معنی لفظی نامهای لَک و لُر
 

معنی لفظی نامهای لَک و لُر
جواد مفرد کهلان

نظر به زبان و فرهنگ  لَک (به زبان کًردی یعنی کوچک)  و وجود نام تاریخی لُر کوچک  و اینکه مردم یک میلیونی لک در اساس شاخه ای از همان مردمان لُر (لُر بزرگ) بزرگ هستند، مسلم میگردد که نام لَک با همان پیدایی لُر کوچک در حدود سال 300 هجری قمری پدید آمده است. اما خود نام لُر را با توجه به نام نیاکان کاسی ایشان که مأخوذ از نام ایزد و الهه قبیله ای شراب ایشان است، به راحتی می توان پرستندگان ایزد و الهه شراب گرفت. حتی  خویشاوندان ایشان در شما غرب میتانیان میثره پرست نیز به سبب پرستش ایزد شراب و شادی به نام آشوری میتانی (مردم شراب و شادی) نامیده شده اند. در تأیید این نظر نام ایزد شراب مقدس هئومه اوستا و کلمه کًردی لورته (فشردن انگور برای گرفتن آب آن برای شیره و شراب، از همان ریشه دُرد فارسی)، واژه فارسی لول (طبق قاعده تبدیل حروفات "ر" به "ل" به همدیگر همان لور به معنی سرمست)، نام طایفه بزرگ لُر یعنی آسترکی (آو-سترک-ی یعنی گیرنده آب انگور که حمدلله مستوفی نام این طایفه را در ابتدای فهرست طوایف لُر بزرگ آورده است) و سرانجام نام شهرمعروف لرستانی ملایر (محل آب انگور) را به عنوان سند و گواه صادق در دست داریم. الهه شراب کاسیان یعنی کاسیتو در اوروک با الهه مشروب مستی آور بابلی گشتی نانا معادل گرفته شده است. در نزد آریائیان هندی این الهه به نامهای وارونی (الههً شادی و شراب ) و ماد (شراب، مأخذ نام قوم و سرزمین ماد) خوانده شده است. این امر نشانگر آن است که از زوج نیمه ایزد و جمشید زیبا (یمه، جام درخشان) و خواهرش نیمه الهه جمی (یمی، جام) در اساس همان ایزد هئومه (مِی خوب) و کاسی (شراب قرمز) و میثره (ایزد شراب و عشق و دوستی) و الهه همزاد و همسر وی مراد بوده اند. جالب است که در لغت سانسکریت که حاوی اکثر لغات کهن آریائیان هندو ایرانی است کلمه کاشی (کاسی) به معانی قابض، عصاره، افشره، قسمی ذائقه، معطر، قرمز رنگ، بویا؛ داروی جوشانده شربت طبی، شیره و نیز به معانی زیبا و درخشان است. پیداست که نامهای بودین (از قبایل اتحادیه مادها؛ به معانی  لفظی خوشبو و معطر و خوشبخت)، لُر و آسترکی از معانی متفاوت همین نام کاسی (کاشی) یعنی اسم بسیار قدیمی  نیاکان لران اخذ شده است.

معروفترین پادشاهان کاسی که بابل را فتح نمود و اعقابش بیش از 4 قرن بر آن فرمان راندند آگوم دوم یا همان آگوم کاک رمه (اژدهای دارای شمشیر خونین) بوده است که در اوستا و شاهنامه در امتزاج با خدای ماروش بابلی مردوک  و آستیاگ آخرین پادشاه ماد تحت نام اژی دهاک خونین نیزه  و بیوراسب (دارنده هزار اسب) معرفی شده است. جالب است که اوستا مقرهای آژی دهاک شهر کرند و بابل ذکر نموده است که این هردو  مراکز دولت آگوم دوم بوده اند که برده داری قسی القلب و قهاری بوده است. چه او در کتیبه اش در بابل مردمان بومی و ایلات دامدار دارای زندگی ساده در شمال غرب فلات  ایران یعنی کوتیان را کوتیان بی خرد نامیده است. 

در اینجا اطلاعاتی را در باب تاریخچه تشکیل نام لُر بزرگ و کوچک را از لغتنامه دهخدا و تاریخ گزیده حمدالله مستوفی ضمیمه می نمائیم:

لُر کوچک و لُر بزرگ در فرهنگنامه دهخدا:حمداللّه مستوفي گويد: ولايت لرستان دو قسم است . لر بزرگ و لر کوچک به اعتبار دو برادر که در قرب سنه ثلاثمائه (300 ه'. ق.). حاکم آنجا بوده اند. (تاريخ گزيده ص 537). و هم او گويد در ذکر عراق عجم : تومان لر بزرگ ولايتي معتبر است و در او چند شهرها شولستان فارس و کردارکان قهپايه المستان از حساب آنجاست . حقوق ديواني که به اتابک ميرود ميگويند بيش از يکصد تومان ميباشد اما آنچه اتابک به ديوان مغول ميدهد نه تومان ويک هزار دينار است و مفصل آنکه او را از هر ولايت حاصل چند است معلوم نيست . (نزهة القلوب ص 70). لرستان يعني اراضي لرنشين مقارن استيلاي مغول به دو قسمت تقسيم ميشد; لر بزرگ و لر کوچک و بين مساکن لر بزرگ و شيراز ناحيه لرنشين ثالثي نيز وجود داشت که شولستان ميگفتند. بجاي شولستان امروز ممسني و بجاي لر بزرگ کوه گيلويه و بختياري قرار دارد و لر کوچک همان است که حاليه هم آن را لرستان ميگوئيم و هر يک از دو قسمت لر بزرگ و لر کوچک قبل از استيلاي مغول تا مدتي بعد از برافتادن ايلخانان از خود امراي نيمه مستقلي داشته اند که بعضي از ايشان هم به مناسباتي مشهور شده اند و از آن جماعت عده اي يا به علت دخالت در ادبيات فارسي و يا در زد و خورد با سلسله هاي ديگر در تاريخ صاحب نام و نشاني شده اند ولي ذکر طوايف لر بزرگ و امراي ايشان بيشتر در تاريخ بميان مي آيد تا لر کوچک چه اين طوايف بين فارس و عراق عجم و عراق عرب و شولستان ساکن بوده و با اتابکان فارس و خلفاي بغداد ارتباط داشته اند. و از همه مهمتر مساکن ايشان بر سر راه عراق عرب و دره هاي کارون و کرخه به فارس و سواحل دريا قرار داشته و غالب لشکرکشيها و رفت وآمدهاي مردم ايران جنوب غربي با مغرب و عراق عرب بايستي از طريق مساکن آن طوايف صورت بگيرد، و همين اهميت موقع جغرافيائي بلاد لر بزرگ خواهي نخواهي ايشان را در جريان زندگاني همسايگان ايشان وارد ميکرده است در صورتي که اراضي لر کوچک بالنسبه دور افتاده بوده و آبادي و بلاد سر جاده هاي معتبر کم داشته است . فهرستي از اتابکان و امراي لر بزرگ و مدت امارتشان ذيلاً نگاشته مي شود و متذکر ميگردد که اتابکان و لر بزرگ تا نيمه اول قرن نهم باقي بودند و آخرين ايشان که غياث الدين کاوس نام داشت به دست سلطان ابراهيم بن شاهرخ تيموري برافتاد و سلسله ايشان انقراض يافت:

-1 ابوطاهر در حدود 550. 2- اتابک هزاراسب بن ابي طاهر تا 626. 3- عمادالدين پهلوان بن هزاراسب از 626 تا 642. 4- نصرةالدين کلجه پسر هزاراسب از 642 تا 649. 5- تکله پسر هزاراسب از 649 تا 656. 6- شمس الذين الب ارغو پسر هزار اسب از 656 تا672. 7 - يوسف شاه بن الب ارغو از 672 تا 688. 8افراسياب بن يوسف شاه از 688 تا 695. 9- نصرةالدين احمدبن يوسف شاه از 695 تا 730. 10- يوسف شاه دوم بن نصرةالدين احمد از 730 تا 740. 11- افراسياب دوم بن نصرةالدين احمد از 740. 12نورالوردبن سليمان شاه بن اتابک احمد تا 757. 13- اتابک پشنگبن سلغرشاه بن اتابک احمد از757 تا 792. 14- پير احمدبن اتابک پشنگ از 792 تا 798. 15- ابوسعيدبن پير احمد تا 820. 16- شاه حسين بن ابي سعيد از 820 تا 827. 17- غياث الدين کاوس بن هوشنگ.(تاريخ مغول ص 442 و 443 و 448)."

  لر کوچک .(اِخ ) لرستان . حمداﷲ مستوفی گوید: تومان لر کوچک ولایتی معتبر است حقوق دیوانی آنجا که [ به دیوان] اتابک میرفته صد تومان بوده است اماآنچه به دیوان مغول میدهند نه تومان و یکهزار دیناربه دفتر درآمده است . (نزهةالقلوب چ اروپا ص 70). و نیز هم او در ذکر شعبه ٔ لر کوچک گوید: در ذکر مقام لران و سبب وقوع اسم لری برایشان یاد کرده شدند که درکول مان رود بودند چون در آن کول مردم بسیار شدند هرگروهی بموضعی رفتند و ایشان را بدان موضع بازخواندند چنانکه در آن ، چنگردی اوتری و هر قبیله از لران که در آن کولی مقام نداشتند لر اصلی نباشند... چنانکه کوشکی ، کنبلی ، روزبهانی ، ساکی ، سادلرینی ، داودی ، عباسی ، محمد کماری و گروهی (و) جنک رومی که امرای لر و خلاصه ٔ ایشانند از شعبه ٔ سلغوری اند و از شعب دیگران این اقوام اند: کارندی ، جنکردی ، فضلی ، سنوندی ، الانی ، کاه کاهی و رجوارکی ، دری ، ویراوند، و مابکی ، داری ، آبادکی ، ابوالعباسی ، علوممائی ، کچائی ، سلکی ، خودکی ، بندوئی و جز ایشان منشعب شدند اما قوم ساهی ارسان ارکی بیهی اگر چه زبان لری دارند لر اصلی نیستند و دیگر دیهاء مارود، لر نیستند روستایی اند و این طوایف تا شهور سنه ٔ خمسین و خمسمائه هرگز سروری علی حده نداشته اند و مطیع دارالخلافه بوده در فرمان حکام عراق عجم بوده اند در این تاریخ حسام الدین سوهلی از ترکان اَقسری از توابع سلجوقیان ، حاکم آن دیار و بعضی خوزستان بود از قوم جنکردی محمد و کرامی پسران خورشید به خدمت سوهله رفتند و مرتبه ٔ بلند یافتند و ایشان را فرزندان معتبر خاستند... (تاریخ گزیده صص 547-548). لرستان یعنی اراضی لرنشین مقارن استیلای مغول به دو قسمت تقسیم میشد لر بزرگ و لر کوچک امروز به جای لر بزرگ کوه گیلویه و بختیاری قرار دارد و لر کوچک همان است که حالیه هم آن را لرستان میگوئیم و غرض از این قسمت اخیر که در آن ایام لر کوچک خواند میشده بیشتر ناحیه ٔ فیلی یعنی اطراف خرم آباد و اراضی پشت کوه بوده است . (تاریخ مغول ص 442). در مجمل التواریخ گلستانه (ص 204) مراد از لر بزرگ ، ایلات لرستان حالیه و مراد از لر کوچک ، ایلات بختیاری دانسته شده است یعنی به خلاف تقسیم فوق . رجوع به لرستان و لر شود. طوایف لر کوچک قبایلی بودند مخلوط از کردان آسیای صغیر و لران ایرانی که در حدود میان عراق عرب و عراق عجم ییلاق و قشلاق میکرده اند و کمتر وقتی حاکمی بر خود داشته اند امرائی که در لر کوچک حکم رانده اند اتابکان لر کوچک نامیده میشوند اگر چه چند نفر امیر معتبر از میان ایشان برخاسته و امارتشان نیز زیاد طول کشیده است ولی هیچگاه اسم و رسم امرای لر بزرگ را پیدا نکرده اند در سال 850هَ . ق . یکی از رؤسای لر کوچک که شجاع الدین خورشید نام داشت طوایف لر کوچک را تحت امر خود آورد و بر قلعه ٔ مستحکم مانرود از قلاع مستحکم لرستان استیلا یافت .و پس از وی سلسله ٔ امرای لر کوچک تا اواسط قرن دهم هجری یعنی تا ایام سلطنت شاه طهماسب اول صفوی باقی بودند و آخرین ایشان که ذکری از او باقی است شاه رستم بن جهانگیر ملقب به رستم خان است که سمت للگی یکی از دختران شاه طهماسب را با حکومت لرستان داشته است . اینک فهرست امرای لر کوچک ،( لرستان ) و مدت امارتشان : 
-
1شجاع الدین خورشیدبن ابی بکربن محمدبن خورشید 580- 621هَ . ق. 2 -سیف الدین رستم برادرزاده ٔ او. -3  ابوبکربن محمد برادر سیف الدین رستم -4.عزالدین گرشاسف محمد برادر ابوبکر. 5- حسام الدین خلیل بن بدربن شجاع الدین خورشید. تا 640هَ . ق. -6بدرالدین مسعودبن حسام الدین خلیل 640- 658هَ . ق. - 7تاج الدین شاه بن حسام الدین خلیل 658- 677هَ . ق-8. فلک الدین حسن و عزالدین حسین دو پسر بدرالدین مسعود 677- 692هَ . ق. - 9جمال الدین خضربن تاج الدین شاه 692- 693هَ . ق. 10- حسام الدین عمرو صمصام الدین محمود 693- 695هَ . ق -11. عزالدین محمدبن عزالدین حسین 695- 706هَ . ق  -12. دولت خاتون زن عزالدین محمد و برادرش عزالدین حسین 706- 720هَ . ق - 13. شجاع الدین محمودبن عزالدین حسین از720تا 750. 14- ملک عزالدین بن شجاع الدین محمود 750- 804هَ . ق  -15. سیدی احمدبن عزالدین 804- 815هَ . ق . 16- شاه حسین عباسی 815- 873هَ . ق-17. شاه رستم عباسی از 873هَ . ق - 18. اغوربن شاه رستم-  19. جهانگیربن اغور تا 949هَ . ق -20. رستم خان بن جهانگیر 949- 978ه.ق حیات داشته است.

اتابکان لر در تاریخ گزیده حمدلله مستوفی (بر گرفته از وبلاگ لر بختیاری، میترا)

   

ولایت لرستان دو قسم است: لر بزرگ و لر کوچک،به اعتبار دو برادر که در قرب سنه ی ثلاثمایه هجری حاکم انجا بوده اند : بدر نام حاکم لر بزرگ بود و بامنصور نام حاکم لر کوچک. بدر مدتی دراز دز حکومت روزگارگذرانید .

چون او درگذشت ،حکومت به پسر زاده ی او نصرالدین محمد بن هلال بن بدر رسید و او حاکمی عادل بود و مدبر ملک او محمد خورشید. و در ان عهد نیمی از زمین لرستان در تصرف شولان بود و پیشوای ایشان سیف الدین ماکان روزبهانی بود و او را در انجا خاندانی قدیم بود و از عهد اکاسره باز حاکم ان دیار بودند و حاکم ولایت شول را نجم الدین اکبر گفتندی و تا اکنون قوم شول در تصرف نوادگان اویندو در سنه ی خمسایه قریب صد خانه کرد ، از جبل السماق شام، به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود ، به لرستان امدند و در خیل احفاد محمد خورشید که وزرا بودند نزول کردند ،برسبیل رعیتی. بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود . روزی در خانه ی خورشیدیان مهمانی بود . 

ابوالحسن را سر گاوی دادند . او ان را به فال مبارک داشت و با اتباع خود گفت ما سردار این قوم خواهیم شد . او را پسری علی نام بود . روزی با سگی به شکار رفت. جمعی بر او افتادند. میانشان ماجرائی شد. او را چندان بزدند که به مردگی بینداختند و به پایش در غاری کشیدند . سگ با خصمان او برفت . چون در شب بخفتند، خایه ی مهترشان را به دندان بکشید و او بدان بمرد. پس سگ به خانه ی علی رفت. قوم چون دهان سگ خون الود یافتند دانستند که واقعه ای حادث شده . در پی سگ برفتند تا به در غار رسیدند . علی را افتاده یافتند . به خانه بردند و علاج کردند، صحت یافت.

درین وقت سلغریان در فارس حاکم بودند . اما هنوز اسم پادشاهی نداشتند . چون علی درگذشت ، از او پسری محمد نام بماند . جوانی دلاور بود. در خدمت سلغریان مرتبه بلند کرد. {چون او نیز نماند، پسری ابوطاهر کنیت داشت. جوانی شجاع بود . در خدمت اتابک سنقر مرتبه بلند کرد} .اتابک سنقر را با حکام شبانکاره خصومت بود. ابوطاهر را با سپاهی گران به جنگ ایشان فرستاد .

بعد از محاربات مظفر به فارس امد . اتابک سنقر او را نوازش نمود و گفت از من چیزی بخواه. یک تیر از اتابک درخواست کرد . اتابک به دل خود گفت:  این مرد را هوس سرداری است . اما التماس او مبذور داشت و گفت دیگر بخواه.{ او داغ اسب اتابک درخواست. مسلم داشت و گفت دیگر بخواه} . ابوطاهر گفت اگر فرمان بود و به لشکر مدد باشد ملک لرستان جهت اتابک صافی کنم. اتابک او را لشکر داد و به لرستان فرستاد.

اتابکان لر بزرگ يا هزار اسفيان

اتابکان لر را ابتدا ابوطاهر تاسيس کرد اما از آنجا که فرزند ابوطاهر به نام هزار اسف از يکسو بسيار به اتابکان اقتدار بخشيد و از سوی ديگر توانست تاييدی برای حکومتش از خلافت عباسی بگيرد در حقيقت تاسيس رسمی اتابکان لر به نام اوست و در بنابراين بسياری از منابع از اتابکان لر بزرگ به نام هزار اسفيان هم ياد کرده اند. اينک ادامه نقل مستقيم مطالب تاريخ گزيده حمدلله مستوفی:

ابوطاهر به صلح و جنگ به وعد و وعید و فریب و شکیب توانست ملک لرستان در ضبط اورد و چون تمکین و استقرار یافت ، هوس استقلال کرد و خدو را اتابک خواند و عصیان نمود و کار ان ملک بر او قرار گرفت ، در سنه ی خمسین و خمس مایه. بعد از مدتی درگذشت و پنج پسر یادگار گذاشت : هزار اسف و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرة الدین ایلواکوش و قزل. به حکم وصیت و اتفاق برادران. 

اتابک هزار اسف که{مهین و بهین همه} بود ، قائم مقام پدر شد و عدل و داد ورزید . در عهد او ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدو پیوستند : چون گروه عقیلی ازنسل علی بن ابی طالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف متفرق چون : استرکی، مما کویه، بختیاری ، جوانکی بیدانیان ، زاهدیان، علائی، کوتوند ،بتوند، بوازکی، شوند ، زاکی، جاکی ، هارونی،اشکی، کوی لیراوی، ممویی ، یحفومی ، کمانکشی ، مماسنی ، ارملکی ، توانی ، کسدانی ، مدیحه ، اکورد ، کولارد ، و دیگر قبائل که انساب ایشان معلوم نیست.

چون این جماعت به هزار اسف و برادران پیوستند ، ایشان را قوت و شوکت زیاد شد . بقایای شولان را به زخم شمشیر از ان ولایت بیرون کردند و یکبار بر ان دیار مستولی شدند . پس دیار شولستان نیز مسخر کردند و شولان منهزم به فارس رفتند .

هزار اسف و برادران تمامت لرستان و شولستان و کردارکان کهپایه للستان تا چهار فرسنگی اصفهان ، در ضبط خود اوردند . اتابک به تکله ی سلغری چند نوبت لشکر به جنگ ایشان فرستاد مقهور و مکسور با پیش او رفتند و بیشتر نزاع ایشان به جهت قلعه مانجست که حضی حصین و رکن رکین است بود و هزار اسف می گفت از قبل اتابک محافظ این قلعه ام . چون اتابک تکله ی ساغری را دفع او {دست نمی داد} به مصالحت و و مصاهرت رغبت نمود و کار هزار اسف عروجی تمام یافت. هر موضع که قابل زراعت دید دیهها ساخت و ردو مردمان نشاند و هیچ جای خراب نگذاشت . پس پسر خود تکله را به خدمت ناصر خلیفه فرستاد و التماس اتابکی کرد . خلیفه التماس او مبذول داشت و او را منشور و تشریف داد .

چون هزار اسف درگذشت، تکله که نواده ی ساغریان فارس بود ، قائم مقام پدر گشت . چون خبر وفات هزار اسف به فارس رسید ، اتابک سعد سلغری ، جهت ازاری که به واسطه ی شکست شولان از لران داشت ، جمال الدین عمر لالبا را که عم زاده ی هزار اسف بود ، باده هزار پیاده لر و شول و ترکان به جنگ تکله فرستاد. به نزدیک قلعه پیرو به اتابک تکله رسیدند. با او پانصد سوار بود . ناچار در مقابله ایشان به مقاتلت باز ایستاد . چون کثرت خصمان را بود، عزیمت هزیمت داشت. ناگاه تیری بر جمال الدین عمرلالبا امد و بدان تباه شد و شکست بر لشکر فارس افتاد و کار اتابک تکله عروجی تمام یافت . سلغریان سه نوبت دیگر لشکر به جنگ او فرستادند و هر سه بار مقهورو مغلوب باز گشتند . بعد از ان اتابک تکله با لشکری گران اهنگ لر کوچک کرد. در ان وقت حسام الدین خلیل پسر زاده ی شجاع الدین خورشید ، حاکم لر کوچک بود . میانشان محاربات بسیار رفت . عاقبت حسام الدین خلیل ازو ستوده شد و بعضی ولایات لر کوچک در تصرف اتابک تکله امد و تکله با وطن مألوف رفت.

منبع:پژواک ایران


جواد مفرد کهلان

فهرست مطالب جواد مفرد کهلان در سایت پژواک ایران 

*معنی نامهای ایرانی شنبه و آدینه [2018 Aug] 
*مطابقت برادران فریدون، کتایون و برمایون با کوروش، ویشتاسپ (تیگران) و سپنتداته (گائوماته، سپیتاک)  [2018 Aug] 
*معنی نام اَوِستا در زبان لاتین  [2018 Aug] 
*معنی هندوایرانی نام ابراهیم  [2018 Jun] 
*جشن آتش شب چهارشنبه سوری  [2018 Mar] 
*نوروز جشن کهن بومیان نیمۀ شمالی فلات ایران  [2018 Mar] 
*مطابقت آمازونها با گرجی ها [2017 Nov] 
*مطابقت سپیتمه لهراسپ و مگابرن ویشتاسپ با یرواند و تیگران [2017 Jul] 
*نام مازندران را میشود به معنی محل گرامی دارندگان الهۀ درنده دانست [2017 Jun] 
*منشأ تاریخی شخصیتهای نیمه اساطیری مهم تورات و انجیل  [2017 Apr] 
*آیا منظور از اصحاب الرّس قرآن همان مردم خونیرس (سرزمین راه درخشان، ایران باستان) است؟‏ [2017 Mar] 
*جدول مطابقتی شجره نامۀ پادشاهان کیانی و نوذری با مادها و هخامنشیان [2017 Feb] 
*نام امشاسپندان زرتشتی که بر گرفته از نام و نشان خدایان بابلی به نظر می رسند  [2016 Sep] 
*آیا نامهای ایران و پارس و شیراز به معنی سرزمین شیر بوده اند؟ [2016 Sep] 
*معنی نام کُرد در رابطه با توتم مار ایشان [2016 Jan] 
*ور جمکرد باستانی آریائیان در شمال دریای مازندران [2015 Dec] 
*ارتباط ایران و ایرانیان با اساس مذهب شیعه [2015 Dec] 
*یهودا فرزند زیپورایی همان عیسی مسیح تاریخی است [2015 Sep] 
*شهرهای ایران باستان در نقشه های بطلمیوسی [2015 May] 
*مطابقت کاوۀ آهنگر اساطیری با اوگبارو تاریخی [2015 Apr] 
*این همانی زمان و مکان و نام و نشان پادشاهان ماد با کیانیان [2015 Mar] 
*نام و نشان کوروش در روایات ملی ایران [2015 Mar] 
*مطابقت لولوبیها با آریائیان هندی تبار ماقبل تاریخ فلات ایران [2015 Mar] 
*بررسی جام مارلیک که نشان از تقدیس بزکوهی در نزد کادوسیان دارد [2015 Jan] 
*معنی نام هومبابا [2014 Dec] 
*معنی محتمل کاسپی و کادوسی [2014 Dec] 
*معنی نامهای گیلان و مازندران [2014 Nov] 
*نام و نشان ایل قشقایی [2014 Oct] 
*معنی ایرانی نامهای بصره (به سره) و اَبُله (آپولوگوس) [2014 Oct] 
*معنی نام روس و روسیه [2014 Oct] 
*خاستگاه آریائیان هندوایرانی و خدایان بزرگ باستانی ایشان [2014 Sep] 
*ریشۀ کلمۀ آلِشت/آلِش در گروه زبانهای ایرانی [2014 Aug] 
*مطابقت خالد بن سنان با ایزد مهر پارتیان [2014 Aug] 
*معنی نامهای کُتیسفون و تیسفون  [2014 Aug] 
*معنی نام ایل شول و نواحی شول نام در غرب ایران [2014 Aug] 
*معنی نام دیوان مازنی و مازندران در رابطه با جام مارلیک [2014 Jul] 
*بررسی نام و نشان خدایان کاسیان (اسلاف لُران) [2014 Jun] 
*معنی رُکن آباد [2014 Apr] 
*معنی لفظی نامهای سمرقند و بُخارا [2014 Mar] 
*معانی نامهای آمیتیدا (آمیتیس)، سمیرامیس و زرتشت [2014 Mar] 
*جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان [2014 Feb] 
*ویشتاسپ کیانی به غیر از ویشتاسپ نوذری است [2014 Feb] 
*بررسی نام و نشان کنونی و باستانی سه گروه بزرگ کُردان [2014 Jan] 
*معنی عیلامی و ایرانی نام کوروش (کورلوش) [2014 Jan] 
*مطابقت دقوقی اساطیری با ایزد مهر و مؤبد مهرپرستی [2014 Jan] 
*سهو دکتر جیوانجی جمشیدجی مودی در باب تعیین محل روستای زادگاهی زرتشت [2013 Dec] 
*آیا از دیوان مازندران در اساس ببران درندۀ جنگلهای آن مراد نبوده اند؟ [2013 Nov] 
*جُستاری در نام و نشان ساسان و ساسانیان [2013 Oct] 
*معنی مشترک نامهای خونیرث٬ اَئیرینه وَئِجه٬ [مها]بهاراته و آریاوَرته [2013 Oct] 
*ریشۀ محتمل اصطلاح کتاب مکنون قرآن در آیه 78 سورۀ واقعه [2013 Oct] 
*بررسی ریشه و معنی نام قزاق  [2013 Oct] 
*آیا شهربانو دختر هرمزان نبوده است؟ [2013 Sep] 
*داستان اصحاب فیل نبرد وهریز ایرانی و مسروق ابرهه ای به حالت به استعاره است [2012 Aug] 
*معنی لفظی نامهای کهن شهر اردبیل [2012 Aug] 
*چرا گائوماتۀ مغ همان زرتشت سپیتمان است؟ [2012 Aug] 
*جشن یهودی پوریم مطابق با جشنهای چهارشنبه سوری و سیزده بدر ایرانی یادآور جشن مگافونی (مغ کشی) عهد داریوش است [2012 Jul] 
*آیا دخمۀ گور دختر، متعلق به آریارمن هخامنشی یا ملکه آمیتیس است؟ [2012 Jul] 
* خطاب من محقق تاریخ اساطیری ایران به استاد بهرام مشیریِ شاهنامه دوست [2012 Jul] 
*نقد و اصلاح نظریۀ یکسان بودن یا یکسان نبودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی [2012 Jul] 
*جزنق -برزه شهر گرهی تاریخ اساطیری ایران [2012 Jun] 
*ریشۀ تاریخی داستان منیژۀ و بیژن شاهنامه و متن آن [2012 Jun] 
*جوانمرد قصاب هیئت اسلامی عامیانۀ ایزد مهر عهد ساسانی است [2012 May] 
*جغرافیای تاریخی کهن نواحی اراک و آستانه  [2012 May] 
*ساکنان باستانی آغاز تاریخ در ایران کهن [2012 May] 
*معنی نام غیاث آبادهای ایران [2012 May] 
*معنی نامهای ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی [2012 Apr] 
*معنی نامهای کپادوکیه، کیلیکیه ( کیزواتنا) [2012 Apr] 
*ریشۀ نامهای تاجیک و دری [2012 Mar] 
*شرح و بسط نظریۀ هرتسفلد مبنی بر یکی بودن زرتشت سپیتمان با سپیتاک سپیتمان [2012 Mar] 
*انتقاد من شاهزاده از خود، از پدر خود و پدر بزرگ خود [2012 Mar] 
*شنبه، واژه ای ایرانی است [2012 Mar] 
*ریشه فارسی کلمات خدمتکار، چاکر و نوکر [2012 Mar] 
*شجره نامه کمبوجیه سوم و داریوش اول مطابق خبر هرودوت [2012 Feb] 
*آتش آتشکده آذرگشنسب در چه زمانی و از کجا به شیز (برکه) منتقل شد؟ [2012 Feb] 
*حماسه آترادات پیشوای مردان در آذربرزین نامه [2012 Feb] 
*شهر زیر زمینی کشف شده در کپادوکیه دارای نام ایرانی نِسا (نشا) بوده است  [2012 Feb] 
*معنی و ریشه نامهای اروپا، روسیه و اوکراین بر اساس فرهنگ سکایی [2012 Jan] 
*تحقیقی در باب نامهای اساطیری اسپروز و سگسار مازندران [2012 Jan] 
*نامهای سپیتاک و مگابرن در تاریخ ماد دیاکونوف و ایران باستان پیرنیا [2012 Jan] 
*عبدالله بن سلام همان سلمان فارسی است [2012 Jan] 
*پشوتن اساطیری همان پیسوتن ساتراپ لیدیه در عهد اردشیر اول و داریوش دوم بوده است [2011 Dec] 
*تاریخچهً زمان حکومت پادشاهان ماد (کیانی) و دو تَن از قلم افتاده های ایشان [2011 Dec] 
*اهورامزدا در اصل خدای شراب و شادی بوده است [2011 Dec] 
*تیگران اول ارمنستان همان ویشتاسپ کیانی بوده است [2011 Dec] 
*ریشه های اسطورهً رستم و اسفندیار [2011 Dec] 
*بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان [2011 Nov] 
*از جمشیدی که در سمت چین مقتول گردیده منظور همان داریوش سوم است [2011 Nov] 
*اویس قرنی همان زرتشت ایرانیان نزد یمنی ها بوده است [2011 Nov] 
*توروکوهای کردستان قبیله ای از مردمان قفقازی و آریایی هوری و میتانی بوده اند [2011 Nov] 
*تحقیقی در باب منشأ جشن بابلی- ایرانی کهن گاوگیل [2011 Nov] 
*معنی نامهای کهن مراغه و بناب [2011 Nov] 
*معنی خرابات در ادبیات ایرانی [2011 Oct] 
*معنی نام تبریز [2011 Oct] 
*معنی لفظی نام اورمیه [2011 Oct] 
*معنی باخرز و تایباد [2011 Oct] 
*معنی نام کاسپی [2011 Oct] 
*نام نواحی جنوب خوزستان در خبر حمدالله مستوفی [2011 Oct] 
*اصلاحیه ای بر تبدیل حروف در سبک شناسی [2011 Sep] 
*ریشهً ایرانی کلمات قنات و قائن و قائنات [2011 Sep] 
*بررسی نام نیاکان منسوب به زرتشت در کتاب هفتم دینکرد [2011 Sep] 
*معنی نامهای خوی، خوئین، خمین و خامنه [2011 Sep] 
*نگاهی اجمالی به جغرافیای تاریخی ناحیه اصفهان [2011 Sep] 
*شهرستان مراغه در جغرافیای تاریخی کهن خود [2011 Aug] 
*معانی نام شاهنامه ای ریونیز [2011 Aug] 
*زعفران و کرکم در اصل کلما تی فارسی هستند [2011 Aug] 
*نظری به نام و نشان خدایان کاسی (اسلاف لران) [2011 Aug] 
*اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول [2011 Jul] 
*معنی نامهای مازندران و کاسپی [2011 Jul] 
*آتلانتیس همان فواصل بین شبه جزیره اسکاندیناوی و شبه جزیره ژوتلند دانمارک بوده است [2011 Jun] 
*اصلاحیه ای ریشه ای در معرفی زرتشت در ویکیپدیا [2011 Jun] 
*منظور از اصحاب مدین و قوم شعیب قرآن قوم مادیای اسکیتی بوده است [2011 May] 
*غزان مغلوب کننده سلطان سنجر همان نیاکان عثمانیان بوده اند [2011 May] 
*نقد و بررسی فرار خانواده عیسی مسیح به مصر [2011 Jan] 
*مرکزیت بلخ و بامیان در نقشهً تبتی کهن [2010 Nov] 
*یک بررسی جدید در باب محل دخمه های کورش دوم و کورش سوم  [2010 Sep] 
*نام و نشان قصبات و شهرهایی کهن در ناحیهً جزیرهً ابن عمر [2010 Sep] 
*معنی لفظی نامهای کهن ماکو محل واقع در شکاف کوهستان است [2010 Sep] 
*موضوع سخنرانیهای زینب بنت علی بن ابی طالب صرفاً از معنی نام وی بر خاسته است [2010 Aug] 
*ریشهً سومری و ایرانی نام ایران [2010 Aug] 
*عنقا شکل نمادین اساطیری نسبتاً در هم آمیخته شتر مرغ و عقاب و همای سعادت [2010 Aug] 
*قوم نوح اساطیری تورات همان لویان هیتی (لاویان، لودیان) بوده اند [2010 Aug] 
*درختان اساطیری زقوم و درخت طوبی قرآن همان زیتون و انار هستند [2010 Aug] 
*رستم دستان نواده کدام ضحاک به شمار است؟ [2010 Aug] 
*معنی لفظی نامهای اهر، کلیبر، پیشکین و اشتبین [2010 Aug] 
*آیا اهورامزداپرستی با داریوش از مصر به ایران نیامده است؟ [2010 Aug] 
*اسامی جغرافیایی و تاریخی و اساطیری مهمی که در فرهنگنامه هیتی می توان ردیابی نمود [2010 Aug] 
*شعیب بن صالح، یاور امام موعود در اساس همان شعیب بن خازم رهبر خازمیان از شعبه های خوارج است [2010 Aug] 
*معانی لفظی کنعان و اسطورهً طالوت و جالوت مربوط بدان [2010 Jun] 
*در اساس نامهای آریا و عرب (آرابو)؛ آرامی (آرامو) توتم قبیله ای شیر نهفته است [2010 Jun] 
*اسطورهً تاریخی کتایون و گشتاسپ مأخذ اساطیر مهمی در ایران و اران است [2010 Jun] 
*ریشهً مصری اسطورهً کیومرث و گاو اوکدات [2010 Jun] 
*ریشه و مفهوم نام های اینگوش و چچن [2010 Jun] 
*ایواز به لغت اوستایی به صورت ای- واذ (ئی وائیذی) به معنی خادم دانای ساقی‌گری است [2010 Jun] 
*معنی نام و نشان ایل بزرگ کُرد موسوم به بلباس [2010 May] 
*نظری بر نام و نشان پنج شهر و بندر کهن استان بوشهر [2010 May] 
*تحقیقی در باب ترکان آغاجری  [2010 May] 
*بررسی نام و نشان و مقام و نقش نیلوفر در فرهنگ قدیم ایران [2010 May] 
*حماسه آلپمیش نقش اساطیری چنگیزخان در کشورهای آسیای میانه است [2010 May] 
*بررسی اسامی قبایل باستانی بزرگ ترک که غالباً بر پایه توتم پرستی ایشان است [2010 May] 
*بررسی اسامی جغرافیایی مناطق و رودهایی در سواحل جنوبی ایران که در لشکرکشی اسکندر و دریاسالارش نئارک از آنها نام برده شده است [2010 May] 
*در جستجوی معنی لفظی اصلی نام قوم تاتار به توتم همای سعادت ایشان می رسیم  [2010 May] 
*معنی لفظی ایرانی و سکایی نام شهر آلما آتا پایتخت قزاقستان [2010 May] 
*شرح و تفسیر تازه ای بر شعر فولکلوریک معروف آذری «اوشودوم، اوشودوم» [2010 May] 
*نقدی بر مقاله "بررسي خاستگاه زرتشت و زرتشت‌گري فرزاد قنبری" [2010 May] 
*نام شهر زاهدان کهنه اصیل بوده و در اصل به معنی شهر آب زهکشی شده است [2010 May] 
*نام و نشان کهن شهر زاهدان در تاریخ و اسطوره ها [2010 May] 
*بررسی ریشه های اساطیری کهن داستان بلوچی گِسُدُک [2010 Apr] 
*نظری بر برخی از نامهای جغرافیایی کهن و مرموز سمت مازندران و شهرستان آمل [2010 Apr] 
*بررسی اسامی جغرافیای کهن فناکه، سیرینکس و زادراکرت مربوط به شهر ساری  [2010 Apr] 
*نام و نشان کهن شهر تویسرکان و معبد کهن آن [2010 Apr] 
*زیارتگاه شاه عبدالعظیم حسنی ری در اصل متعلق به شیخ جمال الدین ابوالفتوح رازی است [2010 Apr] 
*زیارتگاه حضرت معصومه قم در جایگه معبد اینانا (ایشتار/اناهیتا) [2010 Apr] 
*بررسی چهار نام از فرهنگ اعلام تاریخی دبا (دایرة المعارف بزرگ اسلامی) [2010 Apr] 
*معانی لفظی نوبخت، نوبهار و برمک در رابطه با بودا-زرتشت و بلخ [2010 Apr] 
*هر دوی نامهای کاسپین و خزر نام مناسبی برای دریای مازندران هستند [2010 Apr] 
*معانی نامهای یثرب و یندد شهر مدینه [2010 Mar] 
*نظری بر نام و نشان عیلامی دو بنای باستانی استان فارس [2010 Mar] 
*فرهنگ و زبان و لهجهً آذری جمهوری آذربایجان در خطر اضمحلال و جایگزینی با ترکی عثمانی [2010 Mar] 
*معضل نه چندان دشوار درک تاریخ و اساطیر مربوط به زرتشت سپیتمان [2010 Mar] 
*معنی نام فارسی پنج میوه درختی و گیاهی که نامهای مرتبط و مشابه دارند [2010 Mar] 
*دیو آشموغ (مغزخوار)همان خدای ملی بابلیها یعنی مردوک (ضّحاک مغزخوار) است [2010 Mar] 
*جواب معمای کیستیِ بت بزرگ کعبه یعنی هُبل، همان اسماعیل است [2010 Mar] 
*تحقیقی در باب نُه اقلیم و هفت اقلیم و پنج اقلیم هندوان باستان [2010 Mar] 
*توضیحی در باب ساکنین باستانی آریایی پازیریک در جنوب سیبری [2010 Mar] 
*نام خلیج فارس در اصل به معنی دریای پایین و زیرین بوده است [2010 Feb] 
*معنی لفظی کلاردشت [2010 Feb] 
*بررسی ریشه های ایرانی و ارمنی جشن زنانهً ناهیدی، مردگیران [2010 Feb] 
*دژ تخت ابونصر شیرازهمان مکان آتشکده آذر خوروچ (آذر خرداد) است [2010 Feb] 
*تحقیقی در خاستگاه صوفیگری ایرانی و منشأ ابزارهای نمادین ایشان [2010 Feb] 
*اصلاحیه ای در مقالهً گاهشماري در استان کردستان [2010 Jan] 
*آیین علوی نه در نواحی انگور بلکه در خود عربستان و جنوب عراق شکل گرفته است [2010 Jan] 
*نام و نشان نسبتاً دقیق زرتشت و محل نگهداری اوستای عهد ساسانی  [2010 Jan] 
*داستان معراج آسمانی پیامبر اسلام  [2010 Jan] 
*جشن چلّه بزرگ زمستانی (سده) در سنت نیز به غیر از شب آرامش یلدا بوده است [2010 Jan] 
*ترجمهً جدیدی از متن سنگنوشتهً هخامنشی جزیره خارک  [2010 Jan] 
*بحثی در منظور ایهامی اصلی داستان کوتاه سه قطره خون [2010 Jan] 
*اعیاد سده، حنوکا و قربان ریشه در یک سنت دینی معروف عیلامیان و بابلیان داشته اند [2009 Dec] 
*بررسی نام و نشان خدایان مهم عیلام در رابطه با جغرافیای تاریخی منطقه و تاریخ اساطیری ادیان [2009 Dec] 
*بررسی اساس تاریخی و فرهنگی اسطورهً هفتخوان رستم [2009 Nov] 
*بالقاسون و بلاساغون شهرهای قبلی و بعدی دختران اساطیری آمازون (هونها،قرقیزها) بوده اند [2009 Nov] 
*قرقیزها بازماندگان اصیل هونهای حکومتی هستند [2009 Nov] 
*برصیصای اساطیر اسلامی هیئت اسطوره ای دیگر مانی، پیامبر صوفی است [2009 Nov] 
*منظور از مردم هفتواد شاهنامه همان قوم هپتالان بوده اند [2009 Nov] 
*بررسی نام و نشانهای قبایل دهگانه بزرگ حکومتی دولت گوک ترکان [2009 Nov] 
*مشکل بزرگ ما آذری ها در ایران و حتی خارج کشور [2009 Nov] 
*چه کسی کفر میگوید؟ [2009 Oct] 
*کمیل بن زیاد که در مقام صحابی مقتول علی بن ابوطالب قرار گرفته، خود همان مانی است [2009 Oct] 
*بنیانگذاران مکتب شیعی گری شريح بن حارث كندى و عبدالله بن سبا و نسبت آنها با همدیگر  [2009 Oct] 
*عمار یاسر همان زرتشت سپیتمان ملبس اسلامی وارداتی مسلمین از اعراب زرتشتی قدیم است [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان ایلات قره قویونلو و آق قویونلو [2009 Oct] 
*تحقیقی در نام و نشان نوروز و مهرگان و هفت سین نوروزی [2009 Oct] 
*دیدگاه دو رگه لیبرالی و استبدادی الهه بقراط [2009 Oct] 
*اساس تاریخی روایت نصایح پیامبر به ابوذر با پندهای لقمان حکیم به پسرش و نصایح بزرگمهر به انوشیروان یکی است [2009 Oct] 
*نام روستای زیبای آقمشهد شهرستان ساری در رابطه با جنگل سفید اساطیری است [2009 Sep] 
*بررسی نام و نشان قبایل بزرگ دیرین و حالیه کًرد در ارتباط تباری مستقیم آنها با یکدیگر [2009 Sep] 
*تحقیقی دربارۀ اساطیر پیدایی شطرنج و معنی لفظی آن  [2009 Sep] 
*عزاداری بزرگ و سالیانه ماه محرم نزد ایرانیان در اصل برای همان بزرگترین شکست تاریخی ایرانیان در تاریخ یعنی جنگ قادسیه در مقابل اعراب بوده است [2009 Sep] 
*رابطه اصول اخلاقی علمی دنیا و منطق و معیار اخلاقی اصیل بومی هند و ایرانی ما [2009 Sep] 
*اسطوره سمک عیار در اساس خاطره حماسه پیروزی سورنا سردار پارتی اُرد بر کراسوس است [2009 Sep] 
*نام اساطیری حسین کرد شبستری از امتزاج نام و نشان امیر معزالدین شنسبانی و ملک معزالدین حسین کرت از دو سلسله فرمانروایان غور پدید آمده است [2009 Sep] 
*معنی لفظی نامهای لَک و لُر  [2009 Sep] 
*ملانصرالدین الاغ سوار در اصل همان خواجه نصیرالدین، وزیر و مراد هلاکوخان مغول است [2009 Aug] 
*نشانه های واضحی از اساطیر خدایگانی مصری در تورات و اساطیر یونانی  [2009 Aug] 
*دلایلی که چارتاقی نیاسر را معبدی میترایی نشان میدهند [2009 Aug] 
*معمای سادهً نام مادر امام چهارم شیعیان [2009 Aug] 
*یحیی بن عمر،علوی انقلابی عهد حسن عسکری، اساس تاریخی مهدی موعود است  [2009 Aug] 
*معانی اسامی تور ، ترک ، سکا، اسکیت [2009 Aug] 
*معمای تاریخی بزرگ بردیه اصلی و بردیه فرعی [2009 Aug] 
*اوپیته فرمانروای سیاس ناشناس ماندهً سلسله ماد [2009 Aug] 
*مأخذ هیتی کهن اسطورهً لیلی و مجنون [2009 Jul] 
*سوبی نام کهن باسمنج-سعید آباد ناحیه چمنزاران معروف دامنه شمالی کوه سهند است [2009 Jul] 
*وجه اشتراک ابراهیم روایات اسلامی با گئوماته زرتشت [2009 Jul] 
*کهن ترین همنوازی جهان در ایران یا کارگاه جام سازان عیلامی [2009 Jul] 
*معنی لفظی نام زنوز و جلفا [2009 Jul] 
*از رابعه و بکتاش اساطیری همان آمیتیدا/پان ته آ و همسرش آبرادات/سپیتمه منظور هستند [2009 Jun] 
*بابک خرمدین در آذربایجان بیشتر تحت نام حماسی خود کور اوغلو زنده مانده است [2009 Jun] 
*بررسی اساس تاریخی داستان پان تئه آ در کورشنامه گزنفون [2009 Jun] 
*ورجمکرد اوستا همان منطقهً قره باغ است [2009 Jun] 
*معنی لفظی نام علمدار گرگر [2009 Jun] 
*فریبکاران تاریخ [2009 Jun] 
*تحقیقی در باب نام ونشان رود معروف نیل ، سرزمین مصر و قاره آفریقا  [2009 Jun] 
*سبلان و دو قله معروف آن همان کوه مقدس اوستایی هوکر و قلل اوشیدم و اوشیدرن هستند [2009 Jun] 
*کنگ دژ روایات ملی نام مشترک تخت جمشید، همدان، گنجه، بابل و نینوا است [2009 Jun] 
*ریشه پهلوی واژه فندق  [2009 Jun] 
*نام و نشان کهن برخی از جزایر ایرانی خلیج فارس [2009 Jun] 
*نبرد مجیدو (سده 15 ق.م) که در اساطیر دینی تحت نام نبرد هارمجدون، گذشته در آینده شده است  [2009 May] 
*نام آریائیان میتانی، ماننایی، مادی و کاسی جملگی به معنی مردم شراب و شادی بوده است [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*آتشکده ماربین اصفهان و ایزد شیر-اژدهاوش آن [2009 May] 
*معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب [2009 May] 
*پادشاه کشورگشای ماد کواکسار همان کیخسرو شاهنامه است [2009 May] 
*جزیره کیش همان سرزمین اساطیری دیلمون سومریان است [2009 May] 
*جریانهای فکری دوران محمد بن زکریای رازی [2009 May] 
*تحقیقی در باب نام و نشان مریم و یوسف انجیل ها [2009 May] 
*گاهشماری پارسیان هخامنشی و نام ماههای آن از بابلیان اخذ شده است [2009 Apr]