجیبی زد و گفت چه طور است سوار كشتی بشود  و مدتی در آب های بین‌المللی به سیر و سیاحت بپردازد... ولی سرانجام در اواخر ماه  دسامبر (اواخر آذر، اوایل دی) كه به كلی ناامید شده بود، تصمیم گرفت برای مدت  نامعلومی از ایران خارج شود.»

 

سولیوان ۱۸ آبان سال ۵۷ حدود سه ماه قبل از انقلاب (و کنفرانسِ گوادلوپ) با گزارش مهم خودش با عنوان: «فكر كردن به آنچه فكر نكردنی است»،Thinking the Unthinkable  

 َسرِ کاخِ سفید داد زَد و بعداً ۲۹ آذر ۵۷ که حالتِ نزارِ ارتشبد «غلامرضا ازهاری» را دید، دیگر شک نکرد و نوشت: «سقوط شاه ردخور ندارد.»

پیش‌تر از «سولیوان»، یکی از سران «موساد»  Reuven Merhav که بهار سال ۵۶ با شاه دیدار داشت، از «کاسهِ شکسته»! حرف زده بود. بگذریم که فرانسوی‌ها پیش‌تر از این تاریخ هم خیلی چیزها را بو بُرده بودند و به رویِ خود نمی‌آوردند!

منظورم تنها مسئله سرطانِ شاه نیست که «پروفسور جین برنارد» و «دکتر جورج فلاندرین» مرتب رسیدگی می‌کردند. («دکتر فلاندرین» به همین منظور از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ سی و هشت مرتبه از فرانسه به تهران آمد)...

***

امیدوارم غَرض و مَرض، قلمم را آلوده نکند. با اینکه در زندان شاه رنج فراوان دیدم و ساواک مرا بسیار آزرد و در «کمیته مشترکِ ضدِ خرابکاری»، عکس پادشاه را بر دیوار نزدیک «اتاق تمشیت» یعنی شکنجه گاه دیده بودم...  امّا حتا به «تیمسار نصیری» هم که کمترین گناهش، «درجه‌دوستی» و ستم به «دکتر مصدق» است کینهِ کور ندارم تا چه رسد به شاه که معتقدم به هر حال دوستدارِ ایران بود و پیشرفت مملکتش را می‌خواست. در «مسجد الرفاعی» مصر به آرامگاهش رفتم ولی عاقبت از ما غُبار مانَد و نمی‌توانم حق را ناحق کنم. آنچه می‌نویسم متاسفانه واقعیت دارد.

پیش از آنکه «هایزر» و مایزر! یا گوادلوپ و «کارتر و شرکا» سرنوشت شاه را مشخص کنند، خود وی با «استبدادِ رأی» و خودکامگی، مردم محروم را به عصیان واداشت. حتا وقتی اجنبی از بیماری شاه مطلع بود، به هموطنانِ خودش صاف و صادق نگفت مردم عزیز وطنم من سرطان دارم و دیر یا زود می‌روم...مرا ببخشید. اگر نه از مردمِ خویش، از همانها که «هایزر» و «گاست» را فرستادند فاصله می‌گرفت، اگر به جای اینکه صلیبِ سرخ جهانی و «جیمی‌کراسی» او را وادار کند شکنجه در زندان را کم کند، ستم به زندانیانِ بی پناه را اجازه نمی‌داد و درهای زندان را می‌گشود و هموطنانش را مَحرم تر از کارتر و برزینسکی می‌دانست، مردم مهربان ایران را تحت تأثیر قرار می‌داد. شاه نخواست و نتوانست درِ خلوت را به روی غیر ببندد. چنین ظرفیتی نداشت و نمی‌توانست از انقلاب‏ پیشی بگیرد. حتا «هنری کسینجر»، گفته بود:

 «وقتی انقلاب شروع به حركت كرده باشد، دیگر نمی‏توان با مصاحبه و دادن امتیاز از حركت آن جلوگیری كرد.»

۳- پیش از نشستِ سران، با پیشنهاد ژیسکاردستن که خواهان تحلیلی از انقلاب ایران بود، صادق قطب زاده، با موافقت آیت‌الله خمینی، نوشته‌ای را تنظیم نمود که حمایت از دستگاه سلطنت را به چالش می‌گرفت و (در موضوع حمایت از شاه) رئیس جمهور فرانسه را به مناقشه با دیگر سران غرب دعوت می‌کرد و مضمون‌ش این بود:

شاه رفتنی است و مردم ایران به هیچ روی بقای حکومت وی را نمی‌پذیرند. هر تلاشی برای حفظ نظام سلطنت حتا با قوه قهریه و کودتا، به شکست می‌انجامد. انقلاب مردم ایران به هیچ دولت خارجی اتکاء ندارد از شوروی و دیگران و از هیچ بلوکی (شرق یا غرب) تأثیر نمی‌گیرد. ما پیشقدم قطع روابط با غرب نیستیم. نگرانی غرب از سقوط بازار ایران و یا امکان قطع صادرات نفت واقعی نیست. آنچه ما مخالفیم روابط نابرابر و یک جانبه است. حمایت از هر دولتی جز آنکه آیت‌الله خمینی آنرا تأئید کند، جواب ندارد و با مخالفت جدی مردم ایران روبرو می‌شود. با دخالت دیگران در اموری که تنها به خودمان مربوط است مخالفیم. این دیدگاه را اکثریت مردم تائید می‌کنند و با موافقت بدنه ارتش و بخش قابل ملاحظه ای از مسئولان ارتش که قلبا با انقلاب هستند و مسلمان می‌باشند هم همراه است. به انتخابات آزاد و استقلال کشور متعهد می‌مانیم و نفت‌ ایران‌ و ثبات‌ منطقه‌ را تضمین می‌کنیم...
 

۴- در نشست مزبور، همه می‌خواستند به شوروی هشدار داده شود به فکر دخالت بیجا در ایران نیافتد.

نظر شخصی ژیسکاردستن در آغاز این بود که  از شاه پشتیبانی شود. می‌گفت:

وی با اینكه، ضعیف شده، ولی دیدش واقع  بینانه‌ است و او تنها نیرویی است كه در برابر جریان مذهبی، ارتش را در  اختیار دارد ....

ژیسکاردستن ادامه داد البته گزارشات «رائول دلای» سفیر فرانسه در تهران و «میشل پونیاتوسكی» فرستاده ویژه من به ایران حرف دیگری می‌زند و آن این است که راهی جز  خروج شاه از كشور وجود ندارد و باید مخالفت مردم علیه بختیار به طریقی خنثی شود چون:

«تهاجم به  بختیار به مثابه قماری است كه تلفات فراوان برجای خواهد گذاشت و وخامت اوضاع به  مداخله ارتش خواهد انجامید.»

 

ESDP ، Alexandre de Marenches  و دیگر سازمان‌های اطلاعاتی فرانسه و... از اولین روز ورودِ آیت الله خمینی به «نوفل نوشاتو»، مکالمات تلفنی آنجا را تمام و کمال ضبط می‌کردند و گفته می‌شود هم اینک نیز در آرشیو خود دارند.

ژیسکاردستن که به «حذفِ» آیت‌الله خمینی (ترور؟) و یا اخراج وی از فرانسه (که ممکن می‌دانست)، اعتقادی نداشت و ادامه داد شاه هم مخالف این گزینه‌ها است. رئیس جمهور فرانسه با اینکه درآغاز زورِ خودش را زد بلکه شاه بماند تا اقتصاد غرب لطمه نخورد و پای شوروی باز نشود...پسین‌تر بحث را به کنارآمدن با آیت الله خمینی کشید. احتمالا گزارشات دریافتی از نوفل نوشاتو نیز اثر خودش را در مذاکرات داشت...

 

۵-  «هلموت اشمیت» دل نگرانی‌اش را با روی کارآمدن یک حکومت بنیادگرا نهان نمی‌کرد. او به جیمی کارتر خرده گرفت و نابسامانی اوضاع ایران را برای غرب بسیار زیانبار نشان داد. جیمی کارتر گفت: مشکل ما بیشتر از شما است. مُجّهز ترین پایگاه‌های كنترل و مراقبت نظامی و گسترده ترین شبكه پیشرفته الكترونیكی استراق سمع مربوط به حوزه خلیج فارس در ایران است اما «ما احساس نگرانی نمی‌كنیم. زیرا ارتش و نظامیان هستند. آنها قصد دارند بر اوضاع  مسلط شوند.» ایران پیشرفته ترین تجهیزات جنگی و فن آوری نظامی را در اختیار دارد.  

۶- کالاهان گفت: آنچه دارد اتفاق می‌افتد ریشه در اوضاع داخل ایران دارد و ما باید واقعیت را بپذیریم... شاه قادر به كنترل اوضاع نیست و راه‌حل واقعی برای جانشینی او  هم وجود ندارد. ... ارتش هم  نمی‌تواند در این میان یك نقش انتقالی ایفا كند چون تجربه سیاسی ندارد و فرماندهان آن دست از شاه برنمی دارند . 

روزی که شاه رفت، کالاهان در پارلمان انگلیس گزارش خودش را در باره گوادلوپ ارائه داد. در صحبت وی چهار بار به نام ایران و یکبار به اسم شاه اشاره شده است.

۷- پرسش و پاسخ در مورد تصمیم سران شرکت کننده در کنفرانس گوادلوپ:

Mr. Walters

In regard to Iran, did the Prime Minister feel that serious progress was made in formulating a joint Western policy to deal with a situation that could have enormous significance to Western interests in a key strategic area?

The Prime Minister (Mr James Callaghan)

We had a serious discussion about the attitude that should be taken. We were meeting in the middle of an unresolved situation. I therefore do not claim that we reached a precise decision on what the attitude of the West should be. But there was a mind-clearing of the matter—[Interruption.] It is a difficult situation. The Shah left only today. It is not really a matter for laughter. I think it is true to say that as our officials continue to meet we shall try to evolve a situation that will safeguard the interests of the West but will at the same time permit the people of Iran to choose their own leaders properly and, I hope, democratically.

۸- توصیه ژیسکاردستن برای کنارآمدن با آیت‌الله خمینی با ارزیابی «ویلیام سولیوان» تقریباً یکسان بود. سولیوان که با برخی از اعضای شورای انقلاب (و نیز جداگانه بدون اطلاع شورای انقلاب با آیت‌الله بهشتی مذاکره کرده بود) «خط بِزَن بَِزنِ برژینسکی» را نمی‌پذیرفت و خواهان رابطه با دست اندرکاران انقلاب بود. در میان مسئولین آمریکا «سولیوان» و «رمزی کلارک»، از همه عاقل‌‌تر بودند، شاید به همین دلیل کاخ سفید به گزارش‌هایشان شّک می‌کرد.

در یک بُرهه واشنگتن به این جمعبندی می‌رسد که بازرس كل وزارت خارجه «تئودورالیوت» را (که پیش‌تر در افغانستان مسئولیت داشت و فارسی را به خوبی صحبت می‌کرد)، برای مذاكره با آیت الله خمینی توجیه کند.

خط مشی جدید ظاهراً نتیجه كنفرانس گوادلوپ، بود. قرار می‌شود به جای بحث روی نقاط اختلاف، با توجه به این نکته که:

  "The enemy of mes ennemis sont mes amis… »my enemy is my friend..."  «دشمنِ دشمنم، دوستِ من است!»،

نظر واحدِ ارتش و روحانیت که هردو ضد کمونیست هستند، برجسته شود و حفظ ساختار ارتش مورد تاکید قرار گیرد تا «بحران» مدیریت شود و «هرج و مرج» در بستری آرام کانالیزه شده، مُبّدل به «نظم» گردد! دوبهم‌زنی «برژینسکی» و « جیمز شلزینگر »، «جیمی کارتر» را به تردید انداخت و مأموریت «تئودورالیوت» ماست‌مالی شد اما می‌دانیم که هایزر بعد از رفتن شاه فرماندهان ارتش را به کنارآمدن با نمایندگان آیت الله خمینی ترغیب می‌کند و حتا «ژنرال گاست» چند شماره تلفن در اختیار آنها می‌گذارد که تماس بگیرند. تیمسار ربیعی در دادگاهش به صراحت این مسئله را عنوان کرد. 

۹-  نامه آیت الله خمینی برای «ارتشبد قره باغی» رئیس‌ ستاد بزرگ‌ ارتشتاران‌ برای همراهی با انقلاب «... ارتش اگر روبروی انقلاب نایستد، در اامان است.» (حامل نامه زنده یاد داریوش فروهر بود)،

مذاکراتی که امثال آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله اردبیلی، مهندس بازرگان (و بعداً دکتر ابراهیم یزدی و...) با امثال « استمپل»  John D. Stempel مذاکره کننده اصلی سفارت امریکا و دیگر طرف های درگیر داشتند، و از همه بالاتر شور و آمادگی مردم برای حضور در صحنه...کفه‌ی ترازو را به سوی آیت ‌الله خمینی سنگین‌تر کرد و از همین رو وقتی از طرف کارتر پیغام آمد که بختیار نخست وزیر بماند و شما هم ایشان را هدایت بفرمائید... یا بختیار و یا کودتا...، آیت‌الله پیغام و پیغام دهنده را به مسخره گرفت که اصلا شما چکاره اید که تعئین تکلیف می‌کنید؟

ملت را به حال خود واگذارید تا من از اشخاص پاكدامن برای انتقال قدرت، یك شورای  انقلاب تأسیس كنم تا امكانات مناسب جهت به ثمر نشستن حكومت مبعوث ملت انجام پذیرد،  در غیر این صورت امید به آرامش نیست. اكنون در سازمان نیروهای مسلح ایران اختلاف  عمیق و اساسی بروز كرده است و در صورت كودتا بسیاری از ارتشییان كه به ما  پیوسته‌اند این تلاش را در نطفه خفه خواهند نمود...

آقای كارتر كه دموكرات است چطور از ما توقع دارند خلاف قانون عمل كنیم مگر ایشان نمی‌دانند كه خود شاه گفته پدرش را متفقین بردند، صلاح دیدند نباشد و بعد من را  پادشاه كردند پس او یك آدم غیرمشروع و سلطنتش غیرقانونی است، حالا یك نخست وزیر  منصوب كرده، این نخست وزیری كه باید از طرف مجلس به شاه معرفی شود اكنون شاه دارد  به مجلس معرفی اش می‌كند پس كجای این قانونی و شرعی است. مجلسی هم كه به این آقا  رای داده غیرقانونی است و نمایندگان مستقیم مردم نیستند پس این مجموعه در بحران  حاضر، غیرمشروع و غیرقانونی است ، حال چطور آقای كارتر از ما می‌خواهند كه ما خلاف  قانون عمل كنیم تا مشكل حل شود. دوم اینكه من بیانگر خواسته های مردم هستم ، مردم  دارند به من می‌گویند اینها باید بروند من هم بگویم این كار را نكنید، مردم نمی‌خواهند تن به این حكومت بدهند، بعد هم آقای كارتر ما را با ارتش تهدید می‌كند! چه  كاری تا به حال می‌توانسته ارتش انجام دهد كه نكرده...

گفته می‌شود نهایتاً فرستادگان «کارتر» در یک «هتل» در گوادلوپ!  Hotel Hamak of St. Francis  جاخوش می‌کنند و با نماینده یا نمایندگانی از «نوفل نوشاتو» به رّدوبَدل کردنِ پیام می‌پردازند...آیا «صادق طباطبایی» یکی از آنها بود؟

۱۰- درست است که مأموریت «ژنرال هایزر» با اولین روز برگزاری کنفرانس گوادلوپ همراه شد امّا ربط مستقیمی به آن نداشت. کاخ سفید، از گزارشات «ویلیام سولیوان» (تق و لق شدن اوضاع ایران، سردر گمی شاه، بهم‌ریختگی ارتش)، نگران بود و مدتی پیش از نشست مزبور اعزام فردی ویژه به ایران در دستور هیئت حاکمه آمریکا قرار گرفت، حتا «جیمز شلزینگر» برای این منظور روی «برژینسکی» دست گذاشت و قرار بود وی به جای «هایزر» رهسپار ایران شود، امّا در نهایت ۱۳ دی ماه ۵۷ «شورای امنیت آمریكا» ژنرال هایزر را برگزید.

«هایزر» در کُره و ویتنام، گُل کاشته بود!

ژنرال هایزر (GENERAL ROBERT E HUYSER ) با تیم همراهش (ژنرال گاست، چارلز دانکن قائم مقام وزیر دفاع‌‌ و تعدادی دیگر)، در ۴ ژانویه ۱۹۷۹ / ۱۴ دی ۱۳۵۷ دو روز قبل از معرفی کابینه بختیار به شاه،  با یک هواپیمای نظامی محرمانه از بروکسل، مقر فرماندهی ناتو، عازم تهران شد و تشریفات گمرگی را هم در فرودگاه مهرآباد به هیچ گرفت. او پیش‌تردر مقام‌ معاون ‌فرماندهی‌ ناتو چند بار‌ به‌ تهران‌ آماده بود.

بارِ آخر سی و یک روز در ایران ماند و یک بار به همراه سولیوان به دربار رفت و آنجا ذکر و فکرش تاریخ رفتن اعلیحضرت بود.

اینکه آقای اردشیر زاهدی فرموده اند:

«یكی از فرماندهان ارتش می خواست ژنرال هایزر را كتك بزند... و من به شاه گفتم از ایران بیرون نیاید و اگر بیرون می‌آید مستقیما به امریکا بیاید و دستور حبس هایزر  را صادر کند... شاه باید هایزر را با لگد از کشور بیرون می‌انداخت»،

لاف در غریبی و توهین به شعور مردم است. چاقو که دسته خودش را نمی‌بُرَد.

اعلیحضرت که به اشتباه تصور می‌کند هواپیمای آن ژنرال چهار ستاره در پایگاههای نظامی خاص آمریکائیان فرود آمده (و نه در مهرآباد)، مدّعی است که بعدها،  از آمدن «ژنرال هایزر» باخبر گشته! بختیار هم گفت: «من هرگز نام این ژنرال را نشنیده ام.»  (کیهان روز ۲۱ دی ماه ۱۳۵۷ صفحه ۴)

واقعش این است که «هایزر» جمعه به تهران (فرودگاه مهرآباد) رسید و فردایش، ورود او به ایران مثل توپ پیچید و مردم علیه حضورش شعار می‌دادند اما شاه و بختیار هیچکدام نشنیده‌اند و هیچکس هم خبر به این مهمی را برای‌شان نگفته است!

 عصر روز ۱۶ دی ۱۳۵۷ روزنامه های ایران نوشتند:

معاون فرماندهی سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بدنبال تشکیل کنفرانس سران در «گوادلوپ» و در ساعات اوّلیه کنفرانس با مأموریت ویژه‌ای از طرف دولت آمریکا به تهران اعزام شده است.

(صفحه آخر روزنامه کیهان شماره  ۱۰۶۰۵ ، شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۵۷ خبر ورود ژنرال هایزر به ایران دیده می‌شود.)

جدا از خبر کیهان، ژنرال هایزر، همان شنبه ۱۶ دی (روزی که بختیار کابینه اش را به شاه معرفی کرد) با ۵ تن از سران ارتش (قره باغی / طوفانیان / ربیعی / حبیب اللهی / بدره ای)، نشست گذاشته و متن مذاکراتش با آنها را در کتاب خود آورده است. یعنی ژنرال‌های شاه از ماجرای سفر «ژنرال هایزر»، فردایِ ورودش مطلع بوده‌اند...بگذریم...

در ملاقات با شاه، «هایزر» کوشید او را به تفویض اختیارات فرماندهی‌اش به شاهپور بختیار ترغیب نماید، ولی شاه به این درخواست جواب روشنی نداد. آیا بی‌رغبتی شاه از جمله به دلیل نامه ای بود که هفتم شهریور سال ۵۶ بختیار به نوفل نوشاتو فرستاده و ضمن اشاره به رهبری آیت الله، از وی تقاضای «هدايت و حمايت» کرده بود؟

«هایزر» اعتقاد داشت:

«ما تمامی‌ یک‌ ماشین‌ نظامی‌ رادر اختیار داریم‌ امّا ماه‌هاست‌ که‌ از آن‌ استفاده‌ نکرده‌ایم‌.»

شاه قانع شده بود که وجود این ژنرال چهار ستاره خیر است!

آیا به همین دلیل از قره باغی خواست فرماندهان به‌ حرف‌ هایزر گوش‌ کنند و به‌ وی‌ اطمینان‌داشته‌ باشند؟

 ***

 «هایزر» اهل «کلارادو» بود امّا دوستانش او را «داچ» Dutch  صدا می‌زدند. آیا نیاکانش هلندی بوده است؟ نمی‌دانم.

در جنگ دوم جهانی و نیز در جنایات ارتش آمریکا در کُره و ویتنام و آسیای جنوب شرقی شرکت داشت، افسری همه‌جانبه، سیستم‌ساز و کارآمد بود. هزاران ساعت پرواز کرده بود. پانزده هزار ساعت فقط باB-25, C-54, T-39 ...

دهها مدال و تقدیرنامه داشت. (حتا از مقامات کره جنوبی!)...

در میان سران آمریکا «برژینسکی» و «ژنرال‌ الکساندر هیگ»، (مسئول اول ناتو در آن سالها) با مأموریت هایزر موافقت نداشتند. آنها طرفدار بقای شاه و روکم‌کُنی از مخالفان بودند.

طالب بودند سیاستی اتخاذ شود و فردی به ایران برود که برقی،  قال انقلاب را بِکَنَد و با عملیاتی خشن، چراغش را خاموش سازد. لااقل یک‌ نیروی‌ ویژه‌ با ناو هواپیمابر در اقیانوس‌ هندمستقر گردد و برای زهرِ چشم گرفتن از مخالفین شاه، بارها و بارها دیوار صوتی شکسته شود و...

اما «کارتر» و «سایرونس ونس» و «دیوید جونز» رئیس‌ ستاد مشترک‌ نیروهای‌ مسلح‌ آمریکا، هارولد براون‌ وزیر دفاع‌، «چارلز دانکن» قائم مقام وزیر دفاع‌‌، و... می‌خواستند «هایزر» مانع واکنش خودسرانه ی سران ارتش شود و تنها در شرایط خاص و آخرین مرحله به اقدام نظامی مبادرت گردد و عملیات کورتاژ و کودتا را در پیش گیرند.

 

مأموّریتِ تیم «هایزر ـ گاست» از جمله موارد زیر بود:  

 • ارزیابی نقاط ضعف و قوت‌ِ نظامی و استراتژیک‌ِ ایران

 • حفظ فرماندهی ارتش به هر صورت ممکن

 • ارزیابی وضعیت سیاسی و اقتصادی‌ِ دَم به دَم متغیّر، با توجه ویژه به میدان‌های نفتی.

 • جلوگیری از عملیات خودسرانه و حساب نشده سران نظامی پس از رفتن شاه،

 • تعئین تکلیف قراردادهای فروش سلاح های پیشرفته آمریکا و در صورت لزوم لغو قراردادها

غیر از تیم «هایزر»، یكی دیگر از مقامات ارتش آمریکا به نام «اریك فن ماربُد» که نماینده ارشد دفاعی آمریکا در ایران بود، در گرماگرمِ انقلاب راهی ایران شد.

در فاصله سالهای ۷۸ ۱۹۷۲ حجم معاملات تسلیحاتی آمریكا با ایران از مرز شانزده میلیارد دلار گذشته بود. رقمی كه تا آن روز در تاریخ فروش جهانی اسلحه سابقه نداشت!

«اریك فن ماربُد» تفاهم بلند بالایی با مقامات ارتش امضا كرد که براساس آن شماری از توافق‌نامه‌های پیشین (برای فروش وسائل بسیار حساسِ نظامی) لغو می‌شد. بهانه این بود که نظامِ پرداخت‌های ایران به دلیل اعتصاب در بانك مركزی و وزارت دارایی مختل شده است...

«ژنرال هایزر» می‌خواست ابتدا سران نظامی را برای حفظ انسجام ارتش پس از رفتن شاه وحمایت از دولت شاپور بختیار، راضی کند و پسین‌تر خودش همراه «ویلیام سولیوان» نقش جوشکار را بازی کرده و سران ارتش و روحانیت را بهم وصل کند،

• تلاش برای ادامه فعالیت اداره هشتم ساواک در تقابل با روس‌ها و قانع کردن مخالف و موافق که این بخش از هم نپاشد،

• برنامه‌ریزی برای وسایل و سلاح های مُدرن آمریکا در ایستگاه های رادار ایران، که مبادا به تصرف شوروی درآید. یكی از این پایگاهها در منطقه كبكان واقع در ۶۴ كیلومتری شمال شرق مشهد و دیگری در بهشهر مازندران تاسیس شده بود و آمریكا بوسیله تجهیزات بسیار پیچیده تمام فعالیت نظامی روسها در جمهوری‌های آسیای مركزی، به خصوص آزمایش‌های موشكی آنها را تحت نظر داشت. تمام پیام‌ها و مخابرات الكترونیكی روس‌ها را در سراسر منطقه تا خلیج فارس ضبط می‌كرد و با ارزش‌ترین اطلاعات نظامی را برای مقابله با شوروی در این منطقه حساس جهان در اختیار داشت.

این ادوات در قلب جنگلهای دور افتاده در شمال ایران، یا در كوهستانهای «كبكان» بوسیله معدودی از كارشناسان فنی و غیر نظامی كار می‌كرد. ژنرال هایزر از این نظر کارساز بود. شاید به همین دلیل و نیز به خاطر تلاش «هایزر» برای خروج موفقیت آمیز نیروهای آمریکایی مستقر در ایران (به آمریکا)، «جیمی کارتر» برایش تقدیرنامه نوشت و با سلام و صلوات! مأموریت‌اش را ستود و گفت:

«شما با چنین كاری، كمك زیادی به اهداف سیاسی آمریكا كرده‌اید.»

«هایزر» در گزارشی به وزیر دفاع به تاریخ دهم بهمن سال ۵۷ نوشت:

دیروز نزدیك به ۳۰۰ نفر ایران را ترك كردند و تقریبا ۲۰۰ نفر دیگر امروز خواهند رفت... آیا خروج بی‌دردسر آمریکایی‌ها از ایران هم از برکات مذاکره با شخص هایزر بوده؟ آیا آیت الله بهشتی با وی دیدار داشته یا آنچنان که آقای رفسنجانی گفته اند شایعه است؟!

( البته این نتیجه مذاکره است که اهمیت دارد و اینکه چه کسی گفتگو می‌کند و چرا؟ در اینصورت پنهان کردن (مذاکره) از مردمی که مَحرم‌تر از دشمن است، مشروعیتِ آنرا زیر سئوال می‌بَرد.) 

• وادار ساختن  ارتش به  پشتیبانی  از دولت بختیار و در صورت لزوم مبادرت به اجرای طرح «ث» عملیات کورتاژ (کودتا) و در اختیارگرفتن سیستم بانکی، پالایشگاهها، نیروگاهها، آب و رسانه ها... باید انقلاب مهار می‌شد...

شاه تصور می‌کرد ژنرال قره‏باغی از قدرتش برای بی‏حركت ماندن امرای ارتشی زیردست‌ش استفاده كرد، اما واقعش این است که هایزر، دودوزده بازی می‌کرد. با عباس قره باغی، امیرحسین ربیعی و حسین فردوست یک جور حرف می‌زد و با ... بدره ای، حبیب اللهی، توفانیان، خسروداد، ناجی و بیگلری، جوری دیگر

با دسته اول صحبت از لزوم بی طرفی ارتش می‌کرد و با دسته دوم خواب کودتا می‌دید. (اگر زمام امور از دست برود)

رابط دسته دوم آقای اردشیر زاهدی بود که با «برژینسکی»فالوده می‌خورند. مگر نه اینکه به برژینسکی در خاطراتش گفته:

«ارتش، منضبط، بسامان و قوی بود. همتایان آن در پاكستان، تركیه، برزیل، مصر و نقاط دیگر در شرایط مشابه و دشوار ثابت كردند كه برای تصاحب قدرت و سپس اداره امور شایسته‏اند. دلیل وجود نداشت كه در ایران چنین نباشد، به خصوص اگر دستور این اقدام را شاه صادر می‏كرد.»

هرچند ارسال‌ محموله‌ای‌ از وسائل‌ نظامی‌ ضد شورش‌ برای‌ ارتش‌ایران‌، اعزام‌ یك‌ اسكادران‌ از نیرومندترین‌  هواپیماهای‌ نیروی‌ هوایی از ویرجینیا به‌  عربستان‌، اعزام‌ سه‌ ناوشكن‌ از دریای‌  چین‌ به‌ سوی‌آب‌های‌ هند، و دوبرابر کردن تعداد كشتی‌های‌ جنگی‌ آمریكا در  نزدیكی‌ سواحل‌ ایران‌... همه و همه بوی کودتا می‌داد.

اما  همانطور که خود «کارتر» بعداً اعتراف نمود:

«آمریکا قادر به کودتا نبود، نه تنها به دلیل سابقه (تاریخی) بلكه به این سبب كه یك رهبر نظامی كه قادر به انجام چنان كودتایی باشد وجود نداشت.»

«جیمز شلزینگر» وزیر انرژی كابینه كارتر هم گفته است:

«مداخله نظامی هم رژیم شاه را نجات نمی‏داد، به عكس چنین مداخله‏ای رژیم جانشین شاه را رادیكالتر می‏كرد و جهان اسلام را یكپارچه برضد آمریكا برمی‏انگیخت.»

«هایزر» هر روز اتومبیل خود را عوض می‌كرد تا شناخته نشود. او حدود یک هفته قبل از انقلاب به «ژنرال گاست» ماموریت داد کارش را دنبال کند و خودش «جیم شد» و به واشنگتن رفت. روزهای اوّل پُز می‌داد که جای هیچ نگرانی نیست . اوضاع در امن و امان است!  “There was no reason to panic.” Allen Anzeichen nach (sprich: aufgrund der Gespräche Huysers mit den Generälen) konnte Washington also damit rechnen, daß die Regierung, die das Schah-Regime abgelöst hatte, sich erfolgreich durchsetzen werde.

ولی وقتی ۲۲ بهمن رسید و چُرت‌شان پرید و خیلی‌ها به رُخ‌ش کشیدند که تو خراب کردی، همه زیرِ سرِ تو است...  Huyser's mission was a uselessگفت:

«به نظر من راه های موفقیت بختیار فراهم بود اما دولت آمریكا نتوانست وسیله ای فراهم كند كه بختیار مطمئن به استفاده از آن راهها شود طبیعی است كه این مسئله نتیجتاً جز فاجعه نخواهد بود فاجعه ای برای غرب.»

آیا منظورش این بود که آمریکا آنطور که باید و شاید برای کودتای نظامی تلاش نکرد؟

الآن کاشف به عمل آمده کسانی که در آمریکا برای ایران نقشه می‌کشیدند خودشان هم دقیقاً نمی‌دانستند چه بایدشان کرد. همین مسئله پاسخ این سردرگمی را می‌دهد که بالاخره هایزر آمده بود جلویِ کودتا را بگیرد یا اینکه آنرا سامان دهد.

 اگرچه «مرگ»، سال ۱۹۹۷ یقه «هایزر» را گرفت و پاگون و ستاره‌هایش را کَند و زیر خراوارها خاک مدفون نمود امّا، خاطره شوم‌ش تا حالا و تا همیشه باقی است.

نقش «گاست» در ایران، بیشتر و بالاتر از «هایزر» است.

پژوهشگران ما کمتر سراغ «ژنرال گاست» را گرفته‌اند و بسیاری از ما حتا اسمش را هم نشنیده‌ایم. اما به نظر من نقش اودر ایران بیشتر و بالاتر از «ژنرال هایزر» است. او نیز همانند هایزر بر سر مردم ویتنام بمب ریخته است و از این نظر کارنامه درخشانی دارد...

وقتی «برژینسكی» از «هایزر» می‌پرسد: «چگونه در ایران تدارك كودتا امكان پذیر خواهد شد؟»

 ژنرال هایزر جواب داد: «در ظرف ۲۴ ساعت می‌توان آن را به راه‌انداخت كافی است شما به ژنرال گاست رئیس   «گروه مستشاری ایالات متحده در ایران»  Military Assistance Advisory Group فرمان  بدهید.»

«ژنرال گاست» یکی از سران عملیات شکست خورده «پنجه عقاب» Eagle Claw  یعنی ماجرای طبس و آزادی گروگان‌های آمریکایی است. شاید بعضی از هموطنان ما نشنیده باشند که «ژنرال هایزر» نیز در این عملیات (در رابطه با هلی‌کوپترها) شرکت مستقیم داشته است.

به مَددِ «گاست» بود که «سرهنگ چارلى بكویث»، فرمانده «نیروى دلتا»  (Delta force)و «ژنرال جیمز وات»... نقشه عملیات را کشیدند و همراه  سران پنتاگون  و CIA ،  و   امثال «سایروس ونس» و «برژینسکی»...، به امضای جیمی کارتر رساندند. در نشست تصمیم گیری برای عملیات آزادی گروگان‌ها (که براستی یک لشکرکشی تمام عیار بود) تنها عده انگشت‌شماری شرکت داشتند که «گاست» در رأس آنها بود.

از نقش «گاست» در عملیات «پنجه عقاب» بگذریم و به روزهای انقلاب برگردیم.

سحرگاه  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، که جناب «برژینسکی»، و دیگر سران ایالات متحده گیج و ویج شده و در فکر اجرای طرح «ث» یعنی «عملیات کورتاژ» (کودتای ارتش) بودند! در تهران «ژنرال گاست» با مستشاران امریکایی و شماری از سران نظامی ایران، در ساختمان ستاد کل ارتش (خیابان شریعتی)، گیرافتاده و در محاصره جوانان مسلح قرار گرفتند.

«گری سیک» نویسنده کتبِ  America's Tragic Encounter with Iran  و «اکتبر سورپرایز»، به این داستان اشاره دارد :

« این بزرگترین لطمه به آمریكایی‌ها بود که همچنان به ارتش دل بسته بودند. «ژنرال گاست» که پس از رفتن‌ژنرال هایزر مسؤولیت تماس با سران ارتش را داشت چنان در اطاق خود گیر افتاده بود که حتی نمی‌توانست یک قدم بیرون بگذارد. »

همچنین«هنری برچت»، مدیر بخش ایران در وزارت امور خارجه امریکا، که بین سال‌های ۱۹۸۰ ـ ۱۹۷۸ پُستی کلیدی داشت و بین سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ نیز در مقام مأمور سیاسی ـ نظامی در سفارت امریکا در تهران مشغول کار بود، واقعه مزبور را گزارش کرده است.

انقلاب در روز یازدهم فوریه (۲۲ بهمن) پیروز شد. از آن‌جایی كه هنوز واحدهای ارتش با یكدیگر بودند، تلفنی با ویلیام سولیوان صحبت كردم. او گفت همین الان با برژینسكی صحبت می‌كرده و او به من گفته بود به ژنرال گاست، رییس MAAG  و مأمور ارشد نظامیان در ایران، بگوید كه به رهبری ایران اطلاع دهد زمان كودتا فرا رسیده است. آنها باید بختیار را سرنگون كنند، كنترل كشور را در دست بگیرند و هر كاری را كه لازم است برای اعادة نظم انجام دهند. ویلیام سولیوان نیز به برژینسكی گفته بود: «نمی‌فهمم، حتماً داری لهستانی صحبت می‌كنی. ژنرال گاست در زیرزمین مقر فرماندهی عالی گیرافتاده و حتی نمی‌تواند خودش را نجات دهد، چه رسد به این كه بخواهد این كشور رانجات دهد.»

 سولیوان در صفحه ۱۷۷ کتاب «مأموریت در ایران» نوشته:

«... نهایت خشم و عصبانیت من در این مكالمه موقعی بود كه گفته برژینسكی درباره امكان ترتیب دادن یك كودتا برای استقرار یك رژیم نظامی به جای حكومت در حال سقوط بختیار از من - سولیوان - نظر می‏خواهد. این فكر و سئوال در آن شرایط به قدری سخیف و نامعقول بود كه بی‏اختیار مرا به ادای یك كلمه زشت درباره برژینسكی وادار ساخت.»

ارتشبد فردوست در صفحه ۶۲۶ كتاب خاطرات اش (سقوط وظهور سلطنت پهلوی) اشتباهاً نوشته «ژنرال هایزر» هم در جمع افراد محاصره شده در ستاد کل بوده که اشتباه است.

با تهاجم جوانان مسلح، محافظین ستاد کل که هوا را پس دیدند سلاح‌شان را تحویل دادند و کنار رفتند، قرارگاه محاصره و تیراندازی شروع شد و از قضا گلوله‌هاپنجره‌ها را در بخش «ژنرال گاست» خرد كرد و او و همراهانش با هول و هراس به زیر زمین ستاد خزیده و با بی‌برقی و تاریکی در انتظار فَرج به سر بردند که البته از راه رسید! بعداً معلوم شد در اثنای هجوم، از طریق تلفن با مدرسه رفاه و علوی تماس گرفته و درخواست کمک می‌کنند. ..

با سفارش آیت‌الله خمینی، دکتر یزدی، مهدوی کرمانی، حاج مهدی عراقی و سرهنگ توکلی می‌جنبند و برای آزادی آنها دست به کار می‌شوند. جوانان مسلحی که نگران توطئه آمریکائی‌ها و سران ارتش بودند، زیر بار نمی‌روند اما پیغام پشت پیغام کلافه‌اشان می‌کند. بالاخره با پا درمیانی فرستادگان آیت‌الله خمینی آنها را دم دمای صبح سوار ماشین‌ می‌کنند و به طرف مدرسه علوی راه می‌افتند و به ناچار، افسران امریکایی و کارمندان همراه‌شان را در سفارت آمریکا تحویل معاون ویلیام سولیوان Charles w Naas  « چارلز دبلیوناس»، می‌دهند. سران ارتش هم (که سپهبد ناصر فیروزمند معاون  ستاد بزرگ ارتشتاران در بین آنان بوده)، در مدرسه علوی تحویل حاج مهدی عراقی می‌شوند که همه را آزاد می‌کنند. نام «سپهبد ناصر فیروزمند» در شمار ۲۷ افسر عالی رتبه ای است که اعلامیه بی‌طرفی ارتش را امضاء کرده اند!

آیا در جمع فرماندهانی که توسط مردم محاصره شدند،  «ژنرال جرج كرتز»  (George. J. Kertesz) نماینده آمریکا در نیروی هوایی و «آدمیرال  فرانك كولینز»  (Frank C. Collins) نماینده آمریکا در نیروی دریایی...نیز حضور داشته است؟

ناگفته نگذارم که آقای «چارلز دبلیوناس» پیش‌تر رئیس بخش مسائل ایران در وزارت خارجه بود و بعد از  «ویلیام سولیوان» سرپرستی سفارت آمریكا در ایران را به عهده گرفت. او با «ماشاالله قصاّب» و «عزت الله جهانگیری» رئیس اداره هشتم ساواک که (قبلاً در گنبد کاووس دستگاه‌های امنیتّی را هدایت می‌کرد) و... ـ دَمخور بود.

=========================

زیرنویس:

گزارش «جیمز کالاهان» در مورد کنفرانسِ گوادلوپ

تقدیرنامه کارتر برای ژنرال هایزر

کاخ سفیدـ واشنگتن ۷ فوریه ۱۹۷۹ (۱۸ بهمن ۱۳۵۷)

مایلم تشکرات شخصی خود را از خدمت شایسته ای که در جریان ماموریت خود در ایران به کشورتان انجام داده اید ابراز دارم. ورود شما به تهران در اوایل ژانویه در لحظه ای صورت گرفت که بی سامان و عدم اطمینان کامل حکمفرما بود. در زمانی که قیام سیاسی خشونت باری در جریان بود.

تعهد شما پایداری شما و ثبات قدم شما به فرماندهان ارتش ایران کمک کرد مسئولیت وطن پرستی خود را که ما هم در ارتش خود اعمال می‌کنیم حفظ کنند. شما با چنین کاری کمک زیادی به اهداف سیاسی آمریکا کرده اید. برای شخص من اقامت شما در ایران باعث آسودگی خیال و پشت گرمی بود من در طول چهار هفته اقامت دشوار شما در آن کشور هرگز از شما نا امید نشدم.

شرایط منحصر به فردی که شما در آن کار کردید به مخلوطی ویژه از خرد شهامت و کاردانی نیاز داشت. عملکرد شما در چنین شرایطی مایه احترام و قدردانی من و همه مشاوران اصلی من است.

من کار با ارزش شما را می‌ستایم

ارادتمندـ جیمی کارتر

ــ ماجرای گیرافتادن «ژنرال گاست» در ساختمان ستاد کل ارتش، از زبان  «هنری  برچت»

 

The Iranian Revolution: An Oral History With

Henry Precht, Then State Department

Desk Officer

The military

went into hiding, fled the country or were arrested and held in jail. The revolution

had succeeded by February 11.

As fighting between military units was still going on, I spoke to Sullivan on the

phone. He said he had just come off the line with Brzezinski, who had told him to tell

 

General Gast, who was our MAAG chief and senior military officer, to tell the Iranian

leadership now was the time for a coup.

They must overthrow Bakhtiar and take

control of the country and do whatever is necessary to restore order. Sullivan said, “I

can’t understand you. You must be speaking Polish. General Gast is in the basement

of the Supreme Commander’s headquarters pinned down by gunfire and he can’t save

himself, much less this country.” That was the last gasp, for the Iranian regime collapsed at that point.

 

ـ متن کامل گفتگوی «هنری برچت»:

http://www.mideasti.org/files/mejprecht5801.pdf

ــ یکی از گزارشات «ژنرال گاست» در ۱۰ دسامبر   ۱۹۸۰، سانسور گزارش از خود او است:

http://www.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB46/document6.pdf

مصاحبه با دکتر پوریزدان پرست از دانشجویان پیرو خط امام

یك گزارشی بود درباره شهید بهشتی كه ایشان رفته بود با «بختیار» و « سران ارتش » مذاكره كرده بود ، برای این كه بدون خون‌ریزی كنار برود، كه البته این دیدار با اطلاع امام بود، در این جلسه ژنرال هایزر نیز در انتهای سالن حضور داشته و این در حالی بوده است كه شهید بهشتی از آن مطلع نبوده است. این ژنرال كه برای كودتا به ایران آمده بود از مطالب این جلسه گزارشاتی به سفیر آمریكا داده بود كه متأسفانه این گزارش ... دزدیده شد و از لانه جاسوسی بیرون برده شد...

هشدار آمریکا به شاه به تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۹۷۸که در شراط بحرانی با شدت تمام غایله را بخواباند ومطمئن باشد، کاخ سفید پشتِ او است:

On 28 December 1978, the White House sends its Ambassador a memorandum firm and clear:

"If there is uncertainty about the direction of a gov - Civil Government or its ability to govern, or if the army threatens to fragment a little more, then the shah should select the option without waiting for a government strong military, capable of putting an end to disorder, the violence and bloodshed.

You must report this to the shah clearly, often stressing that American support is firm and is

Essentially, we repeat, essential to overcome the uncer - Current uncertainties. "

 =================================

معرفی چند اثر (برای اینکه تنها به قاضی نرویم)

 

• The American Experience and Iran, Barry M. Rubin

• Harper's Magazine, ( November 1974)

  Frances FitzGerald (Giving the Shah everything he wants)

• Charles Kurzman, The Unthinkable Revolution in Iran, Harvard University

• Mohammed Reza Pahlavi, Answer to History

Gary Sick, All Fall Down, America's Tragic Encounter with Iran, Random

• Cyrus Vance, Hard Choices: Critical Years in American Foreign Policy

• Jimmy Carter, Keeping Faith, Memoirs of a President

• Robert Huyser, Mission to Tehran.

• Bani Sadr, Conspiracy ayatollahs, La Découverte, 1989

• Valéry Giscard d'Estaing , Power and Life,( Le Pouvoir et la Vie)

•The Fall of the Shah, Ferydoun Hoveyda

• The Shah's Last Ride, William Shawcross

• An Enduring Love: My Life with the Shah: A Memoir

• Blood & Oil: A Prince's Memoir of Iran, from the Shah to the Ayatollah

• Shah of Shahs (Everything is in confusion), Ryszard Kapuscinski

 

 مایکل لدین و ویلیام لوئیس، کارتر و سقوط  شاه، ترجمه ناصر ایرانی      
  ایران به روایت رادیو بی بی سی، هوشنگ مهدوی
  ویلیام سولیوان:‌مأموریت در ایران، ترجمه محمود مشرقی
  جان . دی ‌استمپل،  درون انقلاب ایران، ترجمه منوچهر شجاعی 
  زیبگینیف برژینسکی، اسرار سقوط شاه، ترجمه حمید احمدی
  فریدون هوید، سقوط شاه،  طلوعی، محمد: صد

 استفان کنزر، همه مردان شاه. ترجمه رضا بلیغ
  فرح پهلوی، زندگی  من با شاه، عشقی پایا
  شوکراس , ویلیام، آخرین سفر  شاه سرنوشت یک متحد آمریکا , ترجمه : عبدالرضا هوشنگ مهدوی
  دکتر غلامرضا افخمی، زندگی و زمانه شاه
  آتابای ابوالفضل، اسرار زندگی شاه و فرح
  یوسف بیدخوری، در گوادلوپ چه  گذشت؟
  دکتر ابراهیم  یزدی، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها،
  عباس بشیری، انقلاب و پیروزی،
   هوشنگ نهاوندی،  آخرین روزها،
 
مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دهه  سرنوشت ساز (۲۲-۱۲بهمن۵۷ )
  پرویز  راجی، پشت پرده تخت طاووس
 
  نجاتی، غلامرضا،  تاریخ‌ سیاسی‌ بیست‌ و پنج‌ ساله‌ ایران،
 
مذاكرات شوراي فرماندهان ارتش، مثل برف آب خواهيم شد

  عباس قره‌باغی، اعترافات ژنرال (خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغی)

 مهدی بازرگان، خاطرات، تدوين غلامرضا نجاتی
   علی حیدر شهبازی، « دیده‌ها و شنیده‌های محافظ شاه»

 
 

اين مطلب در فرمت PDF ثبت شده است و با برنامه‌ي Acrobat Reader باز مي‌شود.
براي خواندن آن اينجا را کليک کنيد

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]