من تنها نیستم
ثریا پاستور

 

من تنها نیستم
به هر چه می‌‌نگرم
مرا با نیروی عجیبی‌
می‌ کشاند به سوی خود
و فریاد بر می‌‌آورد که تو تنها نیستی‌
همهٔ ی دنیا از آن تو است
به وقت تنهایی‌ام
تنهایی‌ام ، یار من است
در کنار من ، افکارم پرسه می‌‌زنند
تا مبادا دلگیر شوم، از سکوت
 
من دنیا را دارم
زندگی‌ و درد هایش
دوست داشتن دوستی‌ ها
قند شکنی‌ها ، تلخی‌‌ها و ملامت‌ها
من نفس‌هایم را دارم
نفس‌هایم هر دم
هوای تازه را می‌‌رسانند، به جادهٔ وجودم
 
وقتی‌ که پرسه می‌‌زنم در خلوت خود
قدم‌هایم پیشاپیش
می‌ آیند به پیشوازم
سنگفرش خیابان ، در انتظار قدم‌هایم
درخت‌ها ، با شاخ و برگ هاشان
سر خمّ می‌‌کنند ، در برابرم
شاخه‌های سبز
به گرمی‌ می‌‌فشارند دست‌هایم را
گیاهان خشک، در انتظارم
تا دست طراوتی کشم، بر چهره هاشان
گًل‌های همچنان زنده و پایدار
سری تکان می‌‌دهند
و خبر می‌‌دهند از هستی‌
برگ‌های سپید خوشبختی‌
با سکوت سیاه شب
نمایشنامهٔ ی  زیبائی از زندگی‌ را
می‌ نویسند, از برای من
 
باد  می‌‌وزد ، با همهٔ ی قدرتش
تا هر چه می‌‌خواهم ، به سویم بفرستد
و گرد و خاک را ، گرداگرد من بچرخاند
تا غرق بوسه کنند ، مرا
سنگریزه‌ها ، به سویم سرازیر
تا زیر گام‌هایم ، بگسترانم بستری گرم
بر سختی راهشان
پراکنده‌های کیسه‌های زباله
سرگردان در کوچه‌ها
گویی که در انتظارم باشند
حرف می‌‌زنند با من
تا خبر کنند مرا ، از سرنوشت بی‌ فردایشان
بی‌ پناهان ، چمباتمه زده در گودی‌ها
به صورتم می‌‌نگرند و مرا  می‌‌برند ، با خود
به دیدن سیاهی هاشان
چرخ ماشین‌ها
به چرخش در می‌‌آیند ، در اطرافم
تا زیبا‌ترین رقص‌ها را، اجرا کنند
همراه با موسیقی پر طنین قدم‌هایم
چراغ‌های خیابان ، مراقبند
  تا با نور خود
گرم کنند ، راه عبور سرد مرا
 
 
من تنها نیستم
ابر‌ها گویند :::: گر‌ بخواهی ::::بباریم بر سرت
مهتاب گوید :::: گر‌ بخواهی ::::بتابم بر سرت
هیاهو گوید :::: گر‌ بخواهی :::: بخوابم بهرت
سکوت گوید :::: گر‌ بخواهی :::: بخوانم بهرت
دریا گوید :::: گر‌ بخواهی :::: بخروشم بهرت
چشمه گوید :::: گر‌ بخواهی :::: بجوشم برایت
چمن گوید :::: گر‌ بخواهی :::: برویم برایت
 
 
وای چه بگویم از اینهمه لطف
از اینهمه مهربانی‌های گرم
لحظه‌ها ، نرم نرمان
قدم می‌‌زنند در کنارم
و پچ پچ گنگ زمان ، در سکوت نیمه شبان
 
 
من تنها نیستم
طبیعت را دارم
نقش سایه‌های هستی‌ را
نقش سایه‌های خورشید را
امید رهایی
و ریزش یأس را
ایمان من، با من است
خالق هستی‌
سرچشمهٔ ی نورم
و نقاش طبیعت
 
من هرگز " ترانه ی تنهایی‌ " را ، نخواهم خواند
من طبیعت را دارم
من با  " گلدسته ی زمان  " به میهمانی طبیعت می‌‌روم
قدرت من ، حرکت من است
و ضعف مرا ، پایمال خواهد کرد
در زیر چرخ زمان
من از خود و تنهایی‌ خود
راه رسیدن به همبستگی‌‌ها و فردا ‌ها را
باز می‌‌کنم
همزمان  با خورشید ، طلوع
و همراه با غروب
غم‌هایم را ، در زیر افق
مدفون می‌‌سازم
من هرگز ، " ترانه ی تنهایی‌ " را نخواهم خواند
من با  " گلدسته ی زمان  " ، به میهمانی طبیعت می‌‌روم
 
 
ثریا پاستور       
لوس آنجلس / کالیفرنیا ۱۱ مهر ماه ۱۳۹۴ / ۳ اکتبر ۲۰۱۵
 
 
بر گرفته از : مجموعه ی کهکشان های خیال
 
 
Soraya Pastor's photo.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ثریا پاستور

فهرست مطالب ثریا پاستور در سایت پژواک ایران 

*بنفشه‌های بهاری
*آری ! بهار آمده است
*دختر بهار با ترانه
*پنجره ای به سوی نور
*زن اسیر
* وقتی که هستی
*ای آسمان
*درد دل سیاسی
*آش نشان سوخته دل
*هدیه‌ی وجود
*بسته ی شادمانی
*پرواز بوسه‌ها
*مست رهت
*نوای ساز
*لحظه ای که درآنم
*هوس
*آتش و شراب
*فریاد یک کودک
*محاكمه‌ی غيابى
*راز هستی‌
*ضیافت تیرباران چشم هایم ( با یادی از اسید پاشی‌های اصفهان)
*در پیچ و خم چرخ فلک
*با یاد تو
*زندانی
*نقش گرم آرزو
*پل پیوند
*نردبان خورشید
*اگر من و تو «ما » گردیم
*راستی چه تماشا دارد
* دشت سینه ات
*سوداگران مرگ
*تنها پیامبر زن جهان
*تا به کجا می‌‌بری تو , مرا
*از آب تا خاک
*نمی دانم چه خواهد شد
*چه زیبا است!
*پدرم بود که خورشید آورد
*چه خواهی؟
*سرود آغاز زندگی ام
*باعشق ، یک گل نیلوفر
*به مناسبت روز مادر
* کاسه‌ی شکسته‌ی عشق
*من باور دارم
* چه احساسی‌
* بهار, در چشم هایت
*آری ! بهار آمده است
*نقش گل بوسه
*نیایش بهاری
*دختر بهار
*زن اسیر «به مناسبت روز جهانی زن »
*زندگی زیباست
*اشکی که می چکد
*سلام بر عشق
*عشق و فریاد
*مهتاب لذت‌های من
*درخت عشق
* این صدای دل‌ من است
*یلدا
*چه هستی‌ زندگی‌
*همسفر عشق
*قایق پر گل
*هوس
*لحظه ای که در آنم
*چه خوب بود اگر
*هماغوشی تلخ اندیشه و بمب
* تب عشق
*دل‌ شکسته
*پرواز بوسه‌ها
*فردا روز دگری خواهد بود
*ضیافت تیرباران چشم هایم
*روایتی در باره‌ی رقص سماع
* عجب دنیای بی شرمی
*من تنها نیستم
*دل درد سیاسی
*خاکستر پس از مرگ
*نوای ساز
*تا به کجا می‌‌بری تو ، مرا
*ندیدم من ، کسی از بهر وفا
*غربت در وطن
* تنها پیامبر زن جهان
* آواره ی سر گردان ( با یادی از آوارگان سوری )
*با عشق ، یک گًل نیلوفر ثریا پاستور
*می‌‌روم تا ته خط
*گلوله ی رهایی
*هنرمند و بهانه ی زیستن
* نمی‌‌ دانم چه خواهد شد
* درخت عشق
* مهتاب لذت‌های من
*چه زیبا است !
* زن اسیر
*کیستم من ؟!