جنگی که جهان نمیبیند
شهلا شفیق
منبع:پژواک ایران
|
جنگی که جهان نمیبیند
تا زمانی که جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم ایران دیده نشود، هیچ توافقی آینده ایران را تضمین نخواهد کرد
عمق مقاومت مردم ایران در برابر خشونت جمهوری اسلامی [1]
شهلا شفیق
در اين تريبون لوموند، شهلا شفيق، نويسنده و جامعه شناس، با تامل بر کشمکشی که امريکا و اسرائيل را رودروی حکومت تهران قرار داده و نتايج آن برای مردم ايران، دعوت به چشم گشودن بر جنگی میکند که رژيم حاکم بر ضد ملت ايران پيش میبرد.
جنگ آمريکا و اسرائيل با جمهوری اسلامی، که ابتدا در خرداد ـ تير 1404 درگرفت و سپس در اسفند 1404 از سرگرفته شد، در بيست و هشت خرداد 1405 به امضای يک تفاهم نامه برای پايان دادن به منازعات انجاميد. در طول اين ماه ها، ملت ايران رفته رفته از گفتار ترامپ غايب شد. او در ژانويه گذشته با ابراز حمايت از مبارزه بی امان ملت ايران به حاکمان مسلط بر کشورهشدار میداد که در صورت اعدام معترضان بايد منتظر پاسخی قاطع باشند. پس از آن اما، در حالی که دستگير شدگان در اعتراضات مداوما به پای چوبه دار می روند، رئيس جمهور آمريکا راه مذاکره را در پيش گرفت. او مفتخر است حاکمانی را به امضای قرارداد کشانيده که رهبرشان علی خامنه ای را کشته است و در همان حال تکرار می کند که اين جنگ سبب تغيير رژيم شده است.
از آنسو، جمهوری اسلامی علم پیروزی برداشته و ادعا می کند با امضای تفاهمنامه به امتيازات بسيار دست يافته است. کشورهای اروپایی به نوبه خود از امضای تفاهم نامه ابراز خرسندی میکنند. در این میان، تنها مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در وضعیت حقوق بشر در ایران به همراه تعدادی از کارشناسان این سازمان بيانيه ای منتشر کرده که در آن از ملت ايران سخن رفته است: «میلیونها ایرانی به خیابانها آمدند و خواهان تغییرات اساسی در کشور شدند. صدای آنها باید در هر مذاکره ای که مدعی تضمين آينده آنهاست شنیده شود.»
اينک، در شرايطی که ادامه تشنجها در منطقه امکان تحقق این تفاهمنامه را در معرض شک قرار میدهد، مردم ايران، با شرایط بس پیچیدهای مواجه اند. و درک اين پيچيدگی تنها زمانی ميسر است که به جنگی که رژیم اسلامی علیه ملت ايران براه انداخته است توجه کنيم . برای این کار، فقط کافی است به ندای مردم ایران گوش فرا دهيم. چرا که سالهاست که اين مردم صدا بلند کرده اند، علی رغم خفقان و سانسور مستقیم، وغیرمستقیم، يعنی آن سانسوری که لابیهای به اصطلاح روشنفکر رژیم، و نيز فعالان سیاسی مغروق در افکار ضد امریکایی و ضد اسرائیلی به راه انداخته اند.
تمنای آزادی و برابری
شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» که از زمان جنبش سبز ( سال 1388) فرياد زده شد، بيانگر اعتراض مردم بود به جاه طلبیهای رژيم در گستراندن قدرت ايدئولوژيکش، و نيز در جهت توسعه "محور مقاومت" برای نابودی اسرائيل. اينچنين، علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه سابق و مشاور بسیار نزدیک علی خامنهای در دیداری که در سال 1394 از سوریه بشار اسد داشت تاکيد کرد که "خط مقاومت از تهران شروع میشود، از بغداد و دمشق و بیروت میگذرد تا به فلسطین برسد". اين مسير به واقع توضيح دهنده پيگيری و سرسختی جمهوری اسلامی در پرونده هستهای هم بوده وهست.
پیرو چنين سياستی است که دهها میلیارد دلار از ثروت ملی، خرج سپاه پاسداران در حمایت از بشار اسد در سوريه میشود، یا به گروههای مسلح و تروریستی حشدالشعبی در عراق، حوتیهای یمن، یا حماس و جهاد اسلامی و حزبالله لبنان اختصاص می يابد. بعلاوه، چنانکه مقامات رژیم معترفند، مبالغی فراتر از هزار میلیارد دلار هزینه جاهطلبیهای هستهای شده و می شود. و حاکمان بدون آنکه کوچکترين حسابی به مردم پس بدهند اينهمه را به حساب قهرمانیهاشان می گذارند.
ملت ايران اما، از تصاحب حکومتی ثروت ملی، جز فساد سیستماتیک و فقر فراگیر، تیعیضهای همهجانبه و خشونتهای مرگبار سهمی نداشته است. حاصل اين روند، نفرت روزافزون مردمان از امت سازی حاکمان است که به ضرب سرکوب تداوم دارد. در رویارویی با چنین وضعیتی است که جامعه در بطن خويش مقاومتی ريشه دار را پرورده که همانا "ایرانیت" است. در مخالفت با هویت بسته و امتوارگی جمهوری اسلامی، برآمد اين "ایرانیت" بیانگرمیل به آزادی و برابری و باز بودن به جهان و به دیگری است. تبلور این ارزشهای انسانی را در انقلاب "زن، زندگی، آزادی" (1401) میبینیم که در متن مخالفت با حجاب اجباری (پرچم رژیم) جرقه زد و گسست قطعی مردم از ايدئولوژی حکومت را به نمایش گذاشت.
پس از سرکوب بیرحمانه این خیزش عمومی، نظام حاکم، در 1404، با جنبش بس فراگیرتری روبرو گشت. نماد ملی شیر و خورشید در اين خيزش عزم سرنگونی جمهوری اسلامی را آشکارا بيان میکرد. واقعيتی که در حمايت مردمی از رضا پهلوی که خواهان گذار به دموکراسی است تبلور میيافت. پاسخ رژيم در تقابل، براه انداختن حمام خون و قطع اينترنت بود. دهها هزار انسان بیدفاع به قتل رسيدند وهزاران نفر بازداشت شدند. نيروهای سرکوب رژیم که از تروریستهای نیابتیاش نيز کمک گرفتند، خيابان ها را تسخير کردند و نمايش قدرت به راه انداختند تا نشان دهند که حکومت پابرجاست و پشتوانه مردمی دارد.
مذاکرات فاقد وفاق
مداخله نظامی امریکا و اسرائیل، که چندهفته پس از قتل عام مردم رخ داد، با استقبال مردم معترض مواجه شد که آن را همچون اقدامی حمايتی و امری تسريع کننده برای پایان رژيم دانستند. حذف خامنهای و بسیاری از مقامات بلندپایه و نظامی امنیتی رژیم شادی و خوشحالی بزرگی میان اکثریت مردم برانگیخت. اگرچه جنگ با ویرانیهای ناگزير و مرگ غیرنظامیها نیزهمراه بود، اما امید به آزادی از شر جمهوری اسلامی، نويد بخش تسلی رنجها بود .
اما، به موازات جنگ، ترامپ طرح مذاکره با بازماندگان بمبارانها یا "عاقلترهای رژیم" را نیز پيش میبرد. مذاکراتی که مورد مخالفت شدید برخی از ولایتمداران رژیم است که خونخواه رهبرشان هستند و دم از انتقام میزنند. در اين ميان، از سوی مجتبی خامنهای، رهبر غایب نظام، بیانیههای دو پهلویی درباره مذاکره منتشر میشود.
محمد باقر قالیباف، مقام "عاقل"، به ديدهی کاخ سفید، برای آرام کردن مخالفان مذاکره به آنان وعده میدهد که انتقام موعود با فتح اورشلیم تحقق خواهد يافت. او اينچنين، چشم انداز دلخواه جمهوری اسلامی را که سببساز این جنگ شده، بار دیگر به میان میکشد و با این کار، پرسش جدی در معنای تفاهمنامه و صلح را ناگزير میکند. بعلاوه، در گذشته قالیباف نیز نشانی از "عاقلتر" بودن دیده نمیشود. کارنامه صاحب مقامی او، در رده های بالای سپاه و نیروی انتظامی، به مثابه شهردار تهران، رئیس مجلس اسلامی و حالا دیپلمات، همچون همپالگیهایش، آلوده به فساد و جنایت است. او از حامیان رابطه هرچه بیشتر با چین کمونیست و روسیه پوتین است و هماهنگی با این دو کشور و ایجاد یک بلوک ترویکا را در رویارویی با دموکراسی و جهان غرب ضروری میداند. در نظر گرفتن اين جوانب برای تامل در استراتژی ترامپ ضروری است.
اما استراتژیها و منافع قدرتهای حاضر در اين صحنه هرچه که باشند، روشن نگری در تشخيص نتايج این جنگ بدون در نظر گرفتن جنگ رژیم اسلامی با مردم ایران امکان پذير نيست.
[1] اين مقاله روز سه شنبه 30 ماه ژوئن در سايت روزنامه لوموند چاپ شد. منبع:پژواک ایران فهرست مطالب شهلا شفیق در سایت پژواک ایران *جنگی که جهان نمیبیند [2026 Jul] |