خشونت و قدرت – صحنه ی اعدام در کتاب های کودکان
مهناز قزلو

"تصویری از کتاب حسن کچل – چاپ نشر افق (واحد کودک و نوجوان) سروده ی ناصر کشاورز و با نقاشی های سعید رزاقی"

 

معضلات را در جامعه ای مانند ایران نمی توان اساسن به طور تجریدی مورد بررسی قرار دارد، جامعه ای که خشونت به طور سیستماتیک در آن نهادینه شده و مجوزهای مورد نیاز برای به اجرا گذاشتن مجازات های غیرانسانی را با رویکرد به قوانین شریعت و ایدئولوژی اسلامی اخذ می کند. حکومت اسلامی پیوسته تلاش نموده تا از طریق بازتولید خشونت، بر جامعه تسلط یافته و بدین ترتیب سیطره ی قدرت خود را گسترش دهد. نهادهای قدرت در جمهوری اسلامی، روابط ساختاری قوانین را بر پایه ی نگاه باورمند به مذهب تحکیم بخشیده و با این چرخش و عقب گرد تاریخی از نظامی انسانی مبتنی بر تعالی، خرد، صلح و مدارا به شدت فاصله گرفته و در تعارض با آن تداوم خود را می پاید. در واقع حکومت اسلامی با بهره گیری از رابطه ی میان قدرت و خشونت دوام خود را حفظ می کند. به نحوی که در درون جامعه هیچ فضای آزاد باقی نگذاشته و تقریبن هیچ مقاومت و اعتراضی را به تبع آن برنمی تابد. ابزارهای القا خشونت در این نظام گاه ماهیت فرهنگی نیز پیدا می کند که از جمله عرصه ی کتاب به طور اعم و کتاب های کودکان به طور اخص می باشد.  متاسفانه عده ای قلم به مزد نیز در این رویکرد به مدد سیستم می شتابند بی آنکه دغدغه ی فاجعه ای را داشته باشند که با قلم هایشان آن را میسر می سازند. آنچه این خودفروشان فرهنگی می نویسند و می نگارند به مثابه ی نمادی از تلقی ی است که آموزش را هم به عنوان سوژه و هم ابژه هدف قرار داده است.

اینکه صحنه ی اعدام در کتاب کودکان به چاپ می رسد "تصویری از کتاب حسن کچل – چاپ نشر افق (واحد کودک و نوجوان) سروده ی ناصر کشاورز و با نقاشی های سعید رزاقی" دیگر واقعن یک سوال یا حتا انتقاد به طور اصولی نمی تواند پس از سه دهه در حاکمیت سیاه حکومت اسلامی مطرح باشد در حالیکه صحنه های واقعی اعدام را سالهاست به خیابان ها و میادین شهرها و در ملع عام کشانده و قبح خشونت را در مرگ بارترین شکل آن در اذهان ریخته اند. "چه روزگار تلخ و سیاهی... خورشید سرد شد و برکت از زمین ها رفت... موشهای موذی/اوراق زرنگار کتب را/در گنجه های کهنه جویدند/خورشید مرده بود، و فردا/در ذهن کودکان/ مفهوم گنگ گمشده ای داشت/آنها غرابت این لفظ کهنه را/در مشق های خود/بالکهء درشت سیاهی/تصویر مینمودند.

در فرتور فوق، تصویر کودکی که بردار شده است به طرز دردناکی صبوری را از انسان می رباید در حالیکه برای رساندن قامت او از ارتفاع چند بلوک آجری کمک گرفته شده است. راستی اینهمه کینه و طمع مرگ از کجا ناشی می شود؟

در قوانین اسلام، حد بلوغ شرعی، آغازگر دوران مسئولیت جزایی است. به موجب تبصره ١ ماده ١٢١٠ قانون مدنی، اصلاحی ١٣٧٠ شمسی: "سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است."

با وجود مجازات های ناعادلانه، سنگین و ضدانسانی ی بدنی و نتایج اجرایی منفی، ناگوار وسهمگین روانی که در قوانین جزایی ایران شامل حال مجرمین بالغ می شود، کودکان خردسال نیز در قلمروی مسئولیت جزایی قرار دارند.

به موجب ماده ٤٩ قانون مجازات اسلامی؛ "اطفال در صورت ارتکاب جرم مبرا از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالاقتضا کانون اصلاح و تربیت اطفال می باشد."
تبصره ١ ذیل ماده قانونی فوق تصریح می کند:"منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد."

بنابراین بر طبق قوانین ایران که برگرفته از شریعت اسلام می باشد کودکان در قلمروی مسئولیت جزایی قرار می گیرند. نکته ی باز هم قابل توجه تبعیض بارز جنسیتی است، چرا که دختران خردسال از نه سالگی به بعد طفل شناخته نمی شوند و در صورت ارتکاب جرم تحت پیگرد قرار می گیرند و به حکم دادگاه های عمومی - موضوع قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب١٣٧٣ شمسی - مانند بزرگسالان مجازات می شوند. در نتیجه آنها در قلمروی وسیع مسئولیت جزایی محکوم به تحمل مجازات ها و تنبیهات بدنی مندرج در قانون مجازات اسلامی خواهند شد.

براساس آمارهای منتشره حکومت ایران پیشتاز اعدام است. در سال های اخیر به دلیل تنگنا و انزوای بین المللی و اقدامات فعالین حقوق بشر، کودکان و نوجوانان محکوم به اعدام را تا رسیدن به سن هجده سالگی بین مرگ و زندگی معلق نگه می دارند و در کشاکش های رسیدگی های قضایی، به بیرحمانه ترین وضع محاکمه و سپس به چوبه دار می سپرند.

جمهوری اسلامی، کنوانسیون بین المللی حقوق کودک را امضا کرده است. بر اساس ماده ٣٧ این کنوانسیون "حکم اعدام و حبس ابد، نباید برای جرایمی صادر شود که افراد زیر ١٨ سال مرتکب شده اند".

مسئولان قضایی جمهوری اسلامی مدعی اند مجازات اعدام در حق هیچ فرد زیر ١٨ سالی اجرا نمی‌شود. البته چنین است اما کودکانی که به هنگام ارتکاب جرم زیر هجده سال هستند تا رسیدن به سن هجده سالگی بین مرگ و زندگی ناگزیر از بسر بردن در زندان هستند.

در حالیکه مجازات اعدام مدتهاست در جوامع پیشرفته به عنوان پدیده ای مذموم و ضدانسانی منسوخ گردیده است، مفاد حقوق بشر در مورد کودکان چنین تاکید می کند:

· مطابق پیمان نامه ای که برای حفظ و رعایت حقوق کودکان جهان تصویب شده است، یک کودک، انسانی است که سن هجده سالگی را هنوز تمام نکرده است.

· حکومت ها حق کودک را برای داشتن بازی، سرگرمی، وقت آسایش و استراحت به رسمیت می شناسند. کودک می تواند به طور فعال در امور فرهنگی و هنری در خور سنی خودش، شرکت جوید. حکومت ها به حق کودک برای فعالیت های هنری و فرهنگی توجه داشته و با اقدامهای خود، آن را پشتیبانی می کنند و امکانات مناسب را برای انجام فعالیتهای فرهنگی – هنری و همچنین اوقات فراغت و سرگرمی کودک فراهم می نمایند.

· حکومت ها تضمین می کنند که هیچ کودکی مورد شکنجه قرار نگیرد و رفتار غیرانسانی و توهین آمیز با او نشود. اجرای مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای کودکان تا قبل از پایان سن هجده سالگی ممنوع است.


· برای سلامتی روحی، جسمی و اجتماعی کودکی که قربانی نوعی از بدرفتاری، شکنجه، استثمار یا هر عمل غیرانسانی شده است، حکومت های عضو پیمان همه اقدامات مناسب را انجام می دهند. بازسازی جسمی و روانی باید در محیط و شرایط مناسب، سلامتی و منزلت کودک را تامین کند.

· بازسازی اجتماعی کودکان مجرم و کوشش برای حل مسایل آنها بدون دخالت دادگاه ولی اکیدا باید بر پایه رعایت حقوق بشر باشد.

 

مهناز قِزِلٌو

سوم اکتبر دوهزار و سیزده – استکهلم

Mahnaz_ghezelloo@hotmail.com

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

مهناز قزلو

فهرست مطالب مهناز قزلو در سایت پژواک ایران 

*کاربرد نظریه میان برشی در جنبش کوئیر
*تجاوز به کودکان و ضرورت واکاوی زیرساخت ها
*به بهانه ی انتشار تصویر «محمد مقیسه‌ای» بازجوی جنایتکار من در اوین
*سهم زنان از قدرت در ایران ‏ ‏‎
*جایگاه جامعه ی انسانی کوییر در روز جهانی زن
*وضعیت زنان ایران در سال 2016‏
*روز جهانی کودکان دختر
*هیچکدام از ما نمی مانیم...
*مسعود رجوی، این نخل ناخلف تبر شده!
*چراغهای قرمز سرد
*زخم های جناس ناقص
*آتشفشان مچاله ي درد
*یک اتفاق خوب
*رنج تَرَك خورده
*هیاهوی زوال
*ماهیت معطوف
*تشویش تلخ
*شوکای ناآرام
*اي كاش
*مرباي آلبالو در اوين (خاطرات زندان)
*ایکس های تفکر انتقادی
*جنسیت ایکس و ۱۴۳۷ لایک فیس بوکی
*لي لي
*عقربه هاي شكسته
*روايتي متفاوت!
*دامن مادربزرگ
*اهل زمين
*«سرِ راهِ خودت نایست»
*دلم آتش مي گيرد
*آتش فریاد
*در آغوش روياهايم
*سکوت شکسته
*گوگوش و ترانه ی بهشت - همجنسگرایی در هنر
*باران
*«انکار»
*عاشقانه
*«كانزرواتيو ديسكاشن» conservative discussion
*فرانرم گرايان - قوانين حكومتي و تابوهاي فرهنگي جامعه
*حوالی فردا
*در پاسخ به سخنان چندش آور ابراهیم نبوی
*زمزمه‌های ابر
*«نفرت» در هنرِ! تنزل يافته ي مجاهدين خلق
*کلاغ های قبرستان
*زر می اندوزی با نام یارانم
*بگذارید حرف بزند
*پفيوزها!
*پرسه های رویایی
*يك گزارش و يك استمداد بشردوستانه
*«یوگیاکارتا» و «فرانرم گرایی»
*هراس
*آقای رجوی! شما مسوول مرگ خاموش اعتصابيون در ليبرتي هستید
*مجال نگراني
*خشونت و قدرت – صحنه ی اعدام در کتاب های کودکان
*قانونگذاری مبتنی بر قوانین شریعت بر ضد کودکان در حکومت اسلامی ایران
*آبی گرمترین رنگ هاست (برنده جایزه ی نخل طلای فستیوال کن در سال ۲۰۱۳)
*آقای رجوی.... متوقف نشده اید، سقوط کرده اید!
*نامه به کودکانی که متولد شدند!
*تا جهان بیدار شود
*آقای رجوی، منصور قدرخواه «مزدور» است، نه من
*آقای رجوی شما با جهل خود بیعت کرده اید
*رهبر عقیدتی مجاهدین و مسئله ی غامض دموکراسی
*فیس بوک و فرهنگ
*منتقد، توهمِ توطئه و تئوریِ پرتاب
*رهبران و مقوله ی نقد
*"شريعت" و شكنجه در زندانهاي جمهوري اسلامي
*خاطرات زندان (قسمت ششم)
*صداي من نبودي... صداي من نيستي...
*ستیزه
*"انتخابات"!، مرده متحرك و اپوزيسيون
*حلقه هاي يك زنجير، قطره هاي يك دريا
*روايتي از زندانهاي جمهوري اسلامي ايران خاطرات زندان (٥)
*شريعت و حقوق بشر
*زنان در گذرگاه مبارزه
*ني لبك هايي كه انسان را سرودند - قسمت چهارم
*شب دلواپس نيلوفراني است كه تا ماه قد مي كشند
*نقض حقوق بشر و محاكمه جنايتكاران جمهوري اسلامي
*من يك زنم، يك انسان
*ني لبك هايي كه انسان را سرودند