ورجمکرد اوستا همان منطقهً قره باغ است
جواد مفرد کهلان

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس                                       
بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس
منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام                                         
پر صدای ساربانان بینی و بانگ جرس    
محمل جانان ببوس آنگه به زاری عرضه دار                                        
کز فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس

حافظ در این شعر خود اشاره به باغ بهشتی ایرانیان در کنار ارس دارد که در اوستا و کتب پهلوی به نام "ور جم کرت" یعنی باغ ساخته شده توسط جمشید مغ –پادشاه سئورومتی قفقاز دارد که ظاهرا توسط جهانگشای سکایی معروف عهد باستان یعنی مادیای اسکیتی (افراسیاب) به حکومت ولایات جنوب قفقاز بر گماشته شده بود. گرچه این شاه مؤبد سرانجام با کی خشثرو (هوخشتره، کیخسرو) متحد گردید و مادیای اسکیتی را در جوار شهر مراغه و آتشکده آذرگشنسب آن غافلگیر نموده و دستگیر و به قتل رساند و در ازای این خدمت بزرگ به ازدواج با آمیتیدا دختر معروف آستیاگ یعنی نواده کی خشثرو نائل گردیده و در مقام حکومت مناطق جنوب کوهستان قفقاز ابقا شده و افزون بر این به مقام ولیعهدی آستیاگ (آژدهاک= شخص ثروتمند) برگزیده شد. مناسبت منزل سلمی (باغ زنان آمازون/سئورومات) در اینجا بر اساس اصل سئوروماتی (یعنی منسوب به قوم سلم بودن) جمشید پادشاه شمیران/هاماوران (سرزمین سرما) است نام شاهنامه ای مگابرن ویشتاسپ پسر بزرگ سپیتمه جمشید یعنی سلم و داستان سفر پسران فریدون به سرزمین هاماوران (حمیران= سرزمین سرما) برای ازدواج با دختران آمازون (سئورومات) به وضوح اشاره به همین معنی است. چون خرمدینان نیز زرتشت را تحت نام شروین (شاهزاده دانا) پسر پادشاه زنج (دیار زنان آمازون) و شاهدخت کیانی (مادی) آورده اند. موسی خورنی مورخ ارمنی عهد پیروز و قباد ساسانی از مردمی به نام تساودیاتسی به همراه اوتی ها (ترکان آذری)، گاردمان (کوه نشین) و گارگاریها (گرگرها، کانگرلوها، صنعتگران) نامبرده است که نگارنده قبلاً تلاشهایی در باب شناسایی اینها به عمل آورده بودم که به نظر میرسد این تلاشها در اینجا به نتیجه میرسد. از آنجاییکه حرف ارمنی "و" بسیار شبیه حرف "ر" می باشد با منظور داشتن این درصد زیاد احتمال خطا می توان اصل آن را به صورت تساردیاتسی باز سازی کرد که در زبان ارمنی به معنی باغ درخت منسوب به خدایان است. در شاهنامه فردوسی نام همین مردم در شمار رعایای جمشید تسودی آمده است که در نسخه های کنونی شاهنامه ها به صورت تصحیف شده اش به صورت نسودیان باغدار  وکشاورز به ما رسیده است. نام سه قبیله ارانی دیگر کاتوزیان (کادوسیان،سگپرستان)، نیساریان (اناریان، ترکان جنگاور و حکومتی) آمده اند. یونانیان نام کهن منطقه قره باغ را به صورت اورهیستانا (سرزمین درخت و باغ) ذکر نموده اند. در منابع ارمنی نام آنجا به صورت آرتساخ آمده است که به معنی سرزمین شخص نجیب (آر- تساخ) و همچنین به معنی سرزمین سوخته است که در حالت اخیر باید از ترجمه نام پهلوی کاراباغ (سرزمین باغ بزرگ) به واسطه زبان ترکی عاید گردیده باشد چه در زبان آذری کاراباغ به معنی باغ سیاه است.                                                                                                                                      

موسی خورنی می آورد که "مقام عالی رتبهً حکومت نواحی اران (جمهوری آذربایجان کنونی) در عهد آژدهاک (آستیاگ) و خاندان مادی وی به اران (یعنی شخص نجیب) واگذار شد که فردی نامدار و در کلیه امور ذهنی داهیانه داشت، واگذار شد." می دانیم پادشاهی محلی بزرگی که در عهد آژدهاک (آستیاگ، آخرین پادشاه ماد) در این ناحیه فرمانروایی داشته است همانا داماد و ولیعهد وی سپیتمه بود که در شاهنامه تحت نامهای جمشید پیشدادی و گودرزکشوادگان و هوم عابد معرفی شده است که تحت این اسامی با کوه سبلان و نواحی شرقی دریاچه اورمیه مربوط گردیده است. چنانکه ارنست هرتسفلد ایرانشناس بزرگ آلمانی دریافته است. این سپیتمه از دختر آستیاگ دو پسر به نامهای مگابرن ویشتاسپ و سپیتاک داشت که در عهد پدر و نیایشان به ترتیب در ماد سفلی و اران  حکومت می نمودند که کورش سوم بعد از قتل آستیاگ و سپیتمه پدربزرگ مادری و پدر ایشان با مادر آنها آمی تیدا ازدواج صوری نموده و محل حکومت ایشان را به ترتیب گرگان و سمت دربیکان بلخ و شمال غربی هندوستان تعیین نمود که از این میان سپیتاک حاکم بلخ همان زرتشت سپیتمان بنیانگذار  آیینهای بزرگ آریایی است. این فرد که با دختر معروف کورش سوم یعنی آتوسا ازدواج نموده بود در تاریخ به اسامی مختلف از جمله گائوماته بردیه، گوتمه بودا، گوتمه مهاویرا، آرای آرایان و ایرج معروف گردیده است که داریوش سیاس این مصلح اجتماعی بزرگ بشریت و داماد و پسرخوانده  کورش سوم و نائب السلطنه کمبوجیه سوم در ایران را در تاریخ تحت نام بردیه، بردیای دروغین معرفی کرده است. گرچه در اساس بردیه دروغینی وجود نداشته و سپیتاک بردیه پسرخوانده کورش بوده است نه پسر تنی وی که داریوش برای فریب ملتهای امپراطوری هخامنشی بدان متوسل شده است.                                                   

در اوستا فرگرد دوم وندیداد به مشروح از ساخته شدن ورجمکرد توسط جمشید (یمه خشئته، یعنی مؤبد درخشان، اران) سخن رفته است. محل ورجمکرد کنار رود دائیتی (یعنی رود پر از آبزیان موذی و خطرناک) قید شده است که بی تردید در اساس همان رود ارس (ارخش، یعنی رود گل آلود) است:                                                             

اینک اسطوره اوستایی ورجمکرد و نسخه اسلامی آن ارم عاد (باغ بهشتی قوم مغان) از وبلاگ باشگاه اندیشه ، مقاله غلامرضا رستگار تحت عنوان "باغی که جم ساخت" به عینه نقل میگردد:                                                       

ورجمكرد:

ورجمكرد۱۲ يكى از داستان هاى دينى است كه به تمامى در كتاب اوستا بخش يا قسمت ونديداد باقى مانده است.

همان گونه كه در ابتدا گفته شد، اين داستان در نزد اقوام هند و اروپايى و ايرانى از اعتبار و منزلت خاصى برخوردار بوده كه خود گوياى هم  زيستى اين اقوام در گذشته هاى باستانى است.همان گونه كه «كشتى نوح» بدون نام صاحب و سازنده اش شناخته نمى شود و معناى حقيقى خود را به همراه نمى آورد «ورجمكرد» نيز بدون صاحب و سازنده اش قابل اعتنا نيست.پس ابتدا مى بايد با شخصيت «جم» يا «جمشيد» آشنا شويم. جمشيد يكى از اسطوره ها و قهرمانان مشترك اقوام آريايى بوده كه در باور آنها انسانى مافوق تصور است.

در ادبيات سانسكريت نام جمشيد «يم» و نام پدرش ويوسونت آمده. ويوسونت در مذهب ودايى مرتبه اى الهى است. وى در اين مرتبت اگرچه در شمار خدايان نيست، ولى با  آنها هم سرى و برابرى دارد. «يم» موجودى فناناپذير و جاودان است كه در روشنى مطلق آسمان ها به همراه همسرش زندگى مى كند. او مى تواند به آدميان زندگى دراز ببخشد و در جشن ها و شادى هاى آنها در ميان آنان به سر برد. مرگ در زمان سلطنت وى وجود نداشته است.

هم چنان كه در اوستا نيز اگرچه از شكوه و جلالش كاسته شده ولى پهلوانى جاودانى و فناناپذير است كه آدميان را به وسيله مرگ به مسكن اجدادشان راهنمايى مى كند. در حقيقت مرگ راه «يم» است.

«... شايد «يم» كسى بوده كه در تحكيم مبانى مدنيت نژاد هاى هند و ايرانى زحمات بسيارى كشيده است.»۱۳

«... در روايات حماسى ايران جمشيد فرمانروايى نمونه و در عين حال نياى مشترك نژاد هاى آريايى تلقى مى شود.»۱۴

فردوسى شاعر حماسه سراى ايران نيز جمشيد را اين گونه معرفى مى كند.

كمربست با فر شاهنشهى ‎/ جهان گشت سرتاسر او را رهى‎/ زمانه برآسود از داورى‎/ به فرمان او ديو و مرغ و پرى‎/ جهان را فزوده بدو آبروى‎/ فروزان شده تخت شاهى بدوى‎/ منم گفت: با فره ايزدى ‎/همم شهريارى همم موبدى

«جمشيد در مقابل توفان سرد و بوران برف هم كه قلمرو او را تهديد مى كرد پناهگاه امنى به نام «ور» براى مردمان و ستوران و همه جانوران آنجا ساخت.»۱۵

«اين بهشت طلايى چنان كه از ونديداد اوستا برمى آيد در كنار رود نيك دائيتى صحنه فرمانروايى پدرانه جمشيد (=يمه خشئته) ساخته شده.»

حال به اصل داستان ورجمكرد كه بخش هاى از آن را با «ارم ذات العماد» يا بهشت شداد نيز مى توان مقايسه كرد مى پردازيم. براى آگاهى خوانندگان محترم خلاصه اى از داستان «ارم ذات العماد» در پايان مقاله آمده است.

«ور» و كيفيت بناى آنكه به فرمان اهورا مزدا ساخته شده به طور كامل از بند ۲۲ فرگرد آغاز مى گردد.

اقتباس داستان ورجمكرد از دو كتاب ونديداد يكى ترجمه ذبيح الله منصورى و ديگرى نوشته «دار مستتر» ترجمه موسى جوان به تحرير در آمده. شماره هر بند از اين فرگرد را در آخر هر قسمت درج كرده ام.

اهورا مزدا به ييم گفت: اى جم زيبا پسر «ويونگهونت» تو را آگاه مى سازم كه در گيتى زمستان نكبت بار همراه سرماى سخت و ويران كننده پديد خواهد شد. بر جهان مادى زمستان سخت فراخواهد رسيد و برف نخست از بلندترين كوه ها گرفته تا ژرفاى دره رودخانه «اردوى» خواهد باريد. (بند ۲۲)

در اين هنگام همه چهارپايان و ستوران از بالاى كوه ها تا دور افتاده ترين و عميق ترين دره ها و رودخانه ها كه زندگى مى كنند، زير زمين پناهنده خواهند شد و تنها يك سوم از آنها توانند گريخت. (بند ۲۳)

چراگاه ها پيش از اين زمستان بسيار انبوه و فراوان خواهند بود. اما با ذوب شدن يخبندان ها رود هاى بزرگى پديدار مى گردند كه نمى توان از آنها گذر كرد و جاى پاى چهارپايان (گوسفندان) نيز ديگر ديده نخواهد شد. (بند ۲۴)

پس تو اى جم زيبا باغى (ور) كه بلنداى هر يك از چهار سويش يك چرتو۱۶ و درازى آن از هر چهار طرف يك چرتو (اسپريس) باشد بساز و در آنجا از نطفه چهارپايان خرد و چهارپايان درشت و آدميان و سگان و مرغان و آتش هاى سرخ و سوزان قرار ده. باغى كه هر يك از چهارسويش يك چرتو باشد براى سكونت مردمان و يكى ديگر كه هر يك از چهارسويش يك چرتو باشد براى سكونت چهارپايان و ستوران بساز. (بند ۲۵)

در اين «ور» بايد آب را به درازى يك «هاثر»۱۷ جارى ساز و چمن هايى به وجودآور و خوردنى هايى به رنگ زر كه تمامى ندارد در آنجا بياور و در آنجا خانه ها و ايوان ها و حصارى بساز. مرغان را در كنار چمن زار هايى هميشه سبز و خرم جاى ده. (بند ۲۶)

در ور نطفه مردان و زنانى را كه نژادشان بر روى زمين از همه زيباتر و بزرگ تر و بهتر است و نطفه هرگونه حيوانى را كه بر روى زمين از همه حيوانات زيباتر و بزرگ تر و بهتر است، بياورى. (بند ۲۷)

تو بايد در ور از تخمه هاى هرگونه خوردنى كه بر روى زمين از همه لذيذتر و خوشبوتر و از تخمه گياهان هرچه بلندتر و زيباتر و خوشبوتر است، جفت جفت بياورى. (بند ۲۸)

مردم گوژ، ديوانه، پيس دار، بدكار، فريبكار، ناقص، حسود و بد دندان و نشانى از انگره مينوى (اهريمنى) با خود دارند، يا بيمارانى كه بايد از ديگران جدا نگهدارى شوند (داراى مرض مسرى باشند) نبايد در ور بياورى. (بند ۲۹)

در جلو ميدان نه پل (در ديگرى كوچه نوشته شده) و در ميان آن شش پل و در عقب سه پل بساز. در قسمت پيشين از اين پل ها يك هزار نطفه زنان و مردان و در قسمت ميانين ششصد نطفه و در قسمت پسين سيصد نطفه قرار ده. هر قسمت را با انگشترى زرين خود نشانى بنه (مهركن) و براى ور درى درخشان بگذار، چنانكه به خودى خود درون ور را روشن سازد. (بند ۳۰)

يم با خود گفت: ورى كه اهورامزدا فرمان داد چگونه بسازم. آنگاه اهورامزدا به يم گفت: اى جم زيبا، خاك را با پاى نرم و با دست گل كن. (بند ۳۱)

يم به همان گونه كه اهورامزدا مى  خواست خاك را لگدمال و نرم و با دست گل كرد هم چنان كه كوزه گر خاك را با آب مى آميزد و پهن مى سازد. (بند ۳۲)

آنگاه يم ور را كه از هر چهار سوى يك چرتو بود جايگاه مردان و زنانى كه بر روى زمين از همه بزرگ تر (درشت اندام)، بهتر و زيباتر بودند ساخت. يكى ديگر كه بلندى هر يك از چهار سويش يك چرتو بود براى جايگاه چهارپايان و ستوران ساخت.(بند ۳۳)

در آنجا جوى هاى آب به درازاى يك هاثر جارى كرد، در آن چمن هايى كاشت و خانه ها و ايوان ها و حصا ر ها بساخت.(بند ۳۴)

در آنجا نطفه مردان و زنانى كه از همه بر روى زمين بزرگتر، بهتر و زيباترند گرد كرد. (بند ۳۵)

در آنجا تخم هرگونه گياه را كه بر روى زمين از همه بلندتر و خوشبوتر است گرد آورد. در آنجا تخم هرگونه خوردنى كه بر روى زمين از همه لذيذتر و خوشبو تر است گرد آورد. نطفه ها و تخم ها از هر يك جفتى در آنجا نهاد، چنان كه در تمام مدت اقامت مردمان در ور آنها تباه و فاسد نگردند. (بند ۳۶)

در آنجا از مردمان گوژ، ديوانه و پيس دار و كسانى كه در آنها نشانى از انگره مينوى باشد و جز اينها اثرى نيست. (بند۳۷)

در پيش ميدان نه پل، در ميان شش پل و در دنبال سه پل. در قسمت پيشين از اين پل ها هزار نطفه مردان و زنان و در قسمت ميانين- ششصد و در قسمت واپسين سيصد _ و هر قسمتى را با انگشترى زرين خويش نشان كرد و براى ور درى درخشان تعبيه كرد، چنانكه به خودى خود درون آن را روشن مى ساخت. (بند ۳۸)

زرتشت پرسيد: اى آفريننده گيتى، اى پاك، اى اهورامزدا، چه روشنى ها در اين ور كه يم ساخته است مى درخشيد؟(بند۳۹)

اهورامزدا گفت: روشنى هاى طبيعى و روشنى هاى ساختگى، در تمامى سال تنها يك بار ستارگان و ماه و خورشيد خودساخته در آنجا غروب مى كنند. (بند ۴۰)

هر سال يك روز به نظر جلوه مى كند و در هر چهل سال يك بار از هر جفت انسان و همه حيوانات و گياهان و جانداران به دنيا مى آيد. يكى نر و ديگرى ماده، مردم و ساير جانداران به بهترين صورت در ور زندگى مى كنند. (بند۴۱)

اين اهورامزدا كيست كه دين مزدا را در ورجمكرد با خود حمل مى كند. اهورامزدا گفت: مرغ كاشيپتان۱۸ اى زرتشت مقدس.  

ارم ذات العماد:

مطابق آيات ۵۰ و ۵۱ از سوره هود، قوم عاد مردمى ستمگر و بت پرست بوده اند كه خداوند «هود» (خدای رعد قوم مغان) را به رسالت از ميان اين قوم برگزيد. اما اين قوم به پند ها و نصايح هود توجه نكرده، همچنان به دين قديم خويش باقى مى مانند. سرانجام خداوند نيز اين قوم بت پرست را نابود مى سازد.۱۹

قوم عاد در سرزمين «يمن» ساكن بوده و «از عمان تا به حضرموت در زمين فاش شدند... خداى ايشان را به فضل قدرتى عظيم داده بود و ايشان بت پرست بودند.»۲۰

«قوم عاد مردمى زورمند و توانا بودند. رسول (ص) گفت از قوم عاد مردان بودند كه چون ايشان را با حيى يا قبيله اى خصومتى بودى، يكى از ايشان بيامدى و سنگى عظيم از كوه بكندى بر طول و عرض آن قبيله، بياوردى و بر سرايشان فرو گذاشتى و ايشان را هلاك كردندى.»۲۱

حال كه تا حدودى با اين قوم آشنا شديم، به بناى بهشت ارم مى پردازيم. اين قوم را اميرى بود به نام «شداد بن عاد» (در اصل جمشید پیشدادی) كه هم او بناى اين بهشت پى افكند.

«و نيز ارم كه صاحب قدرت بود. مانند آن شهر در استحكام و بزرگى در بلاد عالم نبود.»۲۲

ظاهراً و مطابق با احاديث و روايات موجود، هيچ بشرى به جز بناكنندگان «ارم» و عبدالله بن قلابه نتوانسته اين بهشت را ببيند.

«وهب بن منبه روايت كرد از عبدالله بن قلابه كه او گفت: مرا شترى گم شد، به طلب او در بيابان مى گرديم، به بيابان «عدن» افتادم، شهرى ديدم در ميان بيابان و حصنى در ميان آن و پيرامون آن حصن كوشك هاى بلند بنا كرده.

گفت: فراز كردم آنجا، گمان بردم كه آنجا كسى هست كه من احوال شتر از وى بپرسم. بر در آن حصن بنشستم، كسى بيرون نمى شد. و هيچ حركتى نبود. گفت: از اسب فرود آمده، شمشير بركشيدم و به درون حصن رفتم، دو بنا ديدم به غايت بلند و محكم و دو در، در او آويخته از زر سرخ مرصع. با انواع جواهر. مدهوش بماندم. در يكى را باز كردم، شهرستانى ديدم كه مثل آن كسى نديده است و در او كوشك هاى معلق برداشته بر ستون هاى زبرجد و ياقوت و بر بالاى آن غرفه ها ديدم كرده از زر و سيم و لولو و ياقوت و زعفران ريخته بود و به جاى سنگ ريزه انواع جواهر از در و ياقوت و زبرجد.

و در ميان سراى بستان ها (باغ ها) و در ميان آن انواع درخت ها نشانده و ميوه ها برآمده و جوى هاى آب ساخته از زر و سيم و به جاى ريگ مرواريد و ياقوت و زبرجد در قعر جوى ها ريخته و آن همه از زير آب پيدا بود.

گفت: چون چنان ديدم، مى گرديدم. اما كسى را نمى ديدم، بترسيدم. آنگه انديشه كردم، مانند اين در دنيا هيچ جاى نيست. اين الا بهشت نيست كه خداى ما را وعده داد. گفت: از آن بنادق مشك و عنبر و از آن جواهرها كه بر زمين ريخته بود مشتى پر كردم و چندان كه خواستم كه جوهرى (جواهرى) از آن جوهرها كه در آن درها نشانده بودند بركنم نتوانستم و برگشتم به يمن و با مردمان حكايت كردم و آن جواهر كه آورده بودم اظهار كردم و بعضى بفروختم.

اين حديث ظاهر شد و در زبان ها افتاد تا به «معاويه» رسيد. كس فرستاد مرا بخواند و اين حال در خلوت از من پرسيد.

گفت: چنان كه ديده بودم گفتم. معاويه را باور نمى بود. كس فرستاد و «كعب الاخبار» را بخواند و گفت: يا «كعب» در دنيا مدينه اى هست از زر و سيم و انواع جواهر بر اين شكل و براين هيات؟

گفت: بلى هست و من تو را خبر دهم بر آن كس كه اين بنا كرد. بدان كه آن را «شداد بن عاد» بنا كرد و ذكر اين مدينه در قرآن هست.

معاويه گفت: اين حديث براى ما بگوى. گفت: چون عاد بمرد شديد۲۳ به پادشاهى بنشست و مردم را قهر كردند و شهرها بگشادند. آنگاه شديد بمرد و شداد بماند و پادشاهى بدو افتاد و پادشاهان عالم مطيع او شدند و او را گردن نهادند.

و او مولع بود (حرص داشت) به كتاب خواندن، هر كجا به ذكر بهشت رسيدى خوش آمدى، آن را بخواندى و بر آن واقف شدى. تا آرزو شد او را در دنيا بهشتى بنا كند. صد مرد قهرمان بخواند و با هر قهرمان هزار استاد مزدور و ايشان را برگماشت... «و پس از تهيه مقدمات كار و تهيه مصالح از اقصى نقاط عالم» ... و سيصد سال در بناى آن روزگار برفت... و در اين گاه شداد را نهصد سال عمر بود.

گفت: برويد و پيرامون آن حصنى كنيد و گرداگرد آن حصن كوشك ها بنا كنيد. برفتند و چنان كردند.

هزار وزير (به تعداد افرادى كه وارد چم كرد شدند) را بفرمود، تا برگ و ساز برگرفتند كه انتقال كنند به آن جايگاه، كه او از براى هر وزيرى كوشكى فرموده بود.

جمله هزار كوشك، هزار خانه بر بالاى او بود تا در هر خانه پاسبانى باشد. ده سال در آن رفت تا ايشان ساز انتقال كردند... چون به نزديك آنجا رسيد، خداى تعالى صيحتى فرستاد و جمله را هلاك كرد و كس از ايشان در آنجا نشد و در اين روزگار يكى از مسلمانان در آنجا رود. مردى كوتاه سرخ موى... به آن جايگاه در شود و ببيند.»۲۴ اين بهشت تا روز قيامت از ديده ها پنهان است.   

پى نوشت ها:

۱۲- ورجمكرد را به فارسى امروزين مى توان باغى يا غارى كه جمشيد كرد (جمشيد ساخت) معنا كرد.

۱۳- حماسه سرايى در ايران _ ص ۴۵۲- ۴۲۶.

۱۴- تاريخ ايران قبل از اسلام _ دكتر حسين زرين كوب _ ص ۳۷.

۱۵- همان (ص ۲۱).

۱۶- مقياسى نامعلوم كه ظاهراً در يك ميدان اسب دوانى مى گفتند. هم اكنون نيز واحدى به همين نام در ميان شاليكاران اصفهان و شهركرد موجود است. يك چرتو را مربعى به ابعاد ده متر محاسبه مى كنند. يك چرتو گندم يعنى مقدار گندمى، برنج، يا محصول ديگرى كه در چنين مساحتى كشت شود. (۱۰۰ متر مربع)

۱۷- مقياسى نامعلوم.

۱۸- طى تحقيقات دارمستتر و طبق مندرجات بند هش و مينو خرد مرغ كاشيپتان _ Kashiptan در غار جم سخنگو بوده و دين مزدا را تبليغ مى كرده است.

۱۹- سوره فجر _ آيه ششم.

۲۰- تفسير ابوالفتح رازى ، ج ۴- ص ۴۱۰.

۲۱- تفسير ابوالفتح رازى، ج دهم، ص ۲۸۴.

۲۲- سوره فجر، آيه هاى هفتم و هشتم.

۲۳- عاد دو پسر داشت يكى شديد و ديگرى شداد.

۲۴- كليه داستان از تفسير ابوالفتح، ج دهم، ص ۲۸۶- ۲۸۴ نقل شد.

                                                                                     

منبع:پژواک ایران


جواد مفرد کهلان

فهرست مطالب جواد مفرد کهلان در سایت پژواک ایران 

*معنی و مأخذ هندوایرانی نامهای آدم و حوا و اولاد آنها  [2018 Dec] 
*مطابقت لقمان حکیم قرآن با ازوپ یونانی-آفریقایی [2018 Nov] 
*مطابقت قرقیزها با گوران قراختایی (ایل لنگۀ کناری) که شاخه ای از تاتار (مردم کناری) بوده اند [2018 Nov] 
*تحقیقی در بارۀ نام و نشان ک‍هن نقش رستم  [2018 Nov] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Nov] 
*زبان آذری نه زبان پهلوی آذربایجان بلکه همان زبان ارانی بوده است [2018 Oct] 
*مطابقت نینوس و سمیرامیس با سه فاتح نینوا و سه ملکۀ در رابطه با آنها [2018 Oct] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Sep] 
*معنی نامهای ایرانی شنبه و آدینه [2018 Aug] 
*مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)  [2018 Aug] 
*معنی نام اَوِستا در زبان لاتین  [2018 Aug] 
*معنی هندوایرانی نام ابراهیم  [2018 Jun] 
*جشن آتش شب چهارشنبه سوری  [2018 Mar] 
*نوروز جشن کهن بومیان نیمۀ شمالی فلات ایران  [2018 Mar] 
*مطابقت آمازونها با گرجی ها [2017 Nov] 
*مطابقت سپیتمه لهراسپ و مگابرن ویشتاسپ با یرواند و تیگران [2017 Jul] 
*نام مازندران را میشود به معنی محل گرامی دارندگان الهۀ درنده دانست [2017 Jun] 
*منشأ تاریخی شخصیتهای نیمه اساطیری مهم تورات و انجیل  [2017 Apr] 
*آیا منظور از اصحاب الرّس قرآن همان مردم خونیرس (سرزمین راه درخشان، ایران باستان) است؟‏ [2017 Mar] 
*جدول مطابقتی شجره نامۀ پادشاهان کیانی و نوذری با مادها و هخامنشیان [2017 Feb] 
*نام امشاسپندان زرتشتی که بر گرفته از نام و نشان خدایان بابلی به نظر می رسند  [2016 Sep] 
*آیا نامهای ایران و پارس و شیراز به معنی سرزمین شیر بوده اند؟ [2016 Sep] 
*معنی نام کُرد در رابطه با توتم مار ایشان [2016 Jan] 
*ور جمکرد باستانی آریائیان در شمال دریای مازندران [2015 Dec] 
*ارتباط ایران و ایرانیان با اساس مذهب شیعه [2015 Dec] 
*یهودا فرزند زیپورایی همان عیسی مسیح تاریخی است [2015 Sep] 
*شهرهای ایران باستان در نقشه های بطلمیوسی [2015 May] 
*مطابقت کاوۀ آهنگر اساطیری با اوگبارو تاریخی [2015 Apr] 
*این همانی زمان و مکان و نام و نشان پادشاهان ماد با کیانیان [2015 Mar] 
*نام و نشان کوروش در روایات ملی ایران [2015 Mar] 
*مطابقت لولوبیها با آریائیان هندی تبار ماقبل تاریخ فلات ایران [2015 Mar] 
*بررسی جام مارلیک که نشان از تقدیس بزکوهی در نزد کادوسیان دارد [2015 Jan] 
*معنی نام هومبابا [2014 Dec] 
*معنی محتمل کاسپی و کادوسی [2014 Dec] 
*معنی نامهای گیلان و مازندران [2014 Nov] 
*نام و نشان ایل قشقایی [2014 Oct] 
*معنی ایرانی نامهای بصره (به سره) و اَبُله (آپولوگوس) [2014 Oct] 
*معنی نام روس و روسیه [2014 Oct] 
*خاستگاه آریائیان هندوایرانی و خدایان بزرگ باستانی ایشان [2014 Sep] 
*ریشۀ کلمۀ آلِشت/آلِش در گروه زبانهای ایرانی [2014 Aug] 
*مطابقت خالد بن سنان با ایزد مهر پارتیان [2014 Aug] 
*معنی نامهای کُتیسفون و تیسفون  [2014 Aug] 
*معنی نام ایل شول و نواحی شول نام در غرب ایران [2014 Aug] 
*معنی نام دیوان مازنی و مازندران در رابطه با جام مارلیک [2014 Jul] 
*بررسی نام و نشان خدایان کاسیان (اسلاف لُران) [2014 Jun] 
*معنی رُکن آباد [2014 Apr] 
*معنی لفظی نامهای سمرقند و بُخارا [2014 Mar] 
*معانی نامهای آمیتیدا (آمیتیس)، سمیرامیس و زرتشت [2014 Mar] 
*جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان [2014 Feb] 
*ویشتاسپ کیانی به غیر از ویشتاسپ نوذری است [2014 Feb] 
*بررسی نام و نشان کنونی و باستانی سه گروه بزرگ کُردان [2014 Jan] 
*معنی عیلامی و ایرانی نام کوروش (کورلوش) [2014 Jan] 
*مطابقت دقوقی اساطیری با ایزد مهر و مؤبد مهرپرستی [2014 Jan] 
*سهو دکتر جیوانجی جمشیدجی مودی در باب تعیین محل روستای زادگاهی زرتشت [2013 Dec] 
*آیا از دیوان مازندران در اساس ببران درندۀ جنگلهای آن مراد نبوده اند؟ [2013 Nov] 
*جُستاری در نام و نشان ساسان و ساسانیان [2013 Oct] 
*معنی مشترک نامهای خونیرث٬ اَئیرینه وَئِجه٬ [مها]بهاراته و آریاوَرته [2013 Oct] 
*ریشۀ محتمل اصطلاح کتاب مکنون قرآن در آیه 78 سورۀ واقعه [2013 Oct] 
*بررسی ریشه و معنی نام قزاق  [2013 Oct] 
*آیا شهربانو دختر هرمزان نبوده است؟ [2013 Sep] 
*داستان اصحاب فیل نبرد وهریز ایرانی و مسروق ابرهه ای به حالت به استعاره است [2012 Aug] 
*معنی لفظی نامهای کهن شهر اردبیل [2012 Aug] 
*چرا گائوماتۀ مغ همان زرتشت سپیتمان است؟ [2012 Aug] 
*جشن یهودی پوریم مطابق با جشنهای چهارشنبه سوری و سیزده بدر ایرانی یادآور جشن مگافونی (مغ کشی) عهد داریوش است [2012 Jul] 
*آیا دخمۀ گور دختر، متعلق به آریارمن هخامنشی یا ملکه آمیتیس است؟ [2012 Jul] 
* خطاب من محقق تاریخ اساطیری ایران به استاد بهرام مشیریِ شاهنامه دوست [2012 Jul] 
*نقد و اصلاح نظریۀ یکسان بودن یا یکسان نبودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی [2012 Jul] 
*جزنق -برزه شهر گرهی تاریخ اساطیری ایران [2012 Jun] 
*ریشۀ تاریخی داستان منیژۀ و بیژن شاهنامه و متن آن [2012 Jun] 
*جوانمرد قصاب هیئت اسلامی عامیانۀ ایزد مهر عهد ساسانی است [2012 May] 
*جغرافیای تاریخی کهن نواحی اراک و آستانه  [2012 May] 
*ساکنان باستانی آغاز تاریخ در ایران کهن [2012 May] 
*معنی نام غیاث آبادهای ایران [2012 May] 
*معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی [2012 Apr] 
*معنی نامهای کپادوکیه، کیلیکیه ( کیزواتنا) [2012 Apr] 
*ریشۀ نامهای تاجیک و دری [2012 Mar] 
*شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان [2012 Mar] 
*انتقاد من شاهزاده از خود، از پدر خود و پدر بزرگ خود [2012 Mar] 
*شنبه، واژه ای ایرانی است [2012 Mar] 
*ریشه فارسی کلمات خدمتکار، چاکر و نوکر [2012 Mar] 
*شجره نامه کمبوجیه سوم و داریوش اول مطابق خبر هرودوت [2012 Feb] 
*آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟ [2012 Feb] 
*حماسه آترادات پیشوای مردان در آذربرزین نامه [2012 Feb] 
*شهر زیر زمینی کشف شده در کپادوکیه دارای نام ایرانی نِسا (نشا) بوده است  [2012 Feb] 
*معنی و ریشه نامهای اروپا، روسیه و اوکراین بر اساس فرهنگ سکایی [2012 Jan] 
*تحقیقی در باب نامهای اساطیری اسپروز و سگسار مازندران [2012 Jan] 
*نامهای سپیتاک و مگابرن در تاریخ ماد دیاکونوف و ایران باستان پیرنیا [2012 Jan] 
*عبدالله بن سلام همان سلمان فارسی است [2012 Jan] 
*پشوتن اساطیری همان پیسوتن ساتراپ لیدیه در عهد اردشیر اول و داریوش دوم بوده است [2011 Dec] 
*تاریخچهً زمان حکومت پادشاهان ماد (کیانی) و دو تَن از قلم افتاده های ایشان [2011 Dec] 
*اهورامزدا در اصل خدای شراب و شادی بوده است [2011 Dec] 
*تیگران اول ارمنستان همان ویشتاسپ کیانی بوده است [2011 Dec] 
*ریشه های اسطورهً رستم و اسفندیار [2011 Dec] 
*بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان [2011 Nov] 
*از جمشیدی که در سمت چین مقتول گردیده منظور همان داریوش سوم است [2011 Nov] 
*اویس قرنی همان زرتشت ایرانیان نزد یمنی ها بوده است [2011 Nov] 
*توروکوهای کردستان قبیله ای از مردمان قفقازی و آریایی هوری و میتانی بوده اند [2011 Nov] 
*تحقیقی در باب منشأ جشن بابلی- ایرانی کهن گاوگیل [2011 Nov] 
*معنی نامهای کهن مراغه و بناب [2011 Nov] 
*معنی خرابات در ادبیات ایرانی [2011 Oct] 
*معنی نام تبریز [2011 Oct] 
*معنی لفظی نام اورمیه [2011 Oct] 
*معنی باخرز و تایباد [2011 Oct] 
*معنی نام کاسپی [2011 Oct] 
*نام نواحی جنوب خوزستان در خبر حمدالله مستوفی [2011 Oct] 
*اصلاحیه ای بر تبدیل حروف در سبک شناسی [2011 Sep] 
*ریشهً ایرانی کلمات قنات و قائن و قائنات [2011 Sep] 
*بررسی نام نیاکان منسوب به زرتشت در کتاب هفتم دینکرد [2011 Sep] 
*معنی نامهای خوی، خوئین، خمین و خامنه [2011 Sep] 
*نگاهی اجمالی به جغرافیای تاریخی ناحیه اصفهان [2011 Sep] 
*شهرستان مراغه در جغرافیای تاریخی کهن خود [2011 Aug] 
*معانی نام شاهنامه ای ریونیز [2011 Aug] 
*زعفران و کرکم در اصل کلما تی فارسی هستند [2011 Aug] 
*نظری به نام و نشان خدایان کاسی (اسلاف لران) [2011 Aug] 
*اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول [2011 Jul] 
*معنی نامهای مازندران و کاسپی [2011 Jul] 
*آتلانتیس همان فواصل بین شبه جزیره اسکاندیناوی و شبه جزیره ژوتلند دانمارک بوده است [2011 Jun] 
*اصلاحیه ای ریشه ای در معرفی زرتشت در ویکیپدیا [2011 Jun] 
*منظور از اصحاب مدین و قوم شعیب قرآن قوم مادیای اسکیتی بوده است [2011 May] 
*غزان مغلوب کننده سلطان سنجر همان نیاکان عثمانیان بوده اند [2011 May] 
*نقد و بررسی فرار خانواده عیسی مسیح به مصر [2011 Jan] 
*مرکزیت بلخ و بامیان در نقشهً تبتی کهن [2010 Nov] 
*یک بررسی جدید در باب محل دخمه های کورش دوم و کورش سوم  [2010 Sep] 
*نام و نشان قصبات و شهرهایی کهن در ناحیهً جزیرهً ابن عمر [2010 Sep] 
*معنی لفظی نامهای کهن ماکو محل واقع در شکاف کوهستان است [2010 Sep] 
*موضوع سخنرانیهای زینب بنت علی بن ابی طالب صرفاً از معنی نام وی بر خاسته است [2010 Aug] 
*ریشهً سومری و ایرانی نام ایران [2010 Aug] 
*عنقا شکل نمادین اساطیری نسبتاً در هم آمیخته شتر مرغ و عقاب و همای سعادت [2010 Aug] 
*قوم نوح اساطیری تورات همان لویان هیتی (لاویان، لودیان) بوده اند [2010 Aug] 
*درختان اساطیری زقوم و درخت طوبی قرآن همان زیتون و انار هستند [2010 Aug] 
*رستم دستان نواده کدام ضحاک به شمار است؟ [2010 Aug] 
*معنی لفظی نامهای اهر، کلیبر، پیشکین و اشتبین [2010 Aug] 
*آیا اهورامزداپرستی با داریوش از مصر به ایران نیامده است؟ [2010 Aug] 
*اسامی جغرافیایی و تاریخی و اساطیری مهمی که در فرهنگنامه هیتی می توان ردیابی نمود [2010 Aug] 
*شعیب بن صالح، یاور امام موعود در اساس همان شعیب بن خازم رهبر خازمیان از شعبه های خوارج است [2010 Aug] 
*معانی لفظی کنعان و اسطورهً طالوت و جالوت مربوط بدان [2010 Jun] 
*در اساس نامهای آریا و عرب (آرابو)؛ آرامی (آرامو) توتم قبیله ای شیر نهفته است [2010 Jun] 
*اسطورهً تاریخی کتایون و گشتاسپ مأخذ اساطیر مهمی در ایران و اران است [2010 Jun] 
*ریشهً مصری اسطورهً کیومرث و گاو اوکدات [2010 Jun] 
*ریشه و مفهوم نام های اینگوش و چچن [2010 Jun] 
*ایواز به لغت اوستایی به صورت ای- واذ (ئی وائیذی) به معنی خادم دانای ساقی‌گری است [2010 Jun] 
*معنی نام و نشان ایل بزرگ کُرد موسوم به بلباس [2010 May] 
*نظری بر نام و نشان پنج شهر و بندر کهن استان بوشهر [2010 May] 
*تحقیقی در باب ترکان آغاجری  [2010 May] 
*بررسی نام و نشان و مقام و نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران [2010 May] 
*حماسه آلپمیش نقش اساطیری چنگیزخان در کشورهای آسیای میانه است [2010 May] 
*بررسی اسامی قبایل باستانی بزرگ ترک که غالباً بر پایه توتم پرستی ایشان است [2010 May] 
*بررسی اسامی جغرافیایی مناطق و رودهایی در سواحل جنوبی ایران که در لشکرکشی اسکندر و دریاسالارش نئارک از آنها نام برده شده است [2010 May] 
*در جستجوی معنی لفظی اصلی نام قوم تاتار به توتم همای سعادت ایشان می رسیم  [2010 May] 
*معنی لفظی ایرانی و سکایی نام شهر آلما آتا پایتخت قزاقستان [2010 May] 
*شرح و تفسیر تازه ای بر شعر فولکلوریک معروف آذری «اوشودوم، اوشودوم» [2010 May] 
*نقدی بر مقاله "بررسي خاستگاه زرتشت و زرتشت‌گري فرزاد قنبری" [2010 May] 
*نام شهر زاهدان کهنه اصیل بوده و در اصل به معنی شهر آب زهکشی شده است [2010 May] 
*نام و نشان کهن شهر زاهدان در تاریخ و اسطوره ها [2010 May] 
*بررسی ریشه های اساطیری کهن داستان بلوچی گِسُدُک [2010 Apr] 
*نظری بر برخی از نامهای جغرافیایی کهن و مرموز سمت مازندران و شهرستان آمل [2010 Apr] 
*بررسی اسامی جغرافیای کهن فناکه، سیرینکس و زادراکرت مربوط به شهر ساری  [2010 Apr] 
*نام و نشان کهن شهر تویسرکان و معبد کهن آن [2010 Apr] 
*زیارتگاه شاه عبدالعظیم حسنی ری در اصل متعلق به شیخ جمال الدین ابوالفتوح رازی است [2010 Apr] 
*زیارتگاه حضرت معصومه قم در جایگه معبد اینانا (ایشتار/اناهیتا) [2010 Apr] 
*بررسی چهار نام از فرهنگ اعلام تاریخی دبا (دایرة المعارف بزرگ اسلامی) [2010 Apr] 
*معانی لفظی نوبخت، نوبهار و برمک در رابطه با بودا-زرتشت و بلخ [2010 Apr] 
*هر دوی نامهای کاسپین و خزر نام مناسبی برای دریای مازندران هستند [2010 Apr] 
*معانی نامهای یثرب و یندد شهر مدینه [2010 Mar] 
*نظری بر نام و نشان عیلامی دو بنای باستانی استان فارس [2010 Mar] 
*فرهنگ و زبان و لهجهً آذری جمهوری آذربایجان در خطر اضمحلال و جایگزینی با ترکی عثمانی [2010 Mar] 
*معضل نه چندان دشوار درک تاریخ و اساطیر مربوط به زرتشت سپیتمان [2010 Mar] 
*معنی نام فارسی پنج میوه درختی و گیاهی که نامهای مرتبط و مشابه دارند [2010 Mar] 
*دیو آشموغ (مغزخوار)همان خدای ملی بابلیها یعنی مردوک (ضّحاک مغزخوار) است [2010 Mar] 
*جواب معمای کیستیِ بت بزرگ کعبه یعنی هُبل، همان اسماعیل است [2010 Mar] 
*تحقیقی در باب نُه اقلیم و هفت اقلیم و پنج اقلیم هندوان باستان [2010 Mar] 
*توضیحی در باب ساکنین باستانی آریایی پازیریک در جنوب سیبری [2010 Mar] 
*نام خلیج فارس در اصل به معنی دریای پایین و زیرین بوده است [2010 Feb] 
*معنی لفظی کلاردشت [2010 Feb] 
*بررسی ریشه های ایرانی و ارمنی جشن زنانهً ناهیدی، مردگیران [2010 Feb] 
*دژ تخت ابونصر شیرازهمان مکان آتشکده آذر خوروچ (آذر خرداد) است [2010 Feb] 
*تحقیقی در خاستگاه صوفیگری ایرانی و منشأ ابزارهای نمادین ایشان [2010 Feb] 
*اصلاحیه ای در مقالهً گاهشماري در استان کردستان [2010 Jan] 
*آیین علوی نه در نواحی انگور بلکه در خود عربستان و جنوب عراق شکل گرفته است [2010 Jan] 
*نام و نشان نسبتاً دقیق زرتشت و محل نگهداری اوستای عهد ساسانی  [2010 Jan] 
*داستان معراج آسمانی پیامبر اسلام  [2010 Jan] 
*جشن چلّه بزرگ زمستانی (سده) در سنت نیز به غیر از شب آرامش یلدا بوده است [2010 Jan] 
*ترجمهً جدیدی از متن سنگنوشتهً هخامنشی جزیره خارک  [2010 Jan] 
*بحثی در منظور ایهامی اصلی داستان کوتاه سه قطره خون [2010 Jan] 
*اعیاد سده، حنوکا و قربان ریشه در یک سنت دینی معروف عیلامیان و بابلیان داشته اند [2009 Dec] 
*بررسی نام و نشان خدایان مهم عیلام در رابطه با جغرافیای تاریخی منطقه و تاریخ اساطیری ادیان [2009 Dec] 
*بررسی اساس تاریخی و فرهنگی اسطورهً هفتخوان رستم [2009 Nov] 
*بالقاسون و بلاساغون شهرهای قبلی و بعدی دختران اساطیری آمازون (هونها،قرقیزها) بوده اند [2009 Nov] 
*قرقیزها بازماندگان اصیل هونهای حکومتی هستند [2009 Nov] 
*برصیصای اساطیر اسلامی هیئت اسطوره ای دیگر مانی، پیامبر صوفی است [2009 Nov] 
*منظور از مردم هفتواد شاهنامه همان قوم هپتالان بوده اند [2009 Nov] 
*بررسی نام و نشانهای قبایل دهگانه بزرگ حکومتی دولت گوک ترکان [2009 Nov] 
*مشکل بزرگ ما آذری ها در ایران و حتی خارج کشور [2009 Nov] 
*چه کسی کفر میگوید؟ [2009 Oct] 
*کمیل بن زیاد که در مقام صحابی مقتول علی بن ابوطالب قرار گرفته، خود همان مانی است [2009 Oct] 
*بنیانگذاران مکتب شیعی گری شريح بن حارث كندى و عبدالله بن سبا و نسبت آنها با همدیگر  [2009 Oct] 
*عمار یاسر همان زرتشت سپیتمان ملبس اسلامی وارداتی مسلمین از اعراب زرتشتی قدیم است [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان ایلات قره قویونلو و آق قویونلو [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان نوروز و مهرگان و هفت سین نوروزی [2009 Oct] 
*دیدگاه دو رگه لیبرالی و استبدادی الهه بقراط [2009 Oct] 
*اساس تاریخی روایت نصایح پیامبر به ابوذر با پندهای لقمان حکیم به پسرش و نصایح بزرگمهر به انوشیروان یکی است [2009 Oct] 
*نام روستای زیبای آقمشهد شهرستان ساری در رابطه با جنگل سفید اساطیری است [2009 Sep] 
*بررسی نام و نشان قبایل بزرگ دیرین و حالیه کًرد در ارتباط تباری مستقیم آنها با یکدیگر [2009 Sep] 
*تحقیقی دربارۀ اساطیر پیدایی شطرنج و معنی لفظی آن  [2009 Sep] 
*عزاداری بزرگ و سالیانه ماه محرم نزد ایرانیان در اصل برای همان بزرگترین شکست تاریخی ایرانیان در تاریخ یعنی جنگ قادسیه در مقابل اعراب بوده است [2009 Sep] 
*رابطه اصول اخلاقی علمی دنیا و منطق و معیار اخلاقی اصیل بومی هند و ایرانی ما [2009 Sep] 
*اسطوره سمک عیار در اساس خاطره حماسه پیروزی سورنا سردار پارتی اُرد بر کراسوس است [2009 Sep] 
*نام اساطیری حسین کرد شبستری از امتزاج نام و نشان امیر معزالدین شنسبانی و ملک معزالدین حسین کرت از دو سلسله فرمانروایان غور پدید آمده است [2009 Sep] 
*معنی لفظی نامهای لَک و لُر  [2009 Sep] 
*ملانصرالدین الاغ سوار در اصل همان خواجه نصیرالدین، وزیر و مراد هلاکوخان مغول است [2009 Aug] 
*نشانه های واضحی از اساطیر خدایگانی مصری در تورات و اساطیر یونانی  [2009 Aug] 
*دلایلی که چارتاقی نیاسر را معبدی میترایی نشان میدهند [2009 Aug] 
*معمای سادهً نام مادر امام چهارم شیعیان [2009 Aug] 
*یحیی بن عمر،علوی انقلابی عهد حسن عسکری، اساس تاریخی مهدی موعود است  [2009 Aug] 
*معانی اسامی تور ، ترک ، سکا، اسکیت [2009 Aug] 
*معمای تاریخی بزرگ بردیه اصلی و بردیه فرعی [2009 Aug] 
*اوپیته فرمانروای سیاس ناشناس ماندهً سلسله ماد [2009 Aug] 
*مأخذ هیتی کهن اسطورهً لیلی و مجنون [2009 Jul] 
*سوبی نام کهن باسمنج-سعید آباد ناحیه چمنزاران معروف دامنه شمالی کوه سهند است [2009 Jul] 
*وجه اشتراک ابراهیم روایات اسلامی با گئوماته زرتشت [2009 Jul] 
*کهن ترین همنوازی جهان در ایران یا کارگاه جام سازان عیلامی [2009 Jul] 
*معنی لفظی نام زنوز و جلفا [2009 Jul] 
*از رابعه و بکتاش اساطیری همان آمیتیدا/پان ته آ و همسرش آبرادات/سپیتمه منظور هستند [2009 Jun] 
*بابک خرمدین در آذربایجان بیشتر تحت نام حماسی خود کور اوغلو زنده مانده است [2009 Jun] 
*بررسی اساس تاریخی داستان پان تئه آ در کورشنامه گزنفون [2009 Jun] 
*ورجمکرد اوستا همان منطقهً قره باغ است [2009 Jun] 
*معنی لفظی نام علمدار گرگر [2009 Jun] 
*فریبکاران تاریخ [2009 Jun] 
*تحقیقی در باب نام ونشان رود معروف نیل ، سرزمین مصر و قاره آفریقا  [2009 Jun] 
*سبلان و دو قله معروف آن همان کوه مقدس اوستایی هوکر و قلل اوشیدم و اوشیدرن هستند [2009 Jun] 
*کنگ دژ روایات ملی نام مشترک تخت جمشید، همدان، گنجه، بابل و نینوا است [2009 Jun] 
*ریشه پهلوی واژه فندق  [2009 Jun] 
*نام و نشان کهن برخی از جزایر ایرانی خلیج فارس [2009 Jun] 
*نبرد مجیدو (سده 15 ق.م) که در اساطیر دینی تحت نام نبرد هارمجدون، گذشته در آینده شده است  [2009 May] 
*نام آریائیان میتانی، ماننایی، مادی و کاسی جملگی به معنی مردم شراب و شادی بوده است [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب [2009 May] 
*پادشاه کشورگشای ماد کواکسار همان کیخسرو شاهنامه است [2009 May] 
*جزیره کیش همان سرزمین اساطیری دیلمون سومریان است [2009 May] 
*جریانهای فکری دوران محمد بن زکریای رازی [2009 May] 
*تحقیقی در باب نام و نشان مریم و یوسف انجیل ها [2009 May] 
*گاهشماری پارسیان هخامنشی و نام ماههای آن از بابلیان اخذ شده است [2009 Apr]