ضیافت تیرباران چشم هایم
ثریا پاستور

(  این سروده را سال گذشته , با یادی از اسید پاشی های اصفهان سرودم )
 
ثریا پاستور
 
 
 
آخرین باری که دیدم تو را
آبی‌ رنگ بود ، آسمان
نور چشم‌هایم را
عاشقانه ، خالی‌ کرده بودم
در کاسه ی  چشم هایت
تا ببینی‌ مرا ، تابان
درخشان ، چون ستارگان
ولی‌ حالا دیگر
نه ردّ پایی‌ از آبی‌ آسمان
نه نشانی‌ از ستاره ی تابان
حالا دیگر
سیاه است ، آسمان
تاریک است ، ستارگان
نه اثری از اشعه ی آفتاب تابان
نه گذری بر کوی مهتاب عاشقان
همه جا ، رنگ سیاهی است
همه جا ، رنگ تباهی است
کجا رفتند آن سرخی‌های زمان
کجا رفتند آن رنگ‌های رنگین کمان
تیر باران شده اند ، چشم هایم
از حدقه به در آمده اند ، دیدگانم
نه گوری ، از بهرشان
نه نقشی‌ ، از هستی‌ شان
چه کردند بر من و دنیای من
بر من و چشم‌های من
چشم هایی که روزگاری
پنجره‌ای بودند به سوی زندگی‌
روزنه ‌ای بودند به سوی تابندگی
اما حالا دیگر
همه جا تاریکی است
همه جا تاریکی است
بی‌ گناه چشم‌هایم را
این انسان‌های خالی‌ از وجدان
بی‌ هیچ محاکمه ای
بردند ، به ضیافت تیر باران
 
ثریا پاستور
لوس آنجلس / کالیفرنیا
۲۴ مهر ماه ۱۳۹۴ /  ۱۶ اکتبر ۲۰۱۵
 
 
Soraya Pastor's photo.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ثریا پاستور

فهرست مطالب ثریا پاستور در سایت پژواک ایران 

*پدرم بود که خورشید آورد
*آرزو
*چه خواهی
*سرود آغاز زندگی‌ام
* در قلب خورشید زمان
*سیمای خورشید و کارگر
*من باور دارم
*بهار , در چشم هایت
*این چه احساسی‌
*در راه آزادی و صلح
*در راه آزادی و صلح
*بنفشه‌های بهاری
*آری ! بهار آمده است
*دختر بهار با ترانه
*پنجره ای به سوی نور
*زن اسیر
* وقتی که هستی
*ای آسمان
*درد دل سیاسی
*آش نشان سوخته دل
*هدیه‌ی وجود
*بسته ی شادمانی
*پرواز بوسه‌ها
*مست رهت
*نوای ساز
*لحظه ای که درآنم
*هوس
*آتش و شراب
*فریاد یک کودک
*محاكمه‌ی غيابى
*راز هستی‌
*ضیافت تیرباران چشم هایم ( با یادی از اسید پاشی‌های اصفهان)
*در پیچ و خم چرخ فلک
*با یاد تو
*زندانی
*نقش گرم آرزو
*پل پیوند
*نردبان خورشید
*اگر من و تو «ما » گردیم
*راستی چه تماشا دارد
* دشت سینه ات
*سوداگران مرگ
*تنها پیامبر زن جهان
*تا به کجا می‌‌بری تو , مرا
*از آب تا خاک
*نمی دانم چه خواهد شد
*چه زیبا است!
*پدرم بود که خورشید آورد
*چه خواهی؟
*سرود آغاز زندگی ام
*باعشق ، یک گل نیلوفر
*به مناسبت روز مادر
* کاسه‌ی شکسته‌ی عشق
*من باور دارم
* چه احساسی‌
* بهار, در چشم هایت
*آری ! بهار آمده است
*نقش گل بوسه
*نیایش بهاری
*دختر بهار
*زن اسیر «به مناسبت روز جهانی زن »
*زندگی زیباست
*اشکی که می چکد
*سلام بر عشق
*عشق و فریاد
*مهتاب لذت‌های من
*درخت عشق
* این صدای دل‌ من است
*یلدا
*چه هستی‌ زندگی‌
*همسفر عشق
*قایق پر گل
*هوس
*لحظه ای که در آنم
*چه خوب بود اگر
*هماغوشی تلخ اندیشه و بمب
* تب عشق
*دل‌ شکسته
*پرواز بوسه‌ها
*فردا روز دگری خواهد بود
*ضیافت تیرباران چشم هایم
*روایتی در باره‌ی رقص سماع
* عجب دنیای بی شرمی
*من تنها نیستم
*دل درد سیاسی
*خاکستر پس از مرگ
*نوای ساز
*تا به کجا می‌‌بری تو ، مرا
*ندیدم من ، کسی از بهر وفا
*غربت در وطن
* تنها پیامبر زن جهان
* آواره ی سر گردان ( با یادی از آوارگان سوری )
*با عشق ، یک گًل نیلوفر ثریا پاستور
*می‌‌روم تا ته خط
*گلوله ی رهایی
*هنرمند و بهانه ی زیستن
* نمی‌‌ دانم چه خواهد شد
* درخت عشق
* مهتاب لذت‌های من
*چه زیبا است !
* زن اسیر
*کیستم من ؟!