انقلاب، کدام انقلاب، دموکراتیک یا سوسیالیستی!
حسن جداری

 مبارزات  توده های  زحمتکش  ایران علیه رژیم ارتجاعی  جمهوری اسلامی ، از  دی  ماه سال  1396 تا به امروز، همواره  قوس  صعودی پیموده است. در ابان ماه امسال،  صد ها هزار تن از  مخالفین رژیم در بیش از 140 شهرایران،  دلیرانه به پا خاسته و  با  تظاهرات  توفنده خود، لرزه بر اندام رژیم ضد مردمی انداختند. رژیم  خودکامه که از قهر و خشم  مردم عصیلانگر سخت دچارواهمه شده بود، به وحشیانه ترین  وجهی  به سرکوب مبارزات حق  طلبانه توده ها پرداخته، صد ها تن از آنها  را بیرحمانه، کشتار کرد.  تردیدی  نباید داشت که این  درنده خوئی های رژیم ضد مردمی  قادر نخواهد شد  جلو مبارزات  آزادیخواهانه  توده های زحمتکش  را  گرفته و از سرنگونی حتمی رژیم کشتار و جنایت،  جلوگیری  به عمل  آورد .     

                          +++++

 اما باید دید در فردای سرنگونی سلطه اهریمنی این رژیم قرون وسطائی  که در طول چهل سال استیلا و خودکامگی،جنایات  هولناک بیشماری مرتکب  شده است، چه  حکومتی  در ایران  قدرت سیاسی  را  در دست  خواهد  گرفت و توده های زحمتکش این کشور ، چه آینده و  سرنوشتی  خواهند داشت. طبیعی است اگر تغییر و تبدلات سیاسی در ایران با دخالت و توطئه گریهای  قدرت های  امپریالیستی صورت به گیرد ،  رژیمی که  حاصل  این  دخالت ها  باشد، بدون تردید  ماهیتی دموکراتیک و مترقی  نخواهد داشت . چنین  رژیمی  به منافع سرمایه داران  داخلی وخارجی  خدمت کرده و  برای  کارگران و توده های زحمتکش ، چیزی جز استبداد و سرکوب، به ارمغان نخواهد آورد. چهل  سال  پیش،  حاصل مبارزات انبوه عظیم  زحمتکشان ایران علیه رژیم  خودکامه  شاه، در نتیجه  قبضه  قدرت سیاسی توسط رژیم  ارتجاعی جمهوری اسلامی،  همه  بر باد  رفت و نتیجه  آنهمه  جانفشانی ها و تلاش های   کارگران و توده های  زحمتکش،  چیزی جز اسارت در چنگ استبداد و فقر و فلاکت و تاریک اندیشی قرون وسطائی نبود. اینک بار دیگر، در سرتاسر کشور، فریاد اعتراض  و انزجارتوده های زحمتکش، هر چه رساتر، علیه  رژیم خودکامه جمهوری اسلامی بلند  شده است. هر روز که میگذرد، دامنه مخالفت  با رژیم  خودکامه، توده ای تر و گسترده تر میشود. اینک تشدید مبارزات ضد رژیمی توده های زحمتکش، به روشنی  این بشارت را میدهد که  در آینده ای که دور نیست  رژیم  آزادیکش  جمهوری اسلامی  به دست توده های زحمتکش، سرنگون گردیده و لاشه  کثیف آن، به زباله دان تاریخ انداخته خواهد شد. در چنین شرایطی، نیروهای انقلابی حتی یک  لحظه  نیز این واقعیت ملموس را نباید فراموش  کنند که درموارد حساسی که جنبش انقلابی  توده ها موجودیت رژیم  خودکامه ای را سخت تهدید میکند،بدون استثا ، این یا آن الترناتیو سیاسی سازشکار، سعی وتقلا میکند که خلا موجود را پرکرده، با توسل به نیرنگ و فریب، زمام قدرت را به چنگ بیاورد. در موارد هیجان ها و تحولات انقلابی،  حوادث  به سرعت، پیش  میرود.             

           +++++

 در حال حاضر که مبارزات   توده های  ستمدیده  به پاخاسته،  زمینه  را هرآن برای رژیم  جمهوری اسلامی تنگ تر میسازد ، الترناتیو های  رنگارنگ بورژوازی آماده اند که خلا سیاسی حاصله از  سرنگونی احتمالی رژیم خودکامه  جمهوری اسلامی را  بلا درنگ ، پر کنند . در چنین  موقعیت حساسی، نیروهای انقلابی که  از منافع  کارگران و توده های  زحمتکش  دفاع  میکنند  باید  لحظه ای نیز  هوشیاری خود را  از دست  نداده و بر  تلاش حود  در جهت  آماده ساختن زمینه برای  به قدرت رسیدن الترناتیو انقلابی،  صد چندان کنند . وگرنه بار دیگر به محض  بر افتادن رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی، این یا آن جناح بورژوازی، خود را در راس  مبارزات سهمگین توده ها قرار داده و قدرت سیاسی را از آن خود،  خواهد ساخت. در طول  بیش  از صد سال  گذشته  ، از انقلاب مشروطیت  تا کنون، بورژوازی ایران بارها به انقلاب توده ها آشکارا خیانت ورزیده است.  در فردای سرنگونی  رژیم  جمهوری اسلامی،  هر کدام از جناح  های اپوزیسیون بورژوازی ، قدرت سیاسی را در دست بگیرد، انقلاب توده ها  با شکست و ناکامی  مواجه گردیده ،آنچه در گذشته بارها اتفاق افتاده، باردیگر بدون تردید، تکرار خواهد شد.           

 

در انقلاب های دموکراتیک  در انگلستان در قرن 17 و در فرانسه  در اواخر قرن 18، بورژوازی در مقابله  با فئودالیسم و زمین داران بزرگ،  نقش مترقی ایفا کرد. در زمانی که این  دو انقلاب  مهم دورانساز به وقوع می پیوستند،  سرمایه داری نوین هنوز گسترش  چندانی  نداشت و پرولتاریای صنعتی به معنی واقعی کلمه، به عرصه  وجود نیامده بود. بهمین  جهت نیز  بورژوازی  بدون واهمه  می توانست  عمل کند و  به مثابه  نماینده  کل  جامعه تحت ستم،  نظام پوسیده  حاکم  را  به مبارزه به طلبد.  در سال 1848،  در انقلاب  دموکراتیک درآلمان، بورژوازی نقش انقلابی  نداشت.  در شرایطی  که در آن زمان، در مقایسه با دوران انقلاب های بورژوائی انگلیس و  فرانسه ،  در سایه رشد نیروهای تولیدی، طبقه  کارگربه عامل  مهمی  در  دگرگونی های اجتماعی مبدل شده بود، بورژوازی  از ترس  پرولتاریا  همانطور که  مارکس بیان داشته، به تبانی و سازش با  رژِیم  مالکان  کلان زمین  گرویده، به انقلاب  توده ها آشکارا خیانت  ورزید.  با  درس گرفتن از غدر و خیانت  بورژوازی  درانقلاب های  دموکراتیک  در  نقاط مختلف جهان و با در نظر داشتن  واقعیت  های  ملموس اجتماعی ،  به صراحت میتوان  اذعان داشت  که  در ایران کنونی که نسبت  به آلمان سال 1848، پرولتاریای  قدرتمندتری دارد ، هر جناح  بورژوازی   قدرت سیاسی  را در دست بگیرد، بدون  تردید، به انقلاب توده های  زحمتکش خیانت  خواهد ورزید. بورژوازی ایران در حال حاضر فاقد هر نوع  جنبه  آزایخواهانه وانقلابی  میباشد . به قدرت رسیدن هر کدام از  دسته بندی های بورژوازی، اعم از سلطنت  طلب و انواع  جمهوری خواهان،  در فردای سرنگونی  رژیم جمهوری اسلامی، بدون  تردید به منزله شکست قطعی انقلاب خواهد بود. هر جناح  بورژوازی که  امروز فریب کارانه  خود را  مدافع  آزادی و دموکراسی و طرفدار  زحمتکشان قلمداد میکند، وقتی  بر اریکه  قدرت سوار گردید، به  خواست های  دموکراتیک  کارگران و توده های زحمتکش، با سرکوب و زندان و اعدام پاسخ  خواهد داد.   در شرایط  اقتصادی و اجتماعی  ایران  کنونی،  پیروزی  انقلاب  توده های  زحمتکش، تنها و تنها  در گرو  رهبری طبقه  کارگر در همه  مراحل  انقلاب،  می باشد.                                                                         

                  +++++

بر کسی  پنهان نیست که در ایران  در حال حاضر،  طبقه  کارگر در اقلیت بوده و اقشارعظیم  خرده بورژوازی شهر و ده، اکثریت  اهالی کشور را شا مل میگردد . بهمین جهت نیز، پرولتاریای انقلابی،  تنها از طریق اتحاد فشرده با خرده بورژوازی  - که خواهان سرنگونی  رژیم  میباشد -  و کسب سیادت در این اتحاد طبقاتی، می تواند پیروزمندانه  جامعه را به سوی  رهائی و سوسیالیسم  رهبری  کند. چون در ایران، طبقه کارگر در کل  جامعه  در اقلیت است،  چون سطح آگاهی  سوسیالیستی  کارگران  بسیار نازل می باشد، چون خواست های دموکراتیک از قبیل آزادی  بیان وامکان  فعالیت در تشکلات صنفی و سیاسی به هیچوجه تامین نشده است، چون سرمایه داری ایران عمیقا وابسته به امپریالیسم می باشد، بهمین  جهت نیز  پرولتاریا تنها  با گرد آوردن اقشار خرده بورژوازی بر دور پرچم  ظفرنمون خود و پس  از  گذار از مرحله  دموکراتیک، قادر است،  استقرار  سوسیالیسم را در ایران امکان پذیر سازد.                                            

 

باید  تاکید کرد که  انقلاب  دموکراتیک  تحت  رهبری  پرولتاریا  از ریشه  با  انقلاب  دموکراتیک  تحت  سیادت بورژوازی ، فرق  دارد.  تئوری انقلاب دموکراتیک تحت رهبری پرولتاریا را برای نخستین بار،مارکس پس از شکست انقلاب  بورژوائی سال 1848 آلمان، مطرح  ساخت . در آن سال تحرک های انقلابی در بخش هائی از  اروپا، آلمان نیز شاهد مبارزات و قیام های توده ای پر دامنه یود.  در این تحولات  انقلابی،  بورژوازی  آلمان  از ترس   طبقه کارگر و  در هراس ازعصیان های کارگری درفرانسه ، آشکارا به انقلاب  توده ها  خیانت  ورزیده و با طبقه  زمین دار  حاکم  از  در سازش و تبانی  در  آمد .   مارکس  با  در نظر  گرفتن  جبن و غدر  بورژوازی  آلمان  این نظریه  را پیش  کشید  که  برای   پیروزی  انقلاب  در این کشور، رهبری  انقلاب  دموکراتیک  باید  در  دست پرولتاریا  باشد. این همان تئوری معروف  انقلاب  پیگیر  مارکس  می باشد.  پرولتاریا  نخست  در اتحاد  با  کل  دهقانان که در آن زمان اکثریت  عظیم  اهالی آلمان را تشکیل میدادند ، انقلاب  دموکراتیک  را  پیش می برد و در مرحله  بعدی در  پیوند واتحاد با تهی دستان شهر و ده، در جهت انجام انقلاب سوسیالیستی، گام بر میدارد . از دید مارکس، دیوار چینی  انقلاب  دموکراتیک تحت رهبری پرولتاریا را از انقلاب سوسیالیستی، جدا نمی  سازد. انقلاب،  پیگیر  و مداوم است و در وسط  راه  متوقف  نمی شود.   لنین  در سال  1905 در  زمان انقلاب  اول  روسیه،  با  فرا گرفتن از  نظریات مارکس، تئوری انقلاب  دموکراتیک  تحت رهبری  پرولتاریا  را بار دیگر مطرح ساخت. در آن  زمان،  حزب سوسیال  دموکرات  روس به دو بخش  بلشویک – بخش  انقلابی-  و منشویک- بخش  رفرمیستی-  تقسیم شده بود.  در رابطه با انقلاب  سال 1905، لنین  رهبر دور اندیش بخش بلشویک،  در جزوه  " دو تاکتیک سوسیال  دموکراسی"  این تذکر مهم  را داد که  بورژوازی روس به علت ماهیت سازشکارانه اش به  انقلاب  توده ها  خیانت  می ورزد. لنین در این جزوه  مهم ، تاکید کرد که برای پیروزی  قطعی بر  تزاریسم،  رهبری  پرولتاریا  در انقلاب دموکراتیک، ضروری می باشد. رهبر جناح  انقلابی  حزب سوسیال – دموکرات روس،  بدین ترتیب  از تز انقلاب  پیگیر مارکس در شرایط  ویژه  روسیه دفاع کرده، متذکر شد که  پیروزی انقلاب  روس مشروط  بر این است که پرولتاریا ی  انقلابی در راس  انقلاب  توده های  زحمتکش قرار بگیرد.  پرولتاریا   در مرحله  نخست  در همراهی  با  دهقانان،  انقلاب  دموکراتیک را به  ثمر میرساند و در مرحله دوم،   در همراهی  با دهقانان تهی دست در جهت انقلاب سوسیالیستی،  گام بر میدارد .                                                                       

              +++++

این  نظر داهیانه  لنین در مغایرت کامل  با  نظرات سازشکارانه منشویک  ها  قرار  داشت  که  رهبری  انقلاب  دموکراتیک را به بورژوازی غدرورز می سپردند. همین  منشویک های سازشکار بودند  که  به دنبال انقلاب  فوریه 1917،  در دولت  بورژوازی  امپریالیستی روس شرکت  کرده و آشکارا به انقلاب توده ها، خیانت  ورزیدند.وقتی  انقلاب  بورژوازی  فوریه سال 1917  به وقوع پیوست، لنین  در  تبعید  به سر می برد  پس از برگشت به روسیه،  در تز های  آوریل خود، وی دولت  موقت بورژوازی  را مورد  حمله قرار  داده، شعار پیش  به سوی  انقلاب سوسیالیستی  را  مطرح ساخت.   به عبارت  دیگر  لنین  صریح میکرد که دوران انقلاب  دموکراتیک  در روسیه اینک به پایان  رسیده و پرولتاریا  در همراهی  با تهی  دستان شهر و ده، انجام انقلاب سوسیالیستی را باید در برنامه کار خود قرار دهد. در شرایطی  که  پرولتاریا  در راس جنبش  انقلابی  قرار  دارد ، دیوار چینی انقلاب دموکراتیک  را از  انقلاب سوسیالیستی  جدا نمی سازد.  انقلاب، مداوم و دامنه دار است . لنین در تز های آوریل خود ، علیرغم   مخالفت  و سردر گمی  برخی  از  دوستان  نزدیک خود  در  حزب بلشویک،   شعار  پیش  به  سوی  انقلاب سوسیالیستی  را مطرح ساخت.  لنین در پاسخ  کسانی  که  می گفتند  که هنوز  مرحله  انقلاب دموکراتیک  به پایان نرسیده است، چنین  استدلال  میکرد  که   ایجاد شوراهای کارگران  و سربازان در مقابله  با  دولت  بورژوازی  ، به منزله   تحقق  دیکتاتوری پرولتاریا  و  دهقانان و انجام انقلاب دموکراتیک  می باشد. اینک   زمان آن رسیده است  که  پرولتاریا  در اتحاد با  دهقانان  تهی  دست  در جهت انقلاب  سوسیالیستی   گام  بر  دارد . انقلاب  دموکراتیک  در روسیه تحت  رهبری  حزب انقلابی  طبقه کارگر ،  راه  گشای  گام نهادن    در مسیر انقلاب سوسیالیستی  است.                                        

                +++++

در ایران کنونی  نیز، طبقه  کارگر برای نیل به  سوسیالیسم باید  از تئوری انقلابی  مارکس و لنین  در رابطه با انقلاب  دموکراتیک  یاد گرفته  و برای پیشبرد  پیروزمندانه  امرانقلاب،  توده های  زحمتکش غیر پرولتری را  که اکثریت  اهالی کشور را تشکیل  میدهند ، بر گرد پرچم خود، متشکل  سازد. این کار بس  دشوار را  طبقه  کارگر  تنها از طریق داشتن ستاد فرماندهی خود، یعنی  حزب  کمونیست می تواند  انجام  دهد. در  طول یک قرن گذشته ، ما بارها شاهد  غدر ورزی و خیانت بورژوازی به انقلاب  توده های  زحمتکش بوده ایم. آزموده را آزمودن خطاست. تنها ، پرولتاریای  ایران قادر است  بار سنگین مبارزات رهائی بخش  توده های زحمتکش را به سرمنزل امن برساند.  اینکه  در ایران طبقه  کارگراکثریت اهالی  کشور را تشکیل  نمی  دهد ، این  واقعیت ملموس که   اقشار مختلف  خرده بورژوازی  خواهان سرنگونی سلطه  رژیم خودکامه می باشند،   دال بر این است  که برای نیل  به   سوسیالیسم،  پرولتاریای ایران  مجبور است از فاز دموکراتیک  انقلاب   گذر کند .  در کشوری اسیر در چنگال  خون آلود رژیمی قرون وسطائی، پرولتاریا  نمی تواند تنها با تکیه  به نیروی   خود و  به دون اتحاد  با اقشار وسیع   زحمتکشان غیر پرولتری،  انقلاب سوسیالیستی  را  به نتیجه به رساند. در ایران،  پیروزی  انقلاب دموکراتیک که آستانه انقلاب سوسیالیستی  می باشد ، منوط  به  این شرط است که ا-  رهبری  انقلاب  دموکراتیک در دست توانای طبقه کارگر باشد. 2- طبقه  کارگر که از جانب  حزبی انقلابی  رهبری میشود، قادر باشد درامر سرنگونی  رژِیم جمهوری اسلامی و حرکت به سمت سوسیالیسم،  توده های محروم و زحمتکش  یعنی  اکثریت  اهالی کشور را در زیرپرچم انقلابی خود، متشکل  سازد. مطرح ساختن انقلاب سوسیالیستی بدون گذار از فاز دموکراتیک، در کشوری  که  طبقه  کارگرآن به دلایلی هنوز فاقد حزب انقلابی خود  می باشد. در جامعه ای که نشانه ای از آزادی و دموکراسی در آن وجود ندارد ، در حرف  و مقالات مندرجه در صفحات  نشریات ضد رژیمی، کار سهل و آسانی می باشد، اما  در عمل، رهائی طبقه  کارگر از چنگ  ظلم و استثمار و استقرار سوسیالیسم در ایران  از این طریق،  به هیچوجه عملی نیست. این  واقعیت را نباید لحظه ای از نظر دور داشت که در ایران، بدون تئوری انقلابی و بدون رهبری  حزبی  آهنین و قدرتمند ، حرکت از انقلاب دموکراتیک به  مرحله سوسیالیستی، سرنگونی سلطه سرمایه داری  و نیل به  سوسیالیسم  ، به هیچوجه امکان پذیر،نه می باشد .  

  پایان  بهمن  ماه 1398  

         

 

 

 

منبع:پژواک ایران


حسن جداری

فهرست مطالب حسن جداری در سایت پژواک ایران 

*اهمیت عنصرآگاهی درجنبش های کارگری!  [2020 Jul] 
*ایران،سرزمین ملت ها، آداب ورسوم وزبانهای مختلف!  [2020 Jun] 
*انقلاب، کدام انقلاب، دموکراتیک یا سوسیالیستی!  [2020 Feb] 
* مروری بر زندگی پر تلاطم جعفرپیشه وری! [2019 Dec] 
*دشمن مشترک زحمتکشان کرد، ترک، فارس و ....!  [2019 Dec] 
*قهرانقلابی توده ها، پاسخ قهرارتجاع هار! ‏ ‏ [2019 Nov] 
*نه به حمله نظامی امریکا، نه به رژیم جمهوری اسلامی ! زنده باد انقلاب توده های زحمتکش! [2019 Jun] 
*اقوام ، ملت یا ملت های ایران!  [2019 May] 
* پان اسلامیسم و پان آریائیسم، دو روی یک سکه! [2018 Dec] 
*کارگر می رزمد، ذلت نمی پذیرد!‏ ‏  [2018 Dec] 
*ظولمه قارشی عصیان! [2018 Aug] 
*خیزش های سهمگین توده ها، ناقوس مرگ رژیم را به صدا درآورده است!  [2018 Aug] 
* راه رهائی کارگران و زحمتکشان ایران!  [2018 Jul] 
*ٰ نگاهی اجمالی به تاریخ صد سال گذشته ایران! [2018 May] 
*جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان!  [2018 Jan] 
*‏ آذربایجان به پا خیز ! ‏ ‏ [2018 Jan] 
*خیزش های پرشور و رزمنده ضد رژیمی، ‏درسرتاسرایران!‏  [2018 Jan] 
*پدیده ای به نام شوونیسم در سایت های اپوزیسیون! [2017 Jun] 
* حل مساله ملی در ایران، در گرو سرنگونی رژیم!  [2017 Jun] 
*انتحابات فرمایشی رژِیم، چه چیزی را تغییر میدهد؟ ‏  [2017 May] 
*چرا باید انتخابات فرمایشی رژیم را تحریم کرد؟ [2017 May] 
*رقابت امپریالیست ها و خطر وقوع جنگ جهانی ‏سوم!  [2017 Mar] 
*نگرش به گذشته ها، به مثابه درمان آلام اجتماعی!‏  [2017 Jan] 
*مرگ هاشمی رفسنجانی و قیل و قال «اصلاح طلبان»!  [2017 Jan] 
*دو رژیم آزادیکش، دوکشتاروحشیانه!  [2016 Dec] 
*فراکسیون مناطق ترک نشین مجلس، توطئه و تمهیدی ارتجاعی! [2016 Nov] 
*دنیائی پرتلاطم، رخدادهای تکان دهنده!‏ [2016 Oct] 
*مساله ملی،اپوزیسیون بورژوائی وطبقه کارگر!‏  [2016 Sep] 
*ننگ تاریخ بشر!‏ ‏  [2016 Sep] 
*رژیم جمهوری اسلامی ، رژیم دزدان کاخ نشین! [2016 Aug] 
* قانلی بیرمیدان ! [2016 Jun] 
*شلاق زدن به کارگران، جنایتی دهشتناک! [2016 May] 
* کوتله وی عصیان ! غزلی به ترکی با ترجمه فارسی [2016 May] 
*برتری طلبی قومی و نژادی! [2016 Apr] 
*یاران را چه شد! [2016 Apr] 
*تحریم یا عدم تحریم انتخابات! کدام انتخابات؟ [2016 Jan] 
* یادی از فرقه دموکرات آذربایجان! [2015 Dec] 
*دو قطعه شعر در رابطه با قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۱۳۷۷ [2015 Dec] 
*رژیم جمهوری اسلامی؛ حامیان و مخالفین! [2015 Dec] 
*شوونیسم زبان فارسی! [2015 Nov] 
*به مناسبت باز گشائی مدارس در ایران! نگاهی بر برخی از مشکلات آموزشی [2015 Oct] 
* مساله طبقاتی ومساله ملی در ایران! [2015 Sep] 
*حقوق بشر، بازیچه دست قدرت های سلطه گر! [2015 Aug] 
* تفرقه و نفاق افکندن بین خلق های ایران، به سود رژیم شوونیست جمهوری اسلامی است! [2015 Jul] 
*خاطرات من از دوران حکومت فرقه دموکرات آذربایجان! [2015 Jul] 
*تاریخ معاصرآذربایجان و شوونیست های طیف "چپ"!  [2015 Jun] 
*" آذری یا زبان باستان آذربایجان"، رد پای کسروی!  [2015 May] 
* رژیم جمهوری اسلامی ، مظهر ستم ملی و شوونیسم! [2015 May] 
* نگرشی به مساله ملی، در رابطه با مبارزات ضد رژیمی! [2014 Nov] 
*آغاز سال تحصیلی در ایران و مشکل زبان! [2014 Sep] 
*هگلیسم یا مارکسیسم! سرمایه داری یا سوسیالیسم! [2014 Mar] 
*رژِیمی فریبکار، «فرهنگستانی» مرتجع و شوونیست !  [2014 Feb] 
*انتقاد با سلاح و سلاح انتقاد!  [2014 Jan] 
*جواب خصم خونخوار! [2014 Jan] 
*راه خطا پیمودن در برخورد به مساله ملی!  [2014 Jan] 
*سردمداران رژیم، غارتگران هستی توده ها! [2014 Jan] 
*قاجارها یا پهلوی ها! ( 1) [2013 Dec] 
*روز 21 آذر 1325، در تاریخ معاصر ایران  [2013 Dec] 
* گلچینی از دیوان حافظ شیرازی، شاعر عصیانگر و آزاد اندیش! [2013 Dec] 
* قادینین قدرتی! (قدرت زن) [2013 Nov] 
*فارسی، زبانی تحمیلی برای ملت های غیر فارس!  [2013 Nov] 
*شوق و شور جانفشانان! [2013 Oct] 
*رژیم اشرار !  [2013 Jun] 
*روحانی، سر کوبگری دیگر! [2013 Jun] 
*رژیمی آزادیکش! انتخاباتی فرمایشی!  [2013 May] 
* بهار خاطره ها! [2013 May] 
*کارگر هم، انسان است! [2013 May] 
*غرش وفریاد! [2013 Apr] 
* در پیرامون «کنفرانس» باکو! [2013 Apr] 
*شهر آفتاب! [2013 Apr] 
*بازار ریا! [2013 Mar] 
*کج اندیشی ها در رابطه با مساله ملی در ایران ( 1) [2013 Feb] 
*نبرد خلق!  [2013 Feb] 
* بدترین نوع حکومت! [2013 Jan] 
*معجز شبستری، شاعر و متفکر شهیر آذربایجان! [2013 Jan] 
* در رابطه با رفراندوم برای" استقلال" آذربایجان! [2012 Dec] 
*روز 21 آذر 1325، در تاریخ معاصر ایران  [2012 Dec] 
*راه ناهموار!  [2012 Nov] 
*باید رساتر شود این فریاد ها! [2012 Nov] 
*تنها راه رهائی زحمتکشان! [2012 Oct] 
*اگر کارگران به پا نخیرند، خانه ظلم ویران نمی شود! [2012 Jul] 
*علیه انقیاد طلبان و سازشکاران! [2012 Jul] 
*مظهر جهل و خرافات! [2012 Jul] 
*پيرامون مساله ملی در ايران!  [2012 Jul] 
*ملانین جوری ،مکری، حیله لری ! [2012 Jul] 
*صمد بهرنگی، معلم کبیر روستاهای آذربایجان [2012 Jun] 
*حکومت ننگین! [2012 Jun] 
*تاریخچه ملی شدن صنایع نفت و کودتای 28 مرداد 1332 [2012 Jun] 
*خون «ندا»! [2012 Jun] 
*توفان خشم ! [2012 Jun] 
*حماسه آذربایجان! [2012 May] 
*دخالت خارجی یا تکیه به نیروی توده ها ؟! [2012 May] 
*فریاد کن ای کارگر! [2012 Apr] 
*تعدی و شرارت! [2012 Apr] 
*من این کشتار و این سرکوب و زندان را نمیخواهم ! [2012 Mar] 
*بهار دل انگیز ! [2012 Mar] 
*بهار آزادی! [2012 Feb] 
*جواب خصم خونخوار! [2012 Jan] 
*ای خوش آنروزی... [2011 Aug]