عید نو و قفل زندان
شهلا شفیق

آنجا که سخن از بهار و نوروز است، در شعر و ادب فارسی اشارت به رهایی از شر، و پیروزی نیکی، کم و کمیاب نیست. اما تحت حکومت جمهوری اسلامی این حال چنان گسترده، که می‌توان به جرئت گفت امروزه این کلام مولوی تجسم بی‌واسطه‌اش را نزد ایرانیان یافته است:

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم/ وین چرخ مردم‌خوار را چنگال و دندان بشکنم

بی هیچ گزافه، اینک در ایران تصور چرخ مردم‌خوار با تصویر حکومت در آمیخته و یکی شده است. چرا که حاکمان بی‌هیچ شرمی خون مردمان و مال ملت را می‌خورند و این مردم‌خواری را به نام خدا، که گرداننده چرخ گردون می‌خوانندش، توجیه می‌کنند. همین ادعای نمایندگی خداست که به چرخ سرکوب جمهوری اسلامی سوخت ویژه می‌رساند تا به نام حفظ بیضه اسلام بی‌وقفه بچرخد و همچنان قربانی بگیرد.

اعمال سانسور و کنترل فضای عمومی و زندگی خصوصی شهروندان نیز با داعیه مبارزه با تهاجم فرهنگی بیگانه مشروع می‌شود. بسان همه الگوهای سیاسی ملهم از اسلام‌گرایی، جمهوری اسلامی از مذهب سیمان هویت فردی و جمعی می‌سازد، و فرهنگ و تمدنی هزاران ساله را به اسلام تقلیل می‌دهد.

طبیعی است که با چنین انگیزه‌ای، همه ابعاد و اجزای سازنده فرهنگ که با آموزه‌های اسلام‌گرایانه همخوان نیستند، هدف سانسور و سرکوب قرار می‌گیرند؛ از آن جمله است علم و دانش، هنر و ادبیات، و آداب و رسوم عادی و غیردینی زندگی اجتماعی و شخصی، که افراد و گروه‌های اجتماعی را با هر عقیده و مذهبی شامل می‌شود. و درست از همین جاست رابطه پر تنش حاکمان با نوروز و جشن‌هایی که ایرانیان به این مناسبت بر پا می‌کنند.

از بهاریه خمینی تا حافظ‌خوانی سفیر حکومتی

بانی ولایت فقیه، روح‌الله خمینی در سال‌های جوانی و طلبگی مسمطی در وصف نوروز سروده که از همان مصرع‌های آغازین، فرا رسیدن فروردین را بسان جنگی تهاجمی برای تسخیر جهان تصویر می‌کند: :گشت از فرمان وی‌ در خدمتش گردون مقرّر/ بر جهان و هر چه اندر اوست، یکسر حکمران شد».

در این صحنه، ابر و باد و خورشید و برق آسمان به فرمان در می‌آیند تا: «از شلیک لشکری‌ بر خاک تیره خون بریزد/ قلب‌ها سوراخ و اندر صفحه‌‌ هامون بریزد/ هم به خاک تیره از گُردان دو صد میلیون بریزد/ زَهْرَۀ‌ قیصر شکافد، قلب ناپلئون بریزد/ لیک زین بُمباردمان، عالم بهشت جاودان شد».

عجبا که نگاه طلبه جوان به بهار، آکنده از همان ستایش از جنگ و خونریزی است که سال‌ها بعد در گفتارش پیرامون جنگ ایران و عراق سرریز شد، تا آنجا که رویدادی چنین ویرانگر را رحمت الهی خواند.

در مصرع‌های بعدی این مسمط، نوبت به بهروزی جهان و خوش‌اقبالی دنیا و عیش و طرب می‌رسد و میل به یار و عشق هم با تصاویری اروتیک رخ می‌نماید: «سر به سر دوشیزگان بوستان، چون نوعروسان/ داشته فرصت غنیمت در غیاب بوستان‌بان/ کرده خلوت با جوا‌‌‌نهای‌ سحابی‌ در گُلستان/ رفته در یک پیرهن با یکدگر چون جان و جانان/ من گزارش را نمی‌دانم دگر آنجا چسان شد!».

عاقبت اما کار عشق گل و بلبل هم به عقد شرعی می‌رسد: «جان‌فزا بزمی طرب‌انگیز و خوش‌آراست، بُلبل/ تا که آید در حبالۀ عقد او گل، بی‌تأمُل».

با این اوصاف حیرت‌انگیز نیست که بالاخره نوروز هم با امامان شیعه وصلت می‌کند: «خود در این نوروز، اندر هشت جنّت شور وغوغاست/ قُدسیان را نیز، در لاهوت، جشنی‌ شادی‌افزاست/ چون که این نوروز، با میلاد «مهدی» توأمان شد.../ مُصطفی‌سیرت، علی‌فر، فاطمه عصمت، حسن‌خو/ هم حُسین قدرت، علی‌ زهد و مُحمّد عِلم مَهْرو/ شاهِ جعفر فیضُ و کاظِم حلم و، هشتم قبله‌گیسو/ هم تقی‌ تقوا، نقی‌‌ بخشایش و هم عسکری‌ مو/ مهدی قائم که در او جمع، اوصاف شهان شد».

مسیر پر پیچ وخمی که طلبه جوان، روح‌الله خمینی در این مسمط ثقیل پیموده تا بهار و نوروز را به ۱۲ امام برساند، همان راهی است که صاحب‌قدرتان جمهوری اسلامی در آن گام زده‌اند، با این تفاوت که آنها قدم بزرگتری برداشته و کوشیده‌اند نوروز را از محتوا خالی کنند.

بیان صریح این سیاست را در نطقی می‌یابیم که ولی فقیه خامنه‌ای در سال ۷۷ در مشهد، در صحن امام رضا ایراد کرده است. او به صراحت می گوید راه درست در باره نوروز این است که ظاهرش را نگاه داریم و باطنش را عوض کنیم و از ایرانیان تجلیل می‌کند که به همین راه رفته‌اند: «می‌بینید که نوروز را نگه داشتند، محتوای آن را که غلط بود، به محتوای صحیح و درست تبدیل کردند».

و درباره غلط محتوایی نوروز، ولی فقیه شرح و بسط می‌دهد که «همۀ این جشن‌های دورۀ سال -مثل جشن «نوروز»، یا جشن «مهرگان»، یا جشن‌های دیگری نظیر «خردادگان»، «مردادگان» و جشن‌های گوناگونی که قبل از اسلام بوده است- در خدمت حکومت‌های استبدادی و سلطنت‌های پوسیدۀ دوران جاهلیت ایران بود! محتوای نوروز، محتوای مردمی و خدایی نبود؛ توجّه و ارادت به حضرت حق در آن نبود؛ جهات عاطفی و انسانی و مردمی در نوروز نبود!»

مگر می‌شود آیین‌های نوروزی را که تجلی‌گر ستایش نور، گرما، زندگی، عشق، شادی، زایش، و شکوفایی‌اند خالی از عاطفه و انسانیت خواند؟ چگونه چنین وارونه‌سازی ممکن می‌شود؟

پاسخ را تنها در کژ و کوژی نگاه اسلام‌گرایانه به جهان و مردمان می‌توان یافت که الگوی عاطفه و انسانیت را با قیچی شرع می‌برد و با سوزن ایدئولوژی می‌دوزد تا جامه عفت و طهارت ادعایی‌اش را بر تن جامعه بپوشاند.

اینک، بیش از چهار دهه است که این جامۀ تنگ و ناساز، پیکر ایران را در خود می‌فشرد و سخت می‌آزارد. و از همین جاست که درست بر خلاف آنچه خامنه‌ای می‌گوید، آیین‌های نوروزی روزبه‌روز بیشتر بیان آشکار مقاومت فرهنگی ایرانیان در تقابل با جمهوری اسلامی شده‌اند؛ بر ضد فرهنگ عزا، نوروز را تبلور شادی و امید می‌خواهند، بر ضد نفرت‌پراکنی و جنگ‌افروزی، نوروز را دعوت به مهر و دوستی می‌خواهند، و بر ضد سنگ شدن در قالب‌های از پیش ساخته، نوروز را رُستن و بارور شدن می‌خواهند و نو شدن.

و مگر این‌ها همان صفاتی نیست که سبب شده طی قرن‌ها، ایرانیان، ورای تعلقات طبقاتی، قومی و مذهبی، نوروز را فرخنده بدانند و جشن بگیرند؟

پاسخ بی‌گمان مثبت است، و همین است که امروز جمهوری اسلامی را نیز واداشته تا به اقتضای مصالح سیاسی، نوروز زیبا را بزک‌ساز چهره خود کند. این روزها شاهدیم که از یکسو تلاش مقامات اسلامی همچنان بر آن است که نوروز را با تاریخ زادروزها و یا درگذشت امامان گره بزنند. و از سوی دیگر، در سوم فروردین، در شرایطی که بیدادگری حاکمان جایی برای حقوق ابتدایی شهروندان باقی نگذاشته، تخت‌روانچی سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، دم از کیفیات حقوق بشری و صلح‌دوستانه نوروز می‌زند و حافظ می‌خواند.

این مضحکه اما تنها گواهی صادق بر این واقعیت است که جمهوری اسلامی نه تنها نتوانسته باطن نوروز را تغییر دهد، بلکه ناگزیر شده ظاهر خود را نیز با آن هماهنگ جلوه دهد. امید که این همه نوید بخش نزدیک‌تر شدن آن عید باشد که چرخ مردم‌خوار جمهوری اسلامی در هم شکند و قفل از در زندانی که ایران و ایرانیان را در بند کشیده برگیرد.

منبع:پژواک ایران


شهلا شفیق

فهرست مطالب شهلا شفیق در سایت پژواک ایران 

*حجاب اجباری؛ دغدغه‌ای حاشيه‌ای يا اصل موضوع؟ [2022 Jul] 
*انتخابات فرانسه؛ خانم لوپن همان کالای پدرش را می‌فروشد [2022 Apr] 
*عید نو و قفل زندان [2022 Mar] 
*شرح خاموشی یک نویسنده [2022 Mar] 
*بودن و شدن در تبعيد – از فرودها و فرازها  [2022 Feb] 
*زنجير و زنجيره‌های قتل نويسنده [2022 Jan] 
*در باب کج‌اندیشی و کج‌رفتاری مدعیان چپ انقلابی [2022 Jan] 
*پیرامون محاکمه حمید نوری؛ پرسش هائی از کج اندیشان و کج رفتاران مدعی «چپ» [2021 Dec] 
*گلو فشردگان [2021 Dec] 
*در میان دو زمان/ بابک مینا [2021 Oct] 
*پیامدهای سانسور فراگیر در ایران؛ سلب قدرت از مردم و تسلط دروغ بر جامعه  [2021 Oct] 
*مرتضی آوینی و غزاله علیزاده: اسلامیست‌ها و جنس زن [2021 Apr] 
*اسلام‌گرایی، انقلاب ایران و فمینیسم اسلامی  [2021 Apr] 
*چه خبر از بهار؟  [2021 Mar] 
*زنان، خشونت و قدرت ... و عشق  [2020 Nov] 
*اظهارات امانوئل مکرون و چاپ کاریکاتور بهانه‌ای برای راه انداختن جنگ ایدئولوژیک از سوی اسلامگرایان است [2020 Oct] 
*قتل آموزگار در فرانسه؛ آيا لائيسیته فرانسوی مشوق اسلام‌هراسی است؟ [2020 Oct] 
*مذهب و سیاست [2020 Sep] 
*برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و اعتماد عمومی از دست رفته  [2020 Jul] 
*تتلو، پنجره‌ای باز به بحران جامعه ایرانی [2020 May] 
*ايران کرونا زده و سلاح هزل [2020 Apr] 
* زنان آتش به جان ايران چه فرياد می زنند ؟  [2019 Oct] 
*دهه شصت، کشتار مخالفان و پروپاگاندای جمهوری اسلامی: جای قربانی و جلاد عوض می‌شود [2019 Aug] 
*تابستان سياه ٦٧: سکوت‌ها چه می گويند؟  [2019 Aug] 
*همه نام های بهمن  [2019 Apr] 
*ملاقات ایرانی سیمون دوبووآر [2019 Feb] 
* مسئله دختران خیابان انقلاب فراتر از «سبک زندگی» است [2019 Jan] 
*آنچه ديدم و آنچه نديدم ‏  [2018 Jun] 
*ايرانيان و دونالد ترامپ [2018 Jan] 
*اعتراضات اخیر در ایران نشانِ قطع امید از امکان اصلاحات در این نظام است  [2018 Jan] 
*فکرو ذکر بنیادگرایان مذهبی، بدن زنان است [2016 Nov] 
*تعرضات جنسی در کلن: نقطه های تاريک [2016 Jan] 
*چرا کالای پیشنهادی اسلامگرایان برای برخی از جوانان جذابیت دارد؟ [2015 Feb] 
*نقش بر خون [2015 Jan] 
*حجاب ، دروغ و آزادی های يواشکی [2014 Jun] 
*برهنگی گلشيفته  [2012 Jan] 
*ماجرای استراس کان و رابطه‌ی قدرت و سکس [2011 May] 
* قبای دفاع از خلق فلسطين و دم خروس يهودی ستيزی !  [2011 May] 
*فمينيسم اسلامی، ابداع غرب، گفت‌وگوی هفته‌نامه چارلی هبدو فرانسه با شهلا شفيق [2011 May] 
*مبارزه برای حقوق زنان، اهرمی پايه ای برای رسیدن به دموکراسی بوده و خواهد بود  [2011 Mar] 
*سخنی از عشق که می ماند [2011 Jan] 
*انقلاب 1357تا چه شد که در مستی ...  [2010 Feb] 
* از ميرزاده عشقی تا مجيد توکلی ها [2009 Dec] 
*ما ، احسان و کردستان و ... [2009 Nov] 
*اشک های نازک افشار ، بُهت کلوتيد ريس و ملال رنجبار زيد آبادی [2009 Aug] 
*جهاد "توبه" و جنبش های مدنی [2009 Aug] 
*جنبش اعتراضی و زنان [2009 Jul] 
*امروز [2009 Jun] 
*از پس‌لرزه سرد انتصابات [2009 Jun] 
*از تب سبز انتخابات اسلامی ! [2009 Jun] 
*از سرخی گلهای حجاب زهرا رهنورد [2009 May] 
*زهر بهر کدام دشمن و مهره بهر کدام دوست؟ [2008 Mar] 
*بر ما چه می‌رود؟  [2008 Feb]