بادهای تند تاریخ (۲)
کریم قصیم

فرار بزرگ    

فروپاشی دیوار برلین پی آمد و نقطه عطف پروسه ای بود که رخدادهای آن از اوائل ماه مه 1989 شروع شد. دراین بخش از نوشته گزارش فشرده و تقویمی رویدادهای مذکور ارائه می شود.

2 مه 89 : دولت مجارستان در ادامه فرآیند اصلاحات سیاسی درکشور تصمیم می گیرد مرزخود را با همسایه غربی اش اتریش باز کند. دراین روز شروع می کند به قطع سیمهای خاردار و جمع کردن آنها به طول 350 کیلومترمرز مشترک با اتریش.

15 تا 31 ژوئیه : در این روزها برای نخستین بار عده ای ازشهروندان آلمان شرقی که درمجارستان به سرمی برند ازطریق مرزهای بازشده این کشور به اتریش فرارمی کنند. همچنین خبرمی رسد که عده زیادی از اهالی جمهوری دموکراتیک آلمان به سفارتخانه های آلمان فدرال دربوداپست، پراگ و برلین شرقی پناه آورده و تقاضای رفتن به آلمان فدرال دارند. این عده درساختمان سفارتخانه های مزبور بست می نشینند و برخواست خود پای می فشارند.

8 اوت :  سفارتخانه آلمان فدرال دربرلین شرقی(پایتخت جمهوری دموکراتیک آلمان) به علت ازدحام و تحصّن 130 نفر از متقاضیان خروج ازکشور به طورموقت بسته می شود.

13 اوت : دولت آلمان فدرال سفارت خود دربوداپست را نیز می بندد. دراین محل 180 نفر ازاهالی آلمان شرقی پناه جسته اند و بیرون نمی روند.

15 اوت : بنا به گزارش مآموران مرزی اتریش تعداد فراریان از «مرزسبز» به روزی صد نفرمی رسد. بنیادهای امداد آلمان غربی شروع می کنند به سازماندهی اردوگاه موقت برای کسانی که موفق به فرار نشده اند و ناگزیرند دربوداپست بمانند. تعداد این افراد به علت کنترل فزاینده مرزبانان مجاری رو به افزایش است.

19 اوت : درحین برگزاری یک جشن محلی دریک ناحیه مرزی مجارستان - اتریش ، حدود 900 نفر از شهروندان آلمان شرقی ازفرصت استفاده کرده از مرزسبز وارد اتریش می شوند.

22 اوت : سفارت آلمان فدرال درپراگ بسته می شود. دراین ساختمان بیش ازصد نفر ازاهالی آلمان شرقی پناه جسته اند و بیرون نمی روند. همین روز اعلام می شود که ازاول اوت تا تاریخ مزبوربیش از ده هزار نفراز طریق اتریش به آلمان غربی رفته اند.

24 اوت : دولت مجارستان در یک اقدام استثنایی موافقت می کند 108 نفر فراری آلمان شرقی که درمحل سفارت آلمان غربی دراین کشور دروضع نامناسبی به تحصّن خود ادامه می دهند، با مدارک صادره ازجانب صلیب سرخ ، مجارستان را به مقصد دلخواه ترک کنند.

درفاصله روزهای 25 تا 31 اوت ، مسئولان بلند پایه دولت مجارستان به هردو کشورآلمان سفر می کنند و طی گفت وگوهای فشرده ای با دو طرف می کوشند برای معضل ازدحام فزاینده متحصّنان آلمان شرقی در بوداپست چاره ای بیابند. دولت آلمان شرقی روی خوش نشان نمی دهد و همچنان مشی سختگیرانه و بی انعطاف را ادامه می دهد. ظاهراً دلش به معاهده ای قرص است که ازسال 1969 با دولت مجارستان منعقد کرده و طبق آن دوکشور به صدور اجازه خروج برای اتباع یکدیگر مجاز نبودند. دراین فاصله، فرار اهالی(عمدتاً جوان) ازطریق مرزهای شرقی آلمان دموکراتیک همچنان ادامه می یابد. دولت اریش هونکر، درحالت شبیه افلاج اداری، خود به نفهمی زده  انگار نه انگار که زمین زیرپایش دارد فرو می ریزد.

دردرون کشور، موج مداوم فرار شهروندان جوان ، محافل کلیسا، شخصیتها و کانونهای روشنفکری، حوزه های جنبش صلح و کلیه گروههای فکری و سیاسی و هنری مردم دوست و ترقی خواه جامعه را به جنب و جوش بی سابقه ای واداشته است. ازراههای گوناگون به دولت و حزب حاکم مراجعه می شود تا حرکت و واکنشی جهت فیصله دادن به این دشواری و گشودن افقی امیدبخش برای توده های ناراضی نشان دهند. دولت این مراجعات و کوششها را جدّی نمی گیرد و با لجاجت برموضع قبلی می ماند، یعنی صرفاً گناه را گردن دیگران می اندازد و خود بی حرکت دست روی دست می گذارد. دراین بین اعتراضها و خواستها رفته رفته علنی مطرح می شوند و رنگ سیاسی و عزم مبارزاتی به خود می گیرند. این جا و آن جا گروههایی ازمبارزان «جنبش صلح و خلع سلاح» گرد هم می آیند و به خصوص درشهرهای درسدن و لایپزیک حرکتهای سیاسی فعالتری جهت تدارک اقدامات خیابانی صورت می گیرد. درهر دوی این شهرها ، به ویژه درلایپزیک ، وضعیت اقتصاد و کمبود مایحتاج اولیّه سخت تر ازبسیاری نقاط دیگرکشورست. درضمن اصلاح طلبان حزبی درشهر دِرسدن مستقیما دررآس تشکیلات حزب و نیز درمقام شهردار شهر قرار دارند. آنها با صدای اعتراض وجوّ نارضایتی ازنزدیک آشنا و دربسیار موارد حتی همبسته بوده اند.

روزاول سپتامبر89 ، دربرلین شرقی اولین فراخوان گروه موسس جریانی به نام  «محضرجدید»

 Neues Forum ) ) پخش خیابانی می شود. این متن بی سابقه چنین شروع می کند:

« درکشورما رابطه و رشته گفت وشنود میان جامعه و دولت آشکارا مختل شده است. انفعال و بی رغبتی عموم به مسائل سیاسی و کنارکشیدن و گوشه گرفتن در چهاردیواری زندگی خصوصی ازیکسو و ُبنه کن شدن و ترک کشوربه صورت فرارهای جمعی ازسوی دیگر، بروخامت چنین وضعی گواهی می دهند. درکشورهای دیگر تلاش برای فرار درچنین ابعادی معمولا به دلیل فقر و فشار گرسنگی یا براثر مخاطرات جنگ و خشونت صورت می گیرد. درحالی که مشگل فرار ازکشورما اصلاً به این دلایل پیش نیامده است....» (11).

 نویسندگان فراخوان اعلام می کنند خواهان گفت و گوی دولت حاکم با مردم می باشند و قصد دارند مردم را به همکاری برای حل وفصل مشگلات اجتماعی دعوت کنند. آنها یادآوری می کنند که قصد دارند به زودی جریان خود را ، طبق ماده 29 قانون اساسی کشور، به مثابه یک انجمن سیاسی به ثبت رسانند و .....

اما دولت همان روز بعد به این فراخوان و امضاء کنندگان آن جواب رد می دهد و فشار برفعالان مذکور را شدّت می بخشد. دولت با خشک مغزی اعلام می کند که:

 «هیچ دلیلی وجود ندارد که لازم باشد ما خط مشی مان را تصحیح کنیم... » و باز مسئولّیّت را به گردن تبلیغات و عوامل خارجی ، به خصوص آلمان فدرال و "میلیتاریستها" می اندازد!

8 سپتامبر: دولت مجارستان اعلام می کند که ناگزیرست قرارداد سال 1969 را لغو کند. دولت آلمان شرقی به این اقدام مجارستان به شدت اعتراض می کند ولی نتیجه ای ندارد. همان روز دولت مجارستان به هر شهروند آلمان شرقی که بخواهد ازمجارستان خارج شود اجازه خروج می دهد. نیمه شب آن روز هزاران نفر از اهالی فراری با اتومبیلهای خود ازطریق اتریش عازم آلمان فدرال می شوند. هریک ازآنها به محض ورود به خاک آلمان غربی یک اسکناس 50 مارکی دستخوش ، بعلاوه یک کوپن بنزین مجانی دریافت می کند و روز بعد هم به شعبه های بانکی آلمان غربی مراجعه می کنند که صد مارک «خوش آمدی» اعلام شده را بگیرند. سپس عرضه اعتبارهای کلان فلان و بهمان بانک جهت خرید اتومبیل و خانه و دیگرتامینات زندگی..... فراربزرگ عملاً آغازشده و درروزهای بعد با امواج هزارهزارنفری ادامه می یابد.

14 سپتامبر: دویست نفر از اعضای اتحادیه نویسندگان جمهوری دموکراتیک آلمان، بخش برلین، قطعنامه ای درباره اوضاع کشور منتشرمی کنند و به موضع منجمد دولت واکنش نشان می دهند :

 

« با توجه به خروج گروههای پرشمار شهروندان المان شرقی از کشور، ما حاضرنیستیم بپذیریم که - بنا به اظهارات رسمی مقامات دولتی "هیچ دلیل مهمی برای تصحیح خط مشی کنونی وجود ندارد". مشاهده این وضع که چگونه مقامات مسئول کشور مسئولیّت شرایط جاری را به گردن دیگران می اندازند و دست روی دست گذاشته اند دیگر برای ما غیر قابل تحمل شده است. ریشه اصلی این وضعیت درحل نکردن تضادهای داخلی خود کشور نهفته است و جرّ و بحث با رسانه های جمعی غرب هم جزء همین کارهاست. این خروج بزرگ اهالی از کشور نشانه ای است از تلنبارشدن مشگلات درهمه زمینه های جامعه. به لحاظ تحلیل و بررسی و فهم این دشواریها ما چیزی کم نداریم. فکر و پیشنهاد جهت حل  و فصل مسائل موجود است. مشکل عبارتست از نبودن امکانات لازم و فضای علنی و محیط تعاطی فکر به منظور نیل به تفاهم و اجرای راه حلها. ما ازبابت رشد و تکامل سوسیالیسم خاطرمان نگران و سخت دلواپس اوضاع هستیم. به همین جهت درخواست داریم که فوراً یک گفت و گوی دموکراتیک در تمام سطوح آغاز شود. (12)

طی روزهای 15 الی 17 سپتامبر نشست عمومی مسئولان کلیسای پروتستان درآلمان شرقی درشهر آیزناخ برگزار می شود و حاضران به اتفاق آراء متنی خطاب به رهبران کشور تصویب می کنند و از آنها می خواهند هرچه زودتر برنامه «اصلاحاتی که مدتهاست به تعویق افتاده » را دردستورکار قرار دهند.

18 سپتامبر: فرار درموجهای چند هزارنفری ادامه دارد. اخبار مربوط به این « فرار بزرگ » همه جهان را متوجه ورشکستگی سیاست دولت آلمان شرقی و بی عملی و درماندگی مسئولان آن کرده است. درداخل کشور، جوّ عمومی به شدّت عصبی و ناآرام است و مردم سخت نگران عواقب این اوضاع هستند. دراین شرایط ، جمع کثیری ازمحبوبترین هنرمندان موسیقی و تئاتر آلمان دموکراتیک بیانیه ای منتشرمی کنند که درسراسر کشورپخش می شود. این بیانیه روشن مشکلات را نام می برد:

 

 « ما امضاء کنندگان این متن، ازبابت اوضاع کنونی کشورمان و این فراربزرگ جاری... بسیار مشوّش و دلواپس هستیم. ما ازاین که رهبری دولت و حزب به صورتی تحمل نشدنی منکر همه چیز می شود و تعارضها و تضادهای موجود را پیش پا افتاده تلقی می کند و برخط مشی منجمد خود اصرار می ورزد درنگرانی به سرمی بریم. ازدید ما سخن برسر اصلاحاتی است که سوسیالیسم را به پیش ببرد و ادامه آن را دراین کشور میسّر و ممکن سازد ... رشد عناصرمحافظه کار- ناسیونال و افراطیون راست درکشور ما و پاگرفتن عقاید و آرای معطوف به آلمان مشترک ، جملگی نتیجه بی توجهی و عدم واکنش به موقع نسبت به تضادهای انباشته شده و واقعیّاتی است که به لحاظ تاریخی حل و فصل نشده اند. پافشاری روی این سیاست متحجّر موجب خواهد شد که بار دیگر نیروهای چپ قربانی بحران شوند. آخر، ما می خواهیم دراین کشور بمانیم، چگونه می توانیم دست روی دست گذاریم و ناظرباشیم که هرگونه تلاش و کوششی برای دموکراتیزه کردن یا تجزیه و تحلیل مشکلات جامعه ، انگ و برچسب امنیّتی بخورد یا به کلی مورد انکار واقع شود. درخواست ما اینست که فعلا یک گفت و گوی آزاد و علنی با تمام نیروها شروع شود ... بزدلی و طفره رفتن و اتلاف وقت موجب می شود که آب به آسیاب جناح راست بریزد و آن تفکر « آلمان واحد» نیرو بگیرد. وقت آن رسیده که دست به اقدام عاجل بزنیم. اگرزود نجنبیم  زمان به ضررما  پیش خواهد رفت. » (13)

اما دولت و حزب حاکم بار دیگر جز سکوت رسمی و تشدید اهانتها و حمله های تبلیغاتی، هیچ واکنش کارآمدی نشان نمی دهد.

30 سپتامبر: طی همین هفته ها که اردوگاههای فراریان آلمان شرقی به مجارستان خالی می شود، وضع اردوگاههای مشابه درپراگ و ورشو روز به روز به وخامت می گراید. کمبود محل خواب و امکانات اولیه برای چند هزار متحصّن، به علاوه هجوم مداوم فراریهای جدید، عرصه را از همه طرف تنگ می کند. سرانجام در27 سپتامبر، درحاشیه اجلاس مجمع عمومی ملل متحد، هانس دیتریش گنشر - وزیرخارجه آلمان غربی - با اسکارفیشر - همتای آلمان شرقی اش- به گفت وگو می نشیند. نتیجه این مذاکرات «راه حل» غریبی است که روز29 سپتامبر توسط شخص گنشر درپراگ اعلام می شود. چکیده اش به قرار زیرست:

 دولت جمهوری دموکراتیک المان « به دلائل بشردوستانه » موافقت می کند که چندین هزارشهروند این کشور که درباغ سفارت آلمان فدرال درپراگ جمع شده اند، به توسط قطارهای آلمان دموکراتیک ، از خاک این کشور عبور کرده به آلمان فدرال بروند!

 

نیمه شب 30 سپتامبر بیش از6 هزارنفر آلمانی(شرقی) فراری به قطارها سوارمی شوند وراه می افتند. بین راه درحین عبور ازکشورخودشان، عده ای دیگرنیز به هرترتیبی شده خود را به قطارهای دربسته می رسانند و آویزان می شوند. قطارها به راه خود به سوی «ارض موعود» ادامه می دهند. چند ساعت بعد جهانیان با حیرت تمام شاهد مناظری تکاندهنده درموقع ورود آنها به اولین ایستگاههای آلمان فدرال هستند: منظره فراریهایی که به محض پیاده شدن به سرزمین «امپریالیسم »، زمین را سجده می کنند و ازخوشحالی اشک می ریزند...

این صحنه های فراموش نشدنی جملگی شاهد مثالی از ورشکستگی یک سیاست و رسوائی حزبی است که با رویکردهای استبدادی و خط و خطوط صرفاً امنیّتی ، لطماتی جبران ناپذیر به عقاید و آرمانها و آرزوهای چهل ساله مردم کشورش زده است. چند روزبعد عین همان « راه حل انتقال با قطار» ، درمورد جمع کثیر پناهندگان به سفارت آلمان غربی درورشو نیز به اجرا گذاشته می شود. رژیم حاکم درآلمان شرقی یک چند تقلا می کند با ممنوع اعلام کردن سفر به چکسلواکی و... جلوی امواج فرار به پراگ و سایر جاها را سدّ کند ولی دیگر کار ازاین تمهیدهای بوروکراتیک گذشته و زمین زیرپای دولت و شخص هونکر به لرزه افتاده است ...

درطول تابستان 89 بیش ازصدهزار نفر ازمردم آلمان شرقی به طورغیرقانونی ازکشورفرار کرده اند و امواج خروج بی وقفه ادامه پیدا کرد. علاوه بر این سیل خروج غیرقانونی، حدود هشتاد هزارنفر نیز، پس ازیک دوره طولانی انتظار و انجام مصاحبه های گوناگون با ادارات و مقامات، جوازخروج و ترک تابعیّت گرفته به صورت علنی ورسمی کشوررا ترک کرده بودند. دلائل و انگیزه های فرار این نیروی عظیم انسانی مورد بررسیهای متعددی قرار گرفته است . مهمترین تحقیق دراین زمینه همانسال در فاصله 29 اوت تا 11 سپتامبر89 دراردوگاههای مقدماتی سکنی درآلمان فدرال صورت پذیرفت (14)

این پژوهش نشان داد گروه سنی عمده فراریان جوانان 30 سال به پائین هستند که همگی درس خوانده و تعلیم یافته و صاحب فن و حرفه و حتی تخصص بوده اند. ازاینها 92 درصدشان هنگام خروج صاحب شغل و درآمد ، 72 درصد فارغ التحصیل هنرستانهای صنعتی، 25 درصدشان تحصیلکرده دانشگاهها بوده و کلا هیچ مشگلی درمورد معیشت و مایحتاج اولیّه نداشته ، جملگی دارای کارو مسکن و تلویزیون بوده اند. حتی 61 درصد این گروهها صاحب اتومبیل بوده اند( رقم کل دارندگان اتومبیل درکشورآلمان شرقی 52 درصد است). بنابراین انگیزه اصلی فراربزرگ درتابستان 89 گریز ازفقر و بیکاری نبوده بلکه دو علت اصلی منشاء این فرار و مهاجرت بی سابقه به شمارمی رود:

 یکی همان ادامه استبداد سیاسی و سیطره دستگاههای امنیتی و دیکتاتوری تک حزبی آن جا و علت دیگر کمبود انگیزه درقبال کار و تولید دراقتصادی که متناسب با زحمت کارگران و شاغلان امکان مصرف و ارتقای سطح زندگی فراهم نیست.

 دلائل دیگری چون نگرانی ازبسته شدن همین راههای فرار،گرایش «ضدسوسیالیستی» و غیره ... جملگی تحت تآثیر همان دو دلیل اصلی پا گرفته اند.

خروج سریع صدها هزار جوان و متخصص ازیک جامعه 16 میلیونی صنعتی، آنهم ظرف 6 ماه، طبعا اقتصاد کشور را با مشکلات و تنگناهای تاره ای روبه رو کرد و همین دشواریها ناگهان بحث اقتصاد آلمان شرقی و اوضاع آن را به طوروسیعی دررسانه ها مطرح نمود. درآلمان غربی هم اهل فن و کارشناسان اقتصادی وارد این مبحث شدند. یکی ازبرجسته ترین کارشناسان اقتصاد آلمان شرقی، خانم دوریس کورنلسن، طی یک مصاحبه  جنبه هایی ازدشواریهای کنونی اقتصاد این کشور را توضیح داد:

« س- به نظرشما اصلا آلمان شرقی راه چاره ای دارد؟

  ج - جمهوری دموکراتیک آلمان درواقع شانس بزرگ خود را درسال 1985 ، زمان آغازاصلاحات

گرباچف، ازدست داد. اگرهمان زمان به اصلاحات دست می زد حالا با چنین اوضاعی رو به رو نمی شد.

  س- اقتصاد آلمان شرقی که همین حالا هم ازکمبود نیروی کاررنج می برد، فکرمی کنید می تواند سیل خروج نیروهای متخصص خود را تحمل کند؟

  ج - دراقتصاد آلمان دموکراتیک مدتهاست که مسآله کمبود نیروی کارمطرح بوده و الان رقمی درحدود صدهزارکارگرخارجی درکشور کارمی کنند. پس این مشگل را نباید آن قدرها نگران کننده جلوه داد... به نظرمن بین کلیه مشگلاتی که درآلمان شرقی روی هم تلنبارشده از همه بدتر مسآله فقدان انگیزه مردم برای کار و تولید است. درست است که حالا عده ای دارند فرار می کنند ولی حتی آن 90 و چند درصدی هم که تاکنون مانده اند چندان رغبتی به کارکردن ندارند.

  س - می شودبا یک جدول ارتقای دستمزد متناسب با کار این انگیزه را به وجود آورد؟

   ج - این هست که کاربهتر و با کیفیت ترپاداش درست و حسابی نمی بیند. ولی حتی اگرکسی پول کافی هم داشته باشد چیزی برای خرید گیر نمی آورد. پس هم سیستم دستمزد و هم فقدان مکفی مایحتاج و نبودن امکان بهبود سطح زندگی ، هردوی این عوامل موجب دلسردی و کمبود انگیزه است... مشگل انگیزه می باید به طورسیاسی حل شود.

  س - چرا اقتصاد آلمان شرقی قادرنیست محصولات مورد نیاز مردم را به بازار عرضه کند؟

  ج - چون این کشور الگوی اقتصاد دولتمدارانه استالینی را به اجرا گذاشته و چهل سالست نتوانسته این نظام را به صورتی موثر و کارآمد درآورد... آنها پیوسته تلاش داشته اقتصاد خود را بسته نگهدارند و همه چیز را خود تولید کنند... ولی این سیاستی نیست ک بتوان مدت درازی ادامه داد، آن هم درجامعه ای با 16 میلیون جمعیت و اولیتهایی که برای خود چیده اند. مثلا آمده اند رشته ای چون میکروالکترونیک را محور اقتصاد و نوسازی قرارداده اند و می خواهند از اول تا آخرمحصولات مربوطه را هم خودشان تولید کنند.... درنتیجه بخشهای دیگر بی نصیب می مانند و وضع به شکلی درمی آید که می بینیم.

  س - به نظرشما اصلا هستند بخشهایی که اقتصاد دولتی درآن پهنه ها منطقی عمل کند؟

  ج -  البته ، فکرمی کنم درزمینه هایی مانند مسکن سازی، انرژی، و رشته ای چون میکروالکترونیک اقتصاد مبتنی بربرنامه ریزی دولتی درست و منطقی است. اما درعرصه ماشین آلات و اجناس مصرفی این اقتصاد به کلی بی معنی است.

  س - به عقیده شما می توان عناصری ازهردو نظام دولتمداری و بازارمداری را دراقتصاد با هم ترکیب کرد؟

  ج - بله ، من مطمئن هستم که درسوسیالیسم - همچون درکاپیتالیسم- ترکیبهای گوناگون ازعناصربرنامه و بازار امکانپذیرست. کما این که درسرمایه داری هم وضع به همین صورت است. شما می بینید که الگوهای سرمایه داری هم جوراجور و متنوع اند. اقتصاد با برنامه متمرکز دولتی جزء لاینفک سوسیالیسم نیست. آرمانهای سوسیالیستی دنیایی فارغ ازاستثمار را بشارت می دهند، جهانی که مردم درآن آسوده زندگی کنند و ازبخت و امکانات اولیه مساوی برخوردار باشند. عناصر اساسی سوسیالیسم اینهاست ، نه اقتصاد دولتی.

  س - به نظر شما بعد ازخاتمه عصرهونکر درآلمان شرقی، رفرمیستها سرکار خواهند آمد؟

  ج - من که غیبگو نیستم!» (15)

خیلی جالب است که افسانه استحکام و سرسختی دولت و حزب حاکم درآلمان شرقی چنان جا افتاده بود که حتی دانشمندان غرب هم به آن عادت کرده بودند و حتی درآستانه فروپاشی پایه های قدرت هونکر هم هنوز سقوط او را انتظار نداشتند.

 

جشنهای چهل سالگی و سخن گرباچف 

4 اکتبر 89 :جمعیتها و گروههای تازه پای اپوزیسیون درآلمان دموکراتیک بیانیه مشترکی منتشر می کنند تحت عنوان « اراده مشترک برای تحول دموکراتیک دولت و جامعه». دراین بیانیه به منشورها و پیمانهای حقوق بشر و ملل متحد و اسناد هلسینکی درباره حقوق و آزادیهای مردم استناد شده است. خواست محوری این بیانیه مشترک عبارتست از انتخابات آزاد تحت نظارت ملل متحد. پای این بیانیه بی سابقه را گروههای زیر امضاء گذاشته اند :دموکراسی اکنون، بیداری دموکراتیک ، گروه زنان دموکراتیک و سوسیالیست ، گروه صلح و حقوق بشر ، گروه موسس حزب سوسیال دموکرات و محضر جدید (16).

شگفتا که طیّ همین روزهای حساس قبل ازطوفان ، دولت و حزب حاکم تمام همّ و غم خود را صَرف تدارک جشنهای چهلمین سالگرد تآسیس کشور کرده و شمار کثیری را به برلین شرقی دعوت نموده اند! آنها تصمیم دارند مراسم باشکوه و چشمگیری همراه با رژه نظامی و نمایش و شعار برگزار کنند. گرباچف را هم دررآس هیآت نمایندگی اتحاد شوروی به جشن دعوت کرده اند.

6 اکتبر : اریش هونکر، رهبرحزب و رئیس کشور و قوای مسلح آلمان شرقی به مناسبت چهلمین سالگرد تآسیس جمهوری پشت تریبون قرار می گیرد و ... بازهمان حرفهای تکراری را می زند که می توانسته ده سال ، بیست سال یا حتی سی سال پیش گفته باشد:

 « ... این چهل سال عمرجمهوری دموکراتیک آلمان درعین حال به معنی چهل سال شکست و ناکامی امپریالیسم و میلیتاریسم آلمان به شمارمی رود... کارزار توهین و افترایی که درحال حاضر به شدّت و به صورت هماهنگ  درسطح بین المللی علیه جمهوری دموکراتیک آلمان جریان دارد به قصد ایجاد آشفتگی فکری درانسانها انجام می گیرد تا مردم ما به نیروی خود تردید پیدا کنند.

 آنها می خواهند درذهن توده ها تخم یآس نسبت به سوسیالیسم بپاشند.» (17)

 وی حتی یک کلمه هم به  فرار بزرگ و ابرهای تیره و تاری که برهستی جامعه سایه افکنده اند ، اشاره نمی کند. ازهیچ مسآله و مشگل داخلی حرفی نمی زند و هیچ نور امیدی از تحول و اصلاح در روش حزب و دولتش به دلهای مشتاق مردم نمی تابد. پیامش اینست :

همه چیز رو به راهست و همه گناهان به گردن عدوی نابکار! این چکیده سخنرانی «تاریخی» کسی است که به شناخت قانونمندیهای حرکت تاریخ و جامعه افتخار می کند، آن هم درزمانی که صدای عصیان ازهمه جای اروپای شرقی به گوش می رسد، زمانی که اهالی کشور خودش هزارهزار فرار می کنند و رهبری فرتوت حزب و دولت درشرف افلاج سیاسی اند!

اما نوبت به گرباچف که می رسد ، درسخنرانی خود (با رعایت ملاحظات مرسوم )، اصل مسآله را پیش می کشد:

«طبیعی است که جمهوری دموکراتیک آلمان ، مثل هرکشور دیگری، گرفتار مشگلات مربوط به رشد و تکاملش باشد و ناگزیرست به این دشواریها فکر کند و راه چاره ای بیندیشد. این معضلات، هم از نیازهای درونی جامعه به رشد و انکشاف دائمی برمی خیزند و هم ریشه درفرآیند عام مدرنیزاسیون و نوسازی دارند ، پروسه ای که درحال حاضر مجموعه اردوی سوسیالیستی را فراگرفته است...» (18)

 روزبعد گرباچف درپاسخ به خبرنگارانی که دوره اش کرده از او راجع به اوضاع آلمان شرقی می پرسند ، جمله ای به یاد ماندنی می گوید:  «تاریخ کسی را که دیربجنبد مجازات می کند !»

 

همه جا تظاهرات: "ما خلق هستیم!" 

7 تا 9 اکتبر: مقارن جشنهای چهل سالگی آلمان شرقی، روزانه درهمه شهرهای بزرگ کشور به خصوص دربرلین و لایپزیک  تظاهرات خیابانی عظیم و بی سابقه با شعارهای اصلاح طلبانه و آزادیخواهانه برگزار می شود. در همه جا شعار محوری فریاد مشترکی شده است: «ما خلق هستیم». رفتار پلیس و مآموران سازمان امنیت کشور با تظاهرکنندگان این روزها بسیار خشن و جلوی چشم  رسانه های بین المللی دوراز هرگونه تدبیر و بصیرتی است. تداوم مقاومت مردم نیز حاکی از پیدایش روحیه و جنبش به کلی جدید ایستادگی و حق طلبی است. اما «سیاست» سرکوب اشتازی هنوز ادامه دارد:  پیش روی دوربینها گروه کثیری ازمردم معترض  مورد ضرب و شتم قرارمی گیرند و چند صد نفری بازداشت و روانه زندان می شوند...

 درنهم اکتبر مردم به انجام تظاهرات بزرگی درلایپزیک دعوت می شوند که با توجه به شدّت عمل مآموران درروزهای پیش انتظار درگیریهای بیشتر و حتی تیراندازی و کشتار می رود. اضطراب و نگرانی شدیدی برفضای عمومی شهر لایپزیک حاکم است. صبح زود روز نهم اکتبر فراخوانی خطاب به مردم شهر توسط رسانه های جمعی پخش می شود:

 « نگرانی مشترک ما ازیک سو و احساس مسئولیت ازسوی دیگر موجب گردید که امروز دور هم جمع شویم. ما ازاوضاع و احوالی که درشهرمان پیش آمده بسیار دلواپس هستیم و تلاش می کنیم که راه حلّی پیدا شود. همه ما به تبادل نظر آزادانه در باب چگونگی پیش بردن سوسیالیسم درکشورمان محتاج هستیم. ازاین رو امضاء کنندگان زیر به کلیه شهروندان قول می دهند که تمامی نیرو و توان و حیثیّت

خود را به کارگیرند تا گفت وگو میان مردم و متصدیان امور ، نه تنها درحوزه شهر خودمان بلکه حتی با حکومت صورت واقع پیدا کند. ازشما استدعای عاجل داریم آرامش خودتان را حفظ کنید تا گفت و گو به روالی مسالمت آمیز امکانپذیر شود.

 امضاء : دکترکورت مایر، یوخن پومرت و دکتررولاند وتسل (دبیران حزبی حوزه لایپزیک)، پروفسورکورت مازور(شخصیّت محبوب و مشهورهنری کشور و رهبرارکستر و آمفی تئاتر موسیقی شهر لایپزیک)، تیل سیمرمان(کشیش) » (19)

 

آن شب، تظاهرات چند صدهزارنفری لایپزیک، با شعارمرکزی « ما خلق هستیم»، بدون درگیری و شدّت عمل پلیس به پایان می رسد. درواقع اتفاق مهمی روی داده و همه حسّ می کنند که تاریخ دارد ورق می خورد!

بعدها ویلی برانت ، سیاستمدار پرتجربه و مطلع آلمان فدرال ، طی مصاحبه ای با چند نشریه بزرگ اروپایی به این واقعیّت پنهان مانده اشاره می کند که درشب تظاهرات بزرگ لایپزیک ، ابتداء ، بنا به خواست اریش هونکر، طرح سرکوب خونین و عمل به «راه حل چینی» دردستور قرار داشته، منتها آن جا که می بایست موافقت فرماندهان ارتش شوروی (مستقردرآلمان شرقی) هم گرفته شود تا در نهایت همه قوای موجود آماده و هماهنگ باشند ، ژنرالهای ارتش سرخ می گویند « نی یت»!

 و گویا بعد ازاین نه گفتن آنها متن دستور عملیاتی عوض و فرمان تیراندازی حذف می شود ، آن هم با کوشش و فعالیّت اگون کرنس و اعضای دیگری از حوزه حزبی لایپزیک ( جملگی ازنسل جوانتررهبران حزب). درهمین روز اسقف فورک، ازکلیسای پروتستان کشور متنی را خطاب به رهبری کشور و دولت قرائت می کند. درخواست محوری این بیانیه از دولت به قرار زیرست:

 « بلافاصله دست به اقدامات علنی و قابل قبولی بزند که هرچه زودتر یک توافق وسیع به بار آورد و چشم انداز دموکراسی و قانونیّت سوسیالیستی درجمهوری دموکراتیک آلمان گشایش یابد.» (20)

اما همه این تلاشها بیهوده می ماند ، زیرا اریش هونکر، رهبرحزب و دولت حاکم، حاضرنیست کوچکترین گامی درجهت اصلاح و تحوّل بردارد.

 

11 اکتبر : دفترسیاسی سیاسی حزب اعلام می کند که جلسه بعدی کمیته مرکزی درهفته آینده به مسائل

جاری کشور خواهد پرداخت و پیشنهاداتی جهت «نوسازی» ارائه خواهد داد.

17 اکتبر : پابه پای تآسیس گروهها و دستجات سیاسی گوناگون ، ازجمله حزب سوسیال دموکرات جمهوری دموکراتیک آلمان ، یک سندیکای مستقل کارگری به نام « رفرم» فراخوانی پحش کند تحت عنوان « راهی برای خروج از بن بست، راهی که به آلمان فدرال منتهی نمی شود!» ضمیمه این فراخوان سازمانی متن مفصلی حاوی اهداف و برنامه های سندیکای مذکور جهت تحول و دگرگونی جامعه و دولت انتشار می یابد. (21)

                                                                                ادامه دارد

منابع و توضیحات

11 -  به نقل از ماهنامه:    Blätter für deutsche und internationale Politik , Nr.11/89

12 - همان جا ،

13 - به نقل ازمتن چاپ شده درروزنامه آلمانی «تاگس سایتونگ»، 22 سپتامبر 1989 ،

14 - مجله Deutsche Archiv  درشماره دسامبر89 حاصل این تحقیق را به چاپ رسانده است.

15 - این مصاحبه درشماره 41 مجله اشپیگل مورخ 9 اکتبر89 به چاپ رسید.

16 - به نقل از روزنامه آلمانی « فرانکفورتر آلگماینه »، 9 اکتبر 89 .

17 - همان منبع شماره 11، ص 3 /1402

18 ، 19 ، 20  - همان جا،

21 - ن.ک به روزنامه «تاگس سایتونگ» مورخ 24 اکتبر89.

 

شماری لینک  فیلمهای بازشدن «پرده آهنین» درمرز مجار- اتریش، فرار بزرگ و تضاهرات عظیم لایپزیک:

 

https://www.youtube.com/watch?v=AtXXCPCxUtU

https://www.youtube.com/watch?v=XCd8ya4ZHwU

https://www.youtube.com/watch?v=VNslrppIJPc

https://www.youtube.com/watch?v=2OjCesZRf_I

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


کریم قصیم

فهرست مطالب کریم قصیم در سایت پژواک ایران 

*به یاد دکترآدمیت ، دردهمین سالگرد سفر ابدی اش  [2018 Apr] 
*کرم شبتابی در خیل بردگان [2018 Feb] 
*دو‌‌‌پرسش ازکریم قصیم در گفتگو با روشنفکر  [2016 Sep] 
*آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دههِ نخستِ حکومت اسلامی - (بخش سوّم) [2016 Apr] 
*آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دههِ نخستِ حکومت اسلامی - (بخش دوّم)  [2016 Apr] 
* آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دهه نخست حکومت اسلامی - (بخش یکم) [2016 Apr] 
*مارگارت میچرلیش-آینده نقش از زنان دارد-مترجم: [2016 Mar] 
*درسوگ عباس فریاد مشترکم!  [2016 Jan] 
*تالاب انزلي جان می کند، به دادش برسید! [2015 Aug] 
*دریغست ایران که ویران شود [2015 Jul] 
*شاهکار سردار ویرانگری (2) [2015 Jul] 
*شاهکار سردار ویرانگری (1) [2015 Jun] 
*بحران پيش‌بيني‌شده و رژيم درمانده* [2015 Jun] 
*شتاب تخریب و تاراج جنگلهای ایران [2015 Jun] 
*تداوم بحران کم آبی و بي‌عملي فاجعه‌بار رژيم [2015 Jun] 
*در سوگ تالابهای ایران . . .  [2015 Jun] 
*زنگ خطر بحران كم آبي(2) [2015 Jun] 
*بحران کم آبی ایران- سه دهه جرم ملی مسئولان جمهوری اسلامی [2015 Jun] 
*مرگ و مير جنگلهاي زاگرس با جمهوری اسلامی شروع شد [2015 May] 
*هامون، آه هامون... زنده بمان! [2015 May] 
*ديناميسم فاجعه ، از نگاهِ 20 سال پیش! [2015 May] 
*سه هشدار در باب آلودگی آبهای ُشرب آلودگي آبهاي آشاميدني کریم قصیم. شماره 3  [2015 May] 
*جمهوری اسلامی = سه دهه قتل و غارت جنگلها [2015 May] 
*سی سال افزایش فرسايش خاك  [2015 May] 
* پیرامون مساله هژمونی (بحثی دردیسکورس جنبش چپ) [2015 Apr] 
*پیرامون مساله هژمونی (7) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (6) (بحثی دردیسکورس جنبش چپ) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (5) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (4) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (3) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (2) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی  [2015 Mar] 
*قدرشناسی مسعود رجوی یا انتقام کشی؟ (3) [2015 Feb] 
*قدرشناسی مسعود رجوی یا...؟ (2) [2015 Feb] 
* قدر شناسی مسعود رجوی یا...؟ (1) [2015 Feb] 
*گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۳)اوضاع عوض شده، عوض شده، عوض شده... [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ(بخش پایانی) [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ (3) [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ (۲) [2014 Oct] 
*بادهای تند تاریخ*(1) [2014 Oct] 
*گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۲) امرِ واقع‌(فاکت)، بایستی تاوانش پرداخته شود [2014 Oct] 
* تاکید و هشدار - آبان ۱۳۵۷ [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم (۱ ) آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت(3) [2014 Jul] 
* خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت (2) [2014 Jul] 
*خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت(1) [2014 Jul] 
*هشداری از سر خیرخواهی و اصلاح طلبی  [2014 Apr] 
*زندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !  [2014 Feb] 
*اقتدار و عرصۀ ناخودآگاه [2014 Feb] 
*برای اطلاع رسانی و ثبت در سینه تاریخ : هشداری عبث؟  [2013 Nov] 
*سربسته ! [2013 Nov] 
*خطاب به آنها که بی دنده و ترمز «واکنشی» شده اند [2013 Nov] 
*چماق هتّاکی و قطعنامه و توطئه، چرا؟ [2013 Oct] 
*اهمیت نقد بی پرده سیاسی برای خروج از بحران [2013 Oct] 
*استعفای ما آزمایش آنهاست !  [2013 Sep] 
*متن استعفا نامه محمدرضا روحانی و کریم قصیم از شورای ملی مقاومت ملی ایران محمدرضا روحانی [2013 Sep] 
*توجه دادن به آنان که در خطر اخته فکری اند  [2013 Sep] 
*«پهلوانی» یک پهلوان! [2013 Aug] 
*شورش علیه آن «پیامها» برحق است! [2013 Aug] 
*مصاحبهء شتابزده با کریم قصیم  [2013 Aug] 
* بازی با شکافهای بالا شورا شکنی بوده و هست! [2013 Jul] 
*عذرخواهی از آقای ایرج شکری [2013 Jul] 
*خامنه اي آمر جنايت و.... اوباما؟ [2013 Jun] 
*برائت ازمشركين تكليف شرعي است! بشتابيد, دستجمي اش صواب بيشتري دارد!  [2013 Jun] 
*در رابطه با اطلاعیه‌ی شورا [2013 Jun] 
*استعفاء از يك تشكيلات سياسي خود يك اقدام سياسي است [2013 Jun] 
*چهارشنبه سوري , فرازي درخشان از پيكارآزادي [2010 Mar] 
*شكست «رهبري» برغم حضور مردمي [2010 Feb] 
* اقتدار و عرصه ناخودآگاه [2010 Feb] 
*سابقه اصل تفکیک / مضمون اصلی لائیسیته [2010 Feb] 
*ناقوس مرگ استبداد (7)  [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 6 – يادداشت هفتگي [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 5 –  [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 4 [2010 Jan] 
* پيام ضعف نه, پيام قدرت، نكاتي در باره « مصاحبه» ايرج مصداقي راجع به مجاهدين/ عراق  [2009 Dec] 
*ناقوس مرگ استبداد(2)  [2009 Dec] 
*ناقوس مرگ استبداد [2009 Dec] 
*سياوشان پيروز به اشرف بازگشتند [2009 Oct] 
*خيانت بزرگ، گفتگو با دکتر کریم قصیم در مورد حمله به اشرف [2009 Aug] 
*جنايت و خيانت بزرگ  [2009 Jul] 
*تعليق ِ سياست اَپيزمنت (مماشات) [2009 Jul] 
*گفتگو با دکتر کريم قصيم، دفاع از اشرف را گسترش دهيم [2009 Apr] 
*” بَدان را ز بد دست كوته كنيم ” [2009 Apr] 
*تداعي : پاسخ هيتلر به روزولت [2009 Mar] 
*بارکش غول بیابان [2008 Oct] 
*به ياد دكتر فريدون آدميت [2008 Apr]