راه انتخاب میان سلطنت مشروطه و جمهوری از دید شاپور بختیار
علی شاکری زند

طرح برنامه‌ی رسمی نهضت مقاومت ملی ایران در این باره در زمان تأسیس آن از طرف شاپور بختیار و یارانش، بصورتی که در مقاله‌ای که در زیر نقل خواهد شد بیان شده، ابتدا بگوییم که هواداران جمهوری بر چند گونه‌اند.

۱ـ کسانی که جمهوری را یکی از گزینه‌های ممکن ملت ایران پس از براندازی می‌دانند، با حق انتخاب آزادانه‌ی ملت میان جمهوری و مشروطه‌ی سلطنتی.
این گروه برای مشروطه خواهان نیز حق حیات سیاسی و ملی قائل‌اند و اتحاد با آنان در راه براندازی ج. ا. را نه تنها ممکن بلکه برای پیروزی بر رژیم جهنمی حاکم لازم می‌دانند.
۲ـ کسانی که می‌گویند مشروطه‌ی سلطنتی در آینده‌ی ایران محلی از اعراب ندارد و ملت دیگر آن را نمی‌خواهد. این گروه برای تصمیم ملی در این باره ضرورتی برای رجوع به رأی و انتخاب ملت از راه مجلس مؤسسان نمی‌بینند.
این گروه با اینکه ادعای آزادیخواهی و اعتقاد به دموکراسی دارند در زمینه‌ی بالا پیشاپیش رأی خود را بجای رأی ملت می‌گذارند، مانند یک قیم عمل می‌کنند و دست کم از این جهت با خمینی تفاوتی ندارند.
۳ـ افراد معدودی هم هستند که حتی ادعای پیروی از راه شاپور بختیار را دارند اما استدلال می‌کنند اگر در حیات آخرین نخست وزیر رژیم مشروطه این شکل حکومتی هنوز در وجود او مشروعیت خود را حفظ می‌کرد با قتل او دیگر این مشروعیت محمل و نماینده‌ای ندارد و از این پس سلطنت برای همیشه غیرمشروع و بلاموضوع شده و جز رژیم جمهوری انتخابی نمانده است.

گروه اخیر، به رغم بستن خود به شاپور بختیار در واقع زیرـ گروهی از همان گروه دوم بالا هستند؛ گروهی که خود را قیم ملت می‌داند.
این گروه در واقع یا نمی‌دانند یا فراموش می‌کنند که بختیار تنها یک شخص نبود، بلکه یک راه و مکتب سیاسی هم بود؛ او شخصی بود دارای موضع رسمی و از لحاظ نظری کاملاً مستدل، و با مرگ او، آنهم مرگی به اراده و دست جمهوری اسلامی، استدلالات او اعتبار خود را ازدست نمی‌دهد. ضمناً خواهیم دید که در پایان مقاله‌ای که در زیر از ارگان مرکزی نهضت در تاریخ مهرماه ۱۳۶۰ نقل می‌شود نهضت و بنیادگذار آن بدین ایراد پاسخی محکم داده‌اند.
برای روشن شدن بیشتر موضوع ما در زیر به تشریح موضع نهضت مقاومت ملی ایران در آغاز تأسیس ـ یک سال و اندی پس از اعلام تأسیس آن ـ بدانگونه که در ارگان رسمی آن، نامه‌ی نهضت بیان شده می‌پردازیم.
در شماره‌ی ۱ نامه‌ی نهضت، ارگان مرکزی سازمان نهضت، به تاریخ ۱۶ مهرماه ۱۳۶۰ ـ اکتبر ۱۹۸۱، مقاله‌ای با عنوان جمهوری یا سلطنت؟ منتشرشده که هدف از انتشار آن توضیح موضع این سازمان و البته بنیادگذار آن درباره‌ی موضوع بالا بوده است۱. از سبک و سیاق نگارش مقاله و نظم دقیق و استحکام استدلالات آن هم بخوبی پیداست که این متن هم مانند مقاله‌های نادر دیگری از این نامه به قلم بنیادگذار نهضت است۲.
در مقاله‌ی نامبرده، نویسنده پس از یک مقدمه‌ی کوتاه، عنوان «سؤال و جواب» را آورده و سپس: «پاسخ را به شرح زیر طرح می‌کند:
«ما در نهایت فروتنی معتقدیم که پس از برنامه‌ی براندازی رژیم کنونی باید یک دولت موقت موتلف از همه گروه‌های ملی زمام امور را در دست بگیرد و پس از استقرار آرامش در سراسر کشور در این باره از مردم ایران نظرخواهی کند. مردمی که با توجه به شناخته ترین اصل پذیرفته در تمام کشورهای دموکرات، از حق حاکمیت برخوردارند و خود می‌توانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند.»
آنگاه نویسنده وارد جزئیات پرسش و تفصیل پاسخ می‌شود. پرسش بطور خلاصه این است که مگر با «همه پرسی برای انتخاب میان سلطنت و جمهوری اسلامی» مردم سلطنت را نفی و جمهوری اسلامی را تأییدنکردند:
«مگر مردم سلطنت را نفی نکردند؟ مگر مردم به جمهوری اسلامی رای نداند؟ مگر مردم مجلس خبرگان را نگزیدند؟ مگر مردم به قانون اساسی جمهوری اسلامی و در نتیجه به ولایت فقیه رای ندادند؟ مگر مردم دوبار رئیس جمهور انتخاب نکردند؟...»
ما در مقالات دیگری، از جمله: از مشروطه به جمهوری عبورکردیم؟ چه کسی عبورکرد و چگونه؟ به دقت و تفصیل به همه‌ی این پرسش‌ها پاسخ داده‌ایم اما اینجا لازم است پاسخ نویسنده‌ی مقاله‌ی نامه‌ی نهضت مقاومت ملی در سال ۱۹۶۰ در این باره را بخوانیم. او در ابتدا می‌گوید:
«رژیم آخوندها و همه نهادهای برخاسته از آن فاقد مشروعیت است. اگر نهضت مقاومت ترکیبی از نیروهای ملی اپوزیسیون است مثل هر گروه دیگر اپوزیسیون بیش از هر چیز خواستار براندازی رژیم آخوندها است.» [ت. ا. ]
و نتیجه می‌گیرد که:
«در این باره و در اینجا جایی برای استدلال نیست فقط اشاره می‌کنیم و می‌گذریم که حضور اپوزیسیون خود دلیل بر این اعتقاد است که رژیم آخوندی بر حق نیست. اکنون اگر بگوییم برخی از نهادهای این رژیم برخوردار از مشروعیت است و برخی نه، آنگاه خود را دچار مشکلی حل نشدنی ساخته‌ایم زیرا ذات رژیم اخوندی که بنای حاکمیت خود را بر ولایت فقیه و نهادهای اسلامی نهاده است با یکی از خواسته‌های اصلی مردم در جنبش بهمن ماه ۱۳۵۷ دایر بر مطالبه "آزادی" (حاکمیت ملی) تعارض آشکار دارد. پس هرگاه مشروعیت نهادهای رژیم آخوندی مورد پرسش قرار گیرد باید همه آنها را یک کاسه و یک جا بدور افکند زیرا نمی‌توان با منطق "کوسه‌ی ریش پهن" هیچ‌یک از این نهادها را پذیرفت [زیرا] که پذیرش "همه" نهادها همراهی با آخوندها است و پذیرش "پاره‌ای" از آنها قبول مشروعیت بنیادی رژیم است [برخوردی] که حقانیت "اپوزیسیون" را متزلزل می‌سازد.»
و به عبارت دیگر می‌گوید:
اوپوزیسیونی که خواستار براندازی ج. ا. و بستن پرانتز سیاه است البته این رژیم را مشروع نمی‌داند. این بدان معنی است که چگونگی برقراری آن را هم مطابق با اصول حاکمیت ملی نمی‌داند؛ به عبارت دیگر دخالت آزادائه‌ی ملت در برقراری آن و طرز دخالت او را تصدیق نمی‌کند. پس به چه دلیل باید شکل ظاهری تعیین شده‌ی آن یعنی جمهوری اسلامی وحتی خود شکل جمهوری را مشروع بداند؟
«جمهوری یا سلطنت؟
- هیچکدام»
«ما در نهایت فروتنی معتقدیم که پس از برنامه‌ی براندازی رژیم کنونی باید یک دولت موقت موتلف از همه گروه‌های ملی زمام امور را در دست بگیرد و پس از استقرار آرامش در سراسر کشور در این باره از مردم ایران نظرخواهی کند. مردمی که با توجه به شناخته ترین اصل پذیرفته در تمام کشورهای دموکرات، از حق حاکمیت برخوردارند و خود می‌توانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند.»
«این پاسخ به نوبه خود سوالات بسیاری را مطرح می‌کند، از این دست:
«مگر مردم سلطنت را نفی نکردند؟ مگر مردم به جمهوری اسلامی رأی نداند؟ مگر مردم مجلس خبرگان را نگزیدند؟ مگر مردم به قانون اساسی جمهوری اسلامی و در نتیجه به ولایت فقیه رای ندادند؟ مگر مردم دوبار رئیس جمهور انتخاب نکردند؟...»
«رژیم آخوندها و همه نهادهای برخاسته از آن فاقد مشروعیت است. اگر نهضت مقاومت ترکیبی از نیروهای ملی اپوزیسیون است مثل هر گروه دیگر اپوزیسیون بیش از هر چیز خواستار براندازی رژیم آخوندها است.» [ت. ا. ]
نویسنده این استدلال را چنین توضیح می‌دهد:
«در این باره و در اینجا جایی برای استدلال نیست فقط اشاره می‌کنیم و می‌گذریم که حضور اپوزیسیون خود دلیل بر این اعتقاد است که رژیم آخوندی بر حق نیست. اکنون اگر بگوییم برخی از نهادهای این رژیم برخوردار از مشروعیت است و برخی نه، آنگاه خود را دچار مشکلی حل نشدنی ساخته‌ایم زیرا ذات رژیم اخوندی که بنای حاکمیت خود را بر ولایت فقیه و نهادهای اسلامی نهاده است با یکی از خواسته‌های اصلی مردم در جنبش بهمن ماه ۱۳۵۷ دایر بر مطالبه "آزادی" (حاکمیت ملی) تعارض آشکار دارد. پس هرگاه مشروعیت نهادهای رژیم آخوندی مورد پرسش قرار گیرد باید همه آنها را یک کاسه و یک جا بدور افکند زیرا نمی‌توان با منطق "کوسه‌ی ریش پهن" هیچ‌یک از این نهادها را پذیرفت، [زیرا] که پذیرش "همه" نهادها همراهی با آخوندها است و پذیرش "پاره‌ای" از آنها قبول مشروعیت بنیادی رژیم است که حقانیت "اپوزیسیون" را متزلزل می‌سازد.» [ت. ا. ]
می‌دانیم که در رأیی که در فروردینماه از مردم خواسته شده بود یک و حتی دو تقلب نهفته شده بود: از یک طرف انتخاب میان سلطنت محمـد رضاشاه و سلطنت مطابق قانون اساسی نبود؛ از طرف دیگر حتی میان سلطنت و جمهوری هم نبود؛ میان سلطنت و رژیم مجهولی بنام جمهوری اسلامی بود. به عبارت دقیقتر با یک رأی مردم باید هم علیه سلطنت بطور کلی رأی می‌دادند و هم، بجای آنچه در همه‌ی جهان بجای سلطنت می‌گذارند، یعنی جمهوری، به چیزی بنام «جمهوری اسلامی» رأی می‌دادند که مطلقاً از معنای آن بیخبر بودند. پس برای رأی به یک گزینه‌ی مجهول، سلطنت را هم بطور کلی نفی می‌کردند! نویسنده می‌گوید:
ـ «اما آنچه پیش آمده و جای انکار ندارد آرایی است که در نفی سلطنت به صندوق‌ها ریخته شده است. در این‌باره نیز توجه به سوالات فراوانی که به‌ویژه از سوی جانبداران [سلطنت] عنوان می‌شود ضروری است. این سوالات از این دست است:
ـ «آیا تبلیغاتی که علیه شخص شاه صورت گرفت، پدید‌آور یک "خطای ذهنی" در تبدیل و تعمیم این مخالفت از "پادشاه" نه [به] "پادشاهی" در اندیشه‌ی مردم نبود؟ و بدین‌سان مردم در مخالفت عصیانزده و شعار‌آلودی که با شخص شاه داشتند فریب تایید مخالفت با "سلطنت" را نخوردند؟»
ـ «در آن رفراندوم کذایی به کسانی که هم با سلطنت و هم با جمهوری اسلامی مخالف بودند فرصتی برای ابراز نظر داده شد؟» [ت. ا. ]
ـ «در آن جو تبلیغاتی و عصیانی حاصل رفراندوم چه می‌توانست باشد؟ آیا جز جمهوری اسلامی راهی باقی بود؟ به‌اعتبار همین مسائل است که نهضت مقاومت ملی منطق "حذف پرانتز سیاه" را بطور یکجا و یک کاسه از تاریخ ایران می‌پذیرد.» [ت. ا. ]
سپس نویسنده وارد کاوش در مسائل استراتژی سیاسی ـ کیفیت و انواع اتحادهای مفید و ممکن ـ میشود: دشمن یا دشمنان، یاران بالقوه و عدم تجانس‌ها و اختلاف نظرهای ممکن بر سر الگوی حکومتی لازم برای تحقق خواستهای مشترک، مبانی فکری و برنامه‌ی سیاسی مناسب و ممکن برای پیوند میان آنان؟ و پاسخ می‌دهد که نهضت در جریان تأسیس خود به این پرسش‌ها پاسخ داده است، بدین قرار:
- «دشمن رژیم آخوندی است.»
- «یاران بالقوه‌ی ما همه‌ی نیروهای ملی هستند اعم از آنها که دچار خطای ذهنی گردیده و فریب آخوند‌ها را خورده‌اند یا آنانی که از همان آغاز دست این رژیم را خوانده‌اند و عواقب شوم روی کار آمدن آن‌ها را دیده‌اند.»
ـ «عمده وجوه مشترک فکری در میان این همراهان بالقوه بطور اساسی استقلال و آزادی است.»
- «وجود اختلاف هایی از نظر سیاسی و مدل‌های دلخواه حکومتی برای تحقق آن تفکر سیاسی و از آن جمله نوع رژیم سلطنتی مشروطه یا جمهوری یا انواع مدل‌های اقتصادی.» [ت. ا. ]
و مانند همیشه و هرجا که در جهان اتحادعملی صورت می‌گیرد، اظهار می‌کند که برای رسیدن به برنامه‌ی مشترک اتحاد باید «ناهمانندی ها» از خواستهای موجود حذف گردد:
«ـ بدینسان برای پیوند دادن این نیرو‌ها برنامه‌ای لازم بود که ناهمانندی‌ها از آن حذف شود و وجوه مشترک فکری مورد نظر قرار گیرد. از همین رو دو اصل استقلال و ازادی به عنوان پایه‌های فکری نهضت عنوان شد و برنامه‌ی سیاسی نیز شامل: براندازی رژیم، استقرار امنیت، بازسازی اقتصادی و تعیین تکلیف نوع حکومت با نظر‌خواهی از مردم پیشنهاد گردید با این قید که صرفنظر از دو اصل آزادی و استقلال برنامه‌های پیش‌بینی شده در اولین کنفرانس نیروهای مؤتلف ملی مورد بحث و تجدید نظر قرار گیرد. به بیان دیگر نیروهای بالقوه جبهه‌ی گسترده‌ی اپوزیسیون محاط در طیفی است که در آن هم مشروطه‌خواهان سلطنت طلب و هم جمهوری‌خواهان هم لیبرالیست‌ها و هم سوسیالیست‌های غیر وابسته جا دارند و اختلافات عقیدتی خود را پس از رهایی ایران در یک مبارزه‌ی منطقی و دموکراتیک حل و فصل خواهند نمود.» [ت. ا. ]
نویسنده در این مرحله نکته‌ی مهمی را یادآورمی شود که باید امروز همچنان مورد توجه قرارداد. او یادآوری می‌کند که هنگام تدوین این برنامه و اصول، زمانی که بخش بزرگی از مخالفان «کنونی» ـ ۱۹۸۱ـ هنوز محو ج. ا. و رهبر آن بوده‌اند، نهضت مقاومت ملی تنها یاران حاضر و فوری را، که بدین دلیل هنوز درآن زمان محدود بوده‌اند، در نظرنداشته، بلکه گسترش مخالفان در آینده را نیز پیشبینی کرده و در نظرداشته است:
«در اینجا یادآور شویم که روزگاری که نهضت مقاومت ملی ایران چنین اصول فکری و برنامه‌های سیاسی را ارائه داد اولا "نیروهای اپوزیسیون به گستردگی امروز در میان نبودند و برخی از آنان هنوز درگیر دستبوسی‌ها و جاهدوستی‌های خویش بودند و پاره‌ای نیز که از همرزمان آخوندها بودند جز در مورد بعضی از نهاد‌های جمهوری اسلامی در سایر موارد از یاران موافق و دنباله رو رژیم بودند.»
و حتی اضافه می‌کند که:
«ثانیا در نیروهای اپوزیسیون [امروز هم] نمونه‌هایی از طیف یاد شده بیش و کم به چشم می‌خورند، با این وصف نهضت مقاومت ملی که به سیاست حذف رژیم آخوندی توجهی مخصوص داشت این طیف را با گستردگی بیشتری پیش‌بینی کرده و امروز می‌بینیم که تا چه حدی این برآورد مقرون به درستی بوده است.»
به عبارت دیگر برخی از آنها هم که در این تاریخ جزئی از مخالفان شمرده می‌شوند تا چندی پیشتر به همان طیف «دستبوس» و «جاهدوست» تعلق داشته‌اند. اما نهضت این طیف مخالفان جدید را «گسترده تر» پیش بینی کرده بوده و این پیش بینی‌اش درست ازکار درآمده است.
آنگاه بر این نکته تآکید می‌کند که یک نهضت ائتلاف ملی یا جبهه‌ای از این دست باید نسبت به نظریات متفاوت متحدان، تا جایی که اصول و هدف‌های اساسی را مخدوش نمی‌کنند، «بردباری» داشته باشد و گرنه رهبری چنین نهضتی شایستگی این نقش را نخواهدداشت:
«نکته‌ی دیگری که باید در اینجا یادآوری شود این است که در یک ائتلاف ملی نگاه کردن از دیدگاه کسانی که با ما هم باور نیستند بسی ضروری است و داشتن یک بردباری اساسی در برابر عقاید و تمایلات مخالف در تاکتیک‌ها غیر قابل اجتناب است. رهبری سیاسی چنین نهضتی بدون برخوردار بودن از چنین بردباری و بدون توجه به دیدگاه‌های سیاسی یاران خود فاقد شایستگی است.» [ت. ا. ]
تنها در چنین شرایطی است که جنبش آزادیخواهی می‌تواند ادعای حرکت در جهت برپایی یک رژیم دموکراتیک یعنی مبتنی بر حاکمیت ملت و متعلق به همه‌ی مردم کشور را داشته باشد:
«بدلایل یادشده نهضت مقاومت ملی ایران پیشنهاد نمود که برای تعیین نوع حکومت آینده در یک محیط آرام و بدون تهدید بار دیگر از مردم نظر‌خواهی شود و در طول عمر حکومت موقت مؤتلف ملی از سوی همه‌ی رهبران سیاسی موتلف آزادی کامل همه‌ی گروه‌های سیاسی و صنفی تضمین شود تا بتوانند با سودبردن از وسایل ارتباط جمعی عقاید خود را به دیگران تفهیم نمایند و در تعیین سرنوشت آینده‌ی مملکت خویش سهیم و شریک باشند و بدین‌سان [بتوان] یک ضمانت اجرائی همه جانبه را برای اطمینان هموطنان خود ارائه داد.» [ت. ا. ]
با اینکه نویسنده در بخش نخست مقاله دلائل عدم اعتبار «همه پرسی» ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ و مجلس خبرگان قانون اساسی ج. ا. و نهادهای ناشی از آنها را شرح داده بود، بار دیگر، و پس از توضیح گزینه‌ی استراتژیک بالا، یعنی انتخاب شکل رژیم آینده بنا به رأی مردم، بدین مسأله می‌پردازد که چرا مبداءِ حرکت در تعیین ماهیت سیاسی و حقوقی رژیم آینده، با همه‌ی آنچه ملت با اراده‌ای آزاد و رأیی سنجیده در نهادهای این رژیم خواهد گنجانید، باید مشروطه و قانون اساسی آن باشد. و این بار نیز موضوع را به شکل یک پرسش دیگر طرح می‌کند پیش از آن که به پاسخ به آن بپردازد، بدین شکل:
«۳- مبنای نظرخواهی
«چرا قانون اساسی؟
«برخی از هواداران نوع حکومت جمهوری بر ما خرده می‌گرفتند و می‌گیرند که مبنا قرار دادن قانون اساسی برای نظر‌خواهی از مردم نشانی از جانبداری از رژیم سلطنتی است.»
«در پاسخ خرده‌گیری این گروه باید بگوییم که هر تصمیم سیاسی ناگزیر باید از مشروعیت حقوقی نیز برخوردار باشد تا بتواند جهان پسند باشد. وقتی نظریه "حذف پرانتز سیاه" را پذیرفتیم و همه‌ی نهادهای برخاسته از رژیم آخوندها را نفی کردیم آنچه از نظر حقوقی به عنوان ملاک و پایه‌ی کار برای ما می‌ماند همانا قانون اساسی است با این تفاوت‌ها:
۱ «- اتفاقی افتاده است و مردم به جمهوری رای داده‌اند که مراتب ضعف آنرا یادکردیم.»
۲ «- این اتفاق از نظر جهانیان به نوعی مشروعیت رژیم جمهوری را توجیه می‌کند که لاجرم باید به آن پاسخی مشابه داد، اما قانون اساسی که خود (بدون دستبردهای بعدی آن) برخاسته از یک انقلاب ملی است واجد این ارزش اساسی است که به حق حاکمیت ملی به عنوان محور اصلی موجودیت این قانون تاکید دارد و آنچه از قانون اساسی مورد نظر نهضت مقاومت ملی است همین محور اصلی حق حاکمیت ملی است.» [ت. ا. ]
«همان قانون اساسی که مصدق یعنی راهنما و نخستین راهگشای نهضت ملی آنرا برگزید که به حق اجرای آنرا ضامن استقلال ایران و آزادی ایرانیان می‌شناخت.»
آنگاه به موضوع سلطنت در آن قانون اساسی می‌رسد، نهادی، هر چند مهم، اما نهادی که تنها جزئی از آن قانون است، نه پایه و اساس آن، حاکمیت ملی، که روح و ماهیت اصلی آن را تعیین می‌کند.
باز، به همین دلیل نیز نهادی است که قابل تغییر نیز هست:
«می‌گویند در قانون اساسی پادشاهی ابدی اعلام شده، چنان که حق علمای طراز اول نیز برای همیشه مورد نظر بوده است و ما پاسخ می‌دهیم که در همه‌ی قوانین اینگونه تعارضات هست و آنچه باید مورد توجه باشد روح قانون و موازین بنیادی آنست و این در دوران حکومت قانون اساسی بی‌سابقه نیست، چنانکه سلطنت به موجب همین قانون در خانواده‌ی قاجار ابدی اعلام شده بود و مجلس آنرا نقض کرد.» [ت. ا. ]
و تازه موضوع از این هم پایه‌ای تر است زیرا:
«حال اگر این سابقه را نیز نپذیریم باصل مورد نظر که همان اصل حاکمیت ملی است هیچگونه ایرادی وارد نیست و این اصل مطلقا خدشه‌ بردار نیست و از هین رو نهضت مقاومت ملی ایران قانون اساسی را به عنوان تکیه‌گاه حقوقی نظرخواهی از مردم و تجدید نظر در همان قانون اساسی مورد توجه قرار داده است.» [ت. ا. ]
در عین حال نویسنده در نظردارد که هر فرد یا گروه سیاسی، در صورتی که قصد تحمیل نظر خود به ملت را نداشته باشد، نه تنها به طیب خاطر رأی ملت را به عنوان ملاک تعیین رژیم آینده می‌پذیرد، بلکه حتی خود در پیشنهاد و قبولاندن آن به دیگران پیشگام می‌شود تا مبادا در تعیین تکلیف در این مورد راهی برخلاف نظر ملت و حاکمیت ملی درپیش گرفته شود، چنانکه عمل به خلاف آن را نشانه‌ای برعدم اعتقاد به رأی ملت می‌داند، و می‌نویسد:
«در پایان یادآوری کنیم که اگر هریک از گروه‌های ملی نسبت به توفیق سیاسی خویش در یک انتخابات آزاد بطور کافی مطمئن‌اند، دیگر چه جایی برای هراس از آینده است و اگر اطمینان خاطری ندارند و بر سر آنند که هم از آغاز نظرات خویش را بر کرسی بنشانند چه جای دعوی آزادیخواهی و آزادمنشی؟»
«بیاد داشته باشیم که ائتلاف ملی همراه با تضمین آزادی برای همه‌ی گروه‌های سیاسی و با مشارکت همه‌ی گروه‌های ملی در استقرار حکومت مؤتلف موقت ملی است؛ و آیا این ضمانت اجرایی کافی نیست؟
اما هرگاه این اطمینان حاصل است و آن ضمانت اجرایی کافی است دیگر جای درنگی برای اتحاد نیروهای ملی وجود ندارد.» [ت. ا. ]
برای بختیار که عمری را در مبارزه برای آزادی ملت و استقلال و سربلندی ایران گذرانده بود در همه‌ی شرایط بقاِءِ کشور بر هر امر دیگر اولویت داشت و در شرایطی که موجودیت ایران را در خطر می‌دید به حکم خرد و بر پایه‌ی تجربه‌ای دراز حاضر نبود این هدف‌ها را در پای آرمان هایی دلفریب اما ناممکن قربانی سازد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع نقل قول‌ها: نشریه‌ی نهضت ارگان مرکزی نهضت مقاومت ملی ایران، شماره ۱، ۱۶ مهرماه ۱۳۶۰.
۱ ن. ک. سایت اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران.
۲ و بنا به برخی قرائن دیگر و به احتمال ضعیف تری به قلم یکی از همکاران نزدیک بنیانگذار نهضت که می‌تواند زنده یاد مهندس عزت الله راستکار باشد.

منبع:پژواک ایران


علی شاکری زند

فهرست مطالب علی شاکری زند در سایت پژواک ایران 

* راه انتخاب میان سلطنت مشروطه و جمهوری از دید شاپور بختیار [2021 Oct] 
*بحران سیاسی کشور و راه اتحاد عمل همه ی ایراندوستان دموکرات، پیش بینی بختیار نزدیک است [2021 Aug] 
*شاپور بختیار و توتالیتاریسم، گریزی به رساله ی دکتری او [2021 Jul] 
* اثرات متقابل مخالفان فعال رژیم و مردم غیرمتشکل: یک فرآیند دینامیک [2021 Jun] 
*سر و ته، یک کرباس [2021 Jun] 
*نگاهی به ریشه های ژرف یک فاجعه ملی بخش سوم  [2021 Mar] 
* نگاهی به ریشه‌های ژرف یک فاجعه‌ی ملی، به مناسبت ۲۲ بهمن ماه (بخش دوم) [2021 Mar] 
* به مناسبت ۲۲ بهمن ماه، نگاهی به ریشه های ژرف یک فاجعه ی ملی [2021 Feb] 
*ملاحظاتی درباره‌ متن حقوقی امانتی استاد محمـدرضا شجریان [2021 Jan] 
* از مشروطه به جمهوری عبورکردیم؟ چه کسی عبورکرد و چگونه؟ [2021 Jan] 
* از مشروطه به جمهوری عبورکردیم؟ چه کسی عبورکرد و چگونه؟  [2021 Jan] 
*هموطنان بی مسئولیتی که در برابر امام جماران به امامزاده ی کاخ سفید دخیل بسته بودند یتیم شدند [2020 Nov] 
*رادیکالیزاسیون دینی جوانان پناهنده و نقش حس ملی [2020 Nov] 
*دولت موقت و چارچوب قانونی کارهای آن [2020 Oct] 
*«علوم اجتماعی اسلامی» چه صیغه ای است؟  [2020 Aug] 
*جمهوری اسلامی کابوسی باورنکردنی [2020 Aug] 
*برتری مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به سران این نظام در چیست؟ بخش سوم: دیگرِ تجربه‌های عملی اپوزیسیون [2020 Aug] 
*برتری مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به سران این نظام در چیست؟ بخش دوم: کدام استثناء؟ [2020 Jul] 
*برتری مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به سران این نظام در چیست؟  [2020 Jul] 
* آزادی عقیده و بیان و زندگی جمعی نیازمند قواعد مشترک جمعی است (بخش دوم) [2020 Jun] 
*آزادی عقیده و بیان و زندگی جمعی نیازمند قواعد مشترک کار جمعی است [2020 Jun] 
*ایران هرگز نخواهد مرد!  [2020 May] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار [2020 Apr] 
*نمایش از این پس بی اثر «انتخابات»، پرده دری از فریب «اصولگرا ـ اصلاح طلب» [2020 Mar] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار* ۳۹ـ تدارکات و ترتیبات سالیوان برای ایجاد پیوند میان ارتش و نمایندگان خمینی  [2020 Mar] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار* [2020 Mar] 
*بحثی در مقاله‌ی : خطای بختیار، پایان بازرگان [2020 Feb] 
*تحریم انتخابات را به کارزار همصدایی علیه اساس رژیم و رفراندم برضد آن بدل کنیم  [2020 Feb] 
*منطق جمهوری اسلامی: تحریک دیگران؛ تحقیرشدن؛ واکنش به تحقیرشدن [2020 Jan] 
*تحریم یکصدای نمایش انتخابات: ضرورتی سیاسی، نه انتخاباتی!  [2019 Dec] 
*انبار باروتی بنام ایران  [2019 Nov] 
*شورای دوران گــُـذار یا مدیریت بی‍گــُـدار برای «اقوام و ملیت های ساکن ایران» !  [2019 Oct] 
* بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم (۲) [2019 Sep] 
*بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم [2019 Sep] 
*بیست و هشت سال پس از قتل شاپور بختیار پراکندگی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و راه پیروزی بر آن  [2019 Aug] 
* بحران در روابط ایران و آمریکا:‏ یا زمان قدرت نمایی شاگرد جادوگرها [2019 Jul] 
* زند ایران چیست؛ ایرانیت کدام است؟  [2019 Jul] 
*ایران چیست؛ ایرانیت کدام است؟ ادای سهمی در پاسخ به یک مغالطه بخش دوم ادعای درونی بودن اسلام و ...! [2019 Jul] 
*ایران چیست؛ ‏ ایرانیت کدام است؟  [2019 Jun] 
*جمهوری اسلامی:‏ یک نظام تروریست، با همه‌ی اجزاء و بازوانش  [2019 Apr] 
*اتحادِ عمل آری؛ ‏ اما برای چه منظور؟ و از کدام راه؟  [2019 Apr] 
*جامعه‌ ایران از سر گندیده است [2019 Mar] 
*این نظام رفتنی است ما نیستیم که می گوییم؛ آنها خود می دانند! [2019 Feb] 
*در میان مخالفان جمهوری اسلامی اختلاف ها از کجا سرچشمه می گیرد؟ [2019 Jan] 
*ما نمی بایست سنگر قانون اساسی را رها می کردیم  [2019 Jan] 
*ملاحظاتی درباره ی رساله ی دکترای شاپور بختیار [2018 Nov] 
*جمهوری، یا مشروطه ی پادشاهی؟ بحث بر سر چیست؟ [2018 Nov] 
* با اعتصاب عمومی نباید بازی کرد  [2018 Oct] 
* مجازات شلاق برای معلمان کشور !  [2018 Oct] 
*مرگ امیرانتظام فرصتی برای آب تطهیر بر سر انقلابیون دیروز و اصلاح‌طلبان امروز! [2018 Aug] 
* اقتصادی ویران؛ نتیجه ی تحریم ها، یا اثر ورشکستگی به تقصیر  [2018 Aug] 
*آزادی گرفتنی است نه دادنی [2018 Jul] 
*چرا جمهوری اسلامی رفتنی است [2018 May] 
*از بحث عدم‌ مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید (بخش دوم)، [2018 Apr] 
*از بحث عدم‌مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید [2018 Mar] 
*همه‌پرسی، به چه منظور، چگونه، در چه زمان، و به دست کدام حکومت ؟  [2018 Feb] 
*جدایی دین از حکومت یا حکومتِ لاییک* [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری* بخش چهارم [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش سوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش دوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری ، بخش یکم [2017 Dec] 
* افسانه‌ی حمله‌ی نظامی عراق به ایران بنا به ‏ توصیه‌ی شاپور بختیار بخش چهارم  [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش سوم) [2017 Nov] 
* علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش دوم) [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش یکم) [2017 Oct] 
*مصدق و اصـلاحات کاذب، بخش سوم: موضع نیروهای سیاسی دیگر [2017 Oct] 
*مصدق و اصـــلاحــات کاذب «تقسیم اراضی ... با تمرکز جمعیت می تواند عواقب وخیم‌تری...»  [2017 Oct] 
*دکتر مصدق ‏ و اصـلاحـات کاذب یا یکی از ریشه‌های عمده‌ی ضدِانقلاب‌اسلامی ‏ [2017 Oct] 
*از مرگ هیچکس شاد نباید شد اما... [2017 Sep] 
* سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد بخش دوم  [2017 Jul] 
*سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد [2017 Jul] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ قسمت دوم [2017 Jun] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ [2017 May] 
* تحریم انتخابات ساده گیری مبارزه نیست ‏ [2017 May] 
*گفتید جمهوریت؟ کدام جمهوریت؟  [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ (بخش دوم) [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ [2017 Apr] 
*انتخابات ریاست جمهوری فرانسه؛ نامه ی سرگشاده به نامزدها و رأی دهندگان به آنان*  [2017 Apr] 
* ضرورت گام هایی کوتاه و سنجیده برای اتحاد آزادیخواهان واقعی  [2017 Mar] 
*کسانی که تروریست‌ها و خرابکاران را مردم می‌نامند! (بخش دوم) [2017 Mar] 
* نوبت خطرکردن بختیار برای نجات کشور از سقوط در پرتگاهی که به سوی آن می رفت (بخش سوم) [2017 Feb] 
*آیا نظام مشروطه منسوخ شده بود؟ جلوگیری از نخست ‌وزیری صدیقی و نوبت خطرکردن بختیار (بخش دوم) [2017 Feb] 
* به مناسبت سی و هشتمین سال تشکیل دولت ملی بختیار ‏ [2017 Feb] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش چهارم و پایانی) [2016 Oct] 
* نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش سوم) [2016 Oct] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه بخش دوم  [2016 Sep] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه؛ به مناسبت بیست و پنجمین سال ‏ قتل شاپور بختیار [2016 Sep] 
* منشاء هراس شدید نظام از مردم ! (بخش پایانی) بخش دوم [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم ! بخش دوم، بهره ی الف  [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم !  [2016 Jun] 
*رژیم راًی مردم را برای نمایش و کسب مشروعیت می خواهد [2016 Feb] 
* در حاشیه ی عملیات تروریستی اخیرِ داعش  [2016 Jan] 
*نکاتی از زندگی خسرو شاکری زند و سبب درگذشت وی [2015 Oct] 
*توسل به دروغ و فریب برای پوشاندن تسلیم به توافقنامه ای خفت بار [2015 Apr] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف سکولاریسم نو(۳) [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف  [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف «سکولاریسم نو» [2014 Dec] 
*دولت اسرائیل، یا یک یاغی جهانی که در پی اجرای «راه حل نهایی» برای مردم فلسطین است [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب (بخش دوم) [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب [2014 Jul] 
*ملاحظاتی پيرامون مقاله «بازرگان، روحانيت و بختيار»، بخش سوم (قسمت دوم) [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت؛ ملاحظاتی پیرامون مقاله‌‌‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱- بخش سوم تیرخلاص [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت- بخش دوم [2013 Sep] 
*ملاحظاتی پیرامون مقاله‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱ [2013 Sep] 
*مصر بار دیگر به پا می خیزد [2013 Jul] 
*درباره‌ی پرچم ملی ایران [2013 Jan] 
*آیا صلحجویان نسل های جدید اسرائیل خواهند توانست ماجراجویی رهبران سنتی جنگ طلب خود را مهار کنند و از فکر حمله به ایران بازدارند  [2012 Apr] 
*پاسخی به ادعاهای نسنجیده و بی پایه ی آقای همایون کاتوزیان درباره ی کنفدراسیون جهانی  [2011 Nov] 
*افشاء یک تحریف بزرگ تاریخی [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار  [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار (۲) [2011 Aug] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار [2011 Aug] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصول کار و منش آنان (بخش دوم ـ ب) [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان  [2011 Mar] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن( بخش دوم)  [2010 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن(٭)  [2010 Mar] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش دوم) [2010 Jan] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش نخستین) [2010 Jan] 
*چه کسانی از علائم شیر و خورشید پرچم ملی ایران می ترسند؟ [2009 Aug]