نوای ساز
ثریا پاستور

با نوای سازت ، ببر مرا
به دیدار تار‌های نازک دل‌‌های ابریشمی
تا ببینم ، لطافت و نرمی را
با ذره بین وجودم
تا بیدار شوم ، از خواب فراموشی
بنگرم ، دیار مدهوشی را
ببینم ، جاری شدن اشک
از دیدگان پر درد یار را
تماشا کنم ، پرواز اندوه یار
و آرام گیرم ، لابلای هیاهوی روزگار
--------
تا نوازش را ، در دست‌هایت ببویم
و خواب عطر آن را ببینم
تا حس کنم ، لذت آرمیده در جهان فآنی
و سخت در بر گیرم
جای پای حریر لطیف حست را
-------
بنواز مرا
تا سبز شوم ، با نوازش هایت
تا دیگر حس نکنم ، دردی را
چنان با انگشتانت ، بنواز مرا
تا لبریز از شوق و خواهش شوم
تا خاک شوم
و تنم را
در خمره ی شرابی از عشق سرخ
به خاک می گونه بسپارم
نوای دلم را ....... بنواز با پنجه هایت
چنگ دلم را...... بلرزان با زیبائی روحت
و تار و پودم را ...... جاری کن در رود خانه ی نوازش
------
 
بنواز .....تا غرق شوم در دنیایی‌
که بجز نوای بی‌ خبری
نداشته باشم ، دلبری را
که بجز حس زیبای زندگی‌
حس نکنم چیزی را
بنواز
تا خالی‌ شوم , از هر چه درون
تا پرواز کنم ، از شوق درون
تا رها شوم ، از راز درون
-------
چنان بنواز
تا با تار درونم
کوک کنم ، ساز وجودم را
تا با پیاله ی نوایت
مست و مدهوش شوم
چشمه سار اشک شوم
و نم نم باران رخسارم را
جاری کنم ، بر زمین خشک دل‌
-------
بنواز
تا با زخمه ی سازت
خشک شود ، اشک‌های گونه ام
و با خشکی اشک‌هایم ،
پیوند زنم ، گًل چینی‌ شبنم را
به لب هایم
شاخه‌های دردم ، فارغ شوند
از مادر ، زاده شوند
بند نافشان ، پاره شود
و آرامش ، بر تخت وجودم
به ضیافت عشق بنشیند
چنان بنواز ..... تا خالی‌ شوم
از هر چه گرد و غبار وهم
از هر چه سهم سرد
و از هر چه خاکستر سرد
تا جان بگیرد ، عشق ریشه ام
گرمی‌ بگیرد ، سردی اندیشه ام
تا از یاد خود بروم
از دیار خود برهم
از هر چه پوچی بجهم
و آرام گیرم
در بستر آرامش و بی‌ خبری
 
تا مست لرزه ی هر پنجه ات
تا مست گریه ی ساز دلت
تا مست لرزه ی هر زخمه ات
تا مست آتش کوه دلت
--------
بنواز
مرا ببر با خود
تا بی‌ نهایت هستی‌
تا بی‌ کرانه ی افق
تا هر چه زیبایی‌ ر‌ه
تا هر چه مستی و هوس
چنان بنواز
تا سیلی‌ خور نوازش‌ها شود ..... چهره ام
تا رنگ خون دل‌ شوند ......... گونه هایم
تا خمره‌ای از خون شوند ..... رگ هایم
تا چشمه ی گرم هوس شوند ... بوسه هایم
تا از صدف رنگین شوند .... اندیشه هایم
چنان مرا بنواز
تا بیدار شوم ، از خواب فراموشی
تا جاری شوم ، در دیار مدهوشی
تا رها شوم ، از غم زندگی‌
تا جاری شوم ، در جویبار فرخندگی
تا حس کنم ، گرما و تابندگی
تا همراه با نوازش‌هایت
خاک شوم ، در گودال زندگی‌
تا پاک شوم ، از هر چه کبودی
سپید شوم
از هر هر چه سیاهی
و چه زیبا ببینم
هر چه رقص زندگی‌
هر چه رقص زندگی‌
 
 
ثریا پاستور
لوس آنجلس  / کالیفرنیا
۲۰ سپتآمبر ۲۰۱۵ / ۲۹ شهریور ماه  ۱۳۹۴
 
 بر گرفته از : مجموعه ی" کهکشان های خیال "
با الهام از ساز پسرم هومن :  پیانیست و کیبوردیست

 
 
 

Soraya Pastor's photo.

منبع:پژواک ایران


ثریا پاستور

فهرست مطالب ثریا پاستور در سایت پژواک ایران 

*دل‌ شکسته  [2017 Sep] 
*دشت سینه ات  [2017 Aug] 
*دریاب زمان را  [2017 Aug] 
*هنرمند و بهانه ی زیستن [2017 Aug] 
*ایستگاه مهربانی [2017 Jul] 
*نمی‌‌دانم چه خواهد شد [2017 Jun] 
*پدرم بود که خورشید آورد [2017 Jun] 
*آرزو [2017 Jun] 
*چه خواهی [2017 Jun] 
*سرود آغاز زندگی‌ام [2017 May] 
* در قلب خورشید زمان  [2017 May] 
*سیمای خورشید و کارگر [2017 May] 
*من باور دارم [2017 Apr] 
*بهار , در چشم هایت [2017 Apr] 
*این چه احساسی‌ [2017 Apr] 
*در راه آزادی و صلح  [2017 Apr] 
*در راه آزادی و صلح [2017 Apr] 
*بنفشه‌های بهاری [2017 Mar] 
*آری ! بهار آمده است [2017 Mar] 
*دختر بهار با ترانه  [2017 Mar] 
*پنجره ای به سوی نور  [2017 Mar] 
*زن اسیر [2017 Mar] 
* وقتی که هستی  [2017 Feb] 
*ای آسمان [2017 Feb] 
*درد دل سیاسی [2017 Feb] 
*آش نشان سوخته دل [2017 Jan] 
*هدیه‌ی وجود [2017 Jan] 
*بسته ی شادمانی  [2017 Jan] 
*پرواز بوسه‌ها  [2016 Dec] 
*مست رهت [2016 Dec] 
*نوای ساز [2016 Dec] 
*لحظه ای که درآنم [2016 Dec] 
*هوس  [2016 Dec] 
*آتش و شراب [2016 Nov] 
*فریاد یک کودک [2016 Nov] 
*محاكمه‌ی غيابى  [2016 Nov] 
*راز هستی‌ [2016 Nov] 
*ضیافت تیرباران چشم هایم ( با یادی از اسید پاشی‌های اصفهان)  [2016 Nov] 
*در پیچ و خم چرخ فلک [2016 Oct] 
*با یاد تو  [2016 Oct] 
*زندانی [2016 Sep] 
*نقش گرم آرزو [2016 Sep] 
*پل پیوند  [2016 Sep] 
*نردبان خورشید [2016 Sep] 
*اگر من و تو «ما » گردیم  [2016 Aug] 
*راستی چه تماشا دارد [2016 Aug] 
* دشت سینه ات [2016 Aug] 
*سوداگران مرگ  [2016 Aug] 
*تنها پیامبر زن جهان [2016 Jul] 
*تا به کجا می‌‌بری تو , مرا [2016 Jul] 
*از آب تا خاک  [2016 Jul] 
*نمی دانم چه خواهد شد [2016 Jul] 
*چه زیبا است! [2016 Jun] 
*پدرم بود که خورشید آورد  [2016 Jun] 
*چه خواهی؟ [2016 Jun] 
*سرود آغاز زندگی ام [2016 May] 
*باعشق ، یک گل نیلوفر  [2016 May] 
*به مناسبت روز مادر  [2016 May] 
* کاسه‌ی شکسته‌ی عشق  [2016 May] 
*من باور دارم [2016 Apr] 
* چه احساسی‌  [2016 Apr] 
* بهار, در چشم هایت [2016 Apr] 
*آری ! بهار آمده است [2016 Apr] 
*نقش گل بوسه  [2016 Mar] 
*نیایش بهاری [2016 Mar] 
*دختر بهار [2016 Mar] 
*زن اسیر «به مناسبت روز جهانی زن » [2016 Mar] 
*زندگی زیباست [2016 Mar] 
*اشکی که می چکد  [2016 Feb] 
*سلام بر عشق [2016 Feb] 
*عشق و فریاد [2016 Feb] 
*مهتاب لذت‌های من [2016 Jan] 
*درخت عشق [2016 Jan] 
* این صدای دل‌ من است  [2015 Dec] 
*یلدا [2015 Dec] 
*چه هستی‌ زندگی‌ [2015 Dec] 
*همسفر عشق [2015 Dec] 
*قایق پر گل [2015 Dec] 
*هوس [2015 Nov] 
*لحظه ای که در آنم  [2015 Nov] 
*چه خوب بود اگر [2015 Nov] 
*هماغوشی تلخ اندیشه و بمب  [2015 Nov] 
* تب عشق  [2015 Nov] 
*دل‌ شکسته  [2015 Nov] 
*پرواز بوسه‌ها [2015 Oct] 
*فردا روز دگری خواهد بود  [2015 Oct] 
*ضیافت تیرباران چشم هایم  [2015 Oct] 
*روایتی در باره‌ی رقص سماع  [2015 Oct] 
* عجب دنیای بی شرمی  [2015 Oct] 
*من تنها نیستم  [2015 Oct] 
*دل درد سیاسی [2015 Sep] 
*خاکستر پس از مرگ [2015 Sep] 
*نوای ساز [2015 Sep] 
*تا به کجا می‌‌بری تو ، مرا  [2015 Sep] 
*ندیدم من ، کسی از بهر وفا [2015 Sep] 
*غربت در وطن  [2015 Sep] 
* تنها پیامبر زن جهان [2015 Sep] 
* آواره ی سر گردان ( با یادی از آوارگان سوری ) [2015 Sep] 
*با عشق ، یک گًل نیلوفر ثریا پاستور [2015 Sep] 
*می‌‌روم تا ته خط  [2015 Aug] 
*گلوله ی رهایی [2015 Aug] 
*هنرمند و بهانه ی زیستن  [2015 Aug] 
* نمی‌‌ دانم چه خواهد شد  [2015 Aug] 
* درخت عشق  [2015 Aug] 
* مهتاب لذت‌های من [2015 Aug] 
*چه زیبا است ! [2015 Jul] 
* زن اسیر  [2015 Jul] 
*کیستم من ؟! [2015 Jul]