دانسته ها و پرسش ها در کار سیزدهمین رئیس جمهوری اسلامی
پرویز داورپناه

چند روز قبل از ۱۳مرداد، روز مراسم "تنفیذ" حسن روحانی، صحنه سیاسی در ایران سرشار از نزاع و مناقشه بین مراکزقدرت در جمهوری اسلامی است. و هنوز، همزمان با ناامنی های جدید، ابهامات  بسیاری در کار این رییس جمهور وجود دارد.

مهمترین سئوال اینست که ببینیم در عمل معنای شعار دفاع از حقوق ملت که روحانی در جریان انتخابات مطرح کرد چه خواهد بود، و این وعده چه سرنوشتی پیدا می کند. مثلأ آیا همه ی زندانیان سیاسی آزاد می شوند؟

یکی از مسائلی که حسن روحانی با آن مواجه خواهد بود این است که روابط  خود با اصلاح طلبان را روشن کند؛ یعنی با کسانی  که خود را اصلاح طلب دوم خردادی می نامند و ازسال ۸۸ "گروه فتنه" نام گرفته اند! اینان اکنون ادعا می کنند که برنده انتخابات ۲۴ خرداد هستند. حال باید دید رییس جمهور آینده به عنوان برنده انتخابات ۲۴ خرداد، خود چه فهمی از این مساله دارد.؟!

اصلاح طلبان مایل به بازگشت به ساختار قدرت می باشند ولی نمی دانند که  این بازگشت به معنای تبدیل شدن به بخشی از کابینه ی دولت است؛ وگرنه آنان در احزاب خود نقش اپوزیسیون را بازی خواهند کرد. و بالاخره آزادی زندانیان سیاسی اصلاح طلب و حصر سران جنبش سبز چه خواهد شد؟

روابط جمهوری اسلامی با غرب چه سرانجامی خواهد داشت و آیا در زمینه ی مساًله ی هسته ای  دولت جدید راه دیگری در پیش خواد گرفت، یا به راه کنونی "رهبر" ادامه خواهد داد.

قابل ذکر است که فضای سیاسی کشور، همانگونه که می شد انتظار داشت، همچنان برای فعالیت احزاب و سندیکاها بسته است و هر گونه گردهم آیی، دیدار و ارتباط اعضای آنها همچنان ممنوع است.

این در حالی است که بر اساس اصل‏ بیست و ششم، فصل سوم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حقوق ملت، آمده است:

«احزاب‏، جمعیت‏ ها، انجمن‏ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمنهای‏ اسلامی‏ یا اقلیت های‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏ استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏ نکنند. هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از آنها مجبور ساخت‏.»

این حقوقی است که، سی و چهار سال پیش، در زمانی که هنوز طنین فریادهای آزادیخواهی مردم از یادها نرفته بود، سران انقلاب اسلامی ناچار شده بودند، از روی اکراه و بالاجبار، در قانون اساسی همین جمهوری اسلامی برای ملت  قید کنند. حال، پس از سی و چهارسال، آقای رهبر در نامطمئن ترین روزهای پیش از انتخابات، که از وضع فجیع اقتصادی کشور از یک سو و از نارضایی بی سابقه ی مردم از نظام که از احتمال امتناع وسیع آنان از حضور در حوزه های راًی گیری حکایت می کرد آگاه و به شدت نگران شده بود، بدون اینکه کمترین اشاره ای به ضرورت اجرای این حقوق بکند ملتمسانه خطاب به  مردم می گوید:

«حتی اگر با نظام هم مخالفند، اگر برای نظام راًی نمی دهند برای  کشورشان در انتخابات شرکت کنند

 

او روز۱۴ خرداد حتی گفته بود:«رای به هر نامزد٬ رای به جمهوری اسلامی است.» و در روز ۲۲ خرداد به تاًکید خواسته بود: « تمام کسانی که جمهوری اسلامی را قبول ندارند٬ اما "دلبسته" ایران هستند ... در انتخابات شرکت کنند

او حتی به صراحت افزوده بود «ممکن است بعضی به دلیلی نخواهند از نظام اسلامی حمایت کنند، اما از کشورشان که می‌خواهند حمایت کنند.»

با ادای این سخنان او، شاید بدون آنکه به همه ی معنای سخنش آگاه باشد، بدین حقیقت بنیادی اعتراف می کرد که در این کشور بخش مهمی از مردم به نظامی که او رهبری می کند اعتقاد ندارند؛ بخشی از مردم که باید شمارشان چندان معتنابه باشد که شرکت یا عدم شرکتشان در انتخابات می تواند دو تصویر کاملأ متفاوت از انتخابات و از نظام بوجود آوَرَد.

 

اما با اینهمه او باز هم به حقوق سیاسی و اجتماعی این "مخالفان نظام"، که برای بقای همین نظام به آراء آنان احساس نیاز کرده بود، کمترین اشاره ای نکرد. او ابدأ نگفت که در ازاء "ادای وظیفه" ای که از این "مخالفان نظام" می طلبد آیا آنان در کشورشان حقوقی هم در زمینه ی سیاسی و اجتماعی خواهند داشت یا نه؛ حتی، نه حقوقی که در دموکراسی ها بر قرار است، بلکه همین حقوق قید شده در قانون اساسی خودشان!

 

خامنه ای در این باب چیزی نگفت و دراین مقولات از زبان او چنین سخنانی شنیده نشد. آری، علی رغم آن اعتراف مهم بازهم معلوم نشد چرا نجات کشوری که امروز موجودیت آن در اثر سی وچهار سال نادانی، ندانم کاری و فساد به خطر افتاده منوط به نجات همان نظامی است که مسئولیت این وضع را بر عهده دارد! او تنها راًی همه ی مردم، موافقان و مخالفان نظام، را می خواست تا برای ساده لوح ترین ناظران جهان به نمایش گذارد و برای شکستن تحریم ها خود را مستظهر به پشتیبانی ملت معرفی کند.

بجای چنین تعهداتی از طرف آقای رهبر، یا از طرف رئیس جمهور او در برابر مردم، هفته ی گذشته تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شاخه جوانان نهضت آزادی ایران به وزارت اطلاعات فراخوانده شده و تهدید به بازداشت شدند.

فرزند مهدی کروبی در یادداشت کوتاهی نوشته است:  “دیروز سایتی نزدیک به نهاد های امنیتی عکسی از پدرم که لباس راحتی و ژاکتی بر تن دارد در کنار ساحل منتشر کرد. ظاهراً با انتشار این عکس هدف دارند اخبار مرتبط به وضعیت نابسامان مکان حصر و همچنین مراحل درمانی چند هفته ایی[کذا فی الاصل] شان را تحت شعاع [کذا فی الاصل] قرار دهند و بگویند خانواده دروغ می گوید و او به جای حصر و حبس در سواحل شمال یا جنوب است. این درحالی است که سه روز پیش پدر را مجددا برای ام آر آی و اسکن قلبی پیش از افطار تا نیمه شب به یکی از مراکز قلبی بردند و تاکنون گزارشی از روند درمان به پدر و خانواده نداده اند. ”

هنوز رهبر جمهوری اسلامی و دفتر او و همچنین سپاه پاسداران مراکز اصلی قدرت در ایران امروز هستند و محال است که آقای خامنه ای پس از مراسم تحلیف حسن روحانی (فریدون) دست از دخالت در امور مملکتی بردارد.

سپاه هم به عنوان نهادی که از یک سو نظامی است و از سوی دیگر دست در اقتصاد و سیاست دارد، به عنوان یکی از ذی‌نفوذترین مراکز قدرت تلاش دارد تا سلطه ی خود بر مراکز اجرایی را حفظ کند و به پیش ببرد.

در نظام جمهوری اسلامی نهاد‌هایی چون سپاه پاسداران، کمیته انقلاب اسلامی، بنیاد شهید، بنیاد مستضعفان، کمیته امداد، جهاد سازندگی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، دادگاه‌های انقلاب، بسیج مستضعفین، بنیاد ۱۵ خرداد، ستاد هماهنگی ائمه جماعات و جمعه، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از مراجع قدرت بشمار می روند.

 نفوذ این مراکز قدرت، بویژه سپاه و رهبری، و همچنین تشتت اصول‌گرایان و اصلاح طلبان، در آینده وضع را بازهم خراب تر می کند.

اختلافات شدید روحانیون پیش از "تنفیذ" ریاست جمهوری یازدهم یک واقعیت است. نزاع مذهبیون پیش از هر چیز، صرف نظر از ابعاد بحران اقتصادی در کشور، در یک ساختار فکری و باورهای ایدئولوژیک شیعیگری ریشه دارد.

این دیگر گفتن ندارد که جمهوری اسلامی قادر به حل بحرانهای سیاسی خود نیست. بانک جهانی رشد اقتصادی در جمهوری اسلامی را در سال گذشته و سال جاری منفی ارزیابی کرده است، در صورتیکه کشور با توجه به تعداد جمعیتش می بایست یک رشد اقتصادی میان هفت تا هشت در صد در سال داشته باشد.

میزان بیکاری بنا به ادعای مراکز آمار خود رژیم حدود پنج میلیون نفر تخمین زده شده است. بر طبق آمار جدید، تورم در کشور به مرز چهل درصد رسیده است. دولت امریکا هم درصدد برآمده است با طرح تحریمی جدید اجازه ندهد حدود 60 تا 100 میلیارد دلار ذخیرهِ ی ارزی جمهوری اسلامی در بانکهای غربی به رژیم تهران باز پس داده شود.  بن بست حکومت در تمام عرصه ها به وضوح قابل مشاهده است.

نهاد ولایت فقیه جایگزین نهاد سلطنت با اختیارات قانونی بسیاری است که قانون هیچیک از آنها را به سلطنت نداده بود و همه ی آنها با اختیارات و وظایف دولت نا‌سازگار است. وجود و تعدد نمایندگان رهبری در تمامی نهاد‌ها، که از ویژگی های نظام های توتالیتر دانسته شده است، این ناسازگاری و تعارض را تشدید نموده و به آن عمق زیادی می بخشد.

نماینده ی رهبری در هر نهادی یک منبع قدرت موثر در آن است که اگرچه در سلسله‌مراتب اقتدارات و نظم درونی آن سازمان جایگاه نوشته شده ای ندارد، ولی عملأ قدرت او بیش از راس هرم آن نهاد است؛ مورخان توتالیتاریسم نشان داده اند که این وضع در آلمان هیتلری و رژیم استالین به شدت سابقه داشته است.

این نمایندگان طبق قانون اساسی نیز اختیاری ندارند. طبق قانون اساسی مدیران ارشد سازمان‌های دولتی خود در اصل نمایندگان ولی فقیه هستند واین دوگانگی و فقدان یکپارچگی مراکز قدرت در درون نهاد‌ها همیشه در امر مدیریت ایجاد اختلال جدی کرده است و می‌کند و باعث آشفتگی و اختلال در تصمیم‌گیری مناسب در درون سازمان‌های دولتی می شود.

روزنامه کیهان شریعتمداری نیز تمام تلاش خود را کرده تا بین اصلاح‌طلبان و حسن روحانی فاصله بیندازد. این روزنامه بارها به روحانی هشدار داده که مبادا از در دوستی با سیدمحمد خاتمی وارد شود و به اصلاح‌طلبان که "از سوی مردم مورد غضب واقع شده‌اند"، پروبال دهد. این روزنامه حتی پا را فراتر نهاده به روحانی هشدار می‌دهد و برایش شرط می‌گذارد و خط ‌و‌نشان می‌کشد.

 

روزنامه کیهان در سرمقاله اش نوشت: منطق کیهان در این عرصه روشن است. «مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود». اکنون که "رییس‌جمهوری جدید با شعار اسلامی اعتدال روی کار ‌آمده، باید مراقب بود که فرصت‌طلبان غدار- این عروسان‌هزار داماد سرخور- سرنوشت تیره «اصلاحات» را در قبال دولت امید و تدبیر تکرار نکنند."

 

شریعتمداری در بخشهایی از سرمقاله کیهان چنین نوشته است:

"انتظار آن بود که آقاي روحاني حساب خود را از سران و عوامل فتنه 88 جدا کند و اين انتظار، در اعلام مواضع ايشان بعد از انتخاب به رياست‌جمهوري به وضوح ديده مي‌شود. ولي تشکر رئيس‌جمهور جديد از خاتمي، به اين نگراني دامن مي‌زند که مبادا دکتر روحاني از خطري که سران و عوامل فتنه 88 مي‌توانند براي دولت ايشان پديد آورند غفلت کند. فتنه اي كه به پاره کردن تصوير امام و آشوب در کشور انجاميد. بنابراين حتي تصورِ پيوند احتمالي وي [خاتمی] با رئيس جمهور جديد مي‌تواند، بدبيني كساني را در پي داشته باشد که نفرت و انزجار خود از فتنه‌گران را فرياد زده‌اند."

 

آیا رییس جمهور موفق خواهد شد در زیر سایه ولایت فقیه کشور را از وضعیت بحرانی فعلی نجات دهد. بعید به نظر میرسد که او حتی، اگر هم بخواهد، بتواند زندانیان سیاسی را آزاد کند و یا از میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی رفع حصر نماید.

همچنین بعید به نظر می رسد که او بتواند به عملیات خصمانه وزارت اطلاعات علیه مبارزان سیاسی را که در هفته های گذشته فزونی یافته و همچنان ادامه دارد خاتمه دهد و موانع سد راه سندیکاها و احزاب را از جلوی پایشان بردارد.

 

برخلاف ادعای کسانی که شرکت در انتخابات را، با توسل به هزارنوع ترفند لفظی و از جمله به عنوان گامی به سوی تغییرات و "حرکتی در جهت آموزش دموکراسی" به مردم توصیه می کردند، در این نظام، با بودن ولایت فقیه و دستگاه اداری فاسد و مراکز قدرت هار و طماع آن، پس از سی و چهار سال حکومت خودسرانه و بلامنازع تغییرواقعی غیرممکن می نماید. و در به همین پاشنه خواهد چرخید

 

دکتر پرویز داورپناه

۹مرداد  ماه ۱۳۹۲

منبع:پژواک ایران


پرویز داورپناه

فهرست مطالب پرویز داورپناه در سایت پژواک ایران 

*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*چرا پوزش خواهی؟  [2017 Dec] 
*لجن پراکنی پیرامون قتل معصومه مصدق، نوه زنده یاد دکتر محمد مصدق  [2017 Nov] 
*دفتر هنر، ویژه ی محمد مصدق [2017 Oct] 
*چه نباید کرد؟ انتقاد سازنده آری، تحقیر کوبنده نه ! [2017 Sep] 
*حراج «نشان مصدق» در آلمان ‏ [2017 Jun] 
*پرویز داورپناه ‏ کتاب دیگری از شیرین سمیعی به نام شاهنشاه ‏ [2016 Dec] 
*‏ معرفی تارنمای رسمی جبهه ملی ایران ــ تهران ‏ [2016 Oct] 
*مشرف شدن یک تجزیه طلب سکولار به خانه خدا ‏  [2016 Sep] 
* از رهبران کارگران و معلمان زندانی حمایت کنیم [2016 May] 
*«انتخابات» آینده و دوزیست های سیاسی  [2015 Dec] 
*یادی از دکتر حسین فاطمی [2015 Nov] 
*دست آورد فرانکفورت: قطع امید از سازمانها سیاسی؛ عاقبت کوه موش زایید [2015 Jul] 
*در سوگ خسرو شاکری زند [2015 Jul] 
*خسرو شاکری زند؛ در غم دوست شفیق [2015 Jul] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیرمحمّدِ احمدآبادی(مصدق) [2015 Feb] 
*افشاء منبع خبر به نفع کیست؟  [2015 Jan] 
*کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ [2014 Dec] 
*یادی از دکتر فاطمی که به دیکتاتور نه گفت و به مردم آری [2014 Nov] 
*دراویش را تنها نگذاریم [2014 Oct] 
*اسماعیل نوری علا چه کسی را می خواهد فریب دهد [2013 Sep] 
*دانسته ها و پرسش ها در کار سیزدهمین رئیس جمهوری اسلامی [2013 Jul] 
*قیام ملی ۳۰ تیر، انگیزه های مذهبی و دینی نداشت [2013 Jul] 
*نگذاریم خانه و مقبره دکتر مصدق در احمد آباد ویران شود [2013 May] 
*اعتراض به زندانی شدن چهارمین فعال سیاسی ملی گرا [2013 Apr] 
*مهندس هوتن دولتی را فوراً آزاد کنید [2013 Apr] 
*سیاست موازنهً منفی مصدق، چرا وصیت او اجرا نشد؟ [2013 Mar] 
*دوستان و دشمنان کنفدراسیون جهانی  [2013 Jan] 
*دیپلماسی فیس‌بوک جانشین دیپلماسی پینگ پنگ می شود! [2012 Dec] 
*داریوش و پروانه فروهر هرگز نخواهند مرد! [2012 Nov] 
*از «حجاب اجباری» جهان پهلوان تختی تا یک ادعای واهی! [2012 Nov] 
*جان بيماران ايرانی در خطر است [2012 Oct] 
*سکوت معنی دار رفسنجانی در برابر حمله‌ تند روها [2012 Sep] 
* نگاهی کوتاه بر نقش دکتر مصدق در تاریخ نهضت ملی ایران* [2012 Sep] 
*همه ی کارگران زندانی را فوراً و بدون قيد وشرط آزاد کنید [2012 Jun] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیر محمّدِ احمدآبادی (مصدق) [2012 May] 
*پیروزی تاریخی وعبرت انگیز یک زن مصمم در میانمار [2012 Apr] 
*نرگس محمدی را آسوده بگذارید! [2012 Mar] 
*یک نکته ی تاریخی  [2012 Mar] 
*"ای مصدق هزار مردی تو"* [2012 Mar] 
*نوع برخورد دکتر مصدق با انتحابات [2012 Feb] 
*عدالت خواهد آمد، درست در زمانی که همه امید را ازدست داده اند [2012 Jan] 
*به یاد دکتر حسین فاطمی، مردی به استواری کوه [2011 Nov] 
*نگاهی به زندگی هنری مرضيه، چهره شهير و دوست‌داشتنی [2011 Oct] 
*اشرف علیخانی، ستاره ی شبهای تار اوین را آزاد کنید  [2011 Jun] 
*ایران با فرزاد کمانگر است [2011 May] 
*سال ۱۳۹۰، سال برکناری دیکتاتورهاست  [2011 Apr] 
*خطر توطئه اسب تروا هنوز بر طرف نشده است [2011 Feb] 
*ملت ایران تاکنون چنین «دولتمردان» آدمکشی را بخود ندیده است [2011 Jan] 
*یادی از حسین فاطمی یار وفادار مصدق  [2010 Nov] 
*شباهت پیامدهای دو کودتا در ایران [2010 Aug] 
*به سرگردانی و بلاتکلیفی محمد مصطفایی، وکیل محرومان ایرانی پایان دهید [2010 Aug] 
*رهبری مصدق در قیام ملی سی تیر و کشتی بی سکان جنبش سبز [2010 Jul] 
*مقام رفیع دکتر غلامحسین صدیقی در نهضت ملی ایران [2010 Jun] 
*جبهه ملی ایران و کتمان حقیقت [2010 Apr] 
*فیس بوک قابل اعتماد نیست [2010 Apr] 
*«ما را حتی امان گریه ندادند» [2010 Mar] 
*دستگیری ریگی و ادامه دسیسه های مشکوک! [2010 Feb] 
*تجاوز به حریم خانواده ها توسط مدعیان حکومت عدل علی  [2010 Feb] 
*نگرانی دو چندان از وضعیت دکتر حسین موسویان [2010 Jan] 
*وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران در آستانهً سال نو میلادی  [2010 Jan] 
*تکرار قتل های زنجیره ای جدی است  [2009 Nov] 
*اعدام دکترحسین فاطمی [2009 Nov] 
*کودتاچیان و رکن چهارم دموکراسی [2009 Nov] 
*کمتر معلمی است که شرمنده ی خانواده اش نباشد  [2009 Oct] 
*دستگیری خانواده های زندانیان سیاسی  [2009 Oct] 
*حکومت وحشت خامنه ای و ايرانيان ذلت ناپذير  [2009 Sep] 
*صد رحمت به دیوان بلخ! [2009 Sep] 
*روز پنجشنبه با شعار«جمهوری ایرانی» مردم از اصلاح طلبان عبور کردند [2009 Aug] 
*درسهای قیام ملی سی تیر و قیام مردمی پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد [2009 Jul] 
*تشکبل «دولت سایه» در جمهوری اسلامی مبارک! [2009 Jun] 
*ائتلاف شخصیت های کاذب ایرانی و گروه «کنت تیمرمن» از لابیگران اسرائیل [2009 May] 
*طبل توخالی اپوزیسیون يا نقدی بر معنی و واقعیت اپوزیسیون [2009 May] 
*مصدق و کارگران ایران [2009 May] 
*جشن اول ماه مه، مصدق و کارگران ایران [2008 Apr] 
*کـُدام انتخابات آزاد با نظارت استصوابی شورای نگهبان؟!  [2007 Dec]