شاپور بختیار و توتالیتاریسم، گریزی به رساله ی دکتری او
علی شاکری زند

شاپور بختیار در سال ۱۹۴۵، یعنی چندماهی پس از خروج نیروهای آلمان نازی از خاک فرانسه، در دانشکده ی حقوق پاریس از رساله ی دکتری خود با عنوان «روابط قدرت و دین در جامعه های کهن» دفاع کرده بود. در ترجمه ی این رساله به فارسی، افزون بر همه ی مسائلی که در یک ترجمه از زبانی اروپایی به زبان ملی ما بدانها برمی خوریم و گذار از آنها در گرو احاطه ی مترجم به هر دو زبان و مهارت او در این کار است، با مشکل وجود اصطلاحات علمی نامأنوس برای خوانندگان ناآشنا با علوم اجتماعی، اعم از آنها که پیش از این در کتابهای این رشته ها به فارسی ترجمه شده اند یا نشده اند، و نامهای تاریخی و جغرافیایی خاصی است که برای بیشتر فارسی زبانان شناخته شده نیستند نیز روبروییم. بدین سبب مترجم لازم دید که در پایان هر فصل توضیحاتی درباره ی این نوع اصطلاحات و اسامی خاص بگنجاند. یکی از مهمترین مفاهیمی که نویسنده ی رساله چند فصل و از جمله در همان ابتدای رساله، در پیشگفتار، بدان اشاره کرده مفهوم پیچیده و پراهمیت نظام های توتالیتر است که در زمان تدوین رساله هنوز بسیار تازه و ناشناخته هم بوده است و مترجم نیز در همان پیشگفتار توضیحی بر این مفهوم و بر تاریخ تکوین آن گنجانده است. پس از آن زمان و با پایان جنگ جهانی دوم و اضمحلال دو رژیم از سه نظام توتالیتری که در آن شرکت داشتند درباره ی این مفهوم پژوهش های فراوان صورت گرفت و کتابهای بسیار منتشرگردید. اما چون رساله در سال ۱۹۴۵ مورد دفاع قرارگرفته مترجم با توجه به این تاریخ و أوضاع و شرایط زمان تدوین آن لازم دید تا در توضیحات مربوط به پیشگفتار رساله تاریخچه ی پیدایش این مفهوم را نیز به خوانندگان آن بشناساند.
رساله در چه زمانی نوشته می شود؟
 
چگونگی پیشرفت این کار
در دانشگاه سوربون
یکی از نکات مهمی که هر خواننده‌ی رساله، چه در زبان اصل که فرانسوی است و چه در ترجمه‌ی فارسی، در مدّ نظر خواهد‌داشت این است که دوران تدوین آن مصادف با زمانی است که اروپا و جهان در آتش جنگ جهانی دوم و آثار ویرانگر آن می‌سوزد؛ جنگی که دو نظام توتالیتر نازیسم حاکم در آلمان به رهبری آدولف هیتلر و فاشیسم حاکم در ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی برپا‌کرده اند، و در آن اتحاد جماهیر شوروی، اولین و قدیمی‌ترین نظام توتالیتر، پس از چند کشور دیگر اروپا، از جمله محل اقامت و تحصیل او، فرانسه، مورد‌ هجوم آلمانِ نازی قرار‌گرفته‌اند. نویسنده‌ی رساله که نفس انتخاب موضوع تحقیق وی نشان‌می‌دهد تا چه اندازه نسبت به آزادی ملت‌ها حساس است، از نخستین سال‌های تشکیل نظام نازی با دقتی خاصِ خود به این پدیده می‌نگرد، به بررسی و مطالعه پیرامون آن می‌پردازد، حتی در یکی از سفرهای کوتاه برای تکمیل زبان آلمانی، برای مشاهده‌ی شیوه‌های پروپاگاند نازی‌ها به تماشای یکی از تظاهرات آنها می‌رود و موفق‌می‌شود یکی از سخنرانی‌های هیتلر را که اثر عمیقی در درک او از کار حزب نازی و نظام‌های مشابه نازیسم می‌گذارد، نظاره کند. هموست که به‌دنبال حمله‌ی ارتش نازی به خاک فرانسه داوطلبانه به ارتش این کشور می‌پیوندد تا در جنگ علیه نازیسم شرکت‌جوید و پس از حضور در جبهه به عنوان افسر توپخانه، به دنبال شکست فرانسه و ترک‌ِمخاصمه در اولین فرصت به صفوف نهضت مقاومت ملی فرانسه، که مبارزه‌ی سرتاسری فرانسویان علیه اشغالگران نازی را سازمان‌می‌داد، می‌پیوندد. پس می‌بینیم بی‌دلیل نیست که در طول رساله‌ی او چند بار، و در فصول مختلف، به واژه ی توتالیتاریسم برمی‌خوریم که درآن زمان هنوز روزنامه‌نگاران و حتی بسیاری از سیاستمداران و فرهیختگان اروپایی نیز با آن آشنایی چندانی نداشتند، اما ژنرال دوگل، بنیانگذار و رهبر نهضت مقاومت ملی فرانسه، در سخنان و آثارش بدان توسل می‌جوید و باز، علاوه بر نویسنده‌ی رساله‌ی ما، در نوشته‌های مهم آن زمان آن را می توان مثلاً در آثار یکی دیگر از اعضای برجسته‌ی نهضت مقاومت ملی فرانسه که برای همکاری با ژنرال دوگل به لندن رفته‌بود، زن جوان فرانسوی، فیلسوف درخشان، سیمون وِی، (Simone Weil)، و به‌طور اخص در یکی از کتاب های او، بنامِ ریشه گیری (Enracinement)، یافت.
 
واژه‌ی توتالیتاریسم پس از به قدرت رسیدن حزب فاشیست در ایتالیا، نخستین بار از سوی جیوانی آمندولا استاد فلسفه، روزنامه نگار برجسته‌ی ایتالیایی و یکی از رهبران سیاسی ضدفاشیست و شجاع ایتالیا در یکی از مقالات او علیه فاشیست‌ها به‌کاررفته‌بود (نک. ماده ی توتالیتاریسم، پیشگفتار رساله، توضیحات مترجم، شماره ی ۱.) همین توضیح در دنباله ی این نوشته می آید.
 
اینک آن توضیح
توتالیتر(totalitaire)، صفتی که توتالیتاریسم اسم آن است؛ نوعی نظام سیاسی است که، بنا به نظر هانا آرنت و دلائل وسیعی که درباره‌ ی این نظر ارائه داده، نخستین بار در قرن بیستم پدیدار گردید، گو اینکه می توان افکار قدیمی تری را که تبدیل به نظام های سیاسی نشدند نیز به همین صفت نامید. ارائه‌ ی تعریفی ساده از این نظام ها، که از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون ادبیات تاریخی، جامعه شناختی، و سیاسی وسیعی به تشریح آنها تخصیص داده شده، بسیار دشوار، بل ناممکن است. اگر بخواهیم از خصوصیتی یادکنیم که نام این نظام ها از آن گرفته شده، و از لحاظ تاریخی نیز منشاءِ آن نام بوده است، باید واژه‌ ی لاتینی توتال (total؛ دراصل لاتین:totalis ) را که به معنی تام است به میان آوریم.
باید اضافه کرد که، در سالهای جنگ جهانی دوم، ۱۹۴۵ـ ۱۹۴۰، که رساله‌ نگاشته می شده، واژه‌ ی توتالیتاریسم که بیشتر موضوع بحث ها و تآملات نظری برخی از فلاسفه‌ ی سیاسی و مردان سیاسی تراز اول بوده هنوز در میان مردم عادی و حتی اکثر دانشگاهیان نیز شناخته نبوده است. مفهوم توتالیتاریسم پس از به قدرت رسیدن حزب فاشیست در ایتالیا، نخستین بار از سوی جیوانی آمندولا(Giovani Amendola) استاد فلسفه و روزنامه نگار برجسته‌ ی ایتالیایی بکار رفت. این مرد سیاسی ایتالیایی، که یکی از رهبران سیاسی ضدفاشیست و شجاع ایتالیا بود و در جریان مبارزات خود علیه فاشیسم بارها مورد هجوم گروه های ضربت فاشیست قرار گرفت و سرانجام نیز به دنبال آسیبی که در یکی از این حملات به او وارد شد درگذشت، در سال ۱۹۲۳ در یکی از مقالات خود علیه فاشیست ها این مفهوم را ابداع کرد. چندی بعد این واژه را که اینجا همچون صفتی منفی برای نظام فاشیسم بکار رفته بود، بار دیگر به مثابه ی یک توصیف مثبت، در عبارت «اراده‌ ی سبعانه‌ ی توتالیتر» در یک سخنرانی معروف خودِ موسولینی در ۱۹۲۵، باز می یابیم و نیز در همان زمان با واژه‌ ی «حکومت توتال» (Stato totalitario) در یک نامه‌ ی جیووانی جنتیله(Giovani Gentile) فیلسوف رسمی نظام خطاب به موسولینی روبرو می شویم. در سال ۱۹۳۴ هربرت مارکوزه فیلسوف مارکسیست و اولین سردسته‌ ی مکتب فرانکفورت است که از این مفهوم استفاده می کند و هموست که نخستین بار، یعنی پیش از هانا آرنت، بر خصلت تاریخی کاملاً نوین نظام توتالیتر انگشت می گذارد.
منظور از حکومت تام حکومتی است که به وظایف عادی یک نظام حکومتی، چنانکه در نظریات کلاسیک فلاسفه‌ ی سیاسی بیان شده، قناعت نکرده با تمام وسائل می کوشد تا زندگی جامعه را در همه‌ ی شئون آن، از سیاسی و اجتماعی گرفته تا فردی ترین و خصوصی ترین امور، بر پایه‌ ی ایدئولوژی واحد دولتی ـ حزبی تعیین و به نیروی تبلیغات، فشار، و ارعاب و سرکوب به مردم تحمیل کند.
اولین کسی که دموکراسی، فاشیسم و بلشویسم را با هم مقایسه کرد ساووریو نیتی (Sovario Nitti) نخست وزیر دموکرات ایتالیای پیش از فاشیسم بود. او در سال ۱۹۲۶ ثابت کرده بود که فکر آزادی را، که در نتیجه‌ ی جنگ [بین الملل اول] دچار بحران شده بود، فکر زور ازمیان برداشت؛ فکری که دو جنبش قهرآمیز که وجه مشخصه‌ ی آنها «نفرت مشترکشان از آزادی و دموکراسی» بود از آن تغذیه می کنند. در ۱۹۲۷، لوییجی استورزو (Luigi Sturzo) دبیر حزب پوپولاری، که در نظام فاشیست مانند بسیاری از روشنفکران مخالف دیگر ناچار از ترک ایتالیا می شود، در چارچوب یک تأمل کلی پیرامون مفهوم حکومت به نوعی این همانی میان بلشویسم و فاشیسم می رسد و در متنی تحت عنوان ایتالیا و فاشیسم می نویسد « میان روسیه و ایتالیا یک تفاوت واقعاً قابل توجه وجود دارد؛ از این قرار که بلشویسم یا دیکتاتوری کمونیستی فاشیسم چپ است در صورتی که فاشیسم یا دیکتاتوری محافظه کار بلشویسم راست است.» در سال ۱۹۳۵ والدِمار گوریان، (Waldemar Gurian) فیلسوف کاتولیک آلمانی و روسی تبار، نظام های ضد لیبرال و ضد مسیحی دو میهن خود، نازیسم و کمونیسم را، به نحوی مشابه تحلیل می کند. به نظر او خواه از لحاظ اولویت دادن به نظم سیاسی، خواه از لحاظ آزاد ساختن فنون جدید از سلطه‌ ی اسارت آور سرمایه، هردو نظام به یک اندازه مبیّن طرد ریشه ایِ لیبرالیسم اند. به نظر او، رایش سوم چیزی نه بیشتر و نه کمتر از«آینده‌ ی بلشویسم نیست». در سال ۱۹۳۷، هرمن رآُوشنینگ (Hermann Raushning) نویسنده‌ ی محافظه کاری که خود نیز مدت کوتاهی عضویت در حزب نازی را تجربه کرده بود، ادعانامه‌ ی خویش علیه ناسیونال سوسیالیسم موسوم به « انقلاب پوچ انگارانه (revolution nihiliste)»، همگرایی توتالیتر دیگری میان دو نظام بلشویک و نازی، یعنی کارکرد ایدئولوژی به مثابه ی افزار عمده‌ ی تسلط بر توده ها در هر دوی آنها را، گوشزد می کند. و این همان نکته ای است که سالیان درازی پس از آن هانا آرنت به بسط آن می پردازد یعنی اینکه نازیها و بلشویک ها دستکاری توده ها با ایدئولوژی هایشان را بیشتر نه از جهت محتوی آنها ـ پدیداری یک نژاد برتر یا تشکیل یک جامعه‌ ی بی طبقه ـ بکار می برند، بل به دلیل توانایی آن در پنهان ساختن واقعیت به کمک یک «انقلاب دائمی» به نام آن ایدئولوژی.
در فرانسه، امانوئل مونیه، فیلسوف کاتولیک مسلک و مؤسس مجله ی معتبر اسپری (Esprit) ، در سال ۱۹۳۶، با طرح مقایسه‌ ی دیگری این دو نظام را نوعی تئوکراسی وارونه می خواند که در آنها، بجای آنکه قدرت در دست طبقه‌ ی روحانی باشد، به عکس مقام روحانیت به دست قدرت دنیوی سپرده شده است.
مقایسه میان فاشیسم، ناسیونال ـ سوسیالیسم و بلشویسم به همینگونه به ادبیات سیاسی چپ ضد بلشویک یا چپ ضداستالینی نیز شکل می دهد و از سوسیال دموکراسی آغازمی شود. نخست مارسل مُوس، از دوستان ژان ژُورس بنیانگذار حزب سوسیالیست فرانسه و خواهرزاده‌ ی امیل دورکهایم، که در این رساله بارها از او نقل قول می شود ـ و هر دو جامعه شناسان بزرگ سوسیالیست ـ که فاشیسم و بلشویسم را به استناد همانندی آنها در بکار بردن روش و رفتار قهرآمیز از همان سال ۱۹۲۳ به هم تشبیه می کند و آنها را «حرکت افواج نظامی که نخواسته اند به خانه برگردند، کاملاً از جنگ بازنگشته اند، حرکت نظامیان علیه مردم غیرنظامی»می خواند. بالأخره ده سال بعد، کارل کائوتسکی هم در نوشته ای زیر عنوان بلشویسم در بن بست، می نویسد «در همه‌ ی کشورها، هدف نهایی استالین هم مانند هیتلر نه برانداختن سرمایه داری، که برانداختن دموکراسی و سازمان های سیاسی و اقتصادی کارگران است.» اوتو بُائر رهبر و نظریه پرداز بزرگ اتریشی مارکسیسم و سوسیالیسم و مؤسس بین الملل ۱/۲ . ۲ در سال ۱۹۳۶ درباره‌ ی اتحاد شوروی برای بیان پیوند هم تباری میان استالینیسم و نظام های ایتالیایی و آلمانی مبتنی بر حزب واحد، با جرأت می نویسد: «دیکتاتوری پرولتاریا در آنجا به شکل دیکتاتوری توتالیتر مونوپولیستی حزب کمونیست درآمده است.» شاید مهم تر از همه نوشته‌ ی تروتسکی باشد که گرچه تا سالهای پایانی زندگی همیشه برای محکوم کردن استالینیسم از نظریه «بوروکراسی» استفاده کرده بود، در کتاب ناتمام خود درباره‌ ی استالین از «حکومت توتالیتری که از نظام سزاری ـ پاپیسم (césaro-papisme) هم فراتر می رود، زیرا کل اقتصاد کشور را نیز به زیر سلطه خود در می آورد»، سخن می گوید.
اما در نظریات متعلق به مارکسیسم انتقادی، و خاصه نظریه‌ ی شورایی است که مسئله‌ ی حکومت توتالیتر به روشن ترین نحو مطرح شده است. از دید دست اندرکاران این جریان نظری، مارکسیسم، دیگر از این پس، در اتحاد شوروی به رهبری استالین به مثابه ی «ایدئولوژی جامد ضدانقلاب بوروکراتیک،» به وسیله‌ ی توجیه یک حکومت سرمایه داری [دولتی] تبدیل شده که فکر و ذکر آن تنها از میان برداشتن هرگونه جنبش انقلابی است. از دید کارل کُورش (Karl Korsch) مارکسیست نامدار شوراگرا «ناسیونال ـ سوسیالیسم هیتلر و نظام کورپوراتیف موسولینی ـ نظم مبتنی بر اصالت اصناف سنتی ـ در فروکردن مکتب به مغزها به کمک یک ایدئولوژی شبه ـ سوسیالیستی با استالین رقابت می کنند، چه هیچیک حتی به سلطه‌ ی کامل بر زندگی سیاسی و اجتماعی مردم نیز قانع نیستند. اوتو روله (Otto Ruhle)، مارکسیست شورایی دیگر، در ۱۹۳۹، از طریق مقایسه‌ ی مورد به مورد ویژگی های اصلی فاشیسم و بلشویسم چون ناسیونالیسم، اقتدارگرایی، تمرکز گرایی و کیش رهبر، «روسیه را قاطعانه در ردیف اول حکومت های جدید توتالیتر» قرار می دهد. هانا آرنت کتاب خود درباره ی توتالیتاریسم، نظام توتالیتر (Le Système totalitaire) را در سال ۱۹۵۴ منتشرمی کند. رِمون آرون، فیلسوف و جامعه شناس بزرگ فرانسوی نیز کتاب خود بنام دموکراسی و توتالیتاریسم را در سال ۱۹۶۵ انتشارمی دهد. یکی دیگر از شخصیت های مشهوری که به مفهوم توتالیتاریسم توجه خاص داشته مشاور امنیت ملی جیمی کارتر و استاد لهستانی تبار علوم سیاسی در هاروارد، زبینگیو برژیسنکی (Zbigniew Brzeziński) بوده که رساله ی دکتری خود در علوم سیاسی را در سال ۱۹۵۳ در دانشگاه هاروارد، تحت عنوان توتالیتاریسم شوروی (The Permanent Purge and Soviet Totalitarianism) نگاشته بود. برژینسکی که به علت تبار لهستانی خود به توتالیتاریسم شوروی حساسیت شدید داشت در مقابل خطر گسترش آن به کشور های اسلامی جنوب شوروی نظریه ی معروف «کمربند سبز»، به معنی بسیج اسلام در این کشورها برای مقابله با ایدئولوژی کمونیستی شوروی را مطرح کرده بود؛ ناآگاهی او از ماهیت جنبش های ایدئولوژیک اسلامی در این کشورها مانند اخوان المسلمین یا فداییان اسلام مانع از آن می شد که وی خطر بزرگ توتالیتاریسم از جانب خود این نیروها را، که بنام اسلام سخن می گفتند، دریابد. هانا آرنت درباره ی توتالیتاریسم آثار دیگری نیز دارد مانند ماهیت توتالیتاریسم (La nature du totalitarisme) که پس از درگذشت او منتشرشده است.
یکی از کتاب های سودمند درباره ی رابطه ی ماهوی میان رژیم های توتالیتر اثری از برنار برونتو (Bernard Bruneteau) پژوهشگر فرانسوی زیر عنوان انواع توتالیتاریسم (Les totalitarismes) است. در بخشهایی از اطلاعات تاریخی این یادداشت ما از این کتاب ـ بویژه صص. ۱۷ـ ۱۱ سودبرده ایم.

منبع:پژواک ایران


علی شاکری زند

فهرست مطالب علی شاکری زند در سایت پژواک ایران 

*شاپور بختیار و توتالیتاریسم، گریزی به رساله ی دکتری او [2021 Jul] 
* اثرات متقابل مخالفان فعال رژیم و مردم غیرمتشکل: یک فرآیند دینامیک [2021 Jun] 
*سر و ته، یک کرباس [2021 Jun] 
*نگاهی به ریشه های ژرف یک فاجعه ملی بخش سوم  [2021 Mar] 
* نگاهی به ریشه‌های ژرف یک فاجعه‌ی ملی، به مناسبت ۲۲ بهمن ماه (بخش دوم) [2021 Mar] 
* به مناسبت ۲۲ بهمن ماه، نگاهی به ریشه های ژرف یک فاجعه ی ملی [2021 Feb] 
*ملاحظاتی درباره‌ متن حقوقی امانتی استاد محمـدرضا شجریان [2021 Jan] 
* از مشروطه به جمهوری عبورکردیم؟ چه کسی عبورکرد و چگونه؟ [2021 Jan] 
* از مشروطه به جمهوری عبورکردیم؟ چه کسی عبورکرد و چگونه؟  [2021 Jan] 
*هموطنان بی مسئولیتی که در برابر امام جماران به امامزاده ی کاخ سفید دخیل بسته بودند یتیم شدند [2020 Nov] 
*رادیکالیزاسیون دینی جوانان پناهنده و نقش حس ملی [2020 Nov] 
*دولت موقت و چارچوب قانونی کارهای آن [2020 Oct] 
*«علوم اجتماعی اسلامی» چه صیغه ای است؟  [2020 Aug] 
*جمهوری اسلامی کابوسی باورنکردنی [2020 Aug] 
*برتری مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به سران این نظام در چیست؟ بخش سوم: دیگرِ تجربه‌های عملی اپوزیسیون [2020 Aug] 
*برتری مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به سران این نظام در چیست؟ بخش دوم: کدام استثناء؟ [2020 Jul] 
*برتری مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به سران این نظام در چیست؟  [2020 Jul] 
* آزادی عقیده و بیان و زندگی جمعی نیازمند قواعد مشترک جمعی است (بخش دوم) [2020 Jun] 
*آزادی عقیده و بیان و زندگی جمعی نیازمند قواعد مشترک کار جمعی است [2020 Jun] 
*ایران هرگز نخواهد مرد!  [2020 May] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار [2020 Apr] 
*نمایش از این پس بی اثر «انتخابات»، پرده دری از فریب «اصولگرا ـ اصلاح طلب» [2020 Mar] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار* ۳۹ـ تدارکات و ترتیبات سالیوان برای ایجاد پیوند میان ارتش و نمایندگان خمینی  [2020 Mar] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار* [2020 Mar] 
*بحثی در مقاله‌ی : خطای بختیار، پایان بازرگان [2020 Feb] 
*تحریم انتخابات را به کارزار همصدایی علیه اساس رژیم و رفراندم برضد آن بدل کنیم  [2020 Feb] 
*منطق جمهوری اسلامی: تحریک دیگران؛ تحقیرشدن؛ واکنش به تحقیرشدن [2020 Jan] 
*تحریم یکصدای نمایش انتخابات: ضرورتی سیاسی، نه انتخاباتی!  [2019 Dec] 
*انبار باروتی بنام ایران  [2019 Nov] 
*شورای دوران گــُـذار یا مدیریت بی‍گــُـدار برای «اقوام و ملیت های ساکن ایران» !  [2019 Oct] 
* بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم (۲) [2019 Sep] 
*بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم [2019 Sep] 
*بیست و هشت سال پس از قتل شاپور بختیار پراکندگی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و راه پیروزی بر آن  [2019 Aug] 
* بحران در روابط ایران و آمریکا:‏ یا زمان قدرت نمایی شاگرد جادوگرها [2019 Jul] 
* زند ایران چیست؛ ایرانیت کدام است؟  [2019 Jul] 
*ایران چیست؛ ایرانیت کدام است؟ ادای سهمی در پاسخ به یک مغالطه بخش دوم ادعای درونی بودن اسلام و ...! [2019 Jul] 
*ایران چیست؛ ‏ ایرانیت کدام است؟  [2019 Jun] 
*جمهوری اسلامی:‏ یک نظام تروریست، با همه‌ی اجزاء و بازوانش  [2019 Apr] 
*اتحادِ عمل آری؛ ‏ اما برای چه منظور؟ و از کدام راه؟  [2019 Apr] 
*جامعه‌ ایران از سر گندیده است [2019 Mar] 
*این نظام رفتنی است ما نیستیم که می گوییم؛ آنها خود می دانند! [2019 Feb] 
*در میان مخالفان جمهوری اسلامی اختلاف ها از کجا سرچشمه می گیرد؟ [2019 Jan] 
*ما نمی بایست سنگر قانون اساسی را رها می کردیم  [2019 Jan] 
*ملاحظاتی درباره ی رساله ی دکترای شاپور بختیار [2018 Nov] 
*جمهوری، یا مشروطه ی پادشاهی؟ بحث بر سر چیست؟ [2018 Nov] 
* با اعتصاب عمومی نباید بازی کرد  [2018 Oct] 
* مجازات شلاق برای معلمان کشور !  [2018 Oct] 
*مرگ امیرانتظام فرصتی برای آب تطهیر بر سر انقلابیون دیروز و اصلاح‌طلبان امروز! [2018 Aug] 
* اقتصادی ویران؛ نتیجه ی تحریم ها، یا اثر ورشکستگی به تقصیر  [2018 Aug] 
*آزادی گرفتنی است نه دادنی [2018 Jul] 
*چرا جمهوری اسلامی رفتنی است [2018 May] 
*از بحث عدم‌ مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید (بخش دوم)، [2018 Apr] 
*از بحث عدم‌مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید [2018 Mar] 
*همه‌پرسی، به چه منظور، چگونه، در چه زمان، و به دست کدام حکومت ؟  [2018 Feb] 
*جدایی دین از حکومت یا حکومتِ لاییک* [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری* بخش چهارم [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش سوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش دوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری ، بخش یکم [2017 Dec] 
* افسانه‌ی حمله‌ی نظامی عراق به ایران بنا به ‏ توصیه‌ی شاپور بختیار بخش چهارم  [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش سوم) [2017 Nov] 
* علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش دوم) [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش یکم) [2017 Oct] 
*مصدق و اصـلاحات کاذب، بخش سوم: موضع نیروهای سیاسی دیگر [2017 Oct] 
*مصدق و اصـــلاحــات کاذب «تقسیم اراضی ... با تمرکز جمعیت می تواند عواقب وخیم‌تری...»  [2017 Oct] 
*دکتر مصدق ‏ و اصـلاحـات کاذب یا یکی از ریشه‌های عمده‌ی ضدِانقلاب‌اسلامی ‏ [2017 Oct] 
*از مرگ هیچکس شاد نباید شد اما... [2017 Sep] 
* سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد بخش دوم  [2017 Jul] 
*سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد [2017 Jul] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ قسمت دوم [2017 Jun] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ [2017 May] 
* تحریم انتخابات ساده گیری مبارزه نیست ‏ [2017 May] 
*گفتید جمهوریت؟ کدام جمهوریت؟  [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ (بخش دوم) [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ [2017 Apr] 
*انتخابات ریاست جمهوری فرانسه؛ نامه ی سرگشاده به نامزدها و رأی دهندگان به آنان*  [2017 Apr] 
* ضرورت گام هایی کوتاه و سنجیده برای اتحاد آزادیخواهان واقعی  [2017 Mar] 
*کسانی که تروریست‌ها و خرابکاران را مردم می‌نامند! (بخش دوم) [2017 Mar] 
* نوبت خطرکردن بختیار برای نجات کشور از سقوط در پرتگاهی که به سوی آن می رفت (بخش سوم) [2017 Feb] 
*آیا نظام مشروطه منسوخ شده بود؟ جلوگیری از نخست ‌وزیری صدیقی و نوبت خطرکردن بختیار (بخش دوم) [2017 Feb] 
* به مناسبت سی و هشتمین سال تشکیل دولت ملی بختیار ‏ [2017 Feb] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش چهارم و پایانی) [2016 Oct] 
* نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش سوم) [2016 Oct] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه بخش دوم  [2016 Sep] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه؛ به مناسبت بیست و پنجمین سال ‏ قتل شاپور بختیار [2016 Sep] 
* منشاء هراس شدید نظام از مردم ! (بخش پایانی) بخش دوم [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم ! بخش دوم، بهره ی الف  [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم !  [2016 Jun] 
*رژیم راًی مردم را برای نمایش و کسب مشروعیت می خواهد [2016 Feb] 
* در حاشیه ی عملیات تروریستی اخیرِ داعش  [2016 Jan] 
*نکاتی از زندگی خسرو شاکری زند و سبب درگذشت وی [2015 Oct] 
*توسل به دروغ و فریب برای پوشاندن تسلیم به توافقنامه ای خفت بار [2015 Apr] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف سکولاریسم نو(۳) [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف  [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف «سکولاریسم نو» [2014 Dec] 
*دولت اسرائیل، یا یک یاغی جهانی که در پی اجرای «راه حل نهایی» برای مردم فلسطین است [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب (بخش دوم) [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب [2014 Jul] 
*ملاحظاتی پيرامون مقاله «بازرگان، روحانيت و بختيار»، بخش سوم (قسمت دوم) [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت؛ ملاحظاتی پیرامون مقاله‌‌‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱- بخش سوم تیرخلاص [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت- بخش دوم [2013 Sep] 
*ملاحظاتی پیرامون مقاله‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱ [2013 Sep] 
*مصر بار دیگر به پا می خیزد [2013 Jul] 
*درباره‌ی پرچم ملی ایران [2013 Jan] 
*آیا صلحجویان نسل های جدید اسرائیل خواهند توانست ماجراجویی رهبران سنتی جنگ طلب خود را مهار کنند و از فکر حمله به ایران بازدارند  [2012 Apr] 
*پاسخی به ادعاهای نسنجیده و بی پایه ی آقای همایون کاتوزیان درباره ی کنفدراسیون جهانی  [2011 Nov] 
*افشاء یک تحریف بزرگ تاریخی [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار  [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار (۲) [2011 Aug] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار [2011 Aug] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصول کار و منش آنان (بخش دوم ـ ب) [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان  [2011 Mar] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن( بخش دوم)  [2010 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن(٭)  [2010 Mar] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش دوم) [2010 Jan] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش نخستین) [2010 Jan] 
*چه کسانی از علائم شیر و خورشید پرچم ملی ایران می ترسند؟ [2009 Aug]