بررسی اساس تاریخی داستان پان تئه آ در کورشنامه گزنفون
جواد مفرد کهلان

نام پان ته آ به لغت ایرانی به معنی نگهبان نیرومند (گرد آفرید) یا نگهبان فرد نیرومند را می دهد. اما ترکیب و هیئت ظاهری این نام یاد آور اصل یونانی آن یعنی دارای وحدت وجود با خدا یا تمام مزدوج با خدا است. چون خارس میتیلنی رئیس تشریفات دربار اسکندر در ایران، مگابرن ویشتاسپ و زریادر زرتشت پسران سپیتمه جمشید پادشاه ولایات قفقاز و ملکه آمیتیدا دختر آستیاگ را فرزندان دیونیس (ایزد شراب و شادی، سپیتمه جمشید خدایگانی) و آفرودیت آسمانی (آمیتیدا، سنگهواک دختر آستیاگ/آژی دهاک) میشمرد. از آنجاییکه آمیتیدا پس از قتل پدرش آستیاگ و همسرش سپیتمه جمشید توسط کورش سوم (فریدون) به ازدوج همین پادشاه هخامنشی در آمد لذا باید خاستگاه عنوان گرد آفرید وی را عنوان شاهنامه ای خود کورش سوم یعنی آفریدون دانست. چه در تاریخ عهد باستان این دختر آستیاگ/ضحاک تحت عناوین مختلف از جمله ظّله تورات، شهرنواز شاهنامه به همراه خواهرش آموخا، همسر بخت النصر (عاده تورات، ارنواز) که باغهای معلق بابل به نام وی بنا شده است، شهره آفاق بوده اند. در خبر- داستانی گزنفون تراژدی قتل آبرادات (سپیتمه جمشید) حقیقت داشته است ولی در اساطیر ایرانی روایات مربوط به همسر وی خود تحت نامهای مختلفش عاری از  تراژدی مرگ است. از خبر گزنفون  و خارس میتیلنی معلوم میشود که محل فرمانروایی سپیتمه جمشید که سوای مقام دامادی و سمت ولیعهدی آستیاگ را نیز داشته است در شهر شوشی قره باغ اران  بوده است؛ لذا ایرانویجی که مکان ورجمکرد یعنی باغ- دژ ساخته جمشید به شمار رفته در اصل نه همان ایرانویج کتب پهلوی یعنی شهرستان مراغه (رغه زرتشتی) بلکه خود شهر شوشی (یعنی جای شادی و خوشی) بوده است که در فرگرد دوم وندیداد از آن به عنوان بهشت جاودانگی و جوانی این جهانی یاد شده است. معلوم میشود چون گزنفون با نام و نشان شهر شوشی قره باغ آشنا نبوده است آنجا را با شهر معروفتر شوش عیلام مشتبه شده است. در خبر گزنفون همین نام سپیتمه جمشید خبر کتسیاس و هجیر شاهنامه (در اصل جمشید زیبا) به صورت آبرادات یعنی مخلوق یاور ایرانیان (=اوزو اوستا، زو شاهنامه) یاد گردیده است. پیداست معاند وی و همسرش یعنی آراسپ (معاند) هم در خبر گزنفون به جای سهرابِ رستم کهن شاهنامه است که جایگاهش در سمت تورانیان یاد شده و در آن جا و ایران به گرد آفرید، دختر نجیب و دلیر ایرانی در کسوت مردان بر خورد نموده است.  در جای دیگر روایات شاهنامه این دو خواهر شاهدخت تحت اسامی شهرنواز و ارنواز شاهدختان حرم آژی دهاک/ضحاک (آستیاگ) ذکر شده اند که در اساس دختران معروف وی بوده اند. در خبر گزنفون صحبت از به سفارت رفتن آبرادات به باختر (بلخ محل فرمانروایی زرتشت) به میان آمده است که در واقع خبر مربوط به پسر او سپیتاک زرتشت/گائوماته بردیه، داماد و پسر خوانده کورش سوم بوده است که در عهد کورش سوم نزدیک به سه دهه به حکومت ناحیه بلخ و شمال غربی هندوستان بر گمارده شده بود و اقدامات سیاسی و اقتصادی و تعالیم اخلاقی و دینی وی هم در آن سمت صورت گرفته و در آن سمت بیشتر تحت اسامی گوتمه بودا (سرود دان منور) و گوتمه مهاویرا (سرود دان دانا و نیرومند) معروف شده و تحت عنوان اولش تعالیم اخلاقیش شرق آسیا تسخیر نموده است. در حالی که غرب آسیا را نه ادیانی برپایه اخلاق بلکه ادیانی بر پایه عبودیت برای کسب اجر اخروی مقهور نموده و از قافله تمدن سخت عقب نگهداشته است.            

در اینجا برای اطلاع از مشروح خبر کورشنامه گزنفون در باب پان ته آ و همسرش  آبرادات آن را به عینه از لغت نامه دهخدا نقل می نمائیم:                                                                                                                     

"گزنفون در کتاب 4، فصل 2 آرد که : در خلال اين احوال ماديها غنائم را تقسيم کردند و براي کوروش خيمه باشکوهي با تمام لوازم معيشت و يک زن شوشي ،که زيباترين زن آسيا بشمار ميرفت ، با دو زن سازنده گذاردند. گرگانيها هم با سهام خودشان رسيدند و خيمه هائي که زياده آمده بود، به پارسيها داده شد. پول را هم تقسيم کردند و از غنائم سهمي را که مغها حصه خدا دانستند، بتصرف آنها داده شد. (کتاب 5، فصل 1): زني را که ماديها با خيمه ممتاز براي کوروش گذارده بودند، پان تِه آ ميناميدند. اين زن شوشي ، که از حيث زيبائي مثل و مانند نداشت ، زوجه آبراداتس بود و پادشاه آسور شوهر او را به سفارت نزد پادشاه باختر فرستاده بود، تا عهدي با او منعقد کند. کوروش چون ديد، شوهر زن غايب است ، زن را به آراسپ نامي مادي ، که از زمان کودکي دوست وي بود، سپرد تاشوهرش برگردد زيرا ترديد نداشت که او از کوروش درخواست خواهد کرد زن او را رد کند. آراسپ قبول کرد که زن را ضبط کند ولي به کوروش گفت لازم است او را ببيني تا بداني که وجاهت اين زن به چه اندازه حيرت انگيز است (در ضمن توصيفي که آراسپ از اين زن ميکند معلوم ميشود که ماديها در موقع ورود به خيمه پان ته آ در حضورمردان روبندي داشته ولي بعد که شنيده در تقسيم نصيب کوروش شده و از شوهرش بايد مفارقت يابد روبند خود را ربوده به سينه خود زده بناي شيون و زاري را گذارده و از اين وقت دانسته اند که او زن است و زنان ديگر که در اطراف او هستند کسان اويند و نيز از اين هنگام ماديها از زيبائي او غرق حيرت شده اند. م ) کوروش در جواب گفت : «من نمي خواهم اين زن را ببينم زيرا ميترسم که فريفته زيبائي او گشته زن را به شوهرش پس ندهم بمناسبت اين مطلب بين آراسپ و کوروش مباحثه اي شروع شد. آراسپ عقيده داشت که عشق چيزي است اختياري اگر کسي نخواهد بزني عشق ورزد، نخواهد ورزيد و امثالي ذکر کرد مانند موارد دختر و خواهر و امثال آنان ، که هر قدر زيبا باشند، پدر و برادر و ساير اقرباي نزديک عشق به آنها نمي ورزند زيرا نمي خواهند چنين کنند. کوروش بعکس معتقد بود که عشق اختياري نيست . بالحاصل آراسپ در مقابل راي کوروش تسليم شده بعهده گرفت زن را حفظ کند، تا شوهرش برگردد و کوروش به او گفت : «خواهي ديدکه از رد کردن زن به شوهرش ما چه نتيجه بزرگ خواهيم گرفت ». پس از آنکه کوروش پان ته آ، يعني زن زيباي شوشي را به او سپرد، که تا مراجعت شوهرش نزد او باشد، آراسپ عاشق اين زن گرديده بالاخره نتوانست خودداري کند و بزن تکليف کرد به او دست دهد. پان ته آ، چون شوهر خود را دوست ميداشت ، اين تکليف را رد کرد، چندانکه آراسپ بر اصرار خود افزود، زن بيشتر پافشرد، تا آنکه آراسپ او را به جبر تهديد کرد. پان ته آ، که تا اين وقت نميخواست به کوروش شکايت کند، تا مبادا باعث کدورت در ميان دو دوست گردد، بالاخره مجبور شد و کس فرستاد تا قضيه را به او اطلاع دهد. کوروش ارته باذ را فرستاد، تا آراسپ را ملامت کند و ضمناً گفت باو بگو، مگر نه تو بودي که عقيده داشتي عاشق شدن اختياري است ، چه شد که مغلوب شدي ؟ آراسپ چون ديد که کوروش از قضيه آگاه شده ، سخت ترسيد و از اينکه شرافت خود را موهون کرده بود پشيمان شد. بعد کوروش او را خواست و چون ديد آراسپ غرق اندوه است ، براي تسلي به او گفت : «شنيده ام ، که خدايان نيز در مسئله عشق از لغزش مصون نيستند.(عقيده يونانيها. م ) و ديگر اينکه من مسبب اين وضعتو شده ام ». آراسپ فرياد زد: «آخ کوروش ، امروز تو به ديروزت مي ماند. به ضعف انسان با اغماض مينگري ، ولي از وقتي که مردم شنيده اند، تو از رفتار من ناراضي هستي همه بمن مي خندند و مرا خوار ميدارند». کوروش گفت :«اين وضع تو براي کاري ، که در نظر دارم ، خوب است ، بايد نزد دشمنان ما رفته چنان رفتار کني که همه تو را دشمن من دانسته بخود راه دهند، بعد سعي کني که همه نوع اطلاعات از احوال دشمن و قوا و نقشه هاي او تحصيل کرده بمن رساني . تا بتواني بيشتر در نزد دشمنان بمان ، زيرا وقتي آمدن تو نزد ما به اعلي درجه مهم است ، که دشمن بما خيلي نزديک باشد. براي اينکه بتواني اسراري از دشمن بدست آري ، ميتواني نقشه ما را بآنها اطلاع دهي ، ولي مواظب باش که هرچه ميگوئي بطور کلي باشد تا هر کدام از دشمنان پندارند که مملکت او در ابتداءمورد حمله خواهد شد و به دفاع مملکت خود بشتابد. معلوم است که با اين حال همه حاضر نخواهند شد قواشان را در يکجا جمع کنند». آراسپ گفت : «چنين کنم و در مقابل عنايتي که بمن کرده و از تقصيرم درگذشته اي ، با جان و دل خدمت خواهم کرد». چون آراسپ بمقصد روانه شد وپان ته آ خبر حرکت او را شنيد، کس نزد کوروش فرستاده و پيغام داد: «اگر آراسپ بطرف دشمنان تو رفت ، مغموم مشو. اجازه بده عقب شوهر خود فرستم وقتي که او آمد، خواهي ديد که او براي تو صميمي تر از آراسپ خواهد بود. شکي نيست که او خواهد آمد زيرا پدر پادشاه کنوني يعني پادشاه بابل ، با او دوست بود ولي اين پادشاه خواست در ميان من و او نفاق اندازد. بنابراين ، چون شوهرم پادشاه کنوني را از حيث اخلاق فاسق ميداند، بي ترديدشخصي را مانند تو بر او رجحان خواهد داد». کوروش اين پيشنهاد را پذيرفت و رسول زن بطرف شوهر او روانه شد.اين مرد را آبراداتاس مي ناميدند و او همين که رمز زن خود را شناخت ، با دوهزار سوار بديدن کوروش شتافت . چون به پيش قراول پارسي رسيد، ورود خود را اطلاع داد و کوروش امر کرد او را به خيمه پان ته آ بردند. وجد و شعف زن و شوهر را حدّي نبود بعد پان ته آ از اخلاق پاک کوروش و خودداري او و عطوفتي که نسبت به اين زن ابراز کرده بود، صحبت داشت . شوهرش به او گفت : بعقيده تو من اکنون چه بايد بکنم ،تا حقشناسي خود و تو را نسبت به او بجا آورده باشم ؟ پان ته آ جواب داد: «سعي کن ، نسبت به او همان حسيات را بپروري ، که او نسبت بتو پرورد». پس از آن آبراداتاس نزد کوروش رفت و همينکه او را ديد، دستش را گرفته گفت : «در ازاي نيکي هائي که بمن و زنم کرده اي ، من به از اين چيزي نميتوانم بگويم که خود را مانند دوست و چاکر و متّحدي به اختيار تو ميگذارم . در هر کار که خواهي انجام دهي ، من به کمک تو با تمام قوا خواهم شتافت ». کوروش جواب داد: «پذيرفتم ، عجالتاً من تو را بخودت واميگذارم ، تا با زنت شام خوري ، ولي از اين ببعدتو بايد غذا را در خيمه من با دوستان خودت و من صرف کني ». پس از چندي آبراداتاس دريافت که کوروش عرابه هاي داس دار و اسبهاي زره پوش را خيلي مي پسندد. بر اثرآن صد عرابه داس دار بساخت ، اسبهاي اين عرابه ها را از سواره نظام خود انتخاب کرد و خودش بر عرابه اي سوار شد که داراي چهار مال بند و هشت اسب بود. وقتي که کوروش اين عرابه را ديد، در نظرش مجسم شد که ميتوان عده مال بندها را هشت کرد و هشت جفت گاو به اين مال بندها بست و اين قوه براي کشيدن برجي که با چرخها داراي 18 پا ارتفاع باشد کافي است . کوروش پيش بيني کرد که چنين برجها را اگر در پس صف وادارد، براي افواج او کمکي بزرگ و براي دشمن باعث آسيب زياد خواهد بود. بعد او در اين برجها دالانهاي تنگ و کنگره هائي بساخت و درهر برج بيست نفر جاي داد، چون برجها حاضر شد، کوروش آنها را براه انداخت و معلوم گشت که راه انداختن اين ماشين با هشت جفت گاو سهل تر و راحت تر از حرکت دادن عرابه کوچکي است که براي بنه بکار ميرود، زيرا وزن عرابه کوچک معمولا 25 تالان است (اگر مقصود گزنفون تالان آتيک بوده هر تالان تقريباً نُه من ميشود) ولي برجهاي کوروش هرچند که از چوبي ضخيم مانند چوبي که براي ساختن تئاترهاي تراژدي (نمايش حزن انگيز) بکار ميبرند،ساخته شده بود و با وجود اينکه هر يک 20 مرد مسلح را در خود ميگنجاند، باز براي هر يک جفت گاو کمتر از 15 تالان سنگيني داشت . وقتي که کوروش از حرکت دادن برجها اطمينان يافت ، مصمم شد چنين برجهائي در پس قشون خود جا دهد، زيرا يقين حاصل کرده بود که در جنگ بايد داراي مزايا بود و نجات و رفاه هم در همين است.                                                     
وداع آبراداتاس با پان ته آ (کتاب 6، فصل 4)- روز ديگر صبح کوروش مراسم قرباني بجا آورد و سپاهيان او پس از صرف غذا قباها و جوشنهاي زيبا دربر کرده کلاه خودهاي قشنگ بر سر گذاردند، به اسبها غاشيه پوشانده کفل آنها را زره پوش کردند، پهلوهاي عرابه ها هم زره پوش بود. تمام سپاه از آهن و مفرغ ميدرخشيد و پارچه هاي ارغواني تر و تازگي مخصوصي به آن ميداد. عرابه آبراداتاس به چهار مال بند و هشت اسب بسته بود و تزيينات عالي داشت . او ميخواست جوشن ملي خود را که از کتان بافته بودند بپوشد که ناگاه پان ته آ کلاه خودي از طلا، بازوبند و پاره هائي از همان فلز، قبائي ارغواني که از پائين چين ميخورد و تا پاشنه پا ميرسيد با يک پر کلاه لعل فام به او تقديم کرد. آبراداتاس چون اين اشياء را ديد، در حيرت فرورفت و بعدبزن خود گفت : «عزيزم ، تو زينت هاي خود را فروخته اين اشياء را تدارک کرده اي ؟ » او جواب داد: «نه بخدا، آنچه براي من گرانبهاتر از هرچيز ميباشد، مانده و آن اين است که تو خود را بديگران چنان بنمائي که در نظر من هستي ، اين بهترين زينت من است » پان ته آ اين بگفت واسلحه را بدست خود بر تن شوهرش پوشيد و سعي کرد اشکهائي را که مانند سيل بصورت او جاري بود پنهان دارد.آبراداتاس که پيش از آن هم لايق بود انظار همه را بخود جلب کند، همينکه مسلح شد بيش از پيش نجيب و صبيح نمود. بعد، او جلو عرابه را از دست ميراخور خود گرفت و ميخواست سوار شود که پان ته آ به حضار امر کرد کنار روند و به شوهر خود گفت : «آبراداتاس اگر زناني هستند که شوهرشان را بيش از خودشان دوست دارند، من گمان ميکنم که يکي از آنها باشم سخن درازي براي استدلال زيادي است و چند کلمه در اين باب به از نطق مفصل ، حسيات من نسبت بتو هر قدر رقيق باشد، با وجود اين قسم بعشق من نسبت بتو، و عشقي که تو بمن مي پروري ، من ترجيح ميدهم که تو را زير خاک مانند يک سرباز نامي ببينم تا اينکه با يک مرد بي شرف زندگاني بي نام را بسر برم . به اين درجه يقين دارم که تو و من براي جوانمردي ساخته شده ايم . کوروش به عقيده من حق دارد که ما را حقشناس بيند، وقتي که من اسير و از آن او شدم ، نه فقط او نخواست مرا برده خود بداند، يا مرا با شرايط شرم آوري آزاد کند، بلکه مرا براي تو حفظ کرد، مثل اينکه زن برادر او باشم . بعد چون آراسپ که مستحفظ من بود فرار کرد، من به کوروش وعده دادم که اگر اجازه دهد، تو را بخواهم تا بيائي و براي او متحدي باوفاتر و مفيدتر ازآراسپ باشي ». آبراداتاس از سخنان پان ته آ مشعوف شده دست خود را به سر او گذاشت و چشمانش را به آسمان بلند کرده چنين گفت : «خدايا چنان کن که من شوهري باشم لايق پان ته آ و دوستي در خور کوروش ، که با ما مردانه رفتار کرده ». پس از اين استغاثه در عرابه را باز کرده سوار شد و چون در گردونه جاگرفت و عرابه ران در رابست ، پان ته آ که ديگر نميتوانست شوهر خود را ببوسد، عرابه را چند بار بوسيد. پس از آن ديري نگذشت ، که عرابه دور شد و پان ته آ از عقب آن براه افتاد، بي اينکه او را ببيند. بالاخره آبراداتاس برگشته او را ديد و گفت : «پان ته آ، دل قويدار، وداع کنيم و از يکديگر جدا شويم ».پس از آن خواجه سرايان و زنان پان ته آ را به عرابه اش برده در زير چادر خواباندند. باوجود اينکه آبراداتاس و گردونه او منظره زيبا داشت ، تماشاي اين منظره فقط وقتي سربازان را جلب کرد که پان ته آ دور شده بود. چون نتيجه قرباني مساعد بود کوروش صفوف قشون را بياراست و بعد قراول هائي بفاصله هاي معين از يکديگر گماشته سرکردگان را طلبيد و گفت : «نتيجه قرباني همان است که قبل از فتح اوّل ما بود». بعد او مزاياي قشون خودرا از حيث مردانگي ، شجاعت جنگيها، برتري اسلحه و ترتيب صفوف بخاطرها آورده گفت : از بسياري قشون مصري نهراسيد زيرا سپرهاي سربازان مزبور بسيار بزرگ و بضرر آنها است . ترتيب صف آرائي آنها (يعني صد صف ) هم چنان است که عده کمي خواهند توانست جنگ کنند و اگر گمان کنند که با انبوه لشکر بر ما غلبه خواهند يافت ، اين تصوّري است بيجا زيرا بايد اوّل از عهده اسبان زره پوش ما برآيند و اگر مقاومت کنند، چگونه ميتوانند در آن واحد با سواران ، اسبان و برجهاي ما بجنگند. اگر باز حاجتي داريد بگوئيد تا انجام دهم . زيرا ما همه چيز داريم . پس از آن کوروش سرداران را مرخص کرده سپرد بروند، آنچه شنيده اند به سربازان بگويند و خودشان را لايق مقامي که دارند نشان دهند. 
مراسم دفن آبراداتاس (کتاب 7، فصل 3)- پس از اين صحبت ، کوروش و کرزوس براي استراحت بمنازل خود رفتند و روز ديگر کوروش دوستان خود و سرکردگان را خواسته دستور تحويل گرفتن خزانه کرزوس را داد و امر کرد قسمتي را که متعلق به مغهاست به آنها بدهند و باقي را در صندوقهائي گذارده از عقب قشون حمل کنند، تا هر زمان که بخواهد پاداشهائي بسپاهيان خود بدهد، خزانه در دسترس او باشد. بعد کوروش از نديدن آبراداتاس اظهار حيرت کرد و يکي از خدمه او گفت : «آقا آبراداتاس در جنگ مصريها کشته شد و سپاه او بجز چند نفر رفقايش فرار کردند، چنانکه گويند، زنش جسد او را يافته و بر عرابه او گذارده بکنار رود پاکتول برده . در آنجا خواجه ها و خدمه او در زير يکي از تپه هاي همجوار مشغول کندن قبر شده اند. زنش روي خاک نشسته ، سر آبراداتاس را روي زانو گرفته و بهترين لباس شوهرش را به جسد اوپوشانيده ». کوروش چون اين بشنيد دستش را بران خود زده روي اسب جست و با هزار سوار به محل مزبور شتافت -پيش از حرکت به گاداتاس و گبرياس امر کرد که بهترين لباس و زينتها را بياورند تا جسد دوست خود را با آن بپوشد و عده زيادي اسب ، گاو و حشم ديگر آماده سازند تا براي او قربان کنند چون کوروش به پان ته آ رسيد وديد که او روي خاک نشسته و جسد شوهرش در جلو اوست ، اشک زياد از چشمانش سرازير شد و با درد و اندوه چنين گفت : «افسوس ، اي دوست خوب و باوفا، ما را گذاشتي و درگذشتي ». اين بگفت و دست مرده را گرفت ، ولي اين دست در دست کوروش بماند، زيرا يک نفر مصري آنرا با تبر از بدن جدا کرده بود. اين منظره بر تاثر کوروش افزودو پان ته آ فريادهاي دردناک برآورده دست را از کوروش گرفت و بوسيد و به ساعد آبراداتاس چسبانده گفت : «آخ کوروش ، تاسف تو چه فايده برايت دارد، من سبب کشته شدن او شدم و شايد تو هم شده باشي . ديوانه بودم که اورا همواره تشجيع ميکردم ، لايق دوستي تو باشد. او هيچگاه در فکر خود نبود، بلکه ميخواست همواره به تو خدمت کند، او مرد و بر او ملامتي نيست ، ولي من که به او پندها را ميدادم ، هنوز زنده ام و پهلوي او نشسته ام ». وقتي که پان ته آ اين سخنان را ميگفت ، کوروش ساکت بود و همواره اشک ميريخت . بالاخره خاموشي را قطع کرده چنين گفت : «بلي ، او با بزرگترين نام درگذشت ، او فاتح ازدنيا رفت . چيزي را که من بتو ميدهم و براي جسد اوست بپذير». در اين وقت گاداتاس و گبرياس وارد شده مقداري زياد زينت هاي گران بها آوردند، بعد کوروش سخن خود را دنبال کرده گفت : «افتخارات ديگري براي او ذخيره شده ، براي او مقبره اي خواهم ساخت که در خور مقام تو واو باشد و قرباني هائي خواهند کرد که شايان يک نفر دلير است اما درباره خودت بايد بداني که بي کس نخواهي بود من بعقل و سائر صفات حميده تو با احترام مي نگرم . من کسي را مي گمارم که هرجا خواهي بروي راهنماي توباشد. همينقدر بگو کجا ميخواهي بروي ». پان ته آ گفت : «کوروش ! بيهوده بخود رنج مده من از تو پنهان نخواهم داشت که کجا ميل دارم برو م ».                                                                                                                        

خودکشي پان ته آ - کوروش رفت و بي اندازه متاسف بود از حال زني که چنين شوهري را از دست داده و از وضع شوهري که چنين زن را ديگر نخواهد ديد. پس از رفتن او پانته آ خواجه هايش را به اين بهانه که ميخواهد تنها براي شوهر خود سوگواري کند دور کرد فقط دايه اش را نگاهداشت به او گفت پس از اينکه من مردم جسد من و شوهرم را با يک قالي بپوش دايه اش هرچند کوشيد که او را از خودکشي بازدارد موفق نشد چون ديد که حرف هايش نتيجه ندارد جز آنکه خانمش را برآشفته ميکند نشست و به گريه و زاري پرداخت. پانته آ در حال خنجري را که ازديرگاه با خود داشت کشيده ضربتي بخود زد و سرش را بر سينه شوهرش گذارده جان تسليم کرد. دايه فريادهاي دردناک برآورد و بعد جسد زن و شوهر را چنانکه پانته آگفته بود پوشيد بزودي خبر اين اقدام پانته آ به کوروش رسيد و او با حال اضطراب بتاخت آمد تا مگر بتواند علاجي بينديشد. خواجه هاي پانته آ چون از قضيه آگاه شدند هر سه خنجرها را کشيده در همانجا که بودند انتحار کردند پس از اين منظره دهشتناک ، کوروش با دلي دردناک و پر از حس ّ تقديس براي پانته آ بمنزل برگشت . بعد با مراقبت او مراسم دفن باشکوهي براي زن و شوهر بعمل آمد و مقبره وسيعي براي آنان ساختند. گويند اين مقبره که براي زن و شوهر و خواجه ها بنا شده است امروز هم برپاست و بر ستوني به اسم زوج و زوجه بزبان سرياني نوشته شده و نيز بر سه ستون کوتاهتري هنوز هم اين کتيبه را ميخوانند: «حاملين عصاي سلطنت ». (نقل از ايران باستان ج 1 صص 326-328 و 343-345 و 352-354 و 366-369)."  

منبع:پژواک ایران


جواد مفرد کهلان

فهرست مطالب جواد مفرد کهلان در سایت پژواک ایران 

*معنی و مأخذ هندوایرانی نامهای آدم و حوا و اولاد آنها  [2018 Dec] 
*مطابقت لقمان حکیم قرآن با ازوپ یونانی-آفریقایی [2018 Nov] 
*مطابقت قرقیزها با گوران قراختایی (ایل لنگۀ کناری) که شاخه ای از تاتار (مردم کناری) بوده اند [2018 Nov] 
*تحقیقی در بارۀ نام و نشان ک‍هن نقش رستم  [2018 Nov] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Nov] 
*زبان آذری نه زبان پهلوی آذربایجان بلکه همان زبان ارانی بوده است [2018 Oct] 
*مطابقت نینوس و سمیرامیس با سه فاتح نینوا و سه ملکۀ در رابطه با آنها [2018 Oct] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Sep] 
*معنی نامهای ایرانی شنبه و آدینه [2018 Aug] 
*مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)  [2018 Aug] 
*معنی نام اَوِستا در زبان لاتین  [2018 Aug] 
*معنی هندوایرانی نام ابراهیم  [2018 Jun] 
*جشن آتش شب چهارشنبه سوری  [2018 Mar] 
*نوروز جشن کهن بومیان نیمۀ شمالی فلات ایران  [2018 Mar] 
*مطابقت آمازونها با گرجی ها [2017 Nov] 
*مطابقت سپیتمه لهراسپ و مگابرن ویشتاسپ با یرواند و تیگران [2017 Jul] 
*نام مازندران را میشود به معنی محل گرامی دارندگان الهۀ درنده دانست [2017 Jun] 
*منشأ تاریخی شخصیتهای نیمه اساطیری مهم تورات و انجیل  [2017 Apr] 
*آیا منظور از اصحاب الرّس قرآن همان مردم خونیرس (سرزمین راه درخشان، ایران باستان) است؟‏ [2017 Mar] 
*جدول مطابقتی شجره نامۀ پادشاهان کیانی و نوذری با مادها و هخامنشیان [2017 Feb] 
*نام امشاسپندان زرتشتی که بر گرفته از نام و نشان خدایان بابلی به نظر می رسند  [2016 Sep] 
*آیا نامهای ایران و پارس و شیراز به معنی سرزمین شیر بوده اند؟ [2016 Sep] 
*معنی نام کُرد در رابطه با توتم مار ایشان [2016 Jan] 
*ور جمکرد باستانی آریائیان در شمال دریای مازندران [2015 Dec] 
*ارتباط ایران و ایرانیان با اساس مذهب شیعه [2015 Dec] 
*یهودا فرزند زیپورایی همان عیسی مسیح تاریخی است [2015 Sep] 
*شهرهای ایران باستان در نقشه های بطلمیوسی [2015 May] 
*مطابقت کاوۀ آهنگر اساطیری با اوگبارو تاریخی [2015 Apr] 
*این همانی زمان و مکان و نام و نشان پادشاهان ماد با کیانیان [2015 Mar] 
*نام و نشان کوروش در روایات ملی ایران [2015 Mar] 
*مطابقت لولوبیها با آریائیان هندی تبار ماقبل تاریخ فلات ایران [2015 Mar] 
*بررسی جام مارلیک که نشان از تقدیس بزکوهی در نزد کادوسیان دارد [2015 Jan] 
*معنی نام هومبابا [2014 Dec] 
*معنی محتمل کاسپی و کادوسی [2014 Dec] 
*معنی نامهای گیلان و مازندران [2014 Nov] 
*نام و نشان ایل قشقایی [2014 Oct] 
*معنی ایرانی نامهای بصره (به سره) و اَبُله (آپولوگوس) [2014 Oct] 
*معنی نام روس و روسیه [2014 Oct] 
*خاستگاه آریائیان هندوایرانی و خدایان بزرگ باستانی ایشان [2014 Sep] 
*ریشۀ کلمۀ آلِشت/آلِش در گروه زبانهای ایرانی [2014 Aug] 
*مطابقت خالد بن سنان با ایزد مهر پارتیان [2014 Aug] 
*معنی نامهای کُتیسفون و تیسفون  [2014 Aug] 
*معنی نام ایل شول و نواحی شول نام در غرب ایران [2014 Aug] 
*معنی نام دیوان مازنی و مازندران در رابطه با جام مارلیک [2014 Jul] 
*بررسی نام و نشان خدایان کاسیان (اسلاف لُران) [2014 Jun] 
*معنی رُکن آباد [2014 Apr] 
*معنی لفظی نامهای سمرقند و بُخارا [2014 Mar] 
*معانی نامهای آمیتیدا (آمیتیس)، سمیرامیس و زرتشت [2014 Mar] 
*جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان [2014 Feb] 
*ویشتاسپ کیانی به غیر از ویشتاسپ نوذری است [2014 Feb] 
*بررسی نام و نشان کنونی و باستانی سه گروه بزرگ کُردان [2014 Jan] 
*معنی عیلامی و ایرانی نام کوروش (کورلوش) [2014 Jan] 
*مطابقت دقوقی اساطیری با ایزد مهر و مؤبد مهرپرستی [2014 Jan] 
*سهو دکتر جیوانجی جمشیدجی مودی در باب تعیین محل روستای زادگاهی زرتشت [2013 Dec] 
*آیا از دیوان مازندران در اساس ببران درندۀ جنگلهای آن مراد نبوده اند؟ [2013 Nov] 
*جُستاری در نام و نشان ساسان و ساسانیان [2013 Oct] 
*معنی مشترک نامهای خونیرث٬ اَئیرینه وَئِجه٬ [مها]بهاراته و آریاوَرته [2013 Oct] 
*ریشۀ محتمل اصطلاح کتاب مکنون قرآن در آیه 78 سورۀ واقعه [2013 Oct] 
*بررسی ریشه و معنی نام قزاق  [2013 Oct] 
*آیا شهربانو دختر هرمزان نبوده است؟ [2013 Sep] 
*داستان اصحاب فیل نبرد وهریز ایرانی و مسروق ابرهه ای به حالت به استعاره است [2012 Aug] 
*معنی لفظی نامهای کهن شهر اردبیل [2012 Aug] 
*چرا گائوماتۀ مغ همان زرتشت سپیتمان است؟ [2012 Aug] 
*جشن یهودی پوریم مطابق با جشنهای چهارشنبه سوری و سیزده بدر ایرانی یادآور جشن مگافونی (مغ کشی) عهد داریوش است [2012 Jul] 
*آیا دخمۀ گور دختر، متعلق به آریارمن هخامنشی یا ملکه آمیتیس است؟ [2012 Jul] 
* خطاب من محقق تاریخ اساطیری ایران به استاد بهرام مشیریِ شاهنامه دوست [2012 Jul] 
*نقد و اصلاح نظریۀ یکسان بودن یا یکسان نبودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی [2012 Jul] 
*جزنق -برزه شهر گرهی تاریخ اساطیری ایران [2012 Jun] 
*ریشۀ تاریخی داستان منیژۀ و بیژن شاهنامه و متن آن [2012 Jun] 
*جوانمرد قصاب هیئت اسلامی عامیانۀ ایزد مهر عهد ساسانی است [2012 May] 
*جغرافیای تاریخی کهن نواحی اراک و آستانه  [2012 May] 
*ساکنان باستانی آغاز تاریخ در ایران کهن [2012 May] 
*معنی نام غیاث آبادهای ایران [2012 May] 
*معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی [2012 Apr] 
*معنی نامهای کپادوکیه، کیلیکیه ( کیزواتنا) [2012 Apr] 
*ریشۀ نامهای تاجیک و دری [2012 Mar] 
*شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان [2012 Mar] 
*انتقاد من شاهزاده از خود، از پدر خود و پدر بزرگ خود [2012 Mar] 
*شنبه، واژه ای ایرانی است [2012 Mar] 
*ریشه فارسی کلمات خدمتکار، چاکر و نوکر [2012 Mar] 
*شجره نامه کمبوجیه سوم و داریوش اول مطابق خبر هرودوت [2012 Feb] 
*آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟ [2012 Feb] 
*حماسه آترادات پیشوای مردان در آذربرزین نامه [2012 Feb] 
*شهر زیر زمینی کشف شده در کپادوکیه دارای نام ایرانی نِسا (نشا) بوده است  [2012 Feb] 
*معنی و ریشه نامهای اروپا، روسیه و اوکراین بر اساس فرهنگ سکایی [2012 Jan] 
*تحقیقی در باب نامهای اساطیری اسپروز و سگسار مازندران [2012 Jan] 
*نامهای سپیتاک و مگابرن در تاریخ ماد دیاکونوف و ایران باستان پیرنیا [2012 Jan] 
*عبدالله بن سلام همان سلمان فارسی است [2012 Jan] 
*پشوتن اساطیری همان پیسوتن ساتراپ لیدیه در عهد اردشیر اول و داریوش دوم بوده است [2011 Dec] 
*تاریخچهً زمان حکومت پادشاهان ماد (کیانی) و دو تَن از قلم افتاده های ایشان [2011 Dec] 
*اهورامزدا در اصل خدای شراب و شادی بوده است [2011 Dec] 
*تیگران اول ارمنستان همان ویشتاسپ کیانی بوده است [2011 Dec] 
*ریشه های اسطورهً رستم و اسفندیار [2011 Dec] 
*بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان [2011 Nov] 
*از جمشیدی که در سمت چین مقتول گردیده منظور همان داریوش سوم است [2011 Nov] 
*اویس قرنی همان زرتشت ایرانیان نزد یمنی ها بوده است [2011 Nov] 
*توروکوهای کردستان قبیله ای از مردمان قفقازی و آریایی هوری و میتانی بوده اند [2011 Nov] 
*تحقیقی در باب منشأ جشن بابلی- ایرانی کهن گاوگیل [2011 Nov] 
*معنی نامهای کهن مراغه و بناب [2011 Nov] 
*معنی خرابات در ادبیات ایرانی [2011 Oct] 
*معنی نام تبریز [2011 Oct] 
*معنی لفظی نام اورمیه [2011 Oct] 
*معنی باخرز و تایباد [2011 Oct] 
*معنی نام کاسپی [2011 Oct] 
*نام نواحی جنوب خوزستان در خبر حمدالله مستوفی [2011 Oct] 
*اصلاحیه ای بر تبدیل حروف در سبک شناسی [2011 Sep] 
*ریشهً ایرانی کلمات قنات و قائن و قائنات [2011 Sep] 
*بررسی نام نیاکان منسوب به زرتشت در کتاب هفتم دینکرد [2011 Sep] 
*معنی نامهای خوی، خوئین، خمین و خامنه [2011 Sep] 
*نگاهی اجمالی به جغرافیای تاریخی ناحیه اصفهان [2011 Sep] 
*شهرستان مراغه در جغرافیای تاریخی کهن خود [2011 Aug] 
*معانی نام شاهنامه ای ریونیز [2011 Aug] 
*زعفران و کرکم در اصل کلما تی فارسی هستند [2011 Aug] 
*نظری به نام و نشان خدایان کاسی (اسلاف لران) [2011 Aug] 
*اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول [2011 Jul] 
*معنی نامهای مازندران و کاسپی [2011 Jul] 
*آتلانتیس همان فواصل بین شبه جزیره اسکاندیناوی و شبه جزیره ژوتلند دانمارک بوده است [2011 Jun] 
*اصلاحیه ای ریشه ای در معرفی زرتشت در ویکیپدیا [2011 Jun] 
*منظور از اصحاب مدین و قوم شعیب قرآن قوم مادیای اسکیتی بوده است [2011 May] 
*غزان مغلوب کننده سلطان سنجر همان نیاکان عثمانیان بوده اند [2011 May] 
*نقد و بررسی فرار خانواده عیسی مسیح به مصر [2011 Jan] 
*مرکزیت بلخ و بامیان در نقشهً تبتی کهن [2010 Nov] 
*یک بررسی جدید در باب محل دخمه های کورش دوم و کورش سوم  [2010 Sep] 
*نام و نشان قصبات و شهرهایی کهن در ناحیهً جزیرهً ابن عمر [2010 Sep] 
*معنی لفظی نامهای کهن ماکو محل واقع در شکاف کوهستان است [2010 Sep] 
*موضوع سخنرانیهای زینب بنت علی بن ابی طالب صرفاً از معنی نام وی بر خاسته است [2010 Aug] 
*ریشهً سومری و ایرانی نام ایران [2010 Aug] 
*عنقا شکل نمادین اساطیری نسبتاً در هم آمیخته شتر مرغ و عقاب و همای سعادت [2010 Aug] 
*قوم نوح اساطیری تورات همان لویان هیتی (لاویان، لودیان) بوده اند [2010 Aug] 
*درختان اساطیری زقوم و درخت طوبی قرآن همان زیتون و انار هستند [2010 Aug] 
*رستم دستان نواده کدام ضحاک به شمار است؟ [2010 Aug] 
*معنی لفظی نامهای اهر، کلیبر، پیشکین و اشتبین [2010 Aug] 
*آیا اهورامزداپرستی با داریوش از مصر به ایران نیامده است؟ [2010 Aug] 
*اسامی جغرافیایی و تاریخی و اساطیری مهمی که در فرهنگنامه هیتی می توان ردیابی نمود [2010 Aug] 
*شعیب بن صالح، یاور امام موعود در اساس همان شعیب بن خازم رهبر خازمیان از شعبه های خوارج است [2010 Aug] 
*معانی لفظی کنعان و اسطورهً طالوت و جالوت مربوط بدان [2010 Jun] 
*در اساس نامهای آریا و عرب (آرابو)؛ آرامی (آرامو) توتم قبیله ای شیر نهفته است [2010 Jun] 
*اسطورهً تاریخی کتایون و گشتاسپ مأخذ اساطیر مهمی در ایران و اران است [2010 Jun] 
*ریشهً مصری اسطورهً کیومرث و گاو اوکدات [2010 Jun] 
*ریشه و مفهوم نام های اینگوش و چچن [2010 Jun] 
*ایواز به لغت اوستایی به صورت ای- واذ (ئی وائیذی) به معنی خادم دانای ساقی‌گری است [2010 Jun] 
*معنی نام و نشان ایل بزرگ کُرد موسوم به بلباس [2010 May] 
*نظری بر نام و نشان پنج شهر و بندر کهن استان بوشهر [2010 May] 
*تحقیقی در باب ترکان آغاجری  [2010 May] 
*بررسی نام و نشان و مقام و نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران [2010 May] 
*حماسه آلپمیش نقش اساطیری چنگیزخان در کشورهای آسیای میانه است [2010 May] 
*بررسی اسامی قبایل باستانی بزرگ ترک که غالباً بر پایه توتم پرستی ایشان است [2010 May] 
*بررسی اسامی جغرافیایی مناطق و رودهایی در سواحل جنوبی ایران که در لشکرکشی اسکندر و دریاسالارش نئارک از آنها نام برده شده است [2010 May] 
*در جستجوی معنی لفظی اصلی نام قوم تاتار به توتم همای سعادت ایشان می رسیم  [2010 May] 
*معنی لفظی ایرانی و سکایی نام شهر آلما آتا پایتخت قزاقستان [2010 May] 
*شرح و تفسیر تازه ای بر شعر فولکلوریک معروف آذری «اوشودوم، اوشودوم» [2010 May] 
*نقدی بر مقاله "بررسي خاستگاه زرتشت و زرتشت‌گري فرزاد قنبری" [2010 May] 
*نام شهر زاهدان کهنه اصیل بوده و در اصل به معنی شهر آب زهکشی شده است [2010 May] 
*نام و نشان کهن شهر زاهدان در تاریخ و اسطوره ها [2010 May] 
*بررسی ریشه های اساطیری کهن داستان بلوچی گِسُدُک [2010 Apr] 
*نظری بر برخی از نامهای جغرافیایی کهن و مرموز سمت مازندران و شهرستان آمل [2010 Apr] 
*بررسی اسامی جغرافیای کهن فناکه، سیرینکس و زادراکرت مربوط به شهر ساری  [2010 Apr] 
*نام و نشان کهن شهر تویسرکان و معبد کهن آن [2010 Apr] 
*زیارتگاه شاه عبدالعظیم حسنی ری در اصل متعلق به شیخ جمال الدین ابوالفتوح رازی است [2010 Apr] 
*زیارتگاه حضرت معصومه قم در جایگه معبد اینانا (ایشتار/اناهیتا) [2010 Apr] 
*بررسی چهار نام از فرهنگ اعلام تاریخی دبا (دایرة المعارف بزرگ اسلامی) [2010 Apr] 
*معانی لفظی نوبخت، نوبهار و برمک در رابطه با بودا-زرتشت و بلخ [2010 Apr] 
*هر دوی نامهای کاسپین و خزر نام مناسبی برای دریای مازندران هستند [2010 Apr] 
*معانی نامهای یثرب و یندد شهر مدینه [2010 Mar] 
*نظری بر نام و نشان عیلامی دو بنای باستانی استان فارس [2010 Mar] 
*فرهنگ و زبان و لهجهً آذری جمهوری آذربایجان در خطر اضمحلال و جایگزینی با ترکی عثمانی [2010 Mar] 
*معضل نه چندان دشوار درک تاریخ و اساطیر مربوط به زرتشت سپیتمان [2010 Mar] 
*معنی نام فارسی پنج میوه درختی و گیاهی که نامهای مرتبط و مشابه دارند [2010 Mar] 
*دیو آشموغ (مغزخوار)همان خدای ملی بابلیها یعنی مردوک (ضّحاک مغزخوار) است [2010 Mar] 
*جواب معمای کیستیِ بت بزرگ کعبه یعنی هُبل، همان اسماعیل است [2010 Mar] 
*تحقیقی در باب نُه اقلیم و هفت اقلیم و پنج اقلیم هندوان باستان [2010 Mar] 
*توضیحی در باب ساکنین باستانی آریایی پازیریک در جنوب سیبری [2010 Mar] 
*نام خلیج فارس در اصل به معنی دریای پایین و زیرین بوده است [2010 Feb] 
*معنی لفظی کلاردشت [2010 Feb] 
*بررسی ریشه های ایرانی و ارمنی جشن زنانهً ناهیدی، مردگیران [2010 Feb] 
*دژ تخت ابونصر شیرازهمان مکان آتشکده آذر خوروچ (آذر خرداد) است [2010 Feb] 
*تحقیقی در خاستگاه صوفیگری ایرانی و منشأ ابزارهای نمادین ایشان [2010 Feb] 
*اصلاحیه ای در مقالهً گاهشماري در استان کردستان [2010 Jan] 
*آیین علوی نه در نواحی انگور بلکه در خود عربستان و جنوب عراق شکل گرفته است [2010 Jan] 
*نام و نشان نسبتاً دقیق زرتشت و محل نگهداری اوستای عهد ساسانی  [2010 Jan] 
*داستان معراج آسمانی پیامبر اسلام  [2010 Jan] 
*جشن چلّه بزرگ زمستانی (سده) در سنت نیز به غیر از شب آرامش یلدا بوده است [2010 Jan] 
*ترجمهً جدیدی از متن سنگنوشتهً هخامنشی جزیره خارک  [2010 Jan] 
*بحثی در منظور ایهامی اصلی داستان کوتاه سه قطره خون [2010 Jan] 
*اعیاد سده، حنوکا و قربان ریشه در یک سنت دینی معروف عیلامیان و بابلیان داشته اند [2009 Dec] 
*بررسی نام و نشان خدایان مهم عیلام در رابطه با جغرافیای تاریخی منطقه و تاریخ اساطیری ادیان [2009 Dec] 
*بررسی اساس تاریخی و فرهنگی اسطورهً هفتخوان رستم [2009 Nov] 
*بالقاسون و بلاساغون شهرهای قبلی و بعدی دختران اساطیری آمازون (هونها،قرقیزها) بوده اند [2009 Nov] 
*قرقیزها بازماندگان اصیل هونهای حکومتی هستند [2009 Nov] 
*برصیصای اساطیر اسلامی هیئت اسطوره ای دیگر مانی، پیامبر صوفی است [2009 Nov] 
*منظور از مردم هفتواد شاهنامه همان قوم هپتالان بوده اند [2009 Nov] 
*بررسی نام و نشانهای قبایل دهگانه بزرگ حکومتی دولت گوک ترکان [2009 Nov] 
*مشکل بزرگ ما آذری ها در ایران و حتی خارج کشور [2009 Nov] 
*چه کسی کفر میگوید؟ [2009 Oct] 
*کمیل بن زیاد که در مقام صحابی مقتول علی بن ابوطالب قرار گرفته، خود همان مانی است [2009 Oct] 
*بنیانگذاران مکتب شیعی گری شريح بن حارث كندى و عبدالله بن سبا و نسبت آنها با همدیگر  [2009 Oct] 
*عمار یاسر همان زرتشت سپیتمان ملبس اسلامی وارداتی مسلمین از اعراب زرتشتی قدیم است [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان ایلات قره قویونلو و آق قویونلو [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان نوروز و مهرگان و هفت سین نوروزی [2009 Oct] 
*دیدگاه دو رگه لیبرالی و استبدادی الهه بقراط [2009 Oct] 
*اساس تاریخی روایت نصایح پیامبر به ابوذر با پندهای لقمان حکیم به پسرش و نصایح بزرگمهر به انوشیروان یکی است [2009 Oct] 
*نام روستای زیبای آقمشهد شهرستان ساری در رابطه با جنگل سفید اساطیری است [2009 Sep] 
*بررسی نام و نشان قبایل بزرگ دیرین و حالیه کًرد در ارتباط تباری مستقیم آنها با یکدیگر [2009 Sep] 
*تحقیقی دربارۀ اساطیر پیدایی شطرنج و معنی لفظی آن  [2009 Sep] 
*عزاداری بزرگ و سالیانه ماه محرم نزد ایرانیان در اصل برای همان بزرگترین شکست تاریخی ایرانیان در تاریخ یعنی جنگ قادسیه در مقابل اعراب بوده است [2009 Sep] 
*رابطه اصول اخلاقی علمی دنیا و منطق و معیار اخلاقی اصیل بومی هند و ایرانی ما [2009 Sep] 
*اسطوره سمک عیار در اساس خاطره حماسه پیروزی سورنا سردار پارتی اُرد بر کراسوس است [2009 Sep] 
*نام اساطیری حسین کرد شبستری از امتزاج نام و نشان امیر معزالدین شنسبانی و ملک معزالدین حسین کرت از دو سلسله فرمانروایان غور پدید آمده است [2009 Sep] 
*معنی لفظی نامهای لَک و لُر  [2009 Sep] 
*ملانصرالدین الاغ سوار در اصل همان خواجه نصیرالدین، وزیر و مراد هلاکوخان مغول است [2009 Aug] 
*نشانه های واضحی از اساطیر خدایگانی مصری در تورات و اساطیر یونانی  [2009 Aug] 
*دلایلی که چارتاقی نیاسر را معبدی میترایی نشان میدهند [2009 Aug] 
*معمای سادهً نام مادر امام چهارم شیعیان [2009 Aug] 
*یحیی بن عمر،علوی انقلابی عهد حسن عسکری، اساس تاریخی مهدی موعود است  [2009 Aug] 
*معانی اسامی تور ، ترک ، سکا، اسکیت [2009 Aug] 
*معمای تاریخی بزرگ بردیه اصلی و بردیه فرعی [2009 Aug] 
*اوپیته فرمانروای سیاس ناشناس ماندهً سلسله ماد [2009 Aug] 
*مأخذ هیتی کهن اسطورهً لیلی و مجنون [2009 Jul] 
*سوبی نام کهن باسمنج-سعید آباد ناحیه چمنزاران معروف دامنه شمالی کوه سهند است [2009 Jul] 
*وجه اشتراک ابراهیم روایات اسلامی با گئوماته زرتشت [2009 Jul] 
*کهن ترین همنوازی جهان در ایران یا کارگاه جام سازان عیلامی [2009 Jul] 
*معنی لفظی نام زنوز و جلفا [2009 Jul] 
*از رابعه و بکتاش اساطیری همان آمیتیدا/پان ته آ و همسرش آبرادات/سپیتمه منظور هستند [2009 Jun] 
*بابک خرمدین در آذربایجان بیشتر تحت نام حماسی خود کور اوغلو زنده مانده است [2009 Jun] 
*بررسی اساس تاریخی داستان پان تئه آ در کورشنامه گزنفون [2009 Jun] 
*ورجمکرد اوستا همان منطقهً قره باغ است [2009 Jun] 
*معنی لفظی نام علمدار گرگر [2009 Jun] 
*فریبکاران تاریخ [2009 Jun] 
*تحقیقی در باب نام ونشان رود معروف نیل ، سرزمین مصر و قاره آفریقا  [2009 Jun] 
*سبلان و دو قله معروف آن همان کوه مقدس اوستایی هوکر و قلل اوشیدم و اوشیدرن هستند [2009 Jun] 
*کنگ دژ روایات ملی نام مشترک تخت جمشید، همدان، گنجه، بابل و نینوا است [2009 Jun] 
*ریشه پهلوی واژه فندق  [2009 Jun] 
*نام و نشان کهن برخی از جزایر ایرانی خلیج فارس [2009 Jun] 
*نبرد مجیدو (سده 15 ق.م) که در اساطیر دینی تحت نام نبرد هارمجدون، گذشته در آینده شده است  [2009 May] 
*نام آریائیان میتانی، ماننایی، مادی و کاسی جملگی به معنی مردم شراب و شادی بوده است [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب [2009 May] 
*پادشاه کشورگشای ماد کواکسار همان کیخسرو شاهنامه است [2009 May] 
*جزیره کیش همان سرزمین اساطیری دیلمون سومریان است [2009 May] 
*جریانهای فکری دوران محمد بن زکریای رازی [2009 May] 
*تحقیقی در باب نام و نشان مریم و یوسف انجیل ها [2009 May] 
*گاهشماری پارسیان هخامنشی و نام ماههای آن از بابلیان اخذ شده است [2009 Apr]