منبعی مشترک در یهودستیزی میان اسلام گرایان و چپ ایرانی (۱)
محمد محمودی
از زمان تاسیس حکومت اسلامی در ایران دشمنی با اسرائیل با هدف نابودی آن کشور جزء اصلی دکترین سیاسی و پایۀ بلامنازع سیاست خارجی حکومت اسلامی شده است. برای این دکترین از منابع مختلفی استفاده می شود و در ارائۀ دلیل برای این دشمنی از منابعی تغذیه فکری می شود که چپ ایرانی نیز برای خود کشف کرده است. کمپین "انزوا، عدم سرمایه گذاری و تحریم"(۱) یکی از مهمترین آنهاست. این کمپین که رسماً کار خود را با انتشار مانیفست خود(۲) از سال ۲۰۰۵ آغاز کرد، هدفش منزوی ساختن اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اسرائیل بوده است. شعار این کمپین در کنار دیگر موارد پایان بخشیدن به تصرف و استعمار همۀ سرزمین های عربی می باشد. البته در این شعار جای تردید و دور بودن از واقعیت باقی است، که منظور از همۀ سرزمین های عربی چیست؟ آیا اشغال نظامی برای دفاع از خود به دلیل موشک پراکنی های دائمی را می توان به سادگی تصرف و مستعمره سازی خواند؟ مورد دیگر این است که این کمپین خواهان بازگشت همۀ فلسطینی هائی است که از سال ۱۹۴۷ دست به مهاجرت یا اختیاری و یا اجباری زده اند می شود. عملا اگر کسی در زمان جوانی ۲۰ ساله بوده است امروز در سن ۱۰۰ سالگی باید به سرزمین فلسطین بازگردد، اما سوال طبیعی این است که چه کسی را اینان فلسطینی می خوانند؟
این کمپین ریشه های تاریخی دارد و حتی می توان گفت قبل از تاسیس حکومت و دولت اسرائیل وجود داشته است. سال ۱۹۲۰ عرب های منطقه علیه یه شو اعلام تحریم می کنند. یه شو به مناطق یهودی نشین در سرزمین فلسطین قبل از تاسیس اسرائیل گفته می شد. کارگزاران این تحریم ناسیونالیست های عرب بودند که علیه شرکت ها و معاملات یهودیان اعلام تحریم کرده بودند. این تحریم فعالیت های دیگر سازمان های عرب و مسلمان را به دنبال آورد از جمله تحریم از سوی کنگره جهانی اسلام ۱۹۳۱ یا مٌنَظمَه العَمَل العَربیّه (فدراسیون کارگری عرب) سال ۱۹۳۴.
سال ۱۹۳۳ که در آلمان رسماً تحریم و بایکوت یهودیان اعلام گردید، همزمان مفتی بزرگ فلسطین محمد امین الحسینی به رژیم نازی قول داد که این تحریم و بایکوت را در میان مسلمانان ترویج کند. الحسینی به عنوان مفتی اورشلیم از سوی قدرت حاکم بریتانیا از سال ۱۹۲۱ منسوب گردیده بود.
از دسامبر ۱۹۴۵ اتحادیۀ تازه تاسیس عرب همۀ معاملات و روابط با یهودیان را تحریم کرد. اتحادیه عرب اگر چه به این تحریم در طول زمان وفادار نماند اما هرگز از اصول مدون خود حذف نکرده است. بنا به ادعای دستاندرکاران این کمپین در انتفاضیه اول به صورت گروه های کوچک مددیاری با کمک های مالی سازمان های خارجی بوجود آمده و علیه نیروهای اشغالگر اسرائیل پس از شکست صلح اوسلو از سال ۲۰۰۰ با اسرائیل می جنگد. بعد از انتفاضیه دوم برای آماده سازی حرکت های اقتصادی و سیاسی علیه اسرائیل در فوریه ۲۰۰۱ در تهران حکومت اسلامی به اسرائیل اتهام برقراری آپارتاید، جنایت علیه بشریت و انجام هولوکاست های متعدد علیه اعراب را به یک اصل در این کمپین تبدیل می کند. با این روش راه برای حمله به سازمان های غیرانتفاعی و مددیاری یهودی در کنفرانس های جهانی با محور یهودستیزی باز می گردد. در قطعنامه در افریقای جنوبی در کنفرانس سازمان های غیرانتفاعی متنی به تصویب رسانده می شود که دادگاهی علیه تنها اسرائیل برگزار شده و همۀ کشورها سیاست تحریم همه جانبه و بی قید و شرط اسرائیل را به عنوان رژیم آپارتاید پیش گیرند. اینگونه قطعنامه ها روش تحریم علیه افریقای جنوبی را برای اسرائیل تجویز می کردند. نکته مهم این است که در این قطعنامه هرگز اشاره ای به فعالیت های تروریستی، بمب گذاری ها و قتل افراد غیر نظامی در اسرائیل نمی شد و یا به حقوق مدنی اسرائیلی های عرب توجهی نمی شد. این قطعنامه ها وارد کمپین "انزوا، عدم سرمایه گذاری و تحریم" می شدند. منشاء سیاسی همۀ این مواضع به قطعنامۀ دوربان (۳) در افریقای جنوبی و شبیه سازی اسرائیل با افریقای جنوبی تحت رژیم آپارتاید بازمی گشت. در همین دوره اسرائیل عملیات نظامی به نام "دیوار دفاعی" را اجرا می کند. این عملیات در پی شکست مذاکرات صلح میان ایهود باراک و یاسر عرفات سال ۲۰۰۰ در کمپ دیوید صورت گرفت و همچنین طی یک عملیات انتحاری در ۲۲ مارس ۲۰۰۲ که در هتل پارک نتانیا ۳۰ نفر کشته و ۱۴۰ زخمی از خود برجا می گذارد. این عملیات انتحاری را حماس بعهده می گیرد. در همین ماه مارس عملیات تروریستی بسیاری و با برجا گذاشتن کشته و زخمی زمینه عملیات نظامی را فراهم ساختند تا ارتش اسرائیل اقدام به ایجاد یک منطقۀ میانی و امن در نوار غربی رود اردن می کند. در آوریل ۲۰۰۲ عده ای در دانشگاه های بریتانیا خواهان تحریم و بایکوت اسرائیل می شوند. تا سال ۲۰۰۵ دائماً بر علیه اسرائیل و خواست تحریم و انزوای آن فعالیت های متعددی در غرب صورت می گیرند، تا جائیکه سال ۲۰۰۵ هفتۀ آپارتاید اسرائیل در تورنتو کانادا سازماندهی می شود و از همان تاریخ کمپین تحریم BDS شکل می گیرد. نوامبر ۲۰۰۷ گروه های فلسطینی در رام الله کمیته ملی بی دی اس را شکل می دهند. رئیس این گردهمائی فردی به نام عمر برقوثی بود، فردی متولد در قطر و بزرگ شده در مصر است که سال ۱۹۸۲ به ایالات متحده برای تحصیل میرود. سال ۱۹۹۳ با یک عرب اسرائیلی ازدواج می کند و همراه او به اسرائیل مهاجرت می کند و در تل آویو ادامۀ تحصیل می دهد. سال ۲۰۱۷ به دلیل اختلاس و دزدی در مالیات دستگیر میشود که پرونده دادگاه او تا ۲۰۲۱ بی نتیجه باقی مانده بود. فعالیت های او بر محور قرار دادن اسرائیل در کنار و همردیف افریقای جنوبی به عنوان رژیم آپارتاید قرار داشته است. برقوثی در نشریه ای در نیویورک به نام نیویورک دیلی نیوز مقاله ای در حمایت از بی دی اس می نویسد که حتی خود هیئت تحریری نشریه نسبت به ادعاهای او در سرمقاله ای عکس العمل نشان داده و او را یک تبلیغات چی معرفی می کند که دروغ را بر روی دروغ انباشته تا اسرائیل را به عنوان سرکوبگر فلسطینی ها نشان دهد، سرکوبگری که بوئی از انسانیت نبرده است. در همان سرمقاله نظرات برقوثی را چنین تفسیر می کند که او خواهان حکومتی غیردینی است تا با سرازیر شدن عرب ها به آن سرزمین اکثریت را شکل داده و بوسیلۀ آرا اکثریت اسرائیل را از میان بردارد.(۴) او که در دانشگاه تل آویو از تحصیلات عالی برخوردار بوده است، در مصاحبه از او پرسیده می شود که این رژیم آپاتاید مورد نظر او چگونه به او اجازه اقامت و تحصیل عالی داده است، که در جواب پاسخ می دهد که این امری خصوصی است و علاقه ای به توضیح آن ندارد.
کمپین بی دی اس اسرائیل را رژیم آپارتاید معرفی کرده که حاکمیت یک "نژاد" و قوم را بر اقوام دیگر نهادین کرده است و در اسرائیل یهودیان از امتیازات خاص و "نژادی" نسبت به دیگران برخوردارند و این همان نژادپرستی سیستماتیک است. اتهام نژادپرستی سیستماتیک و آپارتاید دانستن اسرائیل بطور گسترده تبلیغ شده است تا جائی که بسیاری از سازمان های بین المللی هم بدون بررسی محتوای کمپین بی دی اس شعارهای این کمپین را وارد برنامه های خود کرده اند. یکی از اموری که این کمپین لاپوشانی می کند، در مورد پناهندگان فلسطینی بعد از شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ است و وقتی در این کمپین سخن از بازگشت فلسطینیان به فلسطین می شود، منظور همه آنهائی هستند که به نوعی در ارتباط با فلسطینیان از ۱۹۴۸ منطقه را ترک گفته اند و فرزندان آنان نیز که هرگز در آن منطقه متولد نشده اند و منظور از فلسطین تمام خاک و قلمرو اسرائیل است، حتی مناطقی که از سوی سازمان ملل به عنوان قلمرو اسرائیل برسمیت شناخته شده است. به عبارت ساده تر "محو اسرائیل"! این کمپین ایجاد دیوار و موانع فیزیکی برای جدائی و حفاظت از خاک اسرائیل را جدائی نژادی تبلیغ می کند بدون در نظر داشتن اینکه همه روزه تروریست های سازمان های فلسطینی دست به عملیات انتحاری می زنند و باید از مردم غیرنظامی دفاع کرد. این کمپین هرگز خواستار کنار گذاردن حرکات و فعالیت های تروریستی گروه هائی همچون حماس و یا جهاد اسلامی نشده است.
بنا به تعریف این کمپین هر آن کس که گذشتگان فلسطینی داشته است، حتی بعد از دو یا سه نسل فلسطینی محسوب می شود. حال آنکه طبق تعریف سازمان ملل فلسطینیان تنها مردمی هستند که حدفاصل ۱ ژوئن ۱۹۴۶ تا ۱۵ مه ۱۹۴۸ در قلمرو تحت قیمومیت بریتانیا به عنوان فلسطینی ثبت شده و به دلیل جنگ از آن منطقه آواره شده اند، این افراد دارای حق بازگشت و یا جبران خسارت هستند. این قطعنامه از سوی همۀ کشورهای عربی رد شد. پیمان صلح سال ۲۰۰۰ نیز از سوی سازمان آزادیبخش فلسطین به شکست انجامید، چون این سازمان خواستار بازگشت هر آنکس بود که خود را فلسطینی می داند. اکثریت جامعۀ اسرائیل حاضر به قبول و جبران خسارت های مالی فلسطینیانی که بستگان اسرائیلی دارند می باشد. برخلاف این، کمپین بی دی اس حاضر به قبول اینگونه توافق ها نیست و هدف خود را حذف نهائی اسرائیل می داند. حرکت های سیاسی این کمپین به عنوان ریشه دوانی در اسرائیل و پرهیز از خشونت مسلحانه است تا با تصاحب اقتصادی اسرائیل را از پا درآورده و محو کند. به همین دلیل در این کمپین هدف تاسیس یک حکومت واحد و محو اسرائیل شده است. افرادی مانند برقوثی پایان حضور اسرائیل در کرانه رود باختری اردن را تنها گام اولیه می دانند. سال ۲۰۰۳ همین برقوثی ایدۀ تشکیل دو حکومت را ایده ای مرده می خواند. این کمپین حتی عقب نشینی اسرائیل به پشت مرزهای ۱۹۶۷ را قابل قبول نمی داند و در پشت شعار بازگشت هر آن کس که خود را فلسطینی می خواند عملاً محو اسرائیل قرار دارد وقتیکه جمعیتی عرب بیش از جمعیت اسرائیل کنونی وارد این قلمرو کوچک شوند، بنا بر ادعای برقوثی فلسطینی در کنار فلسطینی دیگر قرار می گیرد و عملاً اسرائیل محو خواهد شد. اسعد ابوخلیل یکی از رهبران کمپین بی دی اس از پایه و اساس بقاء اسرائیل را در تضاد با آزادی و عدالت برای فلسطینیان می بیند. شعار از رود تا دریا که در واقع به معنای محو اسرائیل است، از همین کمپین برخاسته است.
در سطح دانشگاهی نیز این کمپین هرگونه همکاری میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها را محکوم کرده و معمول سازی وضعیت سرکوب فلسطینیان می خواند و همه فعالیت ها، همایش ها، نمایشگاه ها و یا کنسرت های مشترک را تحریم می کند و تنها فعالیت های مشترک بر علیه اسرائیل قابل قبول است. این نوع راهبرد آکادمیک تنها نشان می دهد که این کمپین چه درکی از آزادی علم و تحقیق دارد. نوآم چومسکی یکی از حامیان کمپین به دلیل ضدیت همیشگی اش با نظام ایالات متحده، اولویت را در مخالفت با سیستم دانشگاهی در امریکا می داند و به همین دلیل تنها از تحریم آکادمیک حمایت نمی کند ولی از دیگر حرکت های این کمپین حمایت کرده است.
زمینۀ دیگر تحریم به انزوا کشاندن فرهنگی اسرائیل است. پیش از آن سال ۲۰۰۴ فعالین بی دی اس عرصه های بین المللی فرهنگی و هنری را به میدانی بر علیه اسرائیل تبدیل کرده بودند. از همان زمان بسیاری از هنرمندان اجرای کنسرت و یا برپائی نمایشگاه در اسرائیل را لغو کرده اند. عملاً اعمال بایکوت و تحریم فرهنگی و هنری آسان تر از عرصه های اقتصادی و دانشگاهی یا آکادمیک است. در فضای مجازی با راه اندازی اوباشگری و فحاشی و تهدید ایجاد جو رعب و وحشت و بدنامی می شود و بسیاری برای پرهیز از این درگیری ها از حضور فرهنگی و هنری در کنار اسرائیل دوری می کنند. البته در کنار این هنرمندان و نویسندگان بسیاری نیز مقاومت کرده و همکاری خود با هنرمندان و نویسندگان اسرائیلی را تحکیم می بخشند. یک وجه دیگر از این کمپین استفاده از تریبون هائی است که کسب می کنند، برای مثال سال ۲۰۲۵ در برلیناله هنرپیشه اسکاتلندی تیلدا سوینتون حمایت خود از کمپین بی دی اس را اعلام می کند. برخی از هنرمندان تهدیدهای جانی علیه خود را به دلیل حضور در اسرائیل و یا همکاری با دیگر هنرمندان اسرائیلی را علنی کرده اند و یا آنها علناً به ترور و مرگ مانند پل مک کارتنی توسط فعال بی دی اس سوری به نام عمر بکری محمد تهدید شده اند. میدان این نوع فشارها بسیار متنوع هستند، برای مثال نویسندگانی حتی ترجمۀ آثار خود به عبری را ممنوع می کنند. فستیوال های سینمائی نیز برای بایکوت و عدم دعوت از اسرائیل و هنرمندان اسرائیلی دائماً تحت فشار قرار می گیرند، نمونۀ آخر آن سال ۲۰۲۶ بزرگ ترین فستیوال موزیک اروپائی ESC است بر سر حضور اسرائیل مشاجره شدیدی درگرفته و چند کشور از حضور خودداری کردند. البته این بار اول نبود که این فستیوال برای عدم دعوت از اسرائیل تحت فشار قرار می گیرد. برخی از این حضور و عدم حضورها به مسائل داخلی و سیاسی خود همان کشورها بازمی گردد و مسالۀ اسرائیل ابزار سیاسی می شود، برای مثال اسپانیا بیش از هر کشور دیگری در اروپا به دلیل بحران سیاسی و فسادهای مالی دولت سوسیالیست وارد اینگونه کشمکش ها شده است، ریشۀ اصلی این مواضع به مسائل داخلی اسپانیا بازمیگردند. تعداد و تنوع اینگونه غوغاهای فرهنگی بسیار زیاد هستند و حتی می توان برای این امر یک گاهشمار ارائه کرد. این کمپین گروه های فشار بین المللی و منطقه ای خود را شکل داده است و برای مشروعیت زدائی از اسرائیل، یهودیان غیراسرائیلی نیز بی نصیب نمی مانند و به سرعت اشکال یهودستیز خود را آشکار می سازد.
در عرصه های اقتصادی خواست تحریم به دو دستۀ کلی تقسیم می شود، یکی تحریم همۀ تولیدات و فعالیت های اقتصادی در کرانه غربی رود اردن، بلندی های جولان و اورشلیم شرقی و دستۀ دیگر کل اقتصاد اسرائیل را شامل می شود. عمر برقوثی تحریم نیمه کاره را به حکم نجات اسرائیل از نابودی می بیند و معتقد است که جهان حکومت اسرائیل را باید به عنوان حکومت یاغی و "نجس" بشناسد. شیوه های انتخاب شرکت ها، تولیدات و خدمات اسرائیلی که از سوی کمپین بی دی اس باید مشمول تحریم شوند، مشخص نیست. برای مثال گروهی از بی دی اس در کالیفرنیا خواهان تحریم شرکت سابرا هوموز شده بود به دلیل اینکه این شرکت مواد غذائی به ارتش اسرائیل می فروشد، در حالیکه همین شرکت به دست فلسطینی ها نیز مواد غذائی می رساند. شرکت اینتل مورد تحریم قرار می گیرد، چون بخشی از تولیدات این شرکت بین المللی در خاک اسرائیل صورت می گیرد. تنوع و چند گانگی خواست تحریم ها از سوی گروه های فشار در کمپین بی دی اس حالتی دلبخواهی به خود گرفته است. از شرکت های اسرائیلی گرفته تا حتی فروش به شرکت های اسرائیلی می توانند شامل فشار و تحریم شوند. جالب توجه است که در این تحریم ها اعراب اسرائیلی و یا خود فلسطینی های شاغل در اسرائیل و یا اسرائیلی های طرفدار تاسیس دولت فلسطینی نیز مورد تحریم قرار می گیرند.
وجه عدم سرمایه گذاری در اسرائیل شامل همۀ شرکت هائی میشود، که به نوعی ارتباط مالی، پولی و اقتصادی با اسرائیل دارند، چه آنها که تولیدات خود را به اسرائیل صادر می کنند و یا می فروشند. یکی از شیوه های این کمپین حمله مستقیم به شرکت ها و یا پروژه هائی است که با اسرائیل ارتباط اقتصادی دارند بدون آنکه ارتباط این حمله و فشارها را با مسالۀ فلسطین روشن سازند. همچنین از سندیکاها، مدارس عالی و حتی کلیسا خواستار تحریم و عدم سرمایه گذاری در اسرائیل می شوند و در درخواست ها و اعلامیه های خود از امور مردم پسندی مثل حفظ محیط زیست کمک می جویند. کمپین بی دی اس برای جوسازی حتی از پلتفرم هایی استفاده می جوید که هیچ ارتباطی با اسرائیل و یا فلسطین ندارند، در ایالات متحده از پلفرم SRI تنها برای جوسازی استفاده می جوید تا شرکت ها از سرمایه گذاری در اسرائیل در آینده نیز خودداری کنند. فعالیت های عملی این کمپین زمینه های دیگری را نیز در اعمال اهداف خود جذب می کند، برای مثال اختلال در حمل و نقل دریائی کالاهای اسرائیلی و یا صادرات کالا به اسرائیل با اختلال در اسکله های بارگیری و یا حمله به کشتی ها به مقصد اسرائیل.
در زمینه های تبلیغاتی دائماً به اسرائیل اتهام زیرپاگذاشتن حقوق بشر، حقوق بین الملل، جنایت جنگی و نسل کشی زده می شود، به این هدف که اعتبار و باورپذیری خود را بالا برده و تثبیت کنند و از همینرو فشار بین المللی بر اسرائیل افزایش یابد. سال ۲۰۱۴ دانشگاه بیرزیت واقع در کرانه باختری رود اردن یک دستورالعمل مفصلی برای استفاده از حقوق بین الملل علیه سیاست های اسرائیل منتشر می سازد. یکی از مراکز فشار کمپین بی دی اس لندن است که شرکت ها و فروشگاه های اسرائیلی به شدت تحت فشار قرار می گیرند. فروشگاه شرکت اسرائیلی لوازم آرایش و زیبائی آهاوا در لندن بارها تصرف شد و بعد از پروسه های حقوقی مختلف که نهایتاً به آن شرکت موفق بود و تقاضای غرامت کرده بود، سبب شدند که این شرکت فروشگاه خود را در لندن ببندد.
منابع مالی کمپین بی دی اس تغییر کرده اند. هنگام کنفرانس دوربان تا سال ۲۰۰۳ بنیاد فورد بود. از ۲۰۱۱ بنیاد برادران راکفلر شد. گیرندگان کمک های مالی همگی به این کمپین وابسته بوده و فعالیت دارند. کمک های مالی به این کمپین ارقام میلیون دلاری به خود گرفته اند. در حوزه های دانشگاهی نیز کمک های مالی قوی صورت می گیرند، تنها حدفاصل ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ نزدیک به ۱۴میلیون دلار به ۱۶ مدرسه عالی در ایالات متحده به حمایت از کمپین بی دی اس کمک مالی از سوی NRCs صورت می گیرد. ازدید نظری و تئوری اتکاء بسیاری از دانشگاهیان حامی کمپین به کتاب ادوارد سعید با عنوان شرق شناسی است، خود او سالها بعد به نواقص فنی و تحقیقی اثر اعتراف می کند. در سطح سازمان های دانشجویی در امریکا به دلیل آنکه حساب های مالی این سازمان ها کنترل نمی شوند منابع مالی سازمان های دانشجوئی فعال در کمپین به خوبی مشخص نیستند. جسته و گریخته در مطبوعات این کمک های مالی درز می کنند. طبق آمار وزارت خارجه اسرائیل مکرراً سازمان های وابسته به کمپین بی دی اس از اتحادیه اروپا کمک های مالی بزرگی دریافت کرده اند.
فعالیت های این کمپین علیه سرمایه گذاری خارجی در اسرائیل بی تاثیر نبوده است و نرخ سرمایه گذاری افت داشته است. تاثیر این بایکوت های اقتصادی در مجموع بر اقتصاد ملی اسرائیل محدود بوده است و علت را می توان در دو دلیل جستجو کرد. اسرائیل یکی از پیشرفته ترین کشورها در تکنولوژی دیجیتال و کامپیوتر است و بسیاری از محصولات، کالاها و طرح های ساخته و پرداخته اسرائیل تقاضای بالای جهانی دارند و در عین حال اقبال بالائی در جذب متقاضی و خریدار، در ضمن بسیاری از کالاها به عنوان کالای اسرائیلی شناخته نمی شوند به همین دلیل نیز این کمپین قادر به ایجاد جو تحریم بر روی این کالاها نمی باشد. کمپین بی دی اس نمی تواند در سطح جهانی خواهان تحریم تلفن های هوشمند باشد چون طراحی و یا قطعات زیادی در این تلفن ها از اسرائیل می آیند. در چارچوب مولد بودن مناطق داخلی اسرائیل درصد بسیار پائینی از تولیدات ملی اسرائیل از مناطق اشغالی و شهرک نشین می آیند و همین امر سبب می شود که بی دی اس نتواند به دلیل تنش بر سر شهرک سازی لبه تیز تبلیغات را متوجه کل اسرائیل سازد. بر اساس آمار بر خلاف تمام فعالیت های بی دی اس و تحریم ها درآمد ناخالص ملی اسرائیل بهمراه نرخ بالای سرمایه گذاری خارجی رشد بسزا و چشمگیری داشته است. اتفاقا به دلیل همین کمپین تحریم، اسرائیل موفق شده است که کیفیت تولیدی کالاها و نوع و زمینۀ تولیدی خود را به درجه ای بی جایگزین برساند که این کمپین نه تنها به هدف خود تا کنون نرسیده بلکه بر عکس سبب تقویت اقتصاد و تکنولوژی اسرائیل شده است. از ابتدای شکل گیری این کمپین مهمترین سازمان های فعال در این کمپین از سوی حماس، جهاد اسلامی و حزب الله بوده اند و بسیاری از جریان های چپ اروپائی علیرغم سوال برانگیز بودن شرکت این سازمان های تروریستی به عنوان گردانندگان اصلی کمپین با این جریان همکاری کرده اند. کسی مانند برقوثی به مقاومت مسلحانۀ این سازمان های تروریستی "افتخار" می کند. درست کسی که مدعی مقاومت بی خشونت به عنوان برنامۀ کمپین بوده است. همزمان با این کمپین روابط کشورهای عربی منطقه با اسرائیل سمت و سوی جدیدی به خود گرفته است و تحریم های اقتصادی کمرنگ تر میشوند و این با مخالفت شدید حماس و دیگر گروه های فلسطینی روبرو شده است اما تاثیر کمپین بی دی اس بر تصمیمات دولت های منطقه روزبروز ناچیزتر میشود و این کمپین حداقل در سطح دولت های عرب قدرت خود را از دست میدهد. در مناطق تحت حکومت حماس هرگونه تلاش برای مصالحه و نزدیکی حتی با اسرائیلیان خواهان صلح مورد تعقیب و مجازات قرار می گیرد. نمونۀ مشهور آن تماس های رامی امان خبرنگار مستقل فلسطینی است که برنامه ای به نام "اسکایپ با دشمنان خود" را اجرا می کرد و در آن با اسرائیلیان در تماس بود در سال ۲۰۲۰ توسط حماس به همین دلیل بازداشت می شود. یکی از مهمترین کارهای تبلیغاتی این کمپین گردهمائی آنان در تهران در سال ۲۰۲۱ با حضور بسیاری از نیروهای نیابتی حکومت اسلامی و همچنین اسلامگرایان در کشورهای اسلامی بوده است. اسماعیل هنیه در اعلامیه ای برای همین گردهمائی از پیشرفت های این کمپین ابراز خشنودی می کند.
عملیات جنایتکارانه و تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را این کمپین به عنوان "پاسخی قوی و مسلحانه از سوی فلسطینیان سرکوب شده در غزه در برابر پاک سازی نژادی" می خواند بدون آنکه قتل عام افراد غیرنظامی و قربانیان بی تقصیر این جنایت را محکوم کند و عملیات حماس را "قهرمانانه" می خواند. این کمپین مسبب و مقصر تمام این اعمال جنایتکارانه و تروریستی را اسرائیل می داند.
در اسرائیل نیز تا سال ۲۰۱۱ بطور پراکنده از سوی جریانات چپ اسرائیلی فراخوان هائی علیه کالاهای اسرائیلی و تحریم آنها صادر می شد تا اینکه کنست قانونی برای ممنوعیت اینگونه فعالیت ها علیه کشور و حکومت اسرائیل از سوی شهروندان اسرائیل به تصویب می رساند. یکی از دلائل تصویب این قانون هدف اصلی و نهفتۀ این کمپین یعنی حذف و محو اسرائیل است. در ادامۀ این قانون کنست ورود افراد خارجی به اسرائیل و وابسته به این کمپین را نیز به اجرا می گذارد. در همه کشورهای اروپائی این کمپین فعالیت مستمر و قوی دارد. جریان های قوی اروپائی در این کمپین بدون ارتباط مستقیم به مسائل خاورمیانه و یا فلسطین از جریانات چپ هستند. گروه های آلمانی این کمپین در روز قدس همه ساله در برلین دوشادوش اسلامگرایان همراه با شعارهای یهودستیزانه خود همراهی می کنند.
در فرانسه اعلامیه ها و مشارکت نویسندۀ فرانسوی و برندۀ جایزۀ ادبی نوبل آنی اورنو در کمپین بی دی اس بسیار پر تنش و پر مجادله بوده است. او بهمراه دیگران در تحریم ادبی و هنری اسرائیل شرکت جسته و مخالفت خود را با برنامه های مشترک فرهنگی میان اسرائیل و فرانسه را ابراز می کند. او نیز همچون فعالان کمپین اسرائیل را رژیم آپارتاید می خواند. همین افراد که اینچنین نسبت به وضعیت فلسطینیان دلسوزی می کنند هرگز نسبت به جنایات تروریست های اسلامگرا و حکومت اسلامی در تهران در طول قریب به نیم قرن واکنش و اعتراضی نشان نداده اند. در اسپانیا حزب چپ گرای پودموس همراهی بسیار نزدیک با کمپین بی دی اس دارد. طرفداری در اسپانیا و نزدیکی بسیاری از جریان های چپ در آن کشور به اسلام گرایان یک مورد خاص و قابل تحقیق را می سازد.
پانوشت
- Boycott, Dinvestment and Sanctions (BDS)
- Palestinian Civil Society Call for BDS
- Durban
- New York Daily News. 25. Februar 2013
منبع:پژواک ایران