از بحث عدم‌ مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید (بخش دوم)،
 

از بحث عدم‌ مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید (بخش دوم)،
علی شاکری زند

نخستین گامهای نافرمانی مدنی

نوشته هایی که در بخش یکم این مقاله از نویسنده نقل شد متعلق به خردادماه ۱۳۹۶است. تظاهرات واعتصابات کارگریِ تقریباً هرروزه و تظاهرات دیگر اقشار مردم در این سالِ ایرانی که به پایان رفت و بالأخره تظاهرات سرتاسری دیماه ۵۶ که همچون زمین‌لرزه‌ای غافلگیرکننده خواب‌آلوده‌ترین سران نظام را متوحش‌ساخت و به‌صدادرآورد، به همه‌ی کسانی که خود را به نابینایی نزده‌بودند نشان‌داد که ارتباط میان عدم‌مشروعیت سیاسی(یعنی عدممشروعیت ملی و دموکراتیک) و اراده‌ی انقلابی که از آن برمی‌خیزد و نضج‌می‌یابد و دیر یا زود به سرنگونی رژیم‌های زور و فساد و بی‌عدالتی می‌انجامد رابطه‌ای واقعی و انکارناپذیراست که حتی می‌توان آن را به آزمایش عملی و علمی نیز گذاشت. 
در آن زمان نوشته‌بودیم:
«می‌توان تصور‌کرد که با خواندن این سطور کسانی، به‌ویژه در میان هواداران یا سران رژیم کنونی، شانه‌ای بالا‌اندازند و با پوزخندی این سخنان را نظریه‌پردازی بخوانند. در پاسخ چنین خوانندگان "شکاکی" می گوییم که آنچه خوانده‌اند آزمایش‌پذیر بوده[یعنی می توان آن را به آزمایش گذاشت]، و تا زمانی که ابطال‌نشده پذیرفتنی‌است، مانند نظریه‌های علوم دقیقه.»

 

«آزمایش آن؟ یک رفراندم دیگر، و پرسش نظر ملت ایران در این باره، و نیز درباره‌ی رژیمی که خواستار آن است.»
«اما، توجه ! چنین رفراندمی تنها در صورتی معتبر و مشروع خواهد‌بود که برخلاف رفراندم سال ۵۷ واقعی‌باشد.» 
«چگونه؟ با برقراری یک سال آزادی کامل برای ملت ایران، احزاب، سندیکاها، مطبوعات، و استفاده‌ی آزاد و عادلانه‌ی همه‌ی احزاب و دستجات سیاسی، بر طبق معیارهای معمول در کشورهای دموکراتیک از کلیه‌ی وسائل اطلاعاتی دولتی چون تلویزیون و رادیو، برای در میان گذاشتن نظر خود با ملت ایران؛ و پیش از همهی اینها، آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی. با تدارک همه‌ی آنچه گفته‌شد زیر نظر یک شورای ملی، که تنها بدین منظور تشکیل‌شود و قدرت دیگری هم ندارد.» 
به اصطلاح رفراندمی بر طبق استانداردهای جهانی.

«عملی نیست؟ اگر مسئولان رژیم پاسخ‌دهند که چنین آزمایشی عملی نیست، نامشروع بودن قدرت خود را در عمل تصدیق‌کرده‌اند و دیگر نیازی هم به آزمایش باقی‌نمی‌ماند. بدیهی است که سکوت هم معنای دیگری نخواهدداشت!۶»

با تظاهرات دیماه و پس از آن نیز این آزمایش خود‌به‌خود در دو امتداد به‌عمل‌آمد: 
۱ ـ در ایرانِ این حضرات، رأی عملی مردم در خیابانها: مردمی که به‌رغم همه‌ی خطرهایی که هر تظاهر کننده‌ی مخالفی را تهدیدمی‌کند، یعنی کشته‌شدن در خیابان گام اول آن است و زندان و شکنجه همراه آن ـ و اخیرأ «خودکشی» زیر نظر زندانبانان مهربان نیز بدان افزوده‌شده ـ در صد شهر کشور، و هزار‌هزار، و با وجود قتل‌های علنی، به مدت ده روز، با تظاهرات خود به‌ رژیم رأی مخالف دادند؛ آنهم بدون هیچ اجازه و موافقتی؛ 
۲ـ درخواست مجوز برای تجمعی آرام در یکی از میدان‌های شهر به‌مناسبت روز چهاردهم اسفند، سالروز درگذشت مردی چون دکتر محمد مصدق، از طرف جبهه ملی ایران. و اینجا هم سکوت رژیم مرتجع و توتالیتر، و اخطار به سران جبهه ملی که حتی در خانه‌ی خود هم نمی‌توانند جلسه‌ای برگذارکنند. 
این دو آزمایشِ مکملِ یکدیگر، اگر همان رفراندم مثبت یا بالفعل، یعنی ریختن رأی در صندوق‌ها نیست، رفراندم منفی یا وارونه در تأیید ادعای بالای ما، یعنی ردِ مشروعیت رژیم که هست.
کنشگران مدنی درون کشور نیز عیناً همین عقیده را ابراز‌کرده‌اند. آقای هاشم خواستار نماینده‌ی فرهنگیان مشهد نیز، پس از رد فکر رفراندم[رفراندمی بلامقدمه و بدون پیش‌شرط‌های بالا!] برای تغییر رژیم در یکی از مقالات خود، سپس در مصاحبه‌ای شفاهی گفت که روزی که مردم به خیابان‌ها بیایند چنین رفراندمی انجام‌شده‌است.[نقل به مضمون] 
این هم باز همان آزمایش است! رژیمی که به چنین آزمایشی تن‌درنمی‌دهد اگر آگاهانه نداند، در ناخودآگاه خود واقف‌است که موضوع چنین آزمایشی مشروعیت دموکراتیک آن است و فرار از آن، مانند فرار شاگرد مدرسه از امتحان پایانِ ‌سال، تصدیق غیرمستقیمِ ردشدگی او در این آزمایش. 
هرچند که زمان سقوط رژیم و چگونگی آن هنوز درست روشن نیست، اما معنای آزمایش چنان روشناست که بسیاری از خدمتگزاران اصلی آن، همکاران نزدیک خمینی یا خامنه‌ای، مشاوران و دستیاران نزدیک «امامِ در تبعید» و رؤسای جمهور بعدی او مانند ابوالحسن بنی‌صدر، یا همترازان جدیدترش، مانند احمدی نژاد از هم اکنون ادعای غَبن و طلبکاری درپیش‌گرفته‌اند و با سخنرانی یا نامه‌پراکنی در جهت تبری‌ٰجویی از «زیاده‌روی‌های» این یا آن پایه‌گذار یا رهبر جمهوری اسلامی، فعالانه برای خود عدم‌سوءِ‌پیشینه‌ی سیاسی دست‌و‌پامی‌کنند؛ اینان بدین منظور بر حملات خود به مراکز گوناگون رژیم می‌افزایند. بنی صدر در «انقلاب اسلامی در هجرت» بار دیگر به‌یاد آن مصدقی افتاده که در محضر امام و زمانی که وی مصدق را «مشت استخوانی» می‌نامید که «سیلی خورده بود»، صدایی از او برنمی‌خاست و نامی هم از مصدق نمیبرد، و احمدی‌نژاد هم به تازگی مفهوم «عدم‌مشروعیت» را کشف‌کرده و علیه«مدیریت» نظام به‌کار‌برده، و او نیز مشائی و بقایی را به احمدآباد فرستاده تا با بازداشت آنها از طرف عمال رژیم خود را به مصدق نزدیک نشان‌دهد! او می‌گوید:: 
« هر کس در هر منصبی باشد، اگر مورد رضایت مردم نباشد، فاقد مشروعیت و غاصب است». [ت. ا.]
و پس از چهل سال پیبرده که این نظام بر انحصارطلبی بناشده بهطوری که در جای دیگر اضافه‌ می‌کند :
« آزادی نباید در انحصار عده‌ای خاص باشد...» ؛ «مدیریت‌ها غلط است»؛ «همیشه رضایت مردم باید اصل باشد و همۀ مقامات به دنبال تامین خواست و نظر مردم باشند.»
باری، بهقول نجمالدین رازی:
«حاکمان در زمان معزولی // همه شبلی و بایزید شوند
و از آنجا که، به قول سعدی « تا آفتاب از مشرق برمیآید درِ توبه باز است»، همانگونه که در بالا از قول مصباح یزدی نقلشد
«"روزی می‌رسد که برخی مسؤولان کشور پیدایش انقلاب اسلامی را کاری اشتباه خواهندخواند...» 
و بسیاری از این «انقلابیون راستین» بزودی عنوان ضدانقلاب را نیز از دل و جان پذیرا شده، و مانند برخی دیگر از خدمتگزاران سابق و لاحق جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشور، اصل انقلاب را هم «از همان ابتدا» نادرست و غیرلازم خوانده، به عنوان انقلاب اسلامی هم خواهندتاخت.
و خواهیم دید که بزودی آنها نیز مفهوم توتالیتاریسم را کشف‌خواهند‌کرد و جمهوری اسلامی را توتالیتر خواهند‌خواند.
در خلال بسیار از مقالات می بینیم که پس از سالیان دراز فراموشی درباره‌ی مشروطه و قانون اساسی و دیگر دستاوردهای درخشان آن عدهای هم رفته رفته به یاد آن پیروزی بزرگ تاریخی ملت ایران و نقش آن در برقراری حاکمیت ملی، حکومت قانون و احترام به قانون و حتی تفکیک این اصول بنیادی می‌افتند و بر همین اساس می توانند اساس مشروطه را که حاکمیت ملت است از یکی از نهادهای آن، نهادی خاص آن زمان، و به همین دلیل قابل تغییر، یعنی سلطنت، تمیزدهند و به دقت تفکیک نمایند.
بازگشت مجدد به ارزشها و اصول مشروطه،که پادشاهان پهلوی با قانون شکنی های خود ارج آنها را از میان برده بودند تا جایی که، علی رغم هشدارهای سرسختانه و دلیرانه‌ی شاپور بختیار، خمینی پس از گرفتن قدرت توانست کل آن را لگدمال کند و بیمحابا بهدورافکنَد، باری بازگشت مجدد به آن ارزشها و اصول نیز اندک اندک جای خود را باز می یابد.
در مقالاتی که بالاتراز آنها نقل کردیم، خاصه مقالات مربوط به انتخابات، به تفصیل درباره‌ی نافرمانی مدنی و ضرورت استفاده از همه‌ی اشکال آن که تحریم انتخابات یکی از مؤثرترین آنهاست سخن رفته بود و امروز شاهد پیدایش و گسترش خودانگیخته‌ی این روش مسالمت آمیز مبارزه از سوی مردم هستیم. 


اشکال ابداعی نافرمانی مدنی 
از دوران اعتراضات دیماه بدین سو در اعتراض مردم به نظام حاکم و مبارزه علیه آن هر روز شاهد ابتکارهای نوینی هستیم که همگی از نوع نافرمانی مدنی به شمارمیروند. 
اعتصاب که، چون توسعه یافت، از عمده ترین شکلهای نافرمانی مدنی است در سال گذشته در نتیجهی زیرپاگذاشتن حقوق کارگران در صنایع و مناطق گوناگون، از جمله اعتصاب طولانی در شرکت نیشکر هفت تپه، اعتراض کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، تجمع کارگران و پیمانکاران راه آهن دورود، اعتصاب کارگران کارخانه‌ی سیمان کارون، اعتراض کارگران آذرآب اراک، اعتراض کارگران سیمان باقران خراسان، کارخانجات فولاد اهواز، ... وسعتی بی‌سابقه یافت. 
جوانمیر مرادی، عضو اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران، علت فقدان تشکل کارگری فراگیر ملی را که ضعف جامعهی کارگری کشور است در سرکوب تشکل های کوچک کارگری میداند که مانع همبستگی و وسعت آنها شده است. اما او به دویچه وله میگوید در سال ۹۶ «کارگران با جسارتی که به خرج دادند توازن قوا را به نفع خودشان تغییردادند[تا] صدای آنها شنیده شود.»
تظاهرات مالباختگان در برابر مؤسسات مالی و نهادهای حکومتی شکل دیگری از اعتراضات مردمی بود که در برجسته ساختن خلاءِ حاکمیت در برابر تجاوز و غیبت آن در برابر بیعدالتی ـ بلکه همدستی با متجاوزان ـ نقش باارزشی ایفاکرد. 
مردم با این نمایش‌ها به صورت نمایان نشان می‌دادند که این حکومت، برخلاف آنچه وظیفه ی او حکممیکند، برای احقاق حقوق آنان نیست و امر بازستاندن این حقوق بر دوش خود آنان قرارگرفتهاست.
اما بدیعترین شکل نافرمانی مدنی ابتکار دختران خیابان انقلاب بود که با مسالمت آمیزترین رفتار ممکن، برای احیاءِ یکی از حقوق بسیار نمادین و در همان حال بنیادی خودـ اختیار در گزینش نوع پوشش، با روسری های سفیدِ بر چوب نهاده‌ی خود، در برابر نظام حاکم دست به نافرمانی زدند.
کشاورزان ورژنه را سرقت آب آنان به نفع مناطقی که آن آب به آنان تعلق نداشته به تظاهرات وسیعی وادار ساخت. آنان باحضورِ منفیِ خود در نماز جمعه و شعار پشت به دشمن روی به میهن، در حالی که پشت به امام جمعه نشستهبودند، نماز جمعه را به وارونه‌ی آن تبدیل ساخته یکی از بدیعترین شکل‌های نافرمانی مدنی را خلق کردند.
ابتکار دیگری، کار کارگران هپکوی اراک بود. آنان با طنزی رندانه، یعنی با سردادن شعار مرگ بر کارگر، زنده باد ستمگر، واقعیت نظام حاکم را که بجای دفاع از حقوق مردم و خاصه محرومان، در عمل، مدافع ستمگران و برضد زحمتکشان است، به روشن ترین زبان بیان کردند، ضمن آن که نشاندادند اجازه‌ی بیان مستقیم حقیقت را ندارند.
در برابر واکنش یک جناح نظام به رقص دختران خردسال در جشن شهرداری شماری از شهروندان با انتشار تصاویر رقص خود در فضاهای عمومی نافرمانی دیگری را نشان دادند. 
با گسترش نافرمانی های مدنی اقتدار نظام حاکم ابتدا در میان هیأت جامعه از میان میرود و سپس در میان کارگزاران امنیتی و عمله‌ی سرکوب آن نیز فرومیریزد.
اما اینهمه فداکاری، پیشرفت و پیروزی معنوی در مبارزه بدون هدفگیری دقیق و همآهنگی ملی نمیتوانست به نتیجه‌ی مطلوب برسد. 


ضرورت حیاتی همآهنگی ملی 
در این حوادث آنچه جای آن هنوز خالی است مرکز شناخته شده‌ای از کسانی است که در دوران نهضت مشروطه، که هنوز احزاب به معنی امروزه‌ی آن وجود نداشتند، «معتمدان مردم» نامیده می‌شدند؛ مرکزی هماهنگ کننده از افراد مورد اعتماد و گروههای شناخته شده به آزادیخواهی و ایراندوستی و همداستان در همراهی با مبارزات مردم به منظور جهت دادن به این مبارزات و همآهنگ ساختن آنها؛ مرکزی که همچنین بتواند در زمان لازم دست به تشکیل نهادی، از نوع دولت موقت، برای تحویل گرفتن قدرت به سود ملت زده، به منظور حرکت به سوی نظامی مبتنی بر حاکمیت ملی و شکل قانونی آن، یعنی دموکراسی واردعمل گردد. 
امروز رسیدن به این مقصود حادترین و بزرگترین وظیفهی همه‌ی کسانی است که مدعی مبارزه در راه آزادی و حاکمیت ملی هستند.

ـــــــــــــــــــــــ
۶ علی شاکری زند، منشاء هراس شدید نظام از مردم ! نظامی که مشروعیت ندارد همواره خود را در خطر نابودی میبیند، سایت اینترنتی نهضت مقاومت ملی ایران (نامیر)، سایت احترام آزادی، خردادماه ۱۳۹۶.
۷ یکی از فرماندهان نیروی انتظامی تهران در سال ۱۳۸۶ گفت « در تهران روزانه ۱۵۰ زن ب هدلیل بی حجابی بازداشت [میشوند] و ۱۵۰۰ تن از پلیس تذکر میگیردند.» مسئول دیگری از همین نیرو در سال ۱۳۹۲ گفت« در مجموع ۲۲۵۱۳۴ مورد تا به امروز تعهد و ارجاع به مراجع قضایی داشته ایم و حدود ۳.۰۹۱.۷۹۸ نفر نیز مورد تذکر و ارشاد شفاهی از سوی نیروهای انتظامی قرارگرفته اند.»

منبع:پژواک ایران


علی شاکری زند

فهرست مطالب علی شاکری زند در سایت پژواک ایران 

*آزادی گرفتنی است نه دادنی [2018 Jul] 
*چرا جمهوری اسلامی رفتنی است [2018 May] 
*از بحث عدم‌ مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید (بخش دوم)، [2018 Apr] 
*از بحث عدم‌مشروعیت رژیم و پیش‌بینی سقوط آن تا زمین‌لرزه‌های جدید [2018 Mar] 
*همه‌پرسی، به چه منظور، چگونه، در چه زمان، و به دست کدام حکومت ؟  [2018 Feb] 
*جدایی دین از حکومت یا حکومتِ لاییک* [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری* بخش چهارم [2018 Jan] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش سوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری بخش دوم [2017 Dec] 
*نکاتی پیرامون مفاهیم ملیت، اقلیت، خودمختاری ، بخش یکم [2017 Dec] 
* افسانه‌ی حمله‌ی نظامی عراق به ایران بنا به ‏ توصیه‌ی شاپور بختیار بخش چهارم  [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش سوم) [2017 Nov] 
* علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش دوم) [2017 Nov] 
*علل واقعی جنگ ایران و عراق و افسانه‌ی حمله‌ی صدام به ایران ‏ به توصیه‌ی شاپور بختیار (بخش یکم) [2017 Oct] 
*مصدق و اصـلاحات کاذب، بخش سوم: موضع نیروهای سیاسی دیگر [2017 Oct] 
*مصدق و اصـــلاحــات کاذب «تقسیم اراضی ... با تمرکز جمعیت می تواند عواقب وخیم‌تری...»  [2017 Oct] 
*دکتر مصدق ‏ و اصـلاحـات کاذب یا یکی از ریشه‌های عمده‌ی ضدِانقلاب‌اسلامی ‏ [2017 Oct] 
*از مرگ هیچکس شاد نباید شد اما... [2017 Sep] 
* سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد بخش دوم  [2017 Jul] 
*سلطه‌ی دیوان و رژیم تباهیها تنها به دست مردم برچیده خواهد شد [2017 Jul] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ قسمت دوم [2017 Jun] 
*آیا در این «انتخابات» ملت شکست خورد؟ [2017 May] 
* تحریم انتخابات ساده گیری مبارزه نیست ‏ [2017 May] 
*گفتید جمهوریت؟ کدام جمهوریت؟  [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ (بخش دوم) [2017 May] 
*در چنگال جمهوی اسلامی اسارت تا کی ؟ [2017 Apr] 
*انتخابات ریاست جمهوری فرانسه؛ نامه ی سرگشاده به نامزدها و رأی دهندگان به آنان*  [2017 Apr] 
* ضرورت گام هایی کوتاه و سنجیده برای اتحاد آزادیخواهان واقعی  [2017 Mar] 
*کسانی که تروریست‌ها و خرابکاران را مردم می‌نامند! (بخش دوم) [2017 Mar] 
* نوبت خطرکردن بختیار برای نجات کشور از سقوط در پرتگاهی که به سوی آن می رفت (بخش سوم) [2017 Feb] 
*آیا نظام مشروطه منسوخ شده بود؟ جلوگیری از نخست ‌وزیری صدیقی و نوبت خطرکردن بختیار (بخش دوم) [2017 Feb] 
* به مناسبت سی و هشتمین سال تشکیل دولت ملی بختیار ‏ [2017 Feb] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش چهارم و پایانی) [2016 Oct] 
* نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه (بخش سوم) [2016 Oct] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه بخش دوم  [2016 Sep] 
*نقش دکتر سنجابی در شکست دولت ملی بختیار و انقراض نظام مشروطه؛ به مناسبت بیست و پنجمین سال ‏ قتل شاپور بختیار [2016 Sep] 
* منشاء هراس شدید نظام از مردم ! (بخش پایانی) بخش دوم [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم ! بخش دوم، بهره ی الف  [2016 Jun] 
*منشاء هراس شدید نظام از مردم !  [2016 Jun] 
*رژیم راًی مردم را برای نمایش و کسب مشروعیت می خواهد [2016 Feb] 
* در حاشیه ی عملیات تروریستی اخیرِ داعش  [2016 Jan] 
*نکاتی از زندگی خسرو شاکری زند و سبب درگذشت وی [2015 Oct] 
*توسل به دروغ و فریب برای پوشاندن تسلیم به توافقنامه ای خفت بار [2015 Apr] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف سکولاریسم نو(۳) [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف  [2014 Dec] 
*پیرامون یکی از پرگویی های کاشف «سکولاریسم نو» [2014 Dec] 
*دولت اسرائیل، یا یک یاغی جهانی که در پی اجرای «راه حل نهایی» برای مردم فلسطین است [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب (بخش دوم) [2014 Jul] 
*نگاهی به رفتار سیاسی سران جبهه ملی در ماههای پیش از انقلاب [2014 Jul] 
*ملاحظاتی پيرامون مقاله «بازرگان، روحانيت و بختيار»، بخش سوم (قسمت دوم) [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت؛ ملاحظاتی پیرامون مقاله‌‌‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱- بخش سوم تیرخلاص [2013 Oct] 
*بختیار، بازرگان و روحانیت- بخش دوم [2013 Sep] 
*ملاحظاتی پیرامون مقاله‌ی «بازرگان، روحانیت و بختیار»۱ [2013 Sep] 
*مصر بار دیگر به پا می خیزد [2013 Jul] 
*درباره‌ی پرچم ملی ایران [2013 Jan] 
*آیا صلحجویان نسل های جدید اسرائیل خواهند توانست ماجراجویی رهبران سنتی جنگ طلب خود را مهار کنند و از فکر حمله به ایران بازدارند  [2012 Apr] 
*پاسخی به ادعاهای نسنجیده و بی پایه ی آقای همایون کاتوزیان درباره ی کنفدراسیون جهانی  [2011 Nov] 
*افشاء یک تحریف بزرگ تاریخی [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار  [2011 Oct] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار (۲) [2011 Aug] 
*بازار گرم افترا علیه مصدق و بختیار [2011 Aug] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصول کار و منش آنان (بخش دوم ـ ب) [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Apr] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان  [2011 Mar] 
*مصدق، پیروان مصدق، اهداف، اصولِ کار و منشِ آنان [2011 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن( بخش دوم)  [2010 Mar] 
*توتالیتاریسم و زمین لرزه های اجتناب ناپذیرآن(٭)  [2010 Mar] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش دوم) [2010 Jan] 
*دولت بختیار و فروغ آزادی (بخش نخستین) [2010 Jan] 
*چه کسانی از علائم شیر و خورشید پرچم ملی ایران می ترسند؟ [2009 Aug]