شتاب تخریب و تاراج جنگلهای ایران
کریم قصیم


( بر اثر غارت چوب و سوداگری/ ویلاسازی/ جاده سازیهای بی رویه و خطوط لوله نفت و گاز.../ حضور میلیونها دام درجنگلها/ تبدیل عرصه ها به مرتع و مزرعه و.. تخلیه انواع زباله ها و آلودگی آب و خاک. . . آتش سوزی در جنگلها و...)

پیشدرآمد: طی یکی دوسال اخیر بارها در  تارنمای رسانه ها ی داخل کشور با ناباوری و ناراحتی خبر تخريب سه چهارم جنگل هاي ايران  (آخرین بار دیماه 93) را خوانده ام و جهت مقایسه بعدی هربار یادداشت برداری کرده ام . در فرصت های دیگر بررسی وسیعتر این بحران را پی گرفته ام ولی هربار مشابه همان خبرها و گرایشهای تخریبی، منتها به صورت باز هم شدیدتر، مکرر به چشم آمدند. برای کسی که فراتر از 22 سال مرتب پیگیر مسائل و بحرانهای محیط زیست ایران بوده بسیار دردناک است شاهد چنین روند مرگباری برای یکی از مهمترین اکوسیستمهای محیط زیست میهن باشد:

 اکنون،  به شهادت تمام گزارشهای کارشناسان ایرانی و مراجع بین المللی(فائو)، ایرانزمین در حال از دست دادن شتابان جنگلهای خود است. علاوه بر عواقب خشکسالی، تخریب و نابودی جنگلها به سبب ادامه

غارتگری دیرینه و مزمن عرصه ها، تغیرکاربری و ویلاسازیهای بی حساب و کتاب درعرصه های جنگلي بدون ملاحظات محیط زیستی، همین طور تجارت "قانوني" و غير قانوني چوب و ادامه و حتی افزایش

چرای میلیونی دام در پهنه های جنگلی،هرج و مرج طرحها و اقتدار غارتگران بعضاً نظامی

...همه عوامل نامبرده در پناه سوء مدیریت حکومت اسلامی جملگی در تشدید روندهای تخریبی و شتابگیری تاراج جنگل هاي ايران نقش آفرین هستند. در دازنای 36 سال سیادت و حاکمیّت ولایت فقیه و سیاستهایش،

ام الفساد افزایش جمعیّت و ترکیب پیچیده آن با انواع جهالت و  سوداگری است که مجموعاً منجر به افزایش روز افزون تخریب و تاراج و نابودی جنگلهای ایران شده است.

 

چند عدد و رقم تاریخی

برآورد کريم ساعي، پايه گذار جنگل داري علميايران، نشان داد که در سال 1320، تنها در شمال ايران نزديک به 43ميليون هکتار جنگل وجود داشته است. می دانیم که پيش از دهه 1340 و ناگزیری مالکان به فروش زمين ها، جنگل در اختيار مالکان بود و بهره برداري از جنگل به شيوه هاي سنتي انجام مي‌شد. قطع درختان براي توليد زغال و ساخت خانه و... و کاهش ساليانه مساحت جنگل ها رویهم ناچيز بود.

به گفته قاسم دهياري، پژوهشگر محيط زيست، بعد از دولتي شدن مديريت منابع طبيعي از دهه چهل و بر پا شدن کارخانه هاي چوب و کاغذ در استان هاي شمالي، کاهش مساحت مناطق جنگلي سرعت پيدا کرد.  وي اعتقاد دارد: کارخانه هاي کاغذسازي ( و اکنون کارخانه های نئوپان که به جای غوزه پنبه از چوب بهره می گیرند)  در  شمال ايران با توان رويش جنگل هاي شمال و وضعیت حضور میلیونها دام درعرصه ها

متناسب نبوده است. . .

 پس از انقلاب 57 و روی کارآمدن سیستم و طرز تفکری که برای محیط زیست و جنگلها چندان اهمیّت قائل نبوده، روند تخریب و نابودی جنگلها شتاب بیشتری گرفت . بنا بر برآورد(گیرم خوش بینانه) فائو مساحت جنگلهای ایران پیش از انقلاب 57 حدود 19 میلیون هکتار بوده. در حال حاضر( برآورد1393) مساحت جنگل هاي ايران به کمتر از8ميليون هکتار رسيده است.

تازه بخشهای گسترده ای از این مساحت شامل عرصه های نوکاشت هستند و قرنها طول می کشد تا شاید (اگر دراثرعملیات گوناگون تغیرعرصه صورت نگیرد و) این نونهالان به درختان تنومند و ریشه دار و استوار جنگلی تبدیل شوند.

 طبق آمار منتشرشده دولتی ، در دهه 1360 برداشت چوب ازجنگل هاي هيرکاني به حدود دو ميليون متر مکعب در سال می  رسيده که حالا این برداشت تا سه برابر افزایش یافته و هیچکس هم پاسخگوی عواقب این  غارتگری رسمی نیست. قاچاقچیهای چوب و برداشتهای آنها هم اضافه می شوند.

 مطابق آمار سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد (فائو) گویا مساحت جنگل هاي ايران در فاصله سال هاي 1990 تا 2010 ميلادي ثابت مانده بود که نشان مي‌داد به اندازه تخريب، جنگل کاري شده بوده (که این برآورد فائو در واقعیت میدانی بعید به نظرمی رسد، مگراین که فرقی میان عرصه های انبوه جنگلی و پهنه های نونهال کاشته قائل نشده باشند، مثلا در نوعی عکسهای ماهواره ای؟). اما صد ها سال طول مي‌کشد تا بافتي مشابه جنگل از درختان تازه کاشته شده به وجود آید .

تکرار می کنم: در کنار نابودي جنگل ها توسط نهادهای دولتي/ و "انقلابی"/ قاچاقچي هاي چوب نيز با اره هاي خود به جان جنگلها افتاده اند. (مواردی دررسانه ها افشاء شده اند که نشان می دهد این عاملان تخریب و تاراج گاه خیلی بهم نزدیک و مربوط بوده اند. . . ) اين گروه هاي خطرناک پرونده قتل جنگلبانها را هم در کارنامه خود دارند و درسایه تسامح و "رحمانیت" حکومت اسلامی حاضر به دست برداشتن از تجارت پرسود خود نيستند.

آنچه حفظ مساحت فعلي جنگل هاي شمال را غیرممکن ساخته  تبديل زمين هاي کشاورزي به مسکوني و از آن طرف فشار به اراضي جنگلي و مرتعي و تصرف آن ها است، يعني جبران کمبود زمين هاي کشاورزي ( درپی جمعیت افزایش یافته ...)  با دست اندازي به زمين هاي جنگلي و رشد ويلاسازي در دهه اخير ، که - بعلاوه عوامل تخریبی که ذیلاً می آیند- رویهم موجب  نابودی عرصه های جنگلی شده اند. البته، در کنار خانه سازيها ، جاده سازي و خطوط لوله نيز از تهديد هاي جنگل بوده اند.                                                                 

همین طور رویکرد شتابان برداشت چوب از جنگلها(به خصوص اکنون درسه استان  گلستان، مازندران و گیلان) ، بعلاوه  عوامل و علل دیگری،در تمام عرصه های جنگلی کشور با شدّت تمام به ابعاد و دامنه ویرانگری می افزایند که به برخی ازمهمترین آنها درزیر توجه می دهیم.

 

 تخلیه زباله درجنگلها

دررسانه ها به تکرار گزارش شده حدود۵۰ واحد دفع زباله به وسعت ۳۰۰ هکتار در جنگل های شمال وجود دارد که روزانه به طور میانگین بیش از ۳ هزار تن زباله در آن دفن می شود. با اینکه سال ها درباره تبعات انباشت زباله هشدارهای بسیار داده شده ولی روند انباشت زباله ها ، حتی پسمانده های بیمارستانی و عفونی در جنگل ادامه دارد.

سوءمدیریت پسماند ها و انتخاب جنگل و رودخانه به عنوان مخازن رایگان زباله و فاضلاب و آلوده سازی آب، خاک و جنگل در سطح و زیر زمین و به دنبال آن بروز بیماری های عفونی انگلی، گوارشی، پوستی، تنفسی، انواع سرطان ها و مرگ های زودرس مشکوک و...، دستاورد فاجعه بار این سوءمدیریت در شمال و دیگر مناطق کشور است . . . گویا هیچ یک از شهرک های صنعتی کشور مدیریت پسماند ندارد و زباله های صنعتی تولیدشده را هم در گوشه یی تخلیه می کنند. (روزنامه همبستگی).

سالهاست که شمار کثیری تصویر و حتی فیلم انتقال کامیونی زباله های شهری و روستائی به حاشیه های جنگلی و تخلیه آنها درعرصه های آزاد - بدون کمترین حصار - ، حتی درکناره رودها ... وجود دارد.

چرای دام در عرصه های جنگلی

این رویکرد ویرانگر جنگلها  به قدری در این سه دهه و نیم دوران  حاکمیت ولایت فقیه در عرصه های طبیعی کشور جا افتاده که شخص احمدی نژاد یک بار در صحن مجلس به صراحتی بلاهت بار  پیشنهاد نمود  "14 میلیون هکتار جنگلهای باقیمانده را به دامداران بسپاریم چون آنها بهترین حافظان جنگلها هستند! و با واگذاری جنگلها می توانند 14 هزار شغل ایجاد کنند."(دیماه 91) حالا فکرش را بکنید اگر این طرح جاهلانه تصویب شده بود رسماً چرای رقم رسمی(واقعی که بیشتراست) 7 میلیون دام  در عرصه های جنگلی باب می شد و تتمه پهنه های جنگلی هم تا امروز قطعاً  ازبین رفته بود.

 چرای شمار کثیری دام در زمینهای جنگلی موجب کوبیده شدن و سفت شدن زمینها و کاهش و درنهایت ازبین رفتن حالت اسفنجی عرصه های جنگلی و افت نفوذ آب و بارشها به عمق خاکها و درنهایت سفره های زیرزمینی می شود. این عارضه یکی دیگر از دلائل لزوم ممنوعیت چرای دام درجنگل است.

 

سیل، توفان و رانش و تخریب زمین جنگلی

با روند تخریب جنگل ها و تغییر کاربری، کاشت نهال های سریع الرشد در شیب های کوهستانی، سدسازی های رو به گسترش، جاده سازی های بسیار در شیب های تند مناطق کوهستانی ارتفاعات البرز، تخریب مراتع، معدن کاوی، سوءمدیریت رودخانه ها و... در مجموع شرایطی را ایجاد کرده است که با بارش چند ساعت باران، سیل های هول انگیز اتفاق می افتد و خود عامل دیگری در سرعت و شدت بخشیدن به تخریب عرصه های جنگلی است.

چرخه معیوب زیر هم شتاب گرفته است: جنگل تراشی دامنه ها موجب افزایش سیل و خرابی و این به نوبه خود باعث ویرانی عرصه های نوکاشته و بی رمق جنگلها می شود.

 

جنگل سوزیهای عمدی و غیرعمدی

نگاهی به آمار های رسمی در سالنامه های آماری سه استان شمالی، افزایش روزافزون جنگل سوزی ها را نشان می دهد. بر اساس این آمارها، تنها در فاصله سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ حدود ۶۶۷ مورد جنگل سوزی در سطحی معادل ۱۱۸۱ هکتار از جنگل های شمال اتفاق افتاده است. به علاوه بر اساس اطلاعات منعکس شده در رسانه های خبری، در سال ۱۳۸۶ و شش ماهه اول سال ۱۳۸۷ نیز بیش از ۸۵۶ هکتار از جنگل ها طعمه حریق شده است که با اضافه کردن این رقم به رقم پیشین نزدیک به ۲۰۳۷ هکتار از جنگل های باستانی شمال و مزارع چوب در این دوره زمانی سوخته و نابود شده است.

این درحالی است که سازمان های مسوول این امر تنها به ذکر دلایلی همچون صعب العبور بودن، وزش باد گرم، خشکسالی، بی دقتی گردشگران و مشابه آن اکتفا کرده اند. ولی هرگز دیده نشده که سازمان بازرسی کل کشور و قوه قضائیه عوامل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد جنگل سوزی ها یا تعلل در خاموش کردن آنها را مورد پرسش و تعقیب قضایی قرار دهند و نتایج آن را شفاف به مردم که صاحبان اصلی این جنگل ها هستند، ارائه دهند.

وانگهی رسانه های گوناگون خبر از آتشسوزیهای عمدی داده اند که آشکارا زیرسر مسئولان و رفتارهای

قوای نظامی بوده اند:

کوردستان میدیا: به دلیل مانور نظامی در پایگاههای قوای مسلح حکومتی دربخشباینگان از توابع شهرستان پاوه ..مراتع و پوشش گیاهیمنطقه طعمه‌ی حریق شده و در آتش می‌سوزد.خرداد 91

 به گزارش رسیده به وب‌سایت کوردستان‌میدیا، از روز بیستم خردادماه به علت مانور نظامی نیروهای ایران در پاسگاه‌های "دروله" و "کلور" در منطقه باینگان، کوه‌های این منطقه همچنان در آتش می‌سوزند.
مانور نظامی نیروهای حکومت دلیل اصلی آتش سوزی در کوه‌های "بیژل" و "کلور" در آن منطقه می‌باشد و بعد از سپری شدن سه روز از آغاز مانور، آتش‌سوزی هنوز مهار نشده و از سوی مراکز ذیربط هم هیچ اقدامی بعمل نیامده است.
به گفته اهالی آن منطقه، حکومت جنگل‌ها و مراتع کردستان را عمداً آتش زده ... (همیّت این مسآله درحدّی است که در نوشته ای جداگانه باید بدان پرداخت.)

                                                       +++

طی سالهای اخیر به لحاظ شتاب گذشته مصوبات احداث طرح های صنعتی و اجرای آنها ( به نظرنگارنده پی آمد افزایش مداوم جمعیّت و نیز تراکم و تمرکز بی سابقه ثروت و سرمایه درکف بخش خاص و کوچکی ازاین جمعیّت )، ساخت و سازهای اعیانی و بخصوص ویلاسازی تفریحی و درنتیجه نیاز به چوب و پی آمد آن  پاک تراشی و تغییر کاربری جنگلها شتاب بی سابقه ای گرفته است. در همین مدت سیاست دولت ها در فقدان برنامه آمایش سرزمین، بر پایه طراحی و اجرای سازه ها و صنایعی بوده است که پیامدهای مهلک آنها به هیچ وجه ظرفیت محیط طبیعی کشور را در نظر نگرفته است. عواقب پاکتراشی عرصه های جنگلی کشور به طور تصاعدی برهم اثری مخرّب داشته و رویهم محوری بسیار مهم از بحران فزاینده و مرگبار محیط زیست ایران را تشکیل داده اند: شتابگیری ویرانی و نابودی جنگلها، به ویژه درشمال کشور.

 تجربه های فراوان ( ازجمله تجربه تکان دهنده و درعین حال تراژیک کمیک احداث سد گتوند) به روشنی نشان داده اند که ازهیچ یک ازجناحهای حاکمیّت - چه غالب و چه مغلوب - کاری درست و علمی و حاصلمند، حتی درجهت توقف فجایع و نقط عطف مسیربحرانساز کنونی ساخته نیست.

 آن چه می ماند اقدام و آکسیون مستقیم مردم است که برآمد مطلوب و قدرتمند آن می تواند بر شتاب کنونی بحرانها و ازجمله شتابگیری تخریب و تاراج جنگلهای ایران نقطه پایانی گذارد، وگرنه...

 

منبع:پژواک ایران


کریم قصیم

فهرست مطالب کریم قصیم در سایت پژواک ایران 

*به یاد دکترآدمیت ، دردهمین سالگرد سفر ابدی اش  [2018 Apr] 
*کرم شبتابی در خیل بردگان [2018 Feb] 
*دو‌‌‌پرسش ازکریم قصیم در گفتگو با روشنفکر  [2016 Sep] 
*آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دههِ نخستِ حکومت اسلامی - (بخش سوّم) [2016 Apr] 
*آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دههِ نخستِ حکومت اسلامی - (بخش دوّم)  [2016 Apr] 
* آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دهه نخست حکومت اسلامی - (بخش یکم) [2016 Apr] 
*مارگارت میچرلیش-آینده نقش از زنان دارد-مترجم: [2016 Mar] 
*درسوگ عباس فریاد مشترکم!  [2016 Jan] 
*تالاب انزلي جان می کند، به دادش برسید! [2015 Aug] 
*دریغست ایران که ویران شود [2015 Jul] 
*شاهکار سردار ویرانگری (2) [2015 Jul] 
*شاهکار سردار ویرانگری (1) [2015 Jun] 
*بحران پيش‌بيني‌شده و رژيم درمانده* [2015 Jun] 
*شتاب تخریب و تاراج جنگلهای ایران [2015 Jun] 
*تداوم بحران کم آبی و بي‌عملي فاجعه‌بار رژيم [2015 Jun] 
*در سوگ تالابهای ایران . . .  [2015 Jun] 
*زنگ خطر بحران كم آبي(2) [2015 Jun] 
*بحران کم آبی ایران- سه دهه جرم ملی مسئولان جمهوری اسلامی [2015 Jun] 
*مرگ و مير جنگلهاي زاگرس با جمهوری اسلامی شروع شد [2015 May] 
*هامون، آه هامون... زنده بمان! [2015 May] 
*ديناميسم فاجعه ، از نگاهِ 20 سال پیش! [2015 May] 
*سه هشدار در باب آلودگی آبهای ُشرب آلودگي آبهاي آشاميدني کریم قصیم. شماره 3  [2015 May] 
*جمهوری اسلامی = سه دهه قتل و غارت جنگلها [2015 May] 
*سی سال افزایش فرسايش خاك  [2015 May] 
* پیرامون مساله هژمونی (بحثی دردیسکورس جنبش چپ) [2015 Apr] 
*پیرامون مساله هژمونی (7) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (6) (بحثی دردیسکورس جنبش چپ) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (5) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (4) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (3) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (2) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی  [2015 Mar] 
*قدرشناسی مسعود رجوی یا انتقام کشی؟ (3) [2015 Feb] 
*قدرشناسی مسعود رجوی یا...؟ (2) [2015 Feb] 
* قدر شناسی مسعود رجوی یا...؟ (1) [2015 Feb] 
*گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۳)اوضاع عوض شده، عوض شده، عوض شده... [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ(بخش پایانی) [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ (3) [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ (۲) [2014 Oct] 
*بادهای تند تاریخ*(1) [2014 Oct] 
*گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۲) امرِ واقع‌(فاکت)، بایستی تاوانش پرداخته شود [2014 Oct] 
* تاکید و هشدار - آبان ۱۳۵۷ [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم (۱ ) آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت(3) [2014 Jul] 
* خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت (2) [2014 Jul] 
*خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت(1) [2014 Jul] 
*هشداری از سر خیرخواهی و اصلاح طلبی  [2014 Apr] 
*زندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !  [2014 Feb] 
*اقتدار و عرصۀ ناخودآگاه [2014 Feb] 
*برای اطلاع رسانی و ثبت در سینه تاریخ : هشداری عبث؟  [2013 Nov] 
*سربسته ! [2013 Nov] 
*خطاب به آنها که بی دنده و ترمز «واکنشی» شده اند [2013 Nov] 
*چماق هتّاکی و قطعنامه و توطئه، چرا؟ [2013 Oct] 
*اهمیت نقد بی پرده سیاسی برای خروج از بحران [2013 Oct] 
*استعفای ما آزمایش آنهاست !  [2013 Sep] 
*متن استعفا نامه محمدرضا روحانی و کریم قصیم از شورای ملی مقاومت ملی ایران محمدرضا روحانی [2013 Sep] 
*توجه دادن به آنان که در خطر اخته فکری اند  [2013 Sep] 
*«پهلوانی» یک پهلوان! [2013 Aug] 
*شورش علیه آن «پیامها» برحق است! [2013 Aug] 
*مصاحبهء شتابزده با کریم قصیم  [2013 Aug] 
* بازی با شکافهای بالا شورا شکنی بوده و هست! [2013 Jul] 
*عذرخواهی از آقای ایرج شکری [2013 Jul] 
*خامنه اي آمر جنايت و.... اوباما؟ [2013 Jun] 
*برائت ازمشركين تكليف شرعي است! بشتابيد, دستجمي اش صواب بيشتري دارد!  [2013 Jun] 
*در رابطه با اطلاعیه‌ی شورا [2013 Jun] 
*استعفاء از يك تشكيلات سياسي خود يك اقدام سياسي است [2013 Jun] 
*چهارشنبه سوري , فرازي درخشان از پيكارآزادي [2010 Mar] 
*شكست «رهبري» برغم حضور مردمي [2010 Feb] 
* اقتدار و عرصه ناخودآگاه [2010 Feb] 
*سابقه اصل تفکیک / مضمون اصلی لائیسیته [2010 Feb] 
*ناقوس مرگ استبداد (7)  [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 6 – يادداشت هفتگي [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 5 –  [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 4 [2010 Jan] 
* پيام ضعف نه, پيام قدرت، نكاتي در باره « مصاحبه» ايرج مصداقي راجع به مجاهدين/ عراق  [2009 Dec] 
*ناقوس مرگ استبداد(2)  [2009 Dec] 
*ناقوس مرگ استبداد [2009 Dec] 
*سياوشان پيروز به اشرف بازگشتند [2009 Oct] 
*خيانت بزرگ، گفتگو با دکتر کریم قصیم در مورد حمله به اشرف [2009 Aug] 
*جنايت و خيانت بزرگ  [2009 Jul] 
*تعليق ِ سياست اَپيزمنت (مماشات) [2009 Jul] 
*گفتگو با دکتر کريم قصيم، دفاع از اشرف را گسترش دهيم [2009 Apr] 
*” بَدان را ز بد دست كوته كنيم ” [2009 Apr] 
*تداعي : پاسخ هيتلر به روزولت [2009 Mar] 
*بارکش غول بیابان [2008 Oct] 
*به ياد دكتر فريدون آدميت [2008 Apr]