برصیصای اساطیر اسلامی هیئت اسطوره ای دیگر مانی، پیامبر صوفی است
جواد مفرد کهلان

نگارنده قبلاً برصیصای مصلوب لفظ آرامی را بر اساس ترجمه و تفسیر دیگران  مترادف ایرانی بستور گرفته و نام نشان وی را مأخوذ از اسطورهً بستور (زره بسته،تیگران، تخموروپه، آرش شیواتیر) فرزند زریادر(بردیه زرتشت) گرفته بودم و بر این باور بودم که وی  تحت نام ولقب تهمورث زیناوند همان فرزند هوشنگ (در مقام بردیه زرتشت) بوده است. که می دایم اسطوره اش از این قرار است که در آن، زن تهمورث(تخموروپه، یعنی پهلوان ببرمانند= تیگران) توسط ابلیس(اهرمن) فریب  می خورد و به جهت لو دادن مکان ترس وی(کوف قاف، قفقاز) در هنگام آسمان پیمایی اش بر پشت اهرمن باعث، سقوط وی توسط اهریمن بر این کوهستان میگردد. در واقع اصل واقعه این است که تیگران(خورشید چهر) پسر کوچک زرتشت فرمانروای ولایات جنوب قفقاز، بعد از ترور گردیدن پدر و دوبرادرش توسط داریوش و شش تن همدستانش بعد از نبردهایی سخت با سپاهیان داریوش بدان سوی کوهستان قفقاز، نزد خویشاوندان سئورومتی (صربوکرواتی) خویش پناه می برد. ولی برصیصا اساطیر سامی نه مردی جنگی است که به معنی عربی آن فرزند زرهپوش بوده باشد بلکه زاهدی است که نامش به صور مار سیسا (حلاج قدیس) و بارسیسا (فرزند نداف) به وضوح نشانگر نام مانی ملقب به مارسیسا یا بارسیسای مصلوب است که تحت این عناوین به سهو غالباً جانشین مانی به شمار رفته است. ترجمه ایرانی این اسامی آرامی و عبری یعنی "فرزند نداف (حلاج)" همان منصور حلاج صوفی اساطیری مصلوب، میگردد. با اندکی تعمق در باب ریشه ایرانی نام عابد اساطیری معروف برصیصا (برث ایس=پروراننده نماز) یعنی لقب مانی و حتی به نام دومین سئوشیانت زرتشتی یعنی اوخشیت نمنگهه (پروراننده نماز) میرسیم. این بدان معنی است که از سئوشیانت دوم یا اوشی در بامی (بیمرگ درخشان= مانی درخشان) همانا خود مانی بنیانگذار نمازهای پنجگانه مانوی بوده است که ترتیب و توالی نماز مسلمین نیز به قیاس از آنها پدید آمده است. یکی شدن مانی با سئوشیانت دوم معلوم میدارد از سئوشیانت اول یعنی پروزاننده قانون عدل و داد خود سپیتاک زرتشت (گائوماته بردیه) و از سئوشیانت سوم یعنی استوت ارته (استوار کننده قانون عدل و داد) سمت دریای هامون همانا مزدک بامدادان (اهل نیسای میانی در غرب افانستان) مراد بوده است. بر این پایه، این باور باید از مزدکیان به زرتشتیان رسیده باشد چون تنها فرق دینی ایشان بوده که این هر سه پیامبر ایرانی را گرامی میداشته اند. اسطوره اسلامی این هیئت کهن این عابد اساطیری احادیث اسلامی چنین قید شده است:                                                                                                                                  
برصیصا: راهبی عابد و زاهد که با اغواگری شیطان بد فرجام شد:
                                                                 
برصيصا را برخى در لغت، برگرفته از واژه «صيصا» در زبان آرامى و به معناى سينه‌بند مرصّع اسقف اعظم يا كاكلهاى كلاه او دانسته‌اند كه يادآور برترين مقام كليساست. برصيصا شخصيتى شبه تاريخى است كه نام و سرگذشت او به صورت نمونه‌اى عبرت‌آموز از تلاش بىوقفه شيطان براى اغواى انسان و نيز امكان بدفرجامى آدمى به رغم سابقه درخشان، بازتابى عمدتاً گسترده در منابع تاريخى، تفسيرى، حديثى، اخلاقى و كلامى مسلمانان يافته است. گاه به سبب شباهت در سرگذشت و سرنوشت، نام برصيصا در كنار ابليس و بلعم باعورا ياد مى‌شود كه هر سه به رغم پيشينه درخشان در عبادت و بندگى خدا، بدفرجام و كفر‌آيين شدند.                                       
نام و سرگذشت برصيصا در قرآن نيامده است؛ اما همه مفسران شيعه و سنى هرچند با ديدگاه و‌چند و چونى متفاوت، در ارتباط با آيه 16‌حشر/‌59 داستان او را آورده‌اند: «كَمَثَلِ الشَّيطـنِ اِذ قالَ لِلاِنسـنِ اكفُر فَلَمّا كَفَرَ قالَ اِنّى بَرىءٌ‌مِنكَ اِنّى اَخافُ اللّهَ رَبَّ العــلَمين». اين تمثيل درباره تحريك و فريب يهود بنى‌نضير از سوى منافقان مدينه است. در پى پيمان‌شكنى بنى‌نضير در جريان دسيسه كشتن پيامبر(صلى الله عليه وآله) و براساس توافق حاصل شده، آنان بايد خانه و دارايى خود را رها ساخته، جلاى وطن مى‌كردند. (نك:‌حشر/59‌، 2، 6) منافقان با وعده هميارى و همراهى در صورت جنگ با پيامبر(صلى الله عليه وآله)يا جلاى وطن (حشر/59‌،11) بنى‌نضير را به مخالفت با تصميم ياد شده و خوددارى از كوچ اجبارى تحريك كردند. خداوند با دروغگو خواندن منافقان، از هميارى و همراهى نكردن آنها و رويگردانيشان از بنى‌نضير در صورت جنگ و جلاى وطن خبر داده (حشر/59‌،12) و آنان را همانند شيطان مى‌نامد كه به سبب دشمنى ديرينه و با وعده‌هاى دروغين و وسوسه انگيزش به اغواگرى انسان مى‌پردازد و هنگامى كه آدمى در دام كفر گرفتار آمد و درمانده‌شد از او برائت و بيزارى مى‌جويد. (حشر/59‌،16) اينكه «انسان» به معناى جنس آن و آيه بيانگر تعامل شيطان با نوع‌بنى‌بشر است يا اينكه به شخصى معيّن در حادثه‌اى خارجى و تاريخى اشاره دارد مورد اختلاف است. گروهى از مفسران شيعه و شمارى از اهل سنت به پيروى از مجاهد «ال» در «الانسان»را به معناى جنس دانسته‌اند. اين ديدگاه با سياق و مفهوم آيه و كاربردهاى ديگر «انسان» در قرآن كه به معناى جنس آمده سازگار است. (براى‌نمونه نك: يوسف/12، 5‌؛ اسراء/‌17، 53‌؛ فرقان/25، 29؛ معارج/70، 19؛ تين/ 95،4؛ عصر/103،2) بر‌اساس اين ديدگاه كه آلوسى آن را به جمهور مفسران نسبت داده است معناى آيه عام و فراگير‌است و مى‌تواند درباره همه آدميان صادق باشد، بر اين اساس، شيطان با وعده‌هاى دروغين، زيبا جلوه دادن بهره‌منديهاى زندگى و آرزوهاى رنگارنگ و دور و دراز، انسان را به وادى كفر مى‌كشاند و هنگامى كه دروغ بودن وعده‌ها آشكار شد، آدمى را بى‌هيچ يار و ياورى رها ساخته، از او‌بيزارى مى‌جويد. چنين مضمونى در برخى ديگر از آيات نيز آمده است كه مى‌تواند مؤيّد ديدگاه ياد شده باشد. (نك: ابراهيم/14،22؛ فرقان/25،29) دسته دوم از مفسران «ال» را به معناى «عهد» و «انسان» را اشاره به شخصى معين مى‌دانند. ابن‌جوزى هم، اين ديدگاه را به جمهور مفسران نسبت مى‌دهد. كه با ادعاى گفته شده آلوسى در تناقض است. برخى به كار رفتن صيغه‌هاى ماضى (قال و كفر) و امر (اكفر) را در آيه مؤيّد اين ديدگاه‌دانسته‌اند، با اين استدلال ضعيف و شكننده كه صيغه‌هاى ياد شده نشان مى‌دهد كه محتواى آيه در زمان گذشته روى داده و شخصى معين، مورد خطاب شيطان بوده است. در غير اين صورت بايد، صيغه مضارع به كار‌مى‌رفت. اين دسته از مفسران در تعيين مصداق انسان، به اختلاف گراييده‌اند؛ برخى بر اساس ديدگاه زمخشرى كه بدون اشاره به مصداق انسان، آيه را مربوط به اغواگرى شيطان نسبت به مشركان قريش در جريان جنگ بدر مى‌داند، انسان را اشاره به ابوجهل دانسته‌اند. بنابراين نظر، محتواى آيه همان است كه در آيه 48 انفال/8 به گونه روشن‌تر و مبسوط‌ترى آمده است: «و‌اِذ‌زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيطـنُ اَعمــلَهُم و قالَ لا غالِبَ لَكُمُ اليَومَ مِنَ النّاسِ واِنّى جارٌ‌لَكُم فَلَمّا تَراءَتِ الفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيهِ و قالَ‌اِنّى بَرِىءٌ مِنكُم اِنّى اَرى ما لا تَرَونَ اِنّى اَخافُ اللّهَ». در مقابل، اغلب مفسران دسته دوم، با اشاره به داستانى مشهور، مصداق «انسان» را برصيصا خوانده‌اند. براساس اين حكايت، برصيصا، راهبى از بنى‌اسرائيل است كه روزگارى دراز، در صومعه‌اى دور از مردم، زاهدانه به عبادت خدا پرداخته و بنا به روايتى، مستجاب الدعوه شده است. شيطان كه خشمناك از پرهيزگارى، رياضت و عبادتهاى پيوسته برصيصا، سالها، بى‌هيچ توفيقى در پى فريب او بود سرانجام با وسوسه‌هاى خود، وى را بر آن مى‌دارد تا با زنى درآميزد و سپس از ترس رسوايى، او را كشته، مدفون سازد. راز اين رسوايى كه آشكار مى‌شود، برصيصا را به صليب مى‌كشند. در اين هنگام، شيطان در آخرين مرحله از اغواگريهايش، در برابر ديدگان او ظاهر شده، از نقش اصلى خود در رقم خوردن چنين سرنوشتى براى برصيصا و نيز رهاسازى او در صورت سجده بر وى خبر مى‌دهد. برصيصا نااميد از همه جا و با سجده‌اى به اشارت، كافر شده و شيطان* بدون هيچ كمكى، از وى بيزارى جسته، در كام مرگ رهايش مى‌سازد.                                                                     
در كنار اين روايت مشهور، روايت نادر و كاملا متفاوتى نيز درباره سرگذشت برصيصا در برخى منابع گزارش شده است. بر اساس اين روايت، برصيصا عابدى مسلمان و مؤذّن در يكى از مساجد مصر است كه روزى هنگام اذان بر بالاى مأذنه با ديدن دختر ترساى همسايه، دلبسته او شده، در پى وصال آن دختر و به درخواست خانواده او از آيين مسلمانى دست برمى‌دارد؛ اما پيش از آنكه كام دل برگيرد، در حادثه‌اى از بالاى بام افتاده، مى‌ميرد.                    
داستان مشهور برصيصا با سندهاى گوناگون از ابن‌عباس (م. 68 ق.)، ابن‌مسعود (م. 33 ق.)، طاووس و همچنين از اميرمؤمنان، على(عليه السلام) و در پاره‌اى منابع از پيامبر‌اسلام(صلى الله عليه وآله) روايت و بيشتر سندهاى آن تضعيف شده است؛ از جمله، روايت منسوب به پيامبر(صلى الله عليه وآله) را عبيد‌بن رفاعه نقل مى‌كند كه برخى‌با نفى صحابى بودن، روايت او را مرسل دانسته‌اند. از سوى ديگر به رغم آنكه برخى پژوهشگران، سند روايت منسوب به على(عليه السلام) را صحيح پنداشته‌اند،اساساً اثرى از حكايت برصيصا در احاديث شيعه به چشم نمى‌خورد و روايت ابن‌عباس و ابن‌مسعود كه به احتمال زياد از‌زمان شيخ طوسى (م.‌460‌ق.) به بعد به تفاسير شيعه راه يافته، از منابع اهل سنت گرفته‌شده و حتى برخى آن را با عقل و مذهب اماميه ناسازگار خوانده‌اند.                             
دسيسه‌هاى گام به گام ابليس، يارى جستن وى از شياطين ديگر در پى ناتوانى در فريب برصيصا، مأمور شدن شيطانى به نام «ابيض» براى اين كار و وارد شدن او از راه عبادت و در شكل و شمايل يك راهب، چگونگى راهيابى زن ياد شده به صومعه برصيصا و نقش شيطان در فاش شدن خيانت و جنايت او، از موضوعات ديگرى است كه گاه با جزئياتى متفاوت در روايتهاى گوناگون داستان به‌چشم مى‌خورد. در بيشتر روايتها برصيصا راهب و در برخى ديگر، عابدى از بنى‌اسرائيل خوانده مى‌شود، چنان‌كه در اغلب پرداختهاى داستان، راهيابى زن ياد شده به صومعه، با بيمارى‌او و دعاى برصيصا براى شفاى وى در ارتباط است. بنابر روايت منسوب به اميرمؤمنان، على(عليه السلام)او زنى است كه شيطان دچار جنونش كرده و در دل برادرانش القا مى‌كند كه شفاى او به دست برصيصاست. در روايت ابن‌عباس از برادران سه‌گانه‌اى ياد مى‌شود كه خواهر بيمار خود را به دست برصيصا به عنوان فردى مورد اعتماد سپرده، روانه سفر مى‌شوند. روايت ابن‌مسعود از زن چوپانى ياد مى‌كند كه شب را به صومعه برصيصا پناه مى‌برده است. حكايت برصيصا در منابع متأخر با بسط و جزئيات بيشترى آمده است. حتى در برخى منابع از باردار شدن آن زن، تولد نوزاد و كشته شدن او نيز به دست برصيصا ياد مى‌شود. اصل داستان عبرى و از اخبار بنى‌اسرائيل است؛ ولى منبع پيش از اسلام آن معلوم نيست و به احتمال فراوان از زبان اهل كتاب شنيده شده است. در برخى منابع از وهب‌بن منبه نيز نقل مى‌شود.                                
نام برصيصا نيز در اصل نامعلوم بوده است. در منابع دست اول، از جمله تفاسير نخست شيعه و سنى، بدون ذكر نامى فقط از يك راهب و گاه عابد ياد مى‌شود؛ گويا اين نام براى نخستين بار در اواخر قرن چهارم قمرى به وسيله ابوليث سمرقندى (م.‌375 يا 383 ق.) و در كتاب تنبيه الغافلين، بر شخصيت داستان نهاده شده است. برخى چون ابن‌كثير، نام برصيصا را براى راهب نامبرده، با ترديد ياد كرده‌اند. اين نام يادآور سرگذشت «آنتونى قديس» (251 ـ 355 يا 356‌م.) از راهبان و زاهدان نخستين مسيحى است. او روزگار درازى را در غارها و قلعه‌اى كهن (صيصه) در مصر به عزلت و عبادت و ترك و تجرد گذراند. زندگى او سراسر پيكارى افسانه‌اى با ابليس و وسوسه‌هاى اغواگرانه اوست. آنتونى كه سرگذشت وى بازتابى گسترده در هنر و ادبيات مسيحى دارد هنوز هم براى شمارى از راهبان، اسطوره‌اى آرمانى به شمار مى‌رود.                                                                                        
محلى كه ماجراى برصيصا در آن روى داده، مورد اختلاف است؛ ابن‌بطوطه (م. 779 ق.) در سفرنامه خود از قصر برصيصاى عابد ياد مى‌كند كه بين طرابلس و اسكندريه آن را ديده است. در تاريخ شهر حلب از كوه برصايا كه مقام و قبر برصيصا در آن قرار دارد ياد مى‌شود.                                                 
برخى پژوهشگران اروپايى همانند گولدزيهر، لندبرگ و مك دونالد با استناد به منابع مسلمانان، تحقيقاتى را درباره اصل داستان برصيصا، تاريخ پيدايش و سير بسط و تحول آن انجام داده‌اند. برخى از اين پژوهشگران، منطقه حضرموت و برخى ديگر حلب را محل داستان گفته‌اند، چنان‌كه اين اعتقاد نيز وجود دارد كه رمان سه‌جلدى «آمبروسيو يا راهب»(Ambrosio or the Mark (با الهام از اين داستان كه در اواخر‌قرن 18 ميلادى وارد انگلستان شده، به رشته تحرير درآمده است. شخصيت اصلى اين رمان، راهبى از مادريد است كه سرانجام در دام وسوسه‌هاى شهوانى گرفتار و پس از ارتكاب زنا و از ترس رسوايى، مرتكب قتل مى‌شود.                                                     
با توجه به آنچه كه تاكنون گفته شد، به نظر مى‌رسد داستان برصيصا، فارغ از اينكه واقعيت تاريخى داشته باشد يا نه نمى‌تواند مورد اشاره آيه باشد. حداكثر مى‌توان آن را همانند مشركان شركت‌كننده در جنگ بدر، از مصاديق و نمونه‌هاى اغواگرى شيطان دانست. به احتمال زياد، در آغاز نيز به عنوان يك مصداق ولى بعدها و از سر بى‌دقتى، به عنوان حكايت مورد اشاره آيه در منابع تفسيرى راه يافته است. مقايسه روايتهاى متفاوت و گزارشهاى منابع گوناگون نشان مى‌دهد كه داستانْ درگذر زمان، براى انطباق بيشتر با آيه، تأثير عميق‌و‌ماندگار در مخاطب و نيز متأثر از ذهنيت و نوع نگرش اسلامى به شيطان، وسوسه‌ها و چگونگى تعامل وى با انسان، شرح و بسط بيشترى يافته است.                                                                                                                                            
            
منابع:                                                                                                                                                   
احياء علوم الدين؛ الاصابة فى تمييز الصحابه؛ اغاثة اللهفان من مصايد الشيطان؛ انوارالتنزيل و اسرارالتأويل، بيضاوى؛ انوار درخشان در تفسير قرآن؛ بحارالانوار؛ البداية و‌النهايه؛ بغية الطلب فى تاريخ حلب؛ بيان السعادة فى مقامات العباده؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ تفسير جامع؛ تفسير عبد‌الرزاق؛ تفسير القرآن العظيم، ابن‌كثير؛ تفسير القمى؛ تفسير كنزالدقائق و بحرالغرائب؛ تفسير المنسوب الى الامام العسكرى(عليه السلام)؛ تفسير من وحى القرآن؛ تفسير منهج الصادقين؛ تفسير نمونه؛ تلبيس ابليس؛ تهذيب الكمال فى اسماء الرجال؛ جامع‌البيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى؛ الجرح و‌التعديل؛ الجواهر الحسان فى تفسير القرآن، ثعالبى؛ الجوهر‌الثمين فى تفسير الكتاب المبين؛                           
دائرة‌المعارف‌الاسلاميه؛ دائرة‌المعارف بزرگ اسلامى؛ الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور؛ رحلة ابن‌بطوطه؛ روح المعانى فى تفسيرالقرآن العظيم؛ روض الجنان و روح الجنان؛ زاد‌المسير فى علم التفسير؛ سير اعلام النبلاء؛ شعب الايمان؛ فتح‌القدير؛ الفرقان فى تفسير القرآن؛ الكبائر؛ الكشاف؛ كنزالعمال فى سنن الاقوال و‌الافعال؛ مجله سخن؛ مجمع‌البيان فى تفسير القرآن؛ المستدرك على الصحيحين؛ معالم‌التنزيل فى‌التفسير و‌التأويل، بغوى؛ معرفة الثقات؛ المنتظم فى تاريخ الملوك و‌الامم؛ من‌الحوار اكتشفت الحقيقه؛ من عنده علم الكتاب؛ الميزان فى تفسير القرآن.                                       
                                                                                                                                       Britanica.                                                                                                The new Catholic Encyclopedia. 
                                                                                                                                     Dictionary.
على اسدى

منبع:پژواک ایران


جواد مفرد کهلان

فهرست مطالب جواد مفرد کهلان در سایت پژواک ایران 

*تحقیقی در بارۀ نام و نشان ک‍هن نقش رستم  [2018 Nov] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Nov] 
*زبان آذری نه زبان پهلوی آذربایجان بلکه همان زبان ارانی بوده است [2018 Oct] 
*مطابقت نینوس و سمیرامیس با سه فاتح نینوا و سه ملکۀ در رابطه با آنها [2018 Oct] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Sep] 
*معنی نامهای ایرانی شنبه و آدینه [2018 Aug] 
*مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)  [2018 Aug] 
*معنی نام اَوِستا در زبان لاتین  [2018 Aug] 
*معنی هندوایرانی نام ابراهیم  [2018 Jun] 
*جشن آتش شب چهارشنبه سوری  [2018 Mar] 
*نوروز جشن کهن بومیان نیمۀ شمالی فلات ایران  [2018 Mar] 
*مطابقت آمازونها با گرجی ها [2017 Nov] 
*مطابقت سپیتمه لهراسپ و مگابرن ویشتاسپ با یرواند و تیگران [2017 Jul] 
*نام مازندران را میشود به معنی محل گرامی دارندگان الهۀ درنده دانست [2017 Jun] 
*منشأ تاریخی شخصیتهای نیمه اساطیری مهم تورات و انجیل  [2017 Apr] 
*آیا منظور از اصحاب الرّس قرآن همان مردم خونیرس (سرزمین راه درخشان، ایران باستان) است؟‏ [2017 Mar] 
*جدول مطابقتی شجره نامۀ پادشاهان کیانی و نوذری با مادها و هخامنشیان [2017 Feb] 
*نام امشاسپندان زرتشتی که بر گرفته از نام و نشان خدایان بابلی به نظر می رسند  [2016 Sep] 
*آیا نامهای ایران و پارس و شیراز به معنی سرزمین شیر بوده اند؟ [2016 Sep] 
*معنی نام کُرد در رابطه با توتم مار ایشان [2016 Jan] 
*ور جمکرد باستانی آریائیان در شمال دریای مازندران [2015 Dec] 
*ارتباط ایران و ایرانیان با اساس مذهب شیعه [2015 Dec] 
*یهودا فرزند زیپورایی همان عیسی مسیح تاریخی است [2015 Sep] 
*شهرهای ایران باستان در نقشه های بطلمیوسی [2015 May] 
*مطابقت کاوۀ آهنگر اساطیری با اوگبارو تاریخی [2015 Apr] 
*این همانی زمان و مکان و نام و نشان پادشاهان ماد با کیانیان [2015 Mar] 
*نام و نشان کوروش در روایات ملی ایران [2015 Mar] 
*مطابقت لولوبیها با آریائیان هندی تبار ماقبل تاریخ فلات ایران [2015 Mar] 
*بررسی جام مارلیک که نشان از تقدیس بزکوهی در نزد کادوسیان دارد [2015 Jan] 
*معنی نام هومبابا [2014 Dec] 
*معنی محتمل کاسپی و کادوسی [2014 Dec] 
*معنی نامهای گیلان و مازندران [2014 Nov] 
*نام و نشان ایل قشقایی [2014 Oct] 
*معنی ایرانی نامهای بصره (به سره) و اَبُله (آپولوگوس) [2014 Oct] 
*معنی نام روس و روسیه [2014 Oct] 
*خاستگاه آریائیان هندوایرانی و خدایان بزرگ باستانی ایشان [2014 Sep] 
*ریشۀ کلمۀ آلِشت/آلِش در گروه زبانهای ایرانی [2014 Aug] 
*مطابقت خالد بن سنان با ایزد مهر پارتیان [2014 Aug] 
*معنی نامهای کُتیسفون و تیسفون  [2014 Aug] 
*معنی نام ایل شول و نواحی شول نام در غرب ایران [2014 Aug] 
*معنی نام دیوان مازنی و مازندران در رابطه با جام مارلیک [2014 Jul] 
*بررسی نام و نشان خدایان کاسیان (اسلاف لُران) [2014 Jun] 
*معنی رُکن آباد [2014 Apr] 
*معنی لفظی نامهای سمرقند و بُخارا [2014 Mar] 
*معانی نامهای آمیتیدا (آمیتیس)، سمیرامیس و زرتشت [2014 Mar] 
*جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان [2014 Feb] 
*ویشتاسپ کیانی به غیر از ویشتاسپ نوذری است [2014 Feb] 
*بررسی نام و نشان کنونی و باستانی سه گروه بزرگ کُردان [2014 Jan] 
*معنی عیلامی و ایرانی نام کوروش (کورلوش) [2014 Jan] 
*مطابقت دقوقی اساطیری با ایزد مهر و مؤبد مهرپرستی [2014 Jan] 
*سهو دکتر جیوانجی جمشیدجی مودی در باب تعیین محل روستای زادگاهی زرتشت [2013 Dec] 
*آیا از دیوان مازندران در اساس ببران درندۀ جنگلهای آن مراد نبوده اند؟ [2013 Nov] 
*جُستاری در نام و نشان ساسان و ساسانیان [2013 Oct] 
*معنی مشترک نامهای خونیرث٬ اَئیرینه وَئِجه٬ [مها]بهاراته و آریاوَرته [2013 Oct] 
*ریشۀ محتمل اصطلاح کتاب مکنون قرآن در آیه 78 سورۀ واقعه [2013 Oct] 
*بررسی ریشه و معنی نام قزاق  [2013 Oct] 
*آیا شهربانو دختر هرمزان نبوده است؟ [2013 Sep] 
*داستان اصحاب فیل نبرد وهریز ایرانی و مسروق ابرهه ای به حالت به استعاره است [2012 Aug] 
*معنی لفظی نامهای کهن شهر اردبیل [2012 Aug] 
*چرا گائوماتۀ مغ همان زرتشت سپیتمان است؟ [2012 Aug] 
*جشن یهودی پوریم مطابق با جشنهای چهارشنبه سوری و سیزده بدر ایرانی یادآور جشن مگافونی (مغ کشی) عهد داریوش است [2012 Jul] 
*آیا دخمۀ گور دختر، متعلق به آریارمن هخامنشی یا ملکه آمیتیس است؟ [2012 Jul] 
* خطاب من محقق تاریخ اساطیری ایران به استاد بهرام مشیریِ شاهنامه دوست [2012 Jul] 
*نقد و اصلاح نظریۀ یکسان بودن یا یکسان نبودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی [2012 Jul] 
*جزنق -برزه شهر گرهی تاریخ اساطیری ایران [2012 Jun] 
*ریشۀ تاریخی داستان منیژۀ و بیژن شاهنامه و متن آن [2012 Jun] 
*جوانمرد قصاب هیئت اسلامی عامیانۀ ایزد مهر عهد ساسانی است [2012 May] 
*جغرافیای تاریخی کهن نواحی اراک و آستانه  [2012 May] 
*ساکنان باستانی آغاز تاریخ در ایران کهن [2012 May] 
*معنی نام غیاث آبادهای ایران [2012 May] 
*معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی [2012 Apr] 
*معنی نامهای کپادوکیه، کیلیکیه ( کیزواتنا) [2012 Apr] 
*ریشۀ نامهای تاجیک و دری [2012 Mar] 
*شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان [2012 Mar] 
*انتقاد من شاهزاده از خود، از پدر خود و پدر بزرگ خود [2012 Mar] 
*شنبه، واژه ای ایرانی است [2012 Mar] 
*ریشه فارسی کلمات خدمتکار، چاکر و نوکر [2012 Mar] 
*شجره نامه کمبوجیه سوم و داریوش اول مطابق خبر هرودوت [2012 Feb] 
*آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟ [2012 Feb] 
*حماسه آترادات پیشوای مردان در آذربرزین نامه [2012 Feb] 
*شهر زیر زمینی کشف شده در کپادوکیه دارای نام ایرانی نِسا (نشا) بوده است  [2012 Feb] 
*معنی و ریشه نامهای اروپا، روسیه و اوکراین بر اساس فرهنگ سکایی [2012 Jan] 
*تحقیقی در باب نامهای اساطیری اسپروز و سگسار مازندران [2012 Jan] 
*نامهای سپیتاک و مگابرن در تاریخ ماد دیاکونوف و ایران باستان پیرنیا [2012 Jan] 
*عبدالله بن سلام همان سلمان فارسی است [2012 Jan] 
*پشوتن اساطیری همان پیسوتن ساتراپ لیدیه در عهد اردشیر اول و داریوش دوم بوده است [2011 Dec] 
*تاریخچهً زمان حکومت پادشاهان ماد (کیانی) و دو تَن از قلم افتاده های ایشان [2011 Dec] 
*اهورامزدا در اصل خدای شراب و شادی بوده است [2011 Dec] 
*تیگران اول ارمنستان همان ویشتاسپ کیانی بوده است [2011 Dec] 
*ریشه های اسطورهً رستم و اسفندیار [2011 Dec] 
*بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان [2011 Nov] 
*از جمشیدی که در سمت چین مقتول گردیده منظور همان داریوش سوم است [2011 Nov] 
*اویس قرنی همان زرتشت ایرانیان نزد یمنی ها بوده است [2011 Nov] 
*توروکوهای کردستان قبیله ای از مردمان قفقازی و آریایی هوری و میتانی بوده اند [2011 Nov] 
*تحقیقی در باب منشأ جشن بابلی- ایرانی کهن گاوگیل [2011 Nov] 
*معنی نامهای کهن مراغه و بناب [2011 Nov] 
*معنی خرابات در ادبیات ایرانی [2011 Oct] 
*معنی نام تبریز [2011 Oct] 
*معنی لفظی نام اورمیه [2011 Oct] 
*معنی باخرز و تایباد [2011 Oct] 
*معنی نام کاسپی [2011 Oct] 
*نام نواحی جنوب خوزستان در خبر حمدالله مستوفی [2011 Oct] 
*اصلاحیه ای بر تبدیل حروف در سبک شناسی [2011 Sep] 
*ریشهً ایرانی کلمات قنات و قائن و قائنات [2011 Sep] 
*بررسی نام نیاکان منسوب به زرتشت در کتاب هفتم دینکرد [2011 Sep] 
*معنی نامهای خوی، خوئین، خمین و خامنه [2011 Sep] 
*نگاهی اجمالی به جغرافیای تاریخی ناحیه اصفهان [2011 Sep] 
*شهرستان مراغه در جغرافیای تاریخی کهن خود [2011 Aug] 
*معانی نام شاهنامه ای ریونیز [2011 Aug] 
*زعفران و کرکم در اصل کلما تی فارسی هستند [2011 Aug] 
*نظری به نام و نشان خدایان کاسی (اسلاف لران) [2011 Aug] 
*اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول [2011 Jul] 
*معنی نامهای مازندران و کاسپی [2011 Jul] 
*آتلانتیس همان فواصل بین شبه جزیره اسکاندیناوی و شبه جزیره ژوتلند دانمارک بوده است [2011 Jun] 
*اصلاحیه ای ریشه ای در معرفی زرتشت در ویکیپدیا [2011 Jun] 
*منظور از اصحاب مدین و قوم شعیب قرآن قوم مادیای اسکیتی بوده است [2011 May] 
*غزان مغلوب کننده سلطان سنجر همان نیاکان عثمانیان بوده اند [2011 May] 
*نقد و بررسی فرار خانواده عیسی مسیح به مصر [2011 Jan] 
*مرکزیت بلخ و بامیان در نقشهً تبتی کهن [2010 Nov] 
*یک بررسی جدید در باب محل دخمه های کورش دوم و کورش سوم  [2010 Sep] 
*نام و نشان قصبات و شهرهایی کهن در ناحیهً جزیرهً ابن عمر [2010 Sep] 
*معنی لفظی نامهای کهن ماکو محل واقع در شکاف کوهستان است [2010 Sep] 
*موضوع سخنرانیهای زینب بنت علی بن ابی طالب صرفاً از معنی نام وی بر خاسته است [2010 Aug] 
*ریشهً سومری و ایرانی نام ایران [2010 Aug] 
*عنقا شکل نمادین اساطیری نسبتاً در هم آمیخته شتر مرغ و عقاب و همای سعادت [2010 Aug] 
*قوم نوح اساطیری تورات همان لویان هیتی (لاویان، لودیان) بوده اند [2010 Aug] 
*درختان اساطیری زقوم و درخت طوبی قرآن همان زیتون و انار هستند [2010 Aug] 
*رستم دستان نواده کدام ضحاک به شمار است؟ [2010 Aug] 
*معنی لفظی نامهای اهر، کلیبر، پیشکین و اشتبین [2010 Aug] 
*آیا اهورامزداپرستی با داریوش از مصر به ایران نیامده است؟ [2010 Aug] 
*اسامی جغرافیایی و تاریخی و اساطیری مهمی که در فرهنگنامه هیتی می توان ردیابی نمود [2010 Aug] 
*شعیب بن صالح، یاور امام موعود در اساس همان شعیب بن خازم رهبر خازمیان از شعبه های خوارج است [2010 Aug] 
*معانی لفظی کنعان و اسطورهً طالوت و جالوت مربوط بدان [2010 Jun] 
*در اساس نامهای آریا و عرب (آرابو)؛ آرامی (آرامو) توتم قبیله ای شیر نهفته است [2010 Jun] 
*اسطورهً تاریخی کتایون و گشتاسپ مأخذ اساطیر مهمی در ایران و اران است [2010 Jun] 
*ریشهً مصری اسطورهً کیومرث و گاو اوکدات [2010 Jun] 
*ریشه و مفهوم نام های اینگوش و چچن [2010 Jun] 
*ایواز به لغت اوستایی به صورت ای- واذ (ئی وائیذی) به معنی خادم دانای ساقی‌گری است [2010 Jun] 
*معنی نام و نشان ایل بزرگ کُرد موسوم به بلباس [2010 May] 
*نظری بر نام و نشان پنج شهر و بندر کهن استان بوشهر [2010 May] 
*تحقیقی در باب ترکان آغاجری  [2010 May] 
*بررسی نام و نشان و مقام و نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران [2010 May] 
*حماسه آلپمیش نقش اساطیری چنگیزخان در کشورهای آسیای میانه است [2010 May] 
*بررسی اسامی قبایل باستانی بزرگ ترک که غالباً بر پایه توتم پرستی ایشان است [2010 May] 
*بررسی اسامی جغرافیایی مناطق و رودهایی در سواحل جنوبی ایران که در لشکرکشی اسکندر و دریاسالارش نئارک از آنها نام برده شده است [2010 May] 
*در جستجوی معنی لفظی اصلی نام قوم تاتار به توتم همای سعادت ایشان می رسیم  [2010 May] 
*معنی لفظی ایرانی و سکایی نام شهر آلما آتا پایتخت قزاقستان [2010 May] 
*شرح و تفسیر تازه ای بر شعر فولکلوریک معروف آذری «اوشودوم، اوشودوم» [2010 May] 
*نقدی بر مقاله "بررسي خاستگاه زرتشت و زرتشت‌گري فرزاد قنبری" [2010 May] 
*نام شهر زاهدان کهنه اصیل بوده و در اصل به معنی شهر آب زهکشی شده است [2010 May] 
*نام و نشان کهن شهر زاهدان در تاریخ و اسطوره ها [2010 May] 
*بررسی ریشه های اساطیری کهن داستان بلوچی گِسُدُک [2010 Apr] 
*نظری بر برخی از نامهای جغرافیایی کهن و مرموز سمت مازندران و شهرستان آمل [2010 Apr] 
*بررسی اسامی جغرافیای کهن فناکه، سیرینکس و زادراکرت مربوط به شهر ساری  [2010 Apr] 
*نام و نشان کهن شهر تویسرکان و معبد کهن آن [2010 Apr] 
*زیارتگاه شاه عبدالعظیم حسنی ری در اصل متعلق به شیخ جمال الدین ابوالفتوح رازی است [2010 Apr] 
*زیارتگاه حضرت معصومه قم در جایگه معبد اینانا (ایشتار/اناهیتا) [2010 Apr] 
*بررسی چهار نام از فرهنگ اعلام تاریخی دبا (دایرة المعارف بزرگ اسلامی) [2010 Apr] 
*معانی لفظی نوبخت، نوبهار و برمک در رابطه با بودا-زرتشت و بلخ [2010 Apr] 
*هر دوی نامهای کاسپین و خزر نام مناسبی برای دریای مازندران هستند [2010 Apr] 
*معانی نامهای یثرب و یندد شهر مدینه [2010 Mar] 
*نظری بر نام و نشان عیلامی دو بنای باستانی استان فارس [2010 Mar] 
*فرهنگ و زبان و لهجهً آذری جمهوری آذربایجان در خطر اضمحلال و جایگزینی با ترکی عثمانی [2010 Mar] 
*معضل نه چندان دشوار درک تاریخ و اساطیر مربوط به زرتشت سپیتمان [2010 Mar] 
*معنی نام فارسی پنج میوه درختی و گیاهی که نامهای مرتبط و مشابه دارند [2010 Mar] 
*دیو آشموغ (مغزخوار)همان خدای ملی بابلیها یعنی مردوک (ضّحاک مغزخوار) است [2010 Mar] 
*جواب معمای کیستیِ بت بزرگ کعبه یعنی هُبل، همان اسماعیل است [2010 Mar] 
*تحقیقی در باب نُه اقلیم و هفت اقلیم و پنج اقلیم هندوان باستان [2010 Mar] 
*توضیحی در باب ساکنین باستانی آریایی پازیریک در جنوب سیبری [2010 Mar] 
*نام خلیج فارس در اصل به معنی دریای پایین و زیرین بوده است [2010 Feb] 
*معنی لفظی کلاردشت [2010 Feb] 
*بررسی ریشه های ایرانی و ارمنی جشن زنانهً ناهیدی، مردگیران [2010 Feb] 
*دژ تخت ابونصر شیرازهمان مکان آتشکده آذر خوروچ (آذر خرداد) است [2010 Feb] 
*تحقیقی در خاستگاه صوفیگری ایرانی و منشأ ابزارهای نمادین ایشان [2010 Feb] 
*اصلاحیه ای در مقالهً گاهشماري در استان کردستان [2010 Jan] 
*آیین علوی نه در نواحی انگور بلکه در خود عربستان و جنوب عراق شکل گرفته است [2010 Jan] 
*نام و نشان نسبتاً دقیق زرتشت و محل نگهداری اوستای عهد ساسانی  [2010 Jan] 
*داستان معراج آسمانی پیامبر اسلام  [2010 Jan] 
*جشن چلّه بزرگ زمستانی (سده) در سنت نیز به غیر از شب آرامش یلدا بوده است [2010 Jan] 
*ترجمهً جدیدی از متن سنگنوشتهً هخامنشی جزیره خارک  [2010 Jan] 
*بحثی در منظور ایهامی اصلی داستان کوتاه سه قطره خون [2010 Jan] 
*اعیاد سده، حنوکا و قربان ریشه در یک سنت دینی معروف عیلامیان و بابلیان داشته اند [2009 Dec] 
*بررسی نام و نشان خدایان مهم عیلام در رابطه با جغرافیای تاریخی منطقه و تاریخ اساطیری ادیان [2009 Dec] 
*بررسی اساس تاریخی و فرهنگی اسطورهً هفتخوان رستم [2009 Nov] 
*بالقاسون و بلاساغون شهرهای قبلی و بعدی دختران اساطیری آمازون (هونها،قرقیزها) بوده اند [2009 Nov] 
*قرقیزها بازماندگان اصیل هونهای حکومتی هستند [2009 Nov] 
*برصیصای اساطیر اسلامی هیئت اسطوره ای دیگر مانی، پیامبر صوفی است [2009 Nov] 
*منظور از مردم هفتواد شاهنامه همان قوم هپتالان بوده اند [2009 Nov] 
*بررسی نام و نشانهای قبایل دهگانه بزرگ حکومتی دولت گوک ترکان [2009 Nov] 
*مشکل بزرگ ما آذری ها در ایران و حتی خارج کشور [2009 Nov] 
*چه کسی کفر میگوید؟ [2009 Oct] 
*کمیل بن زیاد که در مقام صحابی مقتول علی بن ابوطالب قرار گرفته، خود همان مانی است [2009 Oct] 
*بنیانگذاران مکتب شیعی گری شريح بن حارث كندى و عبدالله بن سبا و نسبت آنها با همدیگر  [2009 Oct] 
*عمار یاسر همان زرتشت سپیتمان ملبس اسلامی وارداتی مسلمین از اعراب زرتشتی قدیم است [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان ایلات قره قویونلو و آق قویونلو [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان نوروز و مهرگان و هفت سین نوروزی [2009 Oct] 
*دیدگاه دو رگه لیبرالی و استبدادی الهه بقراط [2009 Oct] 
*اساس تاریخی روایت نصایح پیامبر به ابوذر با پندهای لقمان حکیم به پسرش و نصایح بزرگمهر به انوشیروان یکی است [2009 Oct] 
*نام روستای زیبای آقمشهد شهرستان ساری در رابطه با جنگل سفید اساطیری است [2009 Sep] 
*بررسی نام و نشان قبایل بزرگ دیرین و حالیه کًرد در ارتباط تباری مستقیم آنها با یکدیگر [2009 Sep] 
*تحقیقی دربارۀ اساطیر پیدایی شطرنج و معنی لفظی آن  [2009 Sep] 
*عزاداری بزرگ و سالیانه ماه محرم نزد ایرانیان در اصل برای همان بزرگترین شکست تاریخی ایرانیان در تاریخ یعنی جنگ قادسیه در مقابل اعراب بوده است [2009 Sep] 
*رابطه اصول اخلاقی علمی دنیا و منطق و معیار اخلاقی اصیل بومی هند و ایرانی ما [2009 Sep] 
*اسطوره سمک عیار در اساس خاطره حماسه پیروزی سورنا سردار پارتی اُرد بر کراسوس است [2009 Sep] 
*نام اساطیری حسین کرد شبستری از امتزاج نام و نشان امیر معزالدین شنسبانی و ملک معزالدین حسین کرت از دو سلسله فرمانروایان غور پدید آمده است [2009 Sep] 
*معنی لفظی نامهای لَک و لُر  [2009 Sep] 
*ملانصرالدین الاغ سوار در اصل همان خواجه نصیرالدین، وزیر و مراد هلاکوخان مغول است [2009 Aug] 
*نشانه های واضحی از اساطیر خدایگانی مصری در تورات و اساطیر یونانی  [2009 Aug] 
*دلایلی که چارتاقی نیاسر را معبدی میترایی نشان میدهند [2009 Aug] 
*معمای سادهً نام مادر امام چهارم شیعیان [2009 Aug] 
*یحیی بن عمر،علوی انقلابی عهد حسن عسکری، اساس تاریخی مهدی موعود است  [2009 Aug] 
*معانی اسامی تور ، ترک ، سکا، اسکیت [2009 Aug] 
*معمای تاریخی بزرگ بردیه اصلی و بردیه فرعی [2009 Aug] 
*اوپیته فرمانروای سیاس ناشناس ماندهً سلسله ماد [2009 Aug] 
*مأخذ هیتی کهن اسطورهً لیلی و مجنون [2009 Jul] 
*سوبی نام کهن باسمنج-سعید آباد ناحیه چمنزاران معروف دامنه شمالی کوه سهند است [2009 Jul] 
*وجه اشتراک ابراهیم روایات اسلامی با گئوماته زرتشت [2009 Jul] 
*کهن ترین همنوازی جهان در ایران یا کارگاه جام سازان عیلامی [2009 Jul] 
*معنی لفظی نام زنوز و جلفا [2009 Jul] 
*از رابعه و بکتاش اساطیری همان آمیتیدا/پان ته آ و همسرش آبرادات/سپیتمه منظور هستند [2009 Jun] 
*بابک خرمدین در آذربایجان بیشتر تحت نام حماسی خود کور اوغلو زنده مانده است [2009 Jun] 
*بررسی اساس تاریخی داستان پان تئه آ در کورشنامه گزنفون [2009 Jun] 
*ورجمکرد اوستا همان منطقهً قره باغ است [2009 Jun] 
*معنی لفظی نام علمدار گرگر [2009 Jun] 
*فریبکاران تاریخ [2009 Jun] 
*تحقیقی در باب نام ونشان رود معروف نیل ، سرزمین مصر و قاره آفریقا  [2009 Jun] 
*سبلان و دو قله معروف آن همان کوه مقدس اوستایی هوکر و قلل اوشیدم و اوشیدرن هستند [2009 Jun] 
*کنگ دژ روایات ملی نام مشترک تخت جمشید، همدان، گنجه، بابل و نینوا است [2009 Jun] 
*ریشه پهلوی واژه فندق  [2009 Jun] 
*نام و نشان کهن برخی از جزایر ایرانی خلیج فارس [2009 Jun] 
*نبرد مجیدو (سده 15 ق.م) که در اساطیر دینی تحت نام نبرد هارمجدون، گذشته در آینده شده است  [2009 May] 
*نام آریائیان میتانی، ماننایی، مادی و کاسی جملگی به معنی مردم شراب و شادی بوده است [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب [2009 May] 
*پادشاه کشورگشای ماد کواکسار همان کیخسرو شاهنامه است [2009 May] 
*جزیره کیش همان سرزمین اساطیری دیلمون سومریان است [2009 May] 
*جریانهای فکری دوران محمد بن زکریای رازی [2009 May] 
*تحقیقی در باب نام و نشان مریم و یوسف انجیل ها [2009 May] 
*گاهشماری پارسیان هخامنشی و نام ماههای آن از بابلیان اخذ شده است [2009 Apr]