زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی
همنشین بهار

یاد ده ما را سخن های دقیق

که ترا رحم آورَد آن ای رفیق

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن

مُصلحی تو، ای تو سلطان سُخن

مولوی

………………………………………..

 

 هر تاریخ واقعی، تاریخ معاصر است.

 

از زندان قصر که برخرابه های کاخهای قاجاری بنا شد و رضا شاه آنرا در آذر  ۱۳۰۸ گشود، دیگر اثری نیست و جز صدای کلاغها و سارهای درختان کاجش، چیزی از آن نمانده و باغ موزه جایش را گرفته است...

 
زندان قصر اکنون وجود خارجی ندارد و از دادگاه قاسم ژیان پناه که دادگاه من و شما، نیز بود، بیش از سی سال گذشته و خود وی که از جمله به اتهام تجاوز به زندانیان سیاسی تیرباران شد، صدها کفن پوسانده است. شماری از کسانی هم که در آن به اصطلاح محکمه حضور داشتند، سر بر خاک نهاده اند.

***

ستم به زندانیان سیاسی در رژیم پیشن واقعیت داشت و نباید آنرا به دلیل بیداد بسا بسا بیشتر رزیم کنونی، از قلم انداخت و سرپوش گذاشت. استبداد زیر پرده دین، غنچه لبخند را بر لبان ستمدیدگان پژمرد و به معانی غائی نهفته در کلمات هم ستم کرد ولی رنج آزادیخواهان در رژیم پیشین هم کم نبود و مرور آن دوران درسهای قابل تأملّی دارد. 

گرچه در گذشته نباید زیست امّا، به گذشته باید نگریست. گذشته پیش درآمد اکنون و چراغ راه آینده است. باید بر لب جوی تاریخ بنشینیم و از آن بیاموزیم. 

البته هر تاریخ واقعی، تاریخ معاصر است. یعنی فهمیدن ما با واقعیت کنونی دمخور و همنشین می‌شود و از آن تأثیر می‌گیرد.

………………………………………..
 
کشتیبان را سیاستی دگر آمد.
 

برای مبارزه با آنچه رژیم پیشین «خرابکاران» می‌نامید، به دستور محمدرضا شاه، چهارم بهمن ۱۳۵۰، کمیته مشترک ضد خرابکاری شکل گرفت اما عدم هماهنگی نیروهای مختلف نظامی و امنیتی، خصوصا ساواک و شهربانی که هر کدام برای مبارزه با مخالفین رژیم، دفتر و دستک جداگانه‌ داشتند و ساز خود را می‌زدند، مشکل ساز بود.

با دخالت شاه، از اول خرداد سال ۱۳۵۲ ریاست کمیته مشترک به یکی از افسران ساواک محّول گشت و شهربانی صرفا مسئول کارهای اجرائی و تامین و نگهداری شد. البته برای هماهنگی بیشتر نمایندگانی از ارتش و ژاندارمری هم حضور داشتند، اما همه کاره و حاکم مطلق کمیته مشترک، اداره کل سوّم  ساواک موسوّم  به امنیت داخلی بود.

 

***

مسئولین اداره کل سوّم ، از تنظیم رابطه مدیران زندان قصر با زندانیان سیاسی ناراضی بودند و آنها را به مماشات و کوتاهی متهّم می‌کردند.

به دنبال چند نمونه تندروی از سوی زندانیان سیاسی در زندان قصر و واقعه ۵ تیر سال ۱۳۵۲ که «باتون بدستان کلاه خود به سر»، مغول وار به داخل زندان (بند شماره ۴) ریختند و زندانیان را به قصد کشت لت و پار کردند،

و نیز در پیامد این گزارش که، زندانیان در زندان، کار تشکیلاتی می‌کنند و ممکن است آنچه ۲۶ فروردین همان سال در زندان عادل آباد شیراز (شورش زندانیان) روی داده، در قصر هم پیش بیاید و...

دوبهم زنی های ساواک شدت گرفت و افسران میانه رو مثل سرهنگ کوهرنگی، سرگرد تیموری، سرگرد اسدی، سرگرد کمیلیان و سروان تعزیه چی (تجزیه چی)، جای خود را به امثال محررّی و یحیایی و زمانی و شعله ور و قاسم ژیان پناه دادند.

دسته جدید که ادای فاتحان را در می‌آوردند، با بوق و کرنا و یال و کوپال به مملکت زندان قصر هجوم آوردند و نرسیده میخ خود را کوبیدند که کشتی بان را سیاستی دگر آمد.

………………………………………..

 

طرح ترور زمانی و ژیان پناه

 

میرغضب قاسم ژیان پناه (معروف به قاسم سیاه) را زندانیان سیاسی زمان شاه می‌شناسند. او که عصبّیت و بداخلاقی در چهره اش نشسته بود و با خودش هم سر جنگ داشت، بیش از حّد، گوش به فرمان سرهنگ مُحرّری و سرگرد زمانی (داماد سرتیپ کمانگر) بود.

ژیان پناه در تهران در خیابان «جمال الحق» نزدیک راه آهن زندگی می‌کرد، جایی که سروان ابوالحسن عباسی ۲۱ مرداد سال ۱۳۳۳ با آن چمدان معروفش دستگیر شد و به زیر شکنجه رفت.

 

از سفاّکی و تندخویی که بعضی اوقات بر ژیان پناه حاکم می‌شد هرچه بگوئیم کم است.

درست است که آدمی از محیط زندگی و شیوه زیستش هم تأثیر می‌گیرد و ژیان پناه گرد و خاک جنوب شهر را چون کوله باری بر دوش داشت اما این، همه خوش رقصی ها را توجیه نمی‌کند. او به لحاظ خُلق و خو، با مردم زحمتکش و بی آلایش جنوب شهر نسبتی نداشت و با شعور و معرفت آنان بیگانه بود.

 

۵ تیر سال ۱۳۵۲ که اعتراض و اعتصاب زندانیان زندان قصر (بند شماره ۴) به دخالت پلیس و گاردهای باتون baton به دست کشید و مدیران زندان، به بند شماره ۳ رفتند و دست به دامان بیژن جزنی و مسعود رجوی شدند تا غائله بخوابد، ژیان پناه حضور نداشت اما بعد از برکناری افسران پیشین، او در کنار زمانی و یحیایی... و درجه دارانی چون عبدی و نظری و نامیان و ستار مرادی، شوری را به کوری رساند و بلای جان زندانیان شد. (ستار مرادی بعدها از این رو به آن رو شد. به همین دلیل از بندها برَش داشتند و به نگهبانی پشت بام فرستادند.)

 ***

سروان ژیان پناه و سرگرد (بعداً سرهنگ) منصور زمانی عرصه را بر زندانیان تنگ می‌کنند و برخی، نقشه حذف و ترور آن دو را می‌ریزند.

گویا «عزت شاهی» از طریق «علی محمد آقا» و «حسن حسین زاده» (برادر زن محمد کجویی) که از زندان آزاد می‌شدند تلاش می‌کند جدا از اخبار بازجویی ها، ضرورت از میان برداشتن زمانی و ژیان پناه را از طریق «حمیده نانلکی»(نانکلی) به «محسن فاضل» (علی) در بیرون زندان اطلاع دهد اما یکی دو عامل پیش بینی نشده، نقشه را بهم می‌ریزد و رابطه با محسن فاضل به مانع برخورد می‌کند... (...)...

بگذریم.

………………………………………..

 

زمانی و یحیایی سیلی می‌خورند.

 

زندانیان کم و بیش چپ‌روی می‌کردند و بهانه به دست گماشتگان ساواک می‌دادند، اما عامل اصلی، حکومتی بود که سّق اش را با بگیر و ببند برداشته بودند. زندانبانان واقعاً بد تا می‌کردند.

 

- پیش تر، در حمله نیروهای گارد به بند شماره ۴ زندان قصر یک زندانی به نام «مسچی» وحشیانه لگدکوب شده بود که فتقش ترکید و کارش به بیمارستان کشید. شماری دیگر از زندانیان هم زخم برداشته و آسیب دیده بودند.

 

- «داود محبوب مجاز» که در کمیته مشترک شکنجه بسیار دید و اختلال حواس پیدا کرد، دائم اذیّت می‌شد و او را زیر هشت می‌بردند و عاقبت هم بر اثر بی توجهی همانجا افتاد و مُرد. داود وقتی نماز می‌خواند دور خودش می‌چرخید و به چهار طرف سجده می‌کرد و گماشتگان زمانی و ژیان پناه قاه قاه می‌خندیدند.

 

- «جسن...» دکتر دندانپزشک نیز به علت شکنجه بیش از حّد تعادلش را از دست داده بود و بی آنکه بداند چکار می‌کند بلند بلند با خودش حرف می‌زد. او را از بند «یک و هفت و هشت» زندان قصر بردند و آنقدر وحشیانه زدند که دیوانه و «چِل وضع» شد و بعد از انقلاب هم در خیابانهای تهران دور و بر سطلهای آشغال می‌چرخید و داد می‌زد نزن...نزن...شلاق نزن...دستمو نپیچون...نزن... و بچه های کوچک که از رنج و درد او بی خبر بودند، دنبالش می‌دویدند.

 

- گماشتگان زمانی و ژیان پناه، روزنامه حاوی خبر ترور بیژن جزنی و ذوالانوار و… را با دبدبه و کبکبه به طرف زندانیان پرتاب می‌کردند و نیشخند می زدند و سکوت پر از اندوه آنان را هم برنمی‌تافتند و سر هیچ و پوچ اذیت می‌کردند و کرم می‌ریختند.

در هوای سرد با لباس زیر به انفرادی (درتخته ای ها) می‌بردند و آنجا گاه، زندانی را وادار می‌کردند دستهایش را روی زمین بگذارد و سمت دیوار، معکوس بایستد، در مواردی زندانیان را آویزان می‌کردند.

چندین بار پیش از بردن به انفرادی، پاهای زندانی را در چوب فلک (که زمان میرزا رضا کرمانی باب بود) برده و ده دوازده نفر به ترتیب شلاق می‌زدند تا زندانی بگوید «گه خوردم، گه خوردم»

 

(تک و توکی از آنان) شرم و حیا را قورت داده و بددهنی می‌کردند و حرف‌های زشت و نامربوط به زندانیان می‌زدند.

- باتون را در (...) خودت می‌کنیم بعد بیرون می‌آریم باید بلیسی...پدر سوخته خرابکار

- می‌خوای بفرستیمت لای زندانیان عادی در بند قوم لوط، تا وسطای شب نه یک بار، صد بار حالتا جا بیآرند؟ مادر به خطا

- توی بند، با بازی «اش تی تی» تمرین گروگانگیری می‌کنین؟ «اش تی تی» ای نشونتون میدیم که حظ کنین

حیف نون، که شما ولدالزناها بخورین. باید چوب توی «ک...نتون» کرد...

- گاهی هم مزّه می‌ریختند که بی پدر و مادرا، دوای شما فقط و فقط «مشکل‌گشا» است و لاغیر (مشکل گشا=شلاق)

 اینگونه بی‌صفتی ها (گاه گداری) پیش‌آمده بود،

امّا تجاوز به زندانی و ادرار در دهان آنان، نه. این واقعیت نداشت.

***

زمانی و مُحّرری، زندانیان را تحقیر و اذّیت می‌کردند. وقتی «ایرج یوسفی» به سرگرد زمانی سیلی زد، و «سعید صفوی» نیز همین کار را با داماد مُحّرری (سرگرد یحیایی) کرد، ژیان پناه ماهیت واقعی خودش را بیش از پیش نشان داد.

 

ژیان پناه، افسر لات و بیرحم زندان قصر، برخلاف امثال سروان صارمی و سروان نعیمی (نعمتی) و ستوان علایی (که بعد از انقلاب به مجاهدین پیوست و جان باخت)، از آزار زندانیان صفا می‌کرد و مانند سرگرد زمانی از فریاد زندانی زیر کابل، لذّت می‌برد، (اینها همه درست است)، اما داستان تجاوز درست نیست و واقعّیت ندارد.

(هرچند میم الف و ح ـ ط در دادگاه در این مورد مطالبی گفتند و شاکی شدند.)

………………………………………..

 

داستان تجاوز واقعّیت ندارد.

 

من با هر دو شاکی که از با صفا‌ترین بچه های زندان بودند، از نزدیک آشنا بودم و امثال ژیان پناه، در خلوت خویش نمی‌توانستند مظلومّیت و شرافت آنان را انکار کنند، اما متاسفانه وی در دادگاه راست گفت که گفت: «می‌توانم قسم بخورم که به هیچ یک از زندانیان تجاوز نشده و با باتون عمل زشتی صورت نگرفته است.»

ژیان پناه بعد از قطعی شدن حکمش و تا پیش از تیرباران هم، جمله فوق را تکرار می‌کرد.

 ***

اگر ماجرا واقعی بود و پیش از بازشدن درهای زندان، زندانیان (و اعضای صلیب سرخ و عفو بین الملل و... که پایشان به زندان باز شده بود) آنرا شنیده بودند، غوغایی علیه رژیم شاه پیدا می‌شد که آن سرش ناپیدا بود و کار به جاهای خیلی باریک کشیده می‌شد و تا خلع درجه و دادگاه نظامی برای مسئولین زندان پیش می‌رفت.

عضدی (محمد حسن ناصری) از آمران اصلی سرکوب و شکنجه که در ترور ۹ زندانی (جزنی و ذوالانوار و...) نقش مستقیم داشت و اکنون زیر خروارها خاک خفته است، روزی در کمیته مشترک به چند زندانی گفته بود: اگر کسی در میان ما به زندانی نظر سویی داشته باشد، دمار از روزگارش در می‌آوریم و در اینگونه موارد هیج رحمی نداریم. نه که پاک و پیامبر باشیم نه، بین ما از بالا تا پائین همه جور جونوری هست. اما زندان جای این بازی ها نیست...

به او گفته بودند آقای رسولی وسط شب داخل سلول می‌آید و ما را مسخره می‌کند. دوست ما که می‌دانید پاهایش زخمی است و نای نفس کشیدن ندارد، دَمر خواب بود. آقای رسولی گفت مواظب پتو باشید. بد جوری روش افتاده...

عضدی پاسخ داده بود: رسولی «گ..» خورد که این حرف را زد. البته او چشم ناپاک ندارد و از این نظر آدم درستی است. بچه ها هم از این بابت شکایتی علیه رسولی نداشتند.

***

به داستان تجاوز برگردیم...

پدر بزرگوارم هوشنگ عیسی بیگلو (با اینکه ژیان پناه او را خائن بالفطره نامید و سر یک پولیور که به زندانی دیگری داده بود به زیر هشت برد و شدیداً آزارش داد)، نامه ای به دادگاه انقلاب نوشت و گفت من شهادت می‌دهم که داستان تجاوز واقعیت ندارد. 

………………………………………..

 

پرویز ثابتی و اعدامهای سال ۵۰

 

برخی بی توجه به این حقیقت که «اثبات شئی، نفی ماعدا نمی کند»  زیر سئوال بردن لاف و گزافها را در مورد دشمنان آزادی، با تأئید آنان مساوی می‌گیرند !

در مقاله با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت.

نیز اشاره داشتم: فاصله گرفتن از بزرگنمایی و واکنش به روایتهای دروغ در مورد ستمگران، عملکرد غیرانسانی آنان را توجیه نمی‌کند. خون پاک ترین فرزندان ایران زمین به گردن شکنجه گران اداره کل سوّم  ساواک موسوّم  به امنیت داخلی است. اداره كل سوّم ، حاكم مطلق كمیته بود.

 

***

آن دسته از زندانیان رژیم شاه که شاهدان زنده شکنجه و آزار ساواک هستند هنوز سر یر برخاک نگذاشته اند و اگر  وارونه نمایی آقای ثابتی را با دلیل و برهان نشان دهند و کلمه را با کلمه پاسخ گویند بسیار نیکو است.

این ادعا هم که گویا با تلاش ایشان به جای اینکه حدود ۵۰ نفر در سال ۱۳۵۰ اعدام شوند، نیمی از آنان زنده ماندند و وی بهمراه سپهبد جعفری و سپهبد محققی مانع اعدام‌های بیشتر شده، قابل بررسی است.

………………………………………..

 

انسان موجود پیچیده ای است.

 

نمی خواهم همه را به کیش خود پندارم. از ابرهای تیره و بی باران آسمان خودم می‌گویم. از زندان شاه که آزاد گشتم و در زندانِ بزرگتر علاقه و توجه مردم، گرفتار آمدم، هوا بَرم داشت و روزی بدون آنکه بخواهم چیزی به دست بیآورم، یا کسی مجبورم کند یا نیاز به خودنمایی داشته باشم الک الکی علیه یک مظلوم شهادت دروغ دادم و با اینکه فردایش گریان و نالان عذر خواستم و طرف مرا بوسید و گفت اصلاً از من رنجیده نیست اما آن پلیدی را هرگز به خودم نمی‌بخشم...

 

کم ظلم ندیده ام اما دلیل نمی‌شود که ظلم بزرگ خودم را به آن مظلوم توجیه کنم. مظلوم بود چون همه مثل شکارچیان که با سگ و تور و تفنگشان به سمت شکار زخمی می‌دوند، بر سر و رویش ریخته بودند..

او روز و روزگاری برای ساواک خبرچینی کرده بود و گزارش وی اهمیت چندانی نداشت اما من، جلوی یک جمع بزرگ، برای او آبرو نگذاشتم. بد را بدتر جلوه دادم و حرفهایی علیه اش زدم که صحّت نداشت در حالیکه آیه ۸ سوره مائده را هم از بر پودم:

وَلاَ یجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ.. دشمنی قومی‌‌(گروه و جریانی) نباید باعث شود پا روی عدالت بگذارید.

***

ما (همه ما) گاه کارهایی می‌کنیم که خودمان هم سر در نمی‌آوریم و از تعلیل و تحلیلش درمی‌مانیم. دستگیری من در زمان شاه نیز، در رابطه با هیچ گروه سیاسی نبود. بعدها که بازپرسی رفتم، بازپرس یک تکنویسی جلویم گذاشت که اگر آن دوست که نزدیکتر از من به من است، با من نبود، همآن جا قبض روح شده بودم...

***

یکبار انسان ارجمند و شکنجه شده ای (که بعداً تیرباران شد) و عکسش را بیشتر ما داریم در دافعه مرتجعین زندان (دوستان لاجوردی) که نجس و پاکی راه انداخته و بند لباس حیاط زندان را هم صاحب شده بودند، در جمع شایعه راه انداخت که فلان آخوند به فلان نوجوان نظر دارد و...

دروغ وی به سرعت، بند را دُور زد و رنگ واقعیت گرفت. عملکرد مرتجعین البته و صدالبته از جنس رذالت بود اما آن دروغ نوعی پرونده سازی بود.

………………………………………..

 

صمد آقا و دکتر تقی ارانی

 

با دستگیری دکتر تقی ارانی و گروه ۵۳ نفر (در زمان رضا شاه)، حضرت عبدالصمد کامبخش علاوه بر معرفی وی به عنوان مسئول اول گروه و تک نویسی های دیگر، دست پیش می‌گیرد و به دیگران القا می‌کند ارانی همه را به پلیس لو داده است !

بند به هم می‌ریزد و خیلی ها از دکتر ارانی که انفرادی بوده، منزجر می‌شوند.

او در دالان سوم زندان موقت (سلول ۲۸)، در اتاقی مرطوب و متعفن که تا کمر دیوارش قارچ داشت تک و تنها بود)،

 

هربار که وی را به هواخوری می‌بردند، «خائن»، خائن تکرار می‌شد.

دکتر ارانی به بند عمومی زندان قصر منتقل می‌شود، آنجا هم بایکوتش می‌کنند و خلیل ملکی با وی دست به یقه شده توی صورتش می‌زند...

این بلبشوی غم انگیز خوشبختانه دیری نمی‌پاید چون در پرونده خوانی دست باعث و بانی رو می‌شود و وکیل‌مدافع گروه ۵۳ نفر نام عامل اصلی دستگیری‌ها یعنی عبدالصمد کامبخش را به اطلاع همه می‌رساند.
دکتر ارانی در همان زندان جان داد اما صمد آقا بعدها عضو شورای مرکزی حزب توده شد و حزب توده خود را داعیه‌دار اندیشه دکتر ارانی معرفی نمود.

در درون همه ما شاهی تبه کار و شیخی مکار لانه کرده است.

……………………………………….. 

 

انسان، موجود ناشناخته

 

آلکسیس کارل کتابی دارد به نام L'homme cet inconnu et l'eugénisme

(انسان، موجود ناشناخته)، واقعاً آدمی پیچیده است البته همه ما تا حدود زیادی به کلاف سردرگم خودمان اشراف داریم.

با موج می‌رویم و هر طرف باد بیاید هیشون می‌کنیم. به غضب بارک الله گرفتار می‌شویم و اگر صلاحمان باشد بهترین رفیق‌مان را هم به لجن می‌کشیم و این بی صفتی را توجیه کرده، برای کارمان دلیل می‌تراشیم و منیاتوریزه می‌کنیم.

حتی دوست داریم کشته شویم به شرط آنکه در صف جلو باشیم. خودمان کاری نمی‌کنیم اما وقتی دیگری کار می‌کند آزرده می‌شویم و پشت سرش صفحه می‌گذاریم. 

گاه از شیطان هم ناخالص تریم. چون شیطان برای تقرب به خدا، حاضر به هر کاری نشد و آدم را سجده نکرد و قیمت این عصیان را هم داد اما آدمی گاه شیطان را هم انگشت به دهان می‌کند. گاه غرق در آرزوهای حقیر می‌شویم، در تمنای یک وصال و تصاحب یک کالا (که نامش را به دروغ عشق می‌گذاریم تا خودمان و او را گول بزنیم)، رومانتیک‌بازی در می‌آورَیم، شعر و ترانه می‌خوانیم، از تفنگ و نارنجک و مرگ بر ظالمان حرف می‌زنیم، حتی شعار عدالت و آزادی سر می‌داده، خدا را هم به بازی می‌گیریم و از آن نردبان و دام و دشنه می‌سازیم.

دَم به دَم ما بسته‌ی دامِ نویم

هر یکی گر باز و سیمرغی شویم

ما در این انبار، گندم می‌کنیم

گندم جمعْ‌آمده، گُم می‌کنیم

می‌نیندیشیم آخِر ما به هوش

کین خَلَل در گندم است از مکرِ موش

موش، تا انبارِ ما حُفره زده‌ست

وز فَنَش انبارِ ما ویران شده‌ست.

مولوی

………………………………………..

 

هوا دلپذیر شد، گل از خاک بر دمید، امّا...

 

حالا از عام به خاص بیآئیم و به دادگاه ژیان پناه برگردیم.

اگرچه با بهار انقلاب، هوا دلپذیر شد و گل از خاک بر دمید، اما خاطرات بگیر و ببندهای زمان شاه دست از سر هیچ زندانی بر نداشت و با دود و دَم و سایه ها و هاله هایش، خرد و مدارا را پس زد و شور و ولوله را جلو انداخت تا شّر و «شغب» خود را در دادگاه طاغوتیان پرتاب کند.

 

اینگونه مواقع، حافظه ما زیر فشار و نفوذ دائمی تصورات و رؤیاهای ما قرار می‌گیرد. خاطره ها تغییر شکل می‌یابند و با خاطره های دیگری قاطی می‌شوند. خودمان هم دچار وسوسه می‌شویم و رؤیاها و خیالبافی‌های خودمان را واقعی می‌گیریم.

اینگونه مواقع، همه خاطرات زندان و آنچه مربوط به شکنجه و شکنجه گران است و ما پیشتر دیده یا خوانده ایم جلوی چشممان سبز می‌شود...گاه آدمی آنچه را خود پرورانده و روی نداده است، به مثابه یک رویداد باور می‌کند و آنقدر در این باور می‌ماند که برای خودش عین واقعیت می‌شود. تو گویی از اساس پندار نبوده است.

آنچه بر سر شماری از دستگیرشدگان در مدرسه رفاه و قصر و اوین آمد شاید گناه اجدادشان را هم پاک کرده بود اما ما در چهره آنان نرون خونخوار، ضحاک ماردوش، شمر بن ذوالجوشن، قاتلین چه گوارا و ویکتور خارا و حسینی شکنجه گر را می‌دیدیم.

 ***

تازه انقلاب شده بود، مجسّمه ها یکی بعد از دیگری شکسته شده و همه جا را سرود و درود گرفته بود. در دادگاه های علنی هم پدران و مادران شهدا و کسانیکه ظلم و ستم شکنجه گران را تداعی می‌کردند، حضور داشتند. بعضی به شدّت می‌گریستند و عکس فرزندانشان را در دست داشتند...

از همه جا صدای الله اکبر و «در بهار آزادی، جای شهدا خالی» می‌آمد...در ایران قیامت کبری بود و شب و روز اشعار انقلاب در گوشمان زنگ می‌زد:

همت کنید ای دوستان، دشمن به میدان آمده.....

 

شور و فتور و جبر جّو کار خودش را کرد و با دود و دَم و سایه ها و هاله هایش، به خرد و مدارا تیپا زد...

 

ژیان پناه پیش از آنکه حکم بگیرد یکی دوبار گفت می‌دانم حکمم اعدام است. بعد از ابلاغ حکم هم، مثل کسی که منگ شده باشد، چند بار دور اتاق دادگاه دوید و چرخ زد و در حالیکه می‌گریست با صدای بلند الله اکبر و...سر داد و به عنوان آخرین خواسته یک محکوم تقاضا نمود او را بعد از مرگ، حلال کنند و گفت:

من که رفتم اما قسم می‌خورم به هیچ یک از زندانیان تجاوز نشده و با باتون عمل زشتی صورت نگرفته است.

 ………………………………………..

 

جبر جّو و بردن سوژه زیر تیغ

 

در نشست های حزبی و سازمانی هم وقتی قرار است فردی مغضوب شود و زیر تیغ برود، جبر جو، خیلی ها را وادار می‌کند حرفهایی علیه سوژه بزنند که خودشان می‌دانند از اساس دروغ است.

فرد مغضوب که تا دیروز در باره اش گفته بودند مرزهای فدا و ایثار را درنوردیده...شیطان لعین می‌شد و بر سر و رویش تُف می‌انداختند.

پیش‌تر وارث خون شهیدان بود و رنج اسیران در او گره می‌خورد، امّا حالا بر صندلی اتهام می‌نشست و هر کس و ناکسی به او می‌تاخت.

تا دیروز امید امام و امت بود، اما با برگشتن ورق، زیر دست و پا، دست و پای بی انصافی و بی خردی له و لورده می‌شد.

در فضای شور و فتور و در «جبر جّو»، هر مریدی برای تقرب بیشتر به مراد خویش، به سوژه می‌تازد و می‌تازد و تا می‌تواند لگدش می‌زند تا از قافله عقب نماند و...

این مباحث تا بدینجا گفتنی ست

هرچه آید زین سپس بنهفتنی ست

 

 

 

پانویس

 

بازی «اش تی تی» در زندان 

 

در بازی اش تی تی دو گروه یارگیری می‌کردند و دو طرف می‌ایستادند. یکی می‌بایست با یک نفس بیاید و با ادای ممتد کلمه « اش تی تی»، هر چند نفر از طرف مقابل را که می‌تواند بزند و در برود.

بازی اش تی تی، در خوزستان و بویژه شوشتر هوادار زیادی دارد.

......................................

 

ما گل بی عیب نیستیم.

 

در دادگاه خسرو گلسرخی، «ابراهیم فرهنگ رازی»، که آنزمان شوهر شکوه فرهنگ بود، داد و هوار راه انداخت و با اشاره به یکی از حضار... از کوره به در رفت و حرفهای نیشداری گفت. (بازماندگان آن پرونده هرچند تاکنون در این مورد ننوشته اند اما دقیقاً می‌دانند آن شخص به چه چیز اشاره داشت.)

 

در موارد دیگر نیز، ساواک، از تنظیم رابطه شماری از بازداشت شدگان و «اسرارمگو» یی که جامعه سنتی ایران روی آن بسیار حساس است و حالا هم گفته شود، خیلی ها باور نمی‌کنند، خبر داشت. توی پرونده ها و تک نویسی ها هم آمده بود، اما آنرا به رخ نکشید و با اینکه آنچه می‌دانست رگه هایی از واقعیت داشت، نیآمد در تلویزیون سراسری عَلَم کند و جار بزند. تهرانی و کمالی و آرش و کوچاصفهانی هم در دادگاهشان نگفتند...

اشتباه نشود، در بیداد اداره کل سوّم  ساواک که همزاد پرویز ثابتی است، هیچ تردیدی نبوده و نیست. اما خودمان هم، همچین گل بی عیب نبوده و نیستیم.

......................................

 

امیر پرویز پویان و «ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﮐﺠﺎ ﺁﺑﺎﺩ»

پیشتر گفتم حافظه ما زیر فشار و نفوذ دائمی تصورات و رؤیاهای ما است. گاه دچار وسوسه می‌شویم و رؤیاها و خیالبافی‌های خودمان را واقعی می‌گیریم.

 - شهید دلاور امیر پرویز پویان در جزوه «ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﮐﺠﺎﺁﺑﺎﺩ، ﮔﻔﺘﮕﻮﺋﻲ ﻣﻴﺎﻥ ﺳﻴﻤﻮﻥ ﻻﻣﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺁﻣﺎﻧﻮﺋﻞ ﺁﺭﺗﺮ» را توضیح داده است. واقعش این است که ﺳﻴﻤﻮﻥ ﻻﻣﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺁﻣﺎﻧﻮﺋﻞ ﺁﺭﺗﺮ، اصلاً وجود خارجی ندارند.. هردو خود پویان است.

 - دکتر علی شریعتی بارها و بارها (به ویژه در کتاب زیبای گفتگوهای تنهایی) به فردی به نام «شاندل» اشاره می‌کند و از او نقل قول می‌آورد و از «دفترهای سبزش» می‌گوید. درحالیکه شاندل به عنوان یک نویسنده اصلاً وجود خارجی ندارد و بیشتر ترجمان خود اوست به ویژه که شاندل به معنی شمع اشت و شمع تخلص خود وی...

البته شریعتی یا پویان، قصدشان فریب دیگران و یا ساختن دروغی که خود نیز باور کنند نبوده، چه بسا می خواستند با ابداع آن شخصیت ها به حرفهای خودشان، نوعی سندیت و اعتبار دهند.

 

 - کارگردان و فیلم‌ساز اسپانیایی لوئیس بونوئل Luis Buñuel ‏ در کتاب خاطراتش (با آخرین نفسهایم Mi último suspiro ) در شرح مراسم عروسی «پل نیزان» Paul Nizan نویسنده فرانسوی که در جریان حمله ارتش نازی به فرانسه کشته شد، وی و همسرش را (که هردو غیرمذهبی بودند) به صحن کلیسای سن ژرمن دپره Saint Germain des Pres می‌کشاند و ژان پل سارتر را هم به عنوان شاهد عقد، کنار عروس و داماد می‌نشاند ! (که به عقل جور درنمی‌آید.)

بعدها خودش از این گزارش غیرواقعی، تعجب کرده و نوشته است:

مگه میشه یه همچین چیزی؟ پل نیزان مارکسیستی بود معتقد، و همسرش هم در خانواده ای غیرمذهبی بزرگ شده بود، این دو نفر امکان نداشت که به ازدواج کلیسایی تن بدهند. (و ژان پل سارتر هم ساقدوش آنها باشد) چنین چیزی غیرممکن است.

من همه چیز را درهم‌آمیخته و خاطره جدید ساخته ام. از چیزی، فردی، و دیالوگی یاد کرده ام که انگار اتفاق افتاده و خودم بخشی از آن هستم. در حالیکه اینجور نیست.  

***

لوئیس بونوئل یادآور رنج و شکنج نسلی بود که زخم‌های دردناک جنگ و شکست و تبعید را چون کوله بار سنگینی از اینجا به آنجا می‌کشید. نسلی که با روی کارآمدن ژنرال فرانکو، تارومار شد، اما تسلیم نشد. از میهنش رانده شد، اما ریشه‌کن نشد.

 


سلام بر شما. برای ویدیوهای تقویم تاریخ به عکسی از «سیروس نهاوندی» (که زمان شاه، در تشکل موسوّم  به سازمان آزادیبخش خلق های ایران فعالیت داشت)، نیاز دارم اگر شما در اختیار دارید خواهش می‌کنم برای من بفرستید. بسیار سپاسگزارم.

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]