دوازدهم فروردین روز فریب ملت ایران
منوچهر تقوی بیات

 

امروز ملت ایران پس از نزدیک به چهل سال دروغ و دغل و حق کشی ملایان به ژرفای این فریب پی برده اند. رهبران حکومت اسلامی از بالا تا پایین با کمال بی شرمی از طریق رسانه های اجتماعی به مردم دروغ می گویند. ولی فقیه آقای خامنه ای در نخستین روز از سال ۱۳۹۷ در روز روشن در اجتماع زائران و مجاوران حرم امام رضا بی هیچ شرم و ننگی می گوید: « عدّه‌ای بی‌انصافی میکنند؛ از آزادی موجود استفاده میکنند و بدروغ میگویند آزادی وجود ندارد؛ رادیوهای بیگانه و تبلیغات بیگانه هم سخن آنها را بازتاب میدهند. واقع قضیّه این نیست؛ امروز در کشور ما آزادی فکر هست، آزادی بیان هست، آزادی انتخاب هست؛ هیچ‌کس به‌خاطر اینکه فکرش و نظرش مخالف نظرِ حکومت است، مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمیگیرد...»

گویی که ایشان خبر ندارند که مردم در سراسر کشور از طرف نیروهای انتظامی و پلیس مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، دستگیر و در زندان شکنجه و کشته می شوند. هر سال گزارشگران حقوق بشر از ستم ها و کشتارهای حکومت ایران  در زندان ها گزارش های طولانی منتشر می کنند. به گزارش وب سایت سازمان ملل، عاصمه جهانگیر گزارشگر حقوق بشردر ایران روز ۲۰‌ دی ماه گفته است، زندانیان عقیدتی که دست به اعتصاب غذای طولانی مدت زده‌اند در وضعیت نگران کننده ای هستند.

این حکومت از نخستین روز با دروغ و ریا برپا شد. همه ی سخنانی که آیت الله خمینی در پاریس گفته بود در این نزدیک به چهل سال خلافش را ملت ایران دیده و تجربه کرده است. حنای ولایت فقیه در ایران دیگر رنگی ندارد. در همه پرسی روزهای دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸ فریب چنین آغاز شد؛ آقای خمینی  رهبر جمهوری اسلامی بر خلاف همه ی همه پرسی های جهان در رأی مردم با سخنان زیر دخالت و همه پرسی را به نفع جمهوری اسلامی مخدوش کرد. او از رسانه ی رسمی حکومتی چنین گفت: «این جانب به جمهوری اسلامی رأی می دهم و از شما هم می خواهم كه به آن رأی دهید.» این خنده دار ترین نوع رأی گیری در یک همه پرسی است. جالب آن است که در آن روز کسی نمی دانست جمهوری اسلامی چیست و چه قوانینی را در بر می گیرد؟ زیرا در بالای برگه های رأی گیری نوشته شده بود؛ " تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت." این بزرگترین تقلب انتخاباتی در طول تاریخ جهان بود که در ایران انجام گرفت. ملتی به حکومتی رأی دادند که از چند و چون قوانین آن هیچ آگاهی نداشتند. کسی نه شکل چنین حکومتی را می شناخت و نه هنوز ملت ایران قانونی برای آن نوشته بود. آقای خمینی با هر شکل و محتوایی از حکومت که در جهان شناخته شده بود مخالفت کرد و گفت: «... رأی بدهید به جمهوری اسلامی، نه یك حرف زیادتر و نه یك حرف كمتر ...». دکترکاظم سامی پاک ترین و صمیمی ترین روشنفکر مسلمان و ملی پس از دیدار آقای خمینی در پاریس شیفته ی سخنان فریب کارانه ی او شده بود. او که پیش ازرفتن به پاریس دیده بود و می دانست آقای خمینی به زبان فارسی نمی تواند درست بنویسد و یا درست سخن بگوید، می گفت: " آقا در پاریس دستش را روی کاغذ می گذارد و به سرعت یک اعلامیه ی مهم صادر می کند." او پس از یک گفت و گوی طولانی نتوانست خمینی را متقاعد تا مصرف مواد مخدر را منع کند. دکتر سامی پس از پی بردن به ماهیت خمینی پیش از آن که دولت بازرگان استعفا دهد، از وزارت بهداشت کناره گیری کرد. او تا آذر ماه ۱۳۶۷ به افشاگری درباره ی خمینی و ماهیت او پرداخت، اما آدمکشان خمینی در روز چهارشنبه دوم آذر ماه ۱۳۶۷ او را در مطبش به خاک و خون کشیدند.

دکتر سامی، ملی مذهبی ها و ملت ایران، فریب خمینی و شعبده بازی ها و دروغ های او را خوردند. تنها کسی که پیش از همه پرسی ۱۲ فروردین با جمهوری اسلامی مخالفت کرد، دکتر مصطفی رحیمی بود. او دو ماه نیم پیش از همه پرسی در نامه ی بسیار خردمندانه و دلیرانه ای به آقای خمینی نوشت: « عبارت "جمهوری اسلامی" اصطلاحی است بسیار مبهم كه هركس از آن برداشتی منطبق با افكار خود دارد. به طوری كه كمتر دو نفری می توان یافت كه از آن استنباط واحدی داشته باشند.» دکتر مصطفی رحیمی تنها کسی بود که زنگ خطر را بسیار داهیانه به صدا در آورد اما گویی همه ی اندیشمندان و روشنفکران و سیاسی های ایران کور و کر بودند: « اگر تقدیر نفرین کرد یا شیطان فسون، هر دست یا دستان، صدایی بر نیامد از سری زیرا همه ناگاه سنگ و سرد گردیدند. ( مهدی اخوان ثالث)». البته امروز همه فهمیده اند که تقدیر نبود بلکه سیاست خارجی بود که به رهبری "شیطان بزرگ" ملت ایران را فریب داد. رمزی کلارک وزیر دادگستری پیشین آمریکا، میشل فوکو فیلسوف فرانسوی، بی بی سی و دیگر رسانه های ارتباط جمعی دنیای غرب به حمایت از خمینی برخاستند و تلاش های ملت ایران را برای دستیابی به دموکراسی و استقلال عقیم کردند.

برگه های انتخاباتی هم بر خلاف همه جای دنیا یک رنگ و نامشخص نبود. برگه های؛ "آری" به رنگ سبز بود و برگه های؛ "نه" به رنگ قرمز بود که رأی دهندگان مخالف در برابر چشم طرفداران مسلح حکومت اسلامی جرأت نمی کردند برگه قرمز را در صندوق ها بیندازند. 

 

در همه جای دنیا صندوق های رأی گیری قفل و بست و مهر وموم و نگهبانی مطمئن ویژه ای دارد. در مکان های محفوظی از طرف معتمدین حزب ها و انجمن های گوناگون محافظت می شود. رأی گیری دور از چشم مأموران محل رأی گیری و طرفداران حزب های مختلف و در پشت پرده هایی صورت می گیرد که کسی ورقه های رأی و یا نوشتن رأی دهنده را نبیند. شیوه ی رأی گیری و محافظت از صندوق های رأی گیری در همه پرسی فروردین ۱۳۵۸ از رنگ برگه های رأی گیری و نوشته های روی برگه ها هم مسخره تر و خنده دار تر بود. از زبان خود آقای خامنه ای بشنوید؛ درسندی که مرکز اسناد انقلاب اسلامی – دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای منتشر کرده است چنین آمده است: « خاطره رهبر معظم انقلاب از ۱۲ فروردین ۵۸ ... من در راه بلوچستان كه روز رأى‌گیرى بود، در فرودگاه بچه‌هاى حزب‌الهى و داغ كرمان آمدند، صندوق را آوردند چند تا صندوق بود، هر كدام مى‌خواستند كه بیاورند من تویش رأى بیاندازم.

 

نمونه ای از صندوق هایی که در فرودگاه بچه‌هاى حزب‌الهى و داغ كرمان پیش آقای خامنه ای بردند!

آنها هم من را مى‌شناختند... خاطره‌اى كه فقط اشاره مى‌كنم مخالفتهایى است كه با رأى‌گیرى به این شكل وجود داشت كه از طرف جناحهاى مختلف این مخالفتها بود همه هم خودشان را بعدها نشان دادند... در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اكثریت قریب به اتفاق مردم یعنی ۲/۹۸ درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد...در این روز مقدس حكومتی شكل گرفت كه شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود...  این عبارت ملكوتی كه به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد كشیده شده بود،...». 

این عکس از رایانه تورجان آورده شده است 

عبارت "جمهوری اسلامی" از بهمن ۱۳۵۷ به بعد ابداع شد. از آن روزها فیلم ها و سندهای فراوانی هست که دروغ بودن سخنان خامنه ای را آشکار و رسوا می سازد. حتا در درازای سال ۱۳۵۷ تا بهمن ماه در تظاهرات در همه جا، شعارها کاملن غیرمذهبی بود، یک آخوند در میان مردم نبود، آن ها مشغول کاسبی خود بودند. گاه گاهی در دست برخی از تظاهرکنندگان عکس مصطفی خمینی یا عکس آخوند دیگری مانند آیت الله سعیدی یا آیت الله غفاری که در زندان کشته شده بودند، دیده می شد. تا پیش از ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ که آیت الله خمینی به ایران آمد کسی شعار جمهوری اسلامی از دهان کسی نشنیده بود. شعار جمهوری اسلامی پس از آمدن آقای خمینی به ایران کم کم در دهان مردم گذاشته شد. وگرنه " در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی" آخوندها در کنار شاه بودند و از او پشتیبانی می کردند. از سال ۱۳۴۱ که شاه اصلاحات ارضی کرد و اوقاف را از تصرف ملایان خارج کرد، آخوندها با شاه درافتادند.

منوچهر تقوی بیات

استکهلم ـ دوازدهم فروردین ۱۳۹۷ خورشیدی برابر یکم آوریل ۲۰۱۸ میلادی

 

منبع:پژواک ایران


منوچهر تقوی بیات

فهرست مطالب منوچهر تقوی بیات در سایت پژواک ایران 

* استبداد دینی ی امروز، نتیجه ی استبداد سلطنتی است  [2018 Sep] 
*نقش دین و مذهب در تاریخ [2018 Aug] 
*رضا خان اجرا کننده ی قرارداد ۱۹۱۹ [2018 Jun] 
* حزب چپ ایران یا اتحاد فدایی ها؟ [2018 Apr] 
*دوازدهم فروردین روز فریب ملت ایران [2018 Apr] 
*فدرالیسم؛ کلاهی که برای سر ما ایرانیان گشاد است!  [2018 Mar] 
*جبهه ملی یک مفهوم فلسفی است!  [2018 Mar] 
*انقلاب راهی برای دستیابی به حقوق شهروندی و حق حاکمیت ملی [2018 Feb] 
*درباره ی سخنرانی و گفتگو در کلن آلمان، پیرامون جنبش سراسری در ایران  [2018 Feb] 
*تفاوتی هست یا نیست؟ [2018 Jan] 
*در باره ی «کارزار حاکمیت ملی و مردمی در ایران» [2017 Nov] 
*چرا ما و مردمانِ میهن ما به چنین روزِ سیاهی دچار شده‌ایم؟ چاره‌ی رهاییِ میهنِ ما از چنین بن‌بستی چیست؟  [2017 Sep] 
*علی گدا در «مأموریت آزار مردم»  [2017 Aug] 
*کدام ملت بدون تغییر حکومت مشکل خود را حل کرده است؟ [2017 Jun] 
*نامه ی سرگشاده به آقای محمد رضا عالی پیام؛ آقای هالو  [2017 Apr] 
*پهلو‌ی‌ها هم مانند جمهوری‌اسلامی ننگ تاریخ ایرانند [2017 Mar] 
*فال در دیوان حافظ [2017 Feb] 
*سیاسی شدن یا خرد ورزیدن؟ [2017 Jan] 
*کودتای ترکیه هدیه ی الهی بود! [2016 Jul] 
*یادداشتی بر یادداشت خسرو سیف [2016 May] 
*«حکومت اسلامی»، نیکلا هِنَن، خبرنگار فرانسوی اسیر شده را آزاد کرد! [2015 Dec] 
*ملی می تواند ناسیونالیست نباشد! [2015 Jun] 
*غزل ۹۴ ؛ عشق بیکران حافظ به مردم  [2015 Apr] 
*آقای محمد امینی! ما فاتحان شهرهای رفته بربادیم.  [2014 Dec] 
*میهن دوستی دکتر محمد مصدق [2014 Dec] 
*فیلم بزرگداشت دکتر مصدق در احمدآباد؛ ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ [2014 Dec] 
*خودی ها و خودمانی ها، نگاهی به «جامعه شناسی خودمانی» [2013 Nov] 
*کودتاهای ویرانگر؛ شکستی سه گانه [2013 Aug] 
*آیا جبهه ملی آرزویی دست نیافتنی است؟ [2013 Aug] 
*آش ملاعلی یا انتخابات؟ [2013 Jun] 
*کالای خارجی دشمن اصلی ما ایرانیان است [2012 Sep] 
*میعادگاه عاشقان ایران !  [2011 Sep] 
*آیا آزادی و استقلال ما با شیوه ی اندیشیدن و زندگی ما کار دارد؟ [2011 Apr] 
*جنبش سبز و کیستی ملی و ایرانی ما  [2011 Jan] 
*حافظ رند ازلی [2010 Nov] 
*چرا با خرد جمعی خود برای نگهبانی جان و آزادی خود، هم پیمان نمی‌شویم؟  [2010 Oct] 
*آزادی که نباشد نه استقلال هست و نه عدالت ! [2010 Oct] 
*حافظ رند و شیخ پشمینه پوش (غزل ۴۳۸ ) [2010 Jun] 
*توطئه ی رد «تئوری توطئه» [2010 Apr] 
*جنگ برای مردم ما نکبت و برای دشمنان ملت ایران نعمت است !  [2010 Feb] 
*دکتر مصدق ملی بود و به ملت ایران باور داشت، نه به ولایت فقیه !  [2009 Dec] 
*۲۸ مرداد ۳۲ نخسین سنگ بنای انقلاب سبز  [2009 Aug] 
*دو دزد رأی مردم را دزدیدند! [2009 Jul] 
*اندیشیدن به سرنوشت مردم ایران [2009 Jun] 
*خیمه شب بازی تکراری و محمد ملکی گلادیتوری گرفتار در قفس درندگان وحشی [2009 May] 
*محمود دولت آبادی زنده بودن خود را اعلام کرد ! [2009 May] 
*حافظ صاحب نظر؛ رند نظر باز! [2009 Mar] 
*مسئله ی حزب و حکومت های دست نشانده در ایران [2008 Apr] 
*دانشجویان چپ ، دانشجویان راست  [2007 Dec]