صد رحمت به دیوان بلخ!
پرویز داورپناه

گنه کرد دربلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری
پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد و کشتار دهها نفر در تظاهرات و دستگیری صدها نفر در خیابانهای تهران و شهرستانهای ایران، کودتاچیان، چهار دادگاه نمایشی ترتیب داده کیفر خواستی علیه متهمان مطرح ساختند که عاری از هر گونه مبانی حقوقی و دلائل محکمه پسند می باشد و ضربه ای سخت بر اعتبار دستگاه قضائی کشور وارد کرده است.
داوری و قضاوت در حکومت اسلامی از آغاز تا کنون، هیچگاه بر پایه اصول عدالت و موازین دادرسی معمول در جهان و منطبق با حقوق بشر نبوده است. رقم اعدام شدگان سیاسی و غیر سیاسی در این سی سال بیش از ده هزار نفر بوده است. در سی سال گذشته حد اقل ده ها هزار نفر از فعالان سیاسی دستگیر شده بعد از دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و به سلولهای انفرادی و بازداشتگاه های نامعلوم منتقل گردیده از حقوق اولیه یک انسان محروم شده اند.
دادگاه جمهوری اسلامی، چیزی از دیوان بلخ کم ندارد. در فرهنگ دهخدا در باره ی «دیوان بلخ» می خوانیم: «گویند در شهر بلخ قاضیان احکام نادرستی صادر می کردند، بیگناهان را بزهکار و گناهکاران را معصوم جلوه میدادند، از اینرو دیوان بلخ مَثَل هر دادگاه و محکمه ای شده است که احکام آن برخلاف حق باشد.»
جمله ی «مگر اینجا شهر بلخ است؟» درست مترادف با این عبارت است که می گویند: «مگر اینجا شهر هرت است؟».
ازدیوان بلخ حکایت های مختلفی نقل کرده اند که همه خواندنی است از این قبیل:
مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»
اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌گوید. مُرده!»
مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. مدتی پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!» (کتاب کوچه / ب۲ / ص۱۴۶۳)
نظام قضائی در هر جامعه ملجاء و پناهگاه مردم و پاسدار مال ،جان و آبروی شهروندان در برابر هر گونه بیعدالتی، تجاوز و ناحق است، از جانب هر کس یا هر مقام و قدرت ممکن که باشد. شکستن این جایگاه به معنای فرو ریختن امید و اعتماد کل جامعه است. کودتاچیان برای سرکوب جوانان و نابودی مخالفان با روش های غیر قانونی و غیر انسانی خود، هر گونه تهمت و توهین و تحقیری به دستگیرشدگان را مجاز می شمارند. گفتن ندارد که نگهداری متهمین در بازداشتگاه بیش از ۲۴ ساعت بدون تفهیم اتهام، طبق قانون خود اساسی جمهوری اسلامی ممنوع است و از سوی دیگر برخورداری متهم از حق داشتن وکیل و حضور وی در جلسات دادگاه و محاکمه از مصرحات نظام دادرسی و قضایی کشور است. کسانی که ادعای دیانت و قانونگرایی آنان گوش فلک را کر کرده است، با چه مجوزی بیش از دو ماه و در شرایط بسیار ناگوار که اخبار تکاندهنده آن دهان به دهان در داخل و خارج از کشور بگوش می رسد، عده کثیری از فرزندان ملت ایران را در بازداشت نگهداشته و بدون اطلاع و حضور وکیل به محاکمه آنان می پردازند؟!
هدف اصلی صحنه های نمایشی که به نام دادگاه و محاکمه عرضه شد منفعل کردن نیروهای سیاسی و افراد معترض به نتایج انتخابات بود، بدین صورت که از زبان بازداشت شدگان مظلوم اتهام تقلب در انتخابات را از پرونده صحنه گردانان آن پاک کند، بی خبر ازآنکه احساسات جریحه دار شده میلیون ها انسان ازاین جنایات همچنان خواستار شناسائی عاملان و آمران و محاکمه و مجازات آنان خواهد بود.
وقتی کودتاچیان با چهره‌های سرشناس خودی که بیش از سه دهه با آنان در خدمت به اهداف نظام اسلامی همکاری داشته اند، اینگونه رفتار می کنند، می توان تصور کرد که با جوانان معصوم و شهروندان عادی کشور چه کرده اند و خواهند کرد؟
ملت بیدار ایران به خوبی میداند که طبق قوانین سازمان جهانی حقوق بشر، هر گونه اعتراف و اقرار که در محیط حبس و زندان و در شرایط رعب و فشار و وحشت اخذ شده باشد از درجه اعتبار ساقط بوده هیچگونه اعتبار حقوقی ندارد. برگذاری این دادگاه‌ها حتی بر اساس قوانینی که در جمهوری اسلامی به تصویب رسیده، و شیوه بازداشت، بازجویی و محاکمه در آن مشخص شده، کاملاً غیرقانونی و محکوم است. آنچه در این چهار جلسه نمایشی به نام دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان اتفاق افتاد، کمترین شباهتی به یک دادگاه نداشت و در حقیقت نمایش مشمئز کننده اعترافات اجباری انسان های شکنجه شده بود. ادعانامه دادستان با صراحت تمام مواضع ولی فقیه و فرماندهان سپاه و دیگر کودتاچیان مبنی بر تئوری انقلاب مخملی را تکرار و کودتای انتخاباتی را توجیه می کرد.
کودتاچیان حاکم با برپایی این تئاتر مضحک به نام دادگاه علیه جنبش مردمی و همه نیروهای مترقی، آزادیخواه و میهن دوست، اقدام کرده اند. این نخستین بار نیست که در رژیم ولایت فقیه گروههای معارض هیات حاکمه به پای میز محاکمه کشیده می شوند، اما این بار نخست است که دستگاه قضایی در این سطح و با این تعداد افراد و تنوع اتهام، تشکیل جلسه عمومی داده برای اثبات امری دروغ به نام "انقلاب مخملی" همه امکانات خود را بسیج می نماید. نهاد قضایی در رژیم ولایت فقیه فاقد استقلال بوده و همواره به عنوان ابزار سرکوب در خدمت ارتجاع و استبداد بکار رفته است. که متهمان آن بدون برخورداری از حق حضور وکیل، با ارعاب و زور در جلسه به جرم های ناکرده اعتراف می کنند مهر تایید دیگری بر این مدعا محسوب می شود.
نمایش رسوای محاکمات صد ها تن به اتهام "اغتشاش" و پخش اعتراف اجباری از رادیو و تلویزیون در زمان برگذاری این به اصطلاح "دادگاه" مهر تایید دیگری بر این مدعا قلمداد می شود. که متهمان آن بدون برخورداری از حق حضور وکیل، با ارعاب و زور در جلسه به جرم های ناکرده اعتراف می کنند؟
این دادگاه های نمایشی و رسوا، اجرای مرحله دیگری از کودتای انتخاباتی است. هدف عمده کودتاچیان در این مرحله به عقب راندن جنبش مردمی، فشار به اصلاح طلبان برای مصالحه و سازش و در انتها حذف کامل همه نیروهای مقاوم است.
این نمایش های شناخته شده که رونوشت مندرسی از محاکمات معروف استالینی سال های سی قرن بیستم میلادی است و هم در گذشته و هم امروز بدست مشاوران آموزش دیده در نظام های توتالیتر سابق اروپای شرقی ترتیب داده شده و می شود در دنیای امروز نه در افکار عمومی ملت ایران و نه نزد مردم جهان کمترین اثری، مگر بی آبرو ساختن باز هم بیشتر نظام حاکم بر ایران، ندارد.
باید متحد و مصمم در برابر این دسائس ایستادگی کرد و جهت آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی، اعاده حیثیت از همه بازداشت شدگان و معرفی و محاکمه همه ی طراحان و مجریان این جنایت ها کوشش کرد و برای برکناری دولت کودتا، جنبش دموکراسی خواهی را سازمان داد.

دکتر پرویز داورپناه
۱۲ شهریور ماه ۱۳۸۸برابر سوم سپتامبر ۲۰۰۹
منبع: یادداشت های روز ، سایت دیدگاه

منبع:دیدگاه


پرویز داورپناه

فهرست مطالب پرویز داورپناه در سایت پژواک ایران 

*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*چرا پوزش خواهی؟  [2017 Dec] 
*لجن پراکنی پیرامون قتل معصومه مصدق، نوه زنده یاد دکتر محمد مصدق  [2017 Nov] 
*دفتر هنر، ویژه ی محمد مصدق [2017 Oct] 
*چه نباید کرد؟ انتقاد سازنده آری، تحقیر کوبنده نه ! [2017 Sep] 
*حراج «نشان مصدق» در آلمان ‏ [2017 Jun] 
*پرویز داورپناه ‏ کتاب دیگری از شیرین سمیعی به نام شاهنشاه ‏ [2016 Dec] 
*‏ معرفی تارنمای رسمی جبهه ملی ایران ــ تهران ‏ [2016 Oct] 
*مشرف شدن یک تجزیه طلب سکولار به خانه خدا ‏  [2016 Sep] 
* از رهبران کارگران و معلمان زندانی حمایت کنیم [2016 May] 
*«انتخابات» آینده و دوزیست های سیاسی  [2015 Dec] 
*یادی از دکتر حسین فاطمی [2015 Nov] 
*دست آورد فرانکفورت: قطع امید از سازمانها سیاسی؛ عاقبت کوه موش زایید [2015 Jul] 
*در سوگ خسرو شاکری زند [2015 Jul] 
*خسرو شاکری زند؛ در غم دوست شفیق [2015 Jul] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیرمحمّدِ احمدآبادی(مصدق) [2015 Feb] 
*افشاء منبع خبر به نفع کیست؟  [2015 Jan] 
*کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ [2014 Dec] 
*یادی از دکتر فاطمی که به دیکتاتور نه گفت و به مردم آری [2014 Nov] 
*دراویش را تنها نگذاریم [2014 Oct] 
*اسماعیل نوری علا چه کسی را می خواهد فریب دهد [2013 Sep] 
*دانسته ها و پرسش ها در کار سیزدهمین رئیس جمهوری اسلامی [2013 Jul] 
*قیام ملی ۳۰ تیر، انگیزه های مذهبی و دینی نداشت [2013 Jul] 
*نگذاریم خانه و مقبره دکتر مصدق در احمد آباد ویران شود [2013 May] 
*اعتراض به زندانی شدن چهارمین فعال سیاسی ملی گرا [2013 Apr] 
*مهندس هوتن دولتی را فوراً آزاد کنید [2013 Apr] 
*سیاست موازنهً منفی مصدق، چرا وصیت او اجرا نشد؟ [2013 Mar] 
*دوستان و دشمنان کنفدراسیون جهانی  [2013 Jan] 
*دیپلماسی فیس‌بوک جانشین دیپلماسی پینگ پنگ می شود! [2012 Dec] 
*داریوش و پروانه فروهر هرگز نخواهند مرد! [2012 Nov] 
*از «حجاب اجباری» جهان پهلوان تختی تا یک ادعای واهی! [2012 Nov] 
*جان بيماران ايرانی در خطر است [2012 Oct] 
*سکوت معنی دار رفسنجانی در برابر حمله‌ تند روها [2012 Sep] 
* نگاهی کوتاه بر نقش دکتر مصدق در تاریخ نهضت ملی ایران* [2012 Sep] 
*همه ی کارگران زندانی را فوراً و بدون قيد وشرط آزاد کنید [2012 Jun] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیر محمّدِ احمدآبادی (مصدق) [2012 May] 
*پیروزی تاریخی وعبرت انگیز یک زن مصمم در میانمار [2012 Apr] 
*نرگس محمدی را آسوده بگذارید! [2012 Mar] 
*یک نکته ی تاریخی  [2012 Mar] 
*"ای مصدق هزار مردی تو"* [2012 Mar] 
*نوع برخورد دکتر مصدق با انتحابات [2012 Feb] 
*عدالت خواهد آمد، درست در زمانی که همه امید را ازدست داده اند [2012 Jan] 
*به یاد دکتر حسین فاطمی، مردی به استواری کوه [2011 Nov] 
*نگاهی به زندگی هنری مرضيه، چهره شهير و دوست‌داشتنی [2011 Oct] 
*اشرف علیخانی، ستاره ی شبهای تار اوین را آزاد کنید  [2011 Jun] 
*ایران با فرزاد کمانگر است [2011 May] 
*سال ۱۳۹۰، سال برکناری دیکتاتورهاست  [2011 Apr] 
*خطر توطئه اسب تروا هنوز بر طرف نشده است [2011 Feb] 
*ملت ایران تاکنون چنین «دولتمردان» آدمکشی را بخود ندیده است [2011 Jan] 
*یادی از حسین فاطمی یار وفادار مصدق  [2010 Nov] 
*شباهت پیامدهای دو کودتا در ایران [2010 Aug] 
*به سرگردانی و بلاتکلیفی محمد مصطفایی، وکیل محرومان ایرانی پایان دهید [2010 Aug] 
*رهبری مصدق در قیام ملی سی تیر و کشتی بی سکان جنبش سبز [2010 Jul] 
*مقام رفیع دکتر غلامحسین صدیقی در نهضت ملی ایران [2010 Jun] 
*جبهه ملی ایران و کتمان حقیقت [2010 Apr] 
*فیس بوک قابل اعتماد نیست [2010 Apr] 
*«ما را حتی امان گریه ندادند» [2010 Mar] 
*دستگیری ریگی و ادامه دسیسه های مشکوک! [2010 Feb] 
*تجاوز به حریم خانواده ها توسط مدعیان حکومت عدل علی  [2010 Feb] 
*نگرانی دو چندان از وضعیت دکتر حسین موسویان [2010 Jan] 
*وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران در آستانهً سال نو میلادی  [2010 Jan] 
*تکرار قتل های زنجیره ای جدی است  [2009 Nov] 
*اعدام دکترحسین فاطمی [2009 Nov] 
*کودتاچیان و رکن چهارم دموکراسی [2009 Nov] 
*کمتر معلمی است که شرمنده ی خانواده اش نباشد  [2009 Oct] 
*دستگیری خانواده های زندانیان سیاسی  [2009 Oct] 
*حکومت وحشت خامنه ای و ايرانيان ذلت ناپذير  [2009 Sep] 
*صد رحمت به دیوان بلخ! [2009 Sep] 
*روز پنجشنبه با شعار«جمهوری ایرانی» مردم از اصلاح طلبان عبور کردند [2009 Aug] 
*درسهای قیام ملی سی تیر و قیام مردمی پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد [2009 Jul] 
*تشکبل «دولت سایه» در جمهوری اسلامی مبارک! [2009 Jun] 
*ائتلاف شخصیت های کاذب ایرانی و گروه «کنت تیمرمن» از لابیگران اسرائیل [2009 May] 
*طبل توخالی اپوزیسیون يا نقدی بر معنی و واقعیت اپوزیسیون [2009 May] 
*مصدق و کارگران ایران [2009 May] 
*جشن اول ماه مه، مصدق و کارگران ایران [2008 Apr] 
*کـُدام انتخابات آزاد با نظارت استصوابی شورای نگهبان؟!  [2007 Dec]