تجاوز به حریم خانواده ها توسط مدعیان حکومت عدل علی
پرویز داورپناه

هشت ماه پس از کودتای ۲۲ خرداد ۸۸ ، رژیم اسلامی، بر حجم بازداشتها و صدور احکام اعدام تظاهر کنندگان و  زندانیان سیاسی و اجتماعی در سراسر ایران افزوده است. ماه هاست که گروه ضربتی لباس شخصی ها در برابر چشمهای حیرت زده ناظران داخلی و بین المللی با شدت و خشونت بی سابقه ای، تظاهرات آرام و توأم با سکوت چند میلیونی مردم در سراسر کشور را در هم می کوبد و ضمن کشتن و مجروح کردن و بازداشت جمع کثیری از هموطنان بی گناه، به دانشگاه ها، خوابگاه های دانشجویان و حتی منازل مردم حمله ور شده  و علاوه بر ضرب و شتم شدید دانشجویان و دیگر شهروندان و تخریب لوازم و وسایل آنان، بالغ بر هزاران نفر از مردمی را که «گناهی» جز مشارکت پرشور و آرام و متین در انتخابات ریاست جمهوری  و اعتراضات متعاقب آن نداشتند، بازداشت و روانه زنداتها کرده است. زنانی زندانی شدند و به آنها تجاوز شد که گناهی جز آزادیخواهی و حق جویی نداشته اند. این هتک آبروی یک نظام مدعی عدل علی است که زنان را که سمبل رأفت و شفقت و افتخار یک ملّتند، به زندان بیافکند.

عاملین این خشونت و کشتار برای توجیه اقدامات مغایر با قانون، دین و حقوق انسانی به عادت و روال همیشه، میلیون ها مردم معترض را به آشوب طلبی، مزدوری بیگانگان و تدارک انقلاب مخملی و براندازی و اقدام علیه امنیت و محاربه متهم کرده اند و احکام اعدام برای جوانان صادر می کنند.

آیا تقلب هایی که در انتخابات صورت گرفت و اقدامات خشن بعد از آن، همه برای پاسداری آزادی و حق رأی مردم، تحقق عدالت یا حفظ اساس جمهوریت نظام بود؟ آیا غیر از این است که آنها عملاً حق آزادی انتخاب را از مردم سلب و بنیان نظام را متزلزل کردند و موجب بروز بیزاری نسبت به مدعیان مذهب عدل علی میان جوانان شدند؟ چه کسی است که نداند در نبود آزادی قلم و بیان و حاکمیت مردم و در نبود مطبوعات و احزاب مستقل و در حالی که هر نوع انتقاد به سیاست های حکومت با اتهام تشویش اذهان یا تبلیغ برضد نظام سرکوب می شود، حفظ کشور از خطر وابستگی و دادن امتیازات استقلال شکن به بیگانگان بسیار دشوار است. 

کودتاگران  که به حقوق اساسی ملت ارج نمی نهند، هرگز قادر به ایفای نقش خود در اداره مملکت نخواهند بود. تجربیات تاریخی نشان می دهد حکومت هایی  که فاقد مشروعیت اند، برای حفظ موقعیت خود از منابع و ثروت های ملی و استقلال و عزت و افتخار ملت هزینه می کنند.

تجربه سایر کشورها نشان می دهد که هر چه سركوب‌ها خونين‌تر باشد، مردم در سوک جانباختگان بيشتری خواهند نشست، خشم بيشتری در درون و برون ايران برانگيخته می‌شود و لاف قدرت رژيم كمرنگ و كمرنگ‌تر خواهد شد. آيا ايران به نقطه‌ی بی‌بازگشت رسيده، و اگر چنين است چه آينده‌ای در پيش خواهد داشت؟ چه معنايی برای منطقه دارد؟ 
به گزارش خبرنگاران بدون ‌مرز، دولت سرداران سپاهی در حال حاضر بيشترين تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در جهان را دارد. تلاش‌های گسترده‌ای هم برای نظارت بر گردش اطلاعات انجام می‌شود و مسوولان ايرانی كه پيشتر توييتر را بسته بودند، سرويس توييتر-مانند گوگل، گوگل‌باز، را هم مختل كرده‌اند. آن‌ها اميدوارند كه مثل چين، سيستم‌های توييت و باز خود را جايگزين آن‌ها كنند. در ضمن، ارتباطات تلفن همراه و رايانامه در روز اعتراضات از كار می‌افتند. كاركنان سفارت‌ خانه های خارجی به جرم صحبت با مخالفان دستگير می‌شوند و خبرنگاران خارجی به شدت زير نظر هستند. زمامداران حرمت زنان و سالخوردگان را هم نگاه نمی‌دارند: گزارش‌های بسياری هست كه چماق‌داران پيرزنان و پیرمردان را كتك می‌زنند و دختران معترض را می‌ربايند. رهبران مخالف و خانواده اشان با همه‌ی سرشناسی خود كتك می‌خورند: شبه‌نظاميان بسيجی خودروهای خاتمی و كروبی را به محض ورود به تظاهرات درهم می شكتند. اقتدار اخلاقی رژيم به سرعت در حال رنگ باختن است چون هر روز مناسبتی مهم به يك آزمون استقامت بدل می‌شود و روزهای ديگر هم روند فروغلتيدن كشور به شرايط اضطراری دائمی است.

احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت ملت و آینده کشور حکم می کند که اجازه ندهیم نومیدی و انفعال در جوانان  نفوذ کند. درست است که دولتمداران از تمکین در برابر حق و عدالت و خواست اکثریت مردم امتناع نمودند و راهپیمایی های مسالمت آمیز ملت بزرگ ایران را با خشونت در هم شکسته اند، اما این به معنای پایان ماجرا نیست زیرا مردم در این آزمون مهم تاریخی، قدرت ملی خود را بازیافتند و به لحاظ اخلاقی پیروز شدند. آنان ثابت کردند که از بلوغ فکری و رشد اخلاقی بالایی برخوردارند و بر مخالفت با هر نوع مداخله قدرتهای خارجی در اموری که به ملت ایران مربوط است اصرار می ورزند. هر نوع خشونت و افراطی گری را رد می کنند و اجازه نمی دهند دفاع مدنی آنها از مسیر اعتدال و مسالمت جویی خارج شود.

بعد از اعدام مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی و صدور حکم اعدام برای ۹ نفر دیگر از مخالفان، نگرانی‌های بین‌المللی افزایش یافته است. با درخواست سازمان عفو بین‌الملل، گزارشگران بدون مرز و سازمانهای حقوق بشر ایرانی، گزارشی از کارنامه حکومت اسلامی به اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ارائه شده است که بزودی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در جلسه ای که پیش از آن توسط سازمانهای حقوق بشری نظیر عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر و فدراسیون جامعۀ حقوق بشر و برخی از سازمانهای غیر دولتی ایرانی فعال در حقوق بشر تشکیل می شود، وضعیت خاص حقوق بشر در ایران مورد بررسی قرار می گیرد.  

آیا اگر گروههای سیاسی داخل نظام نسبت به اجرای حقوق شهروندی زندانیان سیاسی به حکومت هشدار می دادند حداقل جان برخی ازقربانیان حفظ نمی شد؟

آیا اگر سازمانهای فعال حقوق بشر نسبت به جان زندانیان سیاسی حساسیت بیشتری به خرج می دادند و از دولت جمهوری اسلامی می خواستند که به تعهدات بین المللی خود عمل کند آیا تا به این حد شاهد مرگ زندانیان بودیم؟

اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به منظور بررسی شرایط و نحوه رعایت و اجرای موازین حقوق بشر در ایران در ژنو آغاز به کار کرده است. مطالبه حقوق شهروندی کمترین خواسته ای است که از سازمانهای حقوق بشر و گروههای سیاسی انتظار می رود. 
بدون شک حکومت در پی این اعدام ها اهداف مختلفی را پیگیری میکند از جمله ترساندن و ایجاد رعب و وحشت میان فعالان سیاسی ـ اجتماعی تا دایره عمل و فعالیت آنها را محدود کند، به همین دلیل فعالان حقوق بشر باید همه جانبه از حکومت ایران بخواهند در جهت حفظ جان زندانیان تلاش نماید. هر ایرانی موظف است  گزارشی از مشاهدات خود و نقض حقوق بشر و فجایع رژیم اسلامی را به اجلاس ژنو و سایرکنفرانسهای حقوق بشری  ارائه دهد. 

دکتر پرویز داورپناه

۱۵ فوریه ۲۰۱۰  برابر ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸

منبع:پژواک ایران


پرویز داورپناه

فهرست مطالب پرویز داورپناه در سایت پژواک ایران 

*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*داستان «هموندی» که رئیس شد!  [2018 Jun] 
*چرا پوزش خواهی؟  [2017 Dec] 
*لجن پراکنی پیرامون قتل معصومه مصدق، نوه زنده یاد دکتر محمد مصدق  [2017 Nov] 
*دفتر هنر، ویژه ی محمد مصدق [2017 Oct] 
*چه نباید کرد؟ انتقاد سازنده آری، تحقیر کوبنده نه ! [2017 Sep] 
*حراج «نشان مصدق» در آلمان ‏ [2017 Jun] 
*پرویز داورپناه ‏ کتاب دیگری از شیرین سمیعی به نام شاهنشاه ‏ [2016 Dec] 
*‏ معرفی تارنمای رسمی جبهه ملی ایران ــ تهران ‏ [2016 Oct] 
*مشرف شدن یک تجزیه طلب سکولار به خانه خدا ‏  [2016 Sep] 
* از رهبران کارگران و معلمان زندانی حمایت کنیم [2016 May] 
*«انتخابات» آینده و دوزیست های سیاسی  [2015 Dec] 
*یادی از دکتر حسین فاطمی [2015 Nov] 
*دست آورد فرانکفورت: قطع امید از سازمانها سیاسی؛ عاقبت کوه موش زایید [2015 Jul] 
*در سوگ خسرو شاکری زند [2015 Jul] 
*خسرو شاکری زند؛ در غم دوست شفیق [2015 Jul] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیرمحمّدِ احمدآبادی(مصدق) [2015 Feb] 
*افشاء منبع خبر به نفع کیست؟  [2015 Jan] 
*کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ [2014 Dec] 
*یادی از دکتر فاطمی که به دیکتاتور نه گفت و به مردم آری [2014 Nov] 
*دراویش را تنها نگذاریم [2014 Oct] 
*اسماعیل نوری علا چه کسی را می خواهد فریب دهد [2013 Sep] 
*دانسته ها و پرسش ها در کار سیزدهمین رئیس جمهوری اسلامی [2013 Jul] 
*قیام ملی ۳۰ تیر، انگیزه های مذهبی و دینی نداشت [2013 Jul] 
*نگذاریم خانه و مقبره دکتر مصدق در احمد آباد ویران شود [2013 May] 
*اعتراض به زندانی شدن چهارمین فعال سیاسی ملی گرا [2013 Apr] 
*مهندس هوتن دولتی را فوراً آزاد کنید [2013 Apr] 
*سیاست موازنهً منفی مصدق، چرا وصیت او اجرا نشد؟ [2013 Mar] 
*دوستان و دشمنان کنفدراسیون جهانی  [2013 Jan] 
*دیپلماسی فیس‌بوک جانشین دیپلماسی پینگ پنگ می شود! [2012 Dec] 
*داریوش و پروانه فروهر هرگز نخواهند مرد! [2012 Nov] 
*از «حجاب اجباری» جهان پهلوان تختی تا یک ادعای واهی! [2012 Nov] 
*جان بيماران ايرانی در خطر است [2012 Oct] 
*سکوت معنی دار رفسنجانی در برابر حمله‌ تند روها [2012 Sep] 
* نگاهی کوتاه بر نقش دکتر مصدق در تاریخ نهضت ملی ایران* [2012 Sep] 
*همه ی کارگران زندانی را فوراً و بدون قيد وشرط آزاد کنید [2012 Jun] 
*سروده هایی از شاعران میهن دوستِ نامی برای پیر محمّدِ احمدآبادی (مصدق) [2012 May] 
*پیروزی تاریخی وعبرت انگیز یک زن مصمم در میانمار [2012 Apr] 
*نرگس محمدی را آسوده بگذارید! [2012 Mar] 
*یک نکته ی تاریخی  [2012 Mar] 
*"ای مصدق هزار مردی تو"* [2012 Mar] 
*نوع برخورد دکتر مصدق با انتحابات [2012 Feb] 
*عدالت خواهد آمد، درست در زمانی که همه امید را ازدست داده اند [2012 Jan] 
*به یاد دکتر حسین فاطمی، مردی به استواری کوه [2011 Nov] 
*نگاهی به زندگی هنری مرضيه، چهره شهير و دوست‌داشتنی [2011 Oct] 
*اشرف علیخانی، ستاره ی شبهای تار اوین را آزاد کنید  [2011 Jun] 
*ایران با فرزاد کمانگر است [2011 May] 
*سال ۱۳۹۰، سال برکناری دیکتاتورهاست  [2011 Apr] 
*خطر توطئه اسب تروا هنوز بر طرف نشده است [2011 Feb] 
*ملت ایران تاکنون چنین «دولتمردان» آدمکشی را بخود ندیده است [2011 Jan] 
*یادی از حسین فاطمی یار وفادار مصدق  [2010 Nov] 
*شباهت پیامدهای دو کودتا در ایران [2010 Aug] 
*به سرگردانی و بلاتکلیفی محمد مصطفایی، وکیل محرومان ایرانی پایان دهید [2010 Aug] 
*رهبری مصدق در قیام ملی سی تیر و کشتی بی سکان جنبش سبز [2010 Jul] 
*مقام رفیع دکتر غلامحسین صدیقی در نهضت ملی ایران [2010 Jun] 
*جبهه ملی ایران و کتمان حقیقت [2010 Apr] 
*فیس بوک قابل اعتماد نیست [2010 Apr] 
*«ما را حتی امان گریه ندادند» [2010 Mar] 
*دستگیری ریگی و ادامه دسیسه های مشکوک! [2010 Feb] 
*تجاوز به حریم خانواده ها توسط مدعیان حکومت عدل علی  [2010 Feb] 
*نگرانی دو چندان از وضعیت دکتر حسین موسویان [2010 Jan] 
*وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران در آستانهً سال نو میلادی  [2010 Jan] 
*تکرار قتل های زنجیره ای جدی است  [2009 Nov] 
*اعدام دکترحسین فاطمی [2009 Nov] 
*کودتاچیان و رکن چهارم دموکراسی [2009 Nov] 
*کمتر معلمی است که شرمنده ی خانواده اش نباشد  [2009 Oct] 
*دستگیری خانواده های زندانیان سیاسی  [2009 Oct] 
*حکومت وحشت خامنه ای و ايرانيان ذلت ناپذير  [2009 Sep] 
*صد رحمت به دیوان بلخ! [2009 Sep] 
*روز پنجشنبه با شعار«جمهوری ایرانی» مردم از اصلاح طلبان عبور کردند [2009 Aug] 
*درسهای قیام ملی سی تیر و قیام مردمی پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد [2009 Jul] 
*تشکبل «دولت سایه» در جمهوری اسلامی مبارک! [2009 Jun] 
*ائتلاف شخصیت های کاذب ایرانی و گروه «کنت تیمرمن» از لابیگران اسرائیل [2009 May] 
*طبل توخالی اپوزیسیون يا نقدی بر معنی و واقعیت اپوزیسیون [2009 May] 
*مصدق و کارگران ایران [2009 May] 
*جشن اول ماه مه، مصدق و کارگران ایران [2008 Apr] 
*کـُدام انتخابات آزاد با نظارت استصوابی شورای نگهبان؟!  [2007 Dec]