«یوگیاکارتا» و «فرانرم گرایی»
مهناز قزلو

يكي از دغدغه ها ي زندگي ي من همواره بنا به دلايل مختلف، پدیده ي "فرا نرم گرايي" بوده، كه معادل واژه ی آن در زبان انگليسي "Queer" است و شامل همجنس خواهان یا همجنس گرایان، دوجنس گرایان، ترانس جندر و انواع دیگر هویت ها و گرایشات از این دست می باشد. در زبان فارسي براي واژه ي "Queer" اغلب از مترادف هاي "دگر باش" يا "دگرباش جنسي" و يا "اقليت جنسي" استفاده مي شود. اما واژه ي "دگرباش" داراي يك بار منفي است. پيشوند "دگر" مفهوم "غير خودي" را در ذهن متبادر مي كند. با تقسیم یک مقوله و پدیده ی انسانی به "خودی" و "غیرخودی" به نظر می رسد به نحوی غیرانسانی، حقوق شهروندی را برای "خودی"ها به طور خاص قائل شده و "غیرخودی" ها را به حاشیه ی ناامن نقض برابری هاي بشری رانده ایم و آنان را در حیطه ی غیرمتعارف "بیگانه" برشمرده و ضرورت شمول حقوق انسانی را از آنان با القای تقابلی موهوم سلب کرده ایم و بدین گونه، پیشاپیش با قضاوتی ناعادلانه، مُهرِ "عدم پذیرش" را از سوی بقیه ی جامعه بر آنان زده ایم.

واژه ي "اقليت" هم فاقد قابليت كافي در ايفاي نقش معادل واژه ي "Queer" است، چرا که تاکنون در حکومت اسلامی با سواستفاده از این مفهوم، همواره شاهد سرکوب یا انکار "اقلیت" های مذهبی، "اقلیت" های قومی"، "اقلیت" های زبانی و "اقلیت" های جنسی و ديگر "اقليت" ها بوده ایم.

به منظور مطالعه ي اتيمولوژي، مترادف و تاريخچه ي اين واژه، به منابع معتبر مانند فرهنگ هاي لغت و دايرت المعارف هاي مختلف و کتابها و مراجع مستند دیگر مراجعه کردم و در نهايت واژه ي مناسبي كه در اينجا می توانم پيشنهاد كنم، "فرا نرم گرايي" است. از آنجا که هر "نرم"ی ارزش نیست و به میزانی که دانش و آگاهی بشر ارتقا و گسترش یافته به همان میزان "نرم" ها و "هنجار" ها نيز دیگرگون شده و بنا به مختصات ساختاری در مناسبات انسانی شاهد تحول و تطبیق مناسب آن به اقتضا زمان بوده ايم، بنابراین به نظر می رسد این گروه انسانی، در قلمرو ماورای نرم های معمول جامعه ی امروز و نه حتا فردا - که ضرورتن ارزش محسوب نمی شوند- صميمانه جاي مي گيرند، با تاكيد و تكيه بر این نکته که از ريشه ي واژه ي "فرا"، معناي "رو به پيش" "فراتر" و "برتر" استنباط می شود. اين بدان معناست كه نمي توان پديده هاي پيراموني را بر اساس كليشه هاي موجود ارزيابي كرد. ممکن است امري كه در گذشته معتبر بوده، امروزه از حيز انتفاع خارج باشد، چنانکه به تجربه بدفعات شاهد آن بوده ایم. هر نوع گرايش و هويت جنسي، (منهاي بيماري هاي جنسي كه منجر به آزار ديگري مي شوند) مطلقن جنبه ي حقوق بشري دارند. بايد جهاني بسازيم سرشار از صلح، دوستي، امنيت و درک و احترام متقابل، تا هر كس بتواند خود واقعي اش را آن گونه كه هست زندگي كند. ما حق نداريم، حق چگونه زیستن به انتخاب خویش را از كسي سلب كنيم و يا براي ديگري زندگي را بر مبنای ميل خود تفسیر و تعبیر كرده و کسی را بدان واداريم. اين ابتدايي ترين حق هر انسان آزاد و البته بزرگترین دستاورد بشری در عصر حاضر مي باشد.

پيشنهاد و طرح مترادف "فرانرم گرایی" به منزله ی مطلق و منحصر به فرد معادل واژه ي "Queer" نيست، و به نظر من یکی از مناسب ترين مترادف ها نسبت به واژگان موجود می باشد که می تواند در تعبیر گرایشات و خصوصیات گوناگون جنسی و هویت های جنسیتی به کار رود.

نياز مبرم براي پاسخگويي به مقتضيات زمان ايجاب مي كند همپاي واقعيات و گسترش و تنوع پديده هاي پيراموني، زبان گفتاري مناسب و درخور آن ساخته و پرداخته شود تا بتوان روايت بخشي از جهان انساني را به سادگی آنچه که هست، فارغ از هرگونه توهين، نفرت و ترس (فوبیا) محقق ساخت. آشنایی با مقوله ی "فرانرم گرایی" و عبارات و اصطلاحات مربوط به آن، مستلزم ایجاد فرهنگ مناسب نوشتاری و گفتاری ست تا با استفاده ی از آن قادر باشیم بدور از هر گونه تنگ نظری، تحجر و ترس (فوبیا) در فضايي از همدلي و درك انساني به موضوع نزدیک شده و نسبت به شناخت یکی از مهمترین ابعاد وجودي بشر، یعنی گرايش های جنسی و هويت های جنسیتی در جامعه با شکستن تابوها اقدام کرده و آگاهی های لازم را در زمینه ي درک و فهم آن کسب نماییم. و همچنین در گذار این شناخت، فرايند پذیرش هرگونه تفاوت به منزله ی شاخصی مثبت در جهت غنا و سلامت روان هر چه بیشتر جامعه را تسهيل سازيم. در غير اين صورت، عدم شناخت و درك واقعيات موجود، صرفن راه به معضلی می برد که در روند آن، بخشی از افراد جامعه (فرانرم گرایان) برای در امان بودن، ناگزیر از پنهان کردن گرایش و سبک زندگی ی می شوند که در عین حال کاملن طبیعی و انسانی ست. این در حالی ست که نه تنها برای خودِ شخص عوارض منفی، آزارنده و رنج آور بوجود می آورد و لطمات روحی و روانی غیرقابل وصف ایجاد می کند، بلکه بی تردید منجر به برهم خوردن توازن در زندگی و مناسبات اجتماعی شده و تاثيرات مخرب متقابل بر اجتماع انساني می گذارد. صداقت با خود و دنیای پیرامونی، گامی ست اساسی در جهت نیل به یک زندگی سالم، ذهنی فارغ از دغدغه های بی مورد و روابطی عاری از هر گونه تشویش و اضطراب های غیرضروری.

ماده دوم از اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین مقررات ضد تبعیضی که در معاهدات بین‌المللی حقوق بشر وجود دارد از حق چگونه زیستن به انتخاب خود حمایت کرده‌اند. علاوه بر این ماده بیست و ششم از اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام می‌کند که هرکسی در برابر قانون مساوی و بدون هیچ تبعیضی به نحو برابر از حمایت قانون برخوردار است. منشور جهانی که برای گرایش جنسی و هویت جنسیتی شکل گرفته است اصول "یوگیاکارتا" نام دارد و مجموعه‌ای است از ۲۹ اصل که بر اساس موازین و قوانین بین‌المللی حقوق بشر و با توجه به تجربه‌های همجنسگرایان و موقعیت آنان نگاشته و قانونگذاری شده است.

تصویب اصول "یوگیاکارتا" در تاریخ هفت نوامبر ۲۰۰۷، در سازمان ملل متحد، و در نیویورک بوقوع پیوست و کشورهای آرژانتین، برزیل و اروگوئه از آن حمایت کردند. اصول اساسی و قابل توجهی که در اعلامیه ی سازمان ملل متحد در فرانسه آورده شده، صرفن مربوط به پایان دادن خشونت و مجازات اعدام علیه همجنسگرایان است و شامل اصولی چون به رسمیت شناختن حق ازدواج برای همجنسگرایان و یا تشکیل خانواده نمی‌شود. در واقع اصول "یوگیاکارتا" با قانونی کردن جنبه های دیگری از مناسبات انسانی فرانرم گرایان، اعلامیه ی فوق را کامل تر نمود.

اصول یوگیاکارتا به عنوان منشوری در راستای حقوق جهانی فرانرم گرایان از اهمیت خاصی برخوردار است. اینکه چرا این اصول یوگیاکارتا Yogyakarta نام گرفته است به این دلیل است که اجلاس مربوط به آن در یکی از شهرهای منطقه ی ویژه ی یوگیاکارتا در اندونزی برگزار شد. با به رسمیت شناختن روز جهانی مبارزه با هوموفوبیا توسط سازمان بهداشت جهانی پس از طرح اولیه‌ی این ایده در سال ۲۰۰۶، گروه برجسته‌ای از کار‌شناسان بین المللی حقوق بشر در نشستی در «یوگیاکارتا» در اندونزی به طرح مجموعه‌ای از اصول و قواعد بین المللی مرتبط به هویت و گرایش جنسی در پاسخ به خشونت و سوءاستفاده ی گسترده از حقوق بشر پرداختند. حاصل این نشست «اصول یوگیاکارتا» بود.

اصول یوگیاکارتا در زمینه‌ی بکارگیری قوانین بین‌المللی حقوق بشر مربوط به گرایش جنسی و هویت جنسیتی، به وسیله‌ی ICJ و سرویس بین‌المللی حقوق بشر تهیه و تنظیم و به اتفاق آرا در نشست کارشناسان در یوگیاکارتای اندونزی در نوامبر ۲۰۰۶ تصویب شد.

متن کامل «اصول یوگیاکارتا» به هر شش زبان سازمان ملل متحد در سایت yogyakartaprinciples.org به شکل فشرده و نیز در فرمت "پی دی اف" به اشتراک گذاشته شده است.

مهناز قِزِلٌو

دهم دسامبر دوهزار و سیزده – استکهلم

Mahnaz_ghezelloo@hotmail.com

منابع:

  1. A History of Queer Minnesota" book talk and signing with Stewart Van Cleve at Magers & Quinn
  2. A Queer History of the United States, by Michael Bronski
  3. Encyclopedia Britannica
  4. Encyclopedia- Merriam-Webster
  5. Hidden from History: Reclaiming the Gay and Lesbian Past, by Martin Duberman, Martha Vicinus and George Chauncey
  6. www.icj.org
  7. Oxford Etymology Dictionary
  8. www.refworld.org
  9. The American Heritage Dictionary
  10. Webster Etymology Dictionary
  11. www.yogyakartaprinciples.org

 

منبع:پژواک ایران


مهناز قزلو

فهرست مطالب مهناز قزلو در سایت پژواک ایران 

*هولوکاست دهه شصت [2017 Aug] 
*کاربرد نظریه میان برشی در جنبش کوئیر [2017 Jul] 
*تجاوز به کودکان و ضرورت واکاوی زیرساخت ها [2017 Jul] 
*به بهانه ی انتشار تصویر «محمد مقیسه‌ای» بازجوی جنایتکار من در اوین [2017 Jul] 
*سهم زنان از قدرت در ایران ‏ ‏‎  [2017 Apr] 
*جایگاه جامعه ی انسانی کوییر در روز جهانی زن [2017 Mar] 
*وضعیت زنان ایران در سال 2016‏  [2017 Jan] 
*روز جهانی کودکان دختر  [2016 Oct] 
*هیچکدام از ما نمی مانیم... [2016 Jan] 
*مسعود رجوی، این نخل ناخلف تبر شده! [2016 Jan] 
*چراغهای قرمز سرد [2015 Nov] 
*زخم های جناس ناقص [2015 Oct] 
*آتشفشان مچاله ي درد [2015 Oct] 
*یک اتفاق خوب [2015 Oct] 
*رنج تَرَك خورده [2015 Oct] 
*هیاهوی زوال [2015 Oct] 
*ماهیت معطوف [2015 Oct] 
*تشویش تلخ [2015 Oct] 
*شوکای ناآرام [2015 Oct] 
*اي كاش [2015 Aug] 
*مرباي آلبالو در اوين (خاطرات زندان) [2015 Aug] 
*ایکس های تفکر انتقادی [2015 Jul] 
*جنسیت ایکس و ۱۴۳۷ لایک فیس بوکی [2015 May] 
*لي لي [2014 Jun] 
*عقربه هاي شكسته [2014 Jun] 
*روايتي متفاوت! [2014 Apr] 
*دامن مادربزرگ [2014 Apr] 
*اهل زمين [2014 Apr] 
*«سرِ راهِ خودت نایست» [2014 Apr] 
*دلم آتش مي گيرد [2014 Mar] 
*آتش فریاد [2014 Mar] 
*در آغوش روياهايم [2014 Mar] 
*سکوت شکسته [2014 Feb] 
*گوگوش و ترانه ی بهشت - همجنسگرایی در هنر [2014 Feb] 
*باران [2014 Feb] 
*«انکار» [2014 Feb] 
*عاشقانه [2014 Feb] 
*«كانزرواتيو ديسكاشن» conservative discussion [2014 Jan] 
*فرانرم گرايان - قوانين حكومتي و تابوهاي فرهنگي جامعه [2014 Jan] 
*حوالی فردا [2014 Jan] 
*در پاسخ به سخنان چندش آور ابراهیم نبوی [2014 Jan] 
*زمزمه‌های ابر [2014 Jan] 
*«نفرت» در هنرِ! تنزل يافته ي مجاهدين خلق [2014 Jan] 
*کلاغ های قبرستان [2014 Jan] 
*زر می اندوزی با نام یارانم [2013 Dec] 
*بگذارید حرف بزند [2013 Dec] 
*پفيوزها! [2013 Dec] 
*پرسه های رویایی [2013 Dec] 
*يك گزارش و يك استمداد بشردوستانه  [2013 Dec] 
*«یوگیاکارتا» و «فرانرم گرایی» [2013 Dec] 
*هراس [2013 Nov] 
*آقای رجوی! شما مسوول مرگ خاموش اعتصابيون در ليبرتي هستید [2013 Oct] 
*مجال نگراني [2013 Oct] 
*خشونت و قدرت – صحنه ی اعدام در کتاب های کودکان [2013 Oct] 
*قانونگذاری مبتنی بر قوانین شریعت بر ضد کودکان در حکومت اسلامی ایران [2013 Sep] 
*آبی گرمترین رنگ هاست (برنده جایزه ی نخل طلای فستیوال کن در سال ۲۰۱۳)  [2013 Sep] 
*آقای رجوی.... متوقف نشده اید، سقوط کرده اید! [2013 Aug] 
*نامه به کودکانی که متولد شدند! [2013 Aug] 
*تا جهان بیدار شود [2013 Aug] 
*آقای رجوی، منصور قدرخواه «مزدور» است، نه من [2013 Aug] 
*آقای رجوی شما با جهل خود بیعت کرده اید [2013 Jul] 
*رهبر عقیدتی مجاهدین و مسئله ی غامض دموکراسی [2013 Jul] 
*فیس بوک و فرهنگ  [2013 Jul] 
*منتقد، توهمِ توطئه و تئوریِ پرتاب [2013 Jul] 
*رهبران و مقوله ی نقد [2013 May] 
*"شريعت" و شكنجه در زندانهاي جمهوري اسلامي  [2009 Dec] 
*خاطرات زندان (قسمت ششم) [2009 Nov] 
*صداي من نبودي... صداي من نيستي... [2009 Sep] 
*ستیزه [2009 Aug] 
*"انتخابات"!، مرده متحرك و اپوزيسيون  [2009 Jun] 
*حلقه هاي يك زنجير، قطره هاي يك دريا [2009 May] 
*روايتي از زندانهاي جمهوري اسلامي ايران خاطرات زندان (٥) [2009 May] 
*شريعت و حقوق بشر  [2009 Mar] 
*زنان در گذرگاه مبارزه [2009 Mar] 
*ني لبك هايي كه انسان را سرودند - قسمت چهارم [2009 Mar] 
*شب دلواپس نيلوفراني است كه تا ماه قد مي كشند [2009 Feb] 
*نقض حقوق بشر و محاكمه جنايتكاران جمهوري اسلامي  [2008 Dec] 
*من يك زنم، يك انسان [2008 Nov] 
*ني لبك هايي كه انسان را سرودند [2008 Nov]