دست آورد فرانکفورت: قطع امید از سازمانها سیاسی؛ عاقبت کوه موش زایید
پرویز داورپناه

هر گاه بخواهند بگویند که فردی با کلّی ادّعا و هیاهو و تبلیغات، کاری مناسب با ادّعایش انجام نداده است، می گویند: «کوه، موش زائیده است». بعضی اوقات هم با تأکیدهای بیشتری می گویند:

«کوه لرزید و غرّید و یک موش زائید». یعنی با آن همه بزرگی و ادّعا و غوغا، کار او بسیار ناچیز و کم اهمّیت بود.

و سرانجام حوالی غروب روز شنبه پنجم ژوئیه  ۲۰۱۵ در گرمای بی سابقه ی فرانکفورت آلمان «كوه موش زائيد» و پس از ماه ها تبلیغ و هیاهو و مقاله نویسی و جنجال رسانه ای، تعدادی از اپورتونیستهای ایرانی فرصت یافتند در آنجا سخنرانی كنند.

جو حاکم بر نشستهای دو روزه گردهمآیی"کنگره" جو تملق و چاپلوسی شرکت کنندگان از یکدیگر بود. هریک دیگری را کارشناس و متخصص و خبره سیاسی می نامید و از القاب مسخره و مضحکی استفاده می کرد. 

ریاست افتخاری و رؤسای جلسات و چهار نشست این "کنگره" از هفته ها قبل رزرو شده بودند.

فرانکفورت آدورنو در روزهای چهارم و پنجم ماه ژوئیه  ۲۰۱۵ محل برگذاری"کنگره!" (جنبش سکولارـ کانفورمیست های وطنی مقیم آمریکا و اروپا) بود.

افرادی که در ماه رمضان، شوخی را با ملت خود جدی گرفته بودند و در روز روشن، آب خنک میل می فرمودند.


تعداد شرکت کنندگان نسبت به "کنگره" سال گذشته کمتر بود. (۸۶ نفر) و علتش نیز شاید مقایسه جلسات سیاسی با نمایشگاه اتومبیل و پیک نیک  بود. (نگاه کنید به ویدئوی شماره ۱)


دهخدا می گوید که «بوجار لنجان» مثل است برای کسی که هرجا مرکز قدرت و ثروت ببیند برای استفاده بدان سو رود و در عقیده اش پابرجا نباشد.

همچنانکه بوجار، که هنگام بوجاری ازهر طرف که باد آید روی خود بدان سوی کند. در فرهنگ فارسی معین می خوانیم: «بوجار لنجان از هر طرف باد می آید بادش می دهد.»

 

۱۰ سالی می شود که هدف سکولارها  بر کسی روشن نیست. اگر در میانشان کمونیست های دو آتشه هم حضور دارند. مانعی ندارد. چه آیت الله خمینی غیر سکولار نیز می گفت که در جمهوری اسلامی حتی کمونیست ها آزادند که حرف خودشان را بزنند. و اکنون سالهاست  که دارند در اینجا و آنجا حرف خودشان را می زنند.

در میان شرکت کنندگان اجلاس پاریس، کلن، استکهلم، پراگ، تورنتو، واشنگتن، بوخوم و فرانکفورت، سرسپردگان سیاست و رسانه های آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی و عربستان سعودی همه و همه حضور داشتند.

 

سالهاست که آمریکا  و اسرائیل و اقمارشان  با دادن امکانات مالی و رسانه ای به مشتی «سیاست باز» حرفه ای، یعنی کسانی که سیاست را به کالا تبدیل کرده و با آن داد و ستد می‌کنند و از این راه به ثروت‌های کلان رسیده‌اند می‌کوشند سازمانی شبیه آنچه در لیبی و سوریه به وجود آوردند، برای ما ایرانیان نیز به وجود آورند.

 

نوکر بادنجان به کسانی اطلاق می شود که به اقتضای زمان و مکان به سر می برند و در زندگی روزمره خود تابع هیچ اصل و اساس معقولی نیستند. عضو حزب باد هستند ، و از هر سمت که بوی کباب استشمام شود به همان جهت گرایش پیدا می کنند.

در سپهر سیاست ایران، اهالی حزب باد سالهاست با بودجه هنگفت کنت تیمرمن یکی از دبیران بنیاد یهودی امور امنیت ملی آمریکا در شهرهای برلین، پاریس وکلن کنفرانس های بی نتیجه ترتیب دادند و  بعداً از استکهلم اولاف پالمه و پراگ واتسلاوهاول  و واشنگتن و بوخوم و فرانکفورت تئودور آدورنو سر درآوردند.

 

از کارهای مضحک این گروه که همه چیز را به سخره گرفته اند، دعوت همگانی از هموطنان بود  وحتی اگهی های دعوت این گروه سکولار! را می توانستید در بروشورهای بازرگانی مغازه داران مواد غذایی در آلمان مشاهده کنید.  در آغاز این فراخوان های بی در و پیکر با جمله ی «شما دعوت می شوید» از عام و خاص  دعوت شده بود به فرانکفورت بیایند وبه احوالات سیاسیه ایران و جهان بپردازند و نام اجلاس خود را بدون کوچکترین اطلاعی از معنای «کنگره» که محل اجتماع نمایندگان منتخب احزاب و سازمانهای سیاسی  می باشد، و نه خلق الله کوچه و بازار، «کنگره!!» گذاشته بودند.

 

تبلیغ کرده بودند که این اجلاس با شرکت عموم علاقمندانی که خود را سکولار دموکرات می دانند و „داوطلبانه، با خرج جيب خود، به اين شهر می آيند، برگزار می شود."

جداً مرحبا به علاقمندان مستمندی که از آمریکا و کانادا و اروپا قدم رنجه فرموده و همه ی دار و ندارشان را در طبق اخلاص گذاشته و به جمع دیگران پیوسته بودند.

اینها فراموش کرده اند که مخارج کلیه کنفرانسها و کنگره های کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در زمان مبارزه با رژیم استبدادی شاه را دانشجویان "داوطلبانه" با خرج جیب شان می پرداختند.


نگاهی به لیست افراد شرکت کننده در جلسات پاریس، کلن، استکهلم و پراک و بوخوم بیندازید تا دم خروس اهالی حزب باد را در این جلسات پیدا کنید. یعنی اکثریت کسانی که با نام "اتحاد برای دموکراسی" کِنت تیمرمن، به پاریس و بعداً به کنفرانس اولاف پالمه در استکهلم و پراگ و کلن و سال گذشته به بوخوم رفته بودند، امسال سر از فرانکفورت درآوردند و "برای آزادی" به نام سکولارهای وطنی! دور هم جمع شدند، و همه و همه از یک قماش هستند.

 

در گذشته برای آلترناتیوسازی با بازی «بنیاد دمکراسی برای ایران» سمینارهای برلین، لندن و پاریس تشکیل  شدند. کنفرانس پاریس را حتی تیمرمن و مناشه امیر با حضور حسین باقرزاده، شهریار آهی و حسن ماسالی شخصاً افتتاح کردند. اما آن تلاش‌ها بی نتیجه ماند، زیرا امکان «تعویض رژیم» بیشتر به خواب و خیال شباهت داشت تا با واقعیت.

 

عده ای با تشکیل این نشست‌ها دراروپا و آمریکا از سالها پیش به دریافت کمک‌های مالی و سیاسی از آمریکا، اسرائیل و چند کشور اروپایی نائل شدند و جیب خود را پر کردند! همچنین مخارج  کل هزینه های نشست شهر کلن را که در آن ۸۲  تن از شهرهای آمریکا و اروپا شرکت کرده بودند، بنیاد وابسته به کنت تیمرمن پرداخته است.

 

 در میان شرکت کنندگان گردهمآیی فرانکفورت مانند جلسات دیگر آقایان آهی وماسالی هم دیده می شدند. و به رسم گذشته «نشستند و گفتند و برخاستند / پی مصلحت مجلس آراستند». مردم ایران به این گروه کاذب اعتنا نکردند و به آن ها خندیدند.

 

اما چرا کوه موش زائید

مسئول سکولار ها در گزارش پایانی "کنگره" اعلام داشت که «من از سازمانهای سیاسی قطع امید کرده ام، این آلترناتیو با اینها تشکیل نخواهد شد. ولی من خودم تدارکات کار را انجام می دهم.». (نگاه کنید به ویدئوی شماره  ۲). جز این هم انتظاری از او نمی رفت .

 

لیدر سکولار ها اظهار داشت که با این "کنگره" میان داخل و خارج پل زده است. کاشف بعمل آمد که فقط دو تن از ایران به این گردهمایی پیام شخصی فرستاده اند که یک نفرشان در این سالها برای اکثر سازمانها پیام می فرستد و دیگری نورچشمی مسئول سکولارها  می باشد و به اسب تروا در ایران شهرت دارد. 

و بالاخره، لیدر سکولار دموکرات ها کشف کرد که افعال و مفعول معلوم گشته اند ولی فاعل (یا  انجام دهنده) همچنان نامعلوم است. و باور به ضرورت ايجاد "آلترناتيو" يک فريضه و خدمت ملی است. و حل آن را به کنگره بعدی ارجاع داد.


آخرین نشست سالانه سکولار دموکرات‌ها با موضوع «چرا سکولارها هنوز متحد نشده‌اند؟» نتوانست به جایی برسد. وهمچنان پراکنده ماند.

 و جالب آنکه  در نطق پایانی "کنگره"، از سازمانهای سیاسی قطع امید شد و اعلام گردید که از این ببعد فعالیت سکولارها بدون احزاب و سازمانهای سیاسی ادامه خواهد یافت و بعبارت دیگر احزاب و سازمانها و گروههای سیاسی بهتر است بروند کشک شان را بسابند.! ( نگاه کنید به ویدئوی شماره ۲) 

کاشف سکولاریسم، سازمان‌سازی را چندین بار در زندگی هفتاد و چند ساله اش با شکست تجربه کرده‌است. و  باز هم قصد دارد با رهبری خود در یک سازمان سراسری  بدون سازمانهای سیاسی  فعالیت کند و در این گردهمایی اظهار داشته است که  «آرزو بر پیرمردها عیب نیست». ( نگاه کنید به ویدئوی شماره ۲) 

هرکسی در بهانه تیزهش است// کس نگوید که دوغ من ترش است

ما که بخیل نیستیم. این گوی و این میدان

 

دکتر پرویز داورپناه

    یکشنبه  ۲۱ تیرماه  ۱۳۹۴ــ ۱۲ ژوئیه  ۲۰۱۵  

 


این هم ویدئوی زیبای «خدا را می شناسم از شما بهتر»

http://www.ehterameazadi.blogspot.de/2015/07/blog-post_65.html

 


مآخذ:

  ۱ ـ   ویدئوی کنگره سکولار دموکراتها در شهر بوخوم آلمان آگوست 2014 (حدود سه دقیقه)

http://www.ehterameazadi.blogspot.de/2015/07/blog-post_23.html

 

 ۲ ـ  ویدئوی گزارش سومین کنگره سکولار دموکراتها فرانکفورت (از دقیقه 29 ببعد)

https://www.youtube.com/watch?v=KDQaoG6FMpU&spfreload=10


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در همین زمینه:

برگزاری "کنگره" طرفداران حزب باد ایران در بوخوم ـ آلمان!

http://ehterameazadi.blogspot.de/2014/08/blog-post_70.html

منبع:پژواک ایران


پرویز داورپناه

فهرست مطالب پرویز داورپناه در سایت پژواک ایران 

* پرویز داورپناه سخنی با تصاحب کنندگان «مهستان»  [2018 Sep] 
*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*چرا پوزش خواهی؟  [2017 Dec] 
*لجن پراکنی پیرامون قتل معصومه مصدق، نوه زنده یاد دکتر محمد مصدق  [2017 Nov] 
*دفتر هنر، ویژه ی محمد مصدق [2017 Oct] 
*چه نباید کرد؟ انتقاد سازنده آری، تحقیر کوبنده نه ! [2017 Sep] 
*حراج «نشان مصدق» در آلمان ‏ [2017 Jun] 
*پرویز داورپناه ‏ کتاب دیگری از شیرین سمیعی به نام شاهنشاه ‏ [2016 Dec] 
*‏ معرفی تارنمای رسمی جبهه ملی ایران ــ تهران ‏ [2016 Oct] 
*مشرف شدن یک تجزیه طلب سکولار به خانه خدا ‏  [2016 Sep] 
* از رهبران کارگران و معلمان زندانی حمایت کنیم [2016 May] 
*«انتخابات» آینده و دوزیست های سیاسی  [2015 Dec] 
*یادی از دکتر حسین فاطمی [2015 Nov] 
*دست آورد فرانکفورت: قطع امید از سازمانها سیاسی؛ عاقبت کوه موش زایید [2015 Jul] 
*در سوگ خسرو شاکری زند [2015 Jul] 
*خسرو شاکری زند؛ در غم دوست شفیق [2015 Jul] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیرمحمّدِ احمدآبادی(مصدق) [2015 Feb] 
*افشاء منبع خبر به نفع کیست؟  [2015 Jan] 
*کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ [2014 Dec] 
*یادی از دکتر فاطمی که به دیکتاتور نه گفت و به مردم آری [2014 Nov] 
*دراویش را تنها نگذاریم [2014 Oct] 
*اسماعیل نوری علا چه کسی را می خواهد فریب دهد [2013 Sep] 
*دانسته ها و پرسش ها در کار سیزدهمین رئیس جمهوری اسلامی [2013 Jul] 
*قیام ملی ۳۰ تیر، انگیزه های مذهبی و دینی نداشت [2013 Jul] 
*نگذاریم خانه و مقبره دکتر مصدق در احمد آباد ویران شود [2013 May] 
*اعتراض به زندانی شدن چهارمین فعال سیاسی ملی گرا [2013 Apr] 
*مهندس هوتن دولتی را فوراً آزاد کنید [2013 Apr] 
*سیاست موازنهً منفی مصدق، چرا وصیت او اجرا نشد؟ [2013 Mar] 
*دوستان و دشمنان کنفدراسیون جهانی  [2013 Jan] 
*دیپلماسی فیس‌بوک جانشین دیپلماسی پینگ پنگ می شود! [2012 Dec] 
*داریوش و پروانه فروهر هرگز نخواهند مرد! [2012 Nov] 
*از «حجاب اجباری» جهان پهلوان تختی تا یک ادعای واهی! [2012 Nov] 
*جان بيماران ايرانی در خطر است [2012 Oct] 
*سکوت معنی دار رفسنجانی در برابر حمله‌ تند روها [2012 Sep] 
* نگاهی کوتاه بر نقش دکتر مصدق در تاریخ نهضت ملی ایران* [2012 Sep] 
*همه ی کارگران زندانی را فوراً و بدون قيد وشرط آزاد کنید [2012 Jun] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیر محمّدِ احمدآبادی (مصدق) [2012 May] 
*پیروزی تاریخی وعبرت انگیز یک زن مصمم در میانمار [2012 Apr] 
*نرگس محمدی را آسوده بگذارید! [2012 Mar] 
*یک نکته ی تاریخی  [2012 Mar] 
*"ای مصدق هزار مردی تو"* [2012 Mar] 
*نوع برخورد دکتر مصدق با انتحابات [2012 Feb] 
*عدالت خواهد آمد، درست در زمانی که همه امید را ازدست داده اند [2012 Jan] 
*به یاد دکتر حسین فاطمی، مردی به استواری کوه [2011 Nov] 
*نگاهی به زندگی هنری مرضيه، چهره شهير و دوست‌داشتنی [2011 Oct] 
*اشرف علیخانی، ستاره ی شبهای تار اوین را آزاد کنید  [2011 Jun] 
*ایران با فرزاد کمانگر است [2011 May] 
*سال ۱۳۹۰، سال برکناری دیکتاتورهاست  [2011 Apr] 
*خطر توطئه اسب تروا هنوز بر طرف نشده است [2011 Feb] 
*ملت ایران تاکنون چنین «دولتمردان» آدمکشی را بخود ندیده است [2011 Jan] 
*یادی از حسین فاطمی یار وفادار مصدق  [2010 Nov] 
*شباهت پیامدهای دو کودتا در ایران [2010 Aug] 
*به سرگردانی و بلاتکلیفی محمد مصطفایی، وکیل محرومان ایرانی پایان دهید [2010 Aug] 
*رهبری مصدق در قیام ملی سی تیر و کشتی بی سکان جنبش سبز [2010 Jul] 
*مقام رفیع دکتر غلامحسین صدیقی در نهضت ملی ایران [2010 Jun] 
*جبهه ملی ایران و کتمان حقیقت [2010 Apr] 
*فیس بوک قابل اعتماد نیست [2010 Apr] 
*«ما را حتی امان گریه ندادند» [2010 Mar] 
*دستگیری ریگی و ادامه دسیسه های مشکوک! [2010 Feb] 
*تجاوز به حریم خانواده ها توسط مدعیان حکومت عدل علی  [2010 Feb] 
*نگرانی دو چندان از وضعیت دکتر حسین موسویان [2010 Jan] 
*وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران در آستانهً سال نو میلادی  [2010 Jan] 
*تکرار قتل های زنجیره ای جدی است  [2009 Nov] 
*اعدام دکترحسین فاطمی [2009 Nov] 
*کودتاچیان و رکن چهارم دموکراسی [2009 Nov] 
*کمتر معلمی است که شرمنده ی خانواده اش نباشد  [2009 Oct] 
*دستگیری خانواده های زندانیان سیاسی  [2009 Oct] 
*حکومت وحشت خامنه ای و ايرانيان ذلت ناپذير  [2009 Sep] 
*صد رحمت به دیوان بلخ! [2009 Sep] 
*روز پنجشنبه با شعار«جمهوری ایرانی» مردم از اصلاح طلبان عبور کردند [2009 Aug] 
*درسهای قیام ملی سی تیر و قیام مردمی پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد [2009 Jul] 
*تشکبل «دولت سایه» در جمهوری اسلامی مبارک! [2009 Jun] 
*ائتلاف شخصیت های کاذب ایرانی و گروه «کنت تیمرمن» از لابیگران اسرائیل [2009 May] 
*طبل توخالی اپوزیسیون يا نقدی بر معنی و واقعیت اپوزیسیون [2009 May] 
*مصدق و کارگران ایران [2009 May] 
*جشن اول ماه مه، مصدق و کارگران ایران [2008 Apr] 
*کـُدام انتخابات آزاد با نظارت استصوابی شورای نگهبان؟!  [2007 Dec]