تداعي : پاسخ هيتلر به روزولت
کریم قصیم

پاسخ خامنه اي به اوباما, بی اختیار مرا به ياد « پاسخ هيتلر به روزولت», شش ماه پيش از شروع جنگ جهاني دوم, انداخت. به راستي كه – به استثناي طول كلام  -  خطوط فكري موازي و مضامين مشابه  در دو طرف اين و آن پيام و پاسخ  كم نيست.

اشاره: درفاصله دوسال آخر قبل از جنگ جهاني دوم, چهار كشور – اتريش, آلباني و چكسلواكي دراروپا و حبشه درآفريقا – مورد تجاوز ارتش آلمان نازی قرار گرفتند و اشغال شدند. آخرين آنها – چكسلواكي در نيمه مارچ سال 39 به تصرف هيتلردرآمد. اين تجاوزات مسلحانه جملگي ازجانب  قدرتهاي بزرگ غرب, و كل جامعه ملل, بي پاسخ گذاشته شدند. درشرق دورهم ازسالها پيش ميليتاريسم ژاپن به  چين لشکر کشیده, كماكان براي تعرض بيشترنيروپياده مي كرد. دراروپا لهستان نيز, با وجود ضمانتهاي بريتانيا, درتيررس نازيها قرارداشت. شبح جنگ برفرازاروپا و جهان مي گشت و ملتها در ترس و اضطراب به سرمي بردند. دراين شرايط سهمگين, فرانكلين روزولت , رئيس جمهورآمريكا, برخود وظيفه دانست با ارسال پيامي عاجل و علني براي هيتلر, دربرابر افكارعمومي دنيا راهي به سمت مذاكره و مسالمت باز کند. خود  روزولت هم , درصورت موافقت هيتلر – حاضر بود  با تمام قوا وارد صحنه شود وبراي كاهش ترس و تشنجات بين المللي و تقويت پايه هاي صلح و امنيت جهاني كمرهمت بندد.  

 

متن تلگرام 14 آوريل روزولت به هيتلر[i]

 

عاليجناب صدراعظم رايش  آدلف هيتلر,

 

همان طوركه استحضار داريد, درحال حاضر ميليونها نفر در سراسر جهان انديشناك شروع  جنگ,  يا حتي يكسري جنگهاي تازه, در ترس و تشويش به سرمي برند. همين دلواپسي عمومي از احتمال درگيريهاي خونين و گسترده, به طور اخص موجب نگراني ملت آمريكا, كه من نماينده اش هستم , شده است.

 ملتهاي ديگر كل جهان غرب نيز در اين دغدغه و تشويش خاطر شريك هستند. مردم نيك مي دانند كه هرجنگ بزرگي , صرفنظر از مدت زمان آن  و حتی اگر در قاره ديگري هم محدود ماند, باز دامنشان را مي گيرد وخسارت و خسران آن  حتي روي نسلهاي بعدي نيز سخت اثر مي گذارد.

اكنون, كه درپي تنشهاي شديد هفته هاي گذشته  آرامشي كوتاه پيش آمده و دستكم قواي نظامي درمارش و جَوَلان نيستند, به نظرمن مجال مناسبي است كه اين پيام را براي شما بفرستم.

من درفرصتهاي قبلي هم كوشيده ام با شما صحبت كنم و توجه دهم  كه  مشكلات اجتماعي, اقتصادي و مسائل سياسي را مي شود  بدون دست بردن به اسلحه, به روش مسالمت آميز حل و فصل كرد. ولي به نظر مي رسد دراين زمان, جرياني  صرفاَ با زبان تهدید سخن می گوید و به زور اسلحه روی آورده است . هرآينه اين مخاطره مدت زماني ادامه داشته باشد, آن گاه ناگزير بخش بزرگي ازجهان به كام عفريت جنگ و ويراني فرو خواهد رفت. آن گاه سراسردنيا, اعم از ملتهاي فاتح [جنگ جهاني اول], ملتهاي مغلوب و بي طرفها, همه و همه  به درد و رنج و خسران دچار خواهند شد.

من حاضرنيستم بپذيرم كه دنيا به طور جبري عَبد و اسير چنین تقديرسياهي است. برعكس, آشكار است كه رهبران ملتهاي بزرگ اين قدرت را دارند كه جلوي آن را بگيرند و خطر  فاجعه را ازسر ملتهايشان دوركنند. همين طور روشن است كه خود ملتها هم , در اعماق قلبشان و به حكم عقل و منطق , مايلند ازشرّ خوف جنگ خلاصي يابند.

اما متأسفانه همه شاهد وقايع اخير بوديم. به تماميت ارضي و استقلال سه ملت دراروپا و يك ملت درآفريقا  تقطه پايان گذاشته شد. همين طور, سرزمينهاي گسترده يك ملت مستقل درآسياي شرقي توسط قواي نظامي كشورهمسايه اش اشغال شده است. شايعاتي سمج , كه نمي خواهيم باورشان كنيم , از وجود نقشه هاي طول و درازبراي هَجمه و هجوم به ديگر ملتهاي مستقل سخن مي گويند. جهان ما آشكارا دارد به سمت یک نقطه عطف رانده مي شود. اگر راه چاره اي براي كنترل و هدايت عقلاني اموريافت نشود, آن گاه اين وضعيت به  يك مصيبت بزرگ منجر مي شود.

آقاي هيتلر, شما بارها اطمينان داده ايد كه شخص شما و ملت آلمان خواهان جنگ نيستيد. اگر چنین است, پس نيازي هم  به وقوع جنگ وجود ندارد. هيچ چيزي دردنيا نمي تواند ملتها را متقاعد نمايد كه يك قدرت حاكم محق است و يا دليل موجهي دارد كه مصائب جنگ را بر ملت خود و يا بر ملتهاي ديگر تحميل كند. تنها دليل موجهّ عبارتست از دفاع ميهني و بس....

من كماكان براين عقيده ام كه مسائل و مشگلات بين المللي را مي توان سرميز مذاكره حلّ كرد.

وقتي پای صحبت و مذاکره مسالمت آمیز در میان است ،  يك طرف نمی تواند حق به جانب باشد و بخواهد تا ختم گفت و گوها سلاحهاي خود را نگهدارد و فقط موقعي دست از اسلحه بردارد كه نتيجه مذاكره بروفق مرادش باشد. این روش کار مفید فایده  نیست. سالنهاي كنفرانس و مذاكره, مانند سالنهاي دادگري و قضاوت اند. ضروري است كه طرفین با حسن نیت و اعتماد به عدالت براي هردو طرف آماده گفت و شنود باشند. رسم و آداب كار اين است كه طرفين سلاحهاي خود را همراه خود به داخل سالن نمي برند.

من به جدّ عقيده دارم كه خدمت بزرگي به حفظ صلح جهان مي شود, هرآينه ملتهاي دنيا طی یک بیانیه داوطلبانه از سوی حکومتهایشان از سیاستهای کنونی و برنامه های آتی آنان مطلع شوند

...........................................................................................................................

............................................................................................................

آيا شما حاضريد به اين دعوت جواب مثبت دهيد و قبول کنید  كه قواي مسلح شما متعرض سرزمينها و مايملك ملتهاي مستقل همسايه نخواهند شد و به كشورهاي زير ...... حمله نخواهند كرد؟

چنين امضائي طبعاَ متضمن حال و آينده اي نسبتاَ طولاني ( ده الي 25 ساله) خواهد بود, تا فرصت لازم و كافي جهت تمشيت امور به روش مسالمت آميزو تدارك صلح پايدار وجود داشته باشد.

 اگر پاسخ مثبتي توسط دولت شما داده شود .... هريك از دولتهاي فوق الذكر هم مشابه آن بيانيه را امضاء خواهند كرد و اين اطمينان بخشيهاي متقابل سريعاَ ترس و تشنج بين المللي را كاهش خواهد داد و بلافاصله مقدمات گفت و گو در محيطي مسالمت آميز فراهم خواهد شد. گفت و گوهائي كه به نظر من مي توانند به صورتي مؤثر موجبات  تقليل فشار خردكننده تسليحاتي را نيز فراهم آورند.

 به موازات اين روند, دولت ايالات متحده هم حاضراست در مذاكراتي حضور يابد كه  هدف آن تنظیم جدید مقررات بازار و تجارت جهانی باشد به صورتی که همه ملتهاي جهان بتوانند با شرايط مساوي ازنعمات و همه فرآورده هاي حيات صلح آميزاقتصادي در جهان برخوردارشوند.

ديگر دولتهاي درگيرنيز مي توانند همزمان به مذاكرات سياسي وحل وفصل معضلات  في مابين مشغول شوند.

ما به وجود مشكلات پيچيده در دنيا اشراف داريم. اينها معضلاتي هستند كه به كلّ بشريت ارتباط دارند, اما نيك مي دانيم كه مسائل غامض تنها در فضائي مسالمت آميز قابل پژوهش و بررسي هستند. ليكن  مادامی  كه سايه زورو تهديد و خوف جنك بر «ميزمذاكره» سنگيني مي كند چنین فضای مسالمت آمیزی نمی تواند به وجود آید.

 

اميدوارم كه صراحت كلام من دراين پيام موجب سوء تفاهم نشده باشد.

 دراين زمان حساس ,  زمامداران ِ مهمترين حكومتها , به واقع در رقم زدن سرنوشت كنوني و سالهاي آينده بشرمسئوليت دارند. آنها مجاز نيستند دعاي ملتهايشان براي حفظ صلح را نشنيده بگيرند. تاريخ,  آنها را درمورد سرنوشت  تك تك انسانها مسئول خواهد شناخت.

آرزومندم توسّط جوابيه شما, ترس و وحشت از دل انسانها رخت بربندد و ساليان دراز در امنيت به زندگي ادامه دهند.

كاخ سفيد, 14 آوريل 1939 ,       فرانكلين د. روزولت 

 

هيتلر, كه ازانتشار همزمان تلگرام روزولت دررسانه هاي دنياي غرب برآشفته بود درمطبوعات آلمان واكنش به آن را ممنوع كرد. به رئيس جمهورآمريكا هم مستقيم جواب نداد, بلكه با يك ژست خلقي جلسه رايشتاگ را براي دو هفته بعد فراخواند و روز 28 آوريل , طي  نطقي بسيار طولاني درمقابل گماشته هاي خودش, در میان  كف زدنها و عربده هاي« هايل هيتلر»,  به طورغير مستقيم به روزولت  پاسخ داد.

مضمون و ساختار و لحن جوابيه او   نه براي لبيك  به آشتي و كاستن از « تشنج و تشويش بين المللي», بلكه  آشكارا به منظور توجيه جواب منفي و گاه تمسخر طرف مقابل و تحريك كينه توزي آلمانيها تهيه شده بود. ناطق,  درمنطق استدلالي حق به جانب,  با وقاحت تمام حتي موارد جديد تجاوز و ظلم و ستم به همسايگان را مسكوت گذاشت و  مدام با فهرست كردن فشارهاي ادعائي توسط پيمان ورساي دردهه بيست, حالا درپايان دهه سي, ازطرف مقابل جبران مافات مي خواست و انگاره اي از مطالبات پرداخت نشده را  به رخش مي كشيد.

او جواب يك تلگرام سه چهارصفحه اي را با شرحي سي چهل صفحه اي و سپس تشريح جداگانه تلگرام به 21 نكته و «پاسخ» جدلي وهجوآميز به  بك يك آنها, رويهم در شصت صفحه, همچون آواري سنگين از شكايات گذشته وغيض و نخوت حال, بر سر روزولت خراب كرد. گوئي دعوت رئيس جمهور آمريكا به گفت و گو و تلاش براي رفع ترس و تشويش عمومي, گناهي نابهنگام بوده ولذا خداي خوف و « برگزيده مشيّت » مي بايست چنان گناهکاری را , پيش روي بندگان خود عقوبت دهد. [ii]

 

پاسخ هيتلر به  روزولت

 

نمايندگان, مردان رايشتاگ,

رئيس جمهورايالات متحده آمريكاي شمالي تلگرامي خطاب به من فرستاده است كه از محتواي آن باخبريد. چون اين سند, پيش ازآن كه به دست من رسد, توسط راديوها و روزنامه هاي سراسر جهان پخش شده بود, لذا تصميم گرفتم جلسه رايشتاگ را فراخوانم و ابتدا به شما نمايندگان ملت آلمان امكان دهم پاسخ مرا بشنويد و آن را يا مورد تأييد قرار دهيد و يا رد كنيد. ..

مايلم اين فرصت را نيز براي بيان عميقترين احساسات خودم در رابطه با تحولات تاريخي طي ماه مارچ اخير غنيمت شمارم. احساسات قلبي ام را به صورت سپاسگزاري خالصانه و متواضعانه نسبت به  مشيّت الهي ابرازمي كنم. مشيّتي كه به اين سرباز گمنام جنگ گذشته اين امكان را داد به مرتبه پيشوائي ملت محبوب خود نائل شود. مشيّتي كه راه را به من نشان داد و من توانستم بدون خون  و خونريزي ملتمان را از غرقاب فقر و مسكنت  و زنجير اسارت شرم آورترين تحميل و اجبار تاريخي خلاص كنم و به قله هاي پيروزي رسانم......

 اتريش, بیش از هزارسال  قديميترين بخش شرقي آلمان بود.... ولي جنايتكاران ورساي نه تنها رايش آلمان را تكه پاره كردند, بلكه اتريش را نيز منحل كردند[ ؟] ....

پايان دادن به چنان وضعيتي مهمترین وظيفه زندگي من به شمارمي رفت و من شب و روزخواب آن ساعتي را مي ديدم كه به این جدائيها خاتمه دهم و سرانجام به آن رؤيا تحقق بخشيدم....

ُمصلحان دموكراتيك ورساي , مليتهاي شرق آلمان را به زور تكه پاره كردند و كشوري به نام چكسلواكي آفريدند كه درآن  يك اقليت 4 ميليوني آلماني تحت فشارو تضييفات مضاعف قرار گرفت و كل اين كشورمصنوعي هم به خصومت با آلمان برانگيخته شد.... با پيروزي نازيسم درآلمان مي بايست اين وضع تحمل ناپذيرهرچه زودتر حلّ وفصل وتكليف خائنان به كشور كه با پول خارجيها درآن جا سركار بودند و به اقليتها ظلم و اجحاف مي كردند يكسره می شد.... بنابراين قابل فهم است كه رهبري دولت آلمان ناچار مي بايست اين «فرودگاه بمب افكنهاي غرب » عليه آلمان را نابود كند......

اين دولتهاي دموكراتيك و جنگ طلبان صلح خواه, دلشان براي ملت چك نسوخته, آنها ازما آلمانيها نفرت دارند و مي خواهند ما را ازصفحه روزگار محو كنند...آنها اين و آن ملت را عليه ما تحريك  مي كنند و مي خواهند دراروپا جوي خون به راه اندازند....

بنابرآن چه گفت شد, مي خواهم درپيشگاه شما نمايندگان رايشتاگ آلمان, يعني درپيشگاه كل ملت آلمان , به تجزيه تحليل محتواي اين نوشته عجيب و غريب بپردازم و سعي كنم,  به نام شما و ملت آلمان, مورد به مورد جواب لازم را به آن بدهم.

1-    آقاي روزولت براين عقيده است و فكرمي كند كه من هم برهمين نظرم  كه ميليونها نفر مردم دنيا درترس و لرز از جنگ , يا حتي ازيكسري جنگها, به سرمي برند...

جواب من اينست كه مردم حق دارند از جنگ  ترس و وحشت داشته باشند و هميشه همين طور بوده است. همين وضع درطي سالهاي 1919 الي 1938 , يعني در طول  14 جنگ وجود داشته است. منتهي آلمان دراين سالها درهيچ جنگي شركت نداشته , درحالي كه ممالك نيمكره غربي درآنها دخيل بوده اند...ايالات متحده دراين فاصله 6 جنگ و اتحادشوروي ده جنگ و آكسيونهاي نظامي و خونين انجام داده اند. ....

[ هيتلر تجاوزمسلحانه به اسپانيا, حمله با سازوبرگ نظامي به اتريش, مداخله درجنگ حبشه و حمله مسلحانه ارتش آلمان به چكسلواكي را مسكوت مي گذارد]

 

2-    آقاي روزولت درتلگرامش براين عقيده است كه جنگهاي بزرگ , حتي وقتي درمحدوده قاره هاي ديگر صورت مي گيرند, روي زندگي نسلهاي حاضر و بعدي اثرسنگيني برجاي مي گذارند. جواب من اين است كه هيچ كس اين را بهتر از ملت آلمان نمي داند. زيرا ملت آلمان تحت فشارهاي ورساي.....

[ازنظرهيتلر, طبق معمول همه نازيها,  دولت امپراتوري و ژنراليسم آلمان گويا هيچ مسئوليت و گناهي دربروزو ادامه مصرانه جنگ جهاني اول نداشته اند!]

 

3-    .......

4-    آقاي روزولت فكرمي كند كه درحال حاضر جرياني مجدداَ به زورو اسلحه روي آورده و اگر اين مخاطرات مدتي ادامه يابند, بخش بزرگي از جهان لاجرم به مهلكه جنگ و ويراني فرومي غلطد.

جواب من درمورد وضعيت آلمان اين است كه اين جا همچو جرياني وجود ندارد و كسي ازجانب ما درمعرض خطرنيست. ولي هرروز راجع به چنان خطري در مطبوعات غربي مي نويسند و به ما اتهام مي زنند كه گويا قواي نظامي مان را جا به جا مي كنيم و چه و چه....

5 – آقاي روزولت اعتقاد دارد كه با وقوع جنگ , همه اعم از فاتحان و مغلوبان و بي طرفان صدمه خواهند ديد.

جواب من اينست كه همين نظررا من بيست سالست به تكرارمي گويم. زماني من اين مطلب را مي گفتم كه متأسفانه دولتمردان مسئول آمريكائي حاضر نبودند نقش خود را در جنگ جهاني اول و چگونگي پايان آن بپذيرند.

6-    آقاي روزولت سرانجام به اين موضوع مي رسد كه رهبران ملل بزرگ مي توانند مانع وقوع فاجعه شوند.

اگراين طوراست, بنابراين چرا اين رهبران كه همچو قدرتي دارند, به مطبوعات خود افسار نمي زنند و مردم دنيا را ازشرّ تبليغات جنگ طلبانه آنها خلاص نمي كنند.

[ هيتلرازديرباز با ازادي مطبوعات وافشاگريهاي رسانه هاي غربي و به خصوص مطبوعات انگلستان خصومت مي كرد. اين رسانه ها مفصل درباره پروژه هاي نازيها و فرمانهاي تسليحاتي پيشوا مطلب مي نوشتند. هيتلرضمن هرملاقات با دولتمردان انگليسي ازمطبوعات بريتانيا شكايت داشت.]

 

7-    آقاي روزولت اشاره مي كند كه سه ملت مستقل دراروپا و يك ملت مستقل درآفريقا موجودیت مستقلشان را ازدست داده اند.

من كه درست نمي دانم منظوراو كدام ملتها هستند, اما اگرمنظوروي از جمله همان ايالاتي هستند كه به دامن رايش آلمان برگردانده شده اند, دراين صورت ناگزيرم نظرآقاي رئيس جمهور را متوجه اشتباه تاريخيشان بكنم. اين ملتها كه مي گوييد, در همان سال 1918 استقلالشان را ازدست دادند. همان زمان كه تحت عنوان استقلال سرشان كلاه گذاشته شد و تيكه پاره شدند....

درمورد ملتي كه درآفريقا گويا استقلال خودش را ازدست داده هم همين طوراست كه توضيح دادم. اين به اصطلاح  استقلال آنها made by Democracies   بوده و بس!

8-  آقاي روزولت بالاخره مي رسد به شايعات, كه گويا برنامه هاي حمله و هجوم به ملتهاي مستقل ديگري نيز وجود دارند.

من پخش اين اشارات بي اساس را تجاوزبه آرامش و صلح مردم جهان مي دانم....

9 - آقاي روزولت توضيح مي دهد كه اگر راه عقلاني براي حل مشكلات يافت نشود, جهان به سوي نقطه عطفي فاجعه بار رانده مي شود و....

درجواب بايد بگويم كه كه اولاَ من تا كنون دست به هيچ جنگي نزده ام و ثانياَ سالهاست كه انزجار خودم را از جنگ به صداي بلند ابرازداشته ام. و ثالثا نمي دانم كه اصلاَ به چه منظوري مي بايد دست به جنگ زد!

10- .....11-...

12- آقاي روزولت توضيح مي دهد كه به نظر او گويا تمام مسائل جهان سرميز مذاكره قابل حل وفصل هستند.

[درجواب, هيتلرروضه ای طولاني می خواند درباب بي عدالتيهاي سرنوشت و كمبود فضاي حياتي درآلمان و برعكس وسعت وغناي آمريكا و .... بيهوده بودن جامعه ملل و ميزكنفرانس و مذاكره و عقل و تدبير سياسي... و بارديگر به قرارداد ورساي حمله می کند و آه وفغان از فشارها... وبارديگرادعاي قديمي نازيها درباب قرباني بودن آلمان و طلبكاري ازغرب... و سپس كلي به خودش مدال می دهد  كه مشكلات آلمان را طي اين چند سال تماماَ «بدون جنگ» حل كرده است! سركوب بي سابقه داخلي  و راه انداختن اردوگاههاي مرگ و گشتاپو و اس.اس ...البته  به حساب نمی آیند!]

 

13- و 14 – آقاي روزولت باوردارد كه ورود به يك كنفرانس و سالن مذاكره مي بايد بدون سلاح و با حسن نيت طرفين صورت گيرد.

[ درجواب به اين نكته نيز هيتلرازمنظر نازيسم موعظه ای طولانی می کند و مدعي مي شود ملت آلمان تنها ملتي درتاريخ  است  كه همچو حسن ظني داشته .....و بارديگر با اطناب كلام از بدقولي امريكا و ديگر ممالك فاتح جنگ و قرارداد لعنتي ورساي آه وفغان مي كند و نتيجه مي گيرد كه ديگر هرگز و هرگز بدون سلاح پا يه هيچ كنفرانسي نمي گذارد....]

 

15 – آقاي روزولت معتقد است كه خیلی به نفع صلح جهاني است هرآينه ملتهاي دنيا بيانيه اي علني از دولتهايشان دريافت كنند و ازبرنامه هاي حال و آينده حكومتهاي خود باخبرشوند.

درجواب بايد بگويم كه جناب روزولت من اين كاررا بارها و بارها انجام داده ام. همين طور كه دراين جلسه نيزمشغول به آن هستم. ولي من بايد اين تقاضا را رد كنم كه چنين بيانيه اي را به كس ديگري  جزبه ملت خودم بدهم....

16 و 17 و 18- آقاي روزولت توضيح مي دهند كه ملتهائي در نگراني ازحمله و هجوم ما به سرمي برند و هرآينه من راجع به اهداف سياسي خودمان نوشته اي به ايشان بدهم حاضرند واسطه شوند و اين قولنامه هاي عدم تعرض را به آن ملتها بدهند و....

درجواب بايد از ايشان بپرسم به چه ترتيب متوجه شدند كه فلان ملت از بابت سياست خارجي آلمان در ترس و نگراني به سرمي برد؟  نكند كه دولت ايشان , عليرغم بارسنگين كارمملكتي كه به دوش دارند, راساَ فرصت دارند و قادرند به افكار و احساسات و وضع روحي و فكري ملتها و دولتهاي ديگر هم پي برند؟  آن دولتهائي كه چنين دغدغه اي دارند بهترست مستقيماَ خودشان مراجعه كنند تا من همين بيانيه اي را كه روزولت خواسته به دست خودشان بدهم...

و اما من باب  خاطرجمعي پرزيدنت آمريكا رسماَ اعلام مي كنم كه هرگونه شايعه اي راجع به هرگونه حمله احتمالي نيروهاي آلماني به سرزمين آمريكا و سرزمينهاي آمريكائي بكلي عاری از حقيقت هستند و مدعاهائي ازاين دست جز خيالبافيهاي بي پايه نبوده و به لحاظ نظامي نيزفاقد ارزش مي باشند....

19- 20- آقاي روزولت ابرازعقيده مي كنند كه بهترين روش كار اين است كه به مذاكره روآوريم و كاري كنيم كه ملتها اززيرفشار خردكننده تسليحاتي خلاص شوند تا اقتصادشان امكان تنفس پيداكند...

[ درجواب به اين مطلب روزولت  كه به مشگل بودجه هاي نظامي درزمان حال و لزوم كاهش آنها و سبك كردن بار اقتصادكشورها  اشاره كرده بود, باز هيتلرمي زند به صحراي كربلاي بعد از جنگ جهاني اول و ستم ورساي و خلع سلاح آلمان بعد ازشكست. .. روضه خيلي طولاني مي خواند درباره خلع سلاح آلمان و..... سپس ازكمبود زمين مي نالد و بارديگر طلبكاري مي كند كه چرا مستعمره هاي سابق آلمان را پس نمي دهند!]

                 

21- درپايان پيام , آقاي روزولت به اين رهنمود مي رسد كه رؤساي كشورهاي بزرگ و قدرتمند نسبت به سرنوشت بشريت مسئوليت دارند و مي بايد به خواست ملتهايشان گوش فرا دهند و آنها را از خطرهرج و مرج جنگ حفظ نمايند...

[به اين دعوت سياسي نيزهيتلربا لودگی و به تفصیل پاسخ مي دهد, از حشمت و قدرت امريكا و , ازكمبود فضاي آلمان مي گويد.... و از «مشيّتي » دم می زند كه او را درچنان سرزمين تنگي مسئول قرارداده كه بايد مشكلاتش را حل كند و درضمن به روزولت پند واندرزها مي دهد و...] 

 

 

24 مارچ 2009     كريم قصيم

 



[i]  - مشابه اين تلگرام براي موسوليني هم ارسال شد. ولي بي جواب ماند. تلگرام روزولت دربرگردان فارسي اندكي تلخيص شده است .

 

[ii] - « پاسخ هيتلربه روزولت» حاوي مطالبي تكراري و بسيار طولاني است.  به اجبارتلخيص نكات اصلي مقدمه نطق و بعد  مهمترين مواد 21 گانه هيتلري را, آنهم به صورت چكيده آورديم. براي مطالعه تمام متن  پيام روزولت  نگاه كنيد به كتاب Helmut Gordon,Es spricht Der Fuehrer (هلموت گوردُن يك مورخ كانادايي- آلماني است, با گرايش فكري نئونازيستي. )

پاسخ هيتلر به روزولت را هم مي توان در مجموعه سخنرانيها و بيانيه هاي هيتلر در مجموعه ماكس دوماروس خواند:  Max Domarusm, Hitler, Reden und Proklamationen, S.1148

منبع:پژواک ایران


کریم قصیم

فهرست مطالب کریم قصیم در سایت پژواک ایران 

*سیاست مماشات با فاشیسم - ۲۳ / پیدائی و پویش دهه سی قرن بیستم  [2018 Jun] 
*سیاست مماشات با فاشیسم – ۲۰– پیدائی و پویش دهه سی قرن بیستم [2018 May] 
*به مناسبت روزجهانی کار و کارگر [2018 Apr] 
*به یاد دکترآدمیت ، دردهمین سالگرد سفر ابدی اش  [2018 Apr] 
*کرم شبتابی در خیل بردگان [2018 Feb] 
*دو‌‌‌پرسش ازکریم قصیم در گفتگو با روشنفکر  [2016 Sep] 
*آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دههِ نخستِ حکومت اسلامی - (بخش سوّم) [2016 Apr] 
*آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دههِ نخستِ حکومت اسلامی - (بخش دوّم)  [2016 Apr] 
* آسیبهای زیست محیطی ایران طی دو دهه نخست حکومت اسلامی - (بخش یکم) [2016 Apr] 
*مارگارت میچرلیش-آینده نقش از زنان دارد-مترجم: [2016 Mar] 
*درسوگ عباس فریاد مشترکم!  [2016 Jan] 
*تالاب انزلي جان می کند، به دادش برسید! [2015 Aug] 
*دریغست ایران که ویران شود [2015 Jul] 
*شاهکار سردار ویرانگری (2) [2015 Jul] 
*شاهکار سردار ویرانگری (1) [2015 Jun] 
*بحران پيش‌بيني‌شده و رژيم درمانده* [2015 Jun] 
*شتاب تخریب و تاراج جنگلهای ایران [2015 Jun] 
*تداوم بحران کم آبی و بي‌عملي فاجعه‌بار رژيم [2015 Jun] 
*در سوگ تالابهای ایران . . .  [2015 Jun] 
*زنگ خطر بحران كم آبي(2) [2015 Jun] 
*بحران کم آبی ایران- سه دهه جرم ملی مسئولان جمهوری اسلامی [2015 Jun] 
*مرگ و مير جنگلهاي زاگرس با جمهوری اسلامی شروع شد [2015 May] 
*هامون، آه هامون... زنده بمان! [2015 May] 
*ديناميسم فاجعه ، از نگاهِ 20 سال پیش! [2015 May] 
*سه هشدار در باب آلودگی آبهای ُشرب آلودگي آبهاي آشاميدني کریم قصیم. شماره 3  [2015 May] 
*جمهوری اسلامی = سه دهه قتل و غارت جنگلها [2015 May] 
*سی سال افزایش فرسايش خاك  [2015 May] 
* پیرامون مساله هژمونی (بحثی دردیسکورس جنبش چپ) [2015 Apr] 
*پیرامون مساله هژمونی (7) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (6) (بحثی دردیسکورس جنبش چپ) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (5) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (4) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (3) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی (2) [2015 Mar] 
*پیرامون مساله هژمونی  [2015 Mar] 
*قدرشناسی مسعود رجوی یا انتقام کشی؟ (3) [2015 Feb] 
*قدرشناسی مسعود رجوی یا...؟ (2) [2015 Feb] 
* قدر شناسی مسعود رجوی یا...؟ (1) [2015 Feb] 
*گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۳)اوضاع عوض شده، عوض شده، عوض شده... [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ(بخش پایانی) [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ (3) [2014 Nov] 
*بادهای تند تاریخ (۲) [2014 Oct] 
*بادهای تند تاریخ*(1) [2014 Oct] 
*گفت و شنود با دکتر کریم قصیم (۲) امرِ واقع‌(فاکت)، بایستی تاوانش پرداخته شود [2014 Oct] 
* تاکید و هشدار - آبان ۱۳۵۷ [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم (۱ ) آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت(3) [2014 Jul] 
* خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت (2) [2014 Jul] 
*خشونت و قدرت در فلسفه سياسي هانا آرنت(1) [2014 Jul] 
*هشداری از سر خیرخواهی و اصلاح طلبی  [2014 Apr] 
*زندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !  [2014 Feb] 
*اقتدار و عرصۀ ناخودآگاه [2014 Feb] 
*برای اطلاع رسانی و ثبت در سینه تاریخ : هشداری عبث؟  [2013 Nov] 
*سربسته ! [2013 Nov] 
*خطاب به آنها که بی دنده و ترمز «واکنشی» شده اند [2013 Nov] 
*چماق هتّاکی و قطعنامه و توطئه، چرا؟ [2013 Oct] 
*اهمیت نقد بی پرده سیاسی برای خروج از بحران [2013 Oct] 
*استعفای ما آزمایش آنهاست !  [2013 Sep] 
*متن استعفا نامه محمدرضا روحانی و کریم قصیم از شورای ملی مقاومت ملی ایران محمدرضا روحانی [2013 Sep] 
*توجه دادن به آنان که در خطر اخته فکری اند  [2013 Sep] 
*«پهلوانی» یک پهلوان! [2013 Aug] 
*شورش علیه آن «پیامها» برحق است! [2013 Aug] 
*مصاحبهء شتابزده با کریم قصیم  [2013 Aug] 
* بازی با شکافهای بالا شورا شکنی بوده و هست! [2013 Jul] 
*عذرخواهی از آقای ایرج شکری [2013 Jul] 
*خامنه اي آمر جنايت و.... اوباما؟ [2013 Jun] 
*برائت ازمشركين تكليف شرعي است! بشتابيد, دستجمي اش صواب بيشتري دارد!  [2013 Jun] 
*در رابطه با اطلاعیه‌ی شورا [2013 Jun] 
*استعفاء از يك تشكيلات سياسي خود يك اقدام سياسي است [2013 Jun] 
*چهارشنبه سوري , فرازي درخشان از پيكارآزادي [2010 Mar] 
*شكست «رهبري» برغم حضور مردمي [2010 Feb] 
* اقتدار و عرصه ناخودآگاه [2010 Feb] 
*سابقه اصل تفکیک / مضمون اصلی لائیسیته [2010 Feb] 
*ناقوس مرگ استبداد (7)  [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 6 – يادداشت هفتگي [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 5 –  [2010 Jan] 
*ناقوس مرگ استبداد – 4 [2010 Jan] 
* پيام ضعف نه, پيام قدرت، نكاتي در باره « مصاحبه» ايرج مصداقي راجع به مجاهدين/ عراق  [2009 Dec] 
*ناقوس مرگ استبداد(2)  [2009 Dec] 
*ناقوس مرگ استبداد [2009 Dec] 
*سياوشان پيروز به اشرف بازگشتند [2009 Oct] 
*خيانت بزرگ، گفتگو با دکتر کریم قصیم در مورد حمله به اشرف [2009 Aug] 
*جنايت و خيانت بزرگ  [2009 Jul] 
*تعليق ِ سياست اَپيزمنت (مماشات) [2009 Jul] 
*گفتگو با دکتر کريم قصيم، دفاع از اشرف را گسترش دهيم [2009 Apr] 
*” بَدان را ز بد دست كوته كنيم ” [2009 Apr] 
*تداعي : پاسخ هيتلر به روزولت [2009 Mar] 
*بارکش غول بیابان [2008 Oct] 
*به ياد دكتر فريدون آدميت [2008 Apr]