شريعت و حقوق بشر
مهناز قزلو

خورشيد پاييزي به حياط كوچك زندان سرك كشيده بود كه در آن صبح دلتنگ به هواخوري قدم گذاشتم. آنجا فصل ها در هم تنيده بودند و با لحظات اعجاب آورش يكنواختي نبود. ديوارهاي بلند، سايه مرموز خود را به رخوت بر سنگفرش مبهم حياط پاشيده بود و گاه بوي خاك باران خورده ي دهكده را نسيمي مي پراكند.

تنها هر جمعه صبح، ساعاتي چند، در آن سال - شصت وسه- هواخوري به زندانيان بند چهار بالا در زندان اوين تعلق داشت و ديگر هيچ. دختركي بطرفم آمد. هم اتاقي ام بود. او نيز چون بيشماراني ديگر به خاطر اعتقاد به آزادي و باورهاي انساني محكوميت خود را سپري مي كرد. هر چند بيست و دو ساله بودم اما او بسيار جوان تر بود. نگاهي به آسمان انداخت. بيقرار بود. عينكش را بر چهره ي اندوهناكش جابجا كرد و گفت (نقل به مضمون) شايد براي صدمين بار باشد كه به دادياري نامه نوشتم. نمي دانم چرا صدايم نمي كنند. دو سال است كه دارم نامه مي نويسم.

با تعجب پرسيدم: دو سال...؟! مشكل چيه؟

  • آخه من اصلا هوادار ِ ... نبودم. اما اونها در كيفرخواستم اينطور نوشته اند.
  • منظورت را متوجه نميشم. چطور؟
  • آخه مي دوني من طرفدارِ ... بودم. اينقدر در بازجويي مرا شلاق زدند تا بگويم .....م. هر چه به آنها گفتم نيستم قبول نكردند. هر روز مرا صدا مي كردند و همه چيز (شكنجه و شلاق) از سر گرفته مي شد. من هم ديگر توان آن را نداشتم. گفتم خيلي خوب، هستم. بعد يك ورقه بازجويي گذاشتند جلوم تا به خط خودم بنويسم. همه چيز (شكنجه و شلاق) ديگر تمام شد. مرا فرستادند دادگاه!

اين روايت، به مثابه نمونه اي از روالي است كه بر سرنوشت بسياري از زندانيان تاثير گذارده و مبين نفی سيستماتيک حقوق آنان است. هر چند وجود زنداني سياسي خود نماد صريح نقض حقوق بشر است. بحث زندانيان سياسی و پروسه ي بازجويي، محاكمه و نحوه صدور حكم مربوط به آنان، از حساسيت خاص خود برخوردار است، اما عملكرد ضدحقوق بشري در حوزه ي پرونده هاي جنايي و كيفري در تقابل با دموكراسي حائز اهميت است. 

کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقيرکننده در ١٠ دسامبر ١٩٨٤ و طي قطعنامه شماره ٤٦/٣٩ از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد تصويب شده است. ماده پنجم اعلاميه جهاني حقوق بشر و ماده هفتم کنوانسيون بين المللي حقوق مدني و سياسي مقرر داشته است: هيچکس را نميتوان مورد آزار و شکنجه و يا مجازات و رفتارهاي ظالمانه و غير انساني قرار داد که سلب کننده حقوق مدني و اجتماعي فرد است. بنابر ماده چهاردهم، (بند ز) اعلاميه حقوق بشر اجباري در شهادت دادن عليه خود و يا اقرار به مجرميت وجود ندارد.   

اعترافاتي كه زنداني تحت بازجويي و شكنجه به آن وادار شده است نه تنها فاقد ارزش و اعتبار حقوقي است و نمي توان به عنوان مدارك و قرائني عليه او مورد استناد قرار داد، بلكه نشانگر نقض حقوق زنداني در حوزه قضايي است.  

گزارش پرونده زني در آستانه ي محكوميت به اعدام، حكايتي دردناك از سرگذشت انساني ديگر و به طور خاص يكي ديگر از زنان ايراني است كه در شرف محكوميت به اعدام است. با اشراف بر اينكه دادرسي ناعادلانه، حكم عادلانه در پي نخواهد داشت،  اساسا مقوله ي اعدام را نمي توان به دو وجه عادلانه و ناعادلانه مگر عملي ضد انساني تعبير كرد.

در گزارش فعالين حقوق بشر آمده است: "او را در آگاهی و يا در ندامتگاه زير انواع شکنجه‌های روحی و جسمی قرار دادند که اعتراف بکند قاتل کيست؟ بعد از نه ماه انگيزه يی برای زنده ماندن ندارد و بسيار از اين  اوضاع خسته شده و زير برگه يی که باب ميل بازپرسان است مبنی بر اين‌که من قاتل هستم را امضاء کرده. او را برای ادامه‌ی تحقيقات به آگاهی تهران منتقل کردند که دو ماه در آن‌جا نيز تحت انواع شکنجه قرار گرفته بود و موجب شکسته شدن يکی از دندان‌های او شد و طبق گفته‌ی خود او و شاهدان عينی از شدت شوک برقی او را با ويلچر به دادگاه می‌بردند. حکيمه فاقد وکيل مدافع و امکان دفاع از خود است،"

مطابق اصل پنج اعلاميه جهاني حقوق بشر هيچكس را نبايد تحت شكنجه يا كيفر ظالمانه و غيرانساني و تحقيرآميز قرار داد. هر متهمی حق دارد فرصت و تسهيلات کافی برای تهيه و تدارک دفاع و انتخاب وکيل و ارتباط با وکيل منتخب خود داشته باشد (مواد ۱۸۵ و ۱۸۶ قانون آيين دادرسی کيفری، بند ۱ ماده ۱۱ اعلاميه جهانی حقوق بشر، بند ۳ ماده واحده قانو ن احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی)

هر متهمی حق دارد از کليه عوامل دستگاه قضايی متوقع باشد که از روی انسانيت و احترام به حيثيت ذاتی وی با او رفتار شود (بند ۱ ماده ۱۰ ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی، بندهای ۴ و ۵ ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی، اصل ۳۹ قانون اساسی). 

اشاره به اصولي از قوانين بين المللي حقوق بشر تاكيد بر تعارض و تقابل آنان با قانون مجازات اسلامي است كه بر پايه شريعت تدوين گرديده. مطابق اصل چهار قانون اساسي كليه قوانين و مقررات مدني، جزايي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غيره بايد براساس موازين اسلامي باشد. اين اصل بر اطلاق همه اصول قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر حاكم است و تشخيص اين امر بر عهده فقهاي شوراي نگهبان مي باشد.

دولت جمهوري اسلامي نه تنها در صدد تعديل و تطابق قوانين خود با اصول و موازين حقوق بشر نيست بلكه تسلط و پايبندي به قواعد فقهي و سنتي را حتي در حوزه هاي فراقانوني راز بقاي خود مي يابد. حاكميت جهل و جنون در مواجهه با پيامدها و مصالح بين المللي هر از گاه به امضاي تعهدنامه ها و كنوانسيون ها ظاهرا تن مي دهد، اما از آنجا كه اساسا ماهيت واپس گراي آن با ويژگي هاي بنيادين نگرش هاي مدرن در تضاد مي باشد، اين تعهد نامه ها هرگز جنبه اجرايي در مجراي قضايي نيافته است.   

مهناز قزلّو

Mahnaz_ghezelloo@hotmail.com

http://mahnazghezelloo.blogspot.com/

منبع:پژواک ایران


مهناز قزلو

فهرست مطالب مهناز قزلو در سایت پژواک ایران 

*هولوکاست دهه شصت [2017 Aug] 
*کاربرد نظریه میان برشی در جنبش کوئیر [2017 Jul] 
*تجاوز به کودکان و ضرورت واکاوی زیرساخت ها [2017 Jul] 
*به بهانه ی انتشار تصویر «محمد مقیسه‌ای» بازجوی جنایتکار من در اوین [2017 Jul] 
*سهم زنان از قدرت در ایران ‏ ‏‎  [2017 Apr] 
*جایگاه جامعه ی انسانی کوییر در روز جهانی زن [2017 Mar] 
*وضعیت زنان ایران در سال 2016‏  [2017 Jan] 
*روز جهانی کودکان دختر  [2016 Oct] 
*هیچکدام از ما نمی مانیم... [2016 Jan] 
*مسعود رجوی، این نخل ناخلف تبر شده! [2016 Jan] 
*چراغهای قرمز سرد [2015 Nov] 
*زخم های جناس ناقص [2015 Oct] 
*آتشفشان مچاله ي درد [2015 Oct] 
*یک اتفاق خوب [2015 Oct] 
*رنج تَرَك خورده [2015 Oct] 
*هیاهوی زوال [2015 Oct] 
*ماهیت معطوف [2015 Oct] 
*تشویش تلخ [2015 Oct] 
*شوکای ناآرام [2015 Oct] 
*اي كاش [2015 Aug] 
*مرباي آلبالو در اوين (خاطرات زندان) [2015 Aug] 
*ایکس های تفکر انتقادی [2015 Jul] 
*جنسیت ایکس و ۱۴۳۷ لایک فیس بوکی [2015 May] 
*لي لي [2014 Jun] 
*عقربه هاي شكسته [2014 Jun] 
*روايتي متفاوت! [2014 Apr] 
*دامن مادربزرگ [2014 Apr] 
*اهل زمين [2014 Apr] 
*«سرِ راهِ خودت نایست» [2014 Apr] 
*دلم آتش مي گيرد [2014 Mar] 
*آتش فریاد [2014 Mar] 
*در آغوش روياهايم [2014 Mar] 
*سکوت شکسته [2014 Feb] 
*گوگوش و ترانه ی بهشت - همجنسگرایی در هنر [2014 Feb] 
*باران [2014 Feb] 
*«انکار» [2014 Feb] 
*عاشقانه [2014 Feb] 
*«كانزرواتيو ديسكاشن» conservative discussion [2014 Jan] 
*فرانرم گرايان - قوانين حكومتي و تابوهاي فرهنگي جامعه [2014 Jan] 
*حوالی فردا [2014 Jan] 
*در پاسخ به سخنان چندش آور ابراهیم نبوی [2014 Jan] 
*زمزمه‌های ابر [2014 Jan] 
*«نفرت» در هنرِ! تنزل يافته ي مجاهدين خلق [2014 Jan] 
*کلاغ های قبرستان [2014 Jan] 
*زر می اندوزی با نام یارانم [2013 Dec] 
*بگذارید حرف بزند [2013 Dec] 
*پفيوزها! [2013 Dec] 
*پرسه های رویایی [2013 Dec] 
*يك گزارش و يك استمداد بشردوستانه  [2013 Dec] 
*«یوگیاکارتا» و «فرانرم گرایی» [2013 Dec] 
*هراس [2013 Nov] 
*آقای رجوی! شما مسوول مرگ خاموش اعتصابيون در ليبرتي هستید [2013 Oct] 
*مجال نگراني [2013 Oct] 
*خشونت و قدرت – صحنه ی اعدام در کتاب های کودکان [2013 Oct] 
*قانونگذاری مبتنی بر قوانین شریعت بر ضد کودکان در حکومت اسلامی ایران [2013 Sep] 
*آبی گرمترین رنگ هاست (برنده جایزه ی نخل طلای فستیوال کن در سال ۲۰۱۳)  [2013 Sep] 
*آقای رجوی.... متوقف نشده اید، سقوط کرده اید! [2013 Aug] 
*نامه به کودکانی که متولد شدند! [2013 Aug] 
*تا جهان بیدار شود [2013 Aug] 
*آقای رجوی، منصور قدرخواه «مزدور» است، نه من [2013 Aug] 
*آقای رجوی شما با جهل خود بیعت کرده اید [2013 Jul] 
*رهبر عقیدتی مجاهدین و مسئله ی غامض دموکراسی [2013 Jul] 
*فیس بوک و فرهنگ  [2013 Jul] 
*منتقد، توهمِ توطئه و تئوریِ پرتاب [2013 Jul] 
*رهبران و مقوله ی نقد [2013 May] 
*"شريعت" و شكنجه در زندانهاي جمهوري اسلامي  [2009 Dec] 
*خاطرات زندان (قسمت ششم) [2009 Nov] 
*صداي من نبودي... صداي من نيستي... [2009 Sep] 
*ستیزه [2009 Aug] 
*"انتخابات"!، مرده متحرك و اپوزيسيون  [2009 Jun] 
*حلقه هاي يك زنجير، قطره هاي يك دريا [2009 May] 
*روايتي از زندانهاي جمهوري اسلامي ايران خاطرات زندان (٥) [2009 May] 
*شريعت و حقوق بشر  [2009 Mar] 
*زنان در گذرگاه مبارزه [2009 Mar] 
*ني لبك هايي كه انسان را سرودند - قسمت چهارم [2009 Mar] 
*شب دلواپس نيلوفراني است كه تا ماه قد مي كشند [2009 Feb] 
*نقض حقوق بشر و محاكمه جنايتكاران جمهوري اسلامي  [2008 Dec] 
*من يك زنم، يك انسان [2008 Nov] 
*ني لبك هايي كه انسان را سرودند [2008 Nov]