معنی لفظی نام علمدار گرگر
جواد مفرد کهلان

برخی از اسامی جغرافیایی قدیمی با اندکی تحریف و تلخیص به عهد ما رسیده اند لذا در وجه اشتقاق این نامها نباید صرفاً به شکل ظاهری آنها بسنده کرد. از این نامها است نام شهر دو بخشی علمدار گرگر که از دو بخش علمدار و گرگر تشکیل یافته است. نام گرگر (به فتح هر دو "گ") را در زبان پهلوی به سادگی می توان به معنی سازنده و صنعتگر گرفت. اگر "گ" نخست را مضموم بگیریم در این صورت آن معنی مردمی را می دهد که با آتش و کوره آهنگری سر و کار دارند. موسی خورنی مورخ ارمنی عهد قباد ساسانی در باب ترکیب قومی سرزمین اران خردمند فرمانروای اساطیری آلبانیا (اران) از اوتی ها (آذری ها)، گاردمانها (خانوارهای کوهستانی= داغستانیها) و گرگرها (مردمی که با  آتش کوره ذوب فلزات) نام می برد و ایشان را اخلاف وی می داند. در عهد روادیان گرگرها قبیله حکومتی بوده اند و ابومنصور روادی ملقب به چراغ گرگریان می بوده است. مسلم به نظر می رسد کنگرلو (کان گر –لو، معدنچی) اسم دیگر همین قبیله گرگر بوده است. نظر به نام اوتی (یعنی مردم آتش پرست= آذری ها) پیداست که معنی استخراج و ذوب کنندگان فلزات به وسیله کوره آهنگری و مسگری برای نام گرگرها مناسبتر از آتشپرستان می افتد. خود نامهای عمومی کهن منطقه جمهوری آذربایجان کنونی اران و آلوانیا (آلبانیا) و آگوان جملگی در زبانهای کهن ایرانی و زبان کردی حالیه به معنی سرزمین آتش هستند. نام ترکی بومی اران خردمند یعنی ده ده قورقوت (پدر آتش مقدس) بوده است که کتاب ترکی شبه اوستایی خاصی به نام وی برجای مانده است. نام اران خردمند و سرزمین وی اران (آلوانیا، آگوان) در کتاب پهلوی شهرستانهای ایران به صورت سپهبد اران گشسپ بانی شهرستان آتورپاتکان در سمت آذربایجان یاد شده است. از سوی دیگر می دانیم ترکان باستانی هم که در شمال شرقی دریای خزر می زیسته اند صنعتگران ذوب فلزات از معادن بوده اند که مطابق منابع کهن چینی گروه بزرگی از ایشان توسط فرمانروای تاتارها (هونها) برای استفاده از این هنر ایشان به ارکنه گون (اورخون) مهاجرت داده بودند و اعقاب همین ترکان در بازگشت بانی امپراطوری بزرگ ترکان در آسیای میانی شدند. بر این اساس صورت اصلی نام علمدار را هم باید آلوو دار یعنی مترادف با گًرگر یا گرگر به مفهوم دارندگان آتش گرفت. جالب است که روستای کوچکی که هم اکنون در شهرستان در کنار ویرانه آتشکده آذرگشنسب در جوار روستای چیکان (شیچیکان کهن، محل نگهداری اوستای عهد ساسانی) قرار گرفته است علمدار نامیده میشود که لابد این هم در اصل آلوودار یعنی محافظ آتش آتشکده بوده است. بر این اساس صورت اصلی نام برخی از روستاهای علمدار نام را می توان در اصل آلوودار گرفت.                           

در اینجا مقاله ای  تحقیقی در باب نام و نشان علمدار و گرگر را که حاوی اطلاعات ابتدایی است از کتاب علمدار- گرگر از وبلاگ شهرستان شهرستان جلفا نقل می نماییم.                                                                                 

علمدار

واژه علمدار را نظير هر واژه ديگر از دو ديد متفاوت ميتواند تدقيق كرد . اولي از ديد متعارف و مورد عادت يعني تفكر فارسي- عربي. بدين شرح كه حتي بين محققان، عادت بر اين شده كه معني هر واژه در مغز, بدون چون و چرا , برمبناي فارسي – عربي معني و تفسير ميشود. بنابراين عادت: واژه علمدار متشكل است از دو جزء ، " عَلَم" عربي " و " دار" فارسي و يا عربي .                                                                                                                

عَلَم : 1- در معماري، هر علامتي كه بر بالاي گنبد و مناره مساجد و زيارتگاهها در اشكال مختلف بويژه حلال نصب ميشود, علم گفته ميشود . 2- به علامتي كه بربالاي چادرهاي چادرنشينان نصب ميشده است علم ميگفتند. اين علامت در ميان قبايل ترك بمنظور دفع ارواح خبيث بر بالاي چادر نصب ميگرديده است. 3- متداول ترين معني آن، رايت و پرچم است .

و" دار" در مصدر داشتن فارسي معني دارنده و در عربي بمعني منزل ميباشد.

ديددوم، تفكر نامتعارف و مبني بر غيره فارسي و عربي .

بر اين مبنا نيز علمدار متشكل است از دو كلمه " عَلَم" "و " دار" .

"عَلَم" در زبان تركي كه به صورت هاي Alam , ӘlӘm ثبت شده بمعني گذرگاه آبي كم عمق Suda dayaz geçit ميباشد. در مفهوم عام اين گذرگاه ميتواند آبي, گردنه و . . . باشد. " دار" نيز بمعني تنگ است. در نتيجه " عَلَم دار" بمعني معبر يا  گذرگاه تنگ ميباشد. 

معني واقعي علم دار همان معبر تنگ است. علت اين نام گذاري را بايد ناشي از تنگه اي دانست كه درآن حوالي بوده است كه از بين رفته ويا ناشي از تنگه يا گذرگاه هاي موجود مثل دره دﺆز  يا معابر ديگري بر منطقه باير, رودخانه آراز و غيره ميتواند باشد. همچنين در منطقه جز آنهائيكه در طي 70 سال دوران پهلوي, عمدا" يا غير عمد تغيير داده شده اند در منطقه به محلي كه داراي نام عربي و فارسي رايج باشد, برخورد نمي گردد.

اَل ، عَل (ايل):

در تركي قئر قئز (قرقيز) معني: قبيله ، اتحاد ، تبار، نسل ، خلق ، ملت، همنژاد، مشمول اتحاد قبيله شده(7)  .

اِليجَر(elicer):وطن ، خلق خا لص

در تركي قئز قئز كل ه Elementardik به معني ابتدائي ، ساده است (7) .

اَل Әl : در تركي آلتاي : خَلَق ،‌اتحاد قبيله ، عشيره ، ملت (8) .

توضيح اينكه تركان آلتاي در منطقه داغلئق آلتاي فدراسيون روسيه زندگي ميكنند.

اَلَم= فوج ، گروه. اَلَمه = غله اي است كه آنرا گاورس و ارزن گويند(37) .

دار : نام شهري است در هندوستان ، نام داروئي كه آنرا فلفل دراز ميگويند. دارنده و نگهدارنده – درخت (37) .

دار : طناب،‌ طنابي كه كشتي ها را با آنان به اسكله مي بندند(9) .  

علمدار : شخص پيش رو حامل پرچم قشون ،‌ليدر يا رهبر امري ، عنواني بود  در عثماني كه به حمل كنندگان پرطمتراق پرچم ميدادند. لقب ايوب انصار حمل كننده پرچم رسول الله ( 1) .

در زيرقسمتي از كتاب آدلاريميز تاريخيميز،‌توپونيميك سؤزلوك(= فرهنگ توپونيميك نام ها و تاريخمان) دكتر رفاهي علمداريكه به گويش تركي آذربايجان نوشت شده، در ارتباط با واژة علمدار با ترجمه به فارسي آن آورده ميشود.

علمدار (اورونیم) Ələmdar

ایلک دفعه آلبان آدلاری سیراسیندا آلام کیمی قئیده آلینمیشدیر. یونان جغرافیاچیسی پئتولئمه(بطلمیوس) اؤز اثرینده آدلاندیردیغی 29 آلبان یاشاییش یئری و 5 هیدرونیمدن بیری آلام اورنیمیدیر. بو آد اورتا عصر منشألی اولام- آلبانیانی شیمال شرقینده اییوری چایینین آلازان چایینا قووشدوغو یئرده ، ایله عینیلشدیریلیر( بو گون همین آد دار دوققاز آدلانیر. بو سؤز ایکی حیصه دن دار و دوققاز«کئچید»عیبارتدیر). منبعلرده آد اولام فورماسیندا «کئچید» معناسیندا مووجوددور. بو گون گۆنئی آذربایجاندا آلام//علم فورماسیندا موحافیظه اولونان بو آد باشقا تۆرک دیللرینده olam,olom,olum « چایین درین اولمایان یئری،موقتی اۆزن کؤرپو، قایق»معناسینی داشیییر. بو آد ایله زنگیلاندا یئرلشن أسکیلوم – أسکی و اولوم سؤزبیرلشمه  سیندن یارانان و «أسکی کئچید» معناسینی گؤسترن اورونیم علاقه داردیر.

آلام سؤزو گۆنئی آذربایجاندا تحریف اولوناراق علم کیمی ثبت اولونوبدور. تۆرک منشألی اولان بو پالئوتوپونیم آذربایجانین باشقا توپونیملرینده و او جمله دن علمدار (ماراغادا،مرندده و مشکین شهر ده)،علم کندی،علم لی بابا،یۇخاری المجوق،آشاغی المجوق، ألمکی (ابهر- ده) ،علمدار داغی ، علمدار (مرند،دماوند،زاوه) اورونیمی و علم کوه تحریف اولونموش شکیلده موحافیظه اولونور. 
 

علمدار وگرگر دارند:

 

عملدار:

1- ده در بخش مركزي شهرستان بابل استان مازندران مابين بابلوقائم شهر.

2- ده بخش مركزيبهبهاناستان خوزستان.

3- ده بخش مركزي مشگين شهراستان اردبيل.

4- روستاهاي يوخاري (بالا) و آشاغي (پائين) علمدار واقع در بخش مركزي شهرستان ملايراستان همدان.

5-  روستاي بخش لالي شهرستان مسجد سليماناستان خوزستان.

6- روستائي در ائلخئچي(ايلخچي) از توابع قصبه سرد رود تبريز.

7- زيارتگاهي بنام علمدار در بالاي كوه مشرف به بخش كئشكساراي(كوشك سراي ) واقع در كنار جاده مرند به ماكو و غرب ميشوداغي. اين كوه كه در  موقعيت 45˚,33 / 38˚,22 قرار دارد و ارتفاع آن 3155 متر ميباشداز طرف اهالي بخش مذكور، علمدار داغيناميده ميشود .

8- نام محله اي در حوالي ميدان سلطان احمداستانبول .

9- قصبه اي با 61 خانه وار در 22 كيلومتري جنوب غربي مشگين شهر دره كؤرپَلي KörpӘli.

10-  روستائي در مراغهنزديك روستاي چيكان

11- روستائي در ابهر

12-  روستائي در 27 كيلومتري ملايربه طرف اراك

13- در كلاردشت قله اي شاه علمداروجود دارد و براي رسيدن به آن از قصبه هاي حسن كِيف و مجل بايد گذشت.

14- روستائي از توابع نهاوند

15- نام طايفه اي ترك زبان درساوه

16-محلي در ايالت بانو Bannoپاكستان در موقعيت 32°2’27” Nort

17-نام محل هائي درمناطق    Yozgat , Bolu ,K.Maraş, Mardin, Tokat , Konyaتركيه

18- در 15 كيلومتري سرعين اردبيل، در مسيرپيست اسكي،‌ آبشاري  وجود   دارد كه علمدار نام دارد .

19-نام تپه هائي در منطقهخوي

20- نام قصبه اي در منطقة عمرانيه استانبول 

گرگر:

 

گرگر (اويکونيم-اورونيم) Gərgər

توپونيمين آذربايجانين آلبان-آران ولايتيندکی قديم قارقار طايفا آدينين قيسمن تحريف اولونموش  واريانتنی اؤزونده عکس ائتديردييی ائحتيمال اولونور. ياشاييش منطقه سينه ايسه بو آد واختيله همين طايفا طرفيندن سالينميش و خاراباليغينين سون دؤورلره قدر قالماسی قئيد اولونموش قارقار آدلی مسکنين آدي ايله علاقه دار وئريلميشدير.

هله بيزيم ائرانين بيرينجی عصرينده ائسترابون قارقار طايفاسينين آدينی چکميش و اونلارين شيمالی قافقازدا ياشامالارينی قئيد ائتميشدی. ک. تروييئر 3-نجو عصر ده آلبانيادا قارقار دۆزﯙ آدلی يئرين مؤوجود اولدوغونو گؤسترميش ،س. تويئرئميان ايسه همين دۆزۆن ميل دۆزۆ اولماسی فيکرينی ايرلی سۆرمۆشدۆ. موعين قايناق لاردا قارقار طايفاسينين قديمده قاراباغ دۆزۆنده ده ياشامالاری و بونونلا علاقه دار همين دۆزۆن قارقار اؤلکه سی آدلانماسی فيکری ده قئيد ائديلميشدير.ائرمنی تاريخچيسی موسا خورنی(خورناتسی)يازيرکی، آلبانيادا قارقار آدلی اميرليق واردير.

اورتا عصرلرده قازاخيستاندا ،کئچن عصرده گۆرجۆستان و داغيستان، تۆرکمنيستاندا و ساير يئرلرده مؤوجود اولموش قارقار آدلی توپونيملر، شوبهه سيز کی، عينی آدلی قديم تۆرک طايفا آدی ايله باغلی يارانميشدير. م.ولييئف ده ايقيلابدان أوول آذربايجاندا قارقار آدلی ه اويکونيم و بير هيدرونيمين اولدوغونو گؤسترميشدير. حاضيردا آذربايجاندا بو طايفا آدينين ايلکين واريانتی يالنيز منبعينی قاراباغ سيلسيله سينين شيمال-شرق ياماجلارندان آلان قديم قارقارچای هيدرونيمينده موحافيظه اولونموشدور. ائرمنيستاندا آذربایجانليلارين سيخ ياشاديغی کندلردن بيری گرگر آدلانير. کندين قديم آدی قارقار اولوب، سونرالار تحريف اولوناراق گرگر فورماسينا دۆشوب.

جنوبی آذربايجاندا جولفا ياخينليغيندا گرگر کندی (ايندي بو کند علمدار کندينه بيرلشديررک هادیشهر آدلاندريليبدير.)،گرگرداغ (چایپارا کندينده) و گرگر (داغی) اورونيملری (مياندواب)، کرکره،کارکاراک، قارقار،قرقر نصير،بابا قارقار و س. همين آدين موحافيظه اولونماسينی گؤسترير (72) .  

محل هائي كه نام گرگر دارند : 

گرگر ) گرگر و علمدار اکنون باهم  يكي شده و هادي شهرنام گرفته اند )، از دو روستا  يا قصبه كه با فاصله كمي از هم قرار داشتند تشكيل شده بود كه يوخاري گرگرو آشاغي گرگرناميده ميشده است.

1- دهي از بخش مركزي شهرستان شادگاناستان خوزستان .

2- گرگر پائين روستائي در بخش مركزي شهرستان سنقراستان كرمانشاه.

3- نام شهرستان و قصبه در ولايت (استان) آدي يامانتركيه.

4- نام رودخانه اي در جمهوري آذربايجان كهتِرتِرنيز ناميده ميشود و شاخه اي از رود كرميباشد و در نواحي كلبجر، ميربشيرجريان دارد و از محلي بنام گلين قيه سرچشمه ميگيرد.

5- محلي بنام گرگردر جمهوري ارمنستان قرارداد.

6- منطقه اي در حوالي مالاتيا(ملطيه) تركيه .

7- نام قصبه و مركز شهرستاني در آناتولي شرقي(تركيه).

8- فرهنگ معين مينويسد گرگر معرب آن (جرجر) است و معني آن خداي تعالي , تخت شاهي , سرير ميباشد و همچنين نام گياهي است از تيره پروانه داران كه برگهايش كامل وپنجه يي و گلهايش آبي يا بنفش و يا زردند و گل آذينش خوشه يي است . ميوه اين گياه و دانه هايش ريزتر از يك نخود وسياه رنگ است و آنها را باقلاي نبطي گويند. از اين گياه بمنظور تغذيه دامها و از دانه اش جهت تغذيه انسان مانند غلات ديگر استفاده ميشود, باقلاي مصري, جرجرمصري , باقلاي قبطي , ترمس . 

9- رود كارون از خزينه تا محلي كه به بند قيرموسوم است به دو شعبه تقسيم ميشود يكي از شعب آنرا شعبه كوچك يا گرگرگويند.

10- در لغت نامه برهان قاطع كه اولين بار در 1062 ه.ق در حيدر آباد دكن (هندوستان ) چاپ شده و توسط محمد حسين بن خلف تبريري متخلص به برهان نگاشته درمورد واژه گرگر گفته شده است: گرگر نامي است از نامهاي خداي تعالي و معني آن صانع الصنايع ميباشد و نام قصبه اي از ولايت آذربايجان. و بضم هر دو كاف، سخني را گويند كه كسي آهسته در زير لب گويد و بكسر هر دو كاف ، غله اي باشد گِرد و سياه رنگ از نخود كوچكتر، و بعضي گويند نوعي از باقلا است و معرب آن جرجر باشد.

اين نوشته نشان ميدهد كه اين محل حداقل 365 سال قبل مسكون بوده است.(36)

11- قصبه اي در25 كيلومتري شرق قُروهروستائي كه چشمه هاي آبگرم دارد به نام گرگر و قولي قوقورموجود است.

12- نام روستائي است در خوزستان.

13- روستائي در كامياران كردستان

14- محلي بنام گرگر در شهرستان كلاله گرگانكه منطقه ترك نشينميباشد.

15- نام ايستگاه قطار ما بين خسروي و ماهشهر

16- دهي در گلپايگان

17- روستائي در ماه شهر

منبع:پژواک ایران


جواد مفرد کهلان

فهرست مطالب جواد مفرد کهلان در سایت پژواک ایران 

*مطابقت نینوس و سمیرامیس با سه فاتح نینوا و سه ملکۀ در رابطه با آنها [2018 Oct] 
*مطابقت دیلمون با بحرین و پایتخت آن منامه [2018 Sep] 
*معنی نامهای ایرانی شنبه و آدینه [2018 Aug] 
*مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)  [2018 Aug] 
*معنی نام اَوِستا در زبان لاتین  [2018 Aug] 
*معنی هندوایرانی نام ابراهیم  [2018 Jun] 
*جشن آتش شب چهارشنبه سوری  [2018 Mar] 
*نوروز جشن کهن بومیان نیمۀ شمالی فلات ایران  [2018 Mar] 
*مطابقت آمازونها با گرجی ها [2017 Nov] 
*مطابقت سپیتمه لهراسپ و مگابرن ویشتاسپ با یرواند و تیگران [2017 Jul] 
*نام مازندران را میشود به معنی محل گرامی دارندگان الهۀ درنده دانست [2017 Jun] 
*منشأ تاریخی شخصیتهای نیمه اساطیری مهم تورات و انجیل  [2017 Apr] 
*آیا منظور از اصحاب الرّس قرآن همان مردم خونیرس (سرزمین راه درخشان، ایران باستان) است؟‏ [2017 Mar] 
*جدول مطابقتی شجره نامۀ پادشاهان کیانی و نوذری با مادها و هخامنشیان [2017 Feb] 
*نام امشاسپندان زرتشتی که بر گرفته از نام و نشان خدایان بابلی به نظر می رسند  [2016 Sep] 
*آیا نامهای ایران و پارس و شیراز به معنی سرزمین شیر بوده اند؟ [2016 Sep] 
*معنی نام کُرد در رابطه با توتم مار ایشان [2016 Jan] 
*ور جمکرد باستانی آریائیان در شمال دریای مازندران [2015 Dec] 
*ارتباط ایران و ایرانیان با اساس مذهب شیعه [2015 Dec] 
*یهودا فرزند زیپورایی همان عیسی مسیح تاریخی است [2015 Sep] 
*شهرهای ایران باستان در نقشه های بطلمیوسی [2015 May] 
*مطابقت کاوۀ آهنگر اساطیری با اوگبارو تاریخی [2015 Apr] 
*این همانی زمان و مکان و نام و نشان پادشاهان ماد با کیانیان [2015 Mar] 
*نام و نشان کوروش در روایات ملی ایران [2015 Mar] 
*مطابقت لولوبیها با آریائیان هندی تبار ماقبل تاریخ فلات ایران [2015 Mar] 
*بررسی جام مارلیک که نشان از تقدیس بزکوهی در نزد کادوسیان دارد [2015 Jan] 
*معنی نام هومبابا [2014 Dec] 
*معنی محتمل کاسپی و کادوسی [2014 Dec] 
*معنی نامهای گیلان و مازندران [2014 Nov] 
*نام و نشان ایل قشقایی [2014 Oct] 
*معنی ایرانی نامهای بصره (به سره) و اَبُله (آپولوگوس) [2014 Oct] 
*معنی نام روس و روسیه [2014 Oct] 
*خاستگاه آریائیان هندوایرانی و خدایان بزرگ باستانی ایشان [2014 Sep] 
*ریشۀ کلمۀ آلِشت/آلِش در گروه زبانهای ایرانی [2014 Aug] 
*مطابقت خالد بن سنان با ایزد مهر پارتیان [2014 Aug] 
*معنی نامهای کُتیسفون و تیسفون  [2014 Aug] 
*معنی نام ایل شول و نواحی شول نام در غرب ایران [2014 Aug] 
*معنی نام دیوان مازنی و مازندران در رابطه با جام مارلیک [2014 Jul] 
*بررسی نام و نشان خدایان کاسیان (اسلاف لُران) [2014 Jun] 
*معنی رُکن آباد [2014 Apr] 
*معنی لفظی نامهای سمرقند و بُخارا [2014 Mar] 
*معانی نامهای آمیتیدا (آمیتیس)، سمیرامیس و زرتشت [2014 Mar] 
*جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان [2014 Feb] 
*ویشتاسپ کیانی به غیر از ویشتاسپ نوذری است [2014 Feb] 
*بررسی نام و نشان کنونی و باستانی سه گروه بزرگ کُردان [2014 Jan] 
*معنی عیلامی و ایرانی نام کوروش (کورلوش) [2014 Jan] 
*مطابقت دقوقی اساطیری با ایزد مهر و مؤبد مهرپرستی [2014 Jan] 
*سهو دکتر جیوانجی جمشیدجی مودی در باب تعیین محل روستای زادگاهی زرتشت [2013 Dec] 
*آیا از دیوان مازندران در اساس ببران درندۀ جنگلهای آن مراد نبوده اند؟ [2013 Nov] 
*جُستاری در نام و نشان ساسان و ساسانیان [2013 Oct] 
*معنی مشترک نامهای خونیرث٬ اَئیرینه وَئِجه٬ [مها]بهاراته و آریاوَرته [2013 Oct] 
*ریشۀ محتمل اصطلاح کتاب مکنون قرآن در آیه 78 سورۀ واقعه [2013 Oct] 
*بررسی ریشه و معنی نام قزاق  [2013 Oct] 
*آیا شهربانو دختر هرمزان نبوده است؟ [2013 Sep] 
*داستان اصحاب فیل نبرد وهریز ایرانی و مسروق ابرهه ای به حالت به استعاره است [2012 Aug] 
*معنی لفظی نامهای کهن شهر اردبیل [2012 Aug] 
*چرا گائوماتۀ مغ همان زرتشت سپیتمان است؟ [2012 Aug] 
*جشن یهودی پوریم مطابق با جشنهای چهارشنبه سوری و سیزده بدر ایرانی یادآور جشن مگافونی (مغ کشی) عهد داریوش است [2012 Jul] 
*آیا دخمۀ گور دختر، متعلق به آریارمن هخامنشی یا ملکه آمیتیس است؟ [2012 Jul] 
* خطاب من محقق تاریخ اساطیری ایران به استاد بهرام مشیریِ شاهنامه دوست [2012 Jul] 
*نقد و اصلاح نظریۀ یکسان بودن یا یکسان نبودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی [2012 Jul] 
*جزنق -برزه شهر گرهی تاریخ اساطیری ایران [2012 Jun] 
*ریشۀ تاریخی داستان منیژۀ و بیژن شاهنامه و متن آن [2012 Jun] 
*جوانمرد قصاب هیئت اسلامی عامیانۀ ایزد مهر عهد ساسانی است [2012 May] 
*جغرافیای تاریخی کهن نواحی اراک و آستانه  [2012 May] 
*ساکنان باستانی آغاز تاریخ در ایران کهن [2012 May] 
*معنی نام غیاث آبادهای ایران [2012 May] 
*معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی [2012 Apr] 
*معنی نامهای کپادوکیه، کیلیکیه ( کیزواتنا) [2012 Apr] 
*ریشۀ نامهای تاجیک و دری [2012 Mar] 
*شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان [2012 Mar] 
*انتقاد من شاهزاده از خود، از پدر خود و پدر بزرگ خود [2012 Mar] 
*شنبه، واژه ای ایرانی است [2012 Mar] 
*ریشه فارسی کلمات خدمتکار، چاکر و نوکر [2012 Mar] 
*شجره نامه کمبوجیه سوم و داریوش اول مطابق خبر هرودوت [2012 Feb] 
*آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟ [2012 Feb] 
*حماسه آترادات پیشوای مردان در آذربرزین نامه [2012 Feb] 
*شهر زیر زمینی کشف شده در کپادوکیه دارای نام ایرانی نِسا (نشا) بوده است  [2012 Feb] 
*معنی و ریشه نامهای اروپا، روسیه و اوکراین بر اساس فرهنگ سکایی [2012 Jan] 
*تحقیقی در باب نامهای اساطیری اسپروز و سگسار مازندران [2012 Jan] 
*نامهای سپیتاک و مگابرن در تاریخ ماد دیاکونوف و ایران باستان پیرنیا [2012 Jan] 
*عبدالله بن سلام همان سلمان فارسی است [2012 Jan] 
*پشوتن اساطیری همان پیسوتن ساتراپ لیدیه در عهد اردشیر اول و داریوش دوم بوده است [2011 Dec] 
*تاریخچهً زمان حکومت پادشاهان ماد (کیانی) و دو تَن از قلم افتاده های ایشان [2011 Dec] 
*اهورامزدا در اصل خدای شراب و شادی بوده است [2011 Dec] 
*تیگران اول ارمنستان همان ویشتاسپ کیانی بوده است [2011 Dec] 
*ریشه های اسطورهً رستم و اسفندیار [2011 Dec] 
*بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان [2011 Nov] 
*از جمشیدی که در سمت چین مقتول گردیده منظور همان داریوش سوم است [2011 Nov] 
*اویس قرنی همان زرتشت ایرانیان نزد یمنی ها بوده است [2011 Nov] 
*توروکوهای کردستان قبیله ای از مردمان قفقازی و آریایی هوری و میتانی بوده اند [2011 Nov] 
*تحقیقی در باب منشأ جشن بابلی- ایرانی کهن گاوگیل [2011 Nov] 
*معنی نامهای کهن مراغه و بناب [2011 Nov] 
*معنی خرابات در ادبیات ایرانی [2011 Oct] 
*معنی نام تبریز [2011 Oct] 
*معنی لفظی نام اورمیه [2011 Oct] 
*معنی باخرز و تایباد [2011 Oct] 
*معنی نام کاسپی [2011 Oct] 
*نام نواحی جنوب خوزستان در خبر حمدالله مستوفی [2011 Oct] 
*اصلاحیه ای بر تبدیل حروف در سبک شناسی [2011 Sep] 
*ریشهً ایرانی کلمات قنات و قائن و قائنات [2011 Sep] 
*بررسی نام نیاکان منسوب به زرتشت در کتاب هفتم دینکرد [2011 Sep] 
*معنی نامهای خوی، خوئین، خمین و خامنه [2011 Sep] 
*نگاهی اجمالی به جغرافیای تاریخی ناحیه اصفهان [2011 Sep] 
*شهرستان مراغه در جغرافیای تاریخی کهن خود [2011 Aug] 
*معانی نام شاهنامه ای ریونیز [2011 Aug] 
*زعفران و کرکم در اصل کلما تی فارسی هستند [2011 Aug] 
*نظری به نام و نشان خدایان کاسی (اسلاف لران) [2011 Aug] 
*اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول [2011 Jul] 
*معنی نامهای مازندران و کاسپی [2011 Jul] 
*آتلانتیس همان فواصل بین شبه جزیره اسکاندیناوی و شبه جزیره ژوتلند دانمارک بوده است [2011 Jun] 
*اصلاحیه ای ریشه ای در معرفی زرتشت در ویکیپدیا [2011 Jun] 
*منظور از اصحاب مدین و قوم شعیب قرآن قوم مادیای اسکیتی بوده است [2011 May] 
*غزان مغلوب کننده سلطان سنجر همان نیاکان عثمانیان بوده اند [2011 May] 
*نقد و بررسی فرار خانواده عیسی مسیح به مصر [2011 Jan] 
*مرکزیت بلخ و بامیان در نقشهً تبتی کهن [2010 Nov] 
*یک بررسی جدید در باب محل دخمه های کورش دوم و کورش سوم  [2010 Sep] 
*نام و نشان قصبات و شهرهایی کهن در ناحیهً جزیرهً ابن عمر [2010 Sep] 
*معنی لفظی نامهای کهن ماکو محل واقع در شکاف کوهستان است [2010 Sep] 
*موضوع سخنرانیهای زینب بنت علی بن ابی طالب صرفاً از معنی نام وی بر خاسته است [2010 Aug] 
*ریشهً سومری و ایرانی نام ایران [2010 Aug] 
*عنقا شکل نمادین اساطیری نسبتاً در هم آمیخته شتر مرغ و عقاب و همای سعادت [2010 Aug] 
*قوم نوح اساطیری تورات همان لویان هیتی (لاویان، لودیان) بوده اند [2010 Aug] 
*درختان اساطیری زقوم و درخت طوبی قرآن همان زیتون و انار هستند [2010 Aug] 
*رستم دستان نواده کدام ضحاک به شمار است؟ [2010 Aug] 
*معنی لفظی نامهای اهر، کلیبر، پیشکین و اشتبین [2010 Aug] 
*آیا اهورامزداپرستی با داریوش از مصر به ایران نیامده است؟ [2010 Aug] 
*اسامی جغرافیایی و تاریخی و اساطیری مهمی که در فرهنگنامه هیتی می توان ردیابی نمود [2010 Aug] 
*شعیب بن صالح، یاور امام موعود در اساس همان شعیب بن خازم رهبر خازمیان از شعبه های خوارج است [2010 Aug] 
*معانی لفظی کنعان و اسطورهً طالوت و جالوت مربوط بدان [2010 Jun] 
*در اساس نامهای آریا و عرب (آرابو)؛ آرامی (آرامو) توتم قبیله ای شیر نهفته است [2010 Jun] 
*اسطورهً تاریخی کتایون و گشتاسپ مأخذ اساطیر مهمی در ایران و اران است [2010 Jun] 
*ریشهً مصری اسطورهً کیومرث و گاو اوکدات [2010 Jun] 
*ریشه و مفهوم نام های اینگوش و چچن [2010 Jun] 
*ایواز به لغت اوستایی به صورت ای- واذ (ئی وائیذی) به معنی خادم دانای ساقی‌گری است [2010 Jun] 
*معنی نام و نشان ایل بزرگ کُرد موسوم به بلباس [2010 May] 
*نظری بر نام و نشان پنج شهر و بندر کهن استان بوشهر [2010 May] 
*تحقیقی در باب ترکان آغاجری  [2010 May] 
*بررسی نام و نشان و مقام و نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران [2010 May] 
*حماسه آلپمیش نقش اساطیری چنگیزخان در کشورهای آسیای میانه است [2010 May] 
*بررسی اسامی قبایل باستانی بزرگ ترک که غالباً بر پایه توتم پرستی ایشان است [2010 May] 
*بررسی اسامی جغرافیایی مناطق و رودهایی در سواحل جنوبی ایران که در لشکرکشی اسکندر و دریاسالارش نئارک از آنها نام برده شده است [2010 May] 
*در جستجوی معنی لفظی اصلی نام قوم تاتار به توتم همای سعادت ایشان می رسیم  [2010 May] 
*معنی لفظی ایرانی و سکایی نام شهر آلما آتا پایتخت قزاقستان [2010 May] 
*شرح و تفسیر تازه ای بر شعر فولکلوریک معروف آذری «اوشودوم، اوشودوم» [2010 May] 
*نقدی بر مقاله "بررسي خاستگاه زرتشت و زرتشت‌گري فرزاد قنبری" [2010 May] 
*نام شهر زاهدان کهنه اصیل بوده و در اصل به معنی شهر آب زهکشی شده است [2010 May] 
*نام و نشان کهن شهر زاهدان در تاریخ و اسطوره ها [2010 May] 
*بررسی ریشه های اساطیری کهن داستان بلوچی گِسُدُک [2010 Apr] 
*نظری بر برخی از نامهای جغرافیایی کهن و مرموز سمت مازندران و شهرستان آمل [2010 Apr] 
*بررسی اسامی جغرافیای کهن فناکه، سیرینکس و زادراکرت مربوط به شهر ساری  [2010 Apr] 
*نام و نشان کهن شهر تویسرکان و معبد کهن آن [2010 Apr] 
*زیارتگاه شاه عبدالعظیم حسنی ری در اصل متعلق به شیخ جمال الدین ابوالفتوح رازی است [2010 Apr] 
*زیارتگاه حضرت معصومه قم در جایگه معبد اینانا (ایشتار/اناهیتا) [2010 Apr] 
*بررسی چهار نام از فرهنگ اعلام تاریخی دبا (دایرة المعارف بزرگ اسلامی) [2010 Apr] 
*معانی لفظی نوبخت، نوبهار و برمک در رابطه با بودا-زرتشت و بلخ [2010 Apr] 
*هر دوی نامهای کاسپین و خزر نام مناسبی برای دریای مازندران هستند [2010 Apr] 
*معانی نامهای یثرب و یندد شهر مدینه [2010 Mar] 
*نظری بر نام و نشان عیلامی دو بنای باستانی استان فارس [2010 Mar] 
*فرهنگ و زبان و لهجهً آذری جمهوری آذربایجان در خطر اضمحلال و جایگزینی با ترکی عثمانی [2010 Mar] 
*معضل نه چندان دشوار درک تاریخ و اساطیر مربوط به زرتشت سپیتمان [2010 Mar] 
*معنی نام فارسی پنج میوه درختی و گیاهی که نامهای مرتبط و مشابه دارند [2010 Mar] 
*دیو آشموغ (مغزخوار)همان خدای ملی بابلیها یعنی مردوک (ضّحاک مغزخوار) است [2010 Mar] 
*جواب معمای کیستیِ بت بزرگ کعبه یعنی هُبل، همان اسماعیل است [2010 Mar] 
*تحقیقی در باب نُه اقلیم و هفت اقلیم و پنج اقلیم هندوان باستان [2010 Mar] 
*توضیحی در باب ساکنین باستانی آریایی پازیریک در جنوب سیبری [2010 Mar] 
*نام خلیج فارس در اصل به معنی دریای پایین و زیرین بوده است [2010 Feb] 
*معنی لفظی کلاردشت [2010 Feb] 
*بررسی ریشه های ایرانی و ارمنی جشن زنانهً ناهیدی، مردگیران [2010 Feb] 
*دژ تخت ابونصر شیرازهمان مکان آتشکده آذر خوروچ (آذر خرداد) است [2010 Feb] 
*تحقیقی در خاستگاه صوفیگری ایرانی و منشأ ابزارهای نمادین ایشان [2010 Feb] 
*اصلاحیه ای در مقالهً گاهشماري در استان کردستان [2010 Jan] 
*آیین علوی نه در نواحی انگور بلکه در خود عربستان و جنوب عراق شکل گرفته است [2010 Jan] 
*نام و نشان نسبتاً دقیق زرتشت و محل نگهداری اوستای عهد ساسانی  [2010 Jan] 
*داستان معراج آسمانی پیامبر اسلام  [2010 Jan] 
*جشن چلّه بزرگ زمستانی (سده) در سنت نیز به غیر از شب آرامش یلدا بوده است [2010 Jan] 
*ترجمهً جدیدی از متن سنگنوشتهً هخامنشی جزیره خارک  [2010 Jan] 
*بحثی در منظور ایهامی اصلی داستان کوتاه سه قطره خون [2010 Jan] 
*اعیاد سده، حنوکا و قربان ریشه در یک سنت دینی معروف عیلامیان و بابلیان داشته اند [2009 Dec] 
*بررسی نام و نشان خدایان مهم عیلام در رابطه با جغرافیای تاریخی منطقه و تاریخ اساطیری ادیان [2009 Dec] 
*بررسی اساس تاریخی و فرهنگی اسطورهً هفتخوان رستم [2009 Nov] 
*بالقاسون و بلاساغون شهرهای قبلی و بعدی دختران اساطیری آمازون (هونها،قرقیزها) بوده اند [2009 Nov] 
*قرقیزها بازماندگان اصیل هونهای حکومتی هستند [2009 Nov] 
*برصیصای اساطیر اسلامی هیئت اسطوره ای دیگر مانی، پیامبر صوفی است [2009 Nov] 
*منظور از مردم هفتواد شاهنامه همان قوم هپتالان بوده اند [2009 Nov] 
*بررسی نام و نشانهای قبایل دهگانه بزرگ حکومتی دولت گوک ترکان [2009 Nov] 
*مشکل بزرگ ما آذری ها در ایران و حتی خارج کشور [2009 Nov] 
*چه کسی کفر میگوید؟ [2009 Oct] 
*کمیل بن زیاد که در مقام صحابی مقتول علی بن ابوطالب قرار گرفته، خود همان مانی است [2009 Oct] 
*بنیانگذاران مکتب شیعی گری شريح بن حارث كندى و عبدالله بن سبا و نسبت آنها با همدیگر  [2009 Oct] 
*عمار یاسر همان زرتشت سپیتمان ملبس اسلامی وارداتی مسلمین از اعراب زرتشتی قدیم است [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان ایلات قره قویونلو و آق قویونلو [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان نوروز و مهرگان و هفت سین نوروزی [2009 Oct] 
*دیدگاه دو رگه لیبرالی و استبدادی الهه بقراط [2009 Oct] 
*اساس تاریخی روایت نصایح پیامبر به ابوذر با پندهای لقمان حکیم به پسرش و نصایح بزرگمهر به انوشیروان یکی است [2009 Oct] 
*نام روستای زیبای آقمشهد شهرستان ساری در رابطه با جنگل سفید اساطیری است [2009 Sep] 
*بررسی نام و نشان قبایل بزرگ دیرین و حالیه کًرد در ارتباط تباری مستقیم آنها با یکدیگر [2009 Sep] 
*تحقیقی دربارۀ اساطیر پیدایی شطرنج و معنی لفظی آن  [2009 Sep] 
*عزاداری بزرگ و سالیانه ماه محرم نزد ایرانیان در اصل برای همان بزرگترین شکست تاریخی ایرانیان در تاریخ یعنی جنگ قادسیه در مقابل اعراب بوده است [2009 Sep] 
*رابطه اصول اخلاقی علمی دنیا و منطق و معیار اخلاقی اصیل بومی هند و ایرانی ما [2009 Sep] 
*اسطوره سمک عیار در اساس خاطره حماسه پیروزی سورنا سردار پارتی اُرد بر کراسوس است [2009 Sep] 
*نام اساطیری حسین کرد شبستری از امتزاج نام و نشان امیر معزالدین شنسبانی و ملک معزالدین حسین کرت از دو سلسله فرمانروایان غور پدید آمده است [2009 Sep] 
*معنی لفظی نامهای لَک و لُر  [2009 Sep] 
*ملانصرالدین الاغ سوار در اصل همان خواجه نصیرالدین، وزیر و مراد هلاکوخان مغول است [2009 Aug] 
*نشانه های واضحی از اساطیر خدایگانی مصری در تورات و اساطیر یونانی  [2009 Aug] 
*دلایلی که چارتاقی نیاسر را معبدی میترایی نشان میدهند [2009 Aug] 
*معمای سادهً نام مادر امام چهارم شیعیان [2009 Aug] 
*یحیی بن عمر،علوی انقلابی عهد حسن عسکری، اساس تاریخی مهدی موعود است  [2009 Aug] 
*معانی اسامی تور ، ترک ، سکا، اسکیت [2009 Aug] 
*معمای تاریخی بزرگ بردیه اصلی و بردیه فرعی [2009 Aug] 
*اوپیته فرمانروای سیاس ناشناس ماندهً سلسله ماد [2009 Aug] 
*مأخذ هیتی کهن اسطورهً لیلی و مجنون [2009 Jul] 
*سوبی نام کهن باسمنج-سعید آباد ناحیه چمنزاران معروف دامنه شمالی کوه سهند است [2009 Jul] 
*وجه اشتراک ابراهیم روایات اسلامی با گئوماته زرتشت [2009 Jul] 
*کهن ترین همنوازی جهان در ایران یا کارگاه جام سازان عیلامی [2009 Jul] 
*معنی لفظی نام زنوز و جلفا [2009 Jul] 
*از رابعه و بکتاش اساطیری همان آمیتیدا/پان ته آ و همسرش آبرادات/سپیتمه منظور هستند [2009 Jun] 
*بابک خرمدین در آذربایجان بیشتر تحت نام حماسی خود کور اوغلو زنده مانده است [2009 Jun] 
*بررسی اساس تاریخی داستان پان تئه آ در کورشنامه گزنفون [2009 Jun] 
*ورجمکرد اوستا همان منطقهً قره باغ است [2009 Jun] 
*معنی لفظی نام علمدار گرگر [2009 Jun] 
*فریبکاران تاریخ [2009 Jun] 
*تحقیقی در باب نام ونشان رود معروف نیل ، سرزمین مصر و قاره آفریقا  [2009 Jun] 
*سبلان و دو قله معروف آن همان کوه مقدس اوستایی هوکر و قلل اوشیدم و اوشیدرن هستند [2009 Jun] 
*کنگ دژ روایات ملی نام مشترک تخت جمشید، همدان، گنجه، بابل و نینوا است [2009 Jun] 
*ریشه پهلوی واژه فندق  [2009 Jun] 
*نام و نشان کهن برخی از جزایر ایرانی خلیج فارس [2009 Jun] 
*نبرد مجیدو (سده 15 ق.م) که در اساطیر دینی تحت نام نبرد هارمجدون، گذشته در آینده شده است  [2009 May] 
*نام آریائیان میتانی، ماننایی، مادی و کاسی جملگی به معنی مردم شراب و شادی بوده است [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب [2009 May] 
*پادشاه کشورگشای ماد کواکسار همان کیخسرو شاهنامه است [2009 May] 
*جزیره کیش همان سرزمین اساطیری دیلمون سومریان است [2009 May] 
*جریانهای فکری دوران محمد بن زکریای رازی [2009 May] 
*تحقیقی در باب نام و نشان مریم و یوسف انجیل ها [2009 May] 
*گاهشماری پارسیان هخامنشی و نام ماههای آن از بابلیان اخذ شده است [2009 Apr]