جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان!
حسن جداری

 

جنبش  خونین  توده های  محروم و زحمتکش ایران در سرتاسرکشور ، همچنان رزمنده و مقاوم پیش میرود.  توده های خشمگین به پا خاسته، با فریاد های  مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی، مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی، مرگ بر دیکتاتور، اسلام را پله کردند، مردم را ذله کردند،  نهایت  تنفر و انزجار خود را از سردمداران آبرو باخته رژیم کشتاروجنایت، آشکار میسازند. رژیم ضد مردمی، در وحشت از خیزش   پر جوش و خروش خلق عصیان طلب، به سرکوب  بیرحمانه مبارزات غرور آفرین توده های  بپاخاسته پرداخته و با توسل به حربه ترور و کشتار، مذبوحانه می کوشد از گسترش هرچه بیشتر دامنه قیام های خونین توده های ستمدیده و تهی دست، جلوگیری به عمل آورد. در شهرهای  مختلف، مردم به پا خاسته متعلق به همه خلق های ایران که طی  ده ها سال جز سرکوب و شکنجه و اعدام چیزی از رژیم خون آشام جمهوری اسلامی  ندیده اند، دلیرانه به مقابله با سرکوبگران جنایتکار  پرداخته و  قهر ضد انقلابی  دشمن تا دندان مسلح را با قهر انقلابی، پاسخ میدهند.

                                                                          

                      +++++

در شرایطی که هر روز بر دامنه مبارزات حق  طلبانه توده های زحمتکش علیه رژیم جمهوری اسلامی افزوده میشود و روز سرنگونی حتمی رژیم ارتجاعی و آزادیکش ، توسط توده های به پا خاسته، نزدیک تر میگردد ،  بیش از هر زمان دیگری، باید بحث و گفتگو در باره ماهیت طبقاتی حکومتی  که در فردای سرنگونی  این رژیم جنایت و کشتار، قدرت سیاسی را در ایران به دست خواهد گرفت، در برنامه  فعالیت های سازمانهای انقلابی مدافع منافع کارگران و زحمتکشان، قرار گیرد. اینک درحالیکه  رژیم جمهوری اسلامی، با خشم و قهر روز افزون توده بیشماری از تهی دستان در اطراف و اکناف کشور مواجه می باشد ، سلطنت طلبان، سخت به تقلا افتاده و با تکیه به یاری امپریالیست ها،  میخواهند آب رفته را به جوب برگردانده  و سلطنت پهلوی را جانشین رژیم  مفلوک و درمانده جمهوری اسلامی سازند.  گرچه  امکان تجدید نظام سلطنتی در ایران بسیار ضعیف میباشد، اما  درس تاریخ چنین است که در موارد حساسی که  رژیم  سرکوبگری صحنه سیاست را ترک میکند، احتمال  وقوع هر اتفاق غیر مترقبه ای، وجود دارد . بهمین جهت نیز،  نیروهای انقلابی  با درس گیری از تاریخ مبارزات  توده ها، هرگز نباید لحظه ای هشیاری و  تیز هوشی خود را از دست بدهند. شکست  فاجعه بار انقلاب توده های زحمتکش در سال 1357، باید درسهای  آموزنده ای برای نیروهای  پیگیر انقلابی،  داشته باشد . الترناتیو احیای  سلطنت پهلوی ها، به هیچوجه  به سود منافع طبقاتی  کارگران و توده های عظیم زحمتکس ایران نیست . چنین حکومتی،  همواره رژیمی وابسته به امپریالیسم بوده وماهیتی سرکوبگر، استبدادی و استثمارگر، خواهد داشت.. چنین حاکمیت مدافع نظام سرمایه داری، به فریاد حق طلبانه  کارگران و زحمتکشان ایران، با  سرکوب و زندان و اعدام، پاسخ خواهد داد.  کیست که نداند شاهان پهلوی در بیش از نیم قرن تسلط بر شئون کشور، جز دشمنی بی امان با امر آزادی و دموکراسی، استثمار بی رحمانه کارگران و توده های زحمتکش و پر کردن جیب خود ، کار دیگری  انجام ندادند.  بقول شاعر : آنکه ناموخت از گذشت روزگار         هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار.  بدین ترتیب  ، این وظیفه مبرم نیروهای انقلابی است که مجدانه با احیای سلطنت پهلوی و استقرار هر سلطنت و تاجداری دیگری،  مخالفت ورزیده و  در بین جوانان و توده های  نا آگاه، در زمینه ماهیت ارتجاعی و ضد دموکراتیک شعار تاکتیکی احیای سلطنت ، روشنگری کنند.

            +++++

از مدت ها به این طرف،  شعار  جمهوری ایرانی را  برخی از نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور مطرح ساخته  و در تظاهرات عظیم  توده ای در روز های اخیر نیز، برخی از تظاهر کنندگان این شعار راسر داده اند.  شعار جمهوری ایرانی گرچه در ظاهر امر، یک  شعار نا دقیق و نا مفهوم  می باشد، اما آنها که این شعار فریبنده را مطرح میسازند،  دقیقا می  فهمند که  شعار جمهوری ایرانی، چه  معنا و مفهوم  طبقاتی دارد. شعار مرتجعانه  جمهوری اسلامی را  خمینی و دیگر آخوند های مکار، این دشمنان بی امان امر رهائی  توده های محروم و زحمتکش ایران ، آگاهانه به مثابه شعاری که  معنا و مفهومی جز  دفاع از منافع  سرمایه داران و مالکین ارضی و قشر  مفت خور شیخ و آخوند نداشت، پیش کشیدند. اسلام دردست خمینی وهم پالگی هایش، وسیله ای بود برای جلب و فریب افکارعمومی وسرکوب مبارزات  کارگران و توده های زحمتکش. شعار جمهوری ایرانی نیز که اینک در شرایط سیاسی دیگری، مطرح میگردد، چیزی جزحربه و وسیله  ای در دست نیروهای ناپیگیر بورژوازی ایران  به منظوردفاع از منافع طبقاتی سرمایه داران و متمولین، نمی باشد. مبلغین و هواداران  شعار جمهوری ایرانی بر آنند که  جمهوری منظور نظر آنها  بر خلاف  رژیم جمهوری اسلامی، حکومتی سکولار خواهد بود که هدفی جز دفاع از  منافع  کلیه اهالی کشور،  دنبال نخواهد کرد.  اما کیست که نداند که  همه ساکنین ایران یعنی 80 میلیون نفری که در این کشور زندگی  میکنند، بهیچ وجه، دارای منافع  اقتصادی  مشترک نیستند . در این کشور بلا دیده،  اکثریت عظیم اهالی در فقر و فلاکت  کامل  زندگی به سر برده و به  بیرحمانه ترین وجهی از جانب  سرمایه داران، استثمار میشوند. بهمین جهت نیزمنافع آنها با منافع سرمایه داران ایران تضاد کامل دارد. به عبارت دیگر،  خیال خامی است که   جمهوری ایرانی مطلوب جناح های بورژوازی، مدافع منافع  طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش  ایران، باشد.  

                    +++++

  هواداران  حکومت جمهوری ایرانی ، همچنان استدلال می کنند که  این جمهوری در مغایرت با رژیم دینی حاکم در ایران، یک حکومت سکولار و غیر دینی بوده  و قصد آن را دارد که از دخالت دین در حکومت، جلوگیری به عمل آورد. اما این، تنها  ظاهر امراست. چنانکه میدانیم حکومت شاه نیز نوعی حکومت  استبدادی سکولار بود. اما همین حکومت ظاهرا سکولار، از حربه دین و مذهب برای فریب توده ها استفاده میکرد و در مبارزه با کمونیسم و نظرات انقلابی ، به دین و مذهب روی آورده و آشکارا به آخوند ها، باج میداد . طراحان و مدافعین شعار جمهوری ایرانی نیز اگر روزی بر اریکه قدرت سوار گردند ،  بدون تردید، از حربه مذهب  برای  تحکیم پایه های قدرت خود و مقابله با جنبش های اعتراضی کارگران و توده های زحمتکش، استفاده خواهند کرد. واقعیت این است که  بورژوازی در ایران بدون توسل به حربه دین و مذهب،  نمی تواند به سلطه  طبقاتی خود، تداوم بخشد. با نظر داشتن این واقعیت که  جامعه کنونی ایران  از طبقات  مختلف  دارای منافع طبقاتی  مختلف و متضاد تشکیل یافته، هیچ  حکومتی،  چه سلطنتی و چه  جمهوری،  نمی تواند نماینده  منافع  کل جامعه  باشد . دولت  در  واقعیت امر،  آلتی است در دست طبقه ای برای سرکوب مقاومت طبقه  یا طبقات دیگر. در یک جامعه طبقاتی،  دولت نمی تواند  مدافع این یا آن طبقه اجتماعی نباشد . دولت همه خلقی  در  جامعه ای که به  طبقات متضاد  تقسیم شده است،  افسانه ای بیش نیست. دولت جمهوری ایرانی،  بدون تردید،  دولتی   بورژوائی و سرمایه مآب خواهد بود و هدفی جز صیانت از منافع سرمایه داران استثمارگر، دنبال  نخواهد کرد. چنین حکومتی، برای پیش برد مقاصد طبقاتی خود، در صورت لزوم، از هر حربه ای، از آنجمله حربه دین و مذهب ، استفاده خواهد کرد.                                                                         

                  +++++

 اگر جمهوری  اسلامی ارتجاعی کنونی و انواع جمهوری های اسلامی و غیراسلامی  متعلق به  بورژوازی و از آن جمله جمهوری ایرانی ،   چیزی جز  وسیله ای در دست جناح های مختلف  سرمایه داری برای  اعمال دیکتاتوری برطبقه کارگر و توده های زحمتکش نمی باشند، باید دید مدافع پیگیر منافع طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش ایران، کدام  حکومت و کدام جمهوری است. اگر انواع  جمهوری های اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری های رنگارنگ سکولاریست دیگر، همه و همه در خدمت منافع طبقاتی بورژوازی  قرار دارند ، آن جمهوری که  مطلوب  کارگران و  زحمتکشان ایران  میباشد ، حکومتی که  قادر خواهد بود زنجیر اسارت و بردگی را از پای کارگران و  زحمتکشان ایران باز کند،  کدام جمهوری و کدام حکومت است و چه ماهیت طبقاتی دارد؟ در شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی ایران ، چنین جمهوری می تواند همانا جمهوری  دموکراتیک کارگران و زحمتکشان باشد. این جمهوری  گرچه  به خاطر اتحاد  کارگران با توده های  زحمتکش، هنوزجنبه بورژوائی  دارد،  اما بر خلاف جمهوری های  مورد نظر  جناح های مختلف بورژوای ایران، دارای سمت و سوی سوسیالیستی می باشد. در چنین  حکومتی، رهبری  در دست  پرولتاریا که  دارای  حزب  انقلابی  خود میباشد، قرار دارد. این جمهوری  اتحادی است بین پرولتاریا و توده های عظیم  زحمتکش ایران  که  پرولتارا توانسته است،  با مهارت و شایستگی، آنها را به  دور پرچم سرخ انقلابی خود، گرد آورد. طبقه کارگر در اتحاد و پیوستگی با  توده های زحمتکش شهر و ده ، نخست در جهت استقرار جمهوری دموکراتیک  کارگران و توده های زحمتکش فعالیت و  مبارزه می کند و پس  از کسب قدرت ، به محض اینکه شرایط سیاسی  و اقتصادی،   نیل به جامعه  سوسیالیستی را امکان پذیر ساخت، همراه با  تهی دستان شهر و ده، در جهت استقرار جامعه سوسیالیستی، گام بر میدارد. در واقع  امر، دیوار چینی، انقلاب  دموکراتیک را از انقلاب سوسیالیستی جدا نمی سازد . انقلاب توده های زحمتکش، یک حرکت طوفان زای بی وقفه است  و در پیشروی مداوم  خود ، هر مانع و رادعی را از میان بر میدارد. درهر جنبش و مبارزه انقلابی در ایران، آنچه برای  پیروزی انقلاب نقش  اساسی ایفا می کند،  تامین دو شرط  ضروری  می باشد. شرط اول این است که پرولتاریا  دارای  حزب انقلابی خود  بوده و در پیشبرد امر انقلاب، نقش رهبری کننده داشته باشد . شرط  دوم این است که  طبقه  کارگر  قادر باشد با سیاست های مدبرانه ، اتحاد بین  کارگران و توده های زحمتکش  شهر و ده را عملی سازد. به عبارت دیگر،  پیروزی پرولتاریای ایران در انقلاب دموکراتیک،  منوط بر این است که توده های زحمتکش را  در کنار خود داشته باشد . اگر در انقلاب  سال 57 ،  توده های زحمتکش که اکثریت جمعیت  کشور را تشکیل میدهند ، به علت فقدان حزب انقلابی  طبقه کارگر، به ذخیره بورژوازی مبدل شدند، برای تضمین  پیروزی  پرولتارتا  در انقلاب آتی، ضروری است که  توده های  زحمتکش به ذخیره  پرولتاریا مبدل شوند. انقلاب خونین توده های زحمتکش  تنها  زمانی میتواند به  پیروزی  دست یابد که در مبارزات بی امان در جهت سرنگونی سلطه جنایت کارانه جمهوری اسلامی ،  نیروهای سیاسی انقلابی  که خواهان رهائی کارگران از بند  ظلم  و استثمار  می باشند،  به دنبال این یا آن جناخ بورژوازی  نیفتاده و  استقلال سیاسی خود را  از دست ندهند.   کوشش مجدانه در جهت  تشکیل  حزب  انقلابی کمونیستی  و تضمین هژمونی  چنین  حزب  پیگیری  در پروسه  پر پیج و خم  انقلاب دموکراتیک، وظیفه عاجل و مبرمی است که اینک  در مقابل نیروهای انقلابی ایران، قرار دارد.   دی ماه  1396   

 

 جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان!

حسن جداری

 

جنبش  خونین  توده های  محروم و زحمتکش ایران در سرتاسرکشور ، همچنان رزمنده و مقاوم پیش میرود.  توده های خشمگین به پا خاسته، با فریاد های  مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی، مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی، مرگ بر دیکتاتور، اسلام را پله کردند، مردم را ذله کردند،  نهایت  تنفر و انزجار خود را از سردمداران آبرو باخته رژیم کشتاروجنایت، آشکار میسازند. رژیم ضد مردمی، در وحشت از خیزش   پر جوش و خروش خلق عصیان طلب، به سرکوب  بیرحمانه مبارزات غرور آفرین توده های  بپاخاسته پرداخته و با توسل به حربه ترور و کشتار، مذبوحانه می کوشد از گسترش هرچه بیشتر دامنه قیام های خونین توده های ستمدیده و تهی دست، جلوگیری به عمل آورد. در شهرهای  مختلف، مردم به پا خاسته متعلق به همه خلق های ایران که طی  ده ها سال جز سرکوب و شکنجه و اعدام چیزی از رژیم خون آشام جمهوری اسلامی  ندیده اند، دلیرانه به مقابله با سرکوبگران جنایتکار  پرداخته و  قهر ضد انقلابی  دشمن تا دندان مسلح را با قهر انقلابی، پاسخ میدهند.

                                                                          

                      +++++

در شرایطی که هر روز بر دامنه مبارزات حق  طلبانه توده های زحمتکش علیه رژیم جمهوری اسلامی افزوده میشود و روز سرنگونی حتمی رژیم ارتجاعی و آزادیکش ، توسط توده های به پا خاسته، نزدیک تر میگردد ،  بیش از هر زمان دیگری، باید بحث و گفتگو در باره ماهیت طبقاتی حکومتی  که در فردای سرنگونی  این رژیم جنایت و کشتار، قدرت سیاسی را در ایران به دست خواهد گرفت، در برنامه  فعالیت های سازمانهای انقلابی مدافع منافع کارگران و زحمتکشان، قرار گیرد. اینک درحالیکه  رژیم جمهوری اسلامی، با خشم و قهر روز افزون توده بیشماری از تهی دستان در اطراف و اکناف کشور مواجه می باشد ، سلطنت طلبان، سخت به تقلا افتاده و با تکیه به یاری امپریالیست ها،  میخواهند آب رفته را به جوب برگردانده  و سلطنت پهلوی را جانشین رژیم  مفلوک و درمانده جمهوری اسلامی سازند.  گرچه  امکان تجدید نظام سلطنتی در ایران بسیار ضعیف میباشد، اما  درس تاریخ چنین است که در موارد حساسی که  رژیم  سرکوبگری صحنه سیاست را ترک میکند، احتمال  وقوع هر اتفاق غیر مترقبه ای، وجود دارد . بهمین جهت نیز،  نیروهای انقلابی  با درس گیری از تاریخ مبارزات  توده ها، هرگز نباید لحظه ای هشیاری و  تیز هوشی خود را از دست بدهند. شکست  فاجعه بار انقلاب توده های زحمتکش در سال 1357، باید درسهای  آموزنده ای برای نیروهای  پیگیر انقلابی،  داشته باشد . الترناتیو احیای  سلطنت پهلوی ها، به هیچوجه  به سود منافع طبقاتی  کارگران و توده های عظیم زحمتکس ایران نیست . چنین حکومتی،  همواره رژیمی وابسته به امپریالیسم بوده وماهیتی سرکوبگر، استبدادی و استثمارگر، خواهد داشت.. چنین حاکمیت مدافع نظام سرمایه داری، به فریاد حق طلبانه  کارگران و زحمتکشان ایران، با  سرکوب و زندان و اعدام، پاسخ خواهد داد.  کیست که نداند شاهان پهلوی در بیش از نیم قرن تسلط بر شئون کشور، جز دشمنی بی امان با امر آزادی و دموکراسی، استثمار بی رحمانه کارگران و توده های زحمتکش و پر کردن جیب خود ، کار دیگری  انجام ندادند.  بقول شاعر : آنکه ناموخت از گذشت روزگار         هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار.  بدین ترتیب  ، این وظیفه مبرم نیروهای انقلابی است که مجدانه با احیای سلطنت پهلوی و استقرار هر سلطنت و تاجداری دیگری،  مخالفت ورزیده و  در بین جوانان و توده های  نا آگاه، در زمینه ماهیت ارتجاعی و ضد دموکراتیک شعار تاکتیکی احیای سلطنت ، روشنگری کنند.

            +++++

از مدت ها به این طرف،  شعار  جمهوری ایرانی را  برخی از نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور مطرح ساخته  و در تظاهرات عظیم  توده ای در روز های اخیر نیز، برخی از تظاهر کنندگان این شعار راسر داده اند.  شعار جمهوری ایرانی گرچه در ظاهر امر، یک  شعار نا دقیق و نا مفهوم  می باشد، اما آنها که این شعار فریبنده را مطرح میسازند،  دقیقا می  فهمند که  شعار جمهوری ایرانی، چه  معنا و مفهوم  طبقاتی دارد. شعار مرتجعانه  جمهوری اسلامی را  خمینی و دیگر آخوند های مکار، این دشمنان بی امان امر رهائی  توده های محروم و زحمتکش ایران ، آگاهانه به مثابه شعاری که  معنا و مفهومی جز  دفاع از منافع  سرمایه داران و مالکین ارضی و قشر  مفت خور شیخ و آخوند نداشت، پیش کشیدند. اسلام دردست خمینی وهم پالگی هایش، وسیله ای بود برای جلب و فریب افکارعمومی وسرکوب مبارزات  کارگران و توده های زحمتکش. شعار جمهوری ایرانی نیز که اینک در شرایط سیاسی دیگری، مطرح میگردد، چیزی جزحربه و وسیله  ای در دست نیروهای ناپیگیر بورژوازی ایران  به منظوردفاع از منافع طبقاتی سرمایه داران و متمولین، نمی باشد. مبلغین و هواداران  شعار جمهوری ایرانی بر آنند که  جمهوری منظور نظر آنها  بر خلاف  رژیم جمهوری اسلامی، حکومتی سکولار خواهد بود که هدفی جز دفاع از  منافع  کلیه اهالی کشور،  دنبال نخواهد کرد.  اما کیست که نداند که  همه ساکنین ایران یعنی 80 میلیون نفری که در این کشور زندگی  میکنند، بهیچ وجه، دارای منافع  اقتصادی  مشترک نیستند . در این کشور بلا دیده،  اکثریت عظیم اهالی در فقر و فلاکت  کامل  زندگی به سر برده و به  بیرحمانه ترین وجهی از جانب  سرمایه داران، استثمار میشوند. بهمین جهت نیزمنافع آنها با منافع سرمایه داران ایران تضاد کامل دارد. به عبارت دیگر،  خیال خامی است که   جمهوری ایرانی مطلوب جناح های بورژوازی، مدافع منافع  طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش  ایران، باشد.  

                    +++++

  هواداران  حکومت جمهوری ایرانی ، همچنان استدلال می کنند که  این جمهوری در مغایرت با رژیم دینی حاکم در ایران، یک حکومت سکولار و غیر دینی بوده  و قصد آن را دارد که از دخالت دین در حکومت، جلوگیری به عمل آورد. اما این، تنها  ظاهر امراست. چنانکه میدانیم حکومت شاه نیز نوعی حکومت  استبدادی سکولار بود. اما همین حکومت ظاهرا سکولار، از حربه دین و مذهب برای فریب توده ها استفاده میکرد و در مبارزه با کمونیسم و نظرات انقلابی ، به دین و مذهب روی آورده و آشکارا به آخوند ها، باج میداد . طراحان و مدافعین شعار جمهوری ایرانی نیز اگر روزی بر اریکه قدرت سوار گردند ،  بدون تردید، از حربه مذهب  برای  تحکیم پایه های قدرت خود و مقابله با جنبش های اعتراضی کارگران و توده های زحمتکش، استفاده خواهند کرد. واقعیت این است که  بورژوازی در ایران بدون توسل به حربه دین و مذهب،  نمی تواند به سلطه  طبقاتی خود، تداوم بخشد. با نظر داشتن این واقعیت که  جامعه کنونی ایران  از طبقات  مختلف  دارای منافع طبقاتی  مختلف و متضاد تشکیل یافته، هیچ  حکومتی،  چه سلطنتی و چه  جمهوری،  نمی تواند نماینده  منافع  کل جامعه  باشد . دولت  در  واقعیت امر،  آلتی است در دست طبقه ای برای سرکوب مقاومت طبقه  یا طبقات دیگر. در یک جامعه طبقاتی،  دولت نمی تواند  مدافع این یا آن طبقه اجتماعی نباشد . دولت همه خلقی  در  جامعه ای که به  طبقات متضاد  تقسیم شده است،  افسانه ای بیش نیست. دولت جمهوری ایرانی،  بدون تردید،  دولتی   بورژوائی و سرمایه مآب خواهد بود و هدفی جز صیانت از منافع سرمایه داران استثمارگر، دنبال  نخواهد کرد. چنین حکومتی، برای پیش برد مقاصد طبقاتی خود، در صورت لزوم، از هر حربه ای، از آنجمله حربه دین و مذهب ، استفاده خواهد کرد.                                                                         

                  +++++

 اگر جمهوری  اسلامی ارتجاعی کنونی و انواع جمهوری های اسلامی و غیراسلامی  متعلق به  بورژوازی و از آن جمله جمهوری ایرانی ،   چیزی جز  وسیله ای در دست جناح های مختلف  سرمایه داری برای  اعمال دیکتاتوری برطبقه کارگر و توده های زحمتکش نمی باشند، باید دید مدافع پیگیر منافع طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش ایران، کدام  حکومت و کدام جمهوری است. اگر انواع  جمهوری های اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری های رنگارنگ سکولاریست دیگر، همه و همه در خدمت منافع طبقاتی بورژوازی  قرار دارند ، آن جمهوری که  مطلوب  کارگران و  زحمتکشان ایران  میباشد ، حکومتی که  قادر خواهد بود زنجیر اسارت و بردگی را از پای کارگران و  زحمتکشان ایران باز کند،  کدام جمهوری و کدام حکومت است و چه ماهیت طبقاتی دارد؟ در شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی ایران ، چنین جمهوری می تواند همانا جمهوری  دموکراتیک کارگران و زحمتکشان باشد. این جمهوری  گرچه  به خاطر اتحاد  کارگران با توده های  زحمتکش، هنوزجنبه بورژوائی  دارد،  اما بر خلاف جمهوری های  مورد نظر  جناح های مختلف بورژوای ایران، دارای سمت و سوی سوسیالیستی می باشد. در چنین  حکومتی، رهبری  در دست  پرولتاریا که  دارای  حزب  انقلابی  خود میباشد، قرار دارد. این جمهوری  اتحادی است بین پرولتاریا و توده های عظیم  زحمتکش ایران  که  پرولتارا توانسته است،  با مهارت و شایستگی، آنها را به  دور پرچم سرخ انقلابی خود، گرد آورد. طبقه کارگر در اتحاد و پیوستگی با  توده های زحمتکش شهر و ده ، نخست در جهت استقرار جمهوری دموکراتیک  کارگران و توده های زحمتکش فعالیت و  مبارزه می کند و پس  از کسب قدرت ، به محض اینکه شرایط سیاسی  و اقتصادی،   نیل به جامعه  سوسیالیستی را امکان پذیر ساخت، همراه با  تهی دستان شهر و ده، در جهت استقرار جامعه سوسیالیستی، گام بر میدارد. در واقع  امر، دیوار چینی، انقلاب  دموکراتیک را از انقلاب سوسیالیستی جدا نمی سازد.

انقلاب توده های زحمتکش، یک حرکت طوفان زای بی وقفه است  و در پیشروی مداوم  خود ، هر مانع و رادعی را از میان بر میدارد. درهر جنبش و مبارزه انقلابی در ایران، آنچه برای  پیروزی انقلاب نقش  اساسی ایفا می کند،  تامین دو شرط  ضروری  می باشد. شرط اول این است که پرولتاریا  دارای  حزب انقلابی خود  بوده و در پیشبرد امر انقلاب، نقش رهبری کننده داشته باشد . شرط  دوم این است که  طبقه  کارگر  قادر باشد با سیاست های مدبرانه ، اتحاد بین  کارگران و توده های زحمتکش  شهر و ده را عملی سازد. به عبارت دیگر،  پیروزی پرولتاریای ایران در انقلاب دموکراتیک،  منوط بر این است که توده های زحمتکش را  در کنار خود داشته باشد . اگر در انقلاب  سال 57 ،  توده های زحمتکش که اکثریت جمعیت  کشور را تشکیل میدهند ، به علت فقدان حزب انقلابی  طبقه کارگر، به ذخیره بورژوازی مبدل شدند، برای تضمین  پیروزی  پرولتارتا  در انقلاب آتی، ضروری است که  توده های  زحمتکش به ذخیره  پرولتاریا مبدل شوند. انقلاب خونین توده های زحمتکش  تنها  زمانی میتواند به  پیروزی  دست یابد که در مبارزات بی امان در جهت سرنگونی سلطه جنایت کارانه جمهوری اسلامی ،  نیروهای سیاسی انقلابی  که خواهان رهائی کارگران از بند  ظلم  و استثمار  می باشند،  به دنبال این یا آن جناخ بورژوازی  نیفتاده و  استقلال سیاسی خود را  از دست ندهند.   کوشش مجدانه در جهت  تشکیل  حزب  انقلابی کمونیستی  و تضمین هژمونی  چنین  حزب  پیگیری  در پروسه  پر پیج و خم  انقلاب دموکراتیک، وظیفه عاجل و مبرمی است که اینک  در مقابل نیروهای انقلابی ایران، قرار دارد.  

 

دی ماه  1396   

منبع:پژواک ایران


حسن جداری

فهرست مطالب حسن جداری در سایت پژواک ایران 

*ظولمه قارشی عصیان! [2018 Aug] 
*خیزش های سهمگین توده ها، ناقوس مرگ رژیم را به صدا درآورده است!  [2018 Aug] 
* راه رهائی کارگران و زحمتکشان ایران!  [2018 Jul] 
*ٰ نگاهی اجمالی به تاریخ صد سال گذشته ایران! [2018 May] 
*جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان!  [2018 Jan] 
*‏ آذربایجان به پا خیز ! ‏ ‏ [2018 Jan] 
*خیزش های پرشور و رزمنده ضد رژیمی، ‏درسرتاسرایران!‏  [2018 Jan] 
*پدیده ای به نام شوونیسم در سایت های اپوزیسیون! [2017 Jun] 
* حل مساله ملی در ایران، در گرو سرنگونی رژیم!  [2017 Jun] 
*انتحابات فرمایشی رژِیم، چه چیزی را تغییر میدهد؟ ‏  [2017 May] 
*چرا باید انتخابات فرمایشی رژیم را تحریم کرد؟ [2017 May] 
*رقابت امپریالیست ها و خطر وقوع جنگ جهانی ‏سوم!  [2017 Mar] 
*نگرش به گذشته ها، به مثابه درمان آلام اجتماعی!‏  [2017 Jan] 
*مرگ هاشمی رفسنجانی و قیل و قال «اصلاح طلبان»!  [2017 Jan] 
*دو رژیم آزادیکش، دوکشتاروحشیانه!  [2016 Dec] 
*فراکسیون مناطق ترک نشین مجلس، توطئه و تمهیدی ارتجاعی! [2016 Nov] 
*دنیائی پرتلاطم، رخدادهای تکان دهنده!‏ [2016 Oct] 
*مساله ملی،اپوزیسیون بورژوائی وطبقه کارگر!‏  [2016 Sep] 
*ننگ تاریخ بشر!‏ ‏  [2016 Sep] 
*رژیم جمهوری اسلامی ، رژیم دزدان کاخ نشین! [2016 Aug] 
* قانلی بیرمیدان ! [2016 Jun] 
*شلاق زدن به کارگران، جنایتی دهشتناک! [2016 May] 
* کوتله وی عصیان ! غزلی به ترکی با ترجمه فارسی [2016 May] 
*برتری طلبی قومی و نژادی! [2016 Apr] 
*یاران را چه شد! [2016 Apr] 
*تحریم یا عدم تحریم انتخابات! کدام انتخابات؟ [2016 Jan] 
* یادی از فرقه دموکرات آذربایجان! [2015 Dec] 
*دو قطعه شعر در رابطه با قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۱۳۷۷ [2015 Dec] 
*رژیم جمهوری اسلامی؛ حامیان و مخالفین! [2015 Dec] 
*شوونیسم زبان فارسی! [2015 Nov] 
*به مناسبت باز گشائی مدارس در ایران! نگاهی بر برخی از مشکلات آموزشی [2015 Oct] 
* مساله طبقاتی ومساله ملی در ایران! [2015 Sep] 
*حقوق بشر، بازیچه دست قدرت های سلطه گر! [2015 Aug] 
* تفرقه و نفاق افکندن بین خلق های ایران، به سود رژیم شوونیست جمهوری اسلامی است! [2015 Jul] 
*خاطرات من از دوران حکومت فرقه دموکرات آذربایجان! [2015 Jul] 
*تاریخ معاصرآذربایجان و شوونیست های طیف "چپ"!  [2015 Jun] 
*" آذری یا زبان باستان آذربایجان"، رد پای کسروی!  [2015 May] 
* رژیم جمهوری اسلامی ، مظهر ستم ملی و شوونیسم! [2015 May] 
* نگرشی به مساله ملی، در رابطه با مبارزات ضد رژیمی! [2014 Nov] 
*آغاز سال تحصیلی در ایران و مشکل زبان! [2014 Sep] 
*هگلیسم یا مارکسیسم! سرمایه داری یا سوسیالیسم! [2014 Mar] 
*رژِیمی فریبکار، «فرهنگستانی» مرتجع و شوونیست !  [2014 Feb] 
*انتقاد با سلاح و سلاح انتقاد!  [2014 Jan] 
*جواب خصم خونخوار! [2014 Jan] 
*راه خطا پیمودن در برخورد به مساله ملی!  [2014 Jan] 
*سردمداران رژیم، غارتگران هستی توده ها! [2014 Jan] 
*قاجارها یا پهلوی ها! ( 1) [2013 Dec] 
*روز 21 آذر 1325، در تاریخ معاصر ایران  [2013 Dec] 
* گلچینی از دیوان حافظ شیرازی، شاعر عصیانگر و آزاد اندیش! [2013 Dec] 
* قادینین قدرتی! (قدرت زن) [2013 Nov] 
*فارسی، زبانی تحمیلی برای ملت های غیر فارس!  [2013 Nov] 
*شوق و شور جانفشانان! [2013 Oct] 
*رژیم اشرار !  [2013 Jun] 
*روحانی، سر کوبگری دیگر! [2013 Jun] 
*رژیمی آزادیکش! انتخاباتی فرمایشی!  [2013 May] 
* بهار خاطره ها! [2013 May] 
*کارگر هم، انسان است! [2013 May] 
*غرش وفریاد! [2013 Apr] 
* در پیرامون «کنفرانس» باکو! [2013 Apr] 
*شهر آفتاب! [2013 Apr] 
*بازار ریا! [2013 Mar] 
*کج اندیشی ها در رابطه با مساله ملی در ایران ( 1) [2013 Feb] 
*نبرد خلق!  [2013 Feb] 
* بدترین نوع حکومت! [2013 Jan] 
*معجز شبستری، شاعر و متفکر شهیر آذربایجان! [2013 Jan] 
* در رابطه با رفراندوم برای" استقلال" آذربایجان! [2012 Dec] 
*روز 21 آذر 1325، در تاریخ معاصر ایران  [2012 Dec] 
*راه ناهموار!  [2012 Nov] 
*باید رساتر شود این فریاد ها! [2012 Nov] 
*تنها راه رهائی زحمتکشان! [2012 Oct] 
*اگر کارگران به پا نخیرند، خانه ظلم ویران نمی شود! [2012 Jul] 
*علیه انقیاد طلبان و سازشکاران! [2012 Jul] 
*مظهر جهل و خرافات! [2012 Jul] 
*پيرامون مساله ملی در ايران!  [2012 Jul] 
*ملانین جوری ،مکری، حیله لری ! [2012 Jul] 
*صمد بهرنگی، معلم کبیر روستاهای آذربایجان [2012 Jun] 
*حکومت ننگین! [2012 Jun] 
*تاریخچه ملی شدن صنایع نفت و کودتای 28 مرداد 1332 [2012 Jun] 
*خون «ندا»! [2012 Jun] 
*توفان خشم ! [2012 Jun] 
*حماسه آذربایجان! [2012 May] 
*دخالت خارجی یا تکیه به نیروی توده ها ؟! [2012 May] 
*فریاد کن ای کارگر! [2012 Apr] 
*تعدی و شرارت! [2012 Apr] 
*من این کشتار و این سرکوب و زندان را نمیخواهم ! [2012 Mar] 
*بهار دل انگیز ! [2012 Mar] 
*بهار آزادی! [2012 Feb] 
*جواب خصم خونخوار! [2012 Jan] 
*ای خوش آنروزی... [2011 Aug]