فتوحات حمزۀ حمزه نامه متعلق حمزة بن آذرک خارجی و جانشینانش برادران یعقوب و عمرو است
جواد مفرد کهلان

نظر به کشورگشایی های حمزة بن آذرک خارجی به درستی بن مایۀ کشورگشایی های امیر حمزۀ حمزه نامه را به او منسوب می دانند. خصوصاً اینکه عمرو عیار، دوست تمام دوران امیر حمزه  در تاریخ به وضوح مطابق عمرو لیث صفاری برادر یعقوب لیث از عیاران سیستانی پیرو حمزة بن آذرک خارجی است. جالب است که خود نام پدر و عنوان لیث این برادران مترادف با حمزه به معنی شیر درنده است. در روایات قدیمی حمزه نامه، حمزه پسر ابراهیم ذکر شده است که این، نام جانشین حمزة بن آذرک خارجی است.

در حمزه نامه هارون الرشید، مخاصم بغدادی فریبکار حمزة بن آذرک خارجی را با انوشیروان تیسفون جایگزین نموده اند تا از نظر زمانی حماسۀ کشورگشایی حمزة بن آذرک و یعقوب صفاری به حمزة ابن عبدالمطلب منتقل گردد.

حَمزه پسر آذَرَک شاری معروف به حمزه بن عبدالله خارجی یکی از ایرانیانی است که علیه حکومت خلفای عباسی قیام کرد. قیام او در اواخر سدهٔ دوم هجری در سیستان آغاز شد. او از خوارج بود و نسب خود را به زو طهماسب می‌رسانید و یکی از یاران حضین خارجی بود که پس از مرگ خضین با کشتن یکی از کارگزاران عباسی، به مرتبه و شهرت والایی دست یافت و با جمع‌آوری گروهی از خوارج سیستان و حجاز در سال۱۷۹ قمری، علم شورش برافراشت. وی که از فرقه‌های عجارده بود، نبرد با قدرت حاکم ظالم و سلطان جابر و عاملین وی را واجب می‌دانست و به کشتن آن‌ها می‌پرداخت و حتی از کشتن کودکان آن‌ها نیز ابایی نداشت. به دنبال این ماجرا، عاملان خلیفه در صدد مبارزه با وی برآمدند. در سال ۱۸۲ قمری، سپاهی به فرماندهی علی بن عیسی بن ماهان عازم سرکوب حمزه شد ولی نبردی به شدت شکست خورد و تلفات سنگینی بر لشکرش وارد شد و خود نیز به خراسان گریخت و در نتیجه خوارج توانستند شهرهای بادغیس، پوشنگ، هرات و ترشیز را غارت کرده و بیهق را برای یک هفته صحنه تاخت‌وتاز خود قرار دهند. علی بن عیسی بن ماهان که توان مقابله با شورش حمزه نداشت، نامه‌ای برای هارون الرشید فرستاد تا وی را از عاجز بود عاملانش در سرکوب آگاه کند؛ بنابراین هارون متقاعد شد که درصدد سرکوب حمزه برآید پس هنگامی که در گرگان بود، نامه‌ای تطمیع‌کننده و تهدیدآمیز به حمزه نوشت و از وی خواست تا مطابق احکام قرآن و سنت پیامبر عمل کند و از کشتن عاملین و کارگزاران وی بپرهیزد. اما چون حمزه از کل بنیاد خلافت عباسی رو قبول نداشت و آن را ظالمانه و غاصبانه می‌دانست، در جوابیه ‌ای صلاحیت دینی و اخلاقی هارون را برای جانشینی پیامبر منکر شد و برای تحقیر وی، خود را عبدالله و امیرالمؤمنین معرفی کرد و حاضر به صلح نشد و با سپاهی سی هزار نفری به مقابله شتافت. به دنبال ارسال این نامه‌های بی‌نتیجه، هارون آماده جنگ با خوارج به رهبری حمزه آذرک در خراسان شد اما بیماری شدیدی وی را فراگرفت و بعد از مدتی از دنیا رفت. هنگامی که حمزه به نیشابور رسید شنید که هارون درگذشته‌است و به گماردن پنج هزار سپاهی در سرزمین‌های که تسخیر کرده بود بسنده کرده و خود به هند و سند لشکر کشید. حمزه در زمان فرمانروایی مامون به سال ۲۱۳ هجری درگذشت.

حمزه نامه (از دانشنامه جهان اسلام)

حمزه‌نامه، یکی از حماسه‌های عامیانه منثور فارسی در شرح احوال امیرحمزه و جنگهای او. حمزه‌نامه فارسی، که مشتمل بر 69 داستان است، در ایران و در زمان شهریاری قُباد آغاز می‌شود. وزیر او القش نام دارد. بُزُرجمهر، که القش پدرش را کشته بود، به دربار قباد راه می‌یابد و به‌سبب حکمت و لیاقت خود جانشین القش می‌شود و او را به انتقام خون پدرش می‌کشد. قباد صاحب پسری به نام نوشیروان می‌شود و بیوه القش نیز کودکی به نام بختک به دنیا می‌آورد. بزرجمهر پیش‌بینی می‌کند که دشمن نوشیروان در ملک عرب به دنیا خواهد آمد و قباد بزرجمهر را برای کشتن آن دشمن به مکه می‌فرستد. در مکه نیز عبدالمطلب صاحب فرزندی به نام حمزه و اُمَیّه ضَمری نیز صاحب پسری به نام عَمْرو (در متن چاپی: عمر) می‌شود. عمرو و حمزه باهم بزرگ می‌شوند. پس از آن خبر مرگ قباد و بر تخت نشستن نوشیروان و وزارت یافتن بختک بختیار به بزرجمهر می‌رسد. مطابق پیش‌بینی بزرجمهر، حمزه دشمن نوشیروان می‌شود (قصّه حمزه، ج 1، ص 12ـ27). این اشخاص قهرمانان اصلی حمزه‌نامهاند.امیرحمزه به دربار نوشیروان راه می‌یابد و مورد توجه او قرار می‌گیرد. پس از مدتی حمزه و دختر نوشیروان، مهرنگار، به هم دل می‌بندند و قول وفاداری می‌دهند، اما رازشان آشکار می‌شود. حمزه و یارانش از دربار نوشیروان می‌گریزند و نوشیروان از پی ایشان می‌فرستد. حمزه سپاه او را شکست می‌دهد (همان، ج 1، ص 72ـ111). پس از مدتی شاه سراندیب به نوشیروان نامه می‌فرستد که پهلوانی به نام لَندِهور به آنجا مسلط شده است. بختکِ وزیر، نوشیروان را بر آن می‌دارد که امیرحمزه را به جنگ لندهور بفرستد، به این شرط که اگر سر لندهور را بیاورد، مهرنگار را به او خواهد داد. حمزه قبول می‌کند و با یاری سپاهیانش لندهور را دستگیر می‌کند، اما نوشیروان که از دادن دختر به عرب عار دارد، به لطایف‌الحیل کوشش می‌کند مهرنگار را به نکاح حمزه درنیاورد. ابتدا تظاهر می‌کند مهرنگار مرده است و هنگامی‌که دروغش آشکار می‌شود به‌تحریک بختک، حمزه را به طلب خراجِ روم و مصر و یونان می‌فرستد تا بلکه در راه کشته شود. حمزه پس از شکست دادن مصریان دختر شاه ناصر مصری را به‌همسری می‌گیرد (همان، ج 1، ص 112ـ 183). آنگاه در مداین به خدمت نوشیروان می‌رسد و از او مهرنگار را خواستگاری می‌کند، اما باز شاه به نیرنگ متوسل می‌شود. حمزه دائم درگیر نبرد است و همواره در جنگها عَمرو، عیّار خاص او، یار و مددکارش است (همان، ج 1، ص 184ـ208).در بخشی از قصه، پریان از امیرحمزه کمک می‌طلبند تا دیوان را از سرزمین خود برانند. امیر ابتدا شهر زرین را از دست دیوان خارج می‌کند و خرپای دیو را می‌کشد، سپس عاشق اَسمای‌پری می‌شود و با او ازدواج می‌کند. اسمای‌پری از امیر دختری می‌آورد که او را قُریشی نام می‌گذارند (همان، ج 1، ص 209ـ225). امیر از دختر شاه مصر نیز صاحب پسری به نام عُمر می‌شود (همان، ج 1، ص 257). امیرحمزه باز به جستجوی مهرنگار می‌رود و بارها با سپاهیان و یاران نوشیروان درگیر می‌شود.در جای‌جای این قصه سخن از طلسم، موجودات افسانه‌ای نظیر دیو و دَوال پا و گلیم گوش و جنگ با کفار است و همواره حمزه و سپاهیانش پیروز و کامروایند. بخشهایی از متن چاپی این قصه (چاپ تهران 1347ش) افتادگی دارد. سرانجام حمزه با مهرنگار ازدواج می‌کند. در یکی از نبردها مهرنگار از زوبینِ کاووس زخم می‌خورد و می‌میرد و حمزه از غم دیوانه می‌شود. بزرجمهر حکیم پیش‌بینی می‌کند که حمزه بیست و یک روز دیوانه خواهد ماند و بعد از آن بهبود خواهد یافت (همان، ج 2، ص340ـ342). پس از آن جنگهای حمزه با نوشیروان ادامه می‌یابد. حمزه با گیلیسوار، دختر کُنجال گیلانی، ازدواج می‌کند (همان، ج 2، ص 403ـ434). سپس یک بار بر نوشیروان غلبه می‌کند و با دختر دیگر او مهرافروز ازدواج می‌کند. این نبردها تا کناره‌گیری نوشیروان از پادشاهی و بر تخت نشستن پسرش هرمز ادامه می‌یابد (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 415ـ417).امیرحمزه و یارانش پس از جنگها و سفرها، که معمولا حمزه در حین آنها ازدواجهای دیگر می‌کند، به مکه بازمی‌گردند و با پیامبر اسلام صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم ملاقات می‌کنند و از دین حضرت ابراهیم علیه‌السلام به دین حضرت محمد مشرف می‌گردند. در جنگ با لشکر مصر و شام و روم، شاهزاده بورهند رومی کشته می‌شود. هند، مادر بورهند، به انتقام او هرمزِ نوشیروان را تحریک می‌کند که به مکه حمله کند. در این جنگ همه یارانِ حمزه شهید می‌شوند. مادر بورهند رومی به حیله اسب امیرحمزه را می‌کشد و چون حمزه از اسب می‌افتد، با خنجر دل او را پاره می‌کند، جگرش را می‌خورد و تنش را هفتاد پاره می‌کند. سپس از ترسِ پریانی که دوستان و خویشانِ حمزه‌اند، به حضرت محمد پناهنده می‌شود و حضرت از او می‌خواهد که پیکر مرده حمزه را نشان دهد. پیامبر با همه ملائک بر جسد حمزه نماز می‌گزارند. هند توبه می‌کند و اسلام می‌آورد. جماعت پریان به فرماندهی قریشی، دختر حمزه، سر می‌رسند و تقاضای انتقام خون حمزه را می‌کنند، اما حضرت ایشان را از این کار منصرف می‌کند (همان، ج 2، ص 539ـ 547). داستان با ذکر چند حکایت از حضرت رسول صلوات‌اللّه‌علیه و حضرت علی علیه‌السلام به پایان می‌رسد (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 548ـ549).صفا (ص 13ـ14) معتقد است که حمزه‌نامه در اصل، داستان حمزة‌بن عبداللّه خارجی (متوفی 213)، معروف به حمزه آذرک*، است که خوارج در خراسان و سیستان او را امیرالمؤمنین، یعنی خلیفه خوارج، می‌نامیدند. پیشرفتهای چشمگیر حمزه آذرک و دلیریهای او در مبارزه با عمال عباسیان در سیستان باعث شیوع حکایات فراوانی درباره او میان عامه مردم شده بود و این حکایات بعدها به حضرت حمزه سیدالشهدا منسوب شد و داستان امیرحمزه پدید آمد.اما باید توجه داشت که تشابه اسمی، دلیل بر اینکه روایت حمزه‌نامه از سرگذشت حمزه آذرک سرچشمه گرفته باشد، نیست. به‌علاوه شخصیتهای قصه امیرحمزه، مانند انوشیروان و بزرجمهر، با روزگار زندگی حمزة‌بن عبدالمطلب*، که هم‌عصر با ساسانیان بود، سازگارترند تا با زندگانی حمزه آذرک که هیچ اثر روشنی از جنگهایش با عمّال عباسیان در این داستان وجود ندارد و اتفاقآ همه جا شرح پیروزی سپاه عرب بر نیروهای نوشیروان و اشراف ایرانی است. پایان حمزه‌نامه نیز منطبق با واقعه شهادت حمزة‌بن عبدالمطلب است.به هر حال روایتهای دیگری هم از حمزه‌نامه داریم که مستقیماً به سیدالشهدا حمزة‌بن عبدالمطلب مربوط می‌شود و چند تحریر گوناگون از آن در دست است. این روایتها را اسمارالحمزة، امیرحمزه صاحبقران، و رموز حمزه نیز می‌خوانند (رجوع کنید به همان، ص 14). رموز حمزه، که یکی از راویان ناشناخته آن ملاعلی‌خان شکرریز بوده است (محجوب، ص 201)، به تصریح صفا (همانجا) تحریر جدیدتر و مفصّل‌تر حمزه‌نامه است.داستان امیرحمزه نه تنها در میان ایرانیان، بلکه در میان عربها، ترکها و به‌خصوص در شبه‌قاره هند نیز بسیار طرفدار دارد، مثلا در ادبیات پنجابی (رجوع کنید به پنجابی*) گونه‌ای حماسه منظوم به نام جنگنامه به‌وجود آمد که به‌شدت تحت‌تأثیر شاهنامه فردوسی بود و به بیان مبارزات و اعمال قهرمانی بزرگان اسلام اختصاص داشت. جنگ امیرحمزه نیز یکی از این جنگنامه‌هاست. روایتی از این داستان، که داستان صاحبقران امیرحمزه نیز نامیده می‌شود، بسیار مورد علاقه اکبرشاه گورکانی (حک : 963ـ1014) بود. او دستور داد داستان را به خطی خوش در چندین مجلد بنویسند و تصویرهایی به آن بیفزایند. دهها نقاش ایرانی، به سرپرستی میرسید تبریزی این مهم را به اتمام رساندند. تعداد تصاویر این کتاب را 2400 عدد برآورد کرده‌اند (چوهدری، ص 418، 423ـ424؛ نیز رجوع کنید به اِگِر، 1969).محجوب (ص 189) احتمال می‌دهد که سبب نقل داستانهایی مانند رموز حمزه در ایران این بوده است که بیشتر ایرانیان با پهلوانان و داستانهای شاهنامه آشنا بوده‌اند، اما داستانهایی مانند داستان امیرحمزه برایشان تازه‌تر و جالب‌تر بوده است، اما به نظر می‌رسد نحوه نقل گفتن نقال شنونده را مجذوب می‌کند نه تازگی آن. به نظر صفا (ص 14ـ15) دلیل شیوع حکایاتی مانند قصه امیرحمزه آن بود که با ورود اسلام به ایران و مسلمان شدن ایرانیان، حکایات پهلوانان ایرانی با تغییر صورت، به رجال اسلام یا فُرسان (شهسواران) عرب منسوب گردید. این استدلال نیز به نظر قانع‌کننده نمی‌آید، زیرا اشکالی در ذکر داستانهای پهلوانی ایرانی وجود نداشته که ایرانیان به اجبار یا به مرور زمان داستانهای پهلوانی خود را به رجال عرب یا اسلامی منسوب کنند. اگر چنین بود می‌بایست داستانهای پهلوانی ایرانیان عموماً از دست می‌رفت و جایش را حکایات عربی یا اسلامی می‌گرفت.دلیل اساسی انتشار داستانهایی مانند حمزه‌نامه این است که داستانهایی که به مذاق اقوام همسایه شیرین بیایند و با موازین فرهنگی شایع در میان این اقوام ناسازگاری نداشته باشند، به آسانی در میان همسایگان رد و بدل می‌شوند و هریک از این اقوام اضافات مخصوص خودشان را به داستان می‌افزایند و گونه‌هایی از داستان را که نزد متخصصان فرهنگ عامه به oicotype معروف است، پدید می‌آورند (درباره این اصطلاح رجوع کنید به سیدو، ص 44ـ60). داستان حمزه‌نامه چنین داستانی است.عبدالنبی فخرالزمانی‌قزوینی* (متوفی پس از 1041)، مؤلف تذکره میخانه، که خود نقّال دانشمندی بود، کتابی به نام دستورالفصحاء تألیف کرده بود تا راهنمای خواندن قصه امیرحمزه باشد (رجوع کنید به فخرالزمانی‌قزوینی، ص 769). این کتاب فعلا در دست نیست، اما از همین نویسنده اثر دیگری به نام طرازالاخبار باقی مانده است که به گفته شفیعی‌کدکنی (ص351)، «بوطیقای حکایت و قصه» در میان ایرانیان است؛ مجموعه‌ای که قصه‌خوان حرفه‌ای باید بداند تا بتواند قصه امیرحمزه را خوب نقل کند. فخرالزمانی در فصل پنجم کتابش خواندن قصه امیرحمزه را به چهار سبک تقسیم می‌کند: طرز ایران، طرز مردم توران، طرز هندوستان، و قاعده اهل روم، یعنی عثمانی (رجوع کنید به محجوب، ص 193ـ195؛ شفیعی کدکنی، ص 357ـ359).حمزه‌نامه به‌کوشش جعفر شعار در 1347ش در دو مجلد به وسیله انتشارات دانشگاه تهران منتشر و در 1362ش با برخی ملاحظات تازه در یک مجلد تجدید چاپ شد. روایت عربی این قصه نیز با عنوان قصّة‌الامیر حمزة‌البهلوان، در چهار مجلد کوچک (قاهره، بی‌تا.) منتشر شده است.روایات گوناگون حمزه‌نامه، چه به نثر و چه به نظم، در ادب بسیاری از مسلمانان موجود است. در هند و پاکستان به صندلی‌نامه نیز مشهور است. در برخی از چاپهای اردو، به دلیل اینکه حمزه‌نامه را در میان دیگر قصص اردو درج کرده‌اند یا به دلایل نامعلوم دیگر، نام آن تغییر کرده است، مثلا روایتی از این قصه به نام طلسم هوش ربا در هشت مجلد به همت سیدمحمدحسین جاه، در سالهای 1881ـ1915 میلادی در چاپخانه منشی نول کشور به چاپ رسیده است. گویا همین قصه دوباره با نام طلسم هفت پیکر در سه مجلد، به همت احمد حسین قمر، در سالهای 1909ـ1915 میلادی در همانجا چاپ شده است. یکی از روایات ترکی حکایت، به قلم بهجت ماهر نیز در 1996 میلادی به انگلیسی ترجمه و در سلسله داستانهای ملل چاپ شد.روایت اردوی این داستان اساسآ با روایت فارسی آن یکی است و اختلافات متن فارسی و اردو جزئی است. چنین به نظر می‌رسد که اصل داستان عربی امیرحمزه نیز از روایتی فارسی گرفته شده که احتمالا صورتی کتبی داشته است، زیرا گشتگی (تغییر صورت) اسامی ایرانی در روایت عربی به نحوی است که گویا گشتگی در قرائت یا کتابت روی داده است نه در سمع، مثلا نام دختر انوشیروان، مهرنگار، در روایت عربی به مهردکار گشتگی یافته است. صورت عربی اسامی فارسی مانند قباط به جای قباد، توربان به جای توربانو، فرهد به جای فرهاد و جز آن، نشان می‌دهد که این حکایت در صورت اصل خودش از ایران به میان عربها رفته است، اما داستان عربی حمزه، علی‌رغم ایرانی‌الاصل بودنش، به قدری شاخ و برگ پیدا کرده که اساساً داستان مجزایی شده است، به طوری که حمزه در آخر روایت عربی حتی شهید هم نمی‌شود بلکه به خوشی به همراه مهردکار، یا همان مهرنگار، به مکه بازمی‌گردد.نمونه‌هایی از این داستان در ادبیات مردم مالزی و اندونزی و کروآت، صِربها، اسلاوهای یوگسلاوی و ادبیات گرجی نیز وجود دارد (رجوع کنید به وهمن، ص 471ـ472).

منابع: شاهد چوهدری، «تأثیر و نفوذ شاهنامه در زبان و ادبیات پنجابی»، فرهنگ، کتاب 7 (پاییز 1369)؛ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، «اصول هنر قصه‌گویی، در ادب فارسی»، در ارج‌نامه شهریاری: به پاس پنجاه و پنج سال خدمات فرهنگی استاد پرویز شهریاری، به کوشش محسن باقرزاده، تهران: توس، 1380ش؛ ذبیح‌اللّه صفا، نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام‌الملک طوسی، تهران 1347ش؛ عبدالنبی‌بن خلف فخرالزمانی‌قزوینی، تذکره میخانه، چاپ احمد گلچین معانی، تهران 1362ش؛ قصّه حمزه (حمزه‌نامه)، چاپ جعفر شعار، تهران: دانشگاه تهران، 1347ش؛ محمدجعفر محجوب، «تحول نقالی و قصه‌خوانی، تربیت قصه‌خوانان و طومارهای نقالی»، ایران‌نامه، سال 9، ش 2 (بهار 1370)؛ فریدون وهمن، «ماجرای حمزه‌نامه»، در نامه مینوی، زیرنظر حبیب یغمائی و ایرج افشار، تهران: جاویدان، 1350ش؛

Gerhart Egger, Der Hamza Roman: eine Moghul- Handschrift aus der Zeit Akbar des Grossen, Wien 1969; Carl Wilhelm von Sydow, "Geography and folktale oicotypes", in Selected papers on folklore, New York: Arno, 1977.

 

منبع:پژواک ایران


جواد مفرد کهلان

فهرست مطالب جواد مفرد کهلان در سایت پژواک ایران 

*جشن تیرگان  [2019 Jul] 
*معنی نام شهرهای تهران و تبریز [2019 Jun] 
*نظری بر معانی برخی نامهای جغرافیایی و تاریخی استانهای اصفهان و فارس  [2019 May] 
*فتوحات حمزۀ حمزه نامه متعلق حمزة بن آذرک خارجی و جانشینانش برادران یعقوب و عمرو است [2019 May] 
*مطابقت کاوه با ارشک (بنیانگذار اشکانیان) و هارپاگ [2019 Mar] 
*مطابقت نام و نشان بهرام ورجاوند با ابوطاهر پسر ابوسعید بهرام جنابی ‏ [2019 Feb] 
*مطابقت خنه ثئیتی پری با سوسن جادوگر  [2019 Jan] 
*اسطورۀ سلامان و ابسال بر گرفته از اسطورۀ هندی سوریه و سارانیو (سانجنا) است [2019 Jan] 
*منظور از دیوان (دیوان مازندران و دیوان دژبهمن) همان آشوریان بوده اند  [2019 Jan] 
*نام سه شاه-مغ شرقی روایات مسیحی برگرفته از نام پیشدادیان (نخستین قانونگذاران) هستند [2018 Dec] 
*اسطورۀ اصحاب فیل، نبرد وهرز دیلمی و مسروق ابرهانی به حالت نیمه استعاره است  [2018 Dec] 
*معنی و مأخذ هندوایرانی نامهای آدم و حوا و اولاد آنها  [2018 Dec] 
*مطابقت لقمان حکیم قرآن با ازوپ یونانی-آفریقایی [2018 Nov] 
*مطابقت قرقیزها با گوران قراختایی (ایل لنگۀ کناری) که شاخه ای از تاتار (مردم کناری) بوده اند [2018 Nov] 
*تحقیقی در بارۀ نام و نشان ک‍هن نقش رستم  [2018 Nov] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Nov] 
*زبان آذری نه زبان پهلوی آذربایجان بلکه همان زبان ارانی بوده است [2018 Oct] 
*مطابقت نینوس و سمیرامیس با سه فاتح نینوا و سه ملکۀ در رابطه با آنها [2018 Oct] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Sep] 
*معنی نامهای ایرانی شنبه و آدینه [2018 Aug] 
*مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)  [2018 Aug] 
*معنی نام اَوِستا در زبان لاتین  [2018 Aug] 
*معنی هندوایرانی نام ابراهیم  [2018 Jun] 
*جشن آتش شب چهارشنبه سوری  [2018 Mar] 
*نوروز جشن کهن بومیان نیمۀ شمالی فلات ایران  [2018 Mar] 
*مطابقت آمازونها با گرجی ها [2017 Nov] 
*مطابقت سپیتمه لهراسپ و مگابرن ویشتاسپ با یرواند و تیگران [2017 Jul] 
*نام مازندران را میشود به معنی محل گرامی دارندگان الهۀ درنده دانست [2017 Jun] 
*منشأ تاریخی شخصیتهای نیمه اساطیری مهم تورات و انجیل  [2017 Apr] 
*آیا منظور از اصحاب الرّس قرآن همان مردم خونیرس (سرزمین راه درخشان، ایران باستان) است؟‏ [2017 Mar] 
*جدول مطابقتی شجره نامۀ پادشاهان کیانی و نوذری با مادها و هخامنشیان [2017 Feb] 
*نام امشاسپندان زرتشتی که بر گرفته از نام و نشان خدایان بابلی به نظر می رسند  [2016 Sep] 
*آیا نامهای ایران و پارس و شیراز به معنی سرزمین شیر بوده اند؟ [2016 Sep] 
*معنی نام کُرد در رابطه با توتم مار ایشان [2016 Jan] 
*ور جمکرد باستانی آریائیان در شمال دریای مازندران [2015 Dec] 
*ارتباط ایران و ایرانیان با اساس مذهب شیعه [2015 Dec] 
*یهودا فرزند زیپورایی همان عیسی مسیح تاریخی است [2015 Sep] 
*شهرهای ایران باستان در نقشه های بطلمیوسی [2015 May] 
*مطابقت کاوۀ آهنگر اساطیری با اوگبارو تاریخی [2015 Apr] 
*این همانی زمان و مکان و نام و نشان پادشاهان ماد با کیانیان [2015 Mar] 
*نام و نشان کوروش در روایات ملی ایران [2015 Mar] 
*مطابقت لولوبیها با آریائیان هندی تبار ماقبل تاریخ فلات ایران [2015 Mar] 
*بررسی جام مارلیک که نشان از تقدیس بزکوهی در نزد کادوسیان دارد [2015 Jan] 
*معنی نام هومبابا [2014 Dec] 
*معنی محتمل کاسپی و کادوسی [2014 Dec] 
*معنی نامهای گیلان و مازندران [2014 Nov] 
*نام و نشان ایل قشقایی [2014 Oct] 
*معنی ایرانی نامهای بصره (به سره) و اَبُله (آپولوگوس) [2014 Oct] 
*معنی نام روس و روسیه [2014 Oct] 
*خاستگاه آریائیان هندوایرانی و خدایان بزرگ باستانی ایشان [2014 Sep] 
*ریشۀ کلمۀ آلِشت/آلِش در گروه زبانهای ایرانی [2014 Aug] 
*مطابقت خالد بن سنان با ایزد مهر پارتیان [2014 Aug] 
*معنی نامهای کُتیسفون و تیسفون  [2014 Aug] 
*معنی نام ایل شول و نواحی شول نام در غرب ایران [2014 Aug] 
*معنی نام دیوان مازنی و مازندران در رابطه با جام مارلیک [2014 Jul] 
*بررسی نام و نشان خدایان کاسیان (اسلاف لُران) [2014 Jun] 
*معنی رُکن آباد [2014 Apr] 
*معنی لفظی نامهای سمرقند و بُخارا [2014 Mar] 
*معانی نامهای آمیتیدا (آمیتیس)، سمیرامیس و زرتشت [2014 Mar] 
*جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان [2014 Feb] 
*ویشتاسپ کیانی به غیر از ویشتاسپ نوذری است [2014 Feb] 
*بررسی نام و نشان کنونی و باستانی سه گروه بزرگ کُردان [2014 Jan] 
*معنی عیلامی و ایرانی نام کوروش (کورلوش) [2014 Jan] 
*مطابقت دقوقی اساطیری با ایزد مهر و مؤبد مهرپرستی [2014 Jan] 
*سهو دکتر جیوانجی جمشیدجی مودی در باب تعیین محل روستای زادگاهی زرتشت [2013 Dec] 
*آیا از دیوان مازندران در اساس ببران درندۀ جنگلهای آن مراد نبوده اند؟ [2013 Nov] 
*جُستاری در نام و نشان ساسان و ساسانیان [2013 Oct] 
*معنی مشترک نامهای خونیرث٬ اَئیرینه وَئِجه٬ [مها]بهاراته و آریاوَرته [2013 Oct] 
*ریشۀ محتمل اصطلاح کتاب مکنون قرآن در آیه 78 سورۀ واقعه [2013 Oct] 
*بررسی ریشه و معنی نام قزاق  [2013 Oct] 
*آیا شهربانو دختر هرمزان نبوده است؟ [2013 Sep] 
*داستان اصحاب فیل نبرد وهریز ایرانی و مسروق ابرهه ای به حالت به استعاره است [2012 Aug] 
*معنی لفظی نامهای کهن شهر اردبیل [2012 Aug] 
*چرا گائوماتۀ مغ همان زرتشت سپیتمان است؟ [2012 Aug] 
*جشن یهودی پوریم مطابق با جشنهای چهارشنبه سوری و سیزده بدر ایرانی یادآور جشن مگافونی (مغ کشی) عهد داریوش است [2012 Jul] 
*آیا دخمۀ گور دختر، متعلق به آریارمن هخامنشی یا ملکه آمیتیس است؟ [2012 Jul] 
* خطاب من محقق تاریخ اساطیری ایران به استاد بهرام مشیریِ شاهنامه دوست [2012 Jul] 
*نقد و اصلاح نظریۀ یکسان بودن یا یکسان نبودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی [2012 Jul] 
*جزنق -برزه شهر گرهی تاریخ اساطیری ایران [2012 Jun] 
*ریشۀ تاریخی داستان منیژۀ و بیژن شاهنامه و متن آن [2012 Jun] 
*جوانمرد قصاب هیئت اسلامی عامیانۀ ایزد مهر عهد ساسانی است [2012 May] 
*جغرافیای تاریخی کهن نواحی اراک و آستانه  [2012 May] 
*ساکنان باستانی آغاز تاریخ در ایران کهن [2012 May] 
*معنی نام غیاث آبادهای ایران [2012 May] 
*معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی [2012 Apr] 
*معنی نامهای کپادوکیه، کیلیکیه ( کیزواتنا) [2012 Apr] 
*ریشۀ نامهای تاجیک و دری [2012 Mar] 
*شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان [2012 Mar] 
*انتقاد من شاهزاده از خود، از پدر خود و پدر بزرگ خود [2012 Mar] 
*شنبه، واژه ای ایرانی است [2012 Mar] 
*ریشه فارسی کلمات خدمتکار، چاکر و نوکر [2012 Mar] 
*شجره نامه کمبوجیه سوم و داریوش اول مطابق خبر هرودوت [2012 Feb] 
*آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟ [2012 Feb] 
*حماسه آترادات پیشوای مردان در آذربرزین نامه [2012 Feb] 
*شهر زیر زمینی کشف شده در کپادوکیه دارای نام ایرانی نِسا (نشا) بوده است  [2012 Feb] 
*معنی و ریشه نامهای اروپا، روسیه و اوکراین بر اساس فرهنگ سکایی [2012 Jan] 
*تحقیقی در باب نامهای اساطیری اسپروز و سگسار مازندران [2012 Jan] 
*نامهای سپیتاک و مگابرن در تاریخ ماد دیاکونوف و ایران باستان پیرنیا [2012 Jan] 
*عبدالله بن سلام همان سلمان فارسی است [2012 Jan] 
*پشوتن اساطیری همان پیسوتن ساتراپ لیدیه در عهد اردشیر اول و داریوش دوم بوده است [2011 Dec] 
*تاریخچهً زمان حکومت پادشاهان ماد (کیانی) و دو تَن از قلم افتاده های ایشان [2011 Dec] 
*اهورامزدا در اصل خدای شراب و شادی بوده است [2011 Dec] 
*تیگران اول ارمنستان همان ویشتاسپ کیانی بوده است [2011 Dec] 
*ریشه های اسطورهً رستم و اسفندیار [2011 Dec] 
*بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان [2011 Nov] 
*از جمشیدی که در سمت چین مقتول گردیده منظور همان داریوش سوم است [2011 Nov] 
*اویس قرنی همان زرتشت ایرانیان نزد یمنی ها بوده است [2011 Nov] 
*توروکوهای کردستان قبیله ای از مردمان قفقازی و آریایی هوری و میتانی بوده اند [2011 Nov] 
*تحقیقی در باب منشأ جشن بابلی- ایرانی کهن گاوگیل [2011 Nov] 
*معنی نامهای کهن مراغه و بناب [2011 Nov] 
*معنی خرابات در ادبیات ایرانی [2011 Oct] 
*معنی نام تبریز [2011 Oct] 
*معنی لفظی نام اورمیه [2011 Oct] 
*معنی باخرز و تایباد [2011 Oct] 
*معنی نام کاسپی [2011 Oct] 
*نام نواحی جنوب خوزستان در خبر حمدالله مستوفی [2011 Oct] 
*اصلاحیه ای بر تبدیل حروف در سبک شناسی [2011 Sep] 
*ریشهً ایرانی کلمات قنات و قائن و قائنات [2011 Sep] 
*بررسی نام نیاکان منسوب به زرتشت در کتاب هفتم دینکرد [2011 Sep] 
*معنی نامهای خوی، خوئین، خمین و خامنه [2011 Sep] 
*نگاهی اجمالی به جغرافیای تاریخی ناحیه اصفهان [2011 Sep] 
*شهرستان مراغه در جغرافیای تاریخی کهن خود [2011 Aug] 
*معانی نام شاهنامه ای ریونیز [2011 Aug] 
*زعفران و کرکم در اصل کلما تی فارسی هستند [2011 Aug] 
*نظری به نام و نشان خدایان کاسی (اسلاف لران) [2011 Aug] 
*اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول [2011 Jul] 
*معنی نامهای مازندران و کاسپی [2011 Jul] 
*آتلانتیس همان فواصل بین شبه جزیره اسکاندیناوی و شبه جزیره ژوتلند دانمارک بوده است [2011 Jun] 
*اصلاحیه ای ریشه ای در معرفی زرتشت در ویکیپدیا [2011 Jun] 
*منظور از اصحاب مدین و قوم شعیب قرآن قوم مادیای اسکیتی بوده است [2011 May] 
*غزان مغلوب کننده سلطان سنجر همان نیاکان عثمانیان بوده اند [2011 May] 
*نقد و بررسی فرار خانواده عیسی مسیح به مصر [2011 Jan] 
*مرکزیت بلخ و بامیان در نقشهً تبتی کهن [2010 Nov] 
*یک بررسی جدید در باب محل دخمه های کورش دوم و کورش سوم  [2010 Sep] 
*نام و نشان قصبات و شهرهایی کهن در ناحیهً جزیرهً ابن عمر [2010 Sep] 
*معنی لفظی نامهای کهن ماکو محل واقع در شکاف کوهستان است [2010 Sep] 
*موضوع سخنرانیهای زینب بنت علی بن ابی طالب صرفاً از معنی نام وی بر خاسته است [2010 Aug] 
*ریشهً سومری و ایرانی نام ایران [2010 Aug] 
*عنقا شکل نمادین اساطیری نسبتاً در هم آمیخته شتر مرغ و عقاب و همای سعادت [2010 Aug] 
*قوم نوح اساطیری تورات همان لویان هیتی (لاویان، لودیان) بوده اند [2010 Aug] 
*درختان اساطیری زقوم و درخت طوبی قرآن همان زیتون و انار هستند [2010 Aug] 
*رستم دستان نواده کدام ضحاک به شمار است؟ [2010 Aug] 
*معنی لفظی نامهای اهر، کلیبر، پیشکین و اشتبین [2010 Aug] 
*آیا اهورامزداپرستی با داریوش از مصر به ایران نیامده است؟ [2010 Aug] 
*اسامی جغرافیایی و تاریخی و اساطیری مهمی که در فرهنگنامه هیتی می توان ردیابی نمود [2010 Aug] 
*شعیب بن صالح، یاور امام موعود در اساس همان شعیب بن خازم رهبر خازمیان از شعبه های خوارج است [2010 Aug] 
*معانی لفظی کنعان و اسطورهً طالوت و جالوت مربوط بدان [2010 Jun] 
*در اساس نامهای آریا و عرب (آرابو)؛ آرامی (آرامو) توتم قبیله ای شیر نهفته است [2010 Jun] 
*اسطورهً تاریخی کتایون و گشتاسپ مأخذ اساطیر مهمی در ایران و اران است [2010 Jun] 
*ریشهً مصری اسطورهً کیومرث و گاو اوکدات [2010 Jun] 
*ریشه و مفهوم نام های اینگوش و چچن [2010 Jun] 
*ایواز به لغت اوستایی به صورت ای- واذ (ئی وائیذی) به معنی خادم دانای ساقی‌گری است [2010 Jun] 
*معنی نام و نشان ایل بزرگ کُرد موسوم به بلباس [2010 May] 
*نظری بر نام و نشان پنج شهر و بندر کهن استان بوشهر [2010 May] 
*تحقیقی در باب ترکان آغاجری  [2010 May] 
*بررسی نام و نشان و مقام و نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران [2010 May] 
*حماسه آلپمیش نقش اساطیری چنگیزخان در کشورهای آسیای میانه است [2010 May] 
*بررسی اسامی قبایل باستانی بزرگ ترک که غالباً بر پایه توتم پرستی ایشان است [2010 May] 
*بررسی اسامی جغرافیایی مناطق و رودهایی در سواحل جنوبی ایران که در لشکرکشی اسکندر و دریاسالارش نئارک از آنها نام برده شده است [2010 May] 
*در جستجوی معنی لفظی اصلی نام قوم تاتار به توتم همای سعادت ایشان می رسیم  [2010 May] 
*معنی لفظی ایرانی و سکایی نام شهر آلما آتا پایتخت قزاقستان [2010 May] 
*شرح و تفسیر تازه ای بر شعر فولکلوریک معروف آذری «اوشودوم، اوشودوم» [2010 May] 
*نقدی بر مقاله "بررسي خاستگاه زرتشت و زرتشت‌گري فرزاد قنبری" [2010 May] 
*نام شهر زاهدان کهنه اصیل بوده و در اصل به معنی شهر آب زهکشی شده است [2010 May] 
*نام و نشان کهن شهر زاهدان در تاریخ و اسطوره ها [2010 May] 
*بررسی ریشه های اساطیری کهن داستان بلوچی گِسُدُک [2010 Apr] 
*نظری بر برخی از نامهای جغرافیایی کهن و مرموز سمت مازندران و شهرستان آمل [2010 Apr] 
*بررسی اسامی جغرافیای کهن فناکه، سیرینکس و زادراکرت مربوط به شهر ساری  [2010 Apr] 
*نام و نشان کهن شهر تویسرکان و معبد کهن آن [2010 Apr] 
*زیارتگاه شاه عبدالعظیم حسنی ری در اصل متعلق به شیخ جمال الدین ابوالفتوح رازی است [2010 Apr] 
*زیارتگاه حضرت معصومه قم در جایگه معبد اینانا (ایشتار/اناهیتا) [2010 Apr] 
*بررسی چهار نام از فرهنگ اعلام تاریخی دبا (دایرة المعارف بزرگ اسلامی) [2010 Apr] 
*معانی لفظی نوبخت، نوبهار و برمک در رابطه با بودا-زرتشت و بلخ [2010 Apr] 
*هر دوی نامهای کاسپین و خزر نام مناسبی برای دریای مازندران هستند [2010 Apr] 
*معانی نامهای یثرب و یندد شهر مدینه [2010 Mar] 
*نظری بر نام و نشان عیلامی دو بنای باستانی استان فارس [2010 Mar] 
*فرهنگ و زبان و لهجهً آذری جمهوری آذربایجان در خطر اضمحلال و جایگزینی با ترکی عثمانی [2010 Mar] 
*معضل نه چندان دشوار درک تاریخ و اساطیر مربوط به زرتشت سپیتمان [2010 Mar] 
*معنی نام فارسی پنج میوه درختی و گیاهی که نامهای مرتبط و مشابه دارند [2010 Mar] 
*دیو آشموغ (مغزخوار)همان خدای ملی بابلیها یعنی مردوک (ضّحاک مغزخوار) است [2010 Mar] 
*جواب معمای کیستیِ بت بزرگ کعبه یعنی هُبل، همان اسماعیل است [2010 Mar] 
*تحقیقی در باب نُه اقلیم و هفت اقلیم و پنج اقلیم هندوان باستان [2010 Mar] 
*توضیحی در باب ساکنین باستانی آریایی پازیریک در جنوب سیبری [2010 Mar] 
*نام خلیج فارس در اصل به معنی دریای پایین و زیرین بوده است [2010 Feb] 
*معنی لفظی کلاردشت [2010 Feb] 
*بررسی ریشه های ایرانی و ارمنی جشن زنانهً ناهیدی، مردگیران [2010 Feb] 
*دژ تخت ابونصر شیرازهمان مکان آتشکده آذر خوروچ (آذر خرداد) است [2010 Feb] 
*تحقیقی در خاستگاه صوفیگری ایرانی و منشأ ابزارهای نمادین ایشان [2010 Feb] 
*اصلاحیه ای در مقالهً گاهشماري در استان کردستان [2010 Jan] 
*آیین علوی نه در نواحی انگور بلکه در خود عربستان و جنوب عراق شکل گرفته است [2010 Jan] 
*نام و نشان نسبتاً دقیق زرتشت و محل نگهداری اوستای عهد ساسانی  [2010 Jan] 
*داستان معراج آسمانی پیامبر اسلام  [2010 Jan] 
*جشن چلّه بزرگ زمستانی (سده) در سنت نیز به غیر از شب آرامش یلدا بوده است [2010 Jan] 
*ترجمهً جدیدی از متن سنگنوشتهً هخامنشی جزیره خارک  [2010 Jan] 
*بحثی در منظور ایهامی اصلی داستان کوتاه سه قطره خون [2010 Jan] 
*اعیاد سده، حنوکا و قربان ریشه در یک سنت دینی معروف عیلامیان و بابلیان داشته اند [2009 Dec] 
*بررسی نام و نشان خدایان مهم عیلام در رابطه با جغرافیای تاریخی منطقه و تاریخ اساطیری ادیان [2009 Dec] 
*بررسی اساس تاریخی و فرهنگی اسطورهً هفتخوان رستم [2009 Nov] 
*بالقاسون و بلاساغون شهرهای قبلی و بعدی دختران اساطیری آمازون (هونها،قرقیزها) بوده اند [2009 Nov] 
*قرقیزها بازماندگان اصیل هونهای حکومتی هستند [2009 Nov] 
*برصیصای اساطیر اسلامی هیئت اسطوره ای دیگر مانی، پیامبر صوفی است [2009 Nov] 
*منظور از مردم هفتواد شاهنامه همان قوم هپتالان بوده اند [2009 Nov] 
*بررسی نام و نشانهای قبایل دهگانه بزرگ حکومتی دولت گوک ترکان [2009 Nov] 
*مشکل بزرگ ما آذری ها در ایران و حتی خارج کشور [2009 Nov] 
*چه کسی کفر میگوید؟ [2009 Oct] 
*کمیل بن زیاد که در مقام صحابی مقتول علی بن ابوطالب قرار گرفته، خود همان مانی است [2009 Oct] 
*بنیانگذاران مکتب شیعی گری شريح بن حارث كندى و عبدالله بن سبا و نسبت آنها با همدیگر  [2009 Oct] 
*عمار یاسر همان زرتشت سپیتمان ملبس اسلامی وارداتی مسلمین از اعراب زرتشتی قدیم است [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان ایلات قره قویونلو و آق قویونلو [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان نوروز و مهرگان و هفت سین نوروزی [2009 Oct] 
*دیدگاه دو رگه لیبرالی و استبدادی الهه بقراط [2009 Oct] 
*اساس تاریخی روایت نصایح پیامبر به ابوذر با پندهای لقمان حکیم به پسرش و نصایح بزرگمهر به انوشیروان یکی است [2009 Oct] 
*نام روستای زیبای آقمشهد شهرستان ساری در رابطه با جنگل سفید اساطیری است [2009 Sep] 
*بررسی نام و نشان قبایل بزرگ دیرین و حالیه کًرد در ارتباط تباری مستقیم آنها با یکدیگر [2009 Sep] 
*تحقیقی دربارۀ اساطیر پیدایی شطرنج و معنی لفظی آن  [2009 Sep] 
*عزاداری بزرگ و سالیانه ماه محرم نزد ایرانیان در اصل برای همان بزرگترین شکست تاریخی ایرانیان در تاریخ یعنی جنگ قادسیه در مقابل اعراب بوده است [2009 Sep] 
*رابطه اصول اخلاقی علمی دنیا و منطق و معیار اخلاقی اصیل بومی هند و ایرانی ما [2009 Sep] 
*اسطوره سمک عیار در اساس خاطره حماسه پیروزی سورنا سردار پارتی اُرد بر کراسوس است [2009 Sep] 
*نام اساطیری حسین کرد شبستری از امتزاج نام و نشان امیر معزالدین شنسبانی و ملک معزالدین حسین کرت از دو سلسله فرمانروایان غور پدید آمده است [2009 Sep] 
*معنی لفظی نامهای لَک و لُر  [2009 Sep] 
*ملانصرالدین الاغ سوار در اصل همان خواجه نصیرالدین، وزیر و مراد هلاکوخان مغول است [2009 Aug] 
*نشانه های واضحی از اساطیر خدایگانی مصری در تورات و اساطیر یونانی  [2009 Aug] 
*دلایلی که چارتاقی نیاسر را معبدی میترایی نشان میدهند [2009 Aug] 
*معمای سادهً نام مادر امام چهارم شیعیان [2009 Aug] 
*یحیی بن عمر،علوی انقلابی عهد حسن عسکری، اساس تاریخی مهدی موعود است  [2009 Aug] 
*معانی اسامی تور ، ترک ، سکا، اسکیت [2009 Aug] 
*معمای تاریخی بزرگ بردیه اصلی و بردیه فرعی [2009 Aug] 
*اوپیته فرمانروای سیاس ناشناس ماندهً سلسله ماد [2009 Aug] 
*مأخذ هیتی کهن اسطورهً لیلی و مجنون [2009 Jul] 
*سوبی نام کهن باسمنج-سعید آباد ناحیه چمنزاران معروف دامنه شمالی کوه سهند است [2009 Jul] 
*وجه اشتراک ابراهیم روایات اسلامی با گئوماته زرتشت [2009 Jul] 
*کهن ترین همنوازی جهان در ایران یا کارگاه جام سازان عیلامی [2009 Jul] 
*معنی لفظی نام زنوز و جلفا [2009 Jul] 
*از رابعه و بکتاش اساطیری همان آمیتیدا/پان ته آ و همسرش آبرادات/سپیتمه منظور هستند [2009 Jun] 
*بابک خرمدین در آذربایجان بیشتر تحت نام حماسی خود کور اوغلو زنده مانده است [2009 Jun] 
*بررسی اساس تاریخی داستان پان تئه آ در کورشنامه گزنفون [2009 Jun] 
*ورجمکرد اوستا همان منطقهً قره باغ است [2009 Jun] 
*معنی لفظی نام علمدار گرگر [2009 Jun] 
*فریبکاران تاریخ [2009 Jun] 
*تحقیقی در باب نام ونشان رود معروف نیل ، سرزمین مصر و قاره آفریقا  [2009 Jun] 
*سبلان و دو قله معروف آن همان کوه مقدس اوستایی هوکر و قلل اوشیدم و اوشیدرن هستند [2009 Jun] 
*کنگ دژ روایات ملی نام مشترک تخت جمشید، همدان، گنجه، بابل و نینوا است [2009 Jun] 
*ریشه پهلوی واژه فندق  [2009 Jun] 
*نام و نشان کهن برخی از جزایر ایرانی خلیج فارس [2009 Jun] 
*نبرد مجیدو (سده 15 ق.م) که در اساطیر دینی تحت نام نبرد هارمجدون، گذشته در آینده شده است  [2009 May] 
*نام آریائیان میتانی، ماننایی، مادی و کاسی جملگی به معنی مردم شراب و شادی بوده است [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب [2009 May] 
*پادشاه کشورگشای ماد کواکسار همان کیخسرو شاهنامه است [2009 May] 
*جزیره کیش همان سرزمین اساطیری دیلمون سومریان است [2009 May] 
*جریانهای فکری دوران محمد بن زکریای رازی [2009 May] 
*تحقیقی در باب نام و نشان مریم و یوسف انجیل ها [2009 May] 
*گاهشماری پارسیان هخامنشی و نام ماههای آن از بابلیان اخذ شده است [2009 Apr]