PEZHVAKEIRAN.COM رژیم جمهوری اسلامی ، مظهر ستم ملی و شوونیسم!
 

رژیم جمهوری اسلامی ، مظهر ستم ملی و شوونیسم!
حسن جداری

 

رژیم جمهوری اسلامی که 36 سال است بر  شئون و مقدرات  توده های محرو م و زحمتکش ایران حاکم است،  در تمام زمینه های حیات اجتماعی، رژیمی بس ضد دموکراتیک و ارتجاعی است . به سهولت می توان گفت که در دنیای پر تلاطم و پر آشوب کنونی،  در سرتاسر جهان کمتر رژیمی وجود دارد که در آزادیکشی وظلم و اجحاف به پای  رژیم جمهوری اسلامی برسد. در ایران تحت ستم کنونی، انواع ستمگریها و حق کشی ها، زندگی را برای اکثریت عظیم  اهالی آن به جهنم سوزانی مبدل کرده است. در درجه نخست، در ایران تحت سلطه  سرمایه داران زالو صفت، کارگران و توده های محروم و زحمتکش از  استثمار بیرحمانه و شرایط نا هنجارستم اقتصادی به شدت رنج  می برند .در حالی که  سردمداران رژیم ، آخوندهای خون آشام، آقا زاده ها،کارخانه داران و تجار بازار، ثروت های افسانه ای اندوخته و در غارت و چپاول هستی  توده های زحمتکش  حد و اندازه ای نمی شناسند، کارگران و انبوه عظیم زحمتکشان در فقر و فلاکت  و بی خانمانی  روزگار به سر برده و از لحاظ  معیشتی سخت در مضیقه  می باشند. در برخی  از کارخانه ها، کارگران  ماه ها  قادر به دریافت  دستمزد خود نیستند. هر روز  بر تعداد هزاران کارتون خواب در خیابان های تهران و شهر های بزرگ دیگر، افزوده  میشود.بیکاری در حال رشد ، آینده  نسل جوان را به شدت  تهدید میکند. در حالیکه  میلیون ها انسان ستمدیده از لحاظ  مسکن سخت  رنج می برند، در شمال تهران  جنایت کاران حاکم و سرمایه داران غارتگر و دیگر انگل های اجتماعی  در ویلا های شیک هزار متری که هر متر مربع آن چهل تا پنجاه میلیون تومن قیمت دارد، در ناز و تنعم زندگی  می کنند. در چنین  محیط پر از فساد و استثمار و حق کشی، طبیعته هر روز بر شکاف و فاصله بین اقلیت چپاولگر صاحب مکنت و دارائی و اکثریت انبوه  فقیر و ندار افزوده میشود. این خود، جامعه اسیر و دربندی را که در آن ستم طبقاتی بیداد میکند، با شتاب  به سمت بحرانهای اقتصادی و سیاسی  بیشتر و انقلاب اجتماعی سوق میدهد.                                                                            

                   +++++

 در زمینه  پایمال  ساختن حقوق مدنی زنان  که نصف  اهالی  جامعه را تشکیل میدهند،رژیم  زن ستیز جمهوری اسلامی پرونده سیاه بس  قطوری دارد.  رژیم تاریک اندیش آزادی کش، روسری و " حجاب اسلامی" را بر زنان  ستمدیده ایران تحمیل کرده و با تصویب و اجرای مواد لایحه ننگین قصاص،  دشمنی بی امان خود را  با ابتدائی ترین اصول و موازین  انسانی آشکار ساخته است.  این تبه کاریها و تبعیض و ستم گری بی حد و حصر، سبب شده است که زنان مقاوم ومبارز ایران  در طول ده ها سال در جهت کسب حقوقه  حقه خود، پیگیرانه مبارزه کنند.                                                      

                  +++++

جمهوری اسلامی درعین حال، دشمن بی امان آزادیهای دموکراتیک و لگدمال کننده خیره سر حقوق ابتدائی انسانی است . در ایران تحت سلطه مرگبار  رژیم جمهوری اسلامی، از آزادی و دموکراسی کوچک ترین نشانه ای وجود ندارد.سانسور در عالم  مطبوعات به شدت اعمال میگردد . در سرتاسر کشور روزنامه یا  مجله ای پیدا نمی شود که واقعا آزاد و مستقل باشد . انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی، شعبده بازی مسخره ای بیش نیست . در راس حکومت پوشالی، ولی فقیه آزادی کشی بر سریر قدرت نشسته است  که گستاخانه قدرت شاه مستبد و فقیه ریاکار را در شخص خود، جمع کرده است. در ایران زیر سلطه رژیمی ضد دموکراتیک، تمام  ترتیبات انتخابات کذائی، ازغربال  نظارت عنصر دیکتاتور پیشه ای می گذرد که کسی جز چند آخوند تبه کار جنایت پیشه  او را به مقام "سایه الهی" در زمین و قدرقدرتی  انتخاب نکرده است. در کمدی های انتخاباتی  که رژیم هرازگاهی برای  دموکرات نشان دادن خود و فریب افکار بین المللی برگزار می کند، تنها کسانی حق  انتخاب شدن دارند  که نه تنها باید مورد قبول و پسند ولی فقیه  باشند، بلکه اصول و موازین اسلام رانیز قبول داشته ومعتقد به اصل پوشالی ولایت فقیه و حقانیت رژیم ارتجاعی و تبه کار باشند. هر چهار سال یک بار، رژیم مسخره  انتخابات ریاست  جمهوری را راه انداخته  و به رای دهندگان تنها این آزادی را میدهد که از بین  سه یا چهار کاندید  مورد قبول رژیم،  یکی را انتخاب کنند! این سه چهار کاندید "انتخابات"،  همه در شمارسردمداران وعناصر  امتحان پس داه رژیم بوده و در طول سالها در تمام جنایات حکومت اسلامی فعالانه شرکت داشته اند. آنگاه عناصر و نیروهای سیاسی  سازشکاری که به دروغ خود را دلسوز  مردم نشان میدهند در صحنه ظاهر شده و از توده های جان به لب رسیده میخواهند  که به یکی از این سه چهار کاندید رژیم، رای دهند! کار این  فریب کاران مرتجع، چیزی جز  افزودن برعمر ننگین رژیم کشتار و جنایت نیست.                                                                                        

                              +++++

در ایران زیر سلطه رژیم جمهوری اسلامی، کارگران حق  تشکیل  سندیکا و اتحادیه های آزاد خود را ندارند . رژیم ضد کارگری در نهایت وحشیگری اجتماعات و اعتصابهای کارگران را مورد حمله قرار داده و کارگران فعال و مبارز را دسته دسته روانه  زندانها و شکنجه گاهها میکند. رژیم  جمهوری اسلامی  به حق در سرتاسر جهان به رژیم  سرکوب و شکنجه و اعدام معروف شده است . روزی نیست که در زندانهای قرون وسطائی رژیم،  گروهی از زندانیان بی پناه که بخش قابل ملاحظه ای از آنها را زندانیان سیاسی تشکیل  میدهند، اعدام نشوند. در همین حکومت روحانی " اصلاح طلب"  که درطول سال ها در تمام جنایات رژیم دست داشته،تا حال بیش از 1400 نفر اعدام شده اند! اخیرا به طور محسوسی بر تعداد اعدام ها افزوده شده است. در ایران تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی،  زندانیان سیاسی در معرض  وحشانه ترین  فشارهای روحی و جسمی  قرار گرفته و به شدت شکنجه میشوند.     

                              ++++++

در زمینه ستم گری  بر اقلیت های  مذهبی و پایمال ساختن حقوق ملت های  غیرفارس، عملکرد رژیم بس  بیرحمانه  و ضد انسانی است . سی و شش سال تمام است  رژیم،  مذهب شیعه اثنا عشری را مذهب  رسمی  کشور اعلام کرده و اقلیت های  مذهبی  ودر درجه اول  میلیون ها سنی مذهب ساکن کشور را در معرض بدترین اجحافات و تعدی ها قرار داده است.  داشتن مذهب  بهائی در ایران جرم بزرگی شناخته میشود و رژیم، گروه گروه بهائی ها روانه زندان میسازد. در سال های اخیر ستم بر  دراویش، ابعاد گسترده تری بخود گرفته  و بسیاری از  طرفداران طریقه های  درویشی به زندانهای  طولانی مدت محکوم شده اند. در ایران تحت سلطه حکومت سیاه مذهبی، هر آن کسی که بخواهد با دست کشیدن از مسلمانی دین دیگری اختیار کند، محارب با خدا اعلام گردیده و به اعدام  محکوم میگردد.  در واقع امر، ایران تحت سلطه رژیم مذهبی جمهوری اسلامی،  زندان مخوفی برای دارندگان مذاهبی غیر از مذهب رسمی محسوب میگردد.                                                                                   

                        +++++

 در کشور پهناوری مثل ایران  که دارای  ملتها و زبانهای  مختلف می باشد، ستم  ملی در حق  ملت های  غیر فارس  به شدت اعمال میگردد. در کشوری  که  بیش از نصف ساکنین  آنرا ملت های غیر فارس تشکیل  میدهند، رژیم شوونیست حاکم،  زبان فارسی را  زبان رسمی کشور  قرار داده و همه اهالی کشور را مجبور ساخته است به زبان فارسی  در مدارس و دانشگاه ها  تحصیل کنند. باید گفت اگر  زبان فارسی  زبان مادری  ملت فارس ایران  می باشد،  زبان های غیر فارس رایج در ایران نظیر زبان  ترکی و زبان کردی هم، زبانهای مادری  ملت های  غیر فارس  ساکن این سرزمین محسوب میگردند. ستمگری  در حق  ملت های غیر فارس،  به تحمیل زبان در مدارس محدود نگردیده و شامل همه زمینه های  اقتصادی، سیاسی و فرهنگی  میشود.  رژیم سرکوبگر،  وجود ملت های غیر فارس را انکار کرده  و از آنها   به مثابه  "اقوام"  نام میبرد. رژیم شوونیست حاکم، مبارزات حق  طلبانه  ملت های  غیر فارس را   بر ضد ستم ملی  به شدت سرکوب کرده  و کسانی را که فریاد خود را علیه  اجحافات و تبعیضات  ملی بلند  میکنند،  به زندانها و سیاه چالها گسیل میدارد. هر روز که میگذرد، رژیم ضد مردمی  تعداد بیشتری  از مبارزین خلق های  عرب و کرد و بلوچ را  به جوخه های اعدام می سپارد. در ایران تحت سلطه رژیمی شوونیست،  کودکان خرد سال متعلق به ملتهای  غیر فارس  تا پنج یا شش سالگی  در خانواده و در  شهر و ده محل زندگی  خود، به زبان مادری حرف زده و  توسط  این زبان  با  افراد محیط خود رابطه برقرار میکنند . اما  همین اطفال تا وارد دبستان می شوند، مجبور میشوند به  زبانی بیگانه که کوچک ترین آشنائی با آن ندارند، تحصیل کنند! آیا این خود بدترین  اجحاف و ستمگری  در حق  ملت های غیر فارس محسوب نمی گردد؟   این تغییر  ناگهانی زبان و تحمیل زبان بیگانه، بلا تردید سبب آشفتگی ها و اختلالاتی جبران ناپذیردر روحیه  و احساسات  کودکان دبستانی در  بین ملتهای غیر فارس کشور میشود.  در صورتی که در ایران زیر سلطه سرمایه داری، کارگران و زحمت کشان خلق  فارس مثل  کارگران و زحمت کشان  دیگر خلق های ساکن ایران به شدت از ستم  اقتصادی رنج می برند، در مورد  زحمت کشان  متعلق  به ملتهای  غیر فارس،  ستم  دوگانه -  ستم اقتصادی و ملی- اعمال میگردد. در عین حال، زحمت کشان  ملت های غیر فارس سنی مذهب، از آن جمله خلق  ستمدیده بلوچ  از ستم سه گانه اقتصادی- ملی و مذهبی رنج می برند. در این واقعیت  که ستم  ملی  یا مذهبی، ستم  اقتصادی و فرهنگی را تشدید میکند، کوچک ترین تردیدی نباید داشت. در تمام بلوچستان با آنهمه  جمعیت،  راستی  چقدر آموزشگاه عالی و دکتر و متخصص پزشکی وبیمارستان  وجود دارد. این عدم توجه  به  حال ساکنین  بلوچستان، این کمبود دکتر، متخصص پزشکی، فنی، درمانگاه، بیمارستان،همچنان موسسات فرهنگی، هنری،بهداشتی و ... در این ناحیه ودردیگر مناطق کشور که در آنها  ملتهای غیر فارس ساکنند، همه جا  به چشم  میخورد.  راستی  چند در صد بودجه کشور، صرف امور فرهنگی و بهداشتی  در  کردستان و بلوچستان و آذربایجان و .... میشود. راستی خلق عرب  که اکثرا در مناطق نفت خیز کشور زندگی میکنند، چرا باید این چنین در فقر و فلاکت و بی خانمانی  زندگی کنند، در حالیکه میلیاردها در آمد حاصله از نفت به جیب  سردمداران دزد و چپاولگر رژیم سرازیر گردد؟ایا  سهم  خلق  عرب  از  این ثروت سرشار  تنها باید  محرومیت و فقر و گرسنگی باشد؟ آنگاه  مقایسه کنید شرایط زندگی  جوانان محروم خلق  عرب را با آقا زاده هائی در تهران که  میلیاردها تومن صرف خرید تنها یک  ماشین سواری  میکنند! بقول معروف: به بین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.  این یک واقعیت است  که رژیم شوونیست و ارتجاعی حاکم، کوچک ترین اقدامی  در جهت حل مشکلات بی شمار خلقهای  غیر فارس ساکن ایران انجام نمی دهد.  طبق  آماری که   از جانب رژیم انتشار یافته، در مقایسه با مناطق  فارس نشین کشور، نسبت اشخاص بی سواد در مناطقی که  ملت های غیر فارس  زندگی میکنند، به طور محسوس بیشتر است. محرومیت های بیشمار  اقتصادی و ملی، ستم دیدگی در تمام زمینه ها،  سبب شده است که در سالهای اخیر حرکتهای ملی و جنبش های  ضد رژیمی در مناطق عرب نشین کشور و در کردستان و بلوچستان، رشد قابل  ملاحظه ای داشته باشد. رژیم  که از گسترش  دامنه مبارزات  توده های  زحمت کش در این مناطق حساس  سخت  احساس وحشت میکند،  مذبوحامه  میکوشد با  توسل به شکنجه های قرون وسطائی واعدام های دسته جمعی، مبارزین را به سکوت واداشته و اوضاع طوفانی را آرامتر سازد. باید گفت علیرغم خواست رژیم،  سرکوبگریهای وحشیانه و اعدام ها و شکنجه های قرون وسطائی به هیچ  وجه قادر نیست  مانع گسترش هرچه بیشتر  دامنه این مبارزات حق طلبانه باشد.                      تردیدی نباید داشت تا زمانی که رژیم ارتجاعی و شوونیست  جمهوری  اسلامی در ایران حاکم است،  در کنار  دیگر ستم گریها، ستم ملی  هم در  این کشور همچنان باقی خواهد ماند. راه غلبه  بر ستم ملی در ایران،  رفرمیسم و گدائی این یا آن  خواست  حقیرانه از رژیم  آزادی کش نیست  .تنها سرنگونی  رژیم  خودکامه و شوونیست جمهوری  اسلامی  به دست  توده های  محروم و زحمتکش می تواند زمینه را برای  رفع  انواع  ستم هاو از آن جمله ستم ملی، فراهم سازد.   خرداد 1394

منبع:پژواک ایران


حسن جداری

فهرست مطالب حسن جداری در سایت پژواک ایران 

*اعدام های پی در پی، نشانه ترس ووحشت رژیم!  [2020 Dec] 
* سرنگونی رژیم، در گروهمبستگی واتحاد عمل!   [2020 Nov] 
*تشدید تضاد های بینا امپریالیستی درجهانی پرتلاطم!   [2020 Nov] 
* نگاهی اجمالی به تاریخ گذشته ایران!  [2020 Sep] 
*اهمیت عنصرآگاهی درجنبش های کارگری!   [2020 Jul] 
*ایران،سرزمین ملت ها، آداب ورسوم وزبانهای مختلف!   [2020 Jun] 
*انقلاب، کدام انقلاب، دموکراتیک یا سوسیالیستی!   [2020 Feb] 
* مروری بر زندگی پر تلاطم جعفرپیشه وری!  [2019 Dec] 
*دشمن مشترک زحمتکشان کرد، ترک، فارس و ....!   [2019 Dec] 
*قهرانقلابی توده ها، پاسخ قهرارتجاع هار! ‏ ‏  [2019 Nov] 
*نه به حمله نظامی امریکا، نه به رژیم جمهوری اسلامی ! زنده باد انقلاب توده های زحمتکش!  [2019 Jun] 
*اقوام ، ملت یا ملت های ایران!   [2019 May] 
* پان اسلامیسم و پان آریائیسم، دو روی یک سکه!  [2018 Dec] 
*کارگر می رزمد، ذلت نمی پذیرد!‏ ‏   [2018 Dec] 
*ظولمه قارشی عصیان!  [2018 Aug] 
*خیزش های سهمگین توده ها، ناقوس مرگ رژیم را به صدا درآورده است!   جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته، نابود باید گردد! [2018 Aug] 
* راه رهائی کارگران و زحمتکشان ایران!   [2018 Jul] 
*ٰ نگاهی اجمالی به تاریخ صد سال گذشته ایران!  [2018 May] 
*جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان!   [2018 Jan] 
*‏ آذربایجان به پا خیز ! ‏ ‏  [2018 Jan] 
*خیزش های پرشور و رزمنده ضد رژیمی، ‏درسرتاسرایران!‏   [2018 Jan] 
*پدیده ای به نام شوونیسم در سایت های اپوزیسیون!  [2017 Jun] 
* حل مساله ملی در ایران، در گرو سرنگونی رژیم!   [2017 Jun] 
*انتحابات فرمایشی رژِیم، چه چیزی را تغییر میدهد؟ ‏   [2017 May] 
*چرا باید انتخابات فرمایشی رژیم را تحریم کرد؟  [2017 May] 
*رقابت امپریالیست ها و خطر وقوع جنگ جهانی ‏سوم!   [2017 Mar] 
*نگرش به گذشته ها، به مثابه درمان آلام اجتماعی!‏   [2017 Jan] 
*مرگ هاشمی رفسنجانی و قیل و قال «اصلاح طلبان»!   [2017 Jan] 
*دو رژیم آزادیکش، دوکشتاروحشیانه!   [2016 Dec] 
*فراکسیون مناطق ترک نشین مجلس، توطئه و تمهیدی ارتجاعی!  [2016 Nov] 
*دنیائی پرتلاطم، رخدادهای تکان دهنده!‏  [2016 Oct] 
*مساله ملی،اپوزیسیون بورژوائی وطبقه کارگر!‏   [2016 Sep] 
*ننگ تاریخ بشر!‏ ‏   [2016 Sep] 
*رژیم جمهوری اسلامی ، رژیم دزدان کاخ نشین!  [2016 Aug] 
* قانلی بیرمیدان !  [2016 Jun] 
*شلاق زدن به کارگران، جنایتی دهشتناک!  [2016 May] 
* کوتله وی عصیان ! غزلی به ترکی با ترجمه فارسی  [2016 May] 
*برتری طلبی قومی و نژادی!  [2016 Apr] 
*یاران را چه شد!  [2016 Apr] 
*تحریم یا عدم تحریم انتخابات! کدام انتخابات؟  [2016 Jan] 
* یادی از فرقه دموکرات آذربایجان!  [2015 Dec] 
*دو قطعه شعر در رابطه با قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۱۳۷۷  [2015 Dec] 
*رژیم جمهوری اسلامی؛ حامیان و مخالفین!  [2015 Dec] 
*شوونیسم زبان فارسی! ستمدیدگی زبانهای غیر فارس ایران [2015 Nov] 
*به مناسبت باز گشائی مدارس در ایران! نگاهی بر برخی از مشکلات آموزشی  [2015 Oct] 
* مساله طبقاتی ومساله ملی در ایران!  در رد برتری طلبی قومی و نژادی [2015 Sep] 
*حقوق بشر، بازیچه دست قدرت های سلطه گر!  [2015 Aug] 
* تفرقه و نفاق افکندن بین خلق های ایران، به سود رژیم شوونیست جمهوری اسلامی است!  [2015 Jul] 
*خاطرات من از دوران حکومت فرقه دموکرات آذربایجان!  [2015 Jul] 
*تاریخ معاصرآذربایجان و شوونیست های طیف "چپ"!   [2015 Jun] 
*" آذری یا زبان باستان آذربایجان"، رد پای کسروی!   [2015 May] 
* رژیم جمهوری اسلامی ، مظهر ستم ملی و شوونیسم!  [2015 May] 
* نگرشی به مساله ملی، در رابطه با مبارزات ضد رژیمی!  [2014 Nov] 
*آغاز سال تحصیلی در ایران و مشکل زبان!  [2014 Sep] 
*هگلیسم یا مارکسیسم! سرمایه داری یا سوسیالیسم!  [2014 Mar] 
*رژِیمی فریبکار، «فرهنگستانی» مرتجع و شوونیست !   [2014 Feb] 
*انتقاد با سلاح و سلاح انتقاد!   [2014 Jan] 
*جواب خصم خونخوار!  [2014 Jan] 
*راه خطا پیمودن در برخورد به مساله ملی!   [2014 Jan] 
*سردمداران رژیم، غارتگران هستی توده ها!  [2014 Jan] 
*قاجارها یا پهلوی ها! ( 1)  [2013 Dec] 
*روز 21 آذر 1325، در تاریخ معاصر ایران   [2013 Dec] 
* گلچینی از دیوان حافظ شیرازی، شاعر عصیانگر و آزاد اندیش!  [2013 Dec] 
* قادینین قدرتی! (قدرت زن)  [2013 Nov] 
*فارسی، زبانی تحمیلی برای ملت های غیر فارس!   [2013 Nov] 
*شوق و شور جانفشانان!  [2013 Oct] 
*رژیم اشرار !   [2013 Jun] 
*روحانی، سر کوبگری دیگر!  [2013 Jun] 
*رژیمی آزادیکش! انتخاباتی فرمایشی!   [2013 May] 
* بهار خاطره ها!  [2013 May] 
*کارگر هم، انسان است!  [2013 May] 
*غرش وفریاد!  [2013 Apr] 
* در پیرامون «کنفرانس» باکو!  [2013 Apr] 
*شهر آفتاب!  [2013 Apr] 
*بازار ریا!  [2013 Mar] 
*کج اندیشی ها در رابطه با مساله ملی در ایران ( 1)  [2013 Feb] 
*نبرد خلق!   [2013 Feb] 
* بدترین نوع حکومت!  [2013 Jan] 
*معجز شبستری، شاعر و متفکر شهیر آذربایجان! در یکصد و چهلمین سالگرد تولدش [2013 Jan] 
* در رابطه با رفراندوم برای" استقلال" آذربایجان!  [2012 Dec] 
*روز 21 آذر 1325، در تاریخ معاصر ایران   [2012 Dec] 
*راه ناهموار!   [2012 Nov] 
*باید رساتر شود این فریاد ها!  [2012 Nov] 
*تنها راه رهائی زحمتکشان!  [2012 Oct] 
*اگر کارگران به پا نخیرند، خانه ظلم ویران نمی شود!  [2012 Jul] 
*علیه انقیاد طلبان و سازشکاران!  [2012 Jul] 
*مظهر جهل و خرافات!  [2012 Jul] 
*پيرامون مساله ملی در ايران!   [2012 Jul] 
*ملانین جوری ،مکری، حیله لری !  [2012 Jul] 
*صمد بهرنگی، معلم کبیر روستاهای آذربایجان  [2012 Jun] 
*حکومت ننگین!  [2012 Jun] 
*تاریخچه ملی شدن صنایع نفت و کودتای 28 مرداد 1332  [2012 Jun] 
*خون «ندا»!  [2012 Jun] 
*توفان خشم !  [2012 Jun] 
*حماسه آذربایجان!  [2012 May] 
*دخالت خارجی یا تکیه به نیروی توده ها ؟!  [2012 May] 
*فریاد کن ای کارگر! بمناسبت اول ماه مه، روزفرخنده جهانی کارگران [2012 Apr] 
*تعدی و شرارت!  [2012 Apr] 
*من این کشتار و این سرکوب و زندان را نمیخواهم !  [2012 Mar] 
*بهار دل انگیز !  [2012 Mar] 
*بهار آزادی!  [2012 Feb] 
*جواب خصم خونخوار!  [2012 Jan] 
*ای خوش آنروزی...  [2011 Aug]