حافظ دلداده ی صحبت جانان
منوچهر تقوی بیات

غزل ۷۵
بحر رمل مثمن مخبون محذوف
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
۱- حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست
۲-  از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غرض است
همه آن است، وگرنه دل و جان این همه نیست
۳-  مِنَّتِ سِدره و طوبی ز پیِ سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سروِ روان این همه نیست
۴-  دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغِ جَنان این همه نیست
۵-  پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
۶-  بر لبِ بحرِ فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
۷-  زاهد ایمن مشو از بازیِ غیرت، زنهار
که رهِ صومعه تا دیرِ مغان این همه نیست
۸-  دردمندی یِ منِ سوختهٔ زار و نَزار
ظاهراً حاجتِ تقریر و بیان این همه نیست
۹-  نام حافظ رقمِ نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقمِ سود و زیان این همه نیست
 درباره ی غزل ۷۵ -  در بیشتر دیوان های چاپ شده این غزل همین ۹ بیت را دارد. حافظ محمود هومن ۸ بیت دارد و بیت پنجم یعنی؛ « پنج روزی که در ... » را ندارد. حافظ شاملو ده بیت دارد اما بیتی را که ناتل خانلری در حاشیه نوشته او در متن آورده است: "از تهتک مکن اندیشه و چون گل خوش باش – زان که تمکین جهان گذران این همه نیست". مسعود فرزاد هم در کتابِ [ حافظ، صحت کلمات و اصالت غزل ها] ده بیت را آورده اما این بیت افزوده و بیت دوم غزل را از هشت بیت دیگر جدا نوشته است.
بیت یکم غزل ۷۵
۱-  حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست
حاصل -  آنچه از کار و تلاش مردمان یا زیستگاه به دست می آید. بازده، نتیجه، تولید و... .
کون و مکان -  گیتی، هستی، جهان، کائنات و... . باده -  به معنای، شراب، می، نبید، مدام، آب انگور، جام شراب، پیاله و ... باده. این گونه واژه ها در دیوان حافظ افزون بر معنای راستین آن ها به گونه ای ناسازگاری و ستیز با دستور های قران را نشان می دهد که در سوره مائده آیه ۹۰ آمده است:
« یاایها الذین ءامنوا انما الخمر والمیسر والانصاب ... » یعنی؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بت ها، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. 
آیه ۴۳ سوره نساء « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا...»
« ای کسانی که ایمان آورده‌اید در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‌گوئید ...». پس کسانی که عرب نیستند و زبان عربی نمی دانند از آیه های قران چیزی نمی فهمند و نمی دانند چه می گویند! کسی که نمی فهمد چه می گوید، چه مست باشد و یا هوشیار، هر چه بگوید و به هر زبان که بگوید، ارزش ندارد و بی معناست.
اسباب - از واژه ی عربی سبب ساخته شده است؛ ابزار، دستگاه، ساز و برگ، رخت، سامان، لوازم، شرائط و ... این بیت می گوید آنچه در این جهان هست، ارزش ندارد، بیهوده و هیچ است. برای حافظ و کسی که همه این جهان را وامی گذارد و بی آن که چیزی در دست داشته باشد، حتا باز دمِ نَفَس خود را  هم پس می دهد و می رود، این جهان ارزش ندارد. او " آدمی بچه ۵/ ۱۷۴" و "جانان" را ارزشمند و گرامی می داند.
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه ای شیوه پری داند ۵/۱۷۴
چکیده و معنای بیت ۷۵-آنچه از بازده و فرآورده ی جهان برای ما به دست می آید، چیز چندان با ارزشی نیست، هیچ است. می و شراب بیاور که ابزار و دستگاه جهان ارزش چندانی ندارد.
۲-  از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غرض است
همه آن است، وگرنه دل و جان این همه نیست
دل- به معنای درون، میان، آنچه در زیر پوست و درونِ تنِ مردم است. دل سوختن یعنی از درون سوختن، دل دادن یعنی عاشق شدن، دل کندن یعنی کسی یا چیزی را رها کردن و ... دل به معنای جرئت و دلیری، قلب، شکم، دل درد یعنی درد درون دل، شکم درد یعنی درد درون شکم و ...
جان - نیرویی که تن به آن زنده است، جان دادن یعنی آن نیرو را از دست دادن و مردن، جان دادن به چیزی یا کسی یعنی نیرو بخشدن و زنده کردن. جان من یعنی عزیز و گرامی من، جان به در بردن یعنی زنده ماندن، جان روان و زندگی هم معنی می دهد.
از دل و جان یعنی با همه ی هستی و از صمیم قلب، با همه ی وجود. " از دل و جان" در این بیت یعنی منظور از داشتن دل و جان، این است که ما بتوانیم سرافرازی سخن گفتن با دوست و هم نوع خود را داشته باشیم وگرنه دل و جان برای خودش و به خودی خود ارزشی ندارد. شرف - یعنی بزرگواری، برتری، سرافرازی، آبرو، ناموس و ... صحبت - به معنای گفتگو، گفتمان، دوستی، همدمی، یاری، همنشینی و ... جانان – "جان و ان"، ان چگونگی و سرچشمه را نشان می دهد. جانان یعنی جانِی که سرچشمه جان من است و جانِ من از آن نیرو و جان می گیرد، مانند آبادان یعنی جایی که ویژگی یا فروزه ی آبادی در آن هست و نیز هخامنشیان که سرچشمه ی آنان هخامنش است. رشتیان از رشت و رشتی سرچشمه می گیرد. آبان، ماه هشتم سال و ایزد نگهبان آب است، چگونگی این ماه آب فراوان آن است. دهخدا می نویسد: «آبان ماه را بارانکی و دیماه را برفکی». جانان – یعنی دلدار، دوست، جانِ جان من. غرض - یعنی قصد، مقصود، منظور، خواست، چنگ، پنجه، آهنگ، هدف، آرزو، آرزو کردن و ...  
آن - این واژه هم برای نشان دادن چیزی در جایی دور است، هم نشان دهنده ویژگی چیز دلخواهی هست، حافظ می گوید: « بنده ی طلعت آن باش که "آنی" دارد ۱/۱۲۱». واژه ی آن را حافظ برای دارا بودن و مالکیت هم به کار می برد: « ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد ۹/۹ ». آن، چندتا بودن چیزی را  هم نشان می دهد، مانند درختان. ان، همچنین نشان دهنده ی کننده ی کاری است، مانند خندان و نیز نشان دهنده ی سرچشمه و خاندان هم هست مانند هخامنشیان. حافظ می گوید دل و جان من برای همنشین شدن و گفتگو با مردم یعنی یار و دوست است و گرنه دل و جان برای چه کار دیگری ارزش دارد؟
چکیده ی بیت دوم غزل ۷۵ - با همه ی جان و دل سرافرازی همنشینی با دلدار آرزوی من است. "دل و جان" و هستی ما ("همه آن است") برای سخن گفتن با جانان( جانِ جانِ من) است وگرنه دل و جان ارزشی ندارد و به کاری نمی آید.
۳-  مِنَّتِ سِدره و طوبی ز پیِ سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سروِ روان این همه نیست
ویژگی و ارزش سخن حافظ در آن است که تیزهوش ترین دینداران هم ژرفای اندیشه او را درنمی یابند زیرا با اندیشه ی فلسفی و شیوه ی سخن او آشنایی ندارند. حافظ بر این باور است که مردم(انسان) برترین و گرامی ترین پدیده ی هستی است. او با رد کردن قران و آسمانی بودن آن از واژه های قران بهره دلخواه خود را می گیرد: «ملک در سجده ی آدم زمین بوس تو نیت کرد / که در حسن تو چیزی یافت بیش از طور انسانی ۵/۴۶۵». تو، در اینجا همین تو هستی که شعر حافظ را می خوانی! یعنی همه ی مردمانی که شعر او را می خوانند. حافظ با بهره گرفتن از قران فرشته یا مَلَک را زمین بوس تو می داند  که گرامی ترین هستی. در غزل ۳۶۰ هم به طنز خدا و شیطان را در برابر هم می گذارد و تو را بر خدا،آدم ابوالبشر و شیطان برتری می دهد: ورنه آدم نَبَرَد صرفه ز شیطان رجیم ۱۰/ ۳۶۰.
منت - یعنی نیکویی، برتری، سپاس، احسان، نیکویی خود را به رخ کسی کشیدن. منت کشیدن، یعنی درخواست نیکی و مهربانی کردن از کسی. سِدره ، برابر لغت نامه دهخدا درخت کُنار است که برابر با افسانه های مذهبی در بالای آسمان هفتم است و جایگاه جبرئیل بوده و حد اعلای اعمال مردمان است. در سوره نجم در قران آمده است: عِندَ سِدرَه المُنتَهی ۱۴عِندها جَنَّهُ المَأَوی ۱۵ اِذیَغشَی السَّدرَهَ مایَغشی ۱۶.
معنای این آیه ها چنین است: نزدیک آن درخت کُنار که در انتهاى آسمان هاست۱۴، که بهشت ( جایگاه همیشگى مؤمنان) نزدیک آن درخت است ۱۵، آن گاه که درخت کُنار را فراگرفت آنچه آن را فراگرفت۱۶ –[ بنیاد علوم معارف اسلامی ۵۲۶ ].  " منت ... مکش" یعنی با نماز ، روزه، التماس و دعا برای رفتن به بهشت، و زیر سایه ی درختان سِدره و طوبا منت نکش. حافظ با آگاهی از دروغ بودن این افسانه ها انسان را به سروی مانند می کند که روان است و راه می رود که  ارزشش بیشتر از آن درختان دروغین است.
طوبی (طوبا) - درختی است در بهشت، فردوس، بهشت، پاک، خیر، سعادت و ... تنها یک‌بار در آیه ۲۹ سوره ۵۳ رعد، آمده ‌است: «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ طُوبی لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ»؛ «آنان که به خدا ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پاکیزه‌ترین (زندگی) نصیبشان است؛ و بهترین سرانجام‌ها».[ دانشنامه قران کریم؛ الکتاب آیه ۲۹ ].
چکیده ی بیت سوم غزل ۷۵- حافظ در  این بیت می گوید؛ برای سایه ی سدره و طوبا خواهش و درخواست نکن. اگر نیکو و به درستی نگاه کنی تو سرو روانی و آن ها ( سدره و طوبا) به اندازه ی تو، (این همه )ارزش ندارند.
۴-  دولت آن است که بی خونِ دل آید به کِنار
ور نه با سعی و عمل باغِ جَنان این همه نیست
دولت - یعنی نیک بختی، کامرانی، کامکاری، شادمانی، خوشبختی، دارایی و ... باغ جنان؛ یعنی جنت، بهشت، فردوس، پردیس. خون دل - یعنی خونی که در درون و در دل مردمان است، یعنی رنج کشیدن و خون خود را خوردن. سعی - یعنی کوشش، تلاش، آهنگ و ...عمل - یعنی کار، چگونگی انجام کاری، انجام دادن، فرآوردن و درست کردن، کوشش و ... عمل دینی یعنی خواندن نماز، گرفتن روزه، رفتن به حج، نیکویی به مردمان و ... "سعی و عمل" - یعنی کوشش برای نیایش و ثواب آخرت است. جنان - جمع جنت یعنی بهشت است. باغ جنان یعنی بهشت یا فردوس، پردیس و ...
چکیده ی بیت چهارم غزل ۷۵ - کامرانی و خوشبختی آن است که آن خوشبختی بدون رنج و آسان به دست آید وگرنه با کوشش و کار(نماز و روزه بخشش و صدقه دادن و ...)، باغ بهشت ارزش چندانی ندارد.
۵-  پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
پنج روز - زمانی کوتاه، همانگونه که سعدی هم گفته است: « گل همین پنج روز و شش باشد ...». مرحله - یعنی کوچگاه، راهی که کاروان در یک روز می پیماید، جای کوچ کردن، جای فرود آمدن، بار، مرتبه ... مهلت - زمان کوتاه، زمانی که سر رسید دارد، زمان خواستن، زمان دادن و ... خوش بیاسای - یعنی خوش و شادمان آسایش کن، آسوده باش و ... زمان - به معنای هنگام و وقت است. زمان در زبان پارسی پهلوی زروان بوده است.
چکیده ی بیت پنجم غزل ۷۵-  چند روزی که در این جهان هستی به آسایش و خوشی بپرداز که این دوران چندان به درازا نخواهد کشید.
۶-  بر لبِ بحرِ فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
بحر - یعنی دریا. فنا - یعنی نابودی، نیستی، مرگ و ... منتظر - چشم به راه، گوش به زنگ، نگران و ... ساقی - یعنی کسی که به مهمانان و میخواران شراب می دهد. فرصتی - یعنی کمی درنگ، زمانی کوتاه، فاصله ی زمانی بسیار کوتاه، مانند فاصله ی "لب تا به دهان" و ...
چکیده ی بیت ششم غزل ۷۵ - در کنار دریای نیستی چشم به راه مرگ و نابودی هستیم ای کسی که باده و شراب می دهی درنگ نکن زیرا در فاصله لب تا دهان که راه چندانی نیست می شود که مرگ در این زمان کوتاه به سراغ ما بیاید.
۷-  زاهد ایمن مشو از بازیِ غیرت، زنهار
که رهِ صومعه تا دیرِ مغان این همه نیست
زاهد - یعنی کسی که پرهیزکار و پارسا است. ایمن - به معنای رها، دور از گزند، رستگار، مصون و ... غیرت - یعنی رشک، از سر بیگانگی و ناخشنودی، حسودی و آنچه ناسازگار با بخت است.  
بازی غیرت - یعنی بازی ناسازگاری روزگار. زنهار - به معنای پرهیز کردن، دوری کردن و گریختن از خطر و ناسازگاری. صومعه - یعنی دیر، خانقاه، عبادتگاه به ویژه عبادتگاه ترسایان که دور از مردمان و بیشتر در کوه است. مغان - به پیشوایان قوم ماد گفته می شد و سپس به پیشوایان زرتشتی هم گفته شده است. دیر مغان - یعنی پرستشگاه مغان و زرتشتیان. ره صومعه تا دیر مغان راه چندانی نیست، یعنی تفاوتی میان عبادتگاه ترسایان و پرستشگاه آیین مغان و یا زرتشتیان نیست. این جاها و کارها با هم فرق چندانی ندارند. جایی که روزگاری دیرمغان بوده سپس عبادتگاه ترسایان  شده است. یعنی راهی که مغان می رفتند همان راه را در روزگاری دیگر ترسایان رفته اند.
چکیده ی بیت هفتم غزل ۷۵ - ای کسی که خود را پرهیزگار می دانی و از دیگران دوری می کنی، از  ناسازگاری روزگار بترس، چون تو هم همان راه را می روی که مغان و ترسایان رفته اند.
۸-  دردمندی یِ منِ سوختهٔ زار و نَزار
ظاهراً حاجتِ تقریر و بیان این همه نیست
دردمندی یعنی دارای درد بودن. زار به معنای ناتوان، لاغر، رنجور، نزار . ظاهرا - یعنی آن سان که پیدا است، گویا، این گونه که می بینیم. حاجت -به معنای درخواست، نیاز، آرزو و ... است. تقریر- یعنی بیان، گفتن، اقرار کردن و ... چرا حافظ  دردمند و " سوختهٔ زار و نَزار" است؟ او عاشق و دردمند عشق به انسان است و از این که فقیه و زاهد و مردمان متعصب او را درک نمی کنند دردمند است. او می گوید:
آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی۸/۴۶۱
چکیده ی بیت هشتم غزل ۷۵- این که منِ سوخته ی ناتوان درد دارم ظاهرا دیگر این همه نیاز به گفتن و  توضیح دادن نیست.
۹-  نام حافظ رقمِ نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقمِ سود و زیان این همه نیست
رقم - به معنای شماره، نشان، نوشتن و ... است. "رقم نیک پذیرفت" یعنی به نیکی نوشته شد و یا در شمار نیکان آمد. رندان - جمع واژه ی رند است. رند- رندی که حافظ از آن نام می برد معنایی فراتر از آنچه مردم کوچه و  بازار و عوام امروز از آن می فهمند داشته است. رند، به ویژه در دیوان خواجه ی شیراز به معنای مردم آزاده، آزاد اندیش، آگاه و خوشبخت است. رند به معنای همای، سیمرغ، رخ، فرخ، لاابالی، سرو روان ، گنج روان، خواجه، شاطر، عیار، شاه [ به شاه نگاه کنید] و ... از این دست هم هست. همه ی این واژه ها به معنای انسان بوده است که امروز معناهای دیگرگون شده ای دارند. نزد حافظ رند، انسان هوشمند و آگاه به ارزش های انسانی خویش است. [ رند؛ دارنده جان و خرد یا خداوندِ جان و خرد است.] 
لغت نامه درباره ی لاابالی می نویسد :« لااُبالی، صیغه متکلم وحده مضارع است به معنی باک ندارم، نمی ترسم، نترسم. در فارسی بیشتر به صورت جامد استعمال می شود به معنی بی باک، بی مبالات، بی قید، بی بند وبار ... » [( لا، به معنی نه و یا؛ نا است، واژه ای که چون بر سر كلمه ای آید آن را نفی نماید، مانندلامكان یعنی بی مکان ـ اُبالی صیغه ی مضارع است به معنی اعتنا می کنم یا رعایت می کنم. لااُبالی کسی است که می گوید: "امور دین را" اعتنا یا رعایت نمی کنم،)] ... لغت نامه در باره ی رند می نویسد: « مردم محیل و زیرک ... غدار ... و نیز منکر، لاابالی، بی قید ... منکری که انکار او از امور شرعیه از زیرکی باشد نه از جهل، هوشمند، هوشیار و ...». ” رندان“، پای بند آداب ورسوم عمومی و دینی نیستند. یعنی كسانی چون حافظ، در بند فقیه و شیخ یا نماز و روزه و نیز بهشت و جهنم نیستند.
چکیده ی بیت نهم غزل ۷۵- نام حافظ به نیکی نوشته  و پذیرفته شد( در شمار آمد)، پیش رندان
( مردمانی که در پی دین و آداب دیگر نیستند) سود و زیان رقمی نیست و  این همه ارزش ندارد.
زری شمس و منوچهر تقوی بیات
بیستم و سوم تیر ماه  ۱۴۰۱ خورشیدی برابر با ‎۱۴ جولای ۲۰۲۲ میلادی
 

منبع:پژواک ایران


منوچهر تقوی بیات

فهرست مطالب منوچهر تقوی بیات در سایت پژواک ایران 

*به یاد پرویز رجایی که در سی ام تیر کشته شد [2022 Jul] 
*حافظ دلداده ی صحبت جانان [2022 Jul] 
*قران و دین؛ دام بندگی و اسارت ما ایرانیان است [2022 Jul] 
* ملت ایران می تواند حکومت اسلامی را سرنگون کند [2022 Apr] 
*سوسیال دموکراسی و لائیسیته؛ راهی به آزادی و آسایش مردم [2022 Apr] 
*پیروزی چهارشنبه سوری! [2022 Mar] 
*پندهای رندانه ی حافظ [2022 Mar] 
*راه های مبارزه با حکومت اسلامی دست نشانده و دیکتاتور کدامند؟ [2022 Feb] 
*آیا اعتراضات صنفی فرهنگیان می تواند حزب آموزگاران را پدید آورد؟  [2022 Feb] 
*حافظ عاشق مردم، رند ازلی  [2022 Jan] 
*حزب سوسیال دموکرات و لائیک ایران (همسازی ملی جمهوری خواهان) چیست و چرا ؟  [2021 Dec] 
*حافظ در محراب (مهراب)  [2021 Nov] 
*مقام حافظ در راه عشق  [2021 Sep] 
*حزب چیست؟  [2021 Sep] 
*پس اپوزیسیون کجاست؟  [2021 Aug] 
*حافظ و صوفی باز خوانی غزل ۴۷۴ [2021 Aug] 
* عشقت رسد به فریاد [2021 Jun] 
*خامنه‌ای آدمخوار از ضحاک خونخوارتر است [2021 May] 
*حافظ و دکتر مصدق غزل ۴۴۹  [2021 May] 
*دستگیرشد، زندانی شد، کشته شد! [2021 Apr] 
*خامنه‌ای خائن همه‌ی ایران را به چین می‌فروشد!  [2021 Mar] 
*اسفند ماه؛ ماه زنده ماندن و جاودانه شدن دکتر مصدق  [2021 Mar] 
*حافظ؛ عاشق و رند و می‌خواره [2021 Mar] 
*ساقی بیار باده که ماه صیام رفت [2021 Jan] 
*دایی جان ناپلئون برائت جنایات انگلیس و نوکرانش در ایران [2021 Jan] 
*جشن کریسمس یادگاری از آیین مهر ایرانی [2020 Dec] 
*استبداد استعماری و مردمان زیر ستم [2020 Dec] 
*حافظ خدمت به رندان را به بهشت ترجیح می دهد [2020 Nov] 
*باده‌ی صبوحی و نماز صبح  [2020 Nov] 
*ترس به جان خامنه ای و روحانی افتاده است  [2020 Oct] 
*غزل ۲۸۹حافظ؛ همنشین رندان، سربازان و جانبازان  [2020 Oct] 
*دموکراسی و آزادی چگونه به دست می آید؟ [2020 Sep] 
*سرنگونی یا گذار؟ [2020 Aug] 
*حافظ و خرقه پوشان غزل ۳۷۹  [2020 Jul] 
*برای جوانان میهنم و دوستداران حافظ [2020 Jun] 
*حافظ رند و فَتویٰ خرد [2020 Jun] 
*به نظر شما کی از همه خائن‌تر بوده ... «کلاً مثلاً روشنفکرها؟» تو، سالومه!  [2020 May] 
*مایک پمپئو درباره ی خلیج فارس یا دروغ پراکنی می کند یا بی سواد است؟  [2020 May] 
*واپس ماندگی، سزاوار ملت ما نیست [2020 Apr] 
*غزل ۳۶۶ صدای سخن عشق  [2020 Apr] 
*مشروطه با همراهی مشروعه، راه را بر آزادیخواهی بسته است!  [2020 Mar] 
*با نابسامانی میهن مان؛ چه باید کرد؟ [2020 Jan] 
*جشن کریسمس یادگاری از آیین مهر ایرانی  [2019 Dec] 
*حافظ رند و واعظ نامسلمان غزل ۲۰۰  [2019 Dec] 
*تروریست های حاکم بر ایران درنده تر و بیرحم تر از هر اشغالگری هستند! [2019 Nov] 
*در همه ی جهان صاحبان قدرت از مردم می هراسند ‏ [2019 Oct] 
*نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم! [2019 Oct] 
* سخنی درباره ی« جامعه شناسى نخبه كشى»  [2019 Aug] 
*خون مورسی از خون چه کسانی رنگین تر است؟  [2019 Jun] 
*هیولای جنگ بر فراز ایران [2019 Jun] 
*و امروز چه باید کرد؟ [2019 May] 
*برای رهایی مردمان میهنان مان از بدبختی، چه باید کرد؟  [2019 Apr] 
*چرا ما نمی توانیم به آزادی و استقلال دست بیابیم؟ [2019 Mar] 
*پهلوی ها؛ غیر مستقل، قانون شکن و ضد حقوق بشر بودند [2019 Feb] 
*هُشدار درباره ی پیام های بی نام و نشان!‏ [2018 Dec] 
*ملی مذهبی ها و راه مصدق [2018 Nov] 
*کوروش و حماسه‌ی کوراوغلو [2018 Oct] 
*لائیسیته یا آزادی از دین [2018 Sep] 
* استبداد دینی ی امروز، نتیجه ی استبداد سلطنتی است  [2018 Sep] 
*نقش دین و مذهب در تاریخ [2018 Aug] 
*رضا خان اجرا کننده ی قرارداد ۱۹۱۹ [2018 Jun] 
* حزب چپ ایران یا اتحاد فدایی ها؟ [2018 Apr] 
*دوازدهم فروردین روز فریب ملت ایران [2018 Apr] 
*فدرالیسم؛ کلاهی که برای سر ما ایرانیان گشاد است!  [2018 Mar] 
*جبهه ملی یک مفهوم فلسفی است!  [2018 Mar] 
*انقلاب راهی برای دستیابی به حقوق شهروندی و حق حاکمیت ملی [2018 Feb] 
*درباره ی سخنرانی و گفتگو در کلن آلمان، پیرامون جنبش سراسری در ایران  [2018 Feb] 
*تفاوتی هست یا نیست؟ [2018 Jan] 
*در باره ی «کارزار حاکمیت ملی و مردمی در ایران» [2017 Nov] 
*چرا ما و مردمانِ میهن ما به چنین روزِ سیاهی دچار شده‌ایم؟ چاره‌ی رهاییِ میهنِ ما از چنین بن‌بستی چیست؟  [2017 Sep] 
*علی گدا در «مأموریت آزار مردم»  [2017 Aug] 
*کدام ملت بدون تغییر حکومت مشکل خود را حل کرده است؟ [2017 Jun] 
*نامه ی سرگشاده به آقای محمد رضا عالی پیام؛ آقای هالو  [2017 Apr] 
*پهلو‌ی‌ها هم مانند جمهوری‌اسلامی ننگ تاریخ ایرانند [2017 Mar] 
*فال در دیوان حافظ [2017 Feb] 
*سیاسی شدن یا خرد ورزیدن؟ [2017 Jan] 
*کودتای ترکیه هدیه ی الهی بود! [2016 Jul] 
*یادداشتی بر یادداشت خسرو سیف [2016 May] 
*«حکومت اسلامی»، نیکلا هِنَن، خبرنگار فرانسوی اسیر شده را آزاد کرد! [2015 Dec] 
*ملی می تواند ناسیونالیست نباشد! [2015 Jun] 
*غزل ۹۴ ؛ عشق بیکران حافظ به مردم  [2015 Apr] 
*آقای محمد امینی! ما فاتحان شهرهای رفته بربادیم.  [2014 Dec] 
*میهن دوستی دکتر محمد مصدق [2014 Dec] 
*فیلم بزرگداشت دکتر مصدق در احمدآباد؛ ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ [2014 Dec] 
*خودی ها و خودمانی ها، نگاهی به «جامعه شناسی خودمانی» [2013 Nov] 
*کودتاهای ویرانگر؛ شکستی سه گانه [2013 Aug] 
*آیا جبهه ملی آرزویی دست نیافتنی است؟ [2013 Aug] 
*آش ملاعلی یا انتخابات؟ [2013 Jun] 
*کالای خارجی دشمن اصلی ما ایرانیان است [2012 Sep] 
*میعادگاه عاشقان ایران !  [2011 Sep] 
*آیا آزادی و استقلال ما با شیوه ی اندیشیدن و زندگی ما کار دارد؟ [2011 Apr] 
*جنبش سبز و کیستی ملی و ایرانی ما  [2011 Jan] 
*حافظ رند ازلی [2010 Nov] 
*چرا با خرد جمعی خود برای نگهبانی جان و آزادی خود، هم پیمان نمی‌شویم؟  [2010 Oct] 
*آزادی که نباشد نه استقلال هست و نه عدالت ! [2010 Oct] 
*حافظ رند و شیخ پشمینه پوش (غزل ۴۳۸ ) [2010 Jun] 
*توطئه ی رد «تئوری توطئه» [2010 Apr] 
*جنگ برای مردم ما نکبت و برای دشمنان ملت ایران نعمت است !  [2010 Feb] 
*دکتر مصدق ملی بود و به ملت ایران باور داشت، نه به ولایت فقیه !  [2009 Dec] 
*۲۸ مرداد ۳۲ نخسین سنگ بنای انقلاب سبز  [2009 Aug] 
*دو دزد رأی مردم را دزدیدند! [2009 Jul] 
*اندیشیدن به سرنوشت مردم ایران [2009 Jun] 
*خیمه شب بازی تکراری و محمد ملکی گلادیتوری گرفتار در قفس درندگان وحشی [2009 May] 
*محمود دولت آبادی زنده بودن خود را اعلام کرد ! [2009 May] 
*حافظ صاحب نظر؛ رند نظر باز! [2009 Mar] 
*مسئله ی حزب و حکومت های دست نشانده در ایران [2008 Apr] 
*دانشجویان چپ ، دانشجویان راست  [2007 Dec]