تحریم انتخابات را به کارزار همصدایی علیه اساس رژیم و رفراندم برضد آن بدل کنیم
علی شاکری زند

چنان که پیش بینی می شد و ما نیز از همان مهرماه گذشته گفته بودیم۱ تحریم نمایش انتخاباتی رسوای رژیم در اسفندماه هر روز وسیع تر و از سوی شخصیت ها و تشکل های بیشتری، در خارج و داخل کشور، اعلام گردید. در این میان خیزش بزرگ آبانماه، که آن هم با سختی روزافزون و تحمل ناپذیر زندگی روزمره ی مردم و آشکاری هر روز بیشتر فساد رژیم قابل پیش بینی بود، و کشتار بیرحمانه ی جوانان کشور این ضرورت را شدیدتر ساخت و به تحقق آن دامن زد.

با رسوایی بیشتر رژیم در خیزش آبانماه که عدم مشروعیت آن را نه فقط در درون کشور و برای مردم داغدیده ایران، بلکه بر مردم جهان نیز آشکارتر ساخت، از یک سو نیاز نظام به نمایش مشروعیت از هر زمان بیشتر می شد، و از سوی دیگر انجام  انتخاباتی با دستهای آلوده به خون مردم معضل بزرگ جدیدی بر معضلات همیشگی بر سر راه انتظار بیجا از ملت برای اقبال به آن نمایش بی آبرو می افزود.

با اینهمه تصور این که مجسمه های بیشرمی حاکم بر رأس نظام، و خاصه آخوند علی خامنه ای، نسبت به گذشته در زبانبازی های همیشگی برای جلب مردم به سوی صندوق های رأی کم بیاورند واقع بینانه نمی بود. 

خامنه ای در نمایش های دوره های پیش با گفتن این که اگر نظام را هم دوست ندارید به خاطر کشور رأی دهید، خود را ناچار دید که به وجود شمار بزرگی از صاحبان حق رأی که عدم شرکتشان در انتخابات در نتایج آن اثر عمده دارد و در عین حال نیز مخالف نظام اند، اعتراف کند. اما او که در ازاءِ درخواست خود هیچ وعده ای برای تغییر در روش خود و نظام زیر دست خود نداده بود،  مانند همیشه و همچنان خود را بیشتر بستانکار می دانست تا بدهکار.

حال با گسترش تصاعدی فضاحت ها و رسوایی ها در سالهای اخیر و بویژه با ضربه ی مالی افزایش بهای بنزین از یک سو و کشتار خونین آبانماه از سوی دیگر، که سقوط هواپیمای اوکرایینی با مرگ 176 سرنشین آن هم نمکی بود بر زخم های آن، او دیگر برای مشتاق ساختن مردم به حضور در پای صندوق های رآی چه می توانست بگوید ؟    

پس از کشتار آبانماه نوشته بودم او این بار باید بگوید:

« اگر فرزند نوجوانتان را در حال عبور در خیابان کشتیم؛ اگر پرستار زحمتکش، مادر نان آورتان، از کار طاقت فرسای دو نوبتی به خانه بازمی گشت و در راه تیرخورد و به خانه نرسید؛ اگر جوانان شهرتان، که از بیم مسلسل ها و تانک های ما به نیزارهای اطراف ماهشهر پناه برده بودند، حتی در آنجا هم به تیرباران چشم بسته ی آدمکشان ما دچار و کشته شدند؛ اگر از در و دیوار و هلیکوپتر و زمین و آسمان در همه ی شهرها به تیر بسته شدید؛ اگر کالبدهای بسیاری را سربه نیست کردیم، یا در سدها و رودها و دریا افکندیم؛ و اگر به خانواده ها گفتیم جنازه ی نوجونان بیگناهتان را تحویل نمی دهیم مگر با این تضمین که چیزی نگویید، کسی را خبرنکنید و شبانه او را دفن کنید؛ اگر مانع پذیرش مجروحان در بیمارستان ها شدیم یا آنها را از تخت بیمارستان بیرون کشیدیم و به نقاط نامعلوم بردیم یا سربه نیست کردیم؛ اگر راه تماس و اطلاع رسانی شما با یکدیگر را بستیم، اگر هزاران نفر را به زندان ها بردیم و برای گرفتن اعتراف اجباری به زیر شکنجه انداختیم، اگر آمار کشتگان را پنهان می کنیم، اگر بیشرمانه نزدیکان داغدار کشته شدگان را نیز به زندان می بریم تا از سوگواری چهلم آنان جلوگیری شود ...

اینها هیچیک مهم نیست!

باز هم بیایید و رأی بدهید ! 

به ما رأی دهید تا بار آینده بهتر و بیشتر بکشیم۲.»

اما البته او هرچند در باطن چنین فکر می کند در ملاء عام چنین نمی گوید؛ باید به خیال خود اگرشده زبان سیمرغ را هم به گوش مردم بخواند همچنان در پی یافتن ترفند جدیدی برای فریب ملت باشد. و در یافتن آن ترفند این بار حاضر است حتی به «شیطان بزرگ»، و «آمریکای جهانخوار» هم تأسی کند. او که تا کنون و در خارج از زمان های انتخاباتی، جز از «اسلام عزیز» نگفته و نمی گوید و نظام اسلامی از زبانش نمی افتد و نام ایران مانند تاریخ و مفاخر ملی آن تا امروز برایش بیگانه بوده تا جایی که تا حد ممکن از درس های تاریخ مدارس هم حذف شده، حال دیگر نمی تواند از دونالد ترامپ دراین باره کم بیاورد. از زمانی که ترامپ از ملت بزرگ و شایسته ی  ایران و گذشته ی پرافتخار آن سخن گفته و می گوید و حتی به زبان فارسی برای مردم ایران پیام می فرستد خامنه ای هم ناگهان به یاد موجودی به نام ایران افتاده و چه بهتر که، در مسابقه ی همیشگی با ترامپ، این بار از آن برای فریب مردم به منظور کشاندنشان به پای صندوق های رأی نیز بهره برداری کند.

و از این روست که این بار بجای فرمول «اگر نظام را هم قبول ندارید بخاطر کشورتان رأی بدهید» از فرمول «اگر از من هم خوشتان نمی آید به خاطر ایران در انتخابات شرکت فعال کنید» استفاده می کند.

اما این بار هم، همچنان، نه وعده ای درکار است نه وعیدی! به عکس، می گوید اگر بخواهیم جنگ نشود یا در جنگ برنده باشیم باید قوی شویم. به عبارت دیگر باز اگر وعده ای هست وعده ی جنگ است و هزینه ی نظامی و تشدید فقر باز هم بیشتر محروم ترین مردم ما و قربانی کردن آنان و آینده ی کشور در پای بلندپروازی های مالیخولیایی حضرت رهبر.

اما، این بار، در نتیجه ی بالاگرفتن فضاحت ها و مشاهده ی افزایش صدمات و کشته های مردم، سرانجام از شمار کسانی که تا کنون یکی به نعل و یکی به میخ می زدند نیز بسیار کم شده و انبوهی از آنان دیگر به این نتیجه رسیده اند که این نظام اصلاح پذیر نیست و از ابتدا هم نبوده و همه ی آنچه در گذشته در این راه گفته یا کرده اند، نه تنها آب در هاون کوبیدن، که کمک به گمراهی جامعه و دوام این طاعون سیاسی بوده است.

در ضمن می توان مشاهده کرد که برخی از کسانی که آنان نیز میان اصلاح طلبی و مخالفت با اصل و نهاد توتالیتر و شیطانی این رژیم سالها به نعل و به میخ می زدند نیز ، شاید به دلیل وابستگی های گذشته در آن رژیم، اگر هنوز هم حاضر نیستند به آن گمراهی پیشین اذعان و آن رانقد کنند، دستکم این بار از ادامه ی آن خودداری می کنند؛ ولو این که باز بگویند بالاخره بد و بدتری بوده و « هنوز هم مطمئنم که فلانی بهتر از بهمانی است. مطمئنم این از آن بهتر بود، مطمئنم شغال از روباه بدتر بود، مطمئنم که آنچه تا کنون کردم درست بوده، ولی حالا دیگر این انتخابات جایی حتی برای " تکرار" هم باقی نگذاشته است.»

برای عده ای هم این خود یک پیشرفت است و پیشرفت این است !

این واقعیت ها با همه ی کندی وقوع آنها از اهمیت بسیار برخوردار است و از آمادگی بیشتری در میان فعالان سیاسی برای جستجوی راههای مشترک در جهت پایان بخشیدن به حیات نظام شوم حاکم خبرمی دهد.

کارزار کنونی تحریم نمایش انتخاباتی رژیم از یک سو به وسعتی بیسابقه دست یافته، اما از سوی دیگر هنوز به همصدایی، بل یکصدایی لازم برای نمایش وجود نیرویی که به سوی اتحادعمل لازم برای ازجاکندن رژیم گام برمی دارد، نرسیده است. هنوز شاهد اعلامیه های مختلف یا چندین بیانیه ی امضاشده از سوی شمار بزرگی از هموطنان خارج از کشور هستیم که اگر هر یک از آنها نشان جدیدی از گسترش جبهه ی مخالفان با کلیت و اساس رژیم است، اما تعدد آنها نیز از نوعی پراکندگی و عدم هماهنگی میان آنها حکایت می کند. در حالی که وضع مخالفان رژیم در داخل کشور هرچه باشد، اعم از این که هموطنان داخل، با اسارت در دست رژیم پلیسی خونخوار قادر به ایجاد مرکزیت لازم برای سازماندهی اعتراضات و مبارزات هر روز وسیعتر مردم خشمگین و هدایت آن به سوی ازجاکندن رژیم و تدارک جانشین برای آن باشند یا نه، نداشتن پاسخ برای این پرسش آزادیخواهان مصمم در خارج از کشور را از وظیفه ی اقدامی مشابه در حد توانایی های بالقوه ی خود معاف نمی دارد. حتی در صورت تحقق فرض بالا، یعنی پیدایش مرکزیت لازم و ذیصلاح در داخل کشور، چنین رویدادی با کوشش آزادیخواهان مصمم خارج از کشور برای سازماندهی مشترک در مبارزات خود علیه رژیم خون آشام حاکم منافات ندارد و در چنین فرضی تنها کار هماهنگی با داخل کشور نیز به مراتب آسانتر خواهد شد نه دشوارتر. در نتیجه، در خارج از کشور به انتظار تحقق یک سازماندهی مرکزی مبارزات در داخل کشور نشستن، امری که سیر آن بکلی از کنترل ما خارج است، هیچ توجیهی ندارد و تنها می تواند به رفع تکلیف از خود تعبیرگردد. 

در وضع کنونی کشور ما انواع مبارزاتی که باید و می تواند به سقوط رژیم کمک کند بسیار است و همه ی آنها تحت عنوان کلی نافرمانی مدنی، که مبارزاتی خشونت پرهیز خواهد بود، قرارمی گیرد. تحریم انتخابات و تحریم های احتمالی دیگر و همه ی أنواع اعتصابات یا تظاهرات سازمانیافته و هدفمند، همگی از این نوع اند. در سال گذشته أنواع بسیاری از اینگونه مبارزات در کشور در جریان بوده و اوج آنها در آبانماه رخ داد که اعتراضات پس از سقوط هواپیمای اوکرایینی پس لرزه های آن بود. همه ی این مبارزات خودانگیخته و فاقد سازماندهی مرکزی و حداقل هماهنگی لازم بوده است و به رغم نیروی عظیمی که در آنها به کاررفته و فداکاری ستایش انگیز هموطنان در آنها، این نقطه ی ضعف مانع از کسب دستاوردهای قابل لمسی در آنها بوده است. هموطنان فداکار داخل کشور خود نیز به این نکته معترف اند بطوری که یکی از دوشیزگان دانشجویی که در اعتراضات پس از سقوط هواپیمای اوکرایینی شرکت فعال داشته در مصاحبه ای می گوید «ما چقدر اعتراض و تظاهرات کنیم؛ چرا کسی به ما نمی گوید دیگر باید چکار کنیم !» (نقل به مضمون)

سخن در این نیست که در صورت تدارک موفقیت آمیز سازماندهی مرکزی یا دستکم برپایی اتحادعمل در خارج از کشور مبارزان داخل کشور خودبخود از رهنمودهای آن پیروی خواهندکرد. سخن بر سر این است که مبادا چنین ادله ای به عذر و بهانه برای عدم انجام این وظیفه تبدیل گردد؛ و این که البته کار تا نشده نتیجه هم ندارد و تا نشود سودمندی و نتیجه بخش بودن آن آزموده نشده است. گذشته از این، مرکزیت هماهنگ کننده ی فرضی داخل کشور، به فرض آن که تشکیل آن ممکن باشد، تا زمانی که تشکیل نشده نمی تواند توجیهی بر عدم کوشش برای اتحادعملی در خارج از کشور که بتواند جانشینی ولو موقت برای آن باشد، فراهم کند.

از سوی دیگر هیچ مبارزه ی جداگانه ای به تنهایی و به خودی خود نمی تواند جای همه ی مبارزات را بگیرد و جانشین مبارزه ی نهایی گردد. هر یک از اشکال مبارزات کنونی باید و می تواند گامی در خدمت آن مبارزه ی نهایی باشد و نیز، و بویژه، در جهت اتحاد و هماهنگی بیشتر، تا مرحله ی اتحادعمل مورد نیاز. تحریم انتخابات که در حد خود می تواند ضربه ای مؤثر بر رژیم و در جهت افشاءِ هرچه بیشتر عدم مشروعیت آن باشد، تنها در صورتی به تمام هدف های خود رسیده که گامی نیز در جهت همصدایی و سپس هماهنگی نیروهای آزادیخواه معتقد به حاکمیت ملت ایران بر سرنوشت خود باشد. تنها در چنین صورتی است که این نوع مبارزه از شکل یک حرکت دوره ای و گذرا به تاکتیکی عمده در خدمت یک استراتژی کلی و دورنگر تبدیل می شود.

ثمرات یاری به مبارزات داخل کشور در جهت هماهنگی بیشتر آنها تنها زمانی به حداکثر اثر خود می رسد که نیروهای پراکنده ای که میان خود هماهنگی ندارند از شکل خرده‌مرکزها فرارفته به یاری یکدیگر طرح یک مرکز کلان را بریزند و به آن تحقق بخشند. با عدم هماهنگی میان خود نمی توان به هماهنگی میان دیگران یاری رساند! و حتی دیگران هم از یاری ما بی نیاز باشند خود ما از این هماهنگی بی نیاز نیستیم. باید با تمام قوا با بیماری خرده‌مرکزی مبارزه کرد. اولین گام در این راه از خود و از ارزیابی واقع بینانه از توان خود آغاز می شود. تا کنون کمبود شدید این نوع واقع بینی در میان آزادیخواهان ایراندوست چشم اسفندیار آنان بوده است.

هنوز هم برای کمک به تبدیل کارزار تحریم به گامی در جهت هماهنگی بیشتر آزادیخواهان و ایراندوستان واقعی که دل در گرو مهر ملت خود دارند و نمی توانند شاهد تیره روزی هر دم بیشتر مردم و خطر نابودی کشور باشند دیر نیست. بکوشیم تا تحریم انتخابات را هرچه بیشتر به کارزار همصدایی علیه اساس رژیم و رفراندم برضد آن بدل کنیم.

۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۸

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ علی شاکری زند، بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم، ۱، ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۹ ؛ بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم، ۲ ـ ضرورت اتحادعمل محدود برای تحریم انتخابات و چون تمرینی برای اتحادعمل وسیع ملی، ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۹.

۲ علی شاکری زند، تحریم یکصدای نمایش انتخابات، ضرورتی سیاسی، نه انتخاباتی !

منبع:پژواک ایران


علی شاکری زند

فهرست مطالب علی شاکری زند در سایت پژواک ایران 

*نمایش از این پس بی اثر «انتخابات»، پرده دری از فریب «اصولگرا ـ اصلاح طلب» [2020 Mar] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار* ۳۹ـ تدارکات و ترتیبات سالیوان برای ایجاد پیوند میان ارتش و نمایندگان خمینی  [2020 Mar] 
* برگ هایی از زندگی سیاسی شاپور بختیار* [2020 Mar] 
*بحثی در مقاله‌ی : خطای بختیار، پایان بازرگان [2020 Feb] 
*تحریم انتخابات را به کارزار همصدایی علیه اساس رژیم و رفراندم برضد آن بدل کنیم  [2020 Feb] 
*منطق جمهوری اسلامی: تحریک دیگران؛ تحقیرشدن؛ واکنش به تحقیرشدن [2020 Jan] 
*تحریم یکصدای نمایش انتخابات: ضرورتی سیاسی، نه انتخاباتی!  [2019 Dec] 
*انبار باروتی بنام ایران  [2019 Nov] 
*شورای دوران گــُـذار یا مدیریت بی‍گــُـدار برای «اقوام و ملیت های ساکن ایران» !  [2019 Oct] 
* بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم (۲) [2019 Sep] 
*بساط تحمیق انتخابات را یکصدا تحریم کنیم [2019 Sep] 
*بیست و هشت سال پس از قتل شاپور بختیار پراکندگی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و راه پیروزی بر آن  [2019 Aug] 
* بحران در روابط ایران و آمریکا:‏ یا زمان قدرت نمایی شاگرد جادوگرها [2019 Jul] 
* زند ایران چیست؛ ایرانیت کدام است؟  [2019 Jul] 
*ایران چیست؛ ایرانیت کدام است؟ ادای سهمی در پاسخ به یک مغالطه بخش دوم ادعای درونی بودن اسلام و ...! [2019 Jul] 
*ایران چیست؛ ‏ ایرانیت کدام است؟  [2019 Jun] 
*جمهوری اسلامی:‏ یک نظام تروریست، با همه‌ی اجزاء و بازوانش  [2019 Apr] 
*اتحادِ عمل آری؛ ‏ اما برای چه منظور؟ و از کدام راه؟  [2019 Apr] 
*جامعه‌ ایران از سر گندیده است [2019 Mar] 
*این نظام رفتنی است ما نیستیم که می گوییم؛ آنها خود می دانند! [2019 Feb] 
*در میان مخالفان جمهوری اسلامی اختلاف ها از کجا سرچشمه می گیرد؟ [2019 Jan] 
*ما نمی بایست سنگر قانون اساسی را رها می کردیم  [2019 Jan] 
*ملاحظاتی درباره ی رساله ی دکترای شاپور بختیار [2018 Nov] 
*جمهوری، یا مشروطه ی پادشاهی؟ بحث بر سر چیست؟ [2018 Nov] 
* با اعتصاب عمومی نباید بازی کرد  [2018 Oct] 
* مجازات شلاق برای معلمان کشور !  [2018 Oct] 
*مرگ امیرانتظام فرصتی برای آب تطهیر بر سر انقلابیون دیروز و اصلاح‌طلبان امروز! [2018 Aug] 
* اقتصادی ویران؛ نتیجه ی تحریم ها، یا اثر ورشکستگی به تقصیر  [2018 Aug] 
*آزادی گرفتنی است نه دادنی [2018 Jul] 
*چرا جمهوری اسلامی رفتنی است [2018 May] 
*از بحث عدم‌ مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید (بخش دوم)، [2018 Apr] 
*از بحث عدم‌مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید [2018 Mar] 
*همه‌پرسی، به چه منظور، چگونه، در چه زمان، و به دست کدام حکومت ؟  [2018 Feb] 
*جدایی دین از حکومت یا حکومتِ لاییک* [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری* بخش چهارم [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش سوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش دوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری ، بخش یکم [2017 Dec] 
* افسانه‌ی حمله‌ی نظامی عراق به ایران بنا به ‏ توصیه‌ی شاپور بختیار بخش چهارم  [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش سوم) [2017 Nov] 
* علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش دوم) [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش یکم) [2017 Oct] 
*مصدق و اصـلاحات کاذب، بخش سوم: موضع نیروهای سیاسی دیگر [2017 Oct] 
*مصدق و اصـــلاحــات کاذب «تقسیم اراضی ... با تمرکز جمعیت می تواند عواقب وخیم‌تری...»  [2017 Oct] 
*دکتر مصدق ‏ و اصـلاحـات کاذب یا یکی از ریشه‌های عمده‌ی ضدِانقلاب‌اسلامی ‏ [2017 Oct] 
*از مرگ هیچکس شاد نباید شد اما... [2017 Sep] 
* سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد بخش دوم  [2017 Jul] 
*سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد [2017 Jul] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ قسمت دوم [2017 Jun] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ [2017 May] 
* تحریم انتخابات ساده گیری مبارزه نیست ‏ [2017 May] 
*گفتید جمهوریت؟ کدام جمهوریت؟  [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ (بخش دوم) [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ [2017 Apr] 
*انتخابات ریاست جمهوری فرانسه؛ نامه ی سرگشاده به نامزدها و رأی دهندگان به آنان*  [2017 Apr] 
* ضرورت گام هایی کوتاه و سنجیده برای اتحاد آزادیخواهان واقعی  [2017 Mar] 
*کسانی که تروریست‌ها و خرابکاران را مردم می‌نامند! (بخش دوم) [2017 Mar] 
* نوبت خطرکردن بختیار برای نجات کشور از سقوط در پرتگاهی که به سوی آن می رفت (بخش سوم) [2017 Feb] 
*آیا نظام مشروطه منسوخ شده بود؟ جلوگیری از نخست ‌وزیری صدیقی و نوبت خطرکردن بختیار (بخش دوم) [2017 Feb] 
* به مناسبت سی و هشتمین سال تشکیل دولت ملی بختیار ‏ [2017 Feb] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش چهارم و پایانی) [2016 Oct] 
* نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش سوم) [2016 Oct] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه بخش دوم  [2016 Sep] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه؛ به مناسبت بیست و پنجمین سال ‏ قتل شاپور بختیار [2016 Sep] 
* منشاء هراس شدید نظام از مردم ! (بخش پایانی) بخش دوم [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم ! بخش دوم، بهره ی الف  [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم !  [2016 Jun] 
*رژیم راًی مردم را برای نمایش و کسب مشروعیت می خواهد [2016 Feb] 
* در حاشیه ی عملیات تروریستی اخیرِ داعش  [2016 Jan] 
*نکاتی از زندگی خسرو شاکری زند و سبب درگذشت وی [2015 Oct] 
*توسل به دروغ و فریب برای پوشاندن تسلیم به توافقنامه ای خفت بار [2015 Apr] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف سکولاریسم نو(۳) [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف  [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف «سکولاریسم نو» [2014 Dec] 
*دولت اسرائیل، یا یک یاغی جهانی که در پی اجرای «راه حل نهایی» برای مردم فلسطین است [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب (بخش دوم) [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب [2014 Jul] 
*ملاحظاتی پيرامون مقاله «بازرگان، روحانيت و بختيار»، بخش سوم (قسمت دوم) [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت؛ ملاحظاتی پیرامون مقاله‌‌‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱- بخش سوم تیرخلاص [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت- بخش دوم [2013 Sep] 
*ملاحظاتی پیرامون مقاله‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱ [2013 Sep] 
*مصر بار دیگر به پا می خیزد [2013 Jul] 
*درباره‌ی پرچم ملی ایران [2013 Jan] 
*آیا صلحجویان نسل های جدید اسرائیل خواهند توانست ماجراجویی رهبران سنتی جنگ طلب خود را مهار کنند و از فکر حمله به ایران بازدارند  [2012 Apr] 
*پاسخی به ادعاهای نسنجیده و بی پایه ی آقای همایون کاتوزیان درباره ی کنفدراسیون جهانی  [2011 Nov] 
*افشاء یک تحریف بزرگ تاریخی [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار  [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار (۲) [2011 Aug] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار [2011 Aug] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصول کار و منش آنان (بخش دوم ـ ب) [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان  [2011 Mar] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن( بخش دوم)  [2010 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن(٭)  [2010 Mar] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش دوم) [2010 Jan] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش نخستین) [2010 Jan] 
*چه کسانی از علائم شیر و خورشید پرچم ملی ایران می ترسند؟ [2009 Aug]